{"name":"گاهنامهٔ مشروطه","about":"The public encyclopedia of the Iranian Constitutional Revolution (Mashruteh): events, people, decrees, the 1906 constitution, and the years that followed.","aboutFa":"دانشنامهٔ همگانی انقلاب مشروطهٔ ایران. رویدادها، رجال، فرمان‌ها و قانون اساسی این جنبش، و سال‌هایی که از پی آن آمد.","calendars":{"primary":"hijri-shamsi","also":["imperial-shahanshahi (shamsi + 1180)","gregorian"]},"endpoints":{"catalog":"https://mashrooteh.org/api/catalog","full":"https://mashrooteh.org/api/full","llms":"https://mashrooteh.org/llms.txt","fullMarkdown":"https://mashrooteh.org/llms-full.txt","feed":"https://mashrooteh.org/feed.xml","entry":"https://mashrooteh.org/api/entries/{person|event|monarch|period}/{id}","entryMarkdown":"https://mashrooteh.org/api/entries/{kind}/{id}?format=md"},"counts":{"people":83,"events":111,"monarchs":14,"periods":13,"sources":13},"people":[{"id":"mozaffar-person","name":"مظفرالدین‌شاه","titles":["شاه ایران"],"aliases":["مظفر الدین","مظفرالدین شاه","مظفرالدین‌شاه"],"died":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":18,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":8},"summary":"شاه بیمار و سفرکننده. فرمان را امضا کرد چون بست و مهاجرت او را در تنگنا گذاشت، نه چون مشروطه‌خواه بود. با مجلس سر ستیز نداشت. پسرش عکس اوست.","role":"شاه فرمان و قانون اساسی","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"فرمان مشروطه و مرگ شاه","text":"کسروی او را با مجلس سازگار می‌بیند. سستی اراده را عیب می‌داند، کینه‌توزی با قانون را نه."},{"sourceId":"nazem","locus":"صدور فرمان","text":"ناظم‌الاسلام فرمان را محصول فشار می‌نویسد. شاه را نقطهٔ ضعف دربار می‌داند، نه معمار آزادی."}],"eventIds":["farman","constitution-signed","shabnameh-arrests-1319","forged-najaf-takfir-atabak"],"relatedPersonIds":["ain-al-dowleh","mohammad-ali-person"],"monarchId":"mozaffar-al-din","born":{"solarYear":1232,"gregorianYear":1853},"origin":"دارالخلافه تهران؛ فرزند چهارم ناصرالدین‌شاه قاجار از شکوه‌السلطنه.","family":"دودمان قاجاریه؛ نزدیک به چهار دهه در تبریز ولیعهد بود و پس از او فرزندش محمدعلی میرزا به تخت نشست.","socialClass":"پادشاهی مطلقه قاجار؛ پادشاهی علیل، اهل تسامح و مقروض به بانک‌های خارجی.","importance":"صدور فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ و توشیح قانون اساسی ۵۱ ماده‌ای در واپسین روزهای حیات به نام او در تاریخ ثبت شده است.","life":[{"title":"دوران ولیعهدی و صدارت‌های متزلزل","body":"مظفرالدین‌شاه نزدیک به چهل سال در دارالسلطنه تبریز در انتظار سلطنت به سر برد و در این مدت با خوی گشاده‌دستانه و بدهی‌های سنگین به تجار آذربایجان زیست. با ترور ناصرالدین‌شاه در اردیبهشت ۱۲۷۵ به تخت نشست. در دوره ده ساله پادشاهی او، صدارت میان چهره‌های رقیب چون امین‌الدوله، امین‌السلطان و عین‌الدوله دست به دست شد و کشور برای تأمین مخارج دربار و سه سفر پرهزینه اروپایی، در باتلاق وام‌های سنگین روسیه و بریتانیا و تعرفه‌های گمرکی مستشاران بلژیکی فرو رفت."},{"title":"بحران‌های مدنی و صدور فرمان مشروطیت","body":"با اوج‌گیری خشم عمومی از استبداد صدارت عین‌الدوله و فاجعه اسارت دختران قوچان، حوادث فلک تجار قند و هجرت صغری و کبری رقم خورد. مظفرالدین‌شاه برخلاف فرزندش محمدعلی میرزا، فاقد قساوت خونریزانه بود؛ وی در برابر تحصن ۱۴ هزار نفری مردم در باغ سفارت انگلیس و هجرت مراجع به قم تسلیم شد و در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ دستخط تاریخی تأسیس مجلس شورای ملی را امضا کرد. سرانجام در ۹ دی همان سال در بستر احتضار متن ۵۱ اصل قانون اساسی را توشیح نمود و پنج روز بعد درگذشت."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1275,"solarMonth":2,"gregorianYear":1896,"gregorianMonth":5},"title":"جلوس بر تخت سلطنت","text":"آغاز پادشاهی در پی قتل ناصرالدین‌شاه قاجار."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":14,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":5},"title":"صدور فرمان مشروطه","text":"امضای دستخط تأسیس مجلس شورای ملی."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":9,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":30},"title":"توشیح قانون اساسی","text":"امضای ۵۱ اصل نظام‌نامه اساسی در بستر مرگ."}]},{"id":"mohammad-ali-person","name":"محمدعلی‌شاه","titles":["شاه ایران","ولیعهد تبریز"],"aliases":["محمد علی شاه","محمدعلی میرزا","محمد علی میرزا"],"died":{"solarYear":1304,"solarMonth":1,"solarDay":16,"gregorianYear":1925,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":5},"summary":"ولیعهدی‌اش در تبریز با بدنامی نزد آزادیخواهان گذشت. شاهی‌اش با بی‌اعتنایی به مجلس آغاز شد و با توپ لیاخوف به استبداد صغیر رسید. خلع شد، به روسیه رفت، و یک‌بار برای بازگشتن کوشید و شکست خورد.","role":"شاه کودتا و استبداد صغیر","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"بدیهای محمدعلی میرزای ولیعهد؛ گفتار یازدهم","text":"کسروی دشمنی او با مشروطه را از تبریز پیش از تاجگذاری می‌نویسد. تاجگذاری را نمایش بی‌پروایی می‌داند، نه تغییر کیش."},{"sourceId":"browne","locus":"سلطنت ۱۹۰۷–۱۹۰۹","text":"براون شاه را وابسته به روس می‌بیند. کودتا را با چراغ سبز سفارت‌ها می‌نویسد، به‌ویژه پس از قرارداد ۱۹۰۷."},{"sourceId":"malekzadeh","locus":"باغشاه","text":"ملک‌زاده او را قاتل پدر می‌داند. این داوری پسر است؛ واقعهٔ قتل در باغشاه را دیگران هم نوشته‌اند."}],"eventIds":["majlis-bombarded","tabriz-siege","tehran-opened","ahmad-enthroned","tabriz-prim-riot-1282"],"relatedPersonIds":["liakhov","sheikh-fazlollah","amir-bahador"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1251,"gregorianYear":1872},"origin":"دارالسلطنه تبریز؛ پرورش‌یافته در دربار ولیعهدی آذربایجان و مستشاران روسی.","family":"فرزند مظفرالدین‌شاه از تاج‌الملوک (دختر امیرکبیر)؛ پدر سلطان احمدشاه قاجار.","socialClass":"پادشاهی مستبد قاجار؛ چهره شاخص استبداد نظامی و روس‌گرایی دربار.","importance":"عامل اصلی کودتای ۲ تیر ۱۲۸۷، به توپ بستن مجلس شورای ملی و آغاز دوران خونین استبداد صغیر.","life":[{"title":"حکومت آذربایجان و خوی خودکامه","body":"محمدعلی میرزا در دوران طولانی ولایتعهدی در تبریز، با تشکیل قشون ایلی و اتکا به آموزگاران روسی چون سرگی شابشال، روحیه‌ای سرکوبگر و خودرأی یافت. او از نخستین روزهای برپایی انجمن تبریز با آن به مخالفت برخاست و در ایام تاجگذاری در تهران، با دعوت نکردن نمایندگان مجلس به دربار، دشمنی بنیادین خود را با حکومت قانون آشکار ساخت."},{"title":"کودتای بهارستان و استبداد صغیر","body":"پس از ترور اتابک و سوءقصد نافرجام دوشان‌تپه، محمدعلی‌شاه به باغشاه رفت و با صدور مانیفست «راه نجات و امیدواری»، بریگاد قزاق را به فرماندهی کلنل لیاخوف مأمور به توپ بستن مجلس و ویرانی بهارستان نمود. او در باغشاه آزادی‌خواهانی چون ملک‌المتکلمین و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل را به دار آویخت و تبریز را به مدت یازده ماه به محاصره و قحطی کشاند."},{"title":"خلع و فرجام در تبعید","body":"با ورود مجاهدان شمال و سواران بختیاری به پایتخت در تیر ۱۲۸۸، محمدعلی‌شاه به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده شد. مجلس عالی بهارستان او را از سلطنت خلع کرد. وی به روسیه تبعید شد و سال‌ها بعد تلاشی نافرجام برای تجاوز نظامی و بازپس‌گیری تاج‌وتخت از طریق گمیشان و استرآباد انجام داد که با شکست قوایش درهم شکست و سرانجام در سان‌رموی ایتالیا درگذشت."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1},"title":"تاجگذاری در دارالخلافه","text":"آغاز پادشاهی بدون دعوت از نمایندگان مجلس شورای ملی."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"solarDay":2,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":23},"title":"به توپ بستن بهارستان","text":"آغاز دوران استبداد صغیر با فرماندهی کلنل لیاخوف."},{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":4,"solarDay":25,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":16},"title":"خلع رسمی از سلطنت","text":"تصویب خلع محمدعلی‌شاه در مجلس عالی پس از فتح تهران."}]},{"id":"ahmad-person","name":"احمدشاه","titles":["شاه ایران"],"aliases":["احمد شاه","سلطان احمدشاه","احمدشاه قاجار"],"died":{"solarYear":1308,"solarMonth":12,"solarDay":9,"gregorianYear":1930,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":28},"summary":"کودک دوازده‌ساله بر تخت. کارها با نایب‌السلطنه و سپس با سرداران گذشت. خودش به فرنگ دل بست و به نگاهداری تاج دل نداد؛ تا آنکه با رأی مجلس مؤسسان در آبان ۱۳۰۴ انتقال سلطنت به رضاشاه بزرگ به تصویب رسید.","role":"شاه صغیر پس از فتح تهران","judgments":[{"sourceId":"hedayat","locus":"ایام احمدشاه","text":"مخبرالسلطنه او را نرم و بی‌علاقه به رنج سلطنت می‌نویسد. این از درون دربار است."},{"sourceId":"kasravi-azarbaijan","locus":"سال‌های پس از ۱۲۸۸","text":"کسروی میدان را از آن مجاهدان و سپس آشوب ایالات می‌داند. شاه در حاشیه است."}],"eventIds":["ahmad-enthroned","russian-ultimatum"],"relatedPersonIds":["naser-al-molk"],"monarchId":"ahmad-shah","born":{"solarYear":1276,"gregorianYear":1898},"origin":"دارالخلافه تهران؛ پادشاه خردسال در دوران احیای مشروطیت.","family":"فرزند ارشد محمدعلی‌شاه قاجار؛ آخرین پادشاه سلسله قاجاریه.","socialClass":"شاه صغیر و نمادین قاجار؛ دور از اراده حکمرانی مقتدر.","importance":"آخرین پادشاه سلسله قاجار که دوران سلطنتش مقارن با مجلس دوم، اولتیماتوم روسیه، جنگ جهانی اول و کودتای ۱۲۹۹ بود.","life":[{"title":"سلطنت خردسالی و نیابت سلطنت","body":"پس از فتح تهران و خلع پدرش، سلطان احمد میرزای دوازده‌ساله با گریه و زاری بر تخت سلطنت مشروطه نشانده شد. اداره امور کشور در سال‌های نخست بر عهده نایب‌السلطنه‌ها (علیرضا خان عضدالملک و سپس ابوالقاسم خان ناصرالملک) قرار گرفت. دوران نوجوانی او با بحران‌های سهمگینی چون واقعه پارک اتابک، استخدام شوستر و اولتیماتوم ویرانگر روسیه تزاری در آذر ۱۲۹۰ همراه بود."},{"title":"جنگ جهانی اول و زوال سلسله قاجار","body":"با رسیدن به سن قانونی تاج‌گذاری کرد، اما با آغاز جنگ جهانی اول، خاک ایران به اشغال متفقین و عثمانی درآمد. احمدشاه به دلیل بی‌علاقگی به پذیرش مسئولیت‌های دشوار مملکت‌داری و ترجیح اقامت در اروپا، در برابر بحران قرارداد ۱۹۱۹ و اقدامات نجات‌بخش ملی سردار سپه منفعل ماند و سرانجام در آبان ۱۳۰۴ با مصوبه مجلس پنجم رسماً از سلطنت خلع و پادشاهی به رضاشاه بزرگ انتقال یافت."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":4,"solarDay":25,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":16},"title":"انتخاب به پادشاهی","text":"برگزیده شدن به سلطنت در ۱۲ سالگی توسط مجلس عالی بهارستان."},{"date":{"solarYear":1293,"solarMonth":4,"gregorianYear":1914,"gregorianMonth":7},"title":"تاج‌گذاری رسمی","text":"رسیدن به سن بلوغ قانونی در آستانه وقوع جنگ جهانی اول."},{"date":{"solarYear":1304,"solarMonth":8,"solarDay":9,"gregorianYear":1925,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":31},"title":"انقراض سلطنت قاجار","text":"تصویب ماده‌واحده خلع قاجاریه در مجلس شورای ملی."}]},{"id":"ain-al-dowleh","name":"عبدالمجید میرزا عین‌الدوله","titles":["عین‌الدوله","شاهزادهٔ قاجار","صدراعظم"],"aliases":["عین الدوله","عین‌الدوله","عبدالمجید میرزا","عین الدوله قاجار"],"died":{"solarYear":1306,"solarMonth":8,"solarDay":7,"gregorianYear":1927,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":30},"summary":"نوهٔ عباس میرزا و یکی از مقتدرترین رجال دربار مظفرالدین‌شاه. صدارت او با بست‌نشینی‌ها و صدور فرمان همزمان است. پس از خلع محمدعلی‌شاه نیز نامش در محاصرهٔ تبریز دوباره در میان است. نه هیولا است نه مصلح؛ مرد دستگاه است.","role":"صدراعظم آغاز جنبش؛ سپس فرماندهٔ سپاه دولتی بر تبریز","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ «بداندیشیهای عین‌الدوله»","text":"کسروی او را اصلاحگر نمی‌بیند. بداندیشی‌اش را آتش‌زنهٔ خیزش می‌شمارد و در استبداد صغیر نیز او را بر سر سپاه دولتی می‌گذارد. عنوان گفتار، خود داوری است."},{"sourceId":"nazem","locus":"رویدادهای سال ۱۳۲۴ قمری","text":"ناظم‌الاسلام عین‌الدوله را در برابر علما و بازرگانان بست‌نشین سرسخت می‌نگارد. گفتگو با او را بی‌حاصل می‌داند و گشایش را از جانب شاه می‌جوید، نه از صدراعظم."},{"sourceId":"hedayat","locus":"خاطرات رجال قاجار","text":"مخبرالسلطنه او را از تبار شاهزادگان مقتدر می‌نویسد؛ تکبر و خشونت زبانی‌اش را اهل دربار می‌شناختند. این خوی دربار است، نه کشف متأخر."}],"eventIds":["bast-abdolazim","farman","tabriz-siege"],"relatedPersonIds":["mozaffar-person","tabatabai","behbahani"],"monarchId":"mozaffar-al-din","born":{"solarYear":1224,"gregorianYear":1845},"origin":"شاهزاده مقتدر قاجار؛ نوه عباس میرزا نایب‌السلطنه.","family":"سلطان عبدالمجید میرزا عین‌الدوله؛ فرزند احمد میرزا عضدالدوله و داماد مظفرالدین‌شاه.","socialClass":"اشرافیت سنتی دربار؛ دیوان‌سالار خودکامه و زمین‌دار بزرگ.","importance":"صدراعظم سرسخت عهد مظفری که استبداد و انضباط مالی او جرقه مهاجرت صغری و کبری را زد و بعدها فرماندهی محاصره تبریز را بر عهده گرفت.","life":[{"title":"صدارت استبدادی و رویارویی با مشروطه","body":"عین‌الدوله با اتکا به خویشاوندی با شاه، پس از امین‌السلطان به صدارت رسید. او برای مهار کسری بودجه، برنامه‌های انقباضی ژوزف نوز بلژیکی را پیاده کرد و دست به تبعید طلاب و آزادی‌خواهان زد. در پی فلک بستن تجار قند و هجرت علما به شاه‌عبدالعظیم و قم، سرسختانه در برابر خواست عدالتخانه ایستادگی کرد تا آنکه در آستانه صدور فرمان مشروطه در مرداد ۱۲۸۵ عزل گردید."},{"title":"فرماندهی سپاه دولتی در محاصره تبریز","body":"در دوره استبداد صغیر، محمدعلی‌شاه او را در رأس سپاه دولتی برای سرکوب مقاومت تبریز گسیل داشت. عین‌الدوله ماه‌ها شهر را به محاصره درآورد اما در برابر دلاوری ستارخان و مجاهدان امیرخیز ناکام ماند و با ورود ارتش روس عقب نشست."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1282,"solarMonth":7,"gregorianYear":1903,"gregorianMonth":10},"title":"انتصاب به صدارت عظمی","text":"آغاز صدارت مقتدرانه در پی عزل امین‌السلطان."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":7,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":29},"title":"عزل از صدارت","text":"برکناری در اوج بحران مهاجرت کبری و تحصن سفارت انگلیس."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":5,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":8},"title":"محاصره تبریز","text":"فرماندهی قوای دولتی در رویارویی با ستارخان و باقرخان."}]},{"id":"amin-al-soltan","name":"میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان","titles":["اتابک اعظم","امین‌السلطان","صدراعظم"],"aliases":["اتابک","امین السلطان","امین‌السلطان","علی اصغر خان","اتابک اعظم"],"died":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":8,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":31},"summary":"چندبار صدراعظم ناصرالدین‌شاه و مظفرالدین‌شاه. مرد وام روس و تعرفه‌های گمرکی. پس از سفر فرنگ به صدارت محمدعلی‌شاه برگشت و همان سال به تیر عباس‌آقا تبریزی افتاد. کسروی او را دشمن در جامهٔ دوستی می‌خواند.","role":"صدراعظم سه‌پادشاه قاجار؛ کشتهٔ بهارستان","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ کشته شدن اتابک","text":"کسروی او را دشمن در جامهٔ دوستی می‌خواند. می‌نویسد با مجلس آشتی می‌جست اما در دل هوای استبداد داشت. کشته‌شدنش را پایان یک دوره از سیاست‌ورزی قاجار می‌داند."},{"sourceId":"nazem","locus":"کشته شدن اتابک","text":"ناظم‌الاسلام ترور اتابک را ضربه به شاه می‌داند. تیر عباس‌آقا را نتیجهٔ بی‌صبری تندروها می‌نویسد."},{"sourceId":"browne","locus":"Atabak-i A'zam","text":"براون اتابک را زیرک و پرپیچ‌وخم می‌بیند. گزارشش از او در لندن، مردی است که برای بازگشت به قدرت همه‌جا لابی می‌کرد."}],"eventIds":["atabak-killed","tobacco-export-monopoly","shabnameh-arrests-1319","forged-najaf-takfir-atabak"],"relatedPersonIds":["mohammad-ali-person","mozaffar-person"],"monarchId":"mozaffar-al-din","born":{"solarYear":1237,"gregorianYear":1858},"origin":"دارالخلافه تهران؛ خاندان ابراهیم خان امین‌السلطان (گرجی‌تبار).","family":"میرزا علی‌اصغر خان اتابک اعظم؛ فرزند پیشکار ارشد ناصرالدین‌شاه.","socialClass":"اشرافیت دیوانی و صدارت‌عظمای متأخر قاجار.","importance":"صدراعظم سه پادشاه قاجار، معمار وام‌های سنگین روسیه و امتیازات بزرگ اقتصادی، و مقتول ترور بهارستان.","life":[{"title":"صدارت‌های سه‌گانه و دیپلماسی وام","body":"در ۳۰ سالگی به صدارت ناصرالدین‌شاه رسید و لقب اتابک اعظم یافت. او در عهد ناصری و مظفری با مانور میان سفارتخانه‌های روس و انگلیس، امتیازات کشتیرانی کارون، بانک شاهنشاهی، انحصار تنباکوی رژی و وام‌های ۲۲.۵ و ۱۰ میلیون روبلی را منعقد ساخت. پس از عزل در ۱۲۸۲ ش، عازم سفر دور دنیا شد و از ژاپن و اروپا بازدید کرد."},{"title":"بازگشت به قدرت و ترور در بهارستان","body":"محمدعلی‌شاه او را برای مهار بحران مجلس اول به صدارت بازگرداند. او کوشید راهی بینابینی میان دربار و بهارستان بگشاید، اما فداییان انقلابی به او بدگمان ماندند و در شامگاه ۸ شهریور ۱۲۸۶ هنگام خروج از مجلس به دست عباس‌آقا صراف تبریزی (با هدایت حیدرخان عمواوغلی) به قتل رسید."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1267,"gregorianYear":1888},"title":"صدارت عهد ناصری","text":"رسیدن به صدارت عظمی در ۳۰ سالگی و اخذ لقب اتابک اعظم."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5},"title":"صدارت محمدعلی‌شاه","text":"بازگشت از فرنگ و تشکیل کابینه در دوره مجلس اول."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":8,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":31},"title":"ترور در بهارستان","text":"قتل در برابر صحن مجلس شورای ملی به دست عباس‌آقا تبریزی."}]},{"id":"amin-al-dowleh","name":"میرزا علی‌خان امین‌الدوله","titles":["امین‌الدوله","صدراعظم"],"aliases":["امین الدوله","امین‌الدوله","میرزا علی خان","میرزا علی خان امین الدوله"],"died":{"solarYear":1283,"gregorianYear":1904},"summary":"صدراعظم اصلاح‌طلب دوران مظفرالدین‌شاه پیش از اوج‌گیری جنبش. حامی تأسیس مدارس نو و استخدام بلژیکی‌ها برای گمرک. پیش از صدور فرمان مشروطه درگذشت. کسروی او را با حسرت یاد می‌کند.","role":"صدراعظم اصلاح‌گر پیش از مشروطه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"مقدمات بیداری؛ صدارت امین‌الدوله","text":"کسروی او را یکی از اندک‌شمار رجال قاجار می‌داند که معنی اصلاح را می‌فهمیدند. افسوس می‌خورد که دولت او زود افتاد و جای به اتابک داد."},{"sourceId":"adamiyat","locus":"فکر آزادی و صدارت امین‌الدوله","text":"آدمیت امین‌الدوله را در تبار رجال فراهانی و نوساز می‌گذارد. اصلاحات گمرک و پست را ابتکار او می‌شمارد، هرچند بعدها به دست نوز بلژیکی افتاد."}],"eventIds":[],"relatedPersonIds":["mozaffar-person","ain-al-dowleh"],"monarchId":"mozaffar-al-din","born":{"solarYear":1222,"gregorianYear":1844},"origin":"تهران؛ خاندان امینی و مجدالملک لواسانی.","family":"میرزا علی‌خان امین‌الدوله؛ فرزند میرزا محمد مجدالملک (نویسنده رساله مجدیه).","socialClass":"دیوان‌سالاران اصلاح‌طلب و نخبگان متجدد قاجار.","importance":"صدراعظم نواندیش مظفرالدین‌شاه، حامی ورود میرزا حسن رشدیه به تهران، بانی مدارس نوین و استخدام مستشاران بلژیکی.","life":[{"title":"اصلاحات اداری و معارفی","body":"امین‌الدوله با تکیه بر تربیت نوین، اداره پستخانه و گمرک را اصلاح کرد. در دوران کوتاه صدارتش (۱۲۷۶–۱۲۷۷ ش)، با اختصاص ملک شخصی خویش مدرسه رشدیه تهران را بنیاد نهاد و هیئت گمرکی بلژیک به ریاست ژوزف نوز را به ایران فراخواند تا به فساد اجاره‌داری مالیاتی پایان دهد."},{"title":"سقوط صدارت و انزوا","body":"سیاست‌های اصلاحی او با مقاومت دربار، درباریان مواجب‌بگیر و مخالفت سفرای روس و انگلیس مواجه شد. پس از عزل به املاک خود در لشت‌نشای گیلان رفت و پیش از صدور فرمان مشروطیت درگذشت."}]},{"id":"amir-bahador","name":"حسین‌پاشاخان امیربهادر جنگ","titles":["امیربهادر جنگ","وزیر دربار"],"aliases":["امیر بهادر","امیربهادر","امیربهادر جنگ","پاشاخان قره‌باغی"],"summary":"وزیر دربار محمدعلی‌شاه و از سرسخت‌ترین حامیان استبداد. خانهٔ او کانون مشورت ضد مشروطه بود. کسروی او را به نام تندروی دربار و بی‌باکی در سرکوب می‌آورد.","role":"وزیر دربار و فرماندهٔ قشون ضد مشروطه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"روزهای پیش از توپ بستن مجلس","text":"کسروی امیربهادر را دست راست شاه در مخالفت با مجلس می‌نویسد. او را نماد جناح نظامی و مستبد دربار می‌داند که هر مصالحه‌ای را رد می‌کرد."},{"sourceId":"malekzadeh","locus":"دربار محمدعلی‌شاه","text":"ملک‌زاده او را محرک اصلی شاه برای بمباران بهارستان می‌داند. روایت حزب مشروطه‌خواه است."}],"eventIds":["majlis-bombarded"],"relatedPersonIds":["mohammad-ali-person","liakhov"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1230,"gregorianYear":1851},"died":{"solarYear":1297,"gregorianYear":1918},"origin":"قره‌باغ قفقاز؛ نظامیان مهاجر دربار قاجار.","family":"حسین‌پاشاخان قره‌باغی؛ امیربهادر جنگ.","socialClass":"اشرافیت نظامی مستبد و کشیکچی‌باشی دربار.","importance":"وزیر دربار محمدعلی‌شاه و نماد جناح خشونت‌طلب و مستبد قاجار در جریان به توپ بستن مجلس.","life":[{"title":"سرکوبگری دربار","body":"امیربهادر جنگ فرماندهی قراولان خاصه شاه را در دست داشت. او در مجمع ۸ اردیبهشت ۱۲۸۵ صراحتاً از حکومت شمشیر و چکمه دفاع کرد و در واقعه باغشاه و کودتای ۲ تیر ۱۲۸۷ یکی از معماران اصلی ویرانی بهارستان بود."}]},{"id":"saad-al-dowleh","name":"میرزا جوادخان سعدالدوله","titles":["سعدالدوله","وزیر خارجه"],"aliases":["سعد الدوله","سعد‌الدوله","سعدالدوله","میرزا جواد خان سعدالدوله"],"summary":"دیپلمات باسابقهٔ قاجار و وزیر خارجه در دوران‌های بحرانی. در مجلس اول نمایندهٔ تهران بود و بعدها با دربار محمدعلی‌شاه سازش کرد. چهره‌ای خاکستری و اهل محاسبه.","role":"دیپلمات و وکیل مجلس اول؛ چهرهٔ میانه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"مجلس اول و رجال میانه","text":"کسروی او را مردی زیرک اما نااستوار در اصول می‌داند. می‌نویسد در روزگار مجلس اول تند بود و در روزگار شاه نرم."}],"eventIds":[],"relatedPersonIds":["mohammad-ali-person"],"monarchId":"mozaffar-al-din","born":{"solarYear":1235,"gregorianYear":1856},"died":{"solarYear":1309,"gregorianYear":1930},"origin":"خوی / تهران؛ دیپلمات‌های باسابقه وزارت خارجه.","family":"میرزا جواد خان سعدالدوله.","socialClass":"اشراف دیوانی متجدد و رجال سیاست خارجی.","importance":"وزیر تجارت کابینه عین‌الدوله، حامی بازرگانان در اعتراضات گمرکی، نماینده اول تهران در مجلس اول و رئیس‌الوزرای بعدی.","life":[{"title":"حمایت از تجار و تبعید به یزد","body":"در جریان مناقشات بازاریان با مسیو نوز از تجار پشتیبانی کرد که به خشم عین‌الدوله و تبعید تحقیرآمیز او به یزد انجامید. پس از صدور مشروطه، مردم تهران او را غیاباً به وکالت مجلس اول برگزیدند."}]},{"id":"naser-al-molk","name":"ابوالقاسم‌خان ناصرالملک","titles":["ناصرالملک","نایب‌السلطنه"],"aliases":["ناصر الملک","ناصرالملک","ابوالقاسم خان قراگوزلو","نایب السلطنه"],"summary":"دانش‌آموختهٔ آکسفورد، نخست‌وزیر و سپس نایب‌السلطنهٔ احمدشاه. اهل کتاب و ترجمه (مترجم اتللو و هملت)، اما در سیاست محتاط و متمایل به انگلستان. در انحلال مجلس دوم نقش اصلی را داشت.","role":"نایب‌السلطنهٔ احمدشاه؛ متمایل به لندن","judgments":[{"sourceId":"kasravi-azarbaijan","locus":"اولتیماتوم و بستن مجلس دوم","text":"کسروی او را مردی ترسو و تسلیم‌پذیر در برابر اولتیماتوم روس می‌داند که مجلس را بست تا پترزبورگ خشنود باشد."},{"sourceId":"browne","locus":"The Regent's Policy","text":"براون از تسلیم‌شدن ناصرالملک به خواسته‌های روس و انگلیس ابراز ناامیدی می‌کند، هرچند فرهنگ و دانش غربی او را می‌ستاید."}],"eventIds":["russian-ultimatum"],"relatedPersonIds":["shuster","ahmad-person"],"monarchId":"ahmad-shah","born":{"solarYear":1235,"gregorianYear":1856},"died":{"solarYear":1306,"gregorianYear":1927},"origin":"همدان؛ خاندان فئودال قراگوزلو.","family":"ابوالقاسم خان ناصرالملک؛ دانش‌آموخته دانشگاه آکسفورد انگلستان.","socialClass":"اشرافیت فئودال و دیپلمات‌های انگلوساکسون.","importance":"نایب‌السلطنه احمدشاه قاجار و مجری کودتای انحلال مجلس دوم در پی اولتیماتوم روسیه تزاری در ۱۲۹۰ ش.","life":[{"title":"نیابت سلطنت و بستن مجلس","body":"پس از مرگ عضدالملک به نیابت سلطنت رسید. وی که شخصیتی ادیب و مترجم آثار شکسپیر بود، در عرصه سیاست به شدت محافظه‌کار و تسلیم قدرت‌های بزرگ بود و در آذر ۱۲۹۰ با تعطیلی مجلس دوم، اولتیماتوم روسیه را پذیرفت."}]},{"id":"shapshal","name":"سرگی مارکویچ شابشال","titles":["شابشال","معلم روسی شاه"],"aliases":["شاپشال","شابشال","مسیو شابشال"],"summary":"معلم روسی و آجودان محمدعلی‌شاه از تاتارهای قره‌قویونلو یا قرائیم کریمه. در ترغیب شاه به سرکوب مجلس و تکیه بر قزاق‌ها دست داشت. پس از سقوط شاه به روسیه بازگشت.","role":"مشاور روسی و معلم محمدعلی‌شاه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"دربار محمدعلی‌شاه و نفوذ روس","text":"کسروی شابشال را ابزار دست سفارت روس برای هدایت شاه جوان به سوی خشونت و لغو مشروطه می‌نویسد."},{"sourceId":"browne","locus":"Russian Influence at Court","text":"براون حضور او را در کنار لیاخوف نشانهٔ تسلط غیرمستقیم پترزبورگ بر دربار تهران می‌داند."}],"eventIds":["majlis-bombarded"],"relatedPersonIds":["mohammad-ali-person","liakhov"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1252,"gregorianYear":1873},"died":{"solarYear":1340,"gregorianYear":1961},"origin":"کریمه (امپراتوری روسیه)؛ تاتار قرائیم.","family":"سرگی مارکویچ شابشال؛ معلم روسی ولیعهد.","socialClass":"مستشاران و افسران امنیتی امپراتوری تزاری.","importance":"محرک اصلی محمدعلی‌شاه در انحلال مشروطه و سازماندهی کودتای لیاخوف در سال ۱۲۸۷ ش.","life":[{"title":"آموزگاری شاه و کودتا","body":"در تبریز به عنوان معلم روسی محمدعلی میرزا منصوب شد و نفوذ روانی عمیقی بر او یافت. در تهران کانون توطئه‌های ضد مجلس در دربار بود و پس از خلع شاه به روسیه بازگشت."}]},{"id":"zell-e-soltan","name":"مسعود میرزا ظل‌السلطان","titles":["ظل‌السلطان","حاکم اصفهان"],"aliases":["ظل السلطان","ظل‌السلطان","مسعود میرزا"],"summary":"پسر ارشد ناصرالدین‌شاه و حاکم دیرپای اصفهان. ولیعهد نشد چون مادرش از خاندان قاجار نبود. در اصفهان دولتی در دولت ساخت. خوانندهٔ کسروی او را بیشتر از حاشیهٔ اصفهان می‌شناسد تا از صحن مجلس.","role":"شاهزادهٔ مقتدر اصفهان؛ رقیب کنارگذاشته‌شدهٔ ولیعهدی","judgments":[{"sourceId":"hedayat","locus":"رجال ناصری","text":"مخبرالسلطنه او را سهمگین و مال‌اندوز می‌نویسد. هیبتش در اصفهان بیش از مهرش در تهران بود."}],"eventIds":[],"relatedPersonIds":[],"monarchId":"naser-al-din","born":{"solarYear":1228,"gregorianYear":1850},"died":{"solarYear":1297,"gregorianYear":1918},"origin":"تهران / اصفهان؛ فرزند ارشد ناصرالدین‌شاه از عفت‌السلطنه.","family":"سلطان مسعود میرزا ظل‌السلطان؛ برادر بزرگتر مظفرالدین‌شاه.","socialClass":"شاهزادگان حاکم‌نشین و فئودال‌های بزرگ نظامی.","importance":"حاکم مقتدر و خودمختار اصفهان و ولایات جنوبی، آمر قتل حسینقلی خان ایلخانی و رقیب همیشگی صدارت در پایتخت.","life":[{"title":"حکمرانی بر نیمه جنوبی ایران","body":"نزدیک به سه دهه با قشون مجهز اختصاصی بر اصفهان و فارس فرمان راند. او برای تثبیت اقتدار خود حسینقلی خان بختیاری را در ۱۲۶۱ ش به قتل رساند و در غائله بهایی‌کشی ۱۲۸۲ برای تضعیف امین‌السلطان مسامحه نشان داد."}]},{"id":"sepahsalar","name":"میرزا حسین‌خان مشیرالدوله سپهسالار","titles":["مشیرالدوله","سپهسالار اعظم","صدراعظم"],"aliases":["میرزا حسین خان سپهسالار","سپهسالار","مشیرالدوله قزوینی"],"born":{"solarYear":1206,"gregorianYear":1827},"died":{"solarYear":1259,"solarMonth":6,"gregorianYear":1881},"summary":"صدراعظم نواندیش عهد ناصری، بنیان‌گذار دربار اعظم (هیئت وزرا)، مجالس عدلیه و طراح امتیاز رویتر. او کوشید با نهادسازی دیوانی موازنه امنیتی علیه روسیه ایجاد کند اما با تحریکات داخلی معزول شد.","role":"صدراعظم نوساز عهد ناصری؛ بنیان‌گذار کابینه هیئت وزرا","judgments":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"اندیشه ترقی و حکومت قانون","text":"آدمیت سپهسالار را از برجسته‌ترین دولتمردان اصلاح‌طلب ایران می‌داند که برای قانون‌مند ساختن قدرت کوشید."}],"eventIds":["darbar-azam","reuter-concession"],"relatedPersonIds":["malkom","mostashar-al-dowleh","ain-al-dowleh"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"قزوین / تهران؛ فرزند میرزا محمدنبی خان قزوینی.","family":"میرزا حسین خان مشیرالدوله سپهسالار.","socialClass":"اشرافیت دیوانی متجدد؛ صدراعظم اصلاح‌گر عهد ناصری.","importance":"بنیان‌گذار دربار اعظم (کابینه هیئت وزرا)، مجالس شش‌گانه عدلیه و طراح موازنه اقتصادی از طریق امتیاز رویتر.","life":[{"title":"سفارت استانبول و صدارت نوساز","body":"دوازده سال سفیر ایران در عثمانی بود و اصلاحات تنظیمات را از نزدیک مشاهده کرد. در ۱۲۵۰ ش به صدارت رسید، ساختار وزارت‌خانه‌ها را متحول ساخت و مجالس تنظیمات ولایتی را به راه انداخت."},{"title":"امتیاز رویتر و عزل در انزلی","body":"برای جلب سرمایه بریتانیا و موازنه در برابر توسعه‌طلبی ارضی روسیه امتیازنامه ۱۸۷۲ رویتر را منعقد ساخت؛ اما در بازگشت از سفر اول فرنگ در بندر انزلی با شورش درباریان و علما معزول گردید."}]},{"id":"amin-al-zarb","name":"حاج محمدحسن امین‌الضرب","titles":["امین دارالضرب","امین‌الضرب","حاج کمپانی"],"aliases":["محمدحسن اصفهانی امین‌الضرب","امین الضرب","امین‌الضرب"],"born":{"solarYear":1216,"gregorianYear":1837},"died":{"solarYear":1277,"gregorianYear":1898},"summary":"بزرگ‌تاجر ایران، رئیس ضرابخانه شاهنشاهی، بنیان‌گذار مجلس وکلای تجار و احداث‌کننده نخستین خط‌آهن تجاری کشور (محمودآباد).","role":"بزرگ‌تاجر و رئیس ضرابخانه؛ بانی مجلس وکلای تجار","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هفتم","text":"امین‌الضرب با درک نیاز اقتصاد بازار به امنیت و قانون، نخستین گام‌های تشکل صنفی تجار را برداشت."}],"eventIds":["majles-vokala-tojjar"],"relatedPersonIds":["amin-al-soltan","asadabadi"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"اصفهان؛ خاندان صرافان کهن اصفهانی.","family":"حاج محمدحسن امین‌الضرب؛ پدر حاج محمدحسین امین‌الضرب.","socialClass":"بورژوازی تجاری عالی‌رتبه و رئیس ضرابخانه دولتی.","importance":"نخستین سرمایه‌گذار مدرن صنعتی ایران، بانی مجلس وکلای تجار و احداث‌کننده نخستین خط‌آهن تجاری کشور در مازندران.","life":[{"title":"توسعه اقتصادی و دارالضرب","body":"ضرابخانه مرکزی پایتخت را مکانیزه کرد و در ۱۲۶۳ ش عریضه تأسیس مجلس وکلای تجار را به شاه داد تا امنیت مالکیت و دادگاه‌های تجاری را تثبیت کند."}]},{"id":"ehtesham-al-saltaneh","name":"محمودخان احتشام‌السلطنه","titles":["احتشام‌السلطنه","امیر تومان","رئیس مجلس اول"],"aliases":["احتشام السلطنه","احتشام‌السلطنه","محمود علامیر"],"born":{"solarYear":1241,"gregorianYear":1862},"died":{"solarYear":1314,"gregorianYear":1935},"summary":"دیپلمات برجسته، عضو کمیسیون عدالتخانه و دومین رئیس مجلس اول شورای ملی. او در جلسه دربار شجاعانه از مشروطیت و تفکیک قوا دفاع کرد و استبداد را منشأ سقوط سلطنت خواند.","role":"دیپلمات تجددخواه؛ رئیس مجلس اول شورای ملی","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هجدهم","text":"نطق احتشام‌السلطنه در ۸ اردیبهشت ۱۲۸۵ برای نخستین بار مفهوم مشروطیت و تفکیک قوا را درون دربار قاجار فریاد زد."}],"eventIds":["edalatkhaneh-commission","majlis-opened"],"relatedPersonIds":["ala-al-dowleh","ain-al-dowleh","tabatabai"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"تهران؛ ایل قاجار دولو.","family":"محمود خان علامیر؛ فرزند محمدرحیم خان علاءالدوله امیرنظام و برادر احمد خان علاءالدوله.","socialClass":"اشرافیت دیوانی تجددخواه و دیپلمات‌های برجسته قاجار.","importance":"مهم‌ترین چهره درون حاکمیت قاجار در تبیین تفکیک قوا و پادشاهی مشروطه و دومین رئیس مجلس شورای ملی اول.","life":[{"title":"نطق مشروطیت و ریاست مجلس","body":"در جلسه ۸ اردیبهشت ۱۲۸۵ در حضور عین‌الدوله از سلطنت مشروطه و تفکیک قوا دفاع کرد، امیربهادر را که حکم آخر را از آن شاه می‌خواست رد کرد، و گفت امروز به رضا بدهید آنچه را فردا پنجاه هزار تن به زور می‌گیرند. شاه او را به کمیتهٔ مرز عثمانی فرستاد. پس از صنیع‌الدوله به ریاست مجلس اول رسید."}]},{"id":"ala-al-dowleh","name":"احمدخان علاءالدوله","titles":["علاءالدوله","امیر تومان","حاکم تهران"],"aliases":["علاء الدوله","علاء‌الدوله","احمد خان قاجار دولو"],"born":{"solarYear":1237,"gregorianYear":1858},"died":{"solarYear":1290,"gregorianYear":1911},"summary":"حاکم مقتدر و سخت‌گیر تهران که فاحشه‌خانه‌ها را برچید و با فلک زدن سید هاشم قندی در دارالحکومه به تحریک رشدیه، جرقه‌ای شد برای اعتصاب بازار و هجرت صغری.","role":"حاکم مستبد و منضبط تهران؛ مجری فلک تجار قند","judgments":[{"sourceId":"nazem","locus":"چوب زدن تجار","text":"ناظم‌الاسلام او را حاکمی خشن اما ضدرشوه و از موجدان ناخواسته خیزش مشروطه می‌نویسد."}],"eventIds":["sugar-merchants-bastinado","bast-abdolazim"],"relatedPersonIds":["ehtesham-al-saltaneh","ain-al-dowleh","rushdiyeh"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"تهران؛ ایل قاجار دولو.","family":"احمد خان علاءالدوله؛ برادر بزرگتر احتشام‌السلطنه.","socialClass":"اشرافیت نظامی و حکام منضبط قاجار.","importance":"حاکم سخت‌گیر تهران که با فلک زدن بازرگانان قند در دارالحکومه به تحریک رشدیه، جرقه اعتصاب بازار و هجرت صغری را زد.","life":[{"title":"فلک تجار و آغاز جنبش","body":"در ۲۱ آذر ۱۲۸۴ به روایت رشدیه در واقعات اتفاقیه، با بهانهٔ گرانی قند چند تاجر آبرومند را فلک کرد تا بازار به علما بگرود و عین‌الدوله بیفتد. کارنامهٔ فارس او سفاک شهره نبود؛ این یک فقره استثنا شد و هجرت صغری را روشن کرد."}]},{"id":"joseph-naus","name":"مسیو ژوزف نوز","titles":["مسیو نوز","مدیرکل گمرکات","وزیر گمرکات"],"aliases":["مسیو نوز","نوز بلژیکی","ژوزف نوز"],"born":{"solarYear":1232,"gregorianYear":1853},"died":{"solarYear":1299,"gregorianYear":1920},"summary":"مستشار بلژیکی که عواید گمرک، پست و ضرابخانه را متمرکز کرد و به مقام وزارت رسید. تعرفه ۱۹۰۳ و عکس بالماسکه او در لباس روحانیت کانون خشم بازاریان و علما شد.","role":"وزیر بلژیکی گمرکات؛ نماد نفوذ اقتصادی بیگانگان","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"داستان نوز","text":"کسروی او را کارگزار بیگانگان و پایمال‌کننده منافع بازرگانان ایرانی می‌داند."}],"eventIds":["customs-tariff-1903","naus-masquerade-scandal","tabriz-prim-riot-1282"],"relatedPersonIds":["ain-al-dowleh","amin-al-soltan","behbahani"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"بلژیک؛ مستشار ارشد مالیه.","family":"مسیو ژوزف نوز بلژیکی.","socialClass":"تکنوکرات‌های خارجی در خدمت دربار قاجار.","importance":"وزیر گمرکات و طراح تعرفه ۱۹۰۳ که عکس بالماسکه او در لباس روحانیت کانون خشم عمومی در آستانه مشروطه شد.","life":[{"title":"گمرکات و بحران مشروعیت","body":"عواید گمرکی، پست و ضرابخانه را متمرکز کرد اما به دلیل اعمال تعرفه‌های سنگین و انتشار عکس بالماسکه، فتوای تحریم و تقاضای اخراج او صادر گردید."}]},{"id":"arbab-jamshid","name":"ارباب جمشید جمشیدیان","titles":["ارباب جمشید","تاجر مخصوص"],"aliases":["ارباب جمشید","جمشید جمشیدیان","ارباب جمشید یزدی"],"born":{"solarYear":1230,"gregorianYear":1851},"died":{"solarYear":1312,"solarMonth":10,"solarDay":16,"gregorianYear":1933},"summary":"صراف و بانکدار بزرگ زرتشتی دربار و حامی مالی عمده بست‌نشینان شاه‌عبدالعظیم و سفارت انگلیس، و نخستین وکیل غیرمسلمان مجلس اول شورای ملی.","role":"بانکدار و حامی مالی مشروطه؛ نماینده زرتشتیان در مجلس اول","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار چهاردهم","text":"ارباب جمشید نماد گذار اقلیت‌های مذهبی از حاشیه به متن حاکمیت ملی و مدنی ایران بود."}],"eventIds":["bagh-mikadeh","majlis-opened"],"relatedPersonIds":["ehtesham-al-saltaneh","yahya-dowlatabadi"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"یزد / تهران؛ جامعه زرتشتیان ایران.","family":"ارباب جمشید جمشیدیان.","socialClass":"بورژوازی صرافی و تجاری عالی‌رتبه.","importance":"پشتیبان مالی عمده مشروطه‌خواهان، عضو کمیته باغ میکده و نخستین وکیل غیرمسلمان مجلس شورای ملی اول.","life":[{"title":"صرافی و حمایت از مشروطه","body":"مخارج بست‌نشینان شاه‌عبدالعظیم و سفارت بریتانیا را تقبل کرد و به عنوان نماد ارتقای حقوق شهروندی اقلیت‌ها به مجلس اول راه یافت."}]},{"id":"zahir-al-dowleh","name":"علی‌خان قاجار ظهیرالدوله","titles":["ظهیرالدوله","صفاعلی"],"aliases":["علی خان ظهیرالدوله","ظهیرالدوله","صفاعلی"],"born":{"solarYear":1243,"gregorianYear":1864},"died":{"solarYear":1303,"gregorianYear":1924},"summary":"وزیر تشریفات دربار، داماد ناصرالدین‌شاه و سرسلسله دراویش صفی‌علیشاهی که انجمن اخوت را با تلفیق ساختار شبه‌ماسونی و برابری‌طلبی صوفیانه بنیاد نهاد.","role":"بنیان‌گذار انجمن اخوت؛ دولتمرد آزادی‌خواه","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار پنجم","text":"ظهیرالدوله با تأسیس انجمن اخوت، شاهزادگان و اصناف را بر سر یک سفره نشاند و فرهنگ مساوات مدنی را ترویج کرد."}],"eventIds":["anjoman-okhovvat","salar-al-dowleh-rebellion"],"relatedPersonIds":["ain-al-dowleh","salar-al-dowleh","amin-al-soltan"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"تهران؛ شاهزادگان قاجار.","family":"علی خان قاجار ظهیرالدوله؛ داماد ناصرالدین‌شاه و سرسلسله دراویش صفی‌علیشاهی.","socialClass":"اشرافیت متصوفه و دولتمردان آزادی‌خواه.","importance":"بنیان‌گذار انجمن اخوت و مروج برابری طبقاتی میان اعیان دربار و اصناف جامعه.","life":[{"title":"انجمن اخوت و مدنیت","body":"در ۱۲۷۸ ش انجمن اخوت را بنا نهاد و با تلفیق ساختار شبه‌ماسونی و درویشی، شاهزادگان و پیشه‌وران را بر سر یک سفره نشاند."}]},{"id":"moshir-al-dowleh","name":"میرزا نصرالله خان مشیرالدوله نایینی","titles":["مشیرالدوله","صدراعظم مشروطه","وزیر امور خارجه"],"aliases":["مشیرالدوله","میرزا نصرالله خان","میرزا نصرالله خان مشیرالدوله","نصرالله خان مشیرالدوله","مشیرالدوله نایینی"],"born":{"solarYear":1219,"gregorianYear":1840},"died":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":22,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":13},"summary":"نخستین صدراعظم حکومت مشروطه، وزیر امور خارجه کهنه‌کار و سرپرست تدوین اسناد اساسی مجلس اول و نظام‌نامه انتخابات.","role":"نخستین صدراعظم مشروطه و سازمان‌دهنده انتقال قانونی قدرت","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌ویکم","text":"مشیرالدوله نایینی دیوان‌سالاری اصلاح‌طلب بود که با جلب اعتماد توأمان دربار و متحصنان، گذار مسالمت‌آمیز به مشروطیت را ممکن ساخت."},{"sourceId":"nazem","locus":"تاریخ بیداری ایرانیان","text":"ناظم‌الاسلام صدارت او را آغاز گشایش کارها و پایان استبداد عین‌الدوله می‌داند."}],"eventIds":["dismissal-of-ayn-al-dowleh","farman","provisional-council-at-military-school","electoral-law-ratification","constitution-signed"],"relatedPersonIds":["hassan-pirnia","hossein-pirnia","mozaffar-person","ain-al-dowleh"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"نائین / دارالخلافه تهران.","family":"میرزا نصرالله خان مشیرالدوله نایینی؛ پدر حسن پیرنیا (مشیرالملک) و حسین پیرنیا (مؤتمن‌الملک).","socialClass":"دیوان‌سالاران حرفه‌ای و رجال اصلاح‌طلب وزارت امور خارجه.","importance":"نخستین صدراعظم مشروطه، سرپرست تدوین اسناد اساسی مجلس اول و سازمان‌دهنده انتقال مسالمت‌آمیز قدرت.","life":[{"title":"صدارت مشروطه و پایه‌گذاری نهادهای قانون","body":"با عزل عین‌الدوله صدارت را پذیرفت و با اعتمادسازی میان دربار و متحصنان، فرامین مشروطیت را ابلاغ کرد. او مجلس موقت مدرسه نظامی را برپا داشت و فرزندان حقوق‌دان خود را مأمور نگارش نظام‌نامه انتخابات نمود."}]},{"id":"salar-al-dowleh","name":"ابوالفتح میرزا سالارالدوله","titles":["شاهزاده سالارالدوله","حاکم لرستان و کردستان"],"aliases":["سالارالدوله","سالار الدوله","ابوالفتح میرزا","شاهزاده ابوالفتح میرزا"],"born":{"solarYear":1260,"gregorianYear":1881},"died":{"solarYear":1338,"gregorianYear":1959},"summary":"شاهزاده قاجار و برادر محمدعلی‌شاه که با سوءاستفاده از نام مشروطه و اتکا به عشایر غرب ایران دست به شورش مسلحانه زد و مدعی سلطنت شد.","role":"شاهزاده مدعی تاج‌وتخت و سرکرده طغیان ایلی غرب کشور","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وششم","text":"سالارالدوله با توهم تکیه بر ایلات لر سودای سلطنت کرد؛ اما مجلس اول یکپارچه در برابر او ایستاد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"تاریخ مشروطه ایران","text":"کسروی او را شاهزاده‌ای سبک‌سر می‌داند که آشوب‌هایش حاصلی جز خرابی ولایات غرب نداشت."}],"eventIds":["salar-al-dowleh-rebellion"],"relatedPersonIds":["mohammad-ali-person","zahir-al-dowleh","amin-al-soltan","farmanfarma-person"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"تبریز / تهران؛ شاهزادگان قاجار.","family":"ابوالفتح میرزا سالارالدوله؛ پسر سوم مظفرالدین‌شاه قاجار و برادر محمدعلی‌شاه.","socialClass":"شاهزادگان درباری صاحب تیول و مناصب ولایتی.","importance":"مدعی پادشاهی و سرکرده شورش‌های مسلحانه ایلیاتی در غرب ایران علیه نظام مشروطه.","life":[{"title":"طغیان زاگرس و نبرد نهاوند","body":"با اتکا به سواران ایلات لر سودای سلطنت کرد و به نهاوند تاخت؛ اما با پایداری مجلس و قشون دولتی شکست خورد و به کنسولگری بریتانیا در کرمانشاه پناه برد و سپس تسلیم دولت شد."}]},{"id":"farmanfarma-person","name":"عبدالحسین میرزا فرمانفرما","titles":["شاهزاده فرمانفرما","نصرت‌الدوله","وزیر عدلیه"],"aliases":["فرمانفرما","عبدالحسین میرزا","عبدالحسین میرزا فرمانفرما","شاهزاده فرمانفرما"],"born":{"solarYear":1236,"gregorianYear":1857},"died":{"solarYear":1318,"solarMonth":8,"gregorianYear":1939,"gregorianMonth":11},"summary":"شاهزاده مقتدر قاجار، نوه عباس میرزا، وزیر عدلیه و داخله در ادوار مشروطه و فرمانده مقتدر قشون غرب در بحران‌های ارومیه و سرکوب سالارالدوله.","role":"فرمانده نظامی و دولتمرد ارشد قاجار در ادوار مشروطه","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وهشتم","text":"فرمانفرما در غیاب ارتش منظم، تنها سرداری بود که توانایی سازماندهی سواران محلی برای مهار هجوم مرزی عثمانی در ارومیه را داشت."}],"eventIds":["salar-al-dowleh-rebellion","ottoman-incursion-urmia-1286","amin-al-soltan-atabak-return"],"relatedPersonIds":["amin-al-soltan","mohammad-ali-person","salar-al-dowleh"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"تبریز / تهران؛ شاهزادگان قاجار.","family":"شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما؛ نوه عباس میرزا نایب‌السلطنه.","socialClass":"اشرافیت مقتدر نظامی و دیوان‌سالاران ارشد قاجار.","importance":"وزیر عدلیه و داخله در ادوار مشروطه و فرمانده قشون غرب در مهار هجوم مرزی عثمانی به ارومیه و سرکوب طغیان سالارالدوله.","life":[{"title":"فرماندهی قشون غرب و وزارت عدلیه","body":"در بحران تجاوز عثمانی به ارومیه با سواران قزوینی و خمسه مرزهای غرب را حراست کرد و در کابینه اتابک و ادوار بعدی وزارت عدلیه و داخله را بر عهده داشت."}]},{"id":"moin-al-tojjar","name":"حاج محمدتقی معین‌التجار بوشهری","titles":["معین‌التجار","معین‌التجار بوشهری","وکیل‌التجار"],"aliases":["معین التجار","معین‌التجار","معین‌التجار بوشهری","حاج محمدتقی بوشهری"],"born":{"solarYear":1238,"gregorianYear":1859},"died":{"solarYear":1312,"gregorianYear":1933},"summary":"بازرگان برجسته جنوب، صاحب امتیاز خاک سرخ هرمز و کشتیرانی کارون، وکیل اول تجار تهران در مجلس اول و سخنور اصلی مبارزه با استقراض خارجی.","role":"سخنگوی اقتصادی تجار در مجلس اول و پیشگام تأسیس بانک ملی","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌ودوم","text":"معین‌التجار در صحن بهارستان صورت‌حساب‌های مالیاتی صدراعظم‌ها را افشا کرد و پرچمدار رد وام روس و انگلیس شد."}],"eventIds":["national-bank-initiative","majlis-opened","bast-in-british-embassy"],"relatedPersonIds":["amin-al-zarb","sani-al-dowleh","naser-al-molk"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"بوشهر / تهران؛ بازرگانان جنوب و خلیج فارس.","family":"حاج محمدتقی معین‌التجار بوشهری؛ صاحب امتیاز خطوط کشتیرانی کارون و جزایر هرمز.","socialClass":"کلان‌سرمایه‌داران تجاری و نمایندگان متنفذ بازار در پارلمان.","importance":"سخنور برجسته اقتصادی مجلس اول، پرچمدار رد استقراض خارجی از روس و انگلیس و طراح ایجاد بانک ملی.","life":[{"title":"نطق تاریخی در رد وام خارجی و طرح بانک ملت","body":"در آبان ۱۲۸۵ با ایراد نطقی مستند در صحن بهارستان، کسری بودجه ادعایی دولت را افشا کرد و با پیشنهاد تأسیس بانک ملی با سرمایه مردم، راه استقراض خارجی را بست."}]},{"id":"sultan-ali-vazir-afkham","name":"سلطانعلی‌خان وزیر افخم","titles":["وزیر افخم","رئیس‌الوزرا"],"aliases":["وزیر افخم","سلطانعلی خان","سلطانعلی‌خان"],"born":{"solarYear":1241,"gregorianYear":1862},"died":{"solarYear":1293,"gregorianYear":1914},"summary":"نخستین وزیر در تاریخ اداری ایران که عنوان رسمی رئیس‌الوزرا بر او اطلاق شد و صدارت کابینه گذار میان مشیرالدوله و اتابک را بر عهده داشت.","role":"رئیس کابینه موقت پس از استعفای مشیرالدوله","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وپنجم","text":"وزیر افخم نماینده ساختار سنتی دیوان بود که در برابر نظارت پارلمانی بهارستان تاب نیاورد و پس از استیضاح کنار رفت."}],"eventIds":["ministerial-responsibility-dispute","amin-al-soltan-atabak-return"],"relatedPersonIds":["mohammad-ali-person","naser-al-molk","amin-al-soltan","sani-al-dowleh"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"دارالخلافه تهران؛ مستوفیان و رجال سنتی دیوان قاجار.","family":"سلطانعلی‌خان وزیر افخم؛ از کارگزاران کهنه‌کار دربار مظفری.","socialClass":"اشرافیت دیوانی و دولتمردان سنتی.","importance":"نخستین وزیر در تاریخ اداری ایران که رسماً عنوان رئیس‌الوزرا بر او اطلاق شد و صدارت کابینه گذار را پس از استعفای مشیرالدوله بر عهده داشت.","life":[{"title":"کابینه گذار و استیضاح بهارستان","body":"پس از کناره‌گیری مشیرالدوله دولت موقت را تشکیل داد اما به دلیل عدم پاسخگویی به مطالبات نمایندگان، هدف استیضاح قرار گرفت و راه را برای صدارت اتابک هموار ساخت."}]},{"id":"eqbal-al-saltaneh-maku","name":"مرتضی‌قلی اقبال‌السلطنه ماکوئی","titles":["اقبال‌السلطنه"],"aliases":["اقبال‌السلطنه ماکوئی","مرتضی‌قلی اقبال‌السلطنه","اقبال‌السلطنه ماکو"],"summary":"حکمران ماکو. با مجاهدان خوی جنگید، در سکمن‌آباد پیروز شد، و به فرمانفرما تلگراف دفاعی نوشت. کسروی سال بعد سپاه او را بر تبریز می‌آورد.","role":"حکمران ماکو؛ هماورد مجاهدان خوی","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ جنگهای خوییان","text":"کسروی او را مدعی ماکو می‌نویسد که راه عریضه را بسته می‌دید و خوی را اجامر می‌خواند. داوری مورخ است."}],"eventIds":["sokmanabad-khoy-1286","tabriz-resistance-rahim-khan-1286","tabriz-siege"],"relatedPersonIds":["farmanfarma-person","mohammad-ali-person"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"ماکو؛ خاندان حکمران سرحد.","socialClass":"خوانین سرحدی آذربایجان.","importance":"هماورد مجاهدان خوی و سپس سپاه بر تبریز به روایت کسروی.","life":[{"title":"سکمن‌آباد","body":"تلگراف او به فرمانفرما دفاع از ماکو است و خوی را اجامر می‌خواند. متن را در ورقهٔ سکمن‌آباد بخوان."}]},{"id":"tabatabai","name":"سید محمد طباطبایی","titles":["آیت‌الله","مجتهد تهران"],"aliases":["طباطبایی","طباطبائی","سید محمد طباطبایی","سیدمحمد طباطبایی","آقا سید محمد"],"died":{"solarYear":1299,"solarMonth":10,"solarDay":8,"gregorianYear":1920,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":29},"summary":"یکی از دو سید تهران. نامه به عین‌الدوله و به شاه نوشت، به شاه عبدالعظیم و قم رفت، و مشروطه را از عدالتخانه به مجلس کشاند. کسروی او را صادق می‌خواند. این ستایش کسروی است، نه بی‌گناهی تاریخی.","role":"پیشوای روحانی مشروطه در تهران","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم و بحث روحانیت","text":"«دو سید راستی را مشروطه و قانون می‌خواستند.» کسروی طباطبایی را از بهبهانی نرم‌تر و بی‌شائبه‌تر می‌بیند. در گفتار پنجم می‌گوید کارشان ارجدار است و لغزش این بود که پس از فرمان مردم را راه ننمودند."},{"sourceId":"nazem","locus":"بست‌ها و مهاجرت‌ها","text":"ناظم‌الاسلام طباطبایی را محور نامه‌ها و بست‌نشینی علما می‌نویسد. روایت او تهرانی است و دو سید را در مرکز صفحه می‌گذارد."},{"sourceId":"browne","locus":"علمای مشروطه‌خواه تهران","text":"براون طباطبایی را مجتهد قانون‌خواه می‌شناسد و برای فرنگ گزارش می‌دهد که جنبش فقط غوغای بازار نیست."}],"eventIds":["bast-abdolazim","qom-migration","farman","majlis-bombarded","masjid-shah-1323","tabatabai-letter-to-ayn-al-dowleh"],"relatedPersonIds":["behbahani","sheikh-fazlollah","ain-al-dowleh","seyyed-jamal-vaez"],"monarchId":"mozaffar-al-din","born":{"solarYear":1221,"gregorianYear":1842},"origin":"تهران؛ خاندان سادات طباطبایی سنگلجی.","family":"میرزا سید محمد طباطبایی؛ فرزند سید صادق طباطبایی و پدر سید محمدصادق طباطبایی.","socialClass":"علمای طراز اول و مجتهدان نواندیش دارالخلافه تهران.","importance":"رهبر فکری و اخلاقی جنبش مشروطیت، بنیان‌گذار مدرسه اسلام، و پیشوای هجرت صغری و کبری.","life":[{"title":"نواندیشی دینی و تأسیس مدرسه اسلام","body":"طباطبایی از نادر مجتهدانی بود که آموزش نوین و تأسیس مدارس ملی را از فرایض زمانه می‌دانست. او مدرسه اسلام را برپا کرد و در گفتگوهای شبانه با ناظم‌الاسلام کرمانی در بهمن ۱۲۸۳ ش، شرط رهایی کشور را نه در عزل و نصب وزرا، بلکه در استقرار حکومت مشروطه، حاکمیت قانون اساسی و آگاهی توده مردم دانست و بستر تأسیس انجمن مخفی را فراهم کرد."},{"title":"رهبری هجرت‌ها و دفاع از مجلس","body":"در هجرت صغری به شاه عبدالعظیم و هجرت کبری به قم دوشادوش بهبهانی پیشگام بود و تأسیس عدالتخانه و مجلس را مطالبه کرد. در مجلس اول به عنوان پیشوای روحانی ناظر بر قانون‌گذاری حضور داشت و از شمول حقوق ملت و برابری همگان در برابر قانون دفاع نمود. پس از به توپ بستن مجلس دستگیر و به خراسان تبعید شد و پس از فتح تهران با احترام بازگشت."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12},"title":"هجرت صغری","text":"رهبری متحصنان در حرم حضرت عبدالعظیم."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7},"title":"هجرت کبری به قم","text":"خروج علما به قم برای فشار نهایی جهت صدور فرمان مشروطه."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6},"title":"تبعید پس از کودتای باغشاه","text":"دستگیری توسط قزاق‌ها و نفی بلد به خراسان."}]},{"id":"behbahani","name":"سید عبدالله بهبهانی","titles":["آیت‌الله","مجتهد تهران"],"aliases":["بهبهانی","سید عبدالله بهبهانی","سیدعبدالله بهبهانی","آقا سید عبدالله"],"died":{"solarYear":1289,"solarMonth":4,"solarDay":24,"gregorianYear":1910,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":15},"summary":"سید دیگر تهران. سیاسی‌تر از طباطبایی، و در بازار و انجمن‌ها دستش بازتر. پس از فتح تهران ترور شد. کسروی هر دو سید را صادق می‌خواند، اما بهبهانی را بیشتر مرد میدان سیاست می‌بیند تا مرد نامه.","role":"پیشوای سیاسی‌تر روحانیان مشروطه‌خواه تهران","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"همدستی دو سید","text":"کسروی جنبش را کار دو سید می‌داند و به کتابهایی می‌تازد که مشیرالدوله را بنیادگذار ستوده‌اند. بهبهانی را در این زوج، یال سیاست می‌گذارد."},{"sourceId":"nazem","locus":"انجمن‌ها و بست‌ها","text":"ناظم‌الاسلام آمدوشد بهبهانی با رجال و سفارت را بیشتر می‌نویسد. همین باعث شده برخی او را «سیاسی» بخوانند و برخی «آلوده»."},{"sourceId":"malekzadeh","locus":"سال‌های پس از فتح تهران","text":"ملک‌زاده قتل بهبهانی را ضربه به مشروطهٔ تهران می‌نگارد. قاتلان را در فضای تندروی انجمن‌ها می‌جوید."}],"eventIds":["bast-abdolazim","qom-migration","farman","tehran-opened"],"relatedPersonIds":["tabatabai","sheikh-fazlollah"],"monarchId":"mozaffar-al-din","born":{"solarYear":1219,"gregorianYear":1840},"origin":"تهران / بهبهان؛ خاندان سادات آل غریفی.","family":"آیت‌الله سید عبدالله مجتهد بهبهانی؛ فرزند سید اسماعیل بهبهانی.","socialClass":"مجتهدان متنفذ و رهبران مذهبی با پایگاه وسیع در بازار و اصناف تهران.","importance":"رهبر سیاسی و عمل‌گرای جنبش مشروطه در پایتخت و عامل کلیدی بسیج بازاریان در برابر استبداد.","life":[{"title":"نطق‌های پرشور و رهبری میدانی","body":"بهبهانی دارای شبکه ارتباطی گسترده با تجار و اصناف بازار بود. او با نطق‌های تند علیه ژوزف نوز در محرم ۱۲۸۳ ش خیزش عمومی را کلید زد و در همراهی با طباطبایی هجرت‌های صغری و کبری را رهبری کرد. در جریان تدوین متمم قانون اساسی، با تدبیر فقهی مناقشه پیرامون اصل دوم (نظارت طراز اول مجتهدان) را حل‌وفصل نمود."},{"title":"دوران استبداد صغیر و ترور در منزل","body":"در واقعه باغشاه مورد ضرب و شتم قزاق‌ها قرار گرفت و به عتبات تبعید شد. پس از فتح تهران با شکوه به پایتخت بازگشت و رهبری جناح اعتدالیون را در مجلس دوم عهده‌دار شد. سرانجام در شامگاه ۲۴ تیر ۱۲۸۹ در منزلش در تهران به دست فداییان تندرو ترور شد؛ رویدادی که جامعه مشروطه را در شوک و تشنج عمیق فرو برد."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1283,"solarMonth":12,"solarDay":25,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":16},"title":"نطق تاسوعا علیه نوز","text":"اعلان جهاد بیانی و مطالبه عزل رئیس بلژیکی گمرکات."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6},"title":"دستگیری در باغشاه","text":"شکنجه و تبعید به عتبات پس از به توپ بستن مجلس."},{"date":{"solarYear":1289,"solarMonth":4,"solarDay":24,"gregorianYear":1910,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":15},"title":"شهادت در تهران","text":"ترور مسلحانه در منزل توسط عوامل افراطی."}]},{"id":"sheikh-fazlollah","name":"شیخ فضل‌الله نوری","titles":["حاج شیخ فضل‌الله","مجتهد تهران"],"aliases":["شیخ فضل الله","شیخ فضل‌الله","نوری","فضل‌الله نوری","شیخ فضل الله نوری"],"died":{"solarYear":1288,"solarMonth":5,"solarDay":11,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":31},"summary":"مجتهد متنفذ تهران. نخست با دو سید همراه بود، سپس مشروعه را در برابر مشروطه علم کرد و در استبداد صغیر کنار دربار ایستاد. پس از فتح تهران اعدام شد. کسروی جدایی را بر سر شریعت می‌نویسد، نه بر سر جاه.","role":"پیشوای شرعی مخالف مشروطهٔ عرفی","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار ششم؛ اندیشه‌های حاجی شیخ فضل‌الله","text":"«حاجی شیخ فضل‌الله رواج شریعت را می‌طلبید و به یکبار از هم جدا می‌بودند.» کسروی نزاع را فقهی‌سیاسی می‌بیند. این با روایتی که شیخ را فقط مزدور دربار می‌کند یکی نیست."},{"sourceId":"nazem","locus":"جدایی علما و تحصن عبدالعظیم","text":"ناظم‌الاسلام همراهی نخستین و سپس جدایی را روزبه‌روز نوشته است. شیخ در این روایت از مدافع عدالتخانه به نقاد قانون عرفی بدل می‌شود."},{"sourceId":"browne","locus":"مشروعه در برابر مشروطه","text":"براون او را رأس مخالفان متمم قانون اساسی می‌شناسد. همدلی براون با مجلس است؛ با این حال وجود یک جبههٔ شرعی را جدی می‌گیرد."}],"eventIds":["supplementary-law","sheikh-fazlollah-bast-shah-abdolazim","nuri-letter-to-aqa-najafi-di-1285","ashub-meydan-tupkhaneh","majlis-bombarded","nuri-executed"],"relatedPersonIds":["tabatabai","behbahani","mohammad-ali-person","akhund-khorasani","aqa-najafi","seyyed-kazem-yazdi"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1222,"gregorianYear":1843},"origin":"لاشت (نور مازندران)؛ مقیم دارالخلافه تهران.","family":"حاج شیخ فضل‌الله نوری؛ از شاگردان طراز اول میرزای شیرازی در سامرا.","socialClass":"فقهای عالی‌رتبه اصولی و مجتهدان صاحب فتوا در پایتخت.","importance":"بزرگ‌ترین نظریه‌پرداز اسلام سنتی و جریان «مشروطه مشروعه» در نفی قانون‌گذاری عرفی پارلمان.","life":[{"title":"از همراهی در مهاجرت تا علم کردن مشروعه","body":"در مهاجرت کبری به قم همراه علما شد، اما با گشایش مجلس اول و تدوین متمم قانون اساسی، اصل مساوات حقوقی و آزادی مطبوعات را بدعت و در تعارض با احکام شریعت خواند. او با خروج به حرم شاه عبدالعظیم و انتشار لوایح اعتراضی، کانون جریان مشروعه‌خواهی را پایه‌گذاری کرد و بر نظارت پنج فقیه طراز اول پای فشرد."},{"title":"استبداد صغیر و محاکمه در میدان توپخانه","body":"در دوره استبداد صغیر کنار دربار محمدعلی‌شاه ایستاد و مجلس را خلاف اسلام دانست. پس از فتح تهران از پناهندگی به سفارتخانه‌های روس و عثمانی امتناع ورزید. او در دادگاه انقلابی محاکمه و در غروب ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ در میدان توپخانه به دار آویخته شد."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6},"title":"تحصن مشروعه در شاه عبدالعظیم","text":"خروج اعتراضی علیه اصول متمم قانون اساسی مجلس اول."},{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":5,"solarDay":11,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":31},"title":"اعدام در میدان توپخانه","text":"اجرای حکم دار توسط دادگاه انقلابی مشروطه."}]},{"id":"akhund-khorasani","name":"ملا محمدکاظم آخوند خراسانی","titles":["آخوند خراسانی","مرجع نجف"],"aliases":["آخوند خراسانی","آخوند","محمدکاظم خراسانی","ملا محمد کاظم"],"died":{"solarYear":1290,"solarMonth":9,"solarDay":21,"gregorianYear":1911,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":12},"summary":"مرجع بزرگ نجف و پشتیبان مشروطه از بیرون مرز. با مازندرانی فتوا و تلگراف به تبریز و تهران می‌فرستاد. کسروی اختلاف نجف و شیخ فضل‌الله را اختلاف در خواندن شریعت در غیبت امام می‌داند.","role":"پشتیبان نجفی مشروطه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"روحانیت و مشروطه","text":"کسروی از زبان آخوند و مازندرانی می‌نویسد: چون صاحب شریعت ناپیداست و حکام جور چیره‌اند، باری قانونی باشد و عقلای امت شورا کنند. «مشروطه را از شریعت جدا می‌گرفتند.»"},{"sourceId":"adamiyat","locus":"اندیشهٔ سیاسی نجف","text":"آدمیت حمایت نجف را سند آن می‌داند که مشروطه در ایران فقط فرنگ‌مآبی نبود؛ فقه هم برای مهار سلطان راه باز کرد."}],"eventIds":["tabriz-siege","farman","forged-najaf-takfir-atabak"],"relatedPersonIds":["mazandarani","sheikh-fazlollah","tabatabai"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1218,"gregorianYear":1839},"origin":"مشهد مقدس؛ حوزه علمیه نجف اشرف.","family":"ملا محمدکاظم خراسانی ملقب به «صاحب کفایه».","socialClass":"زعامت عالیه فقهی و مرجعیت تامه جهان تشیع در نجف.","importance":"رهبر معنوی و فتوایی انقلاب مشروطه و بزرگ‌ترین نظریه‌پرداز فقهی تحدید سلطنت در عصر غیبت.","life":[{"title":"زعامت حوزه نجف و صدور فتاوای مشروطیت","body":"آخوند خراسانی با تألیف کفایةالاصول استاد بلامنازع فقاهت شیعه بود. او همراه با شیخ عبدالله مازندرانی، مشروطیت و مجلس شورا را برای جلوگیری از تعدیات خودکامگان و مهار استبداد در عصر غیبت امری واجب شرعی اعلام کرد و با تلگراف‌های پیاپی از مجاهدان تبریز و فاتحان تهران پشتیبانی نمود."},{"title":"تصمیم به جهاد علیه روس و درگذشت ناگهانی","body":"در پی اولتیماتوم روسیه و اشغال آذربایجان در سال ۱۲۹۰ ش، تصمیم گرفت در رأس لشکری از علما و مجاهدان برای جهاد علیه ارتش تزاری عازم ایران شود، اما در بامداد روز حرکت در نجف به طرز مشکوک و ناگهانی درگذشت."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6},"title":"فتوای تکفیر استبداد صغیر","text":"صدور حکم جهاد دفاعی و نفی مشروعیت سلطنت محمدعلی‌شاه."},{"date":{"solarYear":1290,"solarMonth":9,"solarDay":21,"gregorianYear":1911,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":12},"title":"رحلت در نجف اشرف","text":"درگذشت در آستانه حرکت برای نبرد با متجاوزان روس."}]},{"id":"mazandarani","name":"شیخ عبدالله مازندرانی","titles":["مرجع نجف"],"aliases":["مازندرانی","شیخ عبدالله مازندرانی","عبدالله مازندرانی"],"summary":"همراه آخوند خراسانی در حمایت از مشروطه. کسروی این دو را با هم می‌آورد. در برابر خوانش مشروعهٔ شیخ فضل‌الله، خوانش نجف این بود که قانون عرفی در غیبت، جلو خودکامگی را می‌گیرد.","role":"مرجع حامی مشروطه در نجف","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"پشتیبانی علمای نجف","text":"کسروی تلگراف‌ها و پاسخ‌های این دو مرجع را از جنس فقه سیاست می‌خواند، نه شعار. نام مازندرانی را همیشه کنار آخوند می‌آورد."}],"eventIds":["tabriz-siege"],"relatedPersonIds":["akhund-khorasani","sheikh-fazlollah"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"مازندران؛ حوزه علمیه نجف اشرف.","family":"آیت‌الله العظمی شیخ عبدالله مازندرانی.","socialClass":"مراجع عظام تقلید در نجف.","importance":"همراه و هم‌رزم فتوایی آخوند خراسانی در هدایت مرجعیت شیعه به سود جنبش مشروطه.","life":[{"title":"فتواهای مشترک نجف","body":"مازندرانی پای ثابت تمام بیانیه‌ها، تلگراف‌ها و فتاوای سرنوشت‌ساز نجف در عهد مشروطه بود. او همراه با آخوند، مجلس شورای ملی را سنگر عدالت و دفع ستم ملوک‌الطوایفی خواند و بر لزوم ایستادگی در برابر اولتیماتوم روس پای فشرد."}]},{"id":"seqat-al-islam","name":"میرزا علی ثقةالاسلام تبریزی","titles":["ثقةالاسلام"],"aliases":["ثقة الاسلام","ثقةالاسلام","ثقةالاسلام تبریزی"],"died":{"solarYear":1290,"solarMonth":10,"solarDay":10,"gregorianYear":1912,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":1},"summary":"روحانی مشروطه‌خواه تبریز. میان مجاهدان و محافظه‌کاران شهر می‌ایستاد. روس‌ها او را در عاشورا به دار آویختند. کسروی در هیجده‌ساله این قتل را داغ آذربایجان می‌نویسد.","role":"مجتهد تبریز؛ کشتهٔ اشغال روس","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ جستجویی از حال مردم","text":"کسروی می‌نویسد ملایان بزرگ تبریز بیشتر از مشروطه رو گرداندند؛ ثقةالاسلام را استثنا می‌گذارد. این ثقةالاسلام تبریزی است، نه عالم اصفهان در نقل بلدیه."},{"sourceId":"kasravi-azarbaijan","locus":"اشغال تبریز و اولتیماتوم","text":"کسروی دار زدن ثقةالاسلام را نشانهٔ آن می‌داند که مشروطهٔ تبریز را فقط محمدعلی‌شاه نکشت؛ پترزبورگ هم کشت."}],"eventIds":["provincial-councils-law","tabriz-resistance-rahim-khan-1286","russian-ultimatum"],"relatedPersonIds":["sattar-khan","baqer-khan","sheikh-mohammad-khiabani"],"monarchId":"ahmad-shah","born":{"solarYear":1240,"gregorianYear":1861},"origin":"تبریز؛ خاندان علمی ثقةالاسلامی.","family":"میرزا علی آقا ثقةالاسلام تبریزی؛ پیشوای شیخیان متجدد آذربایجان.","socialClass":"علمای طراز اول، مصلحان فرهنگی و آزادی‌خواهان آذربایجان.","importance":"مجتهد عالی‌قدر تبریز که در روز عاشورای ۱۳۳۰ قمری به جرم امتناع از تأیید اشغالگری روس به دار آویخته شد.","life":[{"title":"میانجی‌گری در انجمن و دفاع از تمامیت ارضی","body":"ثقةالاسلام شخصیتی صلح‌جو و دانا بود که میان مجاهدان تندرو و نیروهای دولتی موازنه برقرار می‌کرد. با اشغال تبریز توسط سپاه تزاری در آذر ۱۲۹۰ ش، کنسول روس از او خواست متنی در محکومیت مجاهدان و مشروعیت ورود قشون روس امضا کند. او نپذیرفت و گفت: «من هرگز سندی را امضا نخواهم کرد که حریت و استقلال وطنم را نفی کند». روس‌ها در دهم دی ۱۲۹۰ (عاشورا) او را به دار آویختند."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1290,"solarMonth":10,"solarDay":10,"gregorianYear":1912,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":1},"title":"شهادت در عاشورای تبریز","text":"اعدام بر فراز دار توسط دژخیمان ارتش اشغالگر تزاری."}]},{"id":"mirzaye-shirazi","name":"آیت‌الله العظمی میرزا محمدحسن شیرازی","titles":["میرزای بزرگ","مجدد شیرازی","مرجع اعلا"],"aliases":["میرزای شیرازی","میرزا حسن شیرازی","مجدد شیرازی"],"born":{"solarYear":1193,"gregorianYear":1815},"died":{"solarYear":1273,"solarMonth":11,"solarDay":24,"gregorianYear":1895,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":20},"summary":"مرجع تقلید شیعیان در سامرا و صادرکننده فتوای تاریخی تحریم تنباکو. او با نفی انحصار رژی تالبوت، نفوذ سیاسی مرجعیت خارج از کشور را در سرنوشت ملی ایران تثبیت کرد.","role":"مرجع اعلای شیعه؛ صادرکننده فتوای تحریم تنباکو","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"نهضت تنباکو","text":"کسروی فتوای میرزا را نقطه عطف هماهنگی علما و بازار در برابر بیگانگان می‌داند."}],"eventIds":["tobacco","shirazi-tobacco-fatwa"],"relatedPersonIds":["tabatabai","behbahani","asadabadi"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"شیراز؛ حوزه علمیه نجف و سامرا.","family":"آیت‌الله العظمی میرزا محمدحسن حسینی شیرازی ملقب به «میرزای مجدد».","socialClass":"زعامت عامه و مرجعیت مطلق شیعیان جهان.","importance":"صادرکننده فتوای تحریم تنباکو و بنیان‌گذار قدرت سیاسی و فتوایی مراجع در تاریخ معاصر ایران.","life":[{"title":"تحریم رژی تالبوت و شکستن استبداد ناصری","body":"پس از استفتائات پیاپی تجار و ارسال نامه‌های اعتراضی از سوی علما و سید جمال‌الدین اسدآبادی، میرزای شیرازی در آذر ۱۲۷۰ ش فتوای تحریم استعمال توتون و تنباکو را صادر کرد. این فتوا نافرمانی مدنی بی‌سابقه‌ای در تمام ارکان جامعه و حتی کاخ شاه پدید آورد و دربار قاجار را وادار به لغو کامل امتیازنامه نمود."}]},{"id":"aqa-najafi","name":"شیخ محمدتقی نجفی اصفهانی (آقانجفی)","titles":["آقانجفی","شیخ‌الاسلام اصفهان"],"aliases":["آقا نجفی","آقانجفی","محمدتقی نجفی"],"born":{"solarYear":1225,"gregorianYear":1846},"died":{"solarYear":1293,"solarMonth":4,"solarDay":13,"gregorianYear":1914,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":6},"summary":"مجتهد مقتدر اصفهان و نخستین صادرکننده حکم تحریم عملی تنباکو در اصفهان. او با نفوذ گسترده توده‌ای بارها با ظل‌السلطان و دولت مرکزی چالش داشت.","role":"مجتهد مقتدر اصفهان؛ پیشگام تحریم عملی تنباکو","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هشتم و سیزدهم","text":"آقانجفی با ترکیب نفوذ شرعی و منافع اقتصادی بومی اصفهان، نخستین فتوای میدانی تحریم تنباکو را صادر کرد."}],"eventIds":["tobacco","shirazi-tobacco-fatwa","zell-e-soltan-dismissal-isfahan","nuri-letter-to-aqa-najafi-di-1285"],"relatedPersonIds":["zell-e-soltan","mirzaye-shirazi","aqa-nurullah-isfahani"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"اصفهان؛ خاندان مسجدشاهی اصفهان.","family":"شیخ محمدتقی نجفی اصفهانی؛ فرزند شیخ محمدباقر نجفی.","socialClass":"علمای مقتدر سنتی و زمین‌داران صاحب نفوذ توده‌ای.","importance":"نخستین صادرکننده حکم تحریم عملی تنباکو و مقتدرترین رهبر مذهبی اصفهان در عهد قاجار.","life":[{"title":"تحریم در اصفهان و منازعات قدرت","body":"در ۱ آذر ۱۲۷۰ ش با صدور فتوای تحریم، قلیان‌ها را در اصفهان شکست و قهوه‌خانه‌ها را بست. او دارای نفوذ فراوانی در بسیج توده‌ها بود و بارها مسعود میرزا ظل‌السلطان را در اصفهان به چالش کشید."}]},{"id":"sheikh-hadi-najmabadi","name":"آیت‌الله حاج شیخ هادی نجم‌آبادی","titles":["آقاشیخ هادی","مصلح آزاداندیش"],"aliases":["شیخ هادی نجم آبادی","شیخ هادی نجم‌آبادی","آقا شیخ هادی"],"born":{"solarYear":1213,"gregorianYear":1834},"died":{"solarYear":1281,"gregorianYear":1902},"summary":"مجتهد دگراندیش و مربی آزادی‌خواهان در محله حسن‌آباد تهران. محفل وی محل پرورش فکری میرزا رضا کرمانی، دهخدا، ملک‌المتکلمین و رشدیه بود.","role":"مجتهد نواندیش و مربی آزادی‌خواهان تهران","judgments":[{"sourceId":"nazem","locus":"مقدمات بیداری","text":"ناظم‌الاسلام شیخ هادی را مظهر خردورزی دینی و مأمن پناهندگان استبداد می‌ستاید."}],"eventIds":["naser-shah-assassinated","shabnameh-arrests-1319"],"relatedPersonIds":["mirza-reza-kermani","tabatabai","dehkhoda"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"نجم‌آباد ساوجبلاغ / تهران.","family":"آیت‌الله حاج شیخ هادی نجم‌آبادی؛ فرزند ملا مهدی نجم‌آبادی.","socialClass":"مجتهدان نواندیش، فقیهان آزاداندیش و مربیان طبقه روشنفکر.","importance":"مربی آزاداندیشی و آزادی‌خواهی در پایتخت و مأمن فکری میرزا رضا کرمانی، دهخدا و ملک‌المتکلمین.","life":[{"title":"حوزه درس حسن‌آباد و تربیت آزادی‌خواهان","body":"در محله حسن‌آباد تهران حوزه‌ای پیراسته از خرافات و تعصبات برپا کرد. او با تکیه بر عقل‌گرایی، نقد خرافه و دفاع از کرامت انسانی، نخبگان جوان را به تفکر واداشت و پس از ترور ناصرالدین‌شاه، میرزا رضا کرمانی در بازجویی‌ها از او با تجلیل فراوان یاد کرد."}]},{"id":"fal-asiri","name":"سید علی‌اکبر فال‌اسیری","titles":["حاجی سید علی‌اکبر","شریعتمآب"],"aliases":["فال اسیری","فال‌اسیری","سید علی اکبر فال اسیری"],"born":{"solarYear":1219,"gregorianYear":1840},"died":{"solarYear":1280,"gregorianYear":1901},"summary":"عالم پرنفوذ شیراز و داماد میرزای شیرازی که با سخنرانی‌های آتشین نهضت تنباکو را در فارس آغاز کرد و پس از تبعید به بصره، پیام‌آور اعتراضات به سامرا شد.","role":"پیشوای اعتراضات تنباکو در شیراز","judgments":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"شورش تنباکو در شیراز","text":"آدمیت تبعید فال‌اسیری را اشتباه راهبردی دربار در تحریک احساسات مذهبی سراسر کشور می‌داند."}],"eventIds":["tobacco"],"relatedPersonIds":["mirzaye-shirazi","asadabadi"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"فال (فارس) / شیراز.","family":"سید علی‌اکبر فال‌اسیری؛ داماد میرزای بزرگ شیرازی.","socialClass":"روحانیت متنفذ و خطبای مبارز فارس.","importance":"آغازگر خیزش تنباکو در شیراز که با سخنرانی‌هایش بازار فارس را بست و پس از تبعید، پیام‌آور نهضت به سامرا شد.","life":[{"title":"شورش شاهچراغ و تبعید به بصره","body":"در اردیبهشت ۱۲۷۰ در شیراز علیه کمپانی رژی منبر رفت. پس از سرکوب تحصن شاهچراغ به بصره تبعید شد؛ در آنجا با سید جمال‌الدین دیدار کرد و نامه وی و گزارش‌های تجار را به میرزای شیرازی رساند."}]},{"id":"mirza-javad-mojtahed","name":"حاج میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی","titles":["مجتهد تبریز","حاج میرزا جواد مجتهد"],"aliases":["میرزا جواد مجتهد تبریزی","میرزا جواد تبریزی"],"born":{"solarYear":1214,"gregorianYear":1835},"died":{"solarYear":1274,"gregorianYear":1895},"summary":"پیشوای مقتدر مذهبی آذربایجان که با همراهی با طومار ۴۰۰۰ امضایی مردم، دفتر رژی تالبوت را در تبریز تعطیل ساخت و مانع ورود عمال فرنگی شد.","role":"مجتهد مقتدر آذربایجان در جنبش تنباکو","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"تنباکو در تبریز","text":"کسروی ایستادگی میرزا جواد را عامل ناکامی دربار در تحمیل رژی بر آذربایجان می‌نویسد."}],"eventIds":["tobacco","majles-vokala-tojjar"],"relatedPersonIds":["mirzaye-shirazi"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"تبریز؛ خاندان مجتهد تبریزی.","family":"حاج میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی.","socialClass":"علمای طراز اول و مراجع پرنفوذ آذربایجان.","importance":"رهبر مذهبی پایداری تبریز در برابر امتیاز تنباکو که مانع ورود عمال کمپانی رژی به بازار آذربایجان شد.","life":[{"title":"طومار چهارهزار امضایی آذربایجان","body":"در محرم ۱۳۰۹ ق با همراهی تجار و مردم طوماری چهارهزار امضایی علیه رژی تنظیم کرد و پیشنهادهای مصالحه دربار را رد نمود و دفتر رژی را در تبریز تعطیل نگاه داشت."}]},{"id":"hadi-dowlatabadi","name":"حاج سید هادی دولت‌آبادی","titles":["اسم‌الله الودود","مجتهد اصفهان"],"aliases":["سید هادی دولت آبادی","سید هادی دولت‌آبادی"],"born":{"solarYear":1208,"gregorianYear":1829},"died":{"solarYear":1271,"gregorianYear":1892},"summary":"عالم دینی در اصفهان و جانشین پنهانی میرزا یحیی صبح‌ازل در ایران، پدر یحیی و علی‌محمد دولت‌آبادی و سازمان‌دهنده شبکه ازلیان پیشامشروطه.","role":"عالم دینی و رهبر پنهانی جامعه ازلیان ایران","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار دهم","text":"سید هادی دولت‌آبادی با شیوه تقیه دینی، ریاست جامعه بیانی را در اصفهان حفظ کرد و فرزندانش را در مسیر تحول آموزشی و سیاسی پرورش داد."}],"eventIds":[],"relatedPersonIds":["yahya-dowlatabadi"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"دولت‌آباد اصفهان.","family":"حاج سید هادی دولت‌آبادی؛ پدر میرزا یحیی و علی‌محمد دولت‌آبادی.","socialClass":"مجتهدان سرشناس سنتی با رهبری مخفی جامعه بابی ازلی.","importance":"جانشین پنهانی میرزا یحیی صبح‌ازل در ایران و حلقه اتصال جامعه ازلی با محافل مذهبی و مشروطه‌خواهان.","life":[{"title":"تقیه دینی و پرورش فرزندان","body":"با تسلط بر فقه و حکمت در اصفهان منبر می‌رفت و با روش تقیه مذهبی، ریاست جامعه بیانی را حفظ کرد و فرزندانش را در مسیر تحول فکری و تأسیس مدارس نوین تربیت نمود."}]},{"id":"sheikh-mohammad-vaez","name":"شیخ محمد واعظ اصفهانی","titles":["شیخ محمد واعظ","خطیب مشروطه"],"aliases":["شیخ محمد واعظ","محمد واعظ اصفهانی","شیخ محمد واعظ اصفهانی"],"born":{"solarYear":1245,"gregorianYear":1866},"died":{"solarYear":1302,"gregorianYear":1923},"summary":"خطیب پرشور و سخنور نامدار مشروطه‌خواه در تهران که بازداشت او توسط قزاقان عین‌الدوله جرقه واقعه مسجد جامع و شهادت سید عبدالحمید را زد.","role":"خطیب و واعظ پرشور مشروطه‌خواه","judgments":[{"sourceId":"nazem","locus":"تاریخ بیداری ایرانیان","text":"ناظم‌الاسلام نطق‌های شیخ محمد واعظ بر منبر را عامل شور انقلابی مردم در آستانه مهاجرت کبری می‌داند."}],"eventIds":["martyrdom-of-seyyed-abdolhamid"],"relatedPersonIds":["tabatabai","behbahani","malek-al-motekallemin"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"اصفهان / تهران.","family":"شیخ محمد واعظ اصفهانی؛ از خطبای نامدار جنبش بیداری.","socialClass":"خطبا و وعاظ مذهبی حامی مشروطیت.","importance":"سخنور پرشور مشروطه که بازداشت او توسط قزاقان عین‌الدوله به واقعه مسجد جامع و شهادت سید عبدالحمید انجامید.","life":[{"title":"خطابه‌های روشنگرانه و بازداشت در بازار","body":"در منابر تهران شجاعانه به نقد استبداد و ستم عین‌الدوله پرداخت. در ۱۸ تیر ۱۲۸۵ توسط قزاقان دستگیر شد و هجوم طلاب برای نجات او منجر به واقعه خونین مسجد جامع گردید."}]},{"id":"seyyed-abdolhamid","name":"سید عبدالحمید","titles":["شهید سید عبدالحمid","نخستین شهید مشروطه"],"aliases":["سید عبدالحمید","سید عبدالحمید طلبه","شهید عبدالحمید"],"died":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":20,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":11},"summary":"طلبه جوان و غیور حوزه علمیه تهران که در واقعه تلاش برای نجات شیخ محمد واعظ از دست قزاقان دولتی هدف گلوله قرار گرفت و نخستین شهید جنبش مشروطیت نام گرفت.","role":"طلبه آزادی‌خواه و نخستین شهید نهضت مشروطه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"تاریخ مشروطه ایران؛ گفتار دوم","text":"کسروی شهادت سید عبدالحمید و گرداندن پیراهن خونین او در بازار را نقطه جوش انقلاب و انفجار خشم همگانی می‌نویسد."}],"eventIds":["martyrdom-of-seyyed-abdolhamid","qom-migration"],"relatedPersonIds":["sheikh-mohammad-vaez","tabatabai","behbahani"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"دارالخلافه تهران؛ طلاب حوزه علمیه.","family":"سید عبدالحمید؛ طلبه جوان تهرانی.","socialClass":"طلاب و محصلان علوم دینی.","importance":"نخستین شهید جنبش مشروطیت ایران که شهادت او نقطه جوش انقلاب و مهاجرت کبری را رقم زد.","life":[{"title":"شهادت در برابر قراول‌خانه و نماد مظلومیت","body":"در جریان تلاش طلاب برای رهایی شیخ محمد واعظ از دست قزاقان هدف گلوله قرار گرفت. گرداندن پیراهن خونین او در بازار تهران، خشم همگانی را علیه صدارت عین‌الدوله برانگیخت."}]},{"id":"mirza-fazl-ali-aqa","name":"حاج میرزا فضلعلی آقا تبریزی","titles":["میرزا فضلعلی آقا","نماینده تبریز"],"aliases":["میرزا فضلعلی آقا","میرزا فضل‌علی آقا","فضلعلی آقا تبریزی"],"born":{"solarYear":1239,"gregorianYear":1860},"died":{"solarYear":1317,"gregorianYear":1938},"summary":"عالم برجسته و حقوق‌دان و وکیل مقتدر تبریز در مجلس اول که با نطق‌های فقهی و نظری خود در دفاع از متمم قانون اساسی و انطباق قوانین پارلمانی با احکام ثانویه، راه را برای تفکیک قوا هموار کرد.","role":"فقیه نواندیش و نماینده برجسته تبریز در مجلس اول","judgments":[{"sourceId":"browne","locus":"The Persian Revolution","text":"براون نطق‌های میرزا فضلعلی آقا در مجلس را نشانه‌ای درخشان از بلوغ حقوقی و گذر شریعت به سوی نظم دموکراتیک ارزیابی می‌کند."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وششم","text":"میرزا فضلعلی آقا اثبات کرد که تقنین پارلمانی در قلمرو مصلحت عمومی و احکام ثانویه جای دارد و تعارضی با دیانت ندارد."}],"eventIds":["motammam-article-two-debate","motammam-bill-of-rights-mosavat"],"relatedPersonIds":["taqizadeh","tabatabai","mostashar-al-dowleh"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"تبریز؛ خاندان اهل علم آذربایجان.","family":"حاج میرزا فضلعلی آقا تبریزی؛ فرزند میرزا علی‌نقی مجتهد.","socialClass":"علمای نواندیش و نمایندگان برگزیده آذربایجان در مجلس شورای ملی.","importance":"تئوریسین حقوقی و فقهی مجلس اول که با تبیین قلمرو احکام ثانویه و امور مباحه، راه را برای تفکیک قوا و تقنین پارلمانی هموار ساخت.","life":[{"title":"نطق تاریخی در مناقشه اصل دوم متمم","body":"با تسلطی شگرف به دستگاه فقه اجتهادی اثبات کرد که قوانین پارلمان در قلمرو احکام ثانویه و مصالح عمومی قرار دارد و هیچ تعارضی با دین ندارد و نیازی به هیئت نظارت دائمی نیست."}]},{"id":"sheikh-mohammad-khiabani","name":"شیخ محمد خیابانی","titles":["شیخ محمد خیابانی"],"aliases":["خیابانی","شیخ محمد خیابانی","محمد خیابانی"],"born":{"solarYear":1256,"gregorianYear":1878},"died":{"solarYear":1299,"solarMonth":6,"solarDay":23,"gregorianYear":1920,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":14},"summary":"از ملایان خرد تبریز که کسروی در شمار پایدارماندگان مشروطه می‌آورد. در نه ماه نخست هنوز مجتهد بزرگ شهر نبود؛ واعظ و پیشوای محل بود. بعدها وکیل مجلس و سر انجمن ایالتی شد و در ۱۲۹۹ در تبریز کشته شد.","role":"واعظ تبریز؛ سپس وکیل و پیشوای انجمن ایالتی","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ جستجویی از حال مردم","text":"کسروی خیابانی را در ردیف نوبری و اهرابی می‌گذارد: ملای خرد که تا پایان با آزادی ماند، نه مجتهد بزرگ که از مشروطه رو گرداند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ جستجویی از حال مردم","text":"کسروی در گفتار پنجم خیابانی را در تیرهٔ واعظان خرد تبریز می‌گذارد که پس از دشمنی ملایان بزرگ پایدار ماندند. داستان آزادیستان و مرگ او در تاریخ هیجده‌سالهٔ آذربایجان است، نه در این جلد."}],"eventIds":["provincial-councils-law","tabriz-resistance-rahim-khan-1286"],"relatedPersonIds":["seqat-al-islam","mirza-esmail-nubari","taqizadeh"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"خامنه و تبریز؛ واعظ محله‌ای که سپس سر انجمن ایالتی شد.","family":"شیخ محمد خیابانی؛ از ملایان خرد آذربایجان، نه از مجتهدان طراز اول شهر.","socialClass":"واعظان و پیشنمازان تبریز که کسروی آنان را پایدارماندگان مشروطه می‌خواند.","importance":"در گفتار پنجم کسروی نام او را در تیرهٔ ملای خرد می‌گذارد. فرجام سیاسی‌اش در هیجده‌ساله است، نه در این جلد.","life":[{"title":"نه ماه نخست مشروطه","body":"کسروی می‌نویسد تبریز به علمایی همپای دو سید تهران نازیدن نتواند؛ ملایان بزرگ جز ثقةالاسلام دشمن شدند. آنچه جبران کرد پیشنمازان و واعظان بود. خیابانی تازه به ملایی رسیده بود و تا پایان پایدار ماند. پیکرهٔ نشست آزادیخواهان او را کنار نوبری و اهرابی نشان می‌دهد."}]},{"id":"mirza-esmail-nubari","name":"میرزا اسماعیل نوبری","titles":["نوبری"],"aliases":["اسماعیل نوبری","میرزا اسماعیل نوبری"],"summary":"از همان تیرهٔ ملایان خرد تبریز که کسروی تا پایان پایدار می‌خواند. در پیکرهٔ نشست آزادیخواهان کنار خیابانی ایستاده است. بعدها وکیل تبریز در مجلس شد.","role":"واعظ تبریز؛ سپس وکیل آذربایجان","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ جستجویی از حال مردم","text":"کسروی نام او را در فهرست کسانی می‌آورد که تازه به ملایی رسیده بودند و از مشروطه برنگشتند."}],"eventIds":["provincial-councils-law"],"relatedPersonIds":["sheikh-mohammad-khiabani","seqat-al-islam"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"تبریز؛ از واعظان محله.","family":"میرزا اسماعیل نوبری.","socialClass":"ملایان خرد تبریز.","importance":"همتراز خیابانی در فهرست پایدارماندگان گفتار پنجم؛ سپس وکیل تبریز.","life":[{"title":"پایداری در نه ماه نخست","body":"کسروی او را در ردیف کسانی می‌آورد که تازه ملا شده بودند و از مشروطه برنگشتند. در پیکرهٔ پ ۷۶ دوم از راست ردهٔ یکم ایستاده است."}]},{"id":"aqa-nurullah-isfahani","name":"حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی","titles":["حاج آقا نورالله"],"aliases":["حاج آقا نورالله","آقا نورالله نجفی","نورالله اصفهانی"],"died":{"solarYear":1306,"gregorianYear":1927},"summary":"برادر آقانجفی و پیشوای انجمن اصفهان در عزل ظل‌السلطان. کسروی از روزنامهٔ بلدیه نقل می‌کند که در سده نشان «سرباز فدوی مجلس» به نام حکم او ساختند؛ این را نمایش ملایانه می‌خواند نه فتح نظامی.","role":"مجتهد اصفهان؛ پیشوای انجمن ولایتی","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ نقل بلدیه دربارهٔ سده","text":"کسروی خواب حجت و شعر روی نشان رئیس‌ها را هوسبازی ملایان می‌نویسد. این را با بست کنسولگری و گریختن ظل‌السلطان یکی نگیر."}],"eventIds":["zell-e-soltan-dismissal-isfahan"],"relatedPersonIds":["aqa-najafi","zell-e-soltan"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"اصفهان؛ خاندان نجفی مسجدشاهی.","family":"حاج آقا نورالله نجفی؛ برادر شیخ محمدتقی آقانجفی.","socialClass":"مجتهدان اصفهان و پیشوایان انجمن ولایتی.","importance":"خطیب عزل ظل‌السلطان و نام روی نشان سربازان نمایشی سده در نقل بلدیه.","life":[{"title":"انجمن اصفهان و سده","body":"در اسفند ۱۲۸۵ نطق او در مسجد دروازه نو بست کنسولگری را گرم کرد. کسروی جداگانه از روزنامهٔ بلدیه می‌آورد که با ثقةالاسلام اصفهان به سده رفت و جوانان نشان «سرباز فدوی مجلس مقدس» ساختند. این ثقةالاسلام اصفهانی است نه میرزا علی تبریزی."}]},{"id":"seyyed-jamal-vaez","name":"سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی","titles":["واعظ"],"aliases":["سید جمال واعظ","سید جمال‌الدین واعظ","سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی","جمال واعظ اصفهانی"],"died":{"solarYear":1287,"gregorianYear":1908},"summary":"واعظ اصفهان در تهران. منبر مسجد شاه فردای فلک تجار را او رفت. اسدآبادی نیست. کسروی جمله‌اش را دربارهٔ شرط مسلمانی شاه می‌آورد. پس از به توپ بستن مجلس در بروجرد کشته شد.","role":"واعظ مشروطه‌خواه تهران","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ پیش آمد مسجد شاه","text":"کسروی او را خطیب هنگامهٔ مسجد شاه می‌نویسد، نه سید جمال اسدآبادی. امام‌جمعه همان کسی بود که او را به منبر خواند و سپس بابی خواند."}],"eventIds":["masjid-shah-1323","sugar-merchants-bastinado"],"relatedPersonIds":["tabatabai","behbahani"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"اصفهان؛ واعظ در تهران.","family":"سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی؛ با سید جمال‌الدین اسدآبادی یکی نیست.","socialClass":"واعظان بازار و مسجد، نه مجتهد طراز اول.","importance":"منبر مسجد شاه پل میان فلک تجار و بست عبدالعظیم است.","life":[{"title":"مسجد شاه","body":"کسروی می‌نویسد امام‌جمعه او را به منبر خواند تا جمعیت را آرام کند، سپس همان امام‌جمعه فریاد بابی زد. دو سید دستور دادند دستی درنیاید. تبعید او به قم پس از بازگشت از عبدالعظیم در پروندهٔ بست صغری آمده است."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":22,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":13},"title":"منبر مسجد شاه","text":"جملهٔ شرط مسلمانی شاه و فریاد امام‌جمعه."}]},{"id":"sultan-ol-ulama","name":"سلطان‌العلماء خراسانی","titles":["سلطان‌العلماء"],"aliases":["سلطان‌العلماء خراسانی","مدیر روح‌القدس"],"died":{"solarYear":1287,"gregorianYear":1908},"summary":"نویسندهٔ روح‌القدس. گفتار «نطق غیبی» را در آبان ۱۲۸۶ نوشت. کسروی سرانجام او را شکنجهٔ باغشاه پس از بمباران می‌داند.","role":"روزنامه‌نویس؛ مدیر روح‌القدس","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ گفتار روح‌القدس","text":"کسروی او را بی‌باک و گفتارش را برای مشروطه‌خواهان بی‌سود می‌خواند. بهای خون را باغشاه می‌گذارد."}],"eventIds":["ruh-ol-qods-notq-gheybi","atabak-killed","majlis-bombarded"],"relatedPersonIds":["abbas-aqa-tabrizi","mohammad-ali-person"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"خراسان؛ روزنامه‌نویس تهران.","socialClass":"اهل قلم و منبر، نه مجتهد طراز اول.","importance":"نویسندهٔ نطق غیبی روح‌القدس.","life":[{"title":"روح‌القدس","body":"کسروی گفتار ۱۴ آبان را بی‌سود می‌خواند. پس از بمباران گرفتار شد و در باغشاه شکنجه دید."}]},{"id":"seyyed-kazem-yazdi","name":"سید محمدکاظم طباطبایی یزدی","titles":["صاحب عروه","مرجع نجف"],"aliases":["سید کاظم یزدی","سید محمدکاظم یزدی","یزدی صاحب عروه"],"died":{"solarYear":1298,"gregorianYear":1919},"summary":"مرجع نجف، جدا از سید محمد طباطبایی تهران. در بست شیخ فضل‌الله به آملی نوشت حریت موهومه تجری مبتدعین است. کسروی این پاسخ را در برابر تلگراف خراسانی می‌گذارد.","role":"مرجع نجف؛ مخالف مشروطهٔ عرفی","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ تلگراف یزدی به آملی","text":"کسروی پاسخ یزدی را در ردیف مخالفت با حریت موهومه می‌آورد، نه در ردیف وجوب مجلس که از آخوند خراسانی آمد."}],"eventIds":["sheikh-fazlollah-bast-shah-abdolazim"],"relatedPersonIds":["sheikh-fazlollah","akhund-khorasani"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"یزد؛ حوزهٔ نجف.","family":"سید محمدکاظم طباطبایی یزدی؛ با سید محمد طباطبایی سنگلجی تهران یکی نیست.","socialClass":"مراجع تقلید عتبات.","importance":"پاسخ او به آملی خط مخالف حریت موهومه را در برابر وجوب مجلس خراسانی می‌گذارد.","life":[{"title":"تلگراف به آملی","body":"کسروی متن پاسخ را در گفتار بست می‌آورد: تجری مبتدعین و اشاعه کفریات نتیجه حریت موهومه است. این همان موضعی است که بست‌نشینان عبدالعظیم به آن تکیه کردند."}]},{"id":"haj-mirza-hasan-mojtahed-tabriz","name":"حاج میرزا حسن مجتهد تبریزی","titles":["مجتهد تبریز"],"aliases":["حاج میرزا حسن مجتهد تبریز","میرزا حسن مجتهد تبریزی"],"summary":"مجتهد تبریز در بحران ۱۲۸۶. کسروی خروج او از شهر را سرآغاز مسلح شدن مجاهدان می‌نویسد. با شیخ فضل‌الله نوری یکی نیست.","role":"مجتهد تبریز در آستانهٔ قیام مسلحانه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"تاریخ مشروطه ایران؛ رویدادهای فروردین ۱۲۸۶","text":"کسروی اخراج میرزا حسن مجتهد را نقطهٔ برگشت تبریز از منبر به سلاح می‌داند."}],"eventIds":["tabriz-resistance-rahim-khan-1286","rasht-and-tabriz-bast-elections","tabriz-prim-riot-1282"],"relatedPersonIds":["seqat-al-islam","sattar-khan"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"تبریز.","socialClass":"مجتهدان شهر، نه مرجع نجف.","importance":"خروج او از تبریز در بحران ۱۲۸۶ همان نقطه‌ای است که کسروی مسلح شدن مجاهدان را از آن می‌شمارد.","life":[{"title":"تیر ۱۲۸۲ و پریم","body":"کسروی می‌نویسد طلبه‌ها او را به مسجد شاهزاده کشیدند. پس از تاراج، محمدعلی‌میرزا ناگزیرش کرد به تهران برود. با شیخ فضل‌الله نوری یکی نیست."},{"title":"خروج از تبریز","body":"در رویارویی انجمن و ملایان سال ۱۲۸۶، میرزا حسن مجتهد شهر را ترک کرد."}]},{"id":"mirza-hasan-ashtiani","name":"میرزا محمدحسن آشتیانی","titles":["مجتهد تهران"],"aliases":["میرزا حسن آشتیانی","آشتیانی مجتهد تهران","محمدحسن آشتیانی"],"died":{"solarYear":1281,"gregorianYear":1901},"summary":"مجتهد تهران در نهضت تنباکو. شاه او را میان کشیدن غلیان در آشکار و خروج از شهر مخیر کرد. بیرون رفتن را پذیرفت؛ مردم نگذاشتند و ارگ را گرفتند. با میرزا مصطفی آشتیانی در داستان بانک استقراضی یکی نیست.","role":"مجتهد تهران در تحریم تنباکو","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ آغاز بیداری در توده ایران","text":"کسروی مسیر تهران را پس از تبریز و اصفهان به آشتیانی می‌رساند و اولتیماتوم شاه را آستانهٔ شلیک ارگ می‌نویسد."}],"eventIds":["tobacco","shirazi-tobacco-fatwa"],"relatedPersonIds":["mirzaye-shirazi","sheikh-fazlollah"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"تهران؛ خاندان آشتیانی.","socialClass":"مجتهدان دارالخلافه در عهد ناصری.","importance":"اولتیماتوم شاه به او مردم را به ارگ کشاند و لغو رژی را نزدیک کرد.","life":[{"title":"تنباکو","body":"کسروی می‌نویسد شاه پیام داد یا در آشکار غلیان کشد یا از تهران بیرون رود. بیرون رفتن را پذیرفت. مردم نگذاشتند. شلیک شد. امتیاز لغو گردید."}]},{"id":"sattar-khan","name":"ستارخان","titles":["سردار ملی"],"aliases":["ستار خان","ستارخان سردار ملی","ستار"],"born":{"solarYear":1245,"gregorianYear":1866},"died":{"solarYear":1293,"solarMonth":8,"solarDay":25,"gregorianYear":1914,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":16},"summary":"از محلهٔ امیرخیز تبریز. در استبداد صغیر وقتی انجمن پاشید، پرچم را نگاه داشت. کسروی جملهٔ مشهور را برای او نوشته: از مشروطه تبریز مانده بود و از تبریز یک محله امیرخیز. قهرمان کتاب است؛ مورخ بی‌طرف نیست.","role":"فرماندهٔ مقاومت تبریز","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوازدهم؛ پافشاری گردان ستارخان","text":"کسروی ایستادگی او را شاهنامه‌وار می‌نویسد. در ویرایش کتابی، روایت‌هایی که او را کمتر از جنگجوی کامل نشان می‌داد کنار گذاشت. این را سیگل در مقابلهٔ نسخه‌ها نشان داده است."},{"sourceId":"browne","locus":"محاصرهٔ تبریز","text":"براون ستارخان را قهرمان مقاومت می‌شناساند و گزارش موور و باسکرویل را در همین قصه می‌آورد. نگاه او از بیرون است و حماسی."},{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"پس از فتح تهران","text":"دولت‌آبادی ستارخان را پس از ورود به تهران دیگر آن سردار محله نمی‌بیند؛ میان مجاهدان و دولت جدید ساییده شد و زخم پارک اتابک کار او را ساخت."}],"eventIds":["tabriz-siege","tehran-opened"],"relatedPersonIds":["baqer-khan","ali-monsieur","baskerville"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"آذربایجان؛ ارسباران (قره‌داغ) و مقیم محله امیرخیز تبریز.","family":"ستارخان قره‌داغی ملقب به «سردار ملی»؛ فرزند حاج حسن قره‌داغی از پیشه‌وران و بزازان ارسباران.","socialClass":"لوطیان و تفنگچیان مردمی محلات تبریز؛ پیشوای نظامی توده‌های شهری آذربایجان.","importance":"پرچمدار مقاومت یازده‌ماهه تبریز در برابر قوای استبداد صغیر و احیاگر حیات مشروطیت در سراسر ایران.","life":[{"title":"خیزش امیرخیز و شکستن پرچم‌های سفید","body":"در پی بمباران مجلس و تسلیم اولیه بسیاری از محلات تبریز به نیروهای دولتی رحیم‌خان چلبیانلو و عین‌الدوله، ستارخان در کوچه امیرخیز علم مقاومت برافراشت. او شخصاً سوار بر اسب در کوچه‌های شهر تاخت و پرچم‌های سفید تسلیم را سرنگون کرد و با شعار حراست از مشروطیت و ناموس وطن، مجاهدان را به میدان نبرد بازگرداند."},{"title":"محاصره یازده‌ماهه و قحطی هولناک","body":"ستارخان با همکاری باقرخان، علی مسیو و هدایت مرکز غیبی، یازده ماه محاصره سنگین، سرمای زمستان و قحطی مهلک تبریز را تاب آورد. در این نبردها هاوارد باسکرویل آمریکایی در کنار مجاهدان او به شهادت رسید. ورود ارتش روسیه تزاری به بهانه آذوقه‌رسانی اگرچه محاصره را شکست، اما ستارخان را ناگزیر به تحصن در کنسولگری عثمانی نمود."},{"title":"هجرت به تهران و تراژدی پارک اتابک","body":"پس از فتح تهران، ستارخان و باقرخان با استقبال بی‌مانند ملی وارد پایتخت شدند و لقب «سردار ملی» از سوی مجلس به وی اعطا شد. با این حال، در کشاکش نزاع احزاب دموکرات و اعتدالی و تصویب قانون خلع سلاح مجاهدین، در ۱۶ مرداد ۱۲۸۹ پارک اتابک توسط نظمیه یپرم‌خان و بختیاری‌ها محاصره شد. ستارخان از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفت و تا پایان عمر در انزوا و خانه‌نشینی در تهران زیست و در باغ طوطی شاه عبدالعظیم به خاک سپرده شد."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":7},"title":"آغاز مقاومت تبریز","text":"برافراشتن پرچم پایداری در محله امیرخیز پس از کودتای باغشاه."},{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":2,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":4},"title":"ورود قشون روس","text":"شکسته شدن محاصره تبریز با مداخله نظامی ارتش تزاری."},{"date":{"solarYear":1289,"solarMonth":5,"solarDay":16,"gregorianYear":1910,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":7},"title":"واقعه پارک اتابک","text":"اصابت گلوله به پا در جریان خلع سلاح مجاهدین در تهران."}]},{"id":"baqer-khan","name":"باقرخان","titles":["سالار ملی"],"aliases":["باقر خان","باقرخان سالار ملی","سالار ملی"],"died":{"solarYear":1295,"solarMonth":8,"gregorianYear":1916,"gregorianMonth":11},"summary":"همرزم ستارخان از محلهٔ خیابان. کسروی با او محتاط‌تر است تا با ستار. منابع آغاز جنگ تبریز از بیدق سفید و تسلیم موقت او یاد کرده‌اند؛ کسروی در کتاب نهایی این را کم‌رنگ کرده است.","role":"فرماندهٔ محلهٔ خیابان در مقاومت تبریز","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"جنگ‌های تبریز","text":"کسروی باقرخان را سالار می‌خواند و در کنار ستار می‌آورد. لحن ستایش هست، اما اوج حماسه برای امیرخیز است نه خیابان."},{"sourceId":"kasravi","locus":"مقابله با «بلوای تبریز»","text":"منبعی که کسروی از آن برداشته، تسلیم موقت باقرخان و گرفتن سلاح مجاهدان خیابان را نوشته است. کسروی این را به کتاب نهایی راه نداد. خواننده باید هر دو لایه را ببیند."}],"eventIds":["tabriz-siege","tehran-opened"],"relatedPersonIds":["sattar-khan"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1240,"gregorianYear":1861},"origin":"تبریز؛ محله خیابان.","family":"باقرخان ملقب به «سالار ملی»؛ فرزند حاج رضا بنّا.","socialClass":"اصناف و پیشه‌وران شهری؛ کدخدای محله خیابان تبریز.","importance":"همرزم ارشد ستارخان و فرمانده جبهه جنوب و شرق تبریز در دوران مقاومت یازده‌ماهه.","life":[{"title":"فرماندهی محله خیابان","body":"باقرخان به عنوان کدخدای محله سنتی خیابان تبریز، سنگربندی‌های دفاعی این بخش از شهر را در برابر سواران دولتی و مستبدان محله دوه‌چی رهبری کرد. پایداری او دوشادوش ستارخان مانع از تسلیم شهر شد و مجلس شورای ملی به پاس این دلاوری لقب «سالار ملی» را به وی اعطا کرد."},{"title":"پارک اتابک و شهادت در غربت","body":"در ماجرای خلع سلاح پارک اتابک همراه ستارخان بود و پس از واقعه در تهران تحت نظر ماند. در جریان جنگ جهانی اول و تشکیل دولت مهاجرت ملی، به همراه مجاهدان عازم غرب کشور شد و در حوالی قصرشیرین به دست راهزنان محلی به شهادت رسید."}]},{"id":"ali-monsieur","name":"علی مسیو","titles":["مرکز غیبی تبریز"],"aliases":["علی موسیو","علی مسیو","علی‌مسیو"],"summary":"از سازمان‌دهندگان مخفی تبریز. کسروی بت نمی‌سازد اما نامش را در شمار کوشندگان شهر می‌آورد. میان مجاهدان کوچه و انجمن‌های مخفی، او حلقه است.","role":"سازمان‌دهندهٔ مخفی مشروطه در تبریز","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"کوشندگان تبریز","text":"کسروی از علی مسیو قهرمان تک‌چهره نمی‌سازد. کار او را در شبکه می‌بیند، نه در علم و اسب."}],"eventIds":["tabriz-siege"],"relatedPersonIds":["sattar-khan"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1224,"gregorianYear":1845},"died":{"solarYear":1286,"gregorianYear":1907},"origin":"تبریز؛ محله نوبر.","family":"میرزا علی نجار تبریزی ملقب به «علی مسیو».","socialClass":"بورژوازی تجاری و روشنفکران سازمان‌دهنده زیرزمینی.","importance":"رهبر و مغز متفکر تشکیلات مخفی «مرکز غیبی» تبریز و سازمانده لجستیک و عقیدتی مجاهدان آذربایجان.","life":[{"title":"مرکز غیبی و آموزش فداییان","body":"با تسلط بر زبان فرانسه و ارتباط با سوسیال‌دموکرات‌های باکو و تفلیس، مرکز غیبی تبریز را بنیاد نهاد و ستارخان و باقرخان را در سنگرهای نبرد تغذیه تسلیحاتی و اطلاعاتی کرد."}]},{"id":"sardar-asad","name":"علی‌قلی‌خان سردار اسعد بختیاری","titles":["سردار اسعد","ایلخان بختیاری"],"aliases":["سردار اسعد","سرداراسعد","علی قلی خان","علی‌قلی‌خان بختیاری"],"died":{"solarYear":1296,"solarMonth":8,"solarDay":1,"gregorianYear":1917,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":24},"summary":"از خوانین بختیاری و از تحصیل‌کردگان فرنگ. نیروی ایل را از اصفهان به سمت تهران آورد. فتح تهران بدون بختیاری و گیلان تمام نمی‌شد. بعدها در دولت‌های پس از مشروطه وزیر شد و با برادرش صمصام بر سر ایل کشید.","role":"فرماندهٔ ستون بختیاری در فتح تهران","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"شهرگشایی مشروطه‌خواهان","text":"کسروی حرکت بختیاری را از جنس ایلی می‌بیند که به کار آزادی آمد. ستایش او از سردار اسعد کمتر از ستارخان است؛ کار را اما انکار نمی‌کند."},{"sourceId":"browne","locus":"حرکت اصفهان به تهران","text":"براون بختیاری را نیروی تعیین‌کنندهٔ جنوب می‌نویسد. سردار اسعد را مردی می‌شناسد که هم ایل را می‌فهمد هم زبان فرنگ را."},{"sourceId":"hedayat","locus":"دولت‌های پس از ۱۲۸۸","text":"مخبرالسلطنه خوانین بختیاری را پس از فتح، شریک قدرت می‌بیند نه زاهد مشروطه. این نگاه درباری است و به کار موازنه می‌آید."}],"eventIds":["tehran-opened","ahmad-enthroned"],"relatedPersonIds":["samsam","sepehdar","yeprem"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1236,"gregorianYear":1857},"origin":"چهارمحال و بختیاری؛ خاندان ایلخانی هفت‌لنگ.","family":"علیقلی خان سردار اسعد دوم؛ پسر سوم حسینقلی خان ایلخانی و برادر صمصام‌السلطنه.","socialClass":"اشرافیت ایلیاتی بختیاری و نخبگان دیپلماتیک متجدد.","importance":"استراتژیست و فرمانده عالی سواران بختیاری در فتح تهران و احیای حکومت مشروطه در تیر ۱۲۸۸.","life":[{"title":"سفرهای اروپایی و بینش پارلمانی","body":"پس از رهایی از زندان اصفهان به اروپا رفت و زبان فرانسوی آموخت. وی با عضویت در لژهای ماسونی و مطالعه نظام‌های دموکراتیک غرب، با دیپلمات‌های بریتانیایی در پاریس و لندن به چانه‌زنی پرداخت و زمینه بین‌المللی عدم مداخله در خیزش ایلیاتی را فراهم کرد."},{"title":"فتح پایتخت و صدارت","body":"سردار اسعد با هماهنگی برادرش صمصام‌السلطنه در اصفهان و مکاتبه با سپهدار تنکابنی در رشت، اردوی سواران بختیاری را به سوی تهران هدایت کرد و پس از سه روز نبرد پایتخت را فتح نمود. او در دولت‌های مشروطه به وزارت داخله و جنگ رسید و نقشی تعیین‌کننده در انضباط اداری کشور ایفا کرد."}]},{"id":"samsam","name":"نجف‌قلی‌خان صمصام‌السلطنه","titles":["صمصام‌السلطنه","ایلخان بختیاری"],"aliases":["صمصام السلطنه","صمصام‌السلطنه","نجفقلی خان"],"summary":"برادر بزرگ‌تر سردار اسعد و ایلخان. اصفهان را از دست ظل‌السلطان‌زادگان و حکام شاه درآورد و راه ستون بختیاری را باز کرد. بعدتر چندبار رئیس‌الوزرا شد. مرد ایل است که ناگهان مرد دولت شد.","role":"گشایندهٔ اصفهان؛ رئیس‌الوزرای سال‌های بعد","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"حرکت از اصفهان","text":"کسروی کار اصفهان را به نام ایل می‌نویسد. صمصام را بیشتر در گشودن شهر می‌بیند تا در ایدئولوژی."}],"eventIds":["tehran-opened"],"relatedPersonIds":["sardar-asad"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1229,"gregorianYear":1850},"died":{"solarYear":1309,"gregorianYear":1930},"origin":"چهارمحال و بختیاری؛ شاخه هفت‌لنگ.","family":"نجفقلی خان صمصام‌السلطنه؛ فرزند دوم حسینقلی خان ایلخانی.","socialClass":"اشرافیت نظامی و سیاسی ایلیاتی بختیاری.","importance":"تسخیرکننده اصفهان در دی ۱۲۸۷ و گشاینده جبهه جنوب مشروطه؛ دو دوره رئیس‌الوزرای ایران.","life":[{"title":"خیزش اصفهان و صدارت","body":"با تحریک برادرش سردار اسعد و فتوای علمای اصفهان (آقانجفی و نورالله)، اصفهان را فتح کرد و پایگاه جنوبی مشروطه را مستقر ساخت و بعدها در دولت‌های پس از فتح تهران به نخست‌وزیری رسید."}]},{"id":"sepehdar","name":"محمدولی‌خان تنکابنی سپهدار اعظم","titles":["سپهدار","سپهسالار"],"aliases":["سپهدار","محمدولی‌خان تنکابنی","محمد ولی خان","محمدولی‌خان","سپهدار اعظم","سپهدار تنکابنی"],"summary":"حاکم و زمین‌دار مازندران و گیلان. نخست در شمار سپاه دولتی بر تبریز بود، سپس برگشت و ستون شمال را با یپرم به تهران آورد. کسروی این برگشتن را به خلوص نمی‌ستاید؛ تغییر جبهه را روایت می‌کند.","role":"فرماندهٔ ستون گیلان در فتح تهران","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار سیزدهم؛ عین‌الدوله و سپهسالار","text":"کسروی او را ابتدا در سپاه محاصره می‌آورد و بعد در سپاه گشایش. تغییر جبهه را روایت می‌کند. ستایش بی‌قید نیست."},{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"گیلان و راه قزوین","text":"دولت‌آبادی سپهدار را مرد محاسبه می‌نویسد: وقتی بخت شاه را باخت، بخت مجلس را خرید. این نگاه مشروطه‌خواه غیرتبریزی است."}],"eventIds":["tabriz-siege","tehran-opened"],"relatedPersonIds":["yeprem","sardar-asad","ain-al-dowleh"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1225,"gregorianYear":1846},"died":{"solarYear":1305,"solarMonth":6,"solarDay":26,"gregorianYear":1926,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":18},"origin":"تنکابن مازندران / گیلان.","family":"محمدولی خان خلعتبری ملقب به نصرالسلطنه، سپهدار اعظم و سپهسالار اعظم.","socialClass":"فئودال‌های بزرگ شمال و امرای ارشد نظامی قاجار.","importance":"فرمانده اردوی مجاهدان شمال در فتح تهران و نخستین رئیس دولت پس از خلع محمدعلی‌شاه.","life":[{"title":"گسست از استبداد و پیوستن به مشروطه","body":"سپهدار در ابتدا از فرماندهان اعزامی شاه برای سرکوب تبریز بود، اما پس از مشاهده مظالم دربار و فتوای علمای نجف، به املاک خود در تنکابن بازگشت و به دعوت کمیته ستار رشت رهبری اردوی شمال را در پیوند با یپرم‌خان بر عهده گرفت."},{"title":"فتح تهران و ریاست وزرا","body":"وی با هدایت مجاهدان گیلان و تسخیر قزوین وارد تهران شد و پس از خلع محمدعلی‌شاه به عنوان نخستین رئیس‌الوزرای دوره جدید مشروطیت برگزیده شد و بارها در ادوار پرآشوب زمام امور را در دست گرفت."}]},{"id":"yeprem","name":"یپرم‌خان داویدیان","titles":["یپرم‌خان","رئیس نظمیه"],"aliases":["یپرم","یپرم خان","یپرم‌خان","اپرم"],"died":{"solarYear":1291,"solarMonth":2,"solarDay":29,"gregorianYear":1912,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":19},"summary":"ارمنی اهل قفقاز، از داشناک‌ها. در گیلان و فتح تهران فرماندهٔ مجاهد بود و پس از پیروزی رئیس نظمیهٔ تهران شد. در نبرد با سالارالدوله کشته شد. مشروطه بدون قفقازی‌ها و ارامنه ناقص روایت می‌شود.","role":"فرماندهٔ مجاهد ارمنی؛ رئیس نظمیهٔ تهران","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"یاوری دیگران و مجاهدان قفقاز","text":"کسروی از یاری قفقاز و ارامنه یاد می‌کند. یپرم را در شمار کسانی می‌آورد که کار را تمام کردند، نه در شمار «بیگانهٔ تحمیل‌شده»."},{"sourceId":"browne","locus":"مجاهدان گیلان","text":"براون نقش داشناک و گئورگیان قفقاز را در ستون شمال برجسته می‌کند. یپرم در این روایت حرفه‌ای‌ترین فرمانده است."}],"eventIds":["tehran-opened"],"relatedPersonIds":["sepehdar","sardar-asad"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1247,"gregorianYear":1868},"origin":"گنجه (قفقاز)؛ چریک حزب داشناکتسوتیون.","family":"یپرم خان داویدیان؛ ملقب به «سردار مجاهد».","socialClass":"چریک‌های حرفه‌ای انقلابی و فرماندهان نظامی قفقاز.","importance":"منضبط‌ترین و کارآمدترین فرمانده نظامی در تسخیر رشت، قزوین، تهران و برقراری امنیت پایتخت به عنوان رئیس نظمیه.","life":[{"title":"از تبعید ساخالین تا شبیخون رشت","body":"پس از فرار از ۲۴ سال تبعید در سیبری به ایران آمد. با تشکیل کمیته‌های مسلحانه در رشت و انزلی و تسلیح مجاهدان با تفنگ‌های موزر، داروغه‌خانه رشت را تسخیر کرد و در پیشانی اردوی شمال راهی تهران شد."},{"title":"ریاست نظمیه و شهادت در شورجه","body":"پس از فتح پایتخت، ریاست نظمیه تهران را سامان داد و شورش‌های استبدادی سالارالدوله و ارشدالدوله را در غرب سرکوب کرد. وی در ۲۹ اردیبهشت ۱۲۹۱ در جریان نبرد با قوای سالارالدوله در قلعه شورجه همدان به شهادت رسید."}]},{"id":"liakhov","name":"ولادیمیر لیاخوف","titles":["کلنل لیاخوف","فرمانده بریگاد قزاق"],"aliases":["لیاخوف","لیاخوف","کلنل لیاخوف","لیاخوف خان"],"summary":"افسر روس و فرمانده بریگاد قزاق ایران. مجلس را به توپ بست و حاکم نظامی تهران شد. پس از فتح تهران امان یافت و به روسیه برگشت. در روایت کسروی، دست مسلح پترزبورگ است.","role":"فرماندهٔ بمباران مجلس","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یازدهم؛ راپورت‌های لیاخوف","text":"کسروی راپورت‌های او را می‌آورد تا نشان دهد کودتا طراحی داشت، نه خشم یک‌روزه. عربدهٔ تفنگ به دست در کنار کالسکه، تصویر اوست."},{"sourceId":"browne","locus":"بمباران ۲۳ ژوئن ۱۹۰۸","text":"براون لیاخوف را ابزار سفارت روس می‌نویسد. پس از خلع شاه، امان دادن به او را از بیم مداخلهٔ بیشتر روس می‌داند."}],"eventIds":["majlis-bombarded","tehran-opened"],"relatedPersonIds":["mohammad-ali-person","shapshal"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1248,"gregorianYear":1869},"died":{"solarYear":1298,"gregorianYear":1919},"origin":"امپراتوری روسیه؛ افسر ارشد ارتش تزاری.","family":"ولادیمیر پلاتونوویچ لیاخوف؛ فرمانده بریگاد قزاق ایران.","socialClass":"صاحب‌منصبان نظامی استعماری روسیه تزاری.","importance":"فرمانده مستقیم آتش توپخانه بر عمارت بهارستان و حاکم نظامی دارالخلافه در کودتای ۲ تیر ۱۲۸۷.","life":[{"title":"کودتا و استبداد صغیر","body":"با هماهنگی سفارت روسیه و محمدعلی‌شاه، فرماندهی حمله به مجلس را در دست گرفت و پس از تخریب بهارستان به فرمانداری نظامی تهران منصوب شد. پس از فتح پایتخت توسط مجاهدین تسلیم گردید و با امان‌نامه به روسیه بازگشت."}]},{"id":"baskerville","name":"هاوارد باسکرویل","titles":["معلم آمریکایی تبریز"],"aliases":["باسکرویل","باسكرویل","هاوارد باسکرویل","مستر باسکرویل"],"died":{"solarYear":1288,"solarMonth":1,"solarDay":30,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":19},"summary":"معلم مدرسهٔ مموریل تبریز. در محاصره به مجاهدان پیوست و در جنگ عام‌غازان کشته شد. کسروی فصلی به نام او دارد. در حافظهٔ تبریز، خارجیِ هم‌صف است نه مستشار.","role":"کشتهٔ آمریکایی محاصرهٔ تبریز","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پانزدهم؛ مستر باسکرویل","text":"کسروی مرگ او را در شمار جانفشانی‌های تبریز می‌آورد. لحن کتاب اینجا از بدگمانی به فرنگ خالی است."},{"sourceId":"browne","locus":"گزارش محاصره","text":"براون باسکرویل و خبرنگار موور را گواه آن می‌داند که ایستادگی تبریز در فرنگ هم دیده شد."}],"eventIds":["tabriz-siege"],"relatedPersonIds":["sattar-khan"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1264,"gregorianYear":1885},"origin":"ایالات متحده آمریکا (نبراسکا)؛ دانش‌آموخته دانشگاه پرینستون.","family":"هاوارد کانکلین باسکرویل؛ معلم تاریخ مدرسه مموریال تبریز.","socialClass":"مبلغان آموزشی و معلمان آزادی‌خواه بین‌المللی.","importance":"معلم آمریکایی که با نفی تابعیت دولتی به صفوف فداییان ستارخان پیوست و در نبرد شکستن محاصره تبریز شهید شد.","life":[{"title":"پیوستن به مجاهدان و شهادت در عام‌غازان","body":"در ایام محاصره و قحطی تبریز، تدریس را رها کرد و به آموزش نظامی جوانان پرداخت. او در ۳۰ فروردین ۱۲۸۸ در رأس گروهی از مجاهدان در حمله به خطوط محاصره در محله عام‌غازان هدف گلوله قرار گرفت و در گورستان ارامنه تبریز با تجلیل بی‌مانند ملی به خاک سپرده شد."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":1,"solarDay":30,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":19},"title":"شهادت در عام‌غازان","text":"اصابت گلوله به قلب هاوارد باسکرویل در نبرد شکستن قحطی تبریز."}]},{"id":"rahim-khan","name":"رحیم‌خان چلبیانلو","titles":["رئیس ایل چلبیانلو"],"aliases":["رحیم خان","رحیم‌خان","چلبیانلو","رحیم‌خان چلبیانلو"],"summary":"از سرکردگان ایلات ارسباران و از ابزارهای محمدعلی‌شاه بر تبریز. کسروی درآمدن او به شهر را آغاز تاراج و سختی می‌نویسد. در برابر ستارخان، او چهرهٔ سپاه دولتی است.","role":"فرماندهٔ ایلی سپاه شاه بر تبریز","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوازدهم؛ رسیدن رحیم‌خان","text":"کسروی او را با دبدبه و تاراج می‌آورد. هیچ ستایشی در کار نیست. در کتاب، رحیم‌خان یعنی فشار ایلی دربار بر شهر."}],"eventIds":["tabriz-siege"],"relatedPersonIds":["sattar-khan","ain-al-dowleh"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","born":{"solarYear":1235,"gregorianYear":1856},"died":{"solarYear":1290,"gregorianYear":1911},"origin":"ارسباران (قره‌داغ)؛ ایل چلبیانلو.","family":"رحیم‌خان چلبیانلو ملقب به نصرت‌الدوان و سردار نصرت.","socialClass":"خوانین مستبد ایلیاتی و سرکردگان سواران غارتگر.","importance":"مهم‌ترین بازوی نظامی ایلیاتی محمدعلی‌شاه در محاصره، غارت و ایجاد قحطی در شهر تبریز.","life":[{"title":"محاصره تبریز و فرجام","body":"به دستور دربار با سواران قره‌داغی راه‌های مواصلاتی تبریز را بست و دست به غارت و ویرانی زد. پس از فتح تهران دستگیر و در جریان بحران اولتیماتوم روسیه در ارگ تبریز اعدام شد."}]},{"id":"hossein-qoli-bakhtiari","name":"حسینقلی خان ایلخانی بختیاری","titles":["ایلخانی کل بختیاری","ناظم بختیاری"],"aliases":["حسینقلی خان بختیاری","ایلخانی بختیاری","حسینقلی خان"],"born":{"solarYear":1200,"gregorianYear":1821},"died":{"solarYear":1261,"solarMonth":3,"solarDay":24,"gregorianYear":1882,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":14},"summary":"ایلخان مقتدر بختیاری که طوایف زاگرس را متحد ساخت و انتظام راه‌های جنوب را برقرار کرد؛ اما اقتدار و مناسباتش با بریتانیا مایه هراس شاه شد و در اصفهان به دست ظل‌السلطان به قتل رسید.","role":"نخستین ایلخان مقتدر بختیاری؛ پدر سردار اسعد","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار یازدهم","text":"قتل او توسط ظل‌السلطان، شکاف تاریخی میان خاندان ایلخانی بختیاری و سلطنت قاجار را پدید آورد."}],"eventIds":["hossein-qoli-khan-murder"],"relatedPersonIds":["sardar-asad","samsam","zell-e-soltan"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"چهارمحال و بختیاری؛ طوایف هفت‌لنگ.","family":"حسینقلی خان ایلخانی بختیاری؛ پدر اسفندیار خان سردار اسعد اول، صمصام‌السلطنه و سردار اسعد دوم.","socialClass":"ایلخان مقتدر زاگرس و کلان‌زمیندار جنوب غربی ایران.","importance":"یکپارچه‌ساز کنفدراسیون ایل بختیاری و حاکم غیررسمی خوزستان در عصر ناصری.","life":[{"title":"اقتدار ایلیاتی و قتل در اصفهان","body":"طوایف بختیاری را متحد ساخت، امنیت راه‌های کاروانی جنوب را برقرار کرد و خوزستان را در انقیاد خود درآورد؛ اما اقتدار فزاینده‌اش مایه هراس دربار شد و در ۲۴ خرداد ۱۲۶۱ در دارالحکومه اصفهان توسط مسعود میرزا ظل‌السلطان به قتل رسید."}]},{"id":"mirza-reza-kermani","name":"میرزا رضا کرمانی","titles":["میرزا رضا"],"aliases":["میرزا رضای کرمانی","میرزا رضا"],"born":{"solarYear":1226,"gregorianYear":1847},"died":{"solarYear":1275,"solarMonth":5,"solarDay":22,"gregorianYear":1896,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":12},"summary":"عامل ترور ناصرالدین‌شاه قاجار در حرم شاه عبدالعظیم. او از مریدان سید جمال‌الدین اسدآبادی بود که پس از سال‌ها حبس و شکنجه، با تئوری حذف رأس استبداد، شاه را هدف گلوله قرار داد.","role":"عامل ترور ناصرالدین‌شاه؛ مرید سید جمال‌الدین","judgments":[{"sourceId":"nazem","locus":"محاکمات میرزا رضا","text":"ناظم‌الاسلام پاسخ‌های جسورانه میرزا رضا در استنطاق را سندی بر آگاهی ضدظلم او می‌داند."}],"eventIds":["naser-shah-assassinated"],"relatedPersonIds":["asadabadi","amin-al-zarb","sheikh-hadi-najmabadi"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"کرمان؛ اصناف و خرده‌مالکان روستایی.","family":"میرزا رضا کرمانی؛ مرید سرسخت سید جمال‌الدین اسدآبادی.","socialClass":"کسبه ستمدیده، مباشر املاک و فداییان انقلابی.","importance":"مجری ترور انقلابی ناصرالدین‌شاه قاجار در ۱۷ اردیبهشت ۱۲۷۵ در حرم حضرت عبدالعظیم.","life":[{"title":"حبس‌های طولانی و ترور شاه","body":"در جریان بست‌نشینی سید جمال شکنجه شد و چهار سال در سیاه‌چال کامران میرزا حبس کشید. در استانبول با سید جمال دیدار کرد و مأمور قطع ریشه ظلم شد؛ در آستانه جشن پنجاهمین سال سلطنت شاه را هدف قرار داد و در میدان مشق تهران اعدام شد."}]},{"id":"haydar-khan","name":"حیدرخان عمواوغلی","titles":["مهندس","عمواوغلی","حیدر بمبی"],"aliases":["حیدرخان عمواوغلی","حیدر عمواوغلی","حیدر تاری وردیوف"],"born":{"solarYear":1259,"gregorianYear":1880},"died":{"solarYear":1300,"gregorianYear":1921},"summary":"مهندس برق، انقلابی سوسیال‌دموکرات و طراح ترورهای سازمانی مشروطه اول (قتل اتابک اعظم و سوءقصد به محمدعلی‌شاه) که تکنیک‌های چریکی و ساخت بمب را از قفقاز به ایران وارد کرد.","role":"انقلابی سوسیال‌دموکرات؛ سازمان‌دهنده شاخهٔ ترور","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"کشته شدن اتابک","text":"کسروی مهارت و بی‌باکی حیدرخان را عامل ترس دربار و تسلیم شاه در برابر امضای متمم قانون اساسی می‌نویسد."}],"eventIds":["atabak-killed","shah-assassination-attempt","emergence-ejtemaiyyun-amiyyun","tabriz-siege"],"relatedPersonIds":["amin-al-soltan","dehkhoda","yeprem","abbas-aqa-tabrizi"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"سلماس / ارومیه؛ پرورش‌یافته در تفلیس و باکو.","family":"حیدر تاری‌وردیوف؛ مهندس برق دانش‌آموخته پلی‌تکنیک تفلیس.","socialClass":"تکنوکرات‌های انقلابی و کادرهای سوسیال‌دموکرات قفقاز.","importance":"بنیان‌گذار شاخه ترور سازمان‌یافته و تکنیک‌های چریکی و ساخت بمب در انقلاب مشروطه.","life":[{"title":"ورود به ایران و مهندسی ترورها","body":"برای راه‌اندازی کارخانه برق آستان قدس به مشهد آمد؛ در تهران شاخه فداییان مخفی را تشکیل داد، بمب ساخت و ترور میرزا علی‌اصغر خان اتابک و سوءقصد به کالسکه محمدعلی‌شاه را فرماندهی کرد."}]},{"id":"abbas-aqa-tabrizi","name":"عباس‌آقا صراف تبریزی","titles":["فدایی شماره ۴۱","شهید راه آزادی"],"aliases":["عباس آقا تبریزی","عباس‌آقا تبریزی","عباس صراف","عباس‌آقا صراف"],"born":{"solarYear":1264,"gregorianYear":1885},"died":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":8,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":31},"summary":"جوان صراف بیست‌ودوساله تبریزی و عضو هیئت مدهشه فداییان که با شلیک به میرزا علی‌اصغرخان اتابک اعظم در مدخل بهارستان و خودکشی در صحنه، توازن قدرت را به سود مجلس دگرگون ساخت.","role":"عامل ترور انقلابی اتابک اعظم","judgments":[{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"حیات یحیی؛ جلد دوم","text":"دولت‌آبادی عباس‌آقا را جوانی معقول و آرام با شوری بی‌پایان در سر توصیف می‌کند که جان خود را بر سر عهد نهاد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"تاریخ مشروطه ایران؛ گفتار هشتم","text":"کسروی جانفشانی عباس‌آقا را عامل خشکانیدن توطئه‌های پنهانی اتابک و مستبدان می‌داند."}],"eventIds":["atabak-killed"],"relatedPersonIds":["amin-al-soltan","haydar-khan","malek-al-motekallemin"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"تبریز؛ بازار تهران.","family":"خاندان صرافان آذربایجانی مقیم پایتخت؛ برادر حسن‌آقا صراف.","socialClass":"اصناف و پیشه‌وران شهری پیوسته به انجمن‌های مخفی آزادی‌خواه.","importance":"عامل ترور انقلابی اتابک اعظم در مدخل بهارستان که توازن قوا را به سود مجلس دگرگون ساخت.","life":[{"title":"زیست اجتماعی و پیوند با سازمان‌های فدایی","body":"عباس‌آقا جوانی با سلوک آرام، وضع مالی آبرومند و دکانی معتبر در صرافی بود. وی به شاخه ترور حزب اجتماعیون عامیون پیوست و آموزش‌های تیراندازی با تپانچه رولور را مخفیانه به پایان رساند. در قرعه‌کشی فداییان برای اعدام انقلابی اتابک، نام او به عنوان مجری حکم برگزیده شد."},{"title":"عملیات بهارستان و شهادت در دم","body":"در شب شنبه ۸ شهریور ۱۲۸۶، با بلیت تماشاچیان وارد بهارستان شد و در تاریکی مدخل، با شلیک سه گلوله مرگبار کار صدراعظم را یکسره کرد و برای افشا نشدن اسرار تشکیلات، با گلوله‌ای در دهان خویش به زندگی‌اش پایان داد. مزار وی در گورستان مختارالسلطنه به زیارتگاه صدها تن از مردم و مجاهدان بدل گردید."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":8,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":31},"title":"شلیک به اتابک و انتحار شجاعانه","text":"ترور میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان و خودکشی در دم با اسلحه کمری."}]},{"id":"taqizadeh","name":"سید حسن تقی‌زاده","titles":["نمایندهٔ تبریز","تقی‌زاده"],"aliases":["تقی زاده","تقی‌زاده","حسن تقی‌زاده","سید حسن تقی‌زاده"],"born":{"solarYear":1257,"gregorianYear":1878},"died":{"solarYear":1348,"gregorianYear":1970},"summary":"از تندروان مجلس اول و نمایندهٔ تبریز. پس از بمباران به سفارت انگلیس پناه برد و سال‌ها در فرنگ زیست. بعدتر دیپلمات و رئیس مجلس سنا شد. زندگی‌اش از رادیکال مشروطه تا رجل پهلوی کشیده است. کسروی پناه بردنش را می‌نویسد، بی‌ستایش.","role":"رادیکال مجلس اول؛ رجل بعدی دولت","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یازدهم؛ پناهیدن تقی‌زاده","text":"کسروی گریز به سفارت را واقعه می‌نویسد. تقی‌زاده قهرمان میدان نیست؛ مرد قلم و مجلس است که در روز توپ، جان به در برد."},{"sourceId":"adamiyat","locus":"جناح تندرو مجلس","text":"آدمیت تقی‌زاده را از حاملان فکر تجدد در مجلس می‌داند. کارنامه‌اش را به یک روز باغشاه فرونمی‌کاهد."},{"sourceId":"browne","locus":"ارتباط با مشروطه‌خواهان در فرنگ","text":"براون با تقی‌زاده نامه داشت. او را از آگاهان تبریز برای خوانندهٔ انگلیسی می‌سازد. دوستی اینجا منبع است، نه عیب."}],"eventIds":["majlis-bombarded","supplementary-law"],"relatedPersonIds":["dehkhoda","jahangir-khan"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"تبریز؛ خاندان روحانیت آذربایجان (فرزند سید تقی اردوبادی).","family":"سید حسن تقی‌زاده؛ وکیل تبریز در ادوار اول و دوم مجلس، وزیر مالیه و بعدها رئیس مجلس سنای ایران.","socialClass":"نخبگان انقلابی رادیکال و رهبران جناح دموکرات مجلس اول.","importance":"پرچمدار جناح دموکرات و چپ مجلس اول، نظریه‌پرداز تجدد حقوقی و از چهره‌های محوری مناقشه بر سر متمم قانون اساسی.","life":[{"title":"نطق‌های پرشور در مجلس اول و پناهندگی به سفارت","body":"تقی‌زاده با تسلط بر زبان‌های فرانسه و انگلیسی و آشنایی عمیق با نظام‌های پارلمانی غرب، به نمایندگی از اصناف و مردم تبریز وارد مجلس اول شد. او لیدر جناح تندرو دموکرات بود و در برابر خواسته‌های دربار و مشروعه‌خواهان بر سر اصول آزادی بیان و مساوات حقوقی پافشاری کرد. پس از به توپ بستن مجلس، برای مصون ماندن از اعدام در باغشاه به سفارت بریتانیا پناهنده شد و سپس به اروپا هجرت نمود."},{"title":"مجلس دوم و دوران طولانی خدمات دولتی","body":"پس از فتح تهران به ایران بازگشت و در مجلس دوم رهبری حزب دموکرات را در برابر اعتدالیون به دست گرفت. او سال‌ها در برلین (مجله کاوه)، لندن و پاریس به پژوهش‌های ایران‌شناسی و خدمات دیپلماتیک پرداخت و در دوران پهلوی به وزارت مالیه و ریاست مجلس سنا رسید."}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":7,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":10},"title":"ورود به مجلس اول","text":"انتخاب به وکالت دارالشورای ملی از سوی مردم تبریز."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"solarDay":2,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":23},"title":"پناهندگی به سفارت انگلیس","text":"نجات از کشتار باغشاه در پی کودتای محمدعلی‌شاه."},{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":8,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":11},"title":"رهبری حزب دموکرات در مجلس دوم","text":"بازگشت به صحن پارلمان پس از اعاده مشروطیت."}]},{"id":"malek-al-motekallemin","name":"نصرالله بهشتی ملک‌المتکلمین","titles":["ملک‌المتکلمین","واعظ"],"aliases":["ملک المتکلمین","ملک‌المتکلمین","ملک المتکلمین","نصرالله بهشتی"],"died":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6},"summary":"واعظ پرشور تهران. مردم را به مجلس و مشروطه می‌خواند. فردای بمباران در باغشاه خفه شد. پسرش ملک‌زاده تاریخ انقلاب را نوشت؛ پس هر ستایش خانوادگی را باید جدا شنید.","role":"واعظ مشروطه؛ کشتهٔ باغشاه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"باغشاه و کشتگان","text":"کسروی او را از آزادیخواهان پاک‌دل می‌شمارد، ولی به واعظی‌اش بی‌اعتنا نیست؛ مرد سخن است، نه تدبیر سیاست."},{"sourceId":"malekzadeh","locus":"شهادت پدر","text":"ملک‌زاده مرگ پدر را حماسهٔ مشروطه می‌کند. به عنوان سند قتل اول‌دست است، به عنوان داوری با فاصله باید خوانده شود."}],"eventIds":["majlis-bombarded"],"relatedPersonIds":["jahangir-khan","tabatabai","behbahani"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"اصفهان؛ خاندان بهشتی.","family":"حاج میرزا نصرالله بهشتی ملقب به «ملک‌المتکلمین»؛ پدر دکتر مهدی ملک‌زاده (مورخ مشروطیت).","socialClass":"وعاظ منورالفکر، خطبای انقلابی و رهبران مخفی بابی ازلی.","importance":"محبوب‌ترین و تأثیرگذارترین سخنور انقلاب مشروطه، عضو ارشد انجمن باغ میکده و شهید واقعه باغشاه.","life":[{"title":"خطابه بر فراز منبر و سازماندهی مخفی","body":"ملک‌المتکلمین با فن بیان مسحورکننده خویش مفاهیم آزادی، قانون و نفی استبداد را از فراز منابر به میان توده‌ها برد. او در کنار میرزا جهانگیرخان و یحیی دولت‌آبادی عضو هسته مرکزی کمیته انقلاب در باغ میکده بود و در هجرت صغری به شاه عبدالعظیم، منابع مالی متحصنان را از طریق سالارالدوله تأمین کرد و تعریف عدالتخانه به مثابه مجلس شورا را انشا نمود."},{"title":"فاجعه شهادت در باغشاه","body":"در جریان کودتای ۲ تیر ۱۲۸۷ دستگیر و به زنجیر کشیده شد. در ۴ تیرماه، به دستور مستقیم محمدعلی‌شاه در باغشاه با طناب دار خفه شد و پیکرش در نزدیکی دروازه قزوین به خاک سپرده شد."}]},{"id":"jahangir-khan","name":"میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل","titles":["مدیر صور اسرافیل"],"aliases":["جهانگیرخان صوراسرافیل","جهانگیر خان","میرزا جهانگیرخان شیرازی","صور اسرافیل","صوراسرافیل"],"died":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6},"summary":"مدیر روزنامهٔ صور اسرافیل. قلم تند و بی‌باک در برابر دربار و استبداد. فردای بمباران همراه ملک‌المتکلمین در باغشاه خفه شد. دهخدا شعر مشهور «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را برای او سرود.","role":"روزنامه‌نگار و شهید مشروطه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"کشتگان باغشاه","text":"کسروی او را از جوانان پاک‌نهاد و پرشور می‌نویسد که جان خود را بر سر قلم نهاد."},{"sourceId":"malekzadeh","locus":"روزهای باغشاه","text":"ملک‌زاده ایستادگی او را در برابر شاه تا پای مرگ می‌ستاید."}],"eventIds":["majlis-bombarded"],"relatedPersonIds":["dehkhoda","malek-al-motekallemin"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"شیراز؛ خاندان سادات شیراز.","family":"میرزا جهانگیرخان شیرازی ملقب به «صور اسرافیل»؛ همکار نزدیک علی‌اکبر دهخدا.","socialClass":"روشنفکران طبقه متوسط، اهل قلم و روزنامه‌نگاران رادیکال.","importance":"بنیان‌گذار و مدیر روزنامه بی‌باک صور اسرافیل و از برجسته‌ترین شهدای راه آزادی در واقعه باغشاه.","life":[{"title":"صور اسرافیل و بیداری توده‌ها","body":"جهانگیرخان با راه‌اندازی نشریه صور اسرافیل و انتشار طنزهای سیاسی دهخدا (چرند و پرند)، استبداد قاجار و سالوس مذهبی را به چالش کشید. او در جلسات سرّی انجمن باغ میکده فعال بود و ساختار مقاومت مسلحانه را با همکاری حیدرخان عمواوغلی سامان داد."},{"title":"شهادت در باغشاه","body":"پس از به توپ بستن مجلس در ۲ تیر ۱۲۸۷ به همراه ملک‌المتکلمین در باغشاه محبوس و در ۴ تیرماه به شکلی فجیع به شهادت رسید؛ دهخدا در سوگ او شعر جاودان «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را سرود."}]},{"id":"dehkhoda","name":"علی‌اکبر دهخدا","titles":["دخو","استاد دهخدا"],"aliases":["دهخدا","علی اکبر دهخدا","میرزا علی اکبر خان قزوینی"],"born":{"solarYear":1258,"gregorianYear":1879},"died":{"solarYear":1334,"solarMonth":12,"gregorianYear":1956,"gregorianMonth":3},"summary":"نویسندهٔ چرند و پرند در صور اسرافیل با امضای دخو. طنز سیاسی او استبداد را رسوا کرد. پس از بمباران به سوئیس گریخت و روزنامه را در ایوردون ادامه داد. بعدها مؤلف لغت‌نامه شد.","role":"طنزپرداز و نویسندهٔ صور اسرافیل","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"روزنامه‌های مشروطه","text":"کسروی قلم دهخدا را در صور اسرافیل بی‌مانند می‌خواند که با زبان توده سخن می‌گفت و خواب دربار را برآشفت."},{"sourceId":"browne","locus":"The Press and Poetry of Modern Persia","text":"براون چرند و پرند را شاهکار ادبیات انقلابی ایران می‌داند و شعر یاد آر را ترجمه و ستایش می‌کند."}],"eventIds":["majlis-bombarded"],"relatedPersonIds":["jahangir-khan","taqizadeh"],"monarchId":"mohammad-ali-shah","origin":"تهران (قزوینی‌تبار)؛ خاندان خانباباخان.","family":"میرزا علی‌اکبر خان قزوینی ملقب به «دخو» و «استاد دهخدا».","socialClass":"روشنفکران، ادبا و دانش‌آموختگان نخستین دوره مدرسه علوم سیاسی.","importance":"بزرگ‌ترین طنزپرداز سیاسی عهد مشروطه در صور اسرافیل و مؤلف سترگ‌ترین فرهنگ لغت تاریخ زبان فارسی.","life":[{"title":"طنز انقلابی چرند و پرند","body":"دهخدا در مدرسه علوم سیاسی زبان فرانسه و حقوق آموخت. در روزنامه صور اسرافیل با امضای «خادم الفقرا دخو» به نگارش مقالات کوبنده چرند و پرند پرداخت که خرافات، فقر و استبداد را رسوا می‌ساخت. پس از بمباران مجلس به سوئیس گریخت و صور اسرافیل را در ایوردون منتشر کرد."},{"title":"لغت‌نامه و استادی دانشگاه","body":"پس از اعاده مشروطه به ایران بازگشت و به وکالت مجلس رسید و سپس تمام حیات خویش را وقف تألیف امثال و حکم و شاهکار لغت‌نامه دهخدا نمود."}]},{"id":"malkom","name":"میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله","titles":["پرنس ملکم خان","ناظم‌الدوله"],"aliases":["ملکم خان","ملکم‌خان","میرزا ملکم خان","پرنس ملکم"],"born":{"solarYear":1212,"gregorianYear":1833},"died":{"solarYear":1287,"gregorianYear":1908},"summary":"از پیشگامان فکر تجدد و قانون در ایران. ناشر روزنامهٔ قانون در لندن و بانی فراموشخانه. دیپلمات، اصلاح‌گر، و در عین حال اهل امتیاز و سوداگری مالی. کسروی و آدمیت هر دو با فاصله و نقد به او می‌نگرند.","role":"نظریه‌پرداز قانون و ناشر روزنامهٔ قانون","judgments":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت","text":"آدمیت او را معمار اصطلاحات نوین سیاسی به زبان فارسی می‌شناسد، اما در اخلاق دیوانی و معاملات مالی سخت به او می‌تازد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"مقدمات بیداری؛ روزنامهٔ قانون","text":"کسروی اثر قانون را در برانگیختن اذهان می‌پذیرد، اما خود ملکم را مردی سودجو و چندچهره می‌داند."}],"eventIds":["tobacco","faramoshkhaneh-ban","daftar-tanzimat"],"relatedPersonIds":["asadabadi","sepasalar"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"جلفای اصفهان؛ خاندان میرزا یعقوب خان.","family":"میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله؛ ملقب به پرنس ملکم خان.","socialClass":"نخبگان دیپلماتیک فرنگ‌دیده، رساله‌نویسان و روزنامه‌نگاران عصر ناصری.","importance":"معمار اصطلاحات حقوقی مدرن به زبان فارسی، بانی فراموشخانه، ناشر روزنامه قانون و مؤلف رسائل دفتر تنظیمات و پلتیکای دولتی.","life":[{"title":"دفتر تنظیمات و فراموشخانه","body":"در پاریس مهندسی و علوم سیاسی آموخت. در ۱۲۳۷ ش رساله دفتر تنظیمات را در باب تفکیک قوا نگاشت و نخستین لژ فراموشخانه را برپا کرد که با فرمان ناصرالدین‌شاه در ۱۲۴۰ ش منحل شد."},{"title":"روزنامه قانون لندن و دیپلماسی","body":"سفیر ایران در لندن بود؛ پس از رسوایی امتیاز لاتاری عزل گردید و از ۱۲۶۸ ش روزنامه انقلابی قانون را در لندن منتشر ساخت که قانون‌خواهی و امتناع از پرداخت مالیات به دولت مستبد را ترویج می‌کرد."}]},{"id":"asadabadi","name":"سید جمال‌الدین اسدآبادی","titles":["سید جمال","الافغانی"],"aliases":["سید جمال الدین اسدآبادی","سید جمال","سید جمال الدین افغانی","جمال الدین حسینی"],"born":{"solarYear":1217,"gregorianYear":1838},"died":{"solarYear":1275,"solarMonth":12,"gregorianYear":1897,"gregorianMonth":3},"summary":"متفکر انقلابی و مروج اتحاد اسلام. در ایران، عثمانی، مصر و هند زیست و علیه استبداد و استعمار بریتانیا سخن گفت. در تحریم تنباکو به میرزای شیرازی نامه نوشت و میرزا رضا کرمانی شاگرد او بود.","role":"مروج اتحاد اسلام و محرک انقلاب فکری","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"مقدمات بیداری","text":"کسروی او را مردی پرشور اما بی‌برنامه و پراکنده‌کار می‌داند که جنبش پایداری در یک جا برپا نکرد."},{"sourceId":"adamiyat","locus":"ایدئولوژی نهضت مشروطیت","text":"آدمیت اثر نامه‌های او را در پیوند دادن علما به مخالفت با استبداد مهم می‌شمارد."}],"eventIds":["tobacco","naser-shah-assassinated"],"relatedPersonIds":["malkom","mirzaye-shirazi","mirza-reza-kermani"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"اسدآباد همدان؛ حوزه علمیه نجف.","family":"سید جمال‌الدین حسینی اسدآبادی؛ فرزند سید صفدر.","socialClass":"روشنفکران انقلابی، متفکران فراملیتی و مروجان اتحاد اسلام.","importance":"نخستین متفکر سیاسی ایران مدرن که استراتژی حذف رأس استبداد و بیداری تمدنی را تئوریزه کرد.","life":[{"title":"سفرهای جهانی و رسائل فلسفی","body":"در ایران، عثمانی، مصر، هند و پاریس زیست؛ حلقه نواندیشان قاهره را پروراند، در پاریس پاسخ فلسفی به ارنست رنان نگاشت و در هند رساله تعلیم و تعلم و رد نیچریه را تدوین کرد."},{"title":"بست شاه عبدالعظیم و ترور ناصرالدین‌شاه","body":"در ۱۲۶۹ ش در حرم شاه عبدالعظیم بست نشست و خفت‌بار اخراج شد. او در جریان تحریم تنباکو به میرزای شیرازی نامه نوشت و در استانبول میرزا رضا کرمانی را به ترور ناصرالدین‌شاه تهییج نمود و در ۱۲۷۵ ش بر اثر سرطان فک درگذشت."}]},{"id":"sepasalar","name":"میرزا حسین‌خان سپهسالار","titles":["مشیرالدوله","سپهسالار"],"aliases":["سپهسالار","میرزا حسین خان سپهسالار","مشیرالدوله قزوینی"],"died":{"solarYear":1259,"solarMonth":6,"gregorianYear":1881},"summary":"صدراعظم اصلاح‌گر ناصرالدین‌شاه پس از امیرکبیر. تأسیس دارالشورای دولتی، نظام قضایی نو، و سفر اول فرنگ شاه. قرارداد رویتر کارنامهٔ او را لکه‌دار کرد و به عزل او انجامید.","role":"صدراعظم اصلاح‌گر عهد ناصری","judgments":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"اندیشه ترقی و حکومت قانون","text":"آدمیت سپهسالار را از برجسته‌ترین دولتمردان عهد قاجار می‌داند که کوشید حکومت را قانون‌مند کند."}],"eventIds":["darbar-azam","reuter-concession"],"relatedPersonIds":["malkom","mostashar-al-dowleh"],"monarchId":"naser-al-din","born":{"solarYear":1206,"gregorianYear":1827},"origin":"قزوین / تهران؛ فرزند میرزا محمدنبی خان قزوینی.","family":"میرزا حسین‌خان مشیرالدوله سپهسالار اعظم.","socialClass":"اشرافیت دیوانی اصلاح‌طلب؛ صدراعظم نوساز عصر ناصری.","importance":"بنیان‌گذار دربار اعظم (کابینه هیئت وزرا)، مجالس شش‌گانه عدلیه و طراح موازنه اقتصادی از طریق امتیاز رویتر.","life":[{"title":"سفارت استانبول و صدارت نوساز","body":"دوازده سال سفیر ایران در عثمانی بود و اصلاحات تنظیمات را مشاهده کرد. در ۱۲۵۰ ش به صدارت رسید و لایحه دربار اعظم را تدوین نمود."},{"title":"امتیاز رویتر و عزل در انزلی","body":"برای جلب سرمایه بریتانیا و موازنه در برابر روسیه امتیازنامه ۱۸۷۲ رویتر را بست؛ اما در بازگشت از سفر اول فرنگ در بندر انزلی با شورش درباریان معزول گردید."}]},{"id":"amir-kabir","name":"میرزا تقی‌خان امیرکبیر","titles":["امیرکبیر","اتابک اعظم"],"aliases":["امیرکبیر","میرزا تقی خان","امیر نظام","اتابک اعظم امیرکبیر"],"born":{"solarYear":1186,"gregorianYear":1807},"died":{"solarYear":1230,"solarMonth":10,"gregorianYear":1852,"gregorianMonth":1},"summary":"نخستین صدراعظم ناصرالدین‌شاه و بانی دارالفنون و روزنامهٔ وقایع اتفاقیه. با قاطعیت اصلاحات مالی، نظامی و آموزشی کرد اما پس از سه سال معزول و در حمام فین کاشان به قتل رسید.","role":"صدراعظم نوساز ایران پیشامشروطه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"مقدمات بیداری","text":"کسروی امیرکبیر را تنها مرد باکفایت قاجار می‌داند که اگر می‌ماند سرنوشت ایران دگرگون می‌شد."},{"sourceId":"adamiyat","locus":"امیرکبیر و ایران","text":"آدمیت کارنامهٔ او را سرآغاز نوسازی دولتی و استقلال اقتصادی ایران می‌شناسد."}],"eventIds":["sheikh-tabarsi","execution-of-bab"],"relatedPersonIds":[],"monarchId":"naser-al-din","origin":"هزاره فراهان؛ فرزند کربلایی محمدقربان (آشپز قائم‌مقام).","family":"میرزا تقی‌خان امیرکبیر؛ داماد ناصرالدین‌شاه (همسر عزت‌الدوله).","socialClass":"دیوان‌سالاران اصلاح‌گر خودساخته و اتابک اعظم قاجار.","importance":"نخستین صدراعظم اصلاح‌طلب تاریخ معاصر، بنیان‌گذار دارالفنون، ناشر وقایع اتفاقیه و نماد حاکمیت ملی مقتدر.","life":[{"title":"اصلاحات ساختاری و دارالفنون","body":"در سال‌های ۱۲۲۷ تا ۱۲۳۰ ش بودجه دولت را متوازن کرد، مستمری‌های گزاف درباریان را قطع نمود، دارالفنون را بنا نهاد، روزنامه وقایع اتفاقیه را منتشر کرد و به شورش‌های بابی طبرسی و زنجان پایان داد."},{"title":"عزل و شهادت در فین کاشان","body":"دسیسه‌های مهدعلیا و میرزا آقاخان نوری موجب عزل وی شد؛ او به کاشان تبعید و در ۲۰ دی ۱۲۳۰ در حمام فین به شهادت رسید."}]},{"id":"rushdiyeh","name":"میرزا حسن رشدیه","titles":["رشدیه","پیر معارف"],"aliases":["رشدیه","میرزا حسن رشدیه","حسن رشدیه","میرزا حسن تبریزی"],"born":{"solarYear":1230,"gregorianYear":1851},"died":{"solarYear":1323,"solarMonth":9,"solarDay":19,"gregorianYear":1944},"summary":"بنیانگذار دبستان به شیوهٔ نو و مبدع الفبای صوتی. در تبریز و تهران مدارس را به راه انداخت و تکفیرها و تخریب‌ها را تاب آورد. در آستانهٔ مشروطه از گردانندگان انجمن باغ میکده بود.","role":"بنیانگذار دبستان نو و الفبای صوتی","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ روزنامه و دبستان","text":"کسروی رشدیه را نمونهٔ کاری می‌داند که توده را برای فهم مشروطه آماده می‌کرد."}],"eventIds":["roshdiyeh-schools-tabriz","sugar-merchants-bastinado","shabnameh-arrests-1319"],"relatedPersonIds":["ala-al-dowleh","ain-al-dowleh","talebov"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"تبریز؛ محله ششگلان.","family":"میرزا حسن رشدیه؛ فرزند ملا مهدی تبریزی.","socialClass":"روشنفکران فرهنگی، مربیان ملی و فعالان زیرزمینی مشروطه.","importance":"بنیان‌گذار آموزش نوین ابتدایی و الفبای صوتی در ایران، عضو انجمن باغ میکده و طراح سناریوی فلک تجار قند.","life":[{"title":"ابداع الفبای صوتی و مدارس نوین","body":"پس از تحصیل در بیروت و عثمانی، نخستین مدارس ابتدایی مدرن را در ایروان، تبریز و تهران بنا کرد و با وجود تکفیرها و تخریب‌های مکرر پایمردی نشان داد."},{"title":"کنشگری انقلابی و متمم تنبیه الغافلین","body":"در کتاب درسی کفایةالتعلیم متمم سیاسی تنبیه الغافلین را در دفاع از حق عزل حاکم مستبد گنجاند و با تحریک علاءالدوله به فلک تجار، جرقه هجرت صغری را زد."}]},{"id":"shuster","name":"ویلیام مورگان شوستر","titles":["خزانه‌دار کل"],"aliases":["شوستر","مورگان شوستر","مستر شوستر"],"summary":"حقوق‌دان آمریکایی که مجلس دوم او را خزانه‌دار کل کرد. خواست مالیه را از دست روس و بلژیک درآورد. پترزبورگ اولتیماتوم داد و مجلس را بست. کتاب The Strangling of Persia گزارش خود اوست.","role":"خزانه‌دار مجلس دوم؛ بهانهٔ اولتیماتوم روس","judgments":[{"sourceId":"browne","locus":"سال‌های پس از ۱۹۰۹","text":"براون شوستر را درستکار و ناسازگار با نفوذ روس می‌نویسد. همدلی آشکار است."},{"sourceId":"kasravi-azarbaijan","locus":"اولتیماتوم و اشغال","text":"کسروی فرجام کار را از تبریز می‌بیند: اشغال، دار ثقةالاسلام، و خفگی مجلس. شوستر را علت نمی‌داند؛ بهانه می‌داند."}],"eventIds":["russian-ultimatum"],"relatedPersonIds":["seqat-al-islam"],"monarchId":"ahmad-shah","origin":"ایالات متحده آمریکا؛ حقوق‌دان مالی.","family":"ویلیام مورگان شوستر؛ خزانه‌دار کل منصوب مجلس دوم شورای ملی.","socialClass":"مستشاران مستقل مالی بین‌المللی.","importance":"مستشار قانون‌مدار آمریکایی که اقداماتش برای انضباط مالی بهانه اولتیماتوم نظامی روسیه در آذر ۱۲۹۰ شد.","life":[{"title":"خزانه‌داری کل و کتاب خفقان ایران","body":"با تصویب مجلس دوم به سازماندهی ژاندارمری خزانه‌داری پرداخت و اموال شاهزادگان مقروض را توقیف کرد. پس از اولتیماتوم و انحلال مجلس از ایران رفت و کتاب افشاگرانه The Strangling of Persia را نگاشت."}]},{"id":"sani-al-dowleh","name":"مرتضی‌قلی‌خان صنیع‌الدوله","titles":["صنیع‌الدوله","رئیس مجلس اول"],"aliases":["صنیع الدوله","صنیع‌الدوله","مرتضی قلی خان هدایت"],"died":{"solarYear":1289,"solarMonth":11,"solarDay":15,"gregorianYear":1911,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":4},"summary":"از خاندان هدایت و نخستین رئیس مجلس شورای ملی. مهندس و رجل، نه مجاهد کوچه. ترور شد. مخبرالسلطنه برادر اوست؛ پس خاطرات خانواده را باید با فاصله خواند.","role":"نخستین رئیس مجلس شورای ملی","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"بازشدن دارالشوری","text":"کسروی ترکیب مجلس را ضعیف می‌داند و صنیع‌الدوله را از معدود مردان کارآمد به شمار می‌آورد."}],"eventIds":["farman","majlis-opened","constitution-signed"],"relatedPersonIds":["ehtesham-al-saltaneh"],"monarchId":"mozaffar-al-din","born":{"solarYear":1235,"gregorianYear":1856},"origin":"تهران؛ خاندان دیوان‌سالار هدایت.","family":"مرتضی‌قلی خان صنیع‌الدوله؛ فرزند علیقلی خان مخبرالدوله و برادر مهدیقلی خان مخبرالسلطنه.","socialClass":"اشرافیت تکنوکرات و مهندسان دانش‌آموخته آلمان.","importance":"نخستین رئیس مجلس شورای ملی اول و تدوین‌کننده آیین‌نامه داخلی پارلمان ایران.","life":[{"title":"ریاست مجلس اول و وزارت مالیه","body":"در آلمان مهندسی معدن خواند. پس از صدور فرمان مشروطه به عنوان نخستین رئیس مجلس اول جلسات را اداره کرد و بعدها در کابینه‌های مشروطه به وزارت مالیه رسید و به دست تروریست‌های گرجی ترور شد."}]},{"id":"mostashar-al-dowleh","name":"میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله","titles":["مستشارالدوله","شارژ دافر"],"aliases":["یوسف مستشارالدوله","میرزا یوسف تبریزی","مستشارالدوله"],"born":{"solarYear":1202,"gregorianYear":1823},"died":{"solarYear":1274,"gregorianYear":1895},"summary":"دیپلمات، قاضی، معاون عدلیه و مؤلف رسالهٔ بنیادین «یک کلمه». او رمز ترقی غرب را در قانون مدون دانست و کوشید اصول حقوق بشر و تفکیک قوا را با نصوص قرآن تطبیق دهد.","role":"نظریه‌پرداز قانون‌خواهی؛ مؤلف رسالهٔ یک کلمه","judgments":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت","text":"آدمیت رسالهٔ یک کلمه را نخستین طرح نظری استوار برای حقوق اساسی و حاکمیت قانون به زبان فارسی می‌شناسد."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار چهارم","text":"مستشارالدوله با زبان دین کوشید سد مقاومت فقهی در برابر قانون موضوعه مدرن را بشکند."}],"eventIds":["yek-kalameh","darbar-azam"],"relatedPersonIds":["sepasalar","malkom"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"تبریز؛ خاندان بازرگانان آذربایجان.","family":"میرزا یوسف خان مستشارالدوله تبریزی؛ فرزند حاجی محمدکاظم تاجر.","socialClass":"دیوان‌سالاران وزارت خارجه، قضات و متفکران قانون‌خواه.","importance":"مؤلف رساله بنیادین «یک کلمه» و معمار آشتی نظری حقوق اساسی مدرن با فقه اسلامی.","life":[{"title":"مأموریت پاریس و تألیف یک کلمه","body":"در دوران شارژ دافری در پاریس با مطالعه کُد ناپلئون و اعلامیه حقوق بشر، رساله یک کلمه را در ۱۲۴۹ ش نگاشت و ۱۹ اصل حقوق مدرن را با نصوص قرآن تطبیق داد."},{"title":"معاونت عدلیه و حبس در زنجیر","body":"با دعوت سپهسالار مجالس شش‌گانه قضایی را طراحی کرد؛ در اواخر عمر به دلیل رسائل آزادی‌خواهانه‌اش مغضوب ناصرالدین‌شاه شد و در قزوین به زنجیر کشیده شد و در حبس درگذشت."}]},{"id":"talebov","name":"عبدالرحیم طالبوف تبریزی","titles":["طالبوف","طالب‌زاده"],"aliases":["طالبوف","عبدالرحیم طالبوف","میرزا عبدالرحیم طالبوف"],"born":{"solarYear":1213,"gregorianYear":1834},"died":{"solarYear":1289,"gregorianYear":1911},"summary":"نویسنده و روشنفکر ساکن قفقاز که در آثاری چون «کتاب احمد» و «مسالک‌المحسنین»، مفاهیم فیزیک جدید، آزادی و پارلمانتاریسم را به زبانی ساده و روایی برای ایرانیان تبیین نمود.","role":"نظریه‌پرداز مشروطه و آموزش عمومی؛ وکیل دورهٔ اول مجلس","judgments":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"طالبوف تبریزی","text":"آدمیت او را مروج خرد نقاد و حقوق شهروندی می‌داند که نثر ساده را ابزار بیداری ملی ساخت."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار نهم","text":"طالبوف با پرهیز از دین‌ستیزی رادیکال، راه را برای فهم همگانی مفاهیم دموکراسی هموار ساخت."}],"eventIds":["majlis-opened"],"relatedPersonIds":["akhundzadeh","rushdiyeh"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"تبریز؛ مهاجر به قفقاز و داغستان.","family":"عبدالرحیم طالبوف تبریزی؛ فرزند علی نجار تبریزی.","socialClass":"بورژوازی تجاری، پیمانکاران راه‌سازی و نویسندگان مستقل.","importance":"بزرگ‌ترین مروج عمومی مفاهیم پارلمان، آزادی مدنی و علوم تجربی نوین به زبان ساده فارسی.","life":[{"title":"کتاب احمد و مسالک‌المحسنین","body":"در تمیرخان‌شورای داغستان آثاری چون کتاب احمد، مسالک‌المحسنین و مسائل‌الحیات را نگاشت و توطئه درباریان علیه «یاسای مظفری» را عریان ساخت. او در مجلس اول وکیل تبریز شد اما به دلیل کهولت به تهران نیامد."}]},{"id":"akhundzadeh","name":"میرزا فتحعلی آخوندزاده","titles":["سرهنگ (پولکوونیک)","میرزا"],"aliases":["آخوندزاده","میرزا فتحعلی آخوندوف","آخوندوف"],"born":{"solarYear":1191,"gregorianYear":1812},"died":{"solarYear":1256,"solarMonth":12,"solarDay":18,"gregorianYear":1878},"summary":"نمایشنامه‌نویس و ناقد رادیکال مستقر در تفلیس. مؤلف «تمثیلات» و «مکتوبات کمال‌الدوله». او هرگونه سازگاری شریعت با دموکراسی غربی را نفی کرد و مروج نقد سکولار بود.","role":"پیشگام نقد سکولار و درام‌نویسی مدرن","judgments":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"اندیشه‌های آخوندزاده","text":"آدمیت او را رادیکال‌ترین اندیشمند ماده‌باور قرن نوزدهم در نقد استبداد شرقی می‌داند."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار نهم","text":"نامه انتقادی او به مستشارالدوله نشان داد که تلفیق شریعت و حقوق مدرن با چالش‌های بنیادین روبروست."}],"eventIds":["yek-kalameh"],"relatedPersonIds":["mostashar-al-dowleh","talebov"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"شکی (قفقاز)؛ تبار تبریزی خامیه.","family":"میرزا فتحعلی آخوندوف؛ مترجم رسمی نایب‌السلطنه قفقاز.","socialClass":"افسران ارتش امپراتوری روسیه و نمایشنامه‌نویسان پیشرو.","importance":"بنیان‌گذار نقد صریح سکولار و درام‌نویسی نوین در حوزه زبان فارسی و ترکی.","life":[{"title":"تمثیلات و مکتوبات کمال‌الدوله","body":"نخستین نمایشنامه‌های مدرن خاورمیانه را نگاشت؛ مکتوبات کمال‌الدوله را در نقد مذهب و استبداد تحریر کرد و در نامه‌ای به مستشارالدوله امکان انطباق شریعت سنتی با دموکراسی غربی را باطل دانست."}]},{"id":"yahya-dowlatabadi","name":"حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی","titles":["حاج میرزا یحیی","دولت‌آبادی"],"aliases":["یحیی دولت آبادی","یحیی دولت‌آبادی","میرزا یحیی دولت آبادی"],"born":{"solarYear":1241,"gregorianYear":1862},"died":{"solarYear":1318,"solarMonth":8,"solarDay":4,"gregorianYear":1939},"summary":"مصلح آموزشی، مؤسس مدرسه سادات، عضو کمیته ۹ نفره باغ میکده و نماینده ادوار مجلس. مؤلف تاریخ «حیات یحیی» که در تحصن شاه‌عبدالعظیم مفهوم قانون را وارد مطالبات کرد.","role":"مصلح آموزشی؛ استراتژیست انجمن‌های مخفی","judgments":[{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"حیات یحیی","text":"روایت او پشت‌صحنهٔ طراحی مطالبات هجرت صغری و شبکهٔ سرّی مشروطه‌خواهان را عیان می‌سازد."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار دهم و چهاردهم","text":"دولت‌آبادی با تقیه مذهبی و نبوغ اداری، کانون‌های پراکنده را به نهادهای مدنی تبدیل کرد."}],"eventIds":["bagh-mikadeh","bast-soghra-abdolazim"],"relatedPersonIds":["malek-al-motekallemin","tabatabai","ehtesham-al-saltaneh"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"دولت‌آباد اصفهان؛ مستقر در دارالخلافه تهران.","family":"حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی؛ فرزند حاج سید هادی دولت‌آبادی.","socialClass":"روحانیت متجدد، مربیان آموزشی و نظریه‌پردازان مخفی بابی ازلی.","importance":"استراتژیست پشت‌پرده مطالبات ساختاری هجرت صغری، مؤسس مدرسه سادات و مؤلف تاریخ «حیات یحیی».","life":[{"title":"آموزش و کمیته ۹ نفره انقلاب","body":"مدرسه سادات را ساخت، انجمن معارف را در ۱۲۸۰ ش احیا کرد و در کمیته ۹ نفره باغ میکده مهندسی مطالبات را به دست گرفت و بند قانون و عدالتخانه را وارد عریضه علما نمود."}]},{"id":"mirza-aqa-khan-kermani","name":"میرزا عبدالحسین آقاخان کرمانی","titles":["میرزا آقاخان کرمانی"],"aliases":["میرزا آقاخان","آقاخان کرمانی","عبدالحسین کرمانی"],"born":{"solarYear":1232,"gregorianYear":1854},"died":{"solarYear":1275,"solarMonth":4,"solarDay":26,"gregorianYear":1896},"summary":"نویسنده و فیلسوف ناسیونالیست رادیکال در استانبول. هم‌مؤلف «هشت‌بهشت» و تحلیل‌گر اقتصادی قرارداد رژی در روزنامه اختر، که در پی ترور ناصرالدین‌شاه در تبریز اعدام شد.","role":"نویسنده رادیکال و نظریه‌پرداز ملی‌گرایی","judgments":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"اندیشه‌های میرزا آقاخان کرمانی","text":"آدمیت او را پیشگام ناسیونالیسم تاریخی و نقد آشتی‌ناپذیر استبداد قاجار می‌شناسد."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هشتم","text":"آقاخان کرمانی در روزنامه اختر با تحلیل اقتصادی نابرابری امتیاز رژی، افکار عمومی را بیدار ساخت."}],"eventIds":["tobacco"],"relatedPersonIds":["malkom","asadabadi"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"بردسیر کرمان؛ مقیم استانبول.","family":"میرزا عبدالحسین آقاخان کرمانی؛ داماد میرزا یحیی صبح‌ازل.","socialClass":"منورالفکران رادیکال، فلاسفه ناسیونالیست و نویسندگان تبعیدی.","importance":"نویسنده رسائل بنیادین ناسیونالیسم ایرانی (سه‌مکتوب و هشت‌بهشت) و تحلیل‌گر اقتصادی جنبش تنباکو در روزنامه اختر.","life":[{"title":"استانبول و روزنامه اختر","body":"در استانبول کتاب هشت‌بهشت را با روحی نوشت و در روزنامه اختر با تحلیل اقتصادی نابرابری‌های رژی، افکار عمومی را بیدار ساخت. پس از ترور ناصرالدین‌شاه به ایران تحویل و در تبریز تیرباران شد."}]},{"id":"zain-al-abedin-maraghei","name":"حاج زین‌العابدین مراغه‌ای","titles":["مؤلف سیاحت‌نامهٔ ابراهیم‌بیگ"],"aliases":["زین العابدین مراغه ای","زین‌العابدین مراغه‌ای","ابراهیم بیگ"],"born":{"solarYear":1218,"gregorianYear":1839},"died":{"solarYear":1289,"gregorianYear":1910},"summary":"بازرگان و نویسنده‌ای که با خلق رمان «سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ»، فساد اداری، رشوه و غیبت قانون در عهد قاجار را با طنزی گزنده و درامی تأثیرگذار در جامعه افشا کرد.","role":"رمان‌نویس انتقادی و بیدارگر افکار عمومی","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"کتاب‌های بیدارگر","text":"کسروی سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ را از مؤثرترین کتاب‌ها در بیداری ایرانیان و نفرت از استبداد می‌داند."}],"eventIds":["anjoman-makhfi"],"relatedPersonIds":["tabatabai","talebov"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"مراغه؛ بازرگان مقیم قفقاز و استانبول.","family":"حاج زین‌العابدین مراغه‌ای.","socialClass":"بورژوازی تجاری و رمان‌نویسان منتقد استبداد.","importance":"خالق رمان پیشگام «سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ» در افشای فساد اداری و ضرورت حکومت قانون.","life":[{"title":"سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ","body":"رمان سه‌جلدی ابراهیم‌بیگ را منتشر کرد و فقدان قانون، رشوه و هرج‌ومرج اداری عهد قاجار را عریان ساخت؛ متنی که در جلسات آغازین انجمن مخفی برای اعضا قرائت می‌شد."}]},{"id":"hassan-pirnia","name":"میرزا حسن‌خان مشیرالدوله (پیرنیا)","titles":["مشیرالملک","مشیرالدوله","پیرنیا"],"aliases":["حسن پیرنیا","میرزا حسن خان پیرنیا","مشیرالدوله پیرنیا"],"born":{"solarYear":1250,"gregorianYear":1871},"died":{"solarYear":1314,"solarMonth":8,"solarDay":29,"gregorianYear":1935},"summary":"حقوق‌دان، مورخ و بنیان‌گذار مدرسه عالیه علوم سیاسی. از تدوین‌کنندگان پیش‌نویس نظام‌نامه انتخابات و قانون اساسی مشروطه و نخست‌وزیر برجسته ادوار بعد.","role":"حقوق‌دان؛ بانی مدرسه علوم سیاسی؛ دولتمرد مشروطه","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار پانزدهم","text":"پیرنیا با تأسیس مدرسه علوم سیاسی، کادرهای دیپلماتیک و حقوقی مشروطیت را آموزش داد."}],"eventIds":["constitution-signed"],"relatedPersonIds":["hossein-pirnia","dehkhoda"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"نائین / تهران؛ تحصیل‌کرده حقوق در دانشگاه مسکو.","family":"میرزا حسن خان مشیرالدوله پیرنیا؛ فرزند ارشد میرزا نصرالله خان مشیرالدوله.","socialClass":"اشرافیت دیوانی متجدد، حقوق‌دانان مشروطه و مورخان ایران باستان.","importance":"بنیان‌گذار مدرسه عالیه علوم سیاسی، تدوین‌کننده پیش‌نویس نظام‌نامه اساسی و متمم قانون اساسی و نخست‌وزیر نامدار ایران.","life":[{"title":"مدرسه علوم سیاسی و قانون اساسی","body":"در ۱۲۷۸ ش مدرسه علوم سیاسی را بنا نهاد و حقوق بین‌الملل تدریس کرد. او در تدوین نظام‌نامه انتخابات و متمم قانون اساسی نقشی بی‌بدیل داشت و بعدها کتاب عظیم تاریخ ایران باستان را تألیف نمود."}]},{"id":"hossein-pirnia","name":"میرزا حسین‌خان مؤتمن‌الملک (پیرنیا)","titles":["مؤتمن‌الملک","رئیس مجلس"],"aliases":["حسین پیرنیا","مؤتمن الملک","موتمن الملک"],"born":{"solarYear":1253,"gregorianYear":1874},"died":{"solarYear":1326,"solarMonth":6,"solarDay":9,"gregorianYear":1947},"summary":"مدرس اقتصاد مدرسه علوم سیاسی، دیپلمات و از خوشنام‌ترین رؤسای مجلس شورای ملی که نماد پاک‌دستی و انضباط پارلمانی در تاریخ معاصر ایران شد.","role":"رئیس قانون‌مدار مجلس شورای ملی","judgments":[{"sourceId":"kasravi-azarbaijan","locus":"مجلس و قانون","text":"کسروی مؤتمن‌الملک را از رجال پاک‌دامن و تسلیم‌ناپذیر در دفاع از حدود قانون اساسی می‌شمارد."}],"eventIds":["majlis-opened"],"relatedPersonIds":["hassan-pirnia"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"نائین / تهران؛ تحصیل‌کرده حقوق و اقتصاد در فرانسه.","family":"میرزا حسین خان مؤتمن‌الملک پیرنیا؛ فرزند دوم میرزا نصرالله خان مشیرالدوله.","socialClass":"اشرافیت متجدد و دولتمردان قانون‌گرای پارلمانی.","importance":"مدرس اقتصاد مدرسه علوم سیاسی و از خوشنام‌ترین و مقتدرترین رؤسای مجلس شورای ملی.","life":[{"title":"ریاست مجلس و انضباط پارلمانی","body":"مبانی اقتصاد مدرن را در مدرسه علوم سیاسی تدریس کرد و در ادوار گوناگون مجلس به عنوان نماد انضباط پارلمانی، قانون‌مداری و پاسداری از حاکمیت ملی شناخته شد."}]},{"id":"tahereh","name":"فاطمه زرین‌تاج برغانی (طاهره قرة‌العین)","titles":["طاهره","قرة‌العین","زرین‌تاج"],"aliases":["طاهره قزوینی","قره العین","طاهره"],"born":{"solarYear":1196,"gregorianYear":1817},"died":{"solarYear":1231,"solarMonth":5,"gregorianYear":1852},"summary":"شاعر، فقیه و خطیب برجسته که در اجتماع بدشت کشف حجاب کرد و بر نسخ احکام شریعت استدلال نمود. او در پی سوءقصد به ناصرالدین‌شاه در ۱۲۳۱ ش اعدام شد.","role":"شاعر، فقیه و نظریه‌پرداز بابی در بدشت","judgments":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار اول","text":"کنش او در بدشت ریشه در اجتهاد کلامی در پایان عصر غیبت داشت، نه مطالبه مدرن برابری حقوق زنان."}],"eventIds":["badasht-conference"],"relatedPersonIds":["bab"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"قزوین؛ خاندان مجتهدان برغانی.","family":"فاطمه زرین‌تاج برغانی ملقب به «طاهره» و «قرة‌العین»؛ دختر ملا صالح و برادرزاده شهید ثالث.","socialClass":"اشرافیت فقهی و نظریه‌پردازان رادیکال بابی.","importance":"معمار انشقاق کلامی بابیت از اسلام و اعلام نسخ احکام شریعت در اجتماع بدشت در سال ۱۲۲۷ ش.","life":[{"title":"اجتماع بدشت و اعدام","body":"در کربلا به سید کاظم رشتی و سپس به باب گروید. در اجتماع بدشت کشف حجاب نمود و بر نسخ احکام شریعت در عهد ظهور قائم استدلال کرد؛ پس از ترور نافرجام ناصرالدین‌شاه در ۱۲۳۱ ش اعدام شد."}]},{"id":"bab","name":"سید علی‌محمد شیرازی (باب)","titles":["باب","نقطه اولی","قائم"],"aliases":["میرزا علی‌محمد باب","حضرت اعلی","باب"],"born":{"solarYear":1198,"gregorianYear":1819},"died":{"solarYear":1229,"solarMonth":4,"solarDay":18,"gregorianYear":1850},"summary":"بنیان‌گذار جنبش مذهبی بابیه که در ۱۲۲۳ ش ادعای بابیت و سپس قائمیت کرد و در پی شورش‌های مسلحانه در تبریز تیرباران شد.","role":"بنیان‌گذار جنبش بابیه","judgments":[{"sourceId":"kasravi","locus":"مقدمات بیداری","text":"کسروی جنبش بابی را ناشی از جهل و خرافه‌پرستی صوفیانه و شیخی می‌داند که نیروی توده را فرسود."}],"eventIds":["badasht-conference","sheikh-tabarsi","execution-of-bab"],"relatedPersonIds":["tahereh"],"monarchId":"naser-al-din","origin":"شیراز؛ خاندان بازرگانان سادات شیرازی.","family":"سید علی‌محمد شیرازی ملقب به «باب» و «نقطه اولی».","socialClass":"تجار و اصناف شهری شیراز.","importance":"بنیان‌گذار جنبش مذهبی بابیه در سال ۱۲۶۰ قمری و مؤلف کتاب‌های قیوم الاسماء و بیان.","life":[{"title":"دعوت و اعدام در تبریز","body":"در ۱۲۲۳ ش ادعای بابیت و سپس قائمیت کرد؛ در ماکو و چهریق محبوس شد و در پی شورش‌های مسلحانه در ۲۸ شعبان ۱۲۶۶ ق به حکم امیرکبیر در تبریز تیرباران گردید."}]},{"id":"majd-al-islam","name":"احمد مجدالاسلام کرمانی","titles":["مجدالاسلام","مدیر روزنامه کشکول"],"aliases":["مجدالاسلام کرمانی","مجدالاسلام","احمد مجدالاسلام"],"born":{"solarYear":1250,"gregorianYear":1871},"died":{"solarYear":1302,"gregorianYear":1923},"summary":"روزنامه‌نگار، نویسنده و کنشگر برجسته انجمن‌های مخفی مشروطه که به دستور عین‌الدوله به کلات نادری تبعید شد و مؤلف تاریخ انحطاط مجلس است.","role":"روزنامه‌نگار، مؤلف تاریخ مشروطه و عضو انجمن‌های آزادی‌خواه","judgments":[{"sourceId":"nazem","locus":"تاریخ بیداری ایرانیان","text":"ناظم‌الاسلام مجدالاسلام را از ارکان روشنگری و نگارش شبنامه‌های آزادی‌خواهی می‌نویسد."}],"eventIds":["exile-roshdiyeh-majdoleslam","bagh-mikadeh"],"relatedPersonIds":["rushdiyeh","tabatabai","malek-al-motekallemin"],"monarchId":"mozaffar-al-din","origin":"کرمان / تهران.","family":"احمد مجدالاسلام کرمانی؛ فرزند میرزا محمدعلی.","socialClass":"روزنامه‌نگاران، مؤلفان و فعالان انجمن‌های سری مشروطه.","importance":"مدیر روزنامه‌های ادب و کشکول، عضو کمیته باغ میکده و مؤلف کتاب‌های ارزشمند «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران» و «تاریخ انحطاط مجلس».","life":[{"title":"روشنگری مطبوعاتی و تبعید به کلات","body":"با نگارش مقالات تند علیه استبداد ناصری و مظفری، نقش مهمی در بیداری افکار عمومی داشت. در خرداد ۱۲۸۵ توسط عین‌الدوله دستگیر و به دژ کلات نادری تبعید شد و پس از صدور فرمان مشروطه آزاد گردید."}]}],"events":[{"id":"qajar-land-tenure","title":"ساختار زمینداری و نظام تیول در عصر قاجار","date":{"solarYear":1215,"gregorianYear":1836},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"ساختار سنتی مالکیت ارضی در ایران قاجاری مشتمل بر اراضی خالصجات دولتی، املاک اربابی، خرده‌مالکی دهقانی و موقوفات مذهبی. واگذاری تیول به صاحب‌منصبان به جای مواجب نقدی، فقدان قانون مدون ثبت املاک و پدیده قلدرپروری خوانین محلی، شالودهٔ ناامنی اقتصادی را پی ریخت.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار اول","text":"نظام تیول‌داری قاجار دولت مرکزی را از دیوان‌سالاری مالیاتی بی‌نیاز می‌کرد، اما با ایجاد ملوک‌الطوایف‌های خودمختار، امنیت مالکیت را از میان می‌برد."}],"personIds":["amir-kabir","sepahsalar"],"personDeeds":{"amir-kabir":"تلاش برای محدود ساختن تیول‌های بی‌ضابطه درباریان در دوران صدارت.","sepahsalar":"تدوین قانون تنظیمات حسنه برای مهار دست‌اندازی حکام به اراضی ولایات."},"periodId":"qajar-founding","monarchId":"mohammad-shah","aliases":["نظام تیول","زمین‌داری قاجار","خالصجات دولتی"],"context":"اقتصاد ایران در آستانه مشروطه هنوز بر کشاورزی ایستاده بود. صنعت کارخانه‌ای پا نگرفته بود و نفت هنوز اهرم دولت نبود. برای فهم مالیات، لشکر، نفوذ علما و نارضایتی بازار باید وضع زمین را دید. زمین کشت‌پذیر در عمل سه گونه داشت: خالصه که مال دولت و در واقع مال شاه بود، ملک شخصی اربابی یا خرده‌مالکی، و وقف که شرع آن را از دست غصب بیرون می‌کشید.","whatHappened":[{"title":"۱. خالصه و تیول به جای مواجب نقد","body":"خالصه زمین عام نبود به معنای مالکیت همگانی. ملک دیوان بود و دیوان در سال‌های پیش از مشروطه با شخص پادشاه یکی گرفته می‌شد. بهره‌برداری از این زمین‌ها بر سیاست اقطاع یا تیول تکیه داشت. دربار به سردار یا صاحب‌منصب، به جای سکه از خزانه، درآمد مالیاتی یک قطعه خالصه را می‌سپرد. تیول‌دار مالک عین زمین نبود؛ شبیه اجاره مادام‌العمر بود که طلب مواجب او با طلب مالیات دولت صاف می‌شد. فایده نخست کنترل نقدینگی بود در روزگاری که اسکناس جا نیفتاده بود و بانک مرکزی وجود نداشت. فایده دوم سبک کردن دستگاه اداری بود: دولت ناچار نبود در هر ولایت ناظر کشت بگمارد. سلسله‌های کوچ‌نشین پس از اسلام نیز تیول را راهی می‌دانستند تا بار نظارت زراعی را از دوش خود بردارند. گاه تیول شرط لشکر هم می‌بست: تیول‌دار موظف می‌شد در هنگام جنگ چند صد سرباز از روستاییان زیر دست بفرستد."},{"title":"۲. غصب موروثی، تقویم کهنه و قلدرپروری","body":"تیول روی کاغذ مستأجر عواید بود. در عمل، چون قانون ثبت و حسابرسی استوار نبود، تیول‌دار پس از چند دهه زمین را ملک خاندان می‌خواند و به ارث می‌گذاشت. تقویم‌های مالیاتی نیز کهنه می‌ماند. با گشوده شدن بازار روسیه و انگلستان، درآمد واقعی زمین چند برابر رقم ثبتی می‌شد و تیول‌دار مابه‌التفاوت را به خزانه پس نمی‌داد. مأمور مالیات را با زور یا رشوه ساکت می‌کردند. دربار تیول را به آدم‌های پرزور می‌داد. همان آدم پس از گرفتن زمین نیمچه شاه محلی می‌شد. پس از شکست‌های قفقاز آشکار شد که جمع‌آوری سرباز مقطعی دیگر به کار ارتش دائمی نمی‌آید، اما تیول‌داران برای خود افواج کوچک نگاه می‌داشتند. دور باطل این بود که تیول آمده بود تا غیبت اداری مرکز را بپوشاند، و همان غیبت آن را منبع فساد می‌کرد. مجلس اول مشروطه الغای تیول را در صدر کار گذاشت."},{"title":"۳. غصب شاهانه و دفاتر رقبات نادری","body":"تیول‌دار زمین خالصه را می‌خورد؛ شاه نیز گاه ملک شخصی را یک‌شبه خالصه می‌کرد. نمونه دورتر کار نادرشاه افشار بود که پس از برچیدن صفویه خواست رسم وقف را بردارد و زمین‌های وقفی را خالصه بخواند. دفاتر ثبتی که برای این کار گشودند به رقبات نادری معروف شد. سلطنت نادر کوتاه و پرلشکر بود و کار نیمه‌کاره و شلخته ماند: معلوم نشد کدام زمین وقف که بود. بیش از یک سده بعد، در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه، خزانه تهی شد و دربار پاره‌ای خالصه‌های زراعی را فروخت. پول حیف‌ومیل شد. در سلطنت مظفرالدین‌شاه دوباره به همان دفاتر کهنه استناد کردند و زمین‌های اطراف اصفهان را با این دعوی که از عهد نادر خالصه بوده غصب کردند. این یک نمونه است از بی‌سامانی مالکیت."},{"title":"۴. ملک اربابی، خرده‌مالکی و بازرگان‌مالک","body":"ملک شخصی یا اربابی پهناور بود که روستا را هم در بر می‌گرفت، یا خرده‌مالکی که گاه خود کشاورز مالک قطعه خویش بود. پس از فروش خالصه‌ها در اواخر عهد ناصری، سهم بزرگی از ملک به زمین‌داران بزرگ رسید. بیشتر اینان شهرنشین بودند و در ده نمی‌زیستند. بسیاری نخست بازرگان بودند و با سود تجارت زمین خریدند. ملک شخصی نسبت به خالصه انگیزه بهتری برای بهبود کشت داشت، اما از غصب دیوانی ایمن نبود. ایران قاجار طبقه فئودال جدا از بازار به معنای اروپایی نداشت. ملاک بزرگ همان بازرگان بود. وقتی بازاریان به اعتراض می‌آمدند، بسیاری خود زمین‌دار بودند و منافع تجارت گاه به زیان کشت غله تمام می‌شد."},{"title":"۵. وقف، اجاره نودونه ساله و سهم متولی","body":"ایران پیش از مشروطه به جای قانون مدون دو رکن داشت: عرف ده و شرع علما. عرف میان ریش‌سفیدان روستا حل می‌شد. شرع پشتش به مجتهدان گرم بود. وقف کالا را از ملک شخصی بیرون می‌برد و متولی نگاهبان آن می‌شد نه مالک. زمین‌دار، به ویژه خرده‌مالک، برای رهایی از غصب زمین را وقف می‌کرد، متولی می‌گماشت، سپس همان زمین را نودونه سال اجاره می‌کرد. سهم متولی معمولاً ده درصد محصول بود. پس از پایان قرارداد، فرزندان اجاره تازه می‌نوشتند. تولیت را نیز می‌شد به ارث گذاشت. شرع نگفته بود متولی حتماً آخوند باشد، اما در عمل تولیت را به شیخ پرنفوذ می‌سپردند تا هم فقه بداند و هم زورش به غاصب برسد. سهم امام و درآمد وقف، قدرت مالی علما را از دربار جدا کرد و همپوشانی منافع مجتهد و بازرگان را ساخت."},{"title":"۶. تبدیل به احسن و انحصار تغییر شرع","body":"وقتی قانون عرفی کهنه می‌شد، در دولت مدرن مجلس آن را بازمی‌نگریست. تغییر شرع فقط در حلقه فقها می‌ماند. قاعده وقف فروش زمین موقوفه را برنمی‌تابد، چون مالک ندارد. بیشتر فقهای قاجار با شرط تبدیل به احسن راه فروش گشودند: اگر زمین بایر شد، متولی می‌فروشد و باید زمین بهتری بخرد. پول نباید به جیب او برود، اما روشن است که درآمد متولی اصل کار شده است. وقف پناه مالکیت بود و همزمان دستگاه درآمد روحانی."},{"title":"۷. بازار جهانی، تریاک و پنبه، قحطی و کوچ به قفقاز","body":"در پادشاهی محمدشاه روسیه خط آهن در خاک خود کشید. در آغاز سلطنت ناصرالدین‌شاه کانال سوئز دریای سرخ را به مدیترانه بست و کشتی خلیج فارس به بازار اروپا رسید. صادرات ایران جز فرش بر محصول خام کشاورزی ایستاده بود. زمین‌داران بزرگ به جای گندم و جو، پنبه برای روسیه و تریاک برای هند و چین کاشتند. بار تریاک از بوشهر و محمره می‌رفت. ناظران خارجی قحطی ۱۲۵۱ و ۱۲۵۲ خورشیدی را تا حدی به همین به‌هم‌ریختگی کشت در یزد و اصفهان نسبت دادند. روستاها متروک شد. حدود پنج سال پیش از جرقه مشروطه نزدیک صد هزار ایرانی کارگر فصلی در قفقاز روسیه بودند؛ جمعیت تهران در همان هنگام حدود دویست هزار تن بود. دولت ابزار گمرکی و صنعتی برای مهار این شوک نداشت."}],"aftermath":"ناامنی مالکیت، تیول بی‌ضابطه و پیوند وقف با قدرت علما، ریشه نارضایتی طبقاتی شد. مجلس اول الغای تیول را در برنامه گذاشت، چون دریافت که بدون امنیت زمین، نه خزانه درست می‌شود و نه رعیت در ملک می‌ماند."},{"id":"sheikhism-emergence","title":"ظهور مکتب شیخی و نظریهٔ رکن رابع","date":{"solarYear":1220,"gregorianYear":1841},"tier":"secondary","category":"religious","summary":"پایه‌گذاری مکتب کلامی شیخیه توسط شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی در عتبات عالیات. ترویج نظریهٔ رکن رابع (واسطهٔ پیوسته میان شیعیان و امام غایب)، نفی معاد جسمانی سنتی به نفع کالبد هورقلیایی، تکفیر احسائی توسط ملا محمدتقی برغانی و ایجاد زمینه معرفتی برای ظهور بابیت.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار اول","text":"مکتب شیخی با به چالش کشیدن انحصار مراجع اصولی و ترویج ارتباط شهودی با امام عصر، بستر ذهنی ظهور مهدویت جدید را هموار کرد."}],"personIds":["tahereh","bab"],"personDeeds":{"tahereh":"تلمذ در حوزه کربلا نزد سید کاظم رشتی و دفاع رساله‌ای از مبانی شیخیه.","bab":"حضور کوتاه‌مدت در درس سید کاظم رشتی در کربلا پیش از اعلان دعوت."},"periodId":"qajar-founding","monarchId":"mohammad-shah","aliases":["شیخیه","مکتب شیخی","رکن رابع"],"context":"بابیه نخستین جنبش بزرگ سده پیش از مشروطه بود. رهبرانش با حقوق شهروندی و حکومت قانون آشنا نبودند، اما دو چیز را برای خواننده مشروطه روشن می‌کند: جهان فکری نخبگان پیش از آشنایی با مفاهیم غربی، و حضور بابیان در صف آزادی‌خواهان. شیخ فضل‌الله نوری مشروطه را توطئه بابی می‌خواند. میرزا جهانگیرخان شیرازی مدیر صور اسرافیل و ملک‌المتکلمین هر دو بابی بودند و به فرمان محمدعلی‌شاه کشته شدند. بابیه از دل شیخیه بیرون آمد.","whatHappened":[{"title":"۱. اصولی و اخباری پس از صفویه","body":"در فقه امامیه دو مکتب بود: اصولی که اجتهاد و مرجع تقلید را در عصر غیبت واجب می‌دانست و به عقل و اجماع تکیه می‌کرد، و اخباری که فقط قرآن و حدیث را حجت می‌شمرد و حق استدلال مستقل فقیه را انکار می‌کرد. اخباری در ظاهر سخت‌گیرانه‌تر بود، اما چون سلسله اجازه اجتهاد نداشت، سازمانش سست ماند. پس از سقوط اصفهان، نادر لشکرکشی کرد و زند جز فارس را درست نگرفت. در این خلأ، تنها شرع تا حدی نظم شهر را نگاه داشت. علمای صفوی از دربار حقوق می‌گرفتند. وقتی دربار فروپاشید، اصولیان با مرجعیت، سهم امام و تولیت وقف قدرت موازی ساختند. اجتهاد موروثی شد. سید محمدباقر شفتی در اصفهان هم مرجع بود و هم از توانگرترین مردان ایران؛ پس از او پسرش دستگاه را به ارث برد."},{"title":"۲. شیخ احمد احسائی و رکن رابع","body":"مکتب شیخی را شیخ احمد احسائی، زاده احسا نزدیک بحرین، گشود. او از خاندان آخوند نبود، عمرش را در سفر گذراند و گرایش نیمه‌عرفانی داشت، بی‌آنکه درویش نعمت‌اللهی یا نقشبندی باشد. اصولیان و شیخیان در برابر حلقه‌های صوفی غالباً یک جبهه بودند. احسائی برای انسان دو جسم قائل شد و معاد را به کالبدی جز بدن عنصری برد. نظریه رکن رابع واسطه‌ای زنده میان شیعه و امام غایب می‌خواست. برخلاف مجتهد اصولی که خود را نایب عام می‌دانست نه همسخن امام، احسائی بر پیوند شهودی پای فشرد. در جوانی خواب دید که امام عصر و سپس هر دوازده امام به او اجازه اجتهاد دادند. با این خواب اعتبار اجازه غیرمعصوم را سست کرد."},{"title":"۳. زندگی ساده، تکفیر برغانی و جانشینی رشتی","body":"احسائی در عهد فتحعلی‌شاه میان یزد، اصفهان، مشهد و کرمانشاه می‌گشت. شاه او را به تهران خواند و مستمری پیشنهاد کرد؛ نپذیرفت. زندگی بی‌دم‌ودستگاه وجهه تقدس میان مردم ساخت. جدال با ملا محمدتقی برغانی، مرجع قزوین، به تکفیر انجامید و فرقه شیخی از بدنه اصولی جدا شد. احسائی سید کاظم رشتی را جانشین کرد. رشتی در کربلا حوزه گشود و شیخیه از فکر یک عالم به حلقه شاگرد بدل شد. نخستین گروندگان باب همه از درس رشتی بودند."},{"title":"۴. مرگ رشتی و بحران جانشینی","body":"سید علی‌محمد شیرازی به سال ۱۱۹۸ خورشیدی در خانواده تاجر زاده شد، در بوشهر تجارت کرد، کمتر از یک سال در کربلا پای درس رشتی نشست و به اصرار دایی به شیراز بازگشت. در ۱۲۲۲ خورشیدی رشتی در پنجاه‌سالگی مرد و جانشین نگذاشت. حاج محمدکریم‌خان کرمانی در کرمان دعوی جانشینی کرد. بیشتر شاگردان سرگردان ماندند. مرگ استاد را برخی نشانه نزدیک ظهور گرفتند. همین خلأ بستر دیدار ملاحسین بشرویه با سید علی‌محمد شد."},{"title":"۵. بالاسری و بن‌بست طبقاتی اجتهاد","body":"شیخیان اصولی را بالاسری می‌خواندند، چون در حرم حسین صف نماز را از بالای ضریح می‌بستند و شیخی از پشت سر. کنایه از غرور صنفی بود. مسیر علم در ایران همان مدارس عتبات بود. کلید اجتهاد در دست طبقه موروثی ماند. شیخیه واکنش به این انحصار بود. اگر شیخیه نمی‌بود، دعوت باب در حد یک مدعی فراموش‌شده می‌ماند. حروف حی، قدوس، طاهره و بسطامی بودند که دعوت را جنبش کردند."},{"title":"۶. شکست از روسیه و دکمه ظهور","body":"گلستان و ترکمانچای دارالاسلام را در برابر دارالحرب شکست‌خورده گذاشت، در حالی که واژگان استعمار هنوز در ذهن ایرانی ننشسته بود. انتظار «نصر من الله و فتحاً غریب» به هم ریخت. تجددخواهی فرنگ‌رفته یک نسل بعد آمد. ارتجاع سلفی در همسایگی وهابیت همروزگار شیخیه بود. واکنش سوم شیعی تجدید بود نه تجدد: شکست را نشانه ظهور قائم خواندند تا نه در مسلمانی خود شک کنند و نه در اسلام. بابیه در این فضای آخرالزمانی میان طبقات باسواد خریدار یافت."},{"title":"۷. بازرگان، نساجی کاشان و ابریشم شمال","body":"در سال‌های محمدشاه بازرگانی ایران فرو ریخت. پارچه منچستر کارگاه کاشان را کشت. روسیه بر ابریشم شمال سد گمرکی گذاشت و عریضه تجار به دربار بی‌جواب ماند. مسئله بی‌کفایتی یک وزیر نبود؛ دولت هنوز خود را نگهبان سود بازرگان نمی‌دانست. تاجر ورشکسته نارضایتی را به زبان ظهور امام برد، چون زبان حقوق و گمرک حمایتی نداشت. بابیه از اعتراض دینی به انقلاب سیاسی لغزید و دیر یا زود در برابر مسئله مدرن با سلاح سنتی فرو می‌ریخت. شکست آن راه را بر مشروطه گشود که علاج را از غرب گرفت."}],"aftermath":"خلأ رهبری شیخی پس از رشتی، انحصار اصولی و انتظار قائم پس از ترکمانچای، زمینه اعلان بابیت در شیراز شد. از همان‌جا برگ‌های دعوت، بدشت، طبرسی و تیرباران تبریز بر این صفحه می‌نشیند."},{"id":"bab-declaration-1260","title":"اعلان دعوت سید علی‌محمد باب در شیراز","date":{"solarYear":1223,"solarMonth":3,"solarDay":5,"gregorianYear":1844,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":23},"tier":"secondary","category":"religious","summary":"اظهار بابیت و خاتمیت ابواب امام دوازدهم توسط سید علی‌محمد شیرازی به ملاحسین بشرویه در ۵ خرداد ۱۲۲۳ (۵ جمادی‌الاول ۱۲۶۰ ق)، تألیف کتاب قیوم الاسماء بر وزن سوره یوسف، و تشکیل حلقه ۱۸ نفرهٔ «حروف حی».","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار اول","text":"تقارن سال ۱۲۶۰ قمری با سپری شدن یک هزاره کامل از غیبت کبرای امام دوازدهم، زمینه روانی پرشوری برای پذیرش دعوی موعود ایجاد کرد."}],"personIds":["bab","tahereh"],"personDeeds":{"bab":"نگارش کتاب قیوم الاسماء و اعلان رسمی واسطگی امام عصر در شیراز.","tahereh":"پذیرش دعوت غیابی و عضویت به عنوان تنها زن در حلقه ۱۸ نفره حروف حی."},"periodId":"qajar-founding","monarchId":"mohammad-shah","aliases":["اظهار امر باب","آغاز دعوت بابیه","قیوم الاسماء"],"context":"سال ۱۲۶۰ قمری هزاره غیبت کبرا بود. شاگردان رشتی در جستجوی موعود بودند. سید علی‌محمد جوان تاجر شیراز، پرهیزگار و کم‌درس در فقه، دعوی باب امام غایب کرد.","whatHappened":[{"title":"۱. دیدار بشرویه و کتاب قیوم الاسماء","body":"ملاحسین بشرویه از کربلا به سوی کرمان می‌رفت تا کریم‌خان را ببیند. در شیراز با سید علی‌محمد دیدار کرد. جزئیات دیدار را داستان کرده‌اند؛ امر مسلم این است که سید خود را باب و خاتم‌الابواب امام عصر خواند، به قیاس خاتم‌الانبیا. نشانه حقانیت کتاب قیوم الاسماء بود: تفسیر سوره یوسف در قالب ۱۱۱ سوره به سبک قرآن، حتی با حروف مقطعه. باب گفت متن الهام امام است. بشرویه ایمان آورد و لقب باب‌الباب گرفت."},{"title":"۲. حروف حی و بازی ابجد","body":"هجده گرونده نخست همه شیخی بودند؛ هفده طلبه و یک زن، فاطمه زرین‌تاج برغانی. باب ایشان را حروف الحی نامید. حی در ابجد هجده است. خود را الواحد خواند. واحد و حی با هم نوزده می‌شود، به شمار حروف بسم الله الرحمن الرحیم. آیه «کل شیئ هالک الا وجهه» و حساب وجهه و کل شی نیز به نوزده و مربع آن می‌رسید. در بیان فارسی زندان ماکو را «ارض اسم باسط» نوشت چون ابجد باسط و ماه‌کو هر دو هفتاد و دو است. علوم خفیه در بابیه غلیظ‌تر از شمه‌های احسائی شد."},{"title":"۳. دعوت عام، بسطامی و بغداد","body":"ملا علی بسطامی با نسخه‌ای از قیوم الاسماء به عتبات رفت تا دعوت را به مراجع نجف و کربلا برساند. باب خود عزم حج داشت تا پس از مکه به او بپیوندد. علما نخست تحقیر کردند، سپس با رواج میان طلاب حکومت عثمانی بسطامی را به بغداد برد. قضات سنی و شاکیان شیعه بر سر ارتداد یا بدعت نزاع کردند. حاکم کار را به استانبول فرستاد. بسطامی پیش از حکم در زندان مرد. طرفدارانش از طلاب بودند نه از مراجع. باب پس از حج به شیراز بازگشت و حروف حی را به شهرهای ایران گسیل کرد. نامه دعوت به محمدشاه بی‌پاسخ ماند."}],"aftermath":"دعوت از حلقه شیخی به تبلیغ عام رسید. قتل برغانی در قزوین نقطه بی‌بازگشت سرکوب شد و باب را از اصفهان و تهران به ماکو و چهریق کشاند."},{"id":"badasht-conference","title":"اجتماع بدشت و اعلان نسخ شریعت اسلام","date":{"solarYear":1227,"solarMonth":4,"gregorianYear":1848},"tier":"secondary","category":"religious","summary":"گردهمایی هشتاد و یک تن از سران بابی در بدشت شاهرود، مناظره کلامی میان قدوس و طاهره قرة‌العین، اعلام نسخ فرایض شریعت اسلام و کشف حجاب نمادین طاهره در اعلان عهد رستاخیز.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار اول","text":"طاهره در بدشت نه از موضع فمینیسم مدرن، بلکه بر اساس اجتهاد کلامی در باب نسخ تکالیف شرعیه در عصر قیامت سخن راند."}],"personIds":["tahereh","bab"],"personDeeds":{"tahereh":"کشف حجاب، اعلان بطلان نماز و روزه و نسخ احکام شریعت محمدی در حضور سران بابی.","bab":"ارتقای دعاوی از بابیت به قائمیت در محاکمه تبریز و ارسال الواح به بدشت."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["بدشت","واقعه بدشت","همایش بدشت"],"context":"با اسارت باب در آذربایجان، سران بابی از خراسان و مازندران در بدشت شاهرود گرد آمدند تا برای رهایی او چاره‌ کنند. خبر ارتقای دعوی از بابیت به قائمیت بحث را از نقشه نظامی به نسخ شرع برد.","whatHappened":[{"title":"۱. مناظره تبریز و اعلان قائمیت","body":"ناصرالدین‌میرزا ولیعهد در تبریز محاکمه علنی باب را ترتیب داد تا مدارک ارتداد فراهم شود. علما او را در دقایق فقه و نحو عربی پیچاندند. باب کمتر از یک سال درس کربلا دیده بود و متون عربی‌اش غلط داشت. پاسخ او این بود که الهام چون وحی بر پیامبر امی است و او امی عجم است؛ مسائل جزئی دون شأن قائم است. مردم عادی که فقه اصولی نمی‌دانستند، سکوت او را تقدس دیدند. پس از فلک دوباره به چهریقش بردند. زمان دقیق نخستین عبارت قائمیت در کتاب‌ها مبهم است؛ اعلان علنی در همین مناظره بود. در ماه‌های آخر عمر دعوی به الوهیت نیز کشید."},{"title":"۲. استدلال طاهره در نسخ تکلیف","body":"فاطمه زرین‌تاج، زاده ۱۱۹۲ خورشیدی در خاندان مجتهد قزوین، برادرزاده محمدتقی برغانی، نزد پدر فقه آموخت، به عقد پسر عمو درآمد و در کربلا برخلاف شوهر به درس رشتی رفت. رساله‌اش در دفاع از شیخیه چنان بود که رشتی او را قرةالعین نامید. پس از مرگ رشتی در خانه بیوه او زیست و به باب پیوست؛ باب لقب طاهره داد. در بدشت گفت با پایان غیبت، قرآن و سنت تا ظهور معتبر بوده و اکنون وحی و شرع باید نو شود. قیوم الاسماء وحی جدید است؛ تا امام تکلیف تازه ننهد نماز و روزه و حجاب ساقط است. کشف حجاب او را برخی برداشتن روبند دانسته‌اند و برخی گشودن موی سر؛ اندازه دقیق روشن نیست."},{"title":"۳. قدوس، بطلان نماز و انشقاق از اسلام","body":"ملا محمدعلی بارفروشی ملقب به قدوس بر حفظ ظاهر شرع ایستاد. جدل تا آنجا رفت که طاهره بر سر نماز او آمد و نماز عصر ظهور را باطل خواند. گروهی از بابیان به اسلام متعارف بازگشتند. بدنه باقی‌مانده از بدعت شیعی به لب خروج از اسلام رسید. طاهره در دانش فقه از حروف حی بالاتر بود و همین دانش جنبش را تندتر کرد. خوانش امروزی کشف حجاب به عنوان حقوق زن، ظرف تاریخی بدشت را عوض می‌کند. مخالفت او با پوشش از سقوط تکلیف در قیامت بود، نه از برابری شهروندی."}],"aftermath":"بدشت بابیه را دین جدا با احکام معلق ساخت. کاروان قدوس به مازندران رفت و از نزاع محلی به قلعه شیخ طبرسی رسید."},{"id":"sheikh-tabarsi","title":"جنگ قلعه شیخ طبرسی در مازندران","date":{"solarYear":1227,"solarMonth":6,"gregorianYear":1848},"endDate":{"solarYear":1228,"solarMonth":2,"gregorianYear":1849},"tier":"secondary","category":"religious","summary":"سنگربندی چند صد بابی تحت رهبری ملاحسین بشرویه و قدوس در مرقد شیخ طبرسی مازندران، شبیخون‌های پیروزمندانه به اردوی دولتی، مقاومت هشت‌ماهه، کشته شدن ملاحسین، و قتل‌عام بازماندگان با نقض سوگند به قرآن.","citations":[],"personIds":["bab","amir-kabir"],"personDeeds":{"bab":"هدایت فکری و مکاتباتی جنبش از درون زندان چهریق.","amir-kabir":"صدور فرمان گسیل سپاه دولتی به مازندران برای پایان دادن به غائله طبرسی."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["طبرسی","قلعه طبرسی","جنگ طبرسی"],"context":"پس از بدشت، قدوس به بارفروش رفت تا به بشرویه بپیوندد. مردم محل بابیان را کافر خواندند. درگیری کشتگان از دو سو داشت. حدود پانصد تا ششصد بابی از شهر دور شدند.","whatHappened":[{"title":"۱. راهزن قادی‌کلا و سنگر مزار","body":"خسروخان قادی‌کلایی، از روستای نزدیک قائم‌شهر امروز، وعده بدرقه امن داد و راهزن از آب درآمد. بابیان او را کشتند و در مزار شیخ طبرسی پناه گرفتند. دیوار و بارو ساختند. حمله‌های محلی را دفع کردند و اسب و تفنگ گرفتند. دعوای ده بدل به جنگ مسلحانه شد. محمدشاه مرده بود و ناصرالدین‌میرزا از تبریز به تخت می‌آمد. صدراعظم هنوز امیرنظام خوانده می‌شد نه امیرکبیر. برای ثبات تاج، به مهدی‌قلی‌میرزا حاکم مازندران فرمان حمله داد. بابیان غافلگیرش کردند و خندق کندند."},{"title":"۲. شبیخون بشرویه و محاصره ده هزار نفری","body":"لشکر حدود شش هزار نفره عباسقلی‌خان لاریجانی پیش از آرایش کامل هدف شبیخون دویست بابی به فرماندهی ملاحسین شد. حدود چهل بابی و چهارصد دولتی کشته شدند؛ خود ملاحسین نیز افتاد. مهدی‌قلی‌میرزا لشکر بزرگ‌تری فراهم کرد که تا ده هزار تخمین زده‌اند. قلعه را بستند تا گرسنگی کار کند. غائله از شهریور ۱۲۲۷ تا میان بهار ۱۲۲۸ خورشیدی طول کشید."},{"title":"۳. سوگند به قرآن و پاسخ قدوس","body":"امان‌نامه با قرآن ممهور فرستادند. بابیان بی‌آذوقه سلاح نهادند و بیرون آمدند؛ لشکر همه را کشت. قدوس را به مجتهد بارفروش سپردند و با شکنجه کشتند. آیا بابیان از بدشت عزم جهاد آخرالزمانی داشتند یا از نزاع محلی هل داده شدند، میان مورخان محل نزاع است. حاج میرزا جانی کاشانی در نقطة الکاف پاسخ قدوس به نماینده شاهزاده را آورده است:\n\n«ما دعوای دین داریم و اول بایست علما با ما صحبت بدارند و حقّیت ما را بفهمند و تسلیم نمایند و بعد از آن سلطان مسلمین اطاعت نماید و نصرتِ دین حق نماید و رعایا نیز تصدیق نمایند. الحال مدت سه سال می‌باشد که امر حق ظاهر گردیده... اما تو ای شاهزاده فریب دنیا و غرور جوانی خود را مخور و بدان که ناصرالدین شاه سلطان باطل است و انصار او در آتش الهی معذب می‌باشند و ماییم سلطان حق که رضاجویی حضرت خداوند را می‌نماییم.»"}],"aftermath":"طبرسی بابیه را در چشم دیوان از فرقه دینی به گروه معاند مسلح بدل کرد. امیرنظام فتوای ارتداد گرفت و باب را در تبریز تیرباران کرد."},{"id":"execution-of-bab","title":"تیرباران سید علی‌محمد باب در تبریز","date":{"solarYear":1229,"solarMonth":4,"solarDay":18,"gregorianYear":1850,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":9},"tier":"secondary","category":"religious","summary":"اعدام و تیرباران سید علی‌محمد شیرازی و محمدعلی زنوزی در میدان سربازخانه تبریز به فرمان میرزا تقی‌خان امیرکبیر، پس از اخذ فتاوای ارتداد از علمای طراز اول آذربایجان به قصد استقرار امنیت سرزمینی.","citations":[],"personIds":["bab","amir-kabir"],"personDeeds":{"bab":"پایان حیات مذهبی با تیرباران توسط بهادران قره‌باغ در تبریز.","amir-kabir":"اخذ فتاوای ارتداد از فقها و اجرای قاطعانه حکم اعدام در تبریز."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["اعدام باب","تیرباران باب در تبریز"],"context":"پس از طبرسی امیرنظام تصمیم گرفت ریشه دعوت را با قتل شخص باب بخشکاند. مراجع با حذف او همراهی کردند.","whatHappened":[{"title":"۱. فرمان امیرنظام و فتوای ارتداد","body":"دربار دیگر بابیه را غائله محلی نمی‌دید. امیرنظام که امنیت تاج جوان را می‌خواست، حکم رسمی ارتداد را از مجتهدان گرفت. باب از چهریق به تبریز آمد. دانش اندک فقهی او در مناظره پیشین دستمایه تکفیر شده بود."},{"title":"۲. تیرباران هجدهم تیر ۱۲۲۹","body":"در ۱۸ تیر ۱۲۲۹ خورشیدی به فرمان امیرنظام باب را در تبریز تیرباران کردند. با مرگ او نسل اول رهبری حروف حی نیز به پایان نزدیک شد. دعوی از بابیت به قائمیت و در روایت پیروان به الوهیت رسیده بود؛ کالبد رهبر از میان رفت و میراث به نزاع جانشینان افتاد."},{"title":"۳. انتقام مسلحانه دو سال بعد","body":"در ۲۴ مرداد ۱۲۳۱ سه بابی به کاروان شکار ناصرالدین‌شاه جوان حمله کردند و چند تیر به سوی او رها کردند. شاه زخم جدی نخورد. دو مهاجم همان‌جا کشته شدند و سومی زنده ماند. دیوان تا آن روز می‌پنداشت فتنه خوابیده است. حلقه‌های تهران را شکنجه کردند تا نام بدهند. طاهره را که پیش‌تر بازداشت شده بود به همین بهانه کشتند. همه حروف حی از میان رفتند."}],"aftermath":"تیرباران تبریز دعوت شخص باب را بست و سوءقصد ۱۲۳۱ را گشود. تنها چهره بزرگ بازمانده میرزا حسینعلی نوری بود که به بغداد تبعید شد."},{"id":"bahai-azali-schism","title":"انشقاق بهایی و ازلی و تبعید سران بابیه","date":{"solarYear":1245,"gregorianYear":1866},"tier":"secondary","category":"religious","summary":"وقوع «فصل اکبر» و انشعاب جامعه بابی در ادرنه به دو شاخه بهایی (پیروان میرزا حسینعلی بهاءالله با الغای جهاد) و ازلی (پیروان میرزا یحیی صبح‌ازل)؛ تصمیم باب‌عالی بر تبعید بهاءالله به قلعه عکا و صبح‌ازل به فاماگوستای قبرس.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار دوم","text":"بهائیت با نفی مبارزه مسلحانه به سوی دیپلماسی جهانی رفت، در حالی که اقلیت ازلی انرژی ستیزنده را وارد پیکار سیاسی ضدقاجار ساخت."}],"personIds":["sepahsalar","mirza-aqa-khan-kermani"],"personDeeds":{"sepahsalar":"سفیر ایران در استانبول که ترتیبات نظارت و دور ساختن سران فرقه از مرزهای ایران را پیگیری کرد.","mirza-aqa-khan-kermani":"پیوستن به شاخه ازلی در استانبول و تألیف رسائل سیاسی ضداستبدادی."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["فصل اکبر","انشقاق ازلی و بهایی","تبعید عکا و قبرس"],"context":"پس از تیرباران باب و کشتار حروف حی، رهبری به دو برادر نوری رسید: میرزا حسینعلی ملقب به بهاء که در بدشت باغ اجاره کرده بود، و میرزا یحیی ملقب به صبح ازل که در وصیت رمزآلود باب نامش آمده بود. اختلاف سنی سیزده سال بود. ابجد ازل با یحیی برابر است.","whatHappened":[{"title":"۱. سیاه‌چال، پارتی نوری و تبعید بغداد","body":"حسین‌علی از خاندان دیوانی بود نه آخوند. پدرش میرزا آقا بزرگ در دستگاه فتحعلی‌شاه بود. شوهرخواهر در سفارت روسیه کار می‌کرد و میرزا آقاخان نوری صدراعظم همشهری و خویشاوند دور بود. چهار ماه سیاه‌چال را به تبعید بدل کرد. در فروردین ۱۲۳۲ به بغداد رسید. یحیی بیست‌ویک‌ساله با هویت جعلی گریخت، حلقه «شهدا» ساخت و خود را هم رهبر فرقه و هم رئیس چریک می‌دید. حسین‌علی از خشونت بابی بیزار بود. زیارت‌کنندگان ایرانی که به بهانه عتبات می‌آمدند فقط بهاء را می‌دیدند، چون ازل پنهان می‌زیست. چند گاهی نیز در سلیمانیه میان نقشبندیه گوشه گرفت."},{"title":"۲. من یظهره الله، الغای جهاد و دوری از ابجد","body":"باب در بیان گفته بود ظهور مداوم است و پس از او کسی که خدا ظاهرش کند می‌آید. در ۱۲۴۲ خورشیدی بهاء در حلقه نزدیکان بغداد خود را همان کس خواند. دو بازتعریف کرد: جهاد مسلحانه را برداشت و علوم غریبه باب را کنار گذاشت. در مائده آسمانی از غزوه بنی‌قریظه در کتاب مجلسی یاد می‌کند که از کودکی محزونش کرده بود:\n\n«این مظلوم در طفولیت در کتابی که نسبتش به مرحوم مغفور ملا باقر مجلسی بوده، غزوه اهل قریظه را مشاهده نمود و از آن حین مهموم و محزون بود، بشأنی که قلم از ذکرش عاجز... و بعد از قلم اعلی، آنچه سبب زحمت و مشقت و اختلاف بوده، به امر مبرم محتوم برداشتیم و آنچه علت اتفاق و اتحاد، نازل و جاری.»"},{"title":"۳. هراس شاه، مشیرالدوله و ادرنه","body":"ترس ناصرالدین‌شاه از بابی تا پایان عمر ماند. یک بار رعیتی با عریضه به شکارگاه نزدیک شد و همان‌جا زدند و کشتند، چون صحنه سوءقصد را به یاد آورد. میرزا حسین‌خان مشیرالدوله سفیر استانبول برای دور کردن دو برادر از عتبات لابی کرد. حتی اندیشه آدم‌ربایی از بغداد رفت، اما بیم نزاع با عثمانی مانع شد. دو برادر تبعه عثمانی شدند. تابستان ۱۲۴۲ از بغداد به استانبول و پس از شش ماه به ادرنه در مرز بلغارستان رفتند. شهر بی‌شیعه بود و پر از مسیحی و یهودی. بهاء نامه‌هایی به تزار، سلطان، ملکه ویکتوریا و ناصرالدین‌شاه نوشت. پیک جوان نامه شاه را در شکارگاه برد و شکنجه و کشته شد."},{"title":"۴. فصل اکبر و لوح سلطان","body":"در ۱۲۴۵ خورشیدی بهاء دعوی را علنی کرد. ازل به وصیت باب چسبید. اکثر بابیان ایران مرید بهاء بودند. ازل در فضای نسل اول ماند: جهاد و رمز. بهاء دین را جهان‌شمول دید. در لوح خطاب به شاه نوشت که حزب او در عراق از فساد و نزاع منع شده است:\n\n«این فانی بعد از ورود عراق کلّ را از فساد و نزاع منع نموده و گواه این عبد عمل اوست. چه که کل مطلعند و شهادت می‌دهند که جمعیت این حزب در عراق اکثر از جمیع بلدان بوده، معذالک احدی از حد خود تجاوز ننموده و به نفسی متعرّض نشده.»\n\nو از فشار بیست‌ساله در ایران:\n\n«این طایفه بیست سنه متجاوز است که در ایام و لیالی بسطوت غضب خاقانی معذّب و از هبوب عواصف قهر سلطانی هر یک به دیاری افتاده‌اند. چه مقدار از اطفال که بی‌پدر مانده‌اند و چه مقدار از آباء که بی‌پسر گشته‌اند.»\n\nشاه نرم نشد. نزاع دو دسته به چاقو کشید. عثمانی بهاء را به عکا و ازل را به قبرس فرستاد. هر دو همان‌جا مردند. مخالفان همه را بابی می‌خواندند. پیروان بهاء کم‌کم بهایی نام گرفتند. ازلیان خود را بیانی خواندند نه ازلی."},{"title":"۵. ازلی روشنفکر و بهایی نظریه‌پرداز","body":"لرد کرزن به سال ۱۸۸۷ بهاییان ایران را نزدیک نیم میلیون، حدود هشت درصد جمعیت، تخمین زد. ادوارد براون به سال ۱۹۰۷ نسبت ازلی به بهایی را سه چهار در صد گرفت. هر دو تخمین‌اند. ازلی پس از دو نسل از کلام قائم تهی شد و به خصومت با تاج خلاصه گردید. میرزا آقاخان کرمانی از شیخیه به دامادی ازل و کتاب هشت بهشت رسید، سپس ملحد شد و نژادپرستی عرب‌ستیز نوشت. جهانگیرخان صور اسرافیل ازلی بود بی‌غلظت دینی. لوگوی روزنامه‌اش اسرافیل را با حریت و مساوات و اخوت، شعار فرانسه، نشان می‌داد. قیامت نماد بیداری سیاسی شد نه روز حساب."},{"title":"۶. طائره و آموزش زنان","body":"رهبران بهایی در تحصیل دختران از عرف ایران پیش بودند. عصمت‌خانم طائره، دختر اشراف تهران، به عقد نایب نسقچی درآمد، از دایی مقیم بمبئی بهایی شد، کتک خورد، پس از مرگ شوهر در مجالس مختلط پافشاری کرد. در مجلس دوم در ایران نو «مکتوبات خانم دانشمند» نوشت:\n\n«ای برادران وطن‌پرست، خودتان به نظر انصاف و دقت در اعمال و رفتار و کردار و ظلمهای بی‌حد و وصف نسبت به ما طایفه نسوان ملاحظه فرمائید... آخر عدم قابلیت ما را در چه موقع امتحان فرمودید؟ کدام مدرسه از برای ما مظلومان تأسیس فرمودید؟»"}],"aftermath":"بهائیت جهاد را بست و قانون و پارلمان را نوشت. ازلی انرژی ستیز را به مطبوعات مشروطه برد. رساله مدنیه برگ بهایی همین انشقاق است."},{"id":"resaleh-madaniyyeh","title":"نگارش رسالهٔ مدنیه توسط عبدالبهاء","date":{"solarYear":1253,"gregorianYear":1875},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"تألیف «رساله مدنیه» توسط عباس افندی (عبدالبهاء) در عکا، سه دهه پیش از مشروطیت ایران. تبیین ضرورت حکومت قانون، سلامت نظام نمایندگی پارلمانی و اثبات عدم مغایرت اقتباس تمدن و علوم غربی با تعالیم دینی.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار دوم","text":"عبدالبهاء در رساله مدنیه با تمثیل کشف نیروی بخار استدلال کرد که بازآفرینی مجدد دانش آزموده غرب اتلاف وقت تاریخی است."}],"personIds":["mostashar-al-dowleh"],"personDeeds":{"mostashar-al-dowleh":"هم‌افق بودن در انطباق فلسفه سیاسی قانون‌خواهی با مبانی دینی."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["رساله مدنیه","رساله مدنیه عبدالبهاء"],"context":"عباس افندی، پسر بزرگ بهاء، در عکا با سیاست غرب انس گرفت. چون رهبر دینی تبعیدی ماند، در فهرست متعارف منورالفکران ایران کمتر آمد. رساله مدنیه سه دهه پیش از فرمان مشروطه نوشته شد.","whatHappened":[{"title":"۱. سه دلیل جواز اقتباس","body":"رساله می‌گوید ساختار پارلمانی غرب با جامعه مسلمان ناسازگار نیست و مخاطب را از این وهم درمی‌آورد که فرنگی شدن یعنی ترک دیانت. سه مثال می‌آورد: احکام اسلام در ماه‌های حرام و پرهیز از گوشت خوک و گاه‌شماری قمری با عادات جاهلی همانند است؛ در روایت آموختن خلق نیک از وحوش آمده، پس آموختن فن از ملت بیگانه سزاوارتر است؛ فقهای کامل طب و ریاضی را از ارسطو گرفتند.\n\n«شریعت مقدسه سمائیه در بعضی احکام مطابق عادات مألوفه اهل جاهلیه نازل شده... آیا از قدرت حق بعید و ممتنع بود که شریعت مبارکه را من دون مشابهت عادتی از عادات امم جاهلیه نازل فرماید... پس چون تعلم اخلاق حسنه از حیوان صامت جائز، به وجه اولی از ملل اجنبیه... اکتساب و اقتباس فنون جسمانیه جائز.»"},{"title":"۲. سلامت نظام انتخابی","body":"عبدالبهاء می‌گوید وکیل منتخب برای آبرو ناچار است مصلحت عام را نگه دارد. بحث هنوز در مرحله فتح باب است: آیا نظام انتخابی ذاتاً از سلطنت مطلق بهتر است. کتاب کمتر به تفکیک ارکان دموکراسی می‌پردازد و بیشتر با خواننده فرضی که دموکراسی را به درد ایران نمی‌داند جدل می‌کند."},{"title":"۳. تمثیل بخار و رد بومی‌سازی از صفر","body":"حزبی می‌گفت ایران خود باید اساس ترقی را بسازد نه از ملل دیگر بردارد. پاسخ رساله این است که قرون بر تجربه غرب گذشته و چشم‌پوشی اتلاف عمر است:\n\n«مثلاً ملاحظه نمایید که در ممالک سایره مدتی مدیده کوشیدند تا آنکه قوه بخار را کشف و معلوم... حال اگر چشم از آن پوشیده شود تا آنکه در خود مملکت به نحو دیگر اسباب فراهم آید که ترقی مأمول حاصل گردد، اولاً آنکه اعصار کثیره بگذرد و مطلوب میسر نشود.»\n\nبهاء جهاد را برداشته بود. پسر نیز خواننده را به انقلاب مسلحانه نمی‌خواند. سهم بهایی در مشروطه نظری بود نه خیابانی."}],"aftermath":"رساله مدنیه از کهن‌ترین متن‌های فارسی در جواز اقتباس نهاد قانون و پارلمان است. همزمانی‌اش با یک کلمه و اختر نشان می‌دهد قانون‌خواهی از چند مسیر به ایران رسید."},{"id":"ottoman-tanzimat-gulhane","title":"عصر تنظیمات عثمانی و صدور خط شریف گلخانه","date":{"solarYear":1218,"solarMonth":8,"solarDay":12,"gregorianYear":1839,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":3},"tier":"secondary","category":"international","summary":"قرائت فرمان خط شریف گلخانه در استانبول به تدبیر مصطفی رشید پاشا و آغاز عصر ۳۷ ساله تنظیمات در عثمانی؛ تضمین امنیت جان، مال، ناموس و برابری حقوقی کلیه اتباع مسلمان و غیرمسلمان در برابر قانون.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار سوم","text":"تنظیمات عثمانی با شکستن هیمنه ینی‌چری‌ها و تأسیس دیوان ترجمه، نخستین الگوی عینی حکومت قانون را در همسایگی غربی ایران برپا ساخت."}],"personIds":["sepahsalar","malkom"],"personDeeds":{"sepahsalar":"مشاهده دست‌اول ساختار تنظیمات در دوران سفارت استانبول.","malkom":"اقتباس واژگان و الگوهای دیوانی تنظیمات در رسائل سیاسی خود."},"periodId":"qajar-founding","monarchId":"mohammad-shah","aliases":["خط شریف گلخانه","تنظیمات عثمانی","فرمان گلخانه"],"context":"سلطان سلیم سوم همزمان با تاجگذاری آقامحمدخان به تخت نشست. عثمانی کریمه را به روسیه باخته بود، انقلاب صنعتی به مرز رسیده بود و ولایات دور نیمه‌مستقل شده بودند. نخستین اصلاح از ارتش آمد نه از پارلمان.","whatHappened":[{"title":"۱. نظام جدید، ینی‌چری و محمود دوم","body":"سلیم سوم به سال ۱۸۰۵ میلادی ارگان «نظام جدید» را با جامه اروپایی گشود تا جای قشون کهنه را بگیرد. ینی‌چری که دیگر حریف اروپا نبود اما در داخل زور داشت، با مفتی اعظم شورید، نظام جدید را در دو سالگی برچید، سلطان را خلع کرد و حدود یک سال بعد کشت. محمود دوم درس گرفت. ارگان تازه را عسکر منصور محمدیه نامید، ینی‌چری را سرکوب و منحل کرد و بازوی نظامی علما را شکست. مکتب علوم حربیه، روزنامه تقویم وقایع و به سال ۱۸۳۸ مدارس رشدیه آمد؛ در حیات او فقط دو رشدیه در استانبول گشوده شد. دفتر ترجمه (ترجمه‌خانه) مسلمانان را به لندن و پاریس و وین فرستاد تا جای مترجمان مسیحی را بگیرند. نسل تنظیمات از همین دفتر برخاست. تیمار عثمانی را نیز خواست جمع کند، شبیه تیول ایران."},{"title":"۲. خط شریف گلخانه","body":"با مرگ محمود، عبدالمجید شانزده‌ساله نشست. مصطفی رشید پاشا فرمان یازده‌بندی خط شریف گلخانه را در باغ گلخانه استانبول انشا کرد، با الهام از بیانیه حقوق انسان و شهروند فرانسه. اصل برائت مگر پس از دادگاه صالح، امنیت جان و مال و ناموس، و برابری همه اتباع در برابر قانون در آن آمد. واژه قانون به معنای مدرن اینجا وارد زبان سیاسی عثمانی شد. سلطان هنوز خود را خلیفه می‌خواند؛ برابری مذهبی کشمکش آورد و رشید پاشا پنج بار از وزارت افتاد و بازگشت."},{"title":"۳. جزیه، سربازی و کلاه شرعی","body":"جزیه اهل کتاب را برداشتند چون با حقوق مدنی نمی‌ساخت. انحصار مسلمان در لشکر نیز رفت و خدمت برای همه ادیان اجباری شد. مسیحی و یهودی که قرن‌ها سرباز نبودند نخواستند به صف بروند. دولت به‌جای جزیه بدل نقدی خدمت گرفت. برابری روی کاغذ با حیل شرعی اجرا شد. خط همایون ۱۸۵۶ دامنه تنظیمات را گسترد. دارالترجمه، اوقاف متمرکز و رشدیه نسل عالی‌پاشا و فؤادپاشا را ساخت."},{"title":"۴. قانون اساسی ۱۸۷۶ و مجلس یک‌ساله","body":"مدحت پاشا و نامق کمال قانون اساسی را به عبدالحمید قبولاندند. انتخابات ۱۸۷۷ نخستین انتخابات جهان اسلام بود، برابر ۱۲۵۵ خورشیدی و سال بیست‌ونهم ناصرالدین‌شاه. سلطان در گشایش گفت امضا برای خوشامد انگلیس است. پالمرستون در دفترش فقط «قانون اساسی ترک» نوشت و سه علامت تعجب گذاشت. عبدالحمید صدراعظم قانون‌نویس را به استناد بندی که خود گنجانده بود تبعید کرد، فهرست سه‌نفره رئیس مجلس را به هم ریخت و نقش نظارتی را بست. مجلس عریضه‌خوان مظالم ولایات شد. جنگ روسیه ۱۸۷۷ بهانه انحلال شد. ده رهبر نماینده تبعید شدند. مردم یک روز شنیدند قانون دارند و یک سال بعد که کنسل شد. نامق کمال به خیوس رفت."}],"aftermath":"تنظیمات الگوی حکومت قانون در همسایگی غربی ایران بود. دیپلمات ایرانی مقیم استانبول، از جمله سپهسالار، همان تجربه را به تهران آورد. سرمقاله اختر برگ فارسی همین داستان است."},{"id":"akhtar-constitutional-editorial","title":"سرمقاله تاریخی روزنامه اختر در باب قانون اساسی","date":{"solarYear":1255,"solarMonth":1,"solarDay":4,"gregorianYear":1877,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":24},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"انتشار سرمقاله «اساس مسلمانی—قانون اساسی» در روزنامه اختر استانبول پس از افتتاح مجلس مبعوثان عثمانی؛ تبیین تلازم لاینفک دو رکن «عدالت» و «حریت» و تعریف قانون اساسی به عنوان جسم و کالبد نگاهبان روح شریعت.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار سوم","text":"روزنامه اختر سه دهه پیش از انقلاب مشروطه ایران، ترمینولوژی قانون اساسی و دارالشورای ملی را وارد ادبیات جامعه کتاب‌خوان ایرانی کرد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ روزنامه و دبستان","text":"کسروی اختر استانبول را تنها روزنامهٔ فارسی غیردولتی می‌نامد که از زمان ناصرالدین‌شاه می‌شناسد. نویسندگانش را باغیرت می‌خواند و گفتارهای رژی را یکی از انگیزه‌های آگاهی مردم می‌داند. مژدهٔ اختر پس از دستور قانون به امین‌الدوله را بیهوده می‌شمارد."}],"personIds":["mostashar-al-dowleh","mirza-aqa-khan-kermani"],"personDeeds":{"mostashar-al-dowleh":"بهره‌گیری از گفتمان نشریه اختر در تدوین رسائل اصلاحی.","mirza-aqa-khan-kermani":"همکاری قلمی در نشریه اختر استانبول."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["سرمقاله اختر ۱۸۷۷","اساس مسلمانی قانون اساسی"],"context":"روزنامه فارسی اختر در استانبول برای دیوانی و بازرگان ایرانی خواندنی بود. شماره ۱۴ سال سوم، ۲۴ مارس ۱۸۷۷، درست پس از گشایش مجلس مبعوثان چاپ شد.","whatHappened":[{"title":"۱. عنوان اساس مسلمانی و قانون اساسی","body":"سرمقاله «اساس مسلمانی قانون اساسی» عدالت و حریت را دو رکن حیات جامعه خواند و قانون اساسی را کالبد نگاهبان روح شریعت دانست. واژگان دارالشورا و قانون اساسی سه دهه پیش از فرمان تهران وارد نثر کتاب‌خوان قاجار شد."},{"title":"۲. نقل سرمقاله","body":"«اساس مسلمانی هر نیکی و هر خیر و حق و راستی را دوست داشتن و بدان گرویدن و از اضداد آنها تبری و دوری جستن است. اساس مسلمانی عدالت است، حریت است، انسانیت است، و بطور کلی حق‌شناسی و حق‌گذاری است. ولی باید دانست که آیا این نیکی و خیر و حق و راستی و مانند آنها را بی‌ملاحظه مظهرها و فاعل آنها باید دوست داشت... سخن نیک از هر برّ و فاجری و از هر صالح و طالحی بروز تواند کرد و کار خوب و عمل صحیح از هر مومن و منکِر و عالی و دانی آشکار تواند گردید.»"},{"title":"۳. کسروی: اختر استانبول و مژدهٔ بیهودهٔ قانون","body":"کسروی می‌نویسد روزنامه را در ایران نخست دولت برپا کرد و روزنامه‌های نخستین رسمی بودند. از زمان ناصرالدین‌شاه روزنامهٔ فارسی غیردولتی کم می‌شناسد و در اینجا تنها اختر استانبول را نام می‌برد. آن را ارجدار می‌خواند و نویسندگانش را باغیرت. در پیشامد امتیاز توتون و تنباکو گفتارهای سودمند نوشتند و یکی از انگیزه‌های آگاهی مردم همان گفتارها بود.\n\nپس از سفر سوم اروپا در ۱۲۶۸ شاه به امین‌الدوله دستور نوشتن قانون داد. کسروی می‌نویسد اختر این را مژدهٔ پیشرفت کارهای ایران دانست. سپس حکم می‌کند که اینها بیهوده بود: شاه شکوه اروپا را نتیجهٔ همدستی دولت‌ها و مردم ندانست تا مردم را به کار سودمند وادارد؛ از دیدن آن شکوه خیره شد و در برابر همسایگان ناتوان‌تر ایستاد. همدم او امین‌السلطان بود که آرزویش ماندن بر سر کار بود.\n\nپس از آغاز بیداری، کسروی جز روزنامه‌های دولتی سه نام غیردولتی می‌شناسد: اختر استانبول، حکمت مصر، و [[e:qanun-newspaper-london|قانون لندن]]."}],"aftermath":"اختر قانون عثمانی را به فارسی آورد تا تنظیمات برای نخبگان ایران خواندنی شود. کسروی همان روزنامه را نخستین نام غیردولتی فارسی می‌شمارد و گفتارهایش در رژی را یکی از انگیزه‌های آگاهی می‌داند."},{"id":"daftar-tanzimat","title":"نگارش رساله دفتر تنظیمات (کتابچه غیبی) توسط ملکم خان","date":{"solarYear":1237,"gregorianYear":1858},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"نخستین صورتبندی نظری تفکیک قوا و تدوین قوانین اساسی و اداری در ایران به قلم میرزا ملکم خان در قالب الگوی سلطنت مطلق منظم، و پیشنهاد تأسیس نهاد شبه‌تقنینی «دستگاه تنظیمات».","citations":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت","text":"آدمیت دفتر تنظیمات را نخستین کوشش مکتوب برای تبدیل خودکامگی فردی به ساختار اداری تفکیک‌شده می‌شناسد."}],"personIds":["malkom"],"personDeeds":{"malkom":"تدوین کتابچه غیبی و عرضه ساختار تفکیک قوا به ناصرالدین‌شاه."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["کتابچه غیبی","دفتر تنظیمات ملکم"],"context":"امیرکبیر دارالفنون و وقایع اتفاقیه را از مشاهده عثمانی گرفت، اما سه سال صدارت کرد و منشأ قانون‌گذاری نشد. پس از عزل میرزا آقاخان نوری در ۱۲۳۷ خورشیدی شاه صدارت را برداشت و هشت وزارت زیر نظر خود نهاد. میرزا ملکم‌خان، زاده ۱۲۱۲، پسر یعقوب منشی سفارت روسیه، ارمنی جلفا که ظاهر مسلمان داشت، از ده تا هجده‌سالگی در پاریس درس خواند، مترجم دارالفنون و مترجم همایونی شد و در عهدنامه پاریس ۱۲۳۴ در بیست‌ودوسالگی نماینده بود.","whatHappened":[{"title":"۱. سلطنت مطلق منظم در برابر معتدل","body":"دفتر تنظیمات یا کتابچه غیبی نخستین اثر نظری ملکم است، حدود پانزده سال پیش از رساله مدنیه. حکومت را سلطنت موروثی یا جمهوری نوبتی خواند. حکم مبنی بر صلاح عامه را قانون نامید. حکومت را مرکب از اختیار وضع قانون و اختیار اجرا دانست. اگر هر دو در دست شاه باشد سلطنت مطلق است چون روس و عثمانی؛ اگر اجرا با شاه و وضع با ملت باشد سلطنت معتدل است چون انگلیس و فرانسه. واژه مشروطه هنوز از عثمانی به فارسی نیامده بود. گفت اوضاع معتدل به ایران نمی‌خورد. مطلق منظم آن است که شاه هر دو اختیار را دارد اما مخلوط استعمال نمی‌کند."},{"title":"۲. دستگاه تنظیمات و مثال چاپارخانه","body":"شوراى هشت وزارتخانه تا وقتی حد دخالت هر وزیر روشن نباشد بی‌فایده است. دستور نظم چاپارخانه هم به داخله می‌خورد هم به مالیه. چاره ملکم ارگان موازی «دستگاه تنظیمات» بود: قوه مقننه بدون مشروطه.\n\n«اگر دستگاه تنظیمات نکات نظم چاپارخانه را فقره به فقره مشخص نماند و شروط نظم این عمل را به حکم پادشاهی برعهده مجلسِ اجرا گذارند، آن وقت هر وزیری که این عمل به او تعلق دارد یا باید حکم پادشاه را موافق شروط دستگاه تنظیمات نقطه به نقطه مُجرا بدارد یا این که از منصب وزارت استعفا کند.»"},{"title":"۳. پیش‌نویس خام و قانون احیای ایران","body":"نیمه دوم کتاب فهرست قوانین است از ساختار سلطنت تا شمار سرباز. قانون دهم «بر احیای ایران»:\n\n«جزای خائن دولت قتل است.»\n\n«هر وزیری که در امور حکومت خلاف قانون نماید خائن دولت است.»\n\nقانون یازدهم مجلس تنظیمات را مکلف می‌کند در یک سال همه احکام شرعی و دولتی ملک‌داری را قانون کند، کمبودها را بنویسد و کل را در پنج قانون‌نامه بگنجاند. محافظه‌کاری نظری با پیش‌نویس یک‌ساله همخوان نیست. ملکم مدارس تربیه و فضلیه و عالیه را نیز بر الگوی سه‌گانه فرانسه نوشت."},{"title":"۴. مصلحت‌خانه بیست‌وپنج نفره","body":"مدرک مستقیم پیوند مصلحت‌خانه با کتاب ملکم در دست نیست، اما همزمانی بعید است تصادف باشد. آبان ۱۲۳۸ کتابچه قواعد مجلس مصلحت‌خانه درآمد. حق دخالت در پولیتیک، یعنی سیاست خارجی، نداشت و در تجارت و زراعت و دخل‌وخرج نظر می‌داد. بیست‌وپنج عضو را شاه برمی‌گزید. قانون‌گذاری چاکرانه بود: اگر شاه پسندید امر می‌شد. صورت‌جلسه‌ای نماند. حدود دو سال بعد مجلس رها شد."},{"title":"۵. تناقض نسل اول قانون‌خواه","body":"ملکم چارچوب سلطنت مطلق را نگه می‌داشت و همزمان همه قوانین را از پیش می‌دوخت. این مخمصه روشنفکر ایرانی بود: هدف حداکثری با تغییر ساختاری اندک. دفتر تنظیمات با این همه نخستین صورت‌بندی تفکیک اختیار وضع و اجرا در فارسی ماند."}],"aftermath":"شاه مصلحت‌خانه صوری ساخت و رها کرد. یک کلمه و دربار اعظم و پلتیکای دولتی دنباله همین سودایند."},{"id":"yek-kalameh","title":"نگارش رساله یک کلمه توسط مستشارالدوله در پاریس","date":{"solarYear":1249,"gregorianYear":1870},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"تطبیق نوزده اصل قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر فرانسه با آیات قرآن و روایات فقهی توسط میرزا یوسف خان مستشارالدوله؛ تعریف قانون به عنوان کالبد مصالح دنیوی و تفکیک آن از عبادات اخروی.","citations":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"ایدئولوژی نهضت مشروطیت","text":"آدمیت یک کلمه را مانیفست فکری تنظیمات و حقوق اساسی پیش از مشروطه می‌داند که با زبان شرع سد تعصب را شکافت."}],"personIds":["mostashar-al-dowleh","akhundzadeh"],"personDeeds":{"mostashar-al-dowleh":"تألیف و نشر کتاب یک کلمه در پاریس.","akhundzadeh":"نگارش نامه انتقادی در رد امکان سازگاری شریعت سنتی با حقوق اساسی دموکراتیک."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["یک کلمه","رساله یک کلمه"],"context":"یوسف‌خان تبریزی، پسر حاج محمدکاظم بازرگان، از منشی کنسولگری انگلیس به وزارت خارجه رفت، کاردار حاجی‌ترخان و رئیس کنسولگری تفلیس شد و از ۱۲۴۵ تا ۱۲۴۸ در سفارت پاریس زیست. یک کلمه را همان‌جا چاپ سنگی کرد و نسخه‌اش در ایران پخش شد، برخلاف دفتر تنظیمات که کمتر به دست آمد.","whatHappened":[{"title":"۱. خواب و هاتف و نوزده فقره","body":"هر دو رساله ملکم و مستشارالدوله چارچوب رؤیا دارند. یوسف می‌گوید اوضاع فرانسه را دید، به خواب رفت، هاتف ملامت کرد، از خواب پرید و از دوست دانشمند تعبیر خواست. استدلال کتاب جواب همان دوست است. رمز ترقی غرب را یک کلمه می‌داند: قانون. سپس نوزده اصل بیانیه حقوق فرانسه را با آیه و حدیث می‌سنجد تا بگوید پیاده کردن آن با مسلمانی نمی‌ستیزد."},{"title":"۲. شایسته‌سالاری و آیات","body":"«منصب و رتبه دولت برای هیچ کس ممنوع نیست اگر اهل باشد.»\n\n«فقره ثانویه از فقرات نوزده‌گانه کونستیتوسیون فرانسه عبارت از امتیاز فضلی است، یعنی نائب شدن به منصب و رتبه دولت از روی فضل و علم... در این باب نیز خدای مهربان ما را از ارشاد و هدایت محروم نفرموده، چنانکه در سوره حجرات می‌فرماید: «إنَّ اکرمکم عندالله اتقاکم»... و باز در سوره هود می‌فرماید: «ویؤتِ کلَّ ذی‌فضلٍ فضلهُ»... باز در سوره آل عمران می‌فرماید: «لا اُضیع عمل عاملٍ منکم»... باز در سوره النجم می‌فرماید: «لیجزی الذین اسآؤا بما عملوا و یَجزیَ الذین احسنوا بالحُسنی».»\n\nمالکیت را با حد سرقت، آزادی بیان را با امر به معروف می‌سنجد. فقره دهم مالیات بر ثروت را با زکات برابر می‌نهد."},{"title":"۳. تفریق تشریع از تنفیذ","body":"«فقره سیزدهم تفریق قدرت تشریع از قدر تنفیذ. مقصود از این سخن آن است که وضع و تنظیم قوانین در اختیار مجلسی باشد و تنفیذ و اجرای آن در دست مجلس دیگر... الان هرگونه ترقی و قدرت و قوت و ثروت و معموریت و تجارت در دول فرنگستان دیده می‌شود از نتایج جدایی دو اختیار است... بالجمله این قانون مستحسنه‌ی فرنگستان نیز از قوانین قدیمه اسلامیه است چنانکه در ایام پیشین مجتهد و مفتی در وظیفه خود و والیان و محتسبان در وظیفه اجرا و تنفیذ مستقل بودند.»\n\nمجلس اینجا پارلمان ملت نیست. تطبیق با مجتهد و محتسب نیز در عمل تاریخ اسلام غالباً در هم آمیخته بوده است."},{"title":"۴. پنج فرق کود و شرع","body":"در آغاز کتاب پنج فرق کود فرانسه با شرع می‌آید: نوشته دولت و ملت است نه رأی واحد؛ واضح و جامع است نه تابع قوت روایت هر مجتهد؛ به زبان عامه است؛ فقط مصالح دنیا را در بر دارد و عبادت کتاب جدا دارد؛ عرف را مکتوب می‌کند تا ظلم به اسم عادت آسان نباشد.\n\n«فرق چهارم که عمده و اهم است آنست که کود فقط مصالح دنیویه را شامل است... اما در کتاب شرعی مسلمانان مصالح دنیا با امور اخرویه چون صلوه و صوم و حج مخلوط و ممزوج است.»\n\nمهم‌ترین فرق همان اول است، یعنی دموکراسی، و نویسنده از آن سرسری می‌گذرد. آخوندزاده در نامه گفت آشتی شرع با حقوق مدرن ناسازگار است. مستشارالدوله در اواخر عمر مغضوب شد، در انبار قزوین به زنجیر رفت و در ۱۲۷۴ در حبس مرد."}],"aftermath":"یک کلمه مانیفست تنظیمات به زبان فقه شد. همان بن‌بست ملکم را دارد: شرع را برندارد و کود سکولار بخواهد."},{"id":"darbar-azam","title":"صدارت سپهسالار و تشکیل دربار اعظم (هیئت وزرا)","date":{"solarYear":1250,"gregorianYear":1871},"tier":"secondary","category":"court","summary":"احیای صدارت عظمی توسط میرزا حسین خان سپهسالار، تصویب لایحه کابینه ۹ نفره، تأسیس مجالس شش‌گانه عدلیه و تصویب قانون تنظیمات حسنه در ولایات برای سلب اختیارات خودسرانه حکام.","citations":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"اندیشه ترقی و حکومت قانون","text":"آدمیت لایحه دربار اعظم را نخستین گام رسمی برای ایجاد مسئولیت مشترک وزرا و تفکیک دیوانی وظایف می‌داند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ دربار اعظم و سفرهای شاه","text":"کسروی می‌نویسد سپهسالار می‌خواست دولت را به سامان فرنگ درآورد و ناصرالدین‌شاه را به سفر اروپا واداشت. داوری او این است که آن سامان پیش نرفت، چون شاه از درون با آن همداستان نبود."}],"personIds":["sepahsalar","mostashar-al-dowleh","malkom","zell-e-soltan"],"personDeeds":{"sepahsalar":"تدوین لایحه دربار اعظم و استقرار هیئت وزرا.","mostashar-al-dowleh":"معاونت در عدلیه و طراحی مجالس شش‌گانه قضایی.","malkom":"مشاورت دولت در امر اصلاحات و تدوین قوانین.","zell-e-soltan":"ایستادگی در اصفهان در برابر اختیارات نظارتی مجالس تنظیمات ولایتی."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["دربار اعظم","کابینه سپهسالار","تنظیمات حسنه"],"context":"میرزا حسین‌خان زاده ۱۲۰۶، پسر محمدنبی قزوینی، در جوانی فرانسه خواند، در ۱۲۲۹ کارپرداز بمبئی شد و از ۱۲۳۷ دوازده سال در سفارت استانبول ماند تا مشیرالدوله شد. همان سال‌ها بهاء و ازل را از بغداد دور کرد. کسروی در گفتار یکم می‌نویسد ناصرالدین‌شاه در سال ۱۲۵۰ او را از استانبول خواست، نخست وزارت عدلیه داد و سپس صدارت.","whatHappened":[{"title":"۱. گزارش استانبول ده سال پیش از مشروطه عثمانی","body":"نامه‌هایش به وزارت خارجه شرح تنظیمات و تحلیل پیاده کردن آن در ایران است. در ۱۲۴۵ نوشت:\n\n«تبعه مسلمه نیز نهایت انزجار خاطر را علناً اظهار می‌نمایند و میل خود را به انعقاد مجلس پارلمنت بیان می‌کنند... عوض اینکه اداره شصت کرور عبادالله و سرنوشت همه آنها در ید قدرت چهار پنج نفر وکلا است، بهتر نمی‌شود که در دست سیصد چهارصد نفر مبعوثان ملت بیفتد و وکلای دولت در نزد مجلس پارلمنت مسئول و مورد مؤاخذه باشند.»\n\nو از روزنامه‌های ینی‌عثمانلیلر:\n\n«به قدری مسئله انعقاد و تشکیل مجلس پارلمنت در اذهان تبعه مسلمه عثمانی جا گرفته و حواسها مشغول او شده است که احتمال شورش و بلوا می‌رود.»"},{"title":"۲. وزارت اوقاف و عدلیه","body":"در سفر زیارت شاه به عتبات در ۱۲۴۹ مشیرالدوله میزبان بود. شاه او را وزیر عدلیه و اوقاف و وظایف کرد. وظایف یعنی مستمری درباری. اوقاف این وزارت فقط تولیت شاهانه حرم‌ها و املاک دیوانی بود نه وقف علما. برای پرداخت ولایات مجلس محلی گذاشت تا صورت‌جلسه امضا شود و ناخنک حاکم کم شود. تخصصش بوروکراسی بود: برای هر هرج‌ومرج یک کمیسیون. مستشارالدوله را معاون عدلیه کرد. شش مجلس ساخت: تحقیق، تنظیم قانون، جنایات، اجرا، املاک، تجارت. واژه قانون را در طرح خط زدند و قاعده نوشتند تا شاه نرنجد. در ولایات امین عدلیه رئیس محکمه و ناظر عدلیه مدعی‌العموم شد. کیفری را از حاکم گرفتند؛ محضر شرع برای عقد و تجارت ماند."},{"title":"۳. لایحه دربار اعظم و مشورت وزرا","body":"در ۱۲۵۰ لقب سپهسالار و صدارت گرفت، پس از پانزده سال بی‌صدرات. ملکم را از استانبول به مشاوره خواند. پیش‌نویس ده‌بندی تفکیک قوا تصویب نشد؛ نسخه خطی در اوراق مستشارالدوله ماند. آنچه به مهر شاه رسید «لایحه تشکیل دربار اعظم» نام گرفت تا شاه خوشش آید، در حالی که دربار از پیش بود. دولت نه وزارت شد به ریاست صدر، ده نفر با واژه کابینه. متن در مرآت البلدان اعتمادالسلطنه است.\n\n«عموم وزراء هر روز یکشنبه و پنجشنبه در یک اداره در جنب اداره صدارت عظمی چهار ساعت به ظهر مانده جمع خواهند شد. مطالب مشورت قبل از انعقاد مجلس معین خواهد بود... به جز وزراء هیچکس داخل دایره مشورت نخواهد شد.»\n\nوزیر حق دخالت در کار وزیر دیگر و خلق سمت و تغییر حقوق بی‌اذن صدر نداشت. این قانون اساسی نبود؛ بخشنامه کابینه بود. قانون تنظیمات حسنه نیز مجالس ولایتی برای مهار حسام‌السلطنه و ظل‌السلطان آورد."},{"title":"۴. روایت کسروی: خواستن از استانبول و نهاد دربار اعظم","body":"کسروی در گفتار یکم می‌نویسد حاجی میرزا حسین‌خان سپهسالار را ناصرالدین‌شاه در سال ۱۲۵۰ از استانبول خواست. نخست وزیر عدلیه شد و سپس صدراعظم. کسروی او را مرد کاردان می‌خواند که دیرگاهی در استانبول مانده بود و از سامان دولتهای اروپا آگاهی داشت. خواست در ایران تکانی پدید آورد و به کارهای دولت سامان دهد. از لگام‌گسیختگی حکمرانان شهرها جلو گرفت و رشوه را برداشت.\n\nنهاد او به روایت کسروی چنین بود: یک صدراعظم و نه وزارتخانه، داخله، خارجه، جنگ، مالیات، عدلیه، علوم، فواید، تجارت و زراعت، و دربار. کارها در میان اینها بخشیده شود تا هر وزارتخانه به کار خود پردازد، در آن کار جداسر باشد و نزد صدر پاسخ دهد. این وزارتخانه‌ها با ادارهٔ صدراعظمی «دربار اعظم» نامیده شود. کارهای بزرگ کشوری با بودن صدر در «مجلس وزراء» به گفتگو آید و آن مجلس هفته‌ای دو روز برپا گردد. پیش از آن برخی وزارتخانه‌ها می‌بود اما مرز و سامانی در میان نبود؛ شاه یا صدر به همه کار درمی‌آمد."},{"title":"۵. لایحه ۱۲ شعبان ۱۲۸۹ و سفر اول اروپا","body":"کسروی لایحه‌ای به تاریخ ۱۲ شعبان ۱۲۸۹ را که به دستینهٔ شاه رسیده در دست می‌داند و از خواندنش اندازهٔ فهم و کاردانی سپهسالار را می‌سنجد. متن لایحه در این گفتار نیست؛ ارجاع او به مقدمهٔ تاریخ بیداری است.\n\nسپهسالار می‌خواست شاه را از چگونگی دولتهای اروپا و از همدستی پادشاهان آنجا با توده آگاه کند و با اندیشه‌های خود همداستان گرداند. به انگیزش او در سال ۱۲۵۲ شاه آهنگ اروپا کرد. این سفر زیانی در پی داشت. در نبودن سپهسالار کسانی که از کارهای او ناخشنود بودند فرصت یافتند و به ملایان گفتند:\n\n«سپهسالار میخواهد ایران را بحال فرنگستان اندازد و امتیاز راه آهن را به انگلیسیان داده»\n\nملایان، سید صالح عرب و حاجی ملاعلی و دیگران، از این سخن به تکان آمدند، به دشمنی برخاستند و او را بی‌دین خواندند. نامه‌ای به ناصرالدین‌شاه نوشتند که سپهسالار را با خود به تهران نیاورد."},{"title":"۶. نامه در رشت، گیلان، سفر دوم و خراسان","body":"نامه در رشت به شاه رسید. کسروی می‌گوید ملایان در آن زمان بسیار نیرومند بودند. شاه ناگزیر شد حکمرانی گیلان را به سپهسالار دهد، او را آنجا بگذارد و خود بی‌او به تهران آید. سال دیگر دوباره او را به تهران خواست و وزیر خارجه و سپهسالار گردانید. حاجی میرزا حسین‌خان از برخی ملایان دلجویی کرد و باز در کارهای بزرگ بود.\n\nدر سال ۱۲۵۷ دوباره شاه را به رفتن اروپا برانگیخت و خود در پی اندیشه‌هایش بود. کسروی علت نافرجامی را این می‌داند که شاه از درون همداستان نبود، برخی ملایان همچنان دشمنی می‌نمودند، و یکی از همسایگان نیز از کارشکنی باز نمی‌ایستاد. ناکامی از ارادهٔ همین شاه و کارشکنی همین دربار و همین ملایان برخاست. شاه او را از کار کناره گردانید و به حکمرانی خراسان فرستاد. در سال ۱۲۶۰ در آنجا درگذشت."}],"aftermath":"مستوفیان به رهبری مستوفی‌الممالک و مؤتمن‌الملک علیه این انضباط ایستادند. غائله رویتر صدارت را در انزلی انداخت. کسروی می‌نویسد اندیشه‌های سپهسالار به نتیجه نرسید چون شاه از درون همداستان نبود."},{"id":"reuter-concession","title":"امتیازنامه انحصاری بارون جولیوس دو رویتر","date":{"solarYear":1251,"solarMonth":4,"solarDay":25,"gregorianYear":1872,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":25},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"واگذاری انحصار ۷۰ ساله راه‌آهن سراسری، معادن، جنگل‌ها، گمرکات و بانک دولتی به بارون جولیوس دو رویتر؛ شورش درباریان و علما و لغو یک‌طرفه قرارداد در سفر اول فرنگ در بندر انزلی.","citations":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"امتیازنامه رویتر","text":"آدمیت قرارداد رویتر را قماری ژئوپلیتیک برای کشاندن بریتانیا در برابر توسعه‌طلبی سرزمینی روسیه می‌داند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ امتیاز راه آهن","text":"کسروی نام رویتر را در این گفتار نمی‌آورد. می‌گوید در زمان سپهسالار امتیاز کشیدن راه‌آهن از بوشهر تا گیلان به انگلیسیان داده شد، آن را از لغزشهای سپهسالار می‌شمارد، و می‌نویسد کار بسته نشد و پس از ده و اند سال پس گرفتند."}],"personIds":["sepahsalar","malkom"],"personDeeds":{"sepahsalar":"طراحی و پیشبرد قرارداد رویتر و پذیرش عزل در بندر انزلی.","malkom":"تحقیق و وساطت در انعقاد قرارداد و دریافت حق‌العمل."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["قرارداد رویتر","امتیاز رویتر ۱۸۷۲"],"context":"کسری خزانه و سودای سپهسالار برای کشیدن سرمایه انگلیس در برابر پیشروی ارضی روسیه، زمینه امتیاز بارون جولیوس دو رویتر شد.","whatHappened":[{"title":"۱. امتیاز هفتادساله","body":"در ۲۵ تیر ۱۲۵۱ قراردادی برای انحصار راه‌آهن سراسری، معادن، جنگل، گمرک و بانک دولتی بسته شد. منتقدان بعدها آن را ننگ استثمار خواندند. در ظرف زمان، بند سرمایه اولیه و تضمین سود پس از دایر شدن خط، دست ایران را از قرارداد بعدی روسی بازتر می‌گذاشت."},{"title":"۲. سفر فرنگ، جعل حرم و عزل انزلی","body":"در سفر اول فرنگ شاه، روسیه برآشفت و انگلیس حمایت نکرد. مؤتمن‌الملک ترجمه جعلی ویرانی بقعه شاه‌عبدالعظیم را میان علما پخش کرد. شاه در انزلی سپهسالار را عزل کرد و قرارداد را یک‌طرفه لغو نمود. رویتر وثیقه چهل هزار پوند را پس گرفت؛ ادعای غرامت شانزده سال بعد به امتیاز بانک شاهنشاهی انجامید."},{"title":"۳. طرح فالکن‌هاگن","body":"روسیه ژنرال بازنشسته آدولف فالکن‌هاگن را برای خط جلفا تا تبریز، هفتاد ساله، با معادن شعاع پنجاه مایل و تضمین سود شش و نیم درصد بر سرمایه نامعلوم و وثیقه گمرک تبریز پیش نهاد. نزدیک‌ترین ایستگاه روس تفلیس بود، پانصد کیلومتر آن‌سوتر؛ خط صد کیلومتری به شبکه جهان وصل نمی‌شد. مشیرالدوله که وزیر خارجه شده بود مستشارالدوله و حسنعلی‌خان گروسی را به چانه‌زنی فرستاد تا کار بی‌آبرو بمیرد: سود را سه درصد، وثیقه را حذف، تضمین را مشروط به وصل تفلیس. روس کنار کشید."},{"title":"۴. روایت کسروی: امتیاز راه‌آهن بی‌نام رویتر","body":"کسروی نام بارون رویتر را نمی‌آورد. در گفتار دربار اعظم می‌نویسد هنگام گفتگوی کشیدن راه‌آهن امتیازی به انگلیسیان داده شد و از چگونگی آن آگاهی نیافته است. سپس در آغاز داستان تنباکو همان خط را چنین می‌آورد که در زمان سپهسالار امتیاز کشیدن راه‌آهن از بوشهر تا گیلان به انگلیسیان داده شد، و می‌نویسد:\n\n«می‌باید آن را از لغزشهای سپهسالار شمرد»\n\nبه روایت او این امتیاز به کار بسته نشد و پس از ده و اند سال پس گرفته شد. شناسایی قرارداد با نام رویتر از روایت خادم و آدمیت است. متن کسروی آن نام را ندارد."}],"aftermath":"رویتر دروازه سیاست موازنه را در امتیازفروشی ایران گشود. رساله پلتیکای دولتی همان در را تئوریزه کرد. کسروی همان امتیاز را لغزش سپهسالار می‌شمارد و می‌گوید پس از ده و اند سال از میان رفت."},{"id":"resaleh-politik-dowlat","title":"نگارش رساله پلتیکای دولتی توسط ملکم خان","date":{"solarYear":1253,"gregorianYear":1874},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"تدوین رساله تحلیلی «پلتیکای دولتی» در کالبدشکافی رقابت‌های استعماری بریتانیا (تسلسل تصرفات و ایجاد دول دوست) و روسیه تزاری (طرح تمدنی تسخیر آسیا)، و هجو دیپلماسی سنتی قاجار با این اصل که «حق در دهانه توپ است».","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار چهارم","text":"ملکم در پلتیکای دولتی نشان داد که سیاست خارجی سنتی دربار قاجار بر توهم اخلاق و حق استوار است نه بر موازنه قدرت عریان."}],"personIds":["malkom"],"personDeeds":{"malkom":"تحریر رساله پلتیکای دولتی و نقد رئال‌پولیتیک دیپلماسی قاجار."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["پلتیکای دولتی","دیپلماسی دولتی ملکم"],"context":"پس از سقوط سپهسالار ملکم رساله‌ای بی‌تاریخ چاپ در باب پلتیک نوشت؛ در زبان ناصری پلتیک یعنی دیپلماسی. تنظیمات در نظر و عمل بدون برهم‌زدن سلطنت مطلق به قانون نرسید. مشروطه پاسخ همان شکست بود.","whatHappened":[{"title":"۱. دولت دوست انگلیس در هند","body":"«در هند بعضی ممالک بودند که تسخیر آنها برای دولت انگلیس موجب مرارت و ضرر و بقای آنها در حالت طبیعی خود مُنافی صلاح انگلیس بود. به جهت اصلاح این دو نکته‌ی ضدّین، انگلیس‌ها یک نوع دولتی اختراع کردند که دولت مواجب‌خور و به اصطلاح پلتیکِ دولت انگلیس، دولت دوست می‌گویند... تعدیات و معایب دولت جمیعاً راجع به روسای ظاهری بود و فواید ملک کلاً عاید انگلیس می‌شد.»\n\nهرات و افغانستان سد هند بودند نه مطلوب ذاتی. شکست ایران در هرات از تهدید بنادر جنوب آمد."},{"title":"۲. تسلسل تسخیر از کلکته تا سیستان","body":"«مقصود دولت انگلیس در این مدت بلاشک منحصر به تصرف سواحل هند بوده است... تصرف مدرس تصرف کلکته را لازم آورد... وضع این سرحدات استقلال هرات را لازم ساخت و حال استقلال هرات غصب سیستان را لازم دارد.»"},{"title":"۳. اعلام‌نامه روسیه و هجو وزیران ایران","body":"«اعلام‌نامه پلتیک دولت روس است: خدا آسیا را به من داده است. تسخیر اسلامبول و هند سرنوشت ملی من است... یکصدوپنجاه سال است قدم به قدم رو به این مقصود خود پیش می‌رود... هرگاه دولت روس عشر آن اجتهاد و تدابیری که در سمت فرنگ به کار برده صرف آسیا کرده بود، حال تمام آسیا در تصرف روس بود.»\n\nدرباره اولیای ایران:\n\n«تا به حال پلتیک ایران به جز عقاید باطل و احتمالات غیرصائب مبنای دیگر نداشته است... روس می‌خواهد مازندران را مسخّر بکند، ما هم اذن نخواهیم داد که کشتی روس داخل مرداب انزلی بشود... اگر ده وزیر هم محض خاطر سفارت انگلیس عزل بکنند... باز لشکر روس به طور دلخواه خود از خاک ایران خواهد گذشت و باز پلتیک انگلیس درصدد این خواهد بود که دولت ایران را مثل دول هند مسخّر دوستی خود بسازد.»"}],"aftermath":"رساله ادبیات موازنه را در اندیشه دیپلماتیک ایران نشاند. تنظیمات از بالا نتوانست قانون بیاورد؛ راه باقی‌مانده برهم‌زدن خودکامگی از پایین بود."},{"id":"faramoshkhaneh-ban","title":"فرمان ناصرالدین شاه در تحریم و انحلال فراموشخانه","date":{"solarYear":1240,"solarMonth":7,"solarDay":25,"gregorianYear":1861,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":18},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"صدور دستخط شاهنشاهی مبنی بر غیرقانونی بودن و مجازات شدید هرگونه فعالیت تحت عنوان فراموشخانه، تبعید ملکم خان و فرار میرزا یعقوب خان در پی مخالفت علمایی چون ملاعلی کنی.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار پنجم","text":"انحلال فراموشخانه آغازگر انسداد سی‌ساله تشکل‌های علنی و سوق دادن منورالفکران به شبکه‌های زیرزمینی شد."}],"personIds":["malkom"],"personDeeds":{"malkom":"تأسیس لژ غیررسمی فراموشخانه و خروج اجباری به سوی عثمانی."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["فراموشخانه","انحلال فراموشخانه"],"context":"فراماسون از صنف بنایان سنگ بریتانیا آمد. فری به آزادی ربط ندارد؛ فری‌استون سنگی است که از هر سو می‌تراشند. آتش‌سوزی ۱۶۶۶ لندن و شیفتگی اشراف به هندسه، عضو غیر بنا را به لژ کشاند. لژ اعظم لندن ۱۷۱۷ باشگاه آقایان شد با گونیا و پرگار. اصل نظامنامه پرهیز از بحث دین و سیاست حزبی در جلسه بود. گراند اوریان پاریس ۱۷۷۳ شبکه اروپایی ساخت و پس از انقلاب فرانسه آماج توطئه‌اندیشی شد. لژ بی‌مجوز اعظم را غیررسمی می‌خوانند؛ تعطیل قانونی ندارد، فقط از شبکه جداست.","whatHappened":[{"title":"۱. تحفه العالم و خانه فراموشی","body":"عبداللطیف شوشتری در سفرنامه هند اواخر سده هجدهم نخستین نثر فارسی درباره فراماسون را نوشت. فارسی‌زبانان هند می‌گفتند فراموشی، چون عضو در پاسخ جزئیات می‌گفت به یاد نیست.\n\n«دیگر از جمله قوانین مشهوره فِرق فرنگ خاصه فرانسیسان، فرامیسن است و فریمیسن نیز گویند. و آن در لغت به معنی بنّا و معمار است... هندیان و فارسی‌زبانان هند آن جماعت را فراموشی گویند... منافاتی با هیچ مذهب ندارد... فایده اینکار این است که در شداید یار و یاور یکدیگر باشند... بسیاری از مسلمانان در کلکته داخل در این زمره‌اند.»"},{"title":"۲. ایلچی، میرزا صالح و عضویت دیپلمات","body":"ابوالحسن‌خان ایلچی در فرانسه و میرزا صالح شیرازی در لندن عضو شدند. میرزا صالح در سفرنامه از خانه فراموشی یاد کرد و جزئیات نگفت؛ همان که کاغذ اخبار را آورد. در عهد ناصری کمتر ایرانی مقیم اروپا بود که چندی در لژ ننشسته باشد. مستشارالدوله در پاریس زیر گراند اوریان بود. انگیزه کنجکاوی دوسویه تمدن بود نه تله استعمار به معنای عضویت اجباری."},{"title":"۳. فراموشخانه جلال‌الدین میرزا","body":"ملکم پس از هیئت پاریس در بیست‌ودو سالگی ایده را با اجازه شاه به تهران آورد. لژ غیررسمی بود و او این را از اعضا پنهان داشت تا گمان اتصال به گراند اوریان بماند. نخستین جلسه ۱۲۳۷ یا ۱۲۳۸ در خانه جلال‌الدین میرزا به ریاست یعقوب‌خان برگزار شد. حاضرین هر نشست را حدود هشتاد نود تن نوشته‌اند: رضاقلی‌خان هدایت رئیس دارالفنون، مجدالملک وزیر وظایف، شاگردان دارالفنون، و حاج سید صادق طباطبایی مجتهد تهران که ملکم شخصاً جلبش کرد."},{"title":"۴. اعلان ۲۵ مهر ۱۲۴۰","body":"شاه زود ظنین شد. اعلان در روزنامه رسمی دولت:\n\n«در این روزها به عرض رسید که بعضی از اجامر و اوباش شهر گفتگو و صحبت از وضع و ترتیب فراموشخانه‌های یوروپ می‌کنند و به ترتیب آن اظهار میل می‌نمایند. لهذا صریح حکم همایون شد که اگر بعد از این عبارت و لفظ فراموشخانه از دهن کسی بیرون بیاید، تا چه رسد به ترتیب آن، مورد کمال سیاست و غضب دولت خواهد شد. البته این لفظ را ترک کرده، پیرامون این مزخرفات نروند که یقیناً مواخذه کلی خواهند شد.»\n\nیعقوب گریخت. ملکم به بغداد و استانبول رفت تا سال‌ها بعد با سپهسالار بازگردد. تا ۱۲۶۸ و رسوایی لاتاری راه لژ علنی بسته ماند."},{"title":"۵. از فراموشخانه تا آدمیت و اخوت","body":"تحریم سی‌ساله منورالفکر را به شب‌نامه و سازمان زیرزمینی راند. روزنامه قانون و جامع آدمیت پاسخ لندن است. انجمن اخوت پاسخ درویشی پس از گشایش مظفری. لژ بیداری ایرانیان ۱۲۸۵ نخستین لژ رسمی گراند اوریان در تهران شد و بیرون از این برگ است."}],"aftermath":"لفظ فراموشخانه جرم دولتی شد. همان حلقه با نام آدمیت و قانون بازگشت."},{"id":"qanun-newspaper-london","title":"انتشار روزنامه قانون در لندن توسط ملکم خان","date":{"solarYear":1268,"solarMonth":11,"gregorianYear":1890,"gregorianMonth":2},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"آغاز انتشار روزنامه انقلابی «قانون» در لندن به قلم میرزا ملکم خان پس از عزل از سفارت؛ ترویج اصول جامع آدمیت، نقد عریان استبداد ناصری، ضرورت تدوین قانون اساسی و توجیه امتناع از پرداخت مالیات به حکومت فاقد قانون.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ ملکم و سید جمال","text":"کسروی ملکم را همراز سپهسالار می‌داند و می‌گوید با خودکامگی ناصرالدین‌شاه و نادرستی امین‌السلطان دشمنی می‌نمود. چون او را از دستهٔ فراماسون می‌شمارد، از داوری نهایی دربارهٔ نیتش پرهیز می‌کند."}],"personIds":["malkom","mirza-aqa-khan-kermani"],"personDeeds":{"malkom":"نگارش و چاپ ۴۱ شماره روزنامه قانون و ارسال قاچاق به ایران.","mirza-aqa-khan-kermani":"همکاری در نگارش مقالات و ارسال عریضه ایرانیان عثمانی به میرزای شیرازی."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["روزنامه قانون","قانون ملکم"],"context":"پس از امتیاز لاتاری ملکم در لندن ماند. قانون گاه ماهانه و گاه هفتگی درآمد. گزارش خبر روز نداشت؛ هر شماره مانیفست جامع آدمیت بود و پاسخ نامه طالبان عضویت.","whatHappened":[{"title":"۱. مانیفست به جای وقایع‌نگاری","body":"اختر خبر کوتاه عثمانی و اروپا می‌داد. قانون جلسات ادعایی شعبه‌های آدمیت در شهرهای ایران را خلاصه می‌کرد: فلان سردار مهلت خواسته تا مالیات ندهد. استبداد ناصری را رسوا می‌ساخت و نپرداختن مالیات به حکومت بی‌قانون را روا می‌شمرد. نسخه‌ها از قفقاز و عثمانی قاچاق می‌شد و در محافل ژلاتین رونویسی می‌گشت."},{"title":"۲. نثر اصول آدمیت در روزنامه","body":"«برخیز، ای انسان عاقل. قدرت تو نه این است که در ظلمت جهل خود را مشاهده می‌نمایی. برخیز، داخل آدمیت شو. در عالم انوار علم ببین در ازل چه وجود عالی بوده‌ای و حال در قعر چه نوع پستی ذیل افتاده‌ای. انسان در اول، پادشاه روی زمین بود، به جهت آنکه آدمیت را از دست نداده بود. انسان حال اسیر ذلت شده، به جهت آن که آدمیت را فراموش کرده است. ای انسان بیچاره، بیچارگی تو از غفلت تو است. اگر طالب قدرت هستی، آدم بشو.»"},{"title":"۳. روایت کسروی از ملکم","body":"کسروی ملکم را از جلفای اصفهان و از ارمنیان آنجا می‌داند که در کارهای دولتی پا گذاشت، جایگاه بالایی یافت و به اروپا رفت. می‌گوید چنانکه گفته می‌شود اسلام پذیرفته. او را مرد بافهم و بیدار می‌خواند که از سیاست دولتهای اروپایی دربارهٔ آسیا آگاهی داشت و دلش به حال ایران می‌سوخت. در زمان صدراعظمی حاجی میرزا حسین‌خان همراز و همدم او بود. کسروی می‌نویسد نوشته‌های ملکم آگاهی او را می‌رساند و این بی‌گمان است که با خودکامگی ناصرالدین‌شاه و خودخواهی و نادرستی امین‌السلطان دشمنی می‌نموده و به امتیازهایی که به بیگانگان داده می‌شده خرده می‌گرفته.\n\nچون از دستهٔ «فریر ماسون» بوده کسروی از حکم می‌پرهیزد:\n\n«چیزیکه هست ملکم از دستهٔ «فریر ماسون» بوده و نوشتهایش آن رنک را داشته، و ما چون از اندیشه و خواست آندسته آگاه نیستیم دربارهٔ ملکم نیز داوری نخواهیم توانست.»\n\nکسروی می‌نویسد ملکم روزنامه‌ای به فارسی در لندن به چاپ می‌رسانیده و نسخه‌های آن در دست است. تا دو سال از آغاز جنبش مشروطه زنده بود و در اروپا می‌زیست."}],"aftermath":"قانون حلقه حرام‌شده تهران را از لندن زنده کرد و کادر سوگند آدمیت را برای مجلس اول پرورد. کسروی همان روزنامه را می‌شناسد و تا دو سال از آغاز جنبش زنده‌اش می‌داند؛ چون نویسنده را از «فریر ماسون» می‌شمارد دربارهٔ او حکم نمی‌کند."},{"id":"jame-adamiyat-founding","title":"تأسیس مجمع و جامع آدمیت در تهران","date":{"solarYear":1275,"gregorianYear":1896},"tier":"secondary","category":"political","summary":"برپایی تشکیلات شبه‌حزبی «جامع آدمیت» به رهبری میرزا عباسقلی خان قزوینی (آدمیت) بر پایه رساله اصول آدمیت ملکم خان با ساختار چهار مجمع و دوازده امین و اخذ سوگند کتبی از بیش از ۳۰۰ نخبه سیاسی.","citations":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"فکر آزادی؛ جامع آدمیت","text":"فریدون آدمیت جامع آدمیت را نخستین سازمان منسجم سیاسی با مرام‌نامه و سوگند مدون در تاریخ ایران می‌شناسد."}],"personIds":["malkom","ehtesham-al-saltaneh","hossein-pirnia"],"personDeeds":{"malkom":"نگارش رساله اصول آدمیت به عنوان اساسنامه فکری مجمع.","ehtesham-al-saltaneh":"عضویت در جامع و همکاری در تشکل‌های اصلاحی بعدی.","hossein-pirnia":"همراهی نخبگان متجدد در گسترش اندیشه‌های مدنی."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["جامع آدمیت","مجمع آدمیت"],"context":"ملکم جزوه اصول آدمیت را نوشت و انجمن را جامع آدمیت نامید. نسبت به فراموشخانه آیین نمادین کمتر و هدف سیاسی آشکارتر بود. نظامنامه شلخته و پر حشو است.","whatHappened":[{"title":"۱. تکالیف هفتگانه و امین آدمیت","body":"هفت تکلیف: اجتناب از بدی، اقدام به نیکی، رفع ظلم، اتفاق، طلب علم، ترویج آدمیت، حفظ نظام. حفظ نظام به معنای نظام سیاسی کشور نیست.\n\n«نظام آدمیت عبارت است از کل آن قواعد که به جهت وصول موافقت آدمیت وضع شده است. بدون نظام آدمیت، افراد آدمیت همیشه از همدیگر جدا و همیشه طعمه بهایم انسانی خواهد بود.»\n\nعضو نزد امین آدمیت سوگند می‌خورد."},{"title":"۲. عباسقلی‌خان و سیصد نخبه","body":"پس از قتل ناصرالدین‌شاه فضای مظفری بازتر شد. میرزا عباسقلی‌خان قزوینی ملقب به آدمیت تشکل را با چهار مجمع و دوازده امین بر پا کرد. بیش از سیصد تن از جمله احتشام‌السلطنه، فروغی و مصدق با سوگند کتبی پیوستند. دست‌کم پانزده تن به دوره اول مجلس رسیدند. برخی بعداً همزمان عضو لژ بیداری شدند."}],"aftermath":"جامع آدمیت شکل حزبی همان فراموشخانه پس از تحریم است. تربیت کادر پارلمانی میراث اصلی‌اش بود."},{"id":"anjoman-okhovvat","title":"تأسیس انجمن اخوت توسط ظهیرالدوله","date":{"solarYear":1278,"gregorianYear":1899},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"تأسیس انجمن اخوت توسط علی‌خان قاجار ظهیرالدوله (صفاعلی) با تلفیق طریقت صفی‌علیشاهی نعمت‌اللهی و ساختار لژهای ماسونی؛ انتشار مجله مجموعه اخلاق و ترویج برابری طبقاتی میان شاهزادگان و اصناف بازار.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار پنجم","text":"انجمن اخوت با نشان کشکول و تبرزین، فرهنگ مساوات مدنی و تئاتر انتقادی را وارد حیات اجتماعی عهد مظفری کرد."}],"personIds":["zahir-al-dowleh"],"personDeeds":{"zahir-al-dowleh":"بنیان‌گذاری و ریاست عالیه انجمن اخوت با جذب ۳۰ هزار عضو تا سال ۱۳۰۳ ش."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["انجمن اخوت","اخوت صفاعلی"],"context":"علی‌خان ظهیرالدوله زاده ۱۲۴۳، داماد ناصرالدین‌شاه از ۱۲۵۹، وزیر تشریفات، مرید صفی‌علیشاه با ظاهر کت‌وشلوار و سبیل روغن‌زده. لقب درویشی‌اش صفاعلی بود.","whatHappened":[{"title":"۱. لژ غیررسمی با کشکول و تبرزین","body":"پس از مرگ صفی‌علیشاه در ۱۲۷۷، ظهیرالدوله سرسلسله شد و از مظفرالدین‌شاه مجوز انجمن اخوت گرفت. هیئت امنای معرفی‌شده به شاه صد و ده نفر بود، ابجد علی. به‌جای گونیا و پرگار دو تبرزین و کشکول آویخته مثلث ساخت و حرف صاد را بالا نهاد. عضو ورقه تمنا می‌نوشت و دو ارشد تأیید می‌کردند. مجله مجموعه اخلاق پند می‌گفت نه سیاست روز. تا ۱۳۰۳ حدود سی هزار تقاضای عضویت ثبت شد."},{"title":"۲. پانتومیم مجلس اول و غارت خانه","body":"در برنامه عمومی پیش از به توپ بستن مجلس، نمایشی اجرا شد که در منابع به خطا فانتوم نوشته‌اند و محتمل پانتومیم بوده: بازیگر به شکل محمدعلی‌شاه بر تخت، جنازه ملت بر زمین، سفیر انگلیس کلاه و سفیر روس کفش می‌برد، سپس شاه و جنازه سفرا را می‌رانند. در استبداد صغیر خانه‌اش را با آن که شوهرعمه شاه بود غارت کردند؛ خود در تهران نبود. پس از فتح تهران جشن نصرت گرفت و اعانه به مجروح و ورثه کشتگان داد."},{"title":"۳. بیانیه سال دوازدهم","body":"در ۱۲۸۹ برای سالگرد علنی شدن نوشت:\n\n«شکرت یا مولی که انجمن اخوت سال دوازدهم علنی شدن خود را به پایان رسانید... انجمن اخوت بود که صورت متکبرین را در هم شکست و صدور وقت و ابناء سلطنت عصر را با فقرا و اصناف هم‌زانو و جلیس نمود... تاریخ عالم... نشان می‌دهد که در دنیا هیچ وقت تنها قوانین و قواعد سیاسی موجب نجات و رستگاری... هیچ قومی نشده... چیزی که یک ملتی را... سرافراز نمود، همانا اخلاق و ملکات آنان بوده... امضا: صفاعلی»\n\nحکومت اشتراکی در این متن دموکراسی است نه سوسیالیسم بلشویکی که هنوز نیامده بود."}],"aftermath":"اخوت سیاست را به اخلاق و خیریه محدود کرد و با این حال در استبداد صغیر دشمن دربار شد."},{"id":"renan-jamal-debate","title":"مناظره فلسفی سید جمال‌الدین اسدآبادی با ارنست رنان","date":{"solarYear":1262,"solarMonth":2,"solarDay":28,"gregorianYear":1883,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":18},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"انتشار جوابیه فلسفی سید جمال‌الدین در نشریه «ژورنال دِ دبا» پاریس در رد خطابه ارنست رنان؛ تبیین نقش تاریخی ادیان در خروج بشر از توحش اولیه و ابراز امیدواری به پاره شدن بندهای تعصب در جوامع اسلامی همپای غرب.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار ششم","text":"پاسخ فرانسوی سید جمال به رنان نشان داد که او در غرب با زبان خردورزی روشنگری سخن می‌گفت و در شرق با حرارت خطابه مذهبی."}],"personIds":["asadabadi"],"personDeeds":{"asadabadi":"نگارش و انتشار پاسخ فلسفی به ارنست رنان در دانشگاه سوربن پاریس."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["مناظره رنان و سید جمال","خطابه سوربن رنان"],"context":"مناظرهٔ رنان و سید جمال در پاریس همان مردی را نشان می‌دهد که چند سال بعد از ایران رانده شد.","whatHappened":[{"title":"۱. خطابه سوربن","body":"ارنست رنان در مارس ۱۸۸۳ در سوربن ناسازگاری اسلام و نژاد عرب با روح علمی را ادعا کرد. سید جمال‌الدین در پاریس جوابیه‌ای به فرانسه در ژورنال د دبا نوشت."},{"title":"۲. دو زبان یک مرد","body":"در پاسخ، ادیان را در خروج بشر از توحش لازم دانست و یوغ تفکر آزاد خواند و امید بست که جوامع اسلامی نیز بند را بگسلند. این زبان روشنگری پاریس با حرارت خطابه شرقی او یکی نیست."}],"aftermath":"شهرت اروپایی جمال همان مردی است که بعداً از ایران رانده شد و به میرزا رضا پیوست. گسترش کامل این برگ به گفتار جمال پس از خط ۱۰۰۳ نیاز دارد."},{"id":"seyyed-jamal-iran-expulsion","title":"بست‌نشینی سید جمال‌الدین در شاه عبدالعظیم و اخراج زمستانی","date":{"solarYear":1269,"solarMonth":10,"gregorianYear":1891,"gregorianMonth":1},"tier":"secondary","category":"political","summary":"بست‌نشینی هفت‌ماهه سید جمال‌الدین در حرم شاه عبدالعظیم، پخش شب‌نامه‌های خلع شاه، یورش مأموران محمدحسن یوزباشی به حرم، ضرب‌وشتم میرزا رضا کرمانی و نفی بلد خفت‌بار سید جمال در سرمای زمستان تا مرز عثمانی.","citations":[{"sourceId":"nazem","locus":"تاریخ بیداری ایرانیان","text":"اخراج خشن سید جمال از حرم، کینه خونینی در دل مریدان او کاشت که ۵ سال بعد شلیک تپانچه میرزا رضا را رقم زد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ نامه سید جمال به ناصرالدینشاه","text":"کسروی نامهٔ بست عبدالعظیم را از مقدمهٔ تاریخ بیداری نقل می‌کند. از همان نامه نتیجه می‌گیرد که آمدن دوم سید جمال به ایران مأموریت پطرزبورغ برای تبرئهٔ امین‌السلطان از امتیاز کارون و بانک بود، نه دعوت ساده‌دلانه به اصلاح ملک."}],"personIds":["asadabadi","mirza-reza-kermani","amin-al-soltan","amin-al-zarb"],"personDeeds":{"asadabadi":"هدایت مجالس شبانه و انتشار بیانیه‌های ضدسلطنت در حرم شهرری.","mirza-reza-kermani":"فریادخواهی در بازار ری و تحمل شلاق و حبس در جریان اخراج مرادش.","amin-al-soltan":"صدور دستور دستگیری و اخراج خشونت‌بار سید جمال از ایران.","amin-al-zarb":"میزبانی پیشین از سید جمال در عمارت شخصی خود در تهران."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["اخراج سید جمال","بست‌نشینی سید جمال در شهرری"],"context":"بازگشت دوم سید جمال به ایران در ۱۲۶۸، به روایت کسروی، در بستهٔ سیاست امین‌السلطان و روس بود. شاه او را در مونیخ دیده و به ایران خوانده بود. شاگردان از نوید صدارت گفته‌اند؛ کسروی باور نمی‌کند. نامهٔ بست همان سندی است که انگیزهٔ آمدن را روشن می‌کند.","whatHappened":[{"title":"۱. مأموریت پطرزبورغ و نامهٔ بست","body":"کسروی می‌نویسد سید جمال دو بار به ایران آمد. بار دوم در سال ۱۲۶۸ به دستور شاه او را بیرون کردند. شاه او را در مونیخ دید و به ایران خواند. شاگردان می‌گویند نوید صدارت داد؛ کسروی باور نمی‌کند. در کشوری چون ایران آن روز کار صدر به آن سادگی نبوده. خواندن سید با آگاهی اتابک بوده و پیداست برای نشستن به جای او خوانده نشده. کسروی روا می‌داند که خود سید چنین چشمی از شاه داشته باشد.\n\n[[e:jamal-letter-abdolazim|نامهٔ بست]]، همان نامه جمال از عبدالعظیم، سندی است که کسروی انگیزهٔ آمدن را با آن روشن می‌کند. سید می‌نویسد پنج ساعت در مونیخ با امین‌السلطان سخن رفت تا در پطرزبورغ ذمهٔ صدر از کارون و بانک و معادن بری شود. سه ماه در خانهٔ امین‌الضرب ماند بی‌آنکه صدر از حاصل سفر بپرسد. سپس امر به مجاورت قم آمد. متن کامل در ورقهٔ نامهٔ بست است."},{"title":"۲. داوری کسروی","body":"کسروی سید را مرد دلیر می‌داند که از خودکامگی شاه و سودجویی امین‌السلطان نکوهش می‌کرد و مردم را می‌سهانید. کسانی بر سر او گرد آمده بودند. نتیجهٔ درستی از کارهای او در ایران و مصر و عثمانی نمی‌بیند و شاگردان را در گفتگو از او گزافه‌گو می‌خواند.\n\n«سید بکار بزرگی برخاسته بوده، ولی راه آنرا نمی‌شناخته، و آنگاه هیچگاه خود را فراموش نمیکرده.»\n\nکسروی گام نخستین چنین کوششهایی را فراموش کردن خود می‌داند. اگر سید به جای رفتن به این دربار و آن دربار به بیدار ساختن مردم و پیراستن اندیشه‌ها کوشیدی، به نتیجهٔ بهتری رسیدی."},{"title":"۳. یورش زمستانی و راه بصره","body":"هفت ماه در حرم ماند. در دی ۱۲۶۹ مأموران به حرم تاختند، میرزا رضا کرمانی را زدند و سید را در سرما به خانقین راندند. از بصره نامه به میرزای شیرازی رفت."}],"aftermath":"اخراج او را به نهضت تنباکو و سپس به تیر میرزا رضا در همان حرم گره زد. پاورقی کسروی دروغ محمد پاشای مخزومی را رد می‌کند که بیرون کردن سید نزدیک بود جویها از خون روان گردد؛ می‌گوید پاک دروغ است."},{"id":"jamal-letter-abdolazim","title":"نامهٔ سید جمال‌الدین به ناصرالدین‌شاه از بست عبدالعظیم","date":{"solarYear":1269,"solarMonth":8,"gregorianYear":1890,"gregorianMonth":11},"tier":"secondary","category":"political","summary":"سید جمال از بست عبدالعظیم به شاه نوشت که امین‌السلطان او را از مونیخ به پطرزبورغ فرستاد تا ذمهٔ صدر را از کارون و بانک بری کند، سپس سه ماه در خانهٔ امین‌الضرب نگاه داشت و انکار کرد.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ نامه سید جمال به ناصرالدینشاه","text":"کسروی نامه را از مقدمهٔ تاریخ بیداری نقل کرده است. سید جمال از بست عبدالعظیم به ناصرالدین‌شاه نوشت که امین‌السلطان او را از مونیخ به پطرزبورغ فرستاده تا ذمهٔ صدر را از امتیاز کارون و بانک بری کند."}],"personIds":["asadabadi","amin-al-soltan","amin-al-zarb"],"personDeeds":{"asadabadi":"نگارش عرضه داشت از بست عبدالعظیم؛ شرح مأموریت پطرزبورغ و امر به مجاورت قم.","amin-al-soltan":"به روایت نامه، فرستادن سید و سپس انکار رسالت او.","amin-al-zarb":"سه ماه میزبانی در تهران به تعیین صدر."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["نامه جمال از عبدالعظیم","عرضه داشت سید جمال به شاه"],"context":"کسروی نامهٔ سید جمال را از مقدمهٔ تاریخ بیداری نقل کرده است. مضمون نامه روشن است: آمدن دوم سید به ایران مأموریت پطرزبورغ برای تبرئهٔ امین‌السلطان بود، نه دعوت ساده‌دلانه به اصلاح ملک.","whatHappened":[{"title":"۱. مونیخ و کارون و بانک","body":"در مونیخ، به روایت نامه، پنج ساعت با امین‌السلطان سخن رفت. امتیاز کارون و بانک و معادن پیش از صدارت او بسته شده بود؛ اجرایش در زمان او. سید می‌بایست در پطرزبورغ ذمهٔ صدر را بری کند و اگر روس راه آسان‌تری نشان دهد، همان امتیازها را به حال پیشین بازگرداند. کسروی از این نامه نتیجه می‌گیرد که سید در بستهٔ سیاست اتابک و روس حرکت می‌کرد."},{"title":"۲. سه ماه در خانهٔ امین‌الضرب","body":"پس از بازگشت، سه ماه در خانهٔ حاج محمدحسن امین‌الضرب ماند. اتابک از حاصل پطرزبورغ نپرسید. سفارت روس تلگراف کرد تبلیغ غیررسمی سید مقبول نیست و گفتگو باید از راه رسمی سفارت باشد. اتابک، به نوشتهٔ سید، انکار کرد که او را فرستاده باشد. سپس امر آمد که مجاور مقابر قم شود. نامه را از بست عبدالعظیم نوشت."},{"title":"۳. انجام نامه","body":"انجام نامه در چاپ کسروی چنین است:\n\n«اینک در حضرت عبدالعظیم نشسته تا امر از مصدر عزت چه صادر شود اسئل الله تعالی أن یمدکم بالعدل والحق وینصرکم بالحکمة و یشید دولتکم بقدرته ویحرسه عن کید الخائنین آمین العاجز جمال‌الدین‌الحسینی»"}],"aftermath":"کسروی سید را دلیر می‌داند و راهش را ناشناس. شاگردان را گزافه‌گو می‌خواند. نامه را حجت می‌آورد که این بست، بست عدالتخانهٔ مشروطه نیست."},{"id":"naser-shah-assassinated","title":"ترور ناصرالدین شاه قاجار در حرم شاه عبدالعظیم","date":{"solarYear":1275,"solarMonth":2,"solarDay":17,"gregorianYear":1896,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":1},"tier":"primary","category":"political","summary":"قتل ناصرالدین شاه با شلیک تپانچه میرزا رضا کرمانی (مرید سید جمال‌الدین اسدآبادی) در آستانه پنجاهمین سال سلطنت در حرم حضرت عبدالعظیم، پایان نیم‌قرن پادشاهی ناصری و اعدام میرزا رضا در میدان مشق.","citations":[{"sourceId":"nazem","locus":"محاکمات میرزا رضا کرمانی","text":"ناظم‌الاسلام پاسخ‌های جسورانه میرزا رضا در استنطاق را سندی بر انگیزه دادخواهی و ریشه‌کنی استبداد می‌شناسد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ امین الدوله و کارهای او","text":"کسروی پس از پنجاه سال پادشاهی ناصری نوبت ۱۲۷۵ را به مظفر می‌رساند. او را بی‌جربزهٔ پدر می‌داند و می‌گوید مردم پس از تنباکو از نویدهایش خوشدل شدند. امین‌السلطان یک سال دیگر صدر ماند."}],"personIds":["mirza-reza-kermani","asadabadi","amin-al-zarb","sheikh-hadi-najmabadi"],"personDeeds":{"mirza-reza-kermani":"شلیک به ناصرالدین شاه در حرم شهرری و شهادت بر انگیزه ظلم‌ستیزی در دادگاه.","asadabadi":"تغذیه فکری و تهییج میرزا رضا به اجرای ترور انقلابی در استانبول.","amin-al-zarb":"میزبانی پیشین از میرزا رضا و سید جمال در تهران.","sheikh-hadi-najmabadi":"تربیت عقلانی و مأمن فکری آزادی‌خواهان تهران."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["قتل ناصرالدین شاه","ترور ناصرالدین شاه","شاه شهید"],"context":"سوءقصد بابی ۱۲۳۱ شاه را تا پایان عمر از بابی ترساند؛ قتل او در ۱۷ اردیبهشت ۱۲۷۵ به دست مرید جمال بود. گفتار تفصیلی خادم در این بازه خط نیست. چهار بخش زیر استخوان‌بندی برگ موجود را باز می‌کند.","whatHappened":[{"title":"۱. حبس کامران‌میرزا و سفر استانبول","body":"میرزا رضا کرمانی پس از ضرب و شتم در واقعه بست، چهار سال در زندان کامران‌میرزا شکنجه دید. پس از رهایی به استانبول رفت تا مراد، سید جمال، را ببیند. عزم او سیاسی و شخصی هر دو بود: انتقام تن و قطع درخت ظلم."},{"title":"۲. شلیک در حرم شهرری","body":"در آستانه جشن پنجاه‌سالگی سلطنت ناصری، با تپانچه‌ای که از بارفروش خریده بود در حرم شاه‌عبدالعظیم به شاه شلیک کرد. شاه در دم مرد. مکان همان بستی بود که جمال را از آن کشیده بودند."},{"title":"۳. استنطاق","body":"در بازجویی گفت درخت ظلم را از ریشه زده تا ملت بیاساید. زبان او ادامه خصومت ازلی و خطابه جمال بود نه برنامه پارلمان."},{"title":"۴. اعدام و تخت مظفر","body":"میرزا رضا را در میدان مشق کشتند. مظفرالدین‌شاه نشست. گشایش نسبی آغاز سلطنت او راه انجمن‌هایی چون آدمیت و اخوت را باز کرد و زوال استبداد ناصری شتاب گرفت."},{"title":"۵. کسروی: نوبت ۱۲۷۵ و جربزه","body":"کسروی پنجاه سال پادشاهی ناصرالدین‌شاه را می‌نویسد و نوبت شاهی را در ۱۲۷۵ به پسرش مظفرالدین می‌رساند. این شاه را بی‌جربزهٔ پدر می‌داند و می‌گوید امیدی به نیکی حال ایران با دست او نمی‌رفت. خود همدردی و نیکخواهی می‌نمود و از ناتوانی کشور سخن می‌راند. مردم که پس از [[e:tobacco|امتیاز توتون و تنباکو]] به سود و زیان کشور دلبستگی پیدا کرده بودند از این نویدها خوشدل می‌شدند. امین‌السلطان همچنان رشتهٔ کار را در دست داشت؛ پس از یک سال شاه او را برداشت و امین‌الدوله را از تبریز خواست."}],"aftermath":"ترور ناصری پایان یک استبداد طولانی و آغاز سلطنت ضعیف مظفر بود. کسروی نوبت ۱۲۷۵ را گذار از پدر به پسری می‌نویسد که جربزه نداشت و مردم پس از تنباکو به سخنش دل بستند. مشروطه دوازده سال بعد از همین سستی رویید."},{"id":"majles-vokala-tojjar","title":"تأسیس مجلس وکلای تجار ایران","date":{"solarYear":1263,"solarMonth":5,"gregorianYear":1884,"gregorianMonth":8},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"نخستین تشکل صنفی و انتخابی بازرگانان به ابتکار حاج محمدحسن امین‌الضرب؛ صدور دستخط شاه به مستوفی‌الممالک، تأسیس شعب در ۱۲ ولایت و انحلال نهایی در پی کارشکنی حکام و مخالفت علمای سنتی تبریز.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هفتم","text":"مجلس وکلای تجار ثابت کرد تا زمانی که قانون اساسی حدود قدرت حکام را مهار نکند، هیچ نهاد صنفی پایداری نخواهد داشت."}],"personIds":["amin-al-zarb","mirza-javad-mojtahed","zell-e-soltan"],"personDeeds":{"amin-al-zarb":"نگارش عریضه آسیب‌شناسانه به شاه و ریاست مجلس وکلای تجار.","mirza-javad-mojtahed":"پناه‌دادن به تجار ورشکسته بست‌نشین در تبریز و شکستن صلاحیت قضایی مجلس.","zell-e-soltan":"سلب صلاحیت از اختیارات نظارتی مجلس تجار در اصفهان."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["مجلس تجارت","مجلس وکلای تجار"],"context":"در عرف بازار ناصری واژه تاجر به عمده‌فروش و صادرکننده تعلق داشت، نه به بقال و بزاز. معامله کلان با برات و صراف می‌چرخید: کاغذی مهرشده از شهری به شهر دیگر می‌رفت و اعتبار شبکه جای کیسه سکه را می‌گرفت. حکام ولایات از همین کاروان عوارض راهداری درون‌مرزی می‌گرفتند، گمرکی که فقط بر تاجر ایرانی می‌نشست. دادرسی هم سه راه داشت و هیچ‌کدام ضامن نبود: حاکم، قاضی شرع، یا ملک‌التجار محلی. حاج محمدحسن امین‌الضرب، صراف اصفهانی که ریاست ضرابخانه را گرفته بود، خواست این شبکه غیرمتمرکز را به مجلس و دفتر ثبت بدل کند.","whatHappened":[{"title":"۱. عریضه امین‌الضرب به شاه","body":"امین‌الضرب در ۱۲۶۳ به ناصرالدین‌شاه نوشت که معدن طلای مملکت زراعت و تجارت است، و حکام مال مردم را برده‌اند و مواخذه نشده‌اند. اگر یکی معزول شود، جانشین همان خیال را می‌کند که یک سال دو سال بچاپد تا نوبت عزلش برسد.\n\n«در حقیقت ممالک محروسه معادن طلا و نقره که ندارد، معدن طلا و نقره زراعات و تجارات و صنایع مملکتی است که باید به توجه اولیای دولت زیاد شود و رفع احتیاج مملکت از سایر دول خارج بشود. صاحبان ادارات اقدام در اینگونه کارها ندارند. به هر تدبیری که باشد مال مردم را برده‌اند، هرگونه تعدی که خواسته‌اند کرده‌اند، مواخذه نشده‌اند. بر فرض اینکه به عرض هم رسیده است، صاحب اداره را تغییر داده‌اند، دیگری را برقرار نموده. او هم نزد خود خیال نموده یک سال دو سال هم من مردم را می‌چاپم، انتهای مراتب مرا معزول می‌فرمایند.»\n\nشاه امید داشت با رسمیت بخشیدن به تجار، سرکشی ولایات مهار شود. دستخط را به یوسف مستوفی‌الممالک، وزیر داخله و صدراعظم غیررسمی، فرستاد."},{"title":"۲. دستخط شاه و مجلس پانزده‌نفره تهران","body":"ناصرالدین‌شاه نوشت تجار گاو و گوسفند دوشیدنی نیستند و باید خودشان مجلس مشورت ببندند.\n\n«جناب صدراعظم، در خصوص وزارت تجارت هرکس می‌گوید بدهید به من. این تجار که گاو و گوسفند نیستند که برای دوشیدن شیر، آنها اسباب مداخل بشوند. برای مردم این عمل تجارت یک چیزی است که خیلی دقت لازم دارد، و خیلی اوقات صرف باید بشود در ترقی آن، خیلی دقت باید بشود در اصل کار تجار که روز به روز باعث اعتبار تجار و تجارت بشود. البته یک نفر در تهران و رؤسای مختلفه در سایر بلاد ایران لازم دارند که شاخص باشند، به کارهای تجار برسند و عرایضشان را به عرض برسانند و جواب بگیرند. خودشان بنشینند و مجلس مشورت بزرگی منعقد کنند، هر طور ببینند این اراده‌های ما به عمل می‌آید در حق آنها، و هر قسمی که باعث اطمینان و آسودگی عموم تجار است، به عرض برسانند همانطور حکم شود.»\n\nدر مرداد ۱۲۶۳ تجار تهران پانزده ریش‌سفید برگزیدند که هفته‌ای سه بار بنشینند. کتابچه وظایف، دفتر ثبت اسناد و املاک، بانک داخلی با سرمایه خود تجار، استانداردسازی صادرات و رسیدگی به ورشکستگی را وعده می‌داد. انتخاب با رای مخفی نبود؛ اجماع بازار بود."},{"title":"۳. شعب ولایات تا بغداد و استانبول","body":"همان تابستان مجالس اصفهان و قزوین و تبریز برپا شد. ماه‌های بعد کرمان، کردستان، زنجان، بارفروش، مشهد، ساری، بندرعباس، لنگه، شیراز، کاشان و همدان پیوستند. در مهر همان سال تجار ایرانی بغداد و استانبول هم دو مجلس به پیروی کتابچه تهران ساختند. ولایات از تهران می‌پرسیدند اگر حکم حبس صادر شد، مجلس خودش اجرا کند یا حاکم؟ اگر حاکم نپذیرد چه؟ بدون قانون اساسی جایگاه مجلس در هوا ماند."},{"title":"۴. معین‌السلطنه در قزوین و نامه ظل‌السلطان","body":"مجلس قزوین شکایت کرد که معین‌السلطنه املاک تجار را ضبط کرده و بدهکاران را به نپرداختن وام تشویق می‌کند. شاه به او تلگراف زد.\n\n«به توسط وکلای تجار قزوین به معین‌السلطنه: به شما اتمام حجت می‌کنم. هرگاه با وکلای تجار قزوین این قسم حرکات زشت نمایید، از حکومت خودتان مأیوس باشد. به تو می‌نویسند که مداخله در امر تجار مکن، و هر چه از آن مجلس به تو اظهار می‌شود موافق قاعده صورت بده. برمی‌داری اینطور لاطائل می‌نویسی و به آنها بی‌احترامی می‌کنی. قباحت هم در دنیا یک چیزی است که تو بو نکرده‌ای.»\n\nمسعود میرزا ظل‌السلطان، حاکم اصفهان و فارس و خوزستان، در نامه به مستوفی‌الممالک خود را به نفهمی زد.\n\n«تلگراف جنابعالی در مسئله مجلس تجارت ملاحظه شد. ولی اصل مقصود مجلس تجارت معلوم نشد. چون اینجانب بسیار بلیه هستم و از کنایه چیزی مفهوم و استنباط نمی‌کنم. اگر مجلس تجارت به طور صریح بگویند که مقصود آنها چیست، بهتر است. کدام عمل تجارت معوق مانده؟ کدام طلب تجار تعویق افتاده؟ کدام تاجر از این ادارات شاکی شده؟»\n\nایراد او سیاسی بود: اگر مجلس خودش مقرره بنویسد و اجرا کند، حاکم ولایت چه کاره است؟"},{"title":"۵. بست حاج جعفر کهنونی در تبریز و انحلال","body":"در تبریز بخشی از تجار از حضور صرافان در مجلس رنجیدند. مجلس حجره بدهکاران عمده را مهر کرد. حاج جعفر کهنونی با سی چهل هزار تومان ورشکستگی به خانه حاج میرزا جواد مجتهد بست نشست. مظفرالدین میرزا ولیعهد، حاکم تبریز، جرأت ستیز با مجتهد را نداشت و به تهران نوشت طلبکاران وحشت کرده‌اند. طلاب مدرسه میرزا جواد یکی از وکلا را زدند. مستوفی‌الممالک از تهران خواهش کرد طلاب تجار را نزنند؛ مجتهد جواب داد تجار به مدرسه ریخته‌اند. پس از یک ماه حاج محمدتقی ناظم‌التجار استعفا داد و مجلس تبریز فرو ریخت."},{"title":"۶. استعفای امین‌الضرب در زمستان ۱۲۶۳","body":"با سست شدن حمایت دربار، مستوفی‌الممالک هم پشت مجلس را خالی کرد. در زمستان همان سال امین‌الضرب از ریاست تهران کنار رفت و مجالس در سراسر کشور تعطیل شد. از تابستان تا زمستان بیش نپایید. تجار آموختند که نهاد صنفی بدون مهار قانونی حکام پایدار نمی‌ماند. شبکه روابط اما غیب نشد. شش سال بعد همان شبکه موتور نهضت تنباکو شد."}],"aftermath":"مجلس وکلای تجار قانون اساسی نساخت، اما گرایش لیبرال بازار را برای یک نسل قوام داد. در صف اول مشروطه تجار سرشناسی ایستادند که این شکست را به چشم دیده بودند. موضعشان محتاط ماند، چون ذات شغلشان انقلاب نبود؛ خواست حکومت قانون از همین تجربه صنفی برخاست.","chronology":[{"date":{"solarYear":1263,"solarMonth":5,"gregorianYear":1884,"gregorianMonth":8},"title":"تأسیس مجلس تهران","text":"پانزده ریش‌سفید به دستخط شاه نشست هفتگی گشودند."},{"date":{"solarYear":1263,"solarMonth":7,"gregorianYear":1884,"gregorianMonth":10},"title":"شعب بغداد و استانبول","text":"تجار ایرانی بیرون از مرز هم کتابچه تهران را پی گرفتند."},{"date":{"solarYear":1263,"solarMonth":10,"gregorianYear":1885,"gregorianMonth":1},"title":"انحلال","text":"پس از غائله تبریز و استعفای امین‌الضرب مجلس در سراسر کشور خوابید."}]},{"id":"karun-navigation","title":"اعطای امتیاز کشتیرانی کارون به بریتانیا","date":{"solarYear":1267,"solarMonth":8,"solarDay":9,"gregorianYear":1888,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":31},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"گشایش رود کارون از محمره تا شوشتر برای کشتیرانی تجاری توسط سر هنری ولف و واگذاری آن به کمپانی برادران لینچ؛ کاهش زمان ترانزیت کالا به اصفهان و اعتراض شدید روسیه تزاری.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هفتم","text":"امتیاز کارون سرآغاز سیاست تهاجمی بریتانیا برای ادغام اقتصادی ایران و سد نفوذ روسیه در مرزهای هند بود."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ نامه سید جمال به ناصرالدینشاه","text":"کسروی امتیاز کارون را در نامهٔ سید جمال می‌خواند. سید می‌نویسد کارون و بانک و معادن پیش از صدارت امین‌السلطان بسته شده بود و اجرایش در زمان او. امین‌السلطان از سید خواسته بود در پطرزبورغ ذمهٔ او را بری کند."}],"personIds":["amin-al-soltan"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"پیشبرد قرارداد کارون با ولف در غیاب سفیر روسیه."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["کشتیرانی کارون","امتیاز رود کارون"],"context":"کالای هند از بوشهر تا اصفهان نزدیک سی و پنج روز در راه مالرو می‌ماند. مهندسان انگلیسی حساب کردند اگر بار در محمره به کارون بنشیند و تا شوشتر برود، راه تا اصفهان به ده روز می‌افتد. سال‌ها روسیه و انگلیس یکدیگر را در امتیازها قفل کرده بودند. در ۱۲۶۷ علی‌اصغر امین‌السلطان سی‌ساله صدراعظم شد و سر هنری دراموند ولف با دستور لرد سالیسبوری آمد که اقتصاد ایران را به هند ببندد و روسیه را از مرز هند دور کند.","whatHappened":[{"title":"۱. فرمان ۹ آبان ۱۲۶۷","body":"ولف کتباً تعهد کرد در صورت تهدید مرزها برای تمامیت ارضی ایران بکوشد. نامه پیمان دفاعی نبود، اما امین‌السلطان با همان کاغذ شاه را راضی کرد. مدت اولیه ده سال بود. کشتی حق سوار کردن مسافر بی‌گذرنامه و پناه دادن به ایرانی را نداشت. حمل سلاح ممنوع بود. نرخ بادبان و بخار، و نرخ مالک ایرانی و فرنگی، جدا نوشته شد. روی کاغذ انحصار انگلیس نبود؛ در عمل فقط دولت هند می‌توانست از رود بهره برد."},{"title":"۲. غیبت دالگوروکوف و کنسول مشهد","body":"امتیاز وقتی بسته شد که سفیر روسیه در سن‌پترزبورگ بود و با وزیر خارجه‌اش درگیر. تا روس‌ها به خود آمدند ولف بانک شاهنشاهی را هم گرفته بود. دالگوروکوف به ایران که برگشت کنسولگری مشهد خواست، تهدیدی نزدیک افغانستان. پیتر ولاسوف را بی‌تأیید تهران سرکنسول خواند و روانه مشهد کرد. شاه دلخور شد و کاری از پیش نبرد."},{"title":"۳. کسروی و نامهٔ سید جمال از بست عبدالعظیم","body":"کسروی امتیاز کارون را در گفتار یکم جدا روایت نمی‌کند. داستان را از [[e:jamal-letter-abdolazim|نامهٔ سید جمال از بست عبدالعظیم]] می‌خواند. به نوشتهٔ سید، امین‌السلطان در مونیخ پنج ساعت با او سخن گفت و خواست در پطرزبورغ ذمهٔ خود را از مسئلهٔ کارون و بانک و معادن تبرئه کند، و اگر روس طریق اسهل نشان دهد همان امتیازها را به حال پیشین بازگرداند. سید می‌گوید امتیازها پیش از صدارت اتابک انجام پذیرفته و اجرایش در زمان او بوده است.\n\n«دیگر آنکه مسئله کارون و بانک و معادن قبل از ارتقاء ایشان برتبه وزارت عظمی انجام پذیرفته است نهایت اینست که اجراء آن از سوء بخت در زمان وزارت ایشان شده است»\n\nمتن کامل عرضه داشت در ورقهٔ نامه است. روایت لینچ و ولف و فرمان ۹ آبان از خادم است؛ کسروی نام لینچ و ولف را در این گفتار نمی‌آورد."}],"aftermath":"کارون الگوی امتیازفروشی امین‌السلطان شد: فرصت دیپلماتیک، غیبت رقیب، سپس سهم‌خواهی خشن روسیه. یک سال بعد رژی تالبوت همان الگو را به محصول خانگی رساند. تماس تجار انگلیسی با خان‌های بختیاری بر سر جاده شوشتر تا اصفهان، بدگمانی ناصرالدین‌شاه به حسینقلی‌خان ایلخانی را هم تیز کرد. نامهٔ سید جمال از بست عبدالعظیم همان امتیاز را، در کنار بانک و معادن، دستاویز تبرئهٔ صدر نزد روس می‌شمارد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1267,"solarMonth":8,"solarDay":9,"gregorianYear":1888,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":31},"title":"فرمان کارون","text":"مجوز کشتیرانی از محمره تا شوشتر صادر شد."}]},{"id":"bank-shahanshahi","title":"تأسیس بانک شاهنشاهی ایران توسط بارون دو رویتر","date":{"solarYear":1267,"solarMonth":11,"solarDay":11,"gregorianYear":1889,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":30},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"اعطای امتیاز انحصاری ۶۰ ساله بانک دولتی، انحصار چاپ اسکناس و بهره‌برداری از معادن به جرج رویتر در ازای لغو قطعی ادعاهای قرارداد ۱۸۷۲ با وساطت سر هنری ولف.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هفتم","text":"بانک شاهنشاهی با انحصار نشر اسکناس، ساختار صرافی سنتی و برات‌نویسی بازار را درهم شکست."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ نامه سید جمال به ناصرالدینشاه","text":"کسروی بانک را در همان نامه در کنار کارون و معادن می‌آورد. غرامت لغو امتیاز تنباکو را نخستین وام دولت می‌داند و می‌نویسد آن پول از همین بانک شاهنشاهی گرفته شد."}],"personIds":["amin-al-soltan"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"امضای قرارداد امتیاز بانک شاهنشاهی با جرج رویتر."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["بانک شاهی","بانک شاهنشاهی ایران"],"context":"بند بیست امتیاز رویتر ۱۸۷۲ گفته بود اگر ایران بانکی بسازد اولویت با رویتر است. ولف آن بند را زنده کرد و پسر جولیوس، جرج رویتر، را پیش کشید. مجلس وکلای تجار هم بانک داخلی خواسته بود و نرسیده بود. دو سه شعبه بانک هندی پیشتر در ایران بود؛ بانک شاهنشاهی همه را خرید.","whatHappened":[{"title":"۱. امتیاز شصت‌ساله ۱۱ بهمن ۱۲۶۷","body":"امین‌السلطان قرارداد را امضا کرد و شاه تأیید کرد. دفتر مرکزی تهران بود و شعبه به صلاحدید بانک. سرمایه تا چهار میلیون پوند از فروش سهام در اروپا، و حداقل یک میلیون برای شروع. بانک، بانک رسمی دولت و یگانه ناشر اسکناس شد. دولت غیر از این مسیر حق چاپ کاغذ نداشت. سالانه شش درصد سود به خزانه می‌رسید. معادن هم در اختیار بانک آمد، با شانزده درصد سهم دولت، شبیه رویتر اول. بند پانزدهم الغای کامل رویتر قدیم را از جرج رویتر گرفت."},{"title":"۲. شوک برات و صراف","body":"سال اول شعبه تبریز، بوشهر، اصفهان، شیراز، همدان، قزوین، رشت و کرمانشاه، و بیرون از ایران بمبئی، کلکته، بغداد و بصره گشوده شد. وام بانک با سود نزدیک دوازده درصد بود؛ وام بازار اغلب بالای بیست. درباریان سپرده گذاشتند. صراف اما ضربه خورد. اسکناس ابتدا پول نقد شمرده نشد؛ معادل براتی بود که ضمانتش بانک است. صرافان بسته‌های اسکناس را در شعبه کوچک شهر دیگر می‌بردند و سکه می‌خواستند تا صندوق خالی شود. بانک ناچار روی اسکناس نوشت فقط در فلان شهر نقد می‌شود."},{"title":"۳. فهرست چهارگانه روسیه","body":"یک ماه بعد دالگوروکوف چهار تقاضا گذاشت: کشتیرانی تالاب انزلی، کشتیرانی رودهای شمال به خزر، تضمین جاده انزلی به تهران و آستارا به اردبیل، و پنج سال ندادن امتیاز راه‌آهن تا روسیه طرح خود را بیاورد. ایران بند جاده را به گردن روس انداخت و بقیه را پذیرفت. بدون بانک، امتیاز تنباکو سال بعد ممکن نبود."},{"title":"۴. کسروی و نامهٔ سید جمال از بست عبدالعظیم","body":"کسروی بنیاد بانک را با بند رویتر و خرید شعب هندی شرح نمی‌دهد. همان [[e:jamal-letter-abdolazim|نامهٔ سید جمال از بست عبدالعظیم]] بانک را در یک ردیف با کارون و معادن می‌گذارد. امین‌السلطان، به روایت سید، می‌خواست در پطرزبورغ بگوید اگر روس طریق اسهل نشان دهد حاضر است کارون و بانک و معادن را به حالت سابقه بازگرداند.\n\n«ثانیاً از این عاجز خواهش نمودند که به (مسیو کیرس) رییس الوزراء و وزیر دول خارجه و مستشارهای ایشان (ویلنکالی) و (زینوویب) شفاهاً بگویم که ایشان یعنی جناب وزیر اعظم از برای اثبات حسن مقاصد خود در هر حال حاضرند که اگر از طرف روس طریق اسهلی ارائه شود در ظرف چند روز مسئله کارون و بانک و معادن را حل نموده بحالت سابقه اعاده نمایند»\n\nجزئیات امتیاز شصت‌ساله، انحصار اسکناس، معادن، و فشار صراف از خادم است و در این صفحه می‌ماند."}],"aftermath":"بانک شاهنشاهی شریان اعتبار را از شبکه صراف گرفت. غرامت لغو رژی نیز از همین بانک آمد: پانصد هزار پوند با سود شش درصد و بازپرداخت چهل‌ساله. امتیاز لاتاری ملکم‌خان در همین سفر لندن بسته شد و ولف افشایش کرد تا سرمایه‌گذار انگلیسی از امتیاز ایران نترسد؛ ملکم از سفارت افتاد و قانون را از لندن درآورد. کسروی بعدها همان بانک را منبع نخستین وام دولت پس از تاوان تنباکو می‌شمارد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1267,"solarMonth":11,"solarDay":11,"gregorianYear":1889,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":30},"title":"امتیاز بانک","text":"انحصار نشر اسکناس شصت‌ساله به جرج رویتر رسید."}]},{"id":"tobacco","title":"نهضت تنباکو و لغو امتیاز رژی","date":{"solarYear":1269,"solarMonth":10,"gregorianYear":1891,"gregorianMonth":1},"endDate":{"solarYear":1270,"solarMonth":11,"gregorianYear":1892,"gregorianMonth":2},"tier":"primary","category":"economic","summary":"جنبش سراسری ملی علیه واگذاری انحصار دخانیات به ماژور تالبوت انگلیسی. صدور فتوای تحریم توسط میرزای شیرازی، قیام ارگ در ۱۴ دی ۱۲۷۰، لغو کامل امتیازنامه و انعقاد نخستین وام خارجی تاریخ ایران.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ آغاز بیداری در توده ایران","text":"کسروی ایستادگی بر امتیاز توتون و تنباکو را نخستین بیداری سراسری مردم ایران می‌شمارد. می‌گوید علما پیشگام بودند، و رقابت روس و انگلیس در به هم زدن امتیاز کارساز نبود."},{"sourceId":"adamiyat","locus":"شورش بر امتیازنامهٔ رژی","text":"آدمیت واقعه را نخستین جنبش سراسری ضد امتیاز می‌نویسد: رهبریش فقهی است و مطالبه‌اش اقتصادی-سیاسی."}],"personIds":["malkom","asadabadi","mirzaye-shirazi","aqa-najafi","fal-asiri","mirza-javad-mojtahed","mirza-aqa-khan-kermani","amin-al-soltan","mirza-hasan-ashtiani"],"personDeeds":{"malkom":"روزنامه قانون را از لندن می‌نوشت و امتیازفروشی دربار را رسوا کرد.","asadabadi":"از بصره به میرزای شیرازی نامه نوشت و امتیاز رژی را خیانت به دین و ملک خواند.","mirzaye-shirazi":"صدور فتوای تاریخی تحریم استعمال توتون و تنباکو در حکم محاربه با امام زمان.","aqa-najafi":"صدور نخستین حکم تحریم عملی تنباکو و شکستن قلیان‌ها در اصفهان.","fal-asiri":"آغاز خیزش منبر در شیراز و پیام‌آوری نهضت به سامرا.","mirza-javad-mojtahed":"همراهی با طومار ۴۰۰۰ امضایی تبریز و تعطیلی دفتر رژی در آذربایجان.","mirza-aqa-khan-kermani":"تحلیل نقادانه اقتصادی قرارداد رژی در مقالات روزنامه اختر استانبول.","amin-al-soltan":"واگذاری امتیاز به تالبوت و سپس انعقاد مصالحه غرامت و نخستین وام خارجی.","mirza-hasan-ashtiani":"ابلاغ تحریم در تهران؛ شاه او را میان غلیان آشکار و خروج از شهر مخیر کرد."},"periodId":"tobacco","monarchId":"naser-al-din","aliases":["تنباکو","رژی","تالبوت","امتیاز تنباکو","تحریم تنباکو","Tobacco Protest"],"context":"در اسفند ۱۲۶۸ میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان انحصار پنجاه‌ساله خرید و فروش و صدور توتون و تنباکوی ایران را در سفر سوم ناصرالدین‌شاه به لندن، به ماژور جرالد تالبوت واگذاشت. دربار پانزده هزار لیره سالانه می‌گرفت، چه سود و چه زیان، و یک‌چهارم سود خالص را نگاه می‌داشت. زارع فارس و آذربایجان و اصفهان ناچار شد به نرخ کمپانی بفروشد. امتیاز کارون و بانک شاهنشاهی همان الگو را یک و دو سال پیش آزموده بودند. رژی تالبوت آن الگو را به محصولی رساند که در خانه هر ایرانی بود. دو سال پیش‌تر طرح مالیات انحصاری امین‌السلطان سنگ خورده بود و فقها گفته بودند معامله بی‌رضایت طرفین در شرع نمی‌ایستد. آن استدلال در ۱۲۷۰ به خیابان آمد. کسروی می‌نویسد مردم تا آن زمان پروای سود و زیان کشور نداشتند و در کارهای دولت چون و چرا نمی‌کردند؛ پای بیگانه و انبوه اروپایی چشم را باز کرد.","whatHappened":[{"title":"۱. فرمان امتیاز، دو شرکت تالبوت","body":"معاهده پانزده بند داشت و ماه‌ها بی‌اعلان ماند. بند ششم کمپانی را به خرید تمام محصول مکلف می‌کرد، حتی نااعلا. بند نهم اجازه واگذاری کل یا جزء امتیاز را می‌داد. تالبوت دو شرکت ساخت: کمپانی شاهنشاهی تنباکوی ایران که در بازار رژی خوانده شد، و شرکت تنباکویی که دفترش در استانبول و ثبتش در پاریس بود. خودش سهام فروخت و پیش از شروع کار از صحنه بیرون رفت.\n\n«صورت فرمان امتیاز تنباکو و توتون، منوپل خرید و فروش و ساختن در داخل یا خارج. کل توتون و تنباکویی که در ممالک محروسه به عمل آورده می‌شود تا انقضای مدت پنجاه سال از تاریخ امضای این انحصارنامه به ماژور تالبوت و به شرکاء مشارالیه مشروط به شرایط آتی واگذار می‌شود.»\n\n«فصل اول: صاحبان این امتیازنامه همه ساله مبلغ پانزده هزار لیره انگلیسی به خزانه عامره اعلی کارسازی خواهند نمود، اعم از اینکه از این کار نفع ببرند یا ضرر.»\n\nکسروی همان پانزده هزار لیره را در برابر رژی عثمانی می‌گذارد: عثمانی سالی هفتصد هزار لیره می‌گرفت و پنج‌یک سود، و تنها فروش درون را داده بود. ایران فروش درون و برون را به یک تن انگلیسی سپرد. گیرنده یک تن بود؛ در لندن شرکتی با ششصد و پنجاه هزار لیره ساختند. از بهار ۱۲۷۰ کارکنان در ایران به کار پرداختند. مردم این حساب را نمی‌دانستند؛ بیم ورود بیگانه و خرید ارزان و فروش گران را می‌دانستند. [[e:jamal-letter-abdolazim|نامهٔ سید جمال از بست عبدالعظیم]] کارون و بانک را پیش از این امتیاز در سیاست اتابک نشان می‌دهد."},{"title":"۲. اختر استانبول و بیداری بازار","body":"در ۲۰ آبان ۱۲۶۹، پیش از ورود تالبوت، اختر مقاله‌ای چاپ کرد که آدمیت نویسنده را میرزا آقاخان کرمانی دانسته است. نویسنده نوشت رژی عثمانی فقط توتون داخلی را گرفته؛ ایران توتون و تنباکو، داخل و صدور را یکجا فروخته و پانصد هزار لیره سود ادعایی تالبوت حرف صرافی است.\n\n«صاحب امتیاز در اعلانی که انتشار داده چنین وانمود کرده است که شرایط انحصار توتون ایران از روی شرایط انحصار دخان ممالک عثمانی برداشته شده. باری از مقدار صرفیات داخلیه و خارجیه توتون ایران به طوری که تخمین و برآورد کرده‌اند چنین دریافت می‌شود که حاصلات تنباکوی مملکت نیز داخل این امتیاز است. بنابراین می‌توان گفت قول صاحب امتیاز که منافع سالیانه این امتیاز را از حالا در انظار پانصد هزار لیره وانمود و تخمین می‌کند، از جمله سخنان بی‌پایه است.»\n\nدر بهمن همان سال نویسنده تالبوت را در استانبول دید. تالبوت گفت زارع نقد می‌گیرد. نویسنده جواب داد زارع پیشتر هم نقد و حتی پیشکی می‌گرفت، با این فرق که صد مشتری داشت و حالا یکی. روزنامه قانون ملکم از لندن همان خط را گرفت."},{"title":"۳. شیراز، تبریز، اصفهان پیش از فتوای عام","body":"در اردیبهشت ۱۲۷۰ سید علی‌اکبر فال‌اسیری در شیراز رژی را غصب مال مسلمان خواند. بازار فارس بست. بست شاهچراغ بالا گرفت. حاکم فارس فال‌اسیری را به بصره تبعید کرد. در بصره او به سید جمال‌الدین اسدآبادی رسید و پیام تجار به سامرا رفت. در تبریز کشت عمده نبود اما صدور از آنجا می‌گذشت. اعلامیه‌ای بی‌امضا علما و ارامنه را تهدید کرد. میرزا جواد مجتهد با تجار دفتر رژی را بست. در اصفهان آقانجفی، که خود با ملک‌التجار سودای شرکت تنباکو داشت، در ۱ آذر ۱۲۷۰ حکم تحریم عملی داد.\n\n«دیروز شنبه را آقانجفی و شیخ محمدعلی اعلانات چندی درب مساجد و معابر چسبانیده، استعمال تنباکو را حرام و حمایت‌کنندگان فرنگی را مرتد و عمله‌جات دخانیات را نجس خوانده، و نوشته‌اند کسی از این جماعت را که دخالت در کار فرنگی دارند به حمام و مسجد و سقاخانه راه ندهند. در حمامها و قهوه‌خانه‌ها و مجالس علما و تجار و غیره قلیان موقوف است. طلبه‌ها در هر نقطه که قلیان دیده شکسته‌اند.»\n\nکسروی مسیر خیزش را از تبریز می‌آغازد، سپس اصفهان، سپس تهران. در تبریز آگهی کمپانی را پاره کردند. امیر نظام گروسی، پیشکار مظفرالدین میرزا، از کیفر شورندگان سر باز زد. پیشنهاد کمپانی که کارکنان آذربایجان آذربایجانی باشند پذیرفته نشد. علما در روایت او حاجی میرزا جواد در تبریز، آقا نجفی در اصفهان، و میرزا محمد حسن آشتیانی در تهران‌اند."},{"title":"۴. تلگراف میرزای شیرازی به دربار","body":"میرزای شیرازی تا آن روز از درگیری مستقیم با شاه پرهیز داشت. تلگراف به کامران میرزا نایب‌السلطنه، پس از خون شاهچراغ و تبعید فال‌اسیری، لحن دعاگو داشت و بانک و تنباکو و راه‌آهن را یکجا مخالف قرآن و استقلال خواند.\n\n«به شرف عرض حضور اعلیحضرت اقدس شاهنشاهی خلدالله ملکه می‌رساند. اگرچه دعاگو تاکنون به محض دعاگویی اکتفا نموده تصدیعی و استدعایی از حضور انور نکرده، ولی نظر به تواصل اخبار به وقوع وقایعی چند که توانی از عرض مفاسد آنها خلاف رعایت حقوق دین و دولت است، عرضه می‌دارد که اجازه مداخله اتباع خارجه در امور داخله مملکت و مخالطه و تودی آنها با مسلمین و اجرای عمل بانک و تنباکو و راه آهن و غیره از جهاتی چند منافی صریح قرآن مجید و نوامیس الهی و موهن استقلال دولت و مخل نظام مملکت و موجب پریشانی عموم رعیت است. چنانکه واقعه شیراز و قتل و جرح جماعتی از مسلمانان در حمای حضرت احمد بن موسی علیهم السلام و هتک آن بقعه مبارکه و تبعید جناب شریعتمآب حاجی سید علی اکبر سلمه الله به وضع ناشایسته نمودن از نتایج این امور است.»\n\nشاه در جواب عثمانی را مثال آورد که راه‌آهن و بانک و دخانیات داده، و علما را به جهالت متهم کرد. زبان اعتراض هنوز فقهی بود؛ زیان قرارداد را اختر به عدد گفته بود. کسروی متن تلگراف را نمی‌آورد و به تاریخ بیداری ارجاع می‌دهد: میرزا محمدحسن شیرازی از سامرا زیان امتیاز را نوشت و بهم زدن آن را خواست. ورقهٔ [[e:shirazi-tobacco-fatwa|فتوای میرزای شیرازی]] انجام همان فشار است."},{"title":"۵. فتوای تحریم در تهران","body":"آقانجفی حکم عملی را در اصفهان داده بود. در پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۲۷۰ در تهران شایع شد میرزا حسن آشتیانی از سامرا استفتا کرده و فتوا آمده. در آن روز هنوز متنی از سامرا در دست نبود. آشتیانی و حاج محمدکاظم ملک‌التجار تهران شایعه را پراکندند تا در یک شب به اعلامیه بدل شد. متن کوتاه بود و از منبر به اندرونی رفت.\n\n«الیوم، استعمال توتون و تنباکو بای نحو کان در حکم مبارزه با امام زمان علیه السلام است.»\n\nحکم استعمال را حرام کرد، نه فقط معامله با کمپانی را. قلیان از حجره و حرمسرا برچیده شد. ملک‌التجار را به قزوین فرستادند. بهبهانی، ظهیرالاسلام امام جمعه و سید علی‌اکبر تفرشی فتوا را رد کردند و قلیان کشیدند؛ مقیاس اعتراض از سه منبر بزرگتر بود. ورقه فتوا شرح جداگانه دارد."},{"title":"۶. لغو انحصار داخلی و قیام ۱۴ دی ارگ","body":"شاه به امین‌السلطان نوشت رژی را با خون رعیت مخلوط نکنند.\n\n«وقتی که رژی را بنا شود با خون رعیت خودمان مخلوط بکنیم و یک شورش و انقلاب دائمی را که تمام کارهای دیگر را بی‌نظم می‌کند متحمل بشویم و هر آخوند شپشوی گوشه مدرسه را که احدی اسمش را نمی‌دانست حالا مشیر و مشار رعیت ببینیم، آیا در این صورت نباید یک فکر دیگری کرد یا باید کرد؟»\n\nامین‌السلطان در ۲۷ آذر فقط انحصار داخل را برداشت و صدور را نگاه داشت. علما به سامرا تلگراف زدند که حکم منسوب صحیح است. میرزا تشکر کرد و از کوتاه شدن دست خارجه گفت، از تحریم حرف نزد. اعلامیه بی‌امضا جهاد دوشنبه را به نام او پخش کرد. شاه آشتیانی را میان منبر قلیان و خروج از شهر مخیر کرد. فردا، ۱۴ دی، روز وفات فاطمه، مردم ارگ را گرفتند. اعتمادالسلطنه از پنجره دید.\n\n«قریب بیست هزار نفر دور ارگ را گرفته‌اند. پانصد ششصد نفر داخل ارگ شدند و هجوم به عمارت بردند. اهل شهر به فریاد بلند به شاه فحش می‌دهند و می‌گویند امین‌السلطان را بفرستید بیرون تا بکشیم. سرباز مجبور شده شلیک کردند. هفت هشت نفر گلوله خورده، مردند.»\n\nشاه سند داد انحصار داخل و خارج هر دو موقوف شود. ارنستین رئیس رژی به تجار نوشت جنس را پس بگیرند. کسروی شلیک را به فرمان آقابالاخان می‌نویسد که سپس سردار افخم شد: هفت کشته و بیش از بیست زخمی. شاه نخست خواست فروش درون را از کمپانی بازگیرد و تنها صدور را بگذارد؛ علما و مردم خرسند نشدند. این پیشنهاد شکست‌خوردهٔ ۱۲۷۰ است، نه قرارداد بعدتر [[e:tobacco-export-monopoly|کمپانی تنباکوی استانبول]]. کسروی ایستادگی را نخستین بیداری سراسری مردم می‌شمارد. پیشگامی را با علما می‌گذارد و رقابت دو همسایه را از میان برنمی‌دارد:\n\n«این اگر چه با دست علما بود، و همچشمی دو همسایه بی هنایش نبود»\n\nدیوارکوب «مقاله ملی» را از خامهٔ یکی از علما می‌داند؛ ترس را به زبان هند و مصر و بنای باغ ایلخانی می‌گوید. بازمانده را کسروی در پاورقی نیاورده چون بسیار پر تست بوده است.\n\n«در مسئله توتون و تنباکو و شخص مستاجر انگلیسی و حکایت منع از استعمال آنها که منتسب برؤساء ملت گردیده است من باب‌المقدمه عرضه میدارد که از اصول موضوعه و مسلمات تمام ارباب عقولست که باید شخصی که مالک نقطه از نقاطست سد احتمالات ورود اجنبیرا بر آن نقطه بنماید حتی هر گاه عاقل احتمال بدهد فلان که اقرب مردمست باو اگر چندی در خانه او بنشیند اظهار مالکیت خواهد نمود و اخراج نتوان کرد مگر بمشقت فرمود (؟) از اول ممنوع از دخول خواهد بود»\n\n«از طرف فارس که اول ثغور اسلامست راه را مفتوح ساخته و در سرحد خراسان که از موقوفه قدیم آستان ثامن‌الائمه است بنای شهر بآن تفصیل گذاردند و اسباب و آلات جنگ در آن نقطه بنحو اتم و اکمل فراهم آوردند مستأجر تنباکو را چه واداشته که همچو بنای عظیمی باسم محل تنباکو در نقطهباغ ایلخانیکه مشرف بر تمام شهر و ارک و سایر نقاط این شهر است بنماید قریب چهار ذرع عرض دیوار از گچ و آجر ساخته‌اند مانند کشتی زره‌پوش توپ بر او گردش میکند با اینکه برای او ممکن بود سرای امین‌الملک را خالی از اغیار اجاره نماید از کجا باشاره دولت آنها نباشد بلکه مظنون اینست که تمام این مخارج گزاف از مالک مملکت آنها است والا تاجر را چکار بهفت کرور یا دوازده کرور مخارج اجاره‌داری بنماید کی میتواند اصل مایه خود را از این اهالی فقیر ایران دریافت دارد از کجا میتوان اطمینان تحصیل نمود که در بارهای قماش و تنباکو و غیره توپ و تفنگ باین محل حمل ننماید»"},{"title":"۷. غرامت پانصد هزار پوند و وام بانک شاهی","body":"رژی اول سالی صد هزار پوند خسارت فقط برای لغو داخل خواست. لاسلز سفیر انگلیس رقم را رد کرد. پس از لغو کامل، ارنستین تخمین درآمد نیامده را به جای هزینه کرده‌شده گذاشت: ششصد و پنجاه هزار در برابر سیصد هزار پیشنهاد امین‌السلطان. داوری سفرای فرانسه و بلژیک و آلمان و آمریکا و ایتالیا در سفارت فرانسه طرف ایران ایستاد. بودجه سالانه ایران کمی بیش از یک میلیون پوند تخمین زده می‌شد. امین‌السلطان اول به سفیر روسیه رو کرد؛ لندن شتاب کرد تا وام انگلیسی بماند. فرانسه پنجاه هزار را با شش درصد و رهن ماهیگیری خزر پیشنهاد کرد. در ۱۷ فروردین ۱۲۷۱ امین‌السلطان و لاسلز و ارنستین مصالحه کردند. در ۲۵ اردیبهشت وام پانصد هزار پوندی با سود شش درصد و اقساط چهل‌ساله از بانک شاهنشاهی قطعی شد. نخستین وام خارجی کلان تاریخ ایران ثمره امتیازی شد که ملت لغوش کرده بود."},{"title":"۸. شرکت استانبول و افول صنعت","body":"رژی رفت؛ شرکت تنباکوی استانبول ماند. در بهار ۱۲۷۱ پیشنهاد کرد بیست و پنج سال تمام صدور را یکجا بگیرد و سالی بیست هزار پوند بدهد. دولت نیازمند درآمد پذیرفت. تجار ایرانی بغداد و استانبول شوریدند. در ۶ آبان قرارداد را طوری نوشتند که خرید و فروش فقط به دست مسلمان باشد، یعنی تاجر ایرانی وکیل کمپانی شود. درد برطرف نشد. تنباکوی انبار در خرت‌و‌خر اداری فاسد شد. رژی نزدیک پنج میلیون کیلو برای صدور خریده بود؛ دو دهه بعد در ۱۲۹۱ صدور به عثمانی به یک میلیون و دویست هزار کیلو افتاد. کمپانی تا آستانه جنگ جهانی اول بر صدور ایران به عثمانی نشست. ورقه انحصار صدور شرح این دنباله است."}],"aftermath":"نهضت تنباکو امتیاز داخل را کشت و استبداد ناصری را نشکست. غرامت، ایران را بدهکار بانک انگلیسی کرد و صدور را به شرکت دیگر سپرد. همبستگی زارع و تاجر و منبر و مرجع، برای نخستین بار در مقیاس سراسری، دولت را به عقب‌نشینی علنی واداشت. سه میراث ماند: نزدیکی ناگزیر دربار به روسیه در بازی وام، رشد زبان انقلابی در شبنامه، و این تجربه که فتوای مرجع اگر به بازار برسد شاه را هم پس می‌زند. چهار سال بعد میرزا رضا کرمانی ناصرالدین‌شاه را در همان حرم کشت. مشروطه این درس را به قانون و مجلس ترجمه کرد. کسروی می‌گوید این بیداری فرو ننشست و دلبستگی مردم به کار کشور از همین پیشامد در راه پیشرفت افتاد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1268,"solarMonth":12,"gregorianYear":1890,"gregorianMonth":3},"title":"امتیاز رژی","text":"واگذاری انحصار توتون و تنباکو به تالبوت در لندن."},{"date":{"solarYear":1270,"solarMonth":2,"gregorianYear":1891,"gregorianMonth":5},"title":"خیزش شیراز","text":"منبر فال‌اسیری، بست شاهچراغ، تبعید به بصره."},{"date":{"solarYear":1270,"solarMonth":9,"solarDay":1,"gregorianYear":1891,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":22},"title":"تحریم اصفهان","text":"اعلانات آقانجفی و شکستن قلیان‌ها."},{"date":{"solarYear":1270,"solarMonth":9,"solarDay":12,"gregorianYear":1891,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":3},"title":"اعلامیه فتوا در تهران","text":"متن تحریم استعمال در حکم مبارزه با امام زمان بر دیوارها نشست."},{"date":{"solarYear":1270,"solarMonth":10,"solarDay":14,"gregorianYear":1892,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":4},"title":"قیام ارگ","text":"هجوم پس از اولتیماتوم به آشتیانی و وعده لغو کامل."},{"date":{"solarYear":1271,"solarMonth":2,"gregorianYear":1892,"gregorianMonth":5},"title":"وام غرامت","text":"پانصد هزار پوند از بانک شاهنشاهی با سود شش درصد."}]},{"id":"shirazi-tobacco-fatwa","title":"فتوای تحریم استعمال توتون و تنباکو","date":{"solarYear":1270,"solarMonth":9,"solarDay":12,"gregorianYear":1891,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":3},"tier":"secondary","category":"religious","summary":"اعلامیه تهران در ۱۲ آذر ۱۲۷۰ که استعمال توتون و تنباکو را به هر نحو در حکم مبارزه با امام زمان خواند؛ ابتدا شایعه استفتای آشتیانی بود و پس از قیام ارگ میرزای شیرازی حکم را گردن گرفت.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هفتم–دوازدهم","text":"متن کوتاه فتوا استعمال را حرام کرد نه فقط معامله با کمپانی را، و از منبر به اندرونی رفت."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ امتیاز توتون و تنباکو","text":"کسروی می‌نویسد شاه به آشتیانی پیام داد یا در آشکار غلیان کشد یا از تهران بیرون رود. بیرون رفتن را پذیرفت؛ مردم نگذاشتند و ارک را گرفتند."}],"personIds":["mirzaye-shirazi","aqa-najafi"],"personDeeds":{"mirzaye-shirazi":"گردن گرفتن حکم تحریم استعمال پس از تلگراف علمای تهران و قیام ارگ.","aqa-najafi":"صدور حکم عملی تحریم در اصفهان که الگوی اعلامیه تهران شد."},"periodId":"tobacco","monarchId":"naser-al-din","aliases":["فتوای میرزای شیرازی","فتوای تحریم تنباکو"],"context":"حکم تحریم استعمال تنباکو که به نام میرزا محمدحسن شیرازی در تهران پیچید، میوه دو حرکت بود: حکم عملی آقانجفی در اصفهان در ۱ آذر ۱۲۷۰، و شبکه تجار و علمای تهران که کمتر از دو هفته بعد شایعه استفتای آشتیانی را به اعلامیه بدل کردند. تا روز ۱۲ آذر متنی از سامرا در دست نبود. فتوا وقتی سند شد که علما تلگراف زدند حکم منسوب صحیح است و مرجع پس از قیام ارگ آن را گردن گرفت. کسروی پیش از این اعلامیه، تلگراف میرزا از سامرا را می‌گذارد که زیان امتیاز را به شاه نوشت و بهم زدن آن را خواست.","whatHappened":[{"title":"۱. از حکم اصفهان تا اعلامیه تهران","body":"آقانجفی استعمال را حرام و عمله رژی را نجس خواند و قلیان را شکست. در تهران حاج محمدکاظم ملک‌التجار، همان که پیشتر در شاه‌عبدالعظیم بست نشسته بود، و میرزا حسن آشتیانی شایعه را پراکندند. دولت ملک‌التجار را به قزوین فرستاد. مردم خانه آشتیانی را گرفتند. فردای پنجشنبه بساط قلیان از پایتخت برچیده شد. بهبهانی علناً قلیان کشید تا بگوید مجتهد مقلد مجتهد دیگر نیست."},{"title":"۲. متن کوتاه","body":"اعلامیه‌ای که در سرتاسر تهران نشست یک جمله بود.\n\n«الیوم، استعمال توتون و تنباکو بای نحو کان در حکم مبارزه با امام زمان علیه السلام است.»\n\nحکم بر استعمال نشست، نه فقط بر معامله با فرنگی. از حجره تا اندرونی رسید. انیس‌الدوله قلیان‌های کاخ را جمع کرد. شاه دید فرمان مرجع در خانه‌اش از فرمان او پیش افتاده است."},{"title":"۳. تلگراف علما و سکوت سامرا","body":"در ۱۶ جمادی‌الاولی ۱۳۰۹ علما به میرزا نوشتند شاه انحصار داخل را برداشته و از ایشان پرسیده آیا شهرت حکم صحیح است؛ عرض شد صحیح است.\n\n«امتیازات و اختصاصاتی که در مسئله دخانیات از جانب اولیای دولت ایران به فرنگیان داده شده بود، به حکم اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاهی خلدالله تعالی ملکه، از کل ممالک ایران برداشته شده و کل اهالی ایران از زارع و کسبه و تجار مملکت و تنباکوفروشان و غیره، از امروز به بعد آزاد و مختارند که تنباکو و توتون و عموم اجناس دخانیه خودشان را به هر کس و به هر قیمت و به هر نحو که دلخواه آنهاست، بیع و شری نمایند. دیروز بنا بر احترام تلگراف جناب عالی و بعض مذاکرات منسوبه به جناب عالی، اعلیحضرت اقدس همایونی ماها را خواسته و تحقیقات فرمودند که آیا این شهرت حکم منسوب به جناب عالی صحیح است یا خیر؟ مجملاً این که عرض شد صحیح است.»\n\nامضا: آشتیانی، شیخ فضل‌الله نوری، سید علی‌اکبر تفرشی، امام جمعه تهران و دیگران. پاسخ میرزا کوتاه بود و از فتوا نام نبرد.\n\n«خدمت آقایان عظام علمای اعلام دارالخلافه ضاعف الله تعالی اقدارهم، بشارت رفع دخانیه موجب مزید تشکر و امیدواری و دعاگویی ذات اقدس همایون اعلیحضرت شاهنشاهی خلد الله تعالی ملکه گردید. انشاءالله تعالی به یمن همت عاطفت ملوکانه دست خارجه بالمره از ایران کوتاه خواهد شد.»\n\nپس از ۱۴ دی، در تلگراف به شهرها نوشت تا نامه پستی نرسیده حکم حرام به قوت خود باقی است. آنجا مسئولیت متن را پذیرفت. کسروی فتوا را حرام بودن غلیان و چپق می‌نویسد: چون به تلگراف به شهرها رسید، از خرد و بزرگ و زن و مرد و توانگر و بی‌چیز پذیرفتند و دکانهای توتون بسته شد. بیگانگان شگفت ماندند. متن تلگرافهای آمد و شد را او در این گفتار نمی‌آورد."}],"aftermath":"فتوا ابزار ملی شد. میرزا آقاخان کرمانی از استانبول عریضه خواست که مرجع با یک کلمه بنیان ظلم را بشکند. سید جمال‌الدین هم علما را به خلع شاه با فتوا خواند. هیچ‌کدام به آن خلع نرسیدند. آنچه ماند این بود که استعمال حرام، دربار را در پایتخت بی‌دفاع کرد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1270,"solarMonth":9,"solarDay":12,"gregorianYear":1891,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":3},"title":"اعلامیه تهران","text":"متن تحریم استعمال به نام میرزای شیرازی پخش شد."}]},{"id":"tobacco-export-monopoly","title":"واگذاری انحصار صدور تنباکو پس از لغو رژی","date":{"solarYear":1271,"solarMonth":1,"gregorianYear":1892,"gregorianMonth":4},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"شرکت تنباکوی استانبول صدور ایران را بیست و پنج سال در برابر بیست هزار پوند سالانه گرفت؛ در آبان ۱۲۷۱ شرط معامله فقط به دست مسلمانان افزوده شد و کمپانی تا جنگ جهانی اول ماند.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هفتم–دوازدهم","text":"لغو امتیاز تالبوت انحصار داخل را برداشت؛ صدور به کمپانی دیگر رفت و صنعت تنباکو افول کرد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ امتیاز توتون و تنباکو","text":"کسروی می‌نویسد شاه نخست خواست فروش درون را بازگیرد و صدور را بگذارد؛ علما و مردم خرسند نشدند. این پیشنهاد شکست‌خورده است نه امتیاز جداگانهٔ بعد از لغو."}],"personIds":["amin-al-soltan"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"پذیرش قرارداد صدور با شرکت استانبول برای تأمین قسط وام غرامت."},"periodId":"tobacco","monarchId":"naser-al-din","aliases":["انحصار صدور تنباکو","کمپانی تنباکوی استانبول"],"context":"تالبوت دو شرکت ساخته بود. رژی ایران پس از قیام ارگ غرامت گرفت و رفت. شرکت تنباکوی استانبول، که با رژی قرارداد صدور داشت، از دولت ایران طلب قانونی نداشت چون طرف قراردادش مرده بود. خزانه اما باید سالی قسط وام پانصد هزار پوندی بانک شاهی را می‌پرداخت و به درآمد تازه محتاج بود. این برگ قرارداد ۱۲۷۱ است. پیشنهاد شکست‌خوردهٔ شاه در ۱۲۷۰ که فروش درون برداشته شود و تنها صدور بماند، در صفحهٔ تنباکو آمده و با این کمپانی یکی نیست.","whatHappened":[{"title":"۱. پیشنهاد شکست‌خوردهٔ ۱۲۷۰ و قرارداد بهار ۱۲۷۱","body":"کسروی می‌نویسد شاه نخست خواست فروش در درون کشور را از کمپانی بازگیرد و تنها فروش در کشورهای بیگانه را به آن سپارد. علما و مردم خرسند نشدند و از کوشش نایستادند. آن پیشنهاد در همان سال رژی مرد. یک سال بعد، پس از لغو کامل و تاوان، کمپانی استانبول پیشنهاد کرد تمام صادرات تنباکوی ایران را بیست و پنج سال یکجا بگیرد و هر سال بیست هزار پوند نقد بدهد. دولت نیازمند درآمد پذیرفت. در خاک ایران شورش رژی تکرار نشد. اعتراض از حجره‌های تجار ایرانی بغداد و استانبول برخاست که دیگر نمی‌توانستند جز به این کمپانی بفروشند. زبان اعتراض باز فقهی شد."},{"title":"۲. شرط مسلمان در ۶ آبان ۱۲۷۱","body":"شش ماه بعد قرارداد را بازنوشتند: کمپانی باید تنباکوی ایرانی را فقط به دست عناصر مسلمان بخرد و بفروشد. معنایش استخدام تاجر ایرانی عثمانی به عنوان وکیل بود تا از کار نیفتند. همان نقش دلالی رژی، این بار بیرون مرز. انبارهای داخل در تسویه فاسد شد. کشاورز آرام آرام محصول عوض کرد."}],"aftermath":"کمپانی صدور تا دم جنگ جهانی اول بر بازار عثمانی ایران ماند و با فرمان مشروطه نرفت. افول کمی بود: از نزدیک پنج میلیون کیلو آماده صدور در عهد رژی تا یک میلیون و دویست هزار کیلو در ۱۲۹۱. لغو امتیاز تالبوت پایان انحصار فرنگی بر تنباکو نبود؛ پایان انحصار داخل بود.","chronology":[{"date":{"solarYear":1271,"solarMonth":1,"gregorianYear":1892,"gregorianMonth":4},"title":"واگذاری صدور","text":"بیست و پنج سال صادرات در برابر بیست هزار پوند سالانه."},{"date":{"solarYear":1271,"solarMonth":8,"gregorianYear":1892,"gregorianMonth":10},"title":"شرط مسلمان","text":"خرید و فروش فقط از مسیر تاجر مسلمان ایرانی در عثمانی."}]},{"id":"russian-1905-revolution","title":"انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و صدور مانیفست اکتبر","date":{"solarYear":1283,"solarMonth":11,"solarDay":2,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":22},"tier":"secondary","category":"international","summary":"کشتار راهپیمایی مسالمت‌آمیز کارگران در یکشنبه خونین سن‌پترزبورگ توسط گارد تزار، اعتصابات نیم‌میلیونی، تشکیل نخستین سوویت‌ها و صدور مانیفست اکتبر ۱۹۰۵ توسط نیکلاس دوم مبنی بر پایان سلطنت مطلقه و تشکیل مجلس دوما ۱۰ ماه پیش از مشروطه ایران.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار نهم","text":"انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و تشکیل مجلس دوما، الگوی عینی و همجواری پیش روی مشروطه‌خواهان ایرانی نهاد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ رواج روزنامه","text":"کسروی جنگ ترانسوال و جنگ ژاپون و روس را در روزنامه‌ها می‌گذارد و فیروزی ژاپون را درس مشروطه برای ایرانیان می‌شمارد."}],"personIds":["taqizadeh","haydar-khan"],"personDeeds":{"taqizadeh":"رصد و ترجمه تحولات دومای دولتی روسیه در مطبوعات تبریز.","haydar-khan":"تأثیرپذیری از ادبیات حزبی سوسیال‌دموکرات‌های باکو و تفلیس."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["انقلاب ۱۹۰۵ روسیه","یکشنبه خونین","مانیفست اکتبر"],"context":"روسیه تزاری در آستانه قرن بیستم کارخانه و راه‌آهن می‌ساخت و آزادی بیان نزدیک به صفر داشت. شیفت کارخانه بالای یازده ساعت بود. اعتصاب کارگری از سالی بیست مورد در دهه ۱۸۷۰ به سالی صد و هفتاد و شش در ۱۹۰۴ رسید. احزاب سوسیالیست هنوز کوچک بودند تا جنگ ژاپن و یکشنبه‌ای در سن‌پترزبورگ آنها را به میدان آورد. ده ماه پیش از فرمان مشروطه ایران، تزار دوما را وعده داد.","whatHappened":[{"title":"۱. گاپون و یکشنبه خونین ۲۲ ژانویه ۱۹۰۵","body":"گیورگی گاپون در ۱۹۰۳ در سن‌پترزبورگ انجمن کارگران دربارپسند ساخت. راهپیمایی را سوسیالیست‌ها حمایت نکردند چون موضع او نرم بود. گارد تزار به جمعیت تیر ریخت. فردا اعتصاب از پایتخت به شهرهای دیگر رفت. از آن پس مبارزه کارگری روسیه با عضویت حزبی گره خورد. گاپون گریخت، در اروپا حزبی نیافت، و سرانجام به دست انقلابیون کشته شد."},{"title":"۲. مانیفست اکتبر و دوما","body":"سال ۱۹۰۵ اعتصاب و شورش دهقانی و طغیان ناوگان روی هم نشست. تزار نیکلاس دوم در ۳۰ اکتبر ۱۹۰۵ مانیفست مشروطه امضا کرد و مجلس دومای دولتی را وعده داد. نظام انتخاباتی پیچیده و محدود بود. خشونت سیاسی از ترور فرد اول به ترور نماد دولت رسید. حزب سوسیالیست انقلابی و سوسیال‌دموکرات (بلشویک و منشویک از انشعاب ۱۹۰۳) و داشناکتسوتیون ارمنی تفلیس، که فدایی تربیت می‌کرد، در همین سال‌ها جا افتادند."},{"title":"۳. بازتاب در تبریز و تهران","body":"کارگران مهاجر ایرانی باکو، حزب همت، و مردانی چون حیدرخان عمواوغلی تجربه سوویت و بمب و انجمن را به ایران آوردند. تقی‌زاده تحولات دوما را در مطبوعات تبریز رصد کرد. الگوی همجوار این بود: تزار هم زیر فشار اعتصاب و شکست جنگی مجلس داده است. جنگ ژاپن همان فشار را ساخت؛ دو صفحه باید با هم خوانده شوند."},{"title":"۴. کسروی: جنگ در روزنامه‌ها","body":"کسروی در گفتار یکم جنگ ترانسوال و سپس جنگ ژاپون و روس را در شمار خواندنی‌های روزنامه می‌گذارد. بیدارشدگان با خشنودی می‌خواندند. دلیری ترانسوال در برابر انگلیس و فیروزی پیاپی ژاپون را برای ایرانیان سخت تکان‌دهنده می‌شمارد. ژاپون تا چندی پیش گمنام بود و در سایهٔ مشروطه به آن جایگاه رسید. نام پورت اتور، مارشال اویاما و جنرال کروپاتگین زبانزد شد. تفصیل همان جنگ در [[e:russo-japanese-war-impact|جنگ روسیه و ژاپن]] است."}],"aftermath":"دومای ۱۹۰۵ مشروطه ایران را نساخت، اما به نخبگان قفقازی و تبریزی نشان داد سلطنت مطلقه همسایه هم عقب‌نشینی کرده است. کسروی همان فشار را از راه جنگ در روزنامه‌ها می‌نویسد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1283,"solarMonth":11,"solarDay":2,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":22},"title":"یکشنبه خونین","text":"تیراندازی گارد به راهپیمایی گاپون در سن‌پترزبورگ."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":8,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":10},"title":"مانیفست اکتبر","text":"وعده دوما ده ماه پیش از فرمان مشروطه ایران."}]},{"id":"russo-japanese-war-impact","title":"جنگ روسیه و ژاپن و تکانه روانی پیروزی مشروطه آسیایی","date":{"solarYear":1282,"solarMonth":11,"gregorianYear":1904,"gregorianMonth":2},"endDate":{"solarYear":1284,"solarMonth":6,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":9},"tier":"secondary","category":"international","summary":"شکست امپراتوری روسیه در محاصره پورت آرتور و نبرد دریایی تسوشیما در برابر ژاپن؛ شکستن طلسم برتری نژادی و نظامی غرب در افکار عمومی آسیا و انعکاس گسترده آن در روزنامه حبل‌المتین و اشعار ادیب‌الممالک فراهانی در لزوم قانون‌خواهی.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار نهم","text":"پیروزی ژاپن به ایرانیان ثابت کرد که قانون اساسی و صنایع نوین ضامن غلبه یک دولت آسیایی بر استبداد تزار است."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ رواج روزنامه","text":"کسروی جنگ را تکانه‌ای می‌داند که در ایران این جمله را جا انداخت که قانون و کارخانه ضامن اقتدار است. مشروطه‌خواهان آن را با خبر دوما در یک کفه گذاشتند."}],"personIds":["dehkhoda","talebov"],"personDeeds":{"dehkhoda":"بهره‌گیری از نمادهای پیروزی مشروطه در مقالات صوراسرافیل.","talebov":"ستایش از پیشرفت‌های صنعتی و نظام پارلمانی ژاپن در رسائل خود."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["جنگ روس و ژاپن","تسوشیما","پورت آرتور"],"context":"بازسازی میجی ژاپن را به امپریالیسم صنعتی رساند. روسیه و ژاپن بر کره و منچوری ساییدند. سرمایه‌دار روسی امتیاز چوب کنار رود یالو گرفت. امپراتور ژاپن در ژانویه ۱۹۰۴ به تزار نامه نوشت و تقسیم نفوذ خواست. تزار جواب نداد. غرور نژادی را جای دیپلماسی گذاشت. جنگ از بندر پورت آرتور آغاز شد و تا سپتامبر ۱۹۰۵ با وساطت آمریکا پایان یافت.","whatHappened":[{"title":"۱. شکست لجستیک تزار","body":"روی کاغذ بودجه و نفر و توپ با روسیه بود. قوا در غرب بود و باید به شرق می‌رفت. بخشی از خط آهن یک‌طرفه بود؛ کنار بایکال صد کیلومتر را با اسب می‌پیمودند. ناوگان از دریای سیاه از سوئز و اقیانوس هند ماه‌ها راه داشت. در زمستان ۱۹۰۴ ژاپن روس را از کره بیرون کرد. معاهده پورتسموث خروج از شبه‌جزیره را تثبیت کرد."},{"title":"۲. حبل‌المتین و شعر ادیب‌الممالک","body":"در ایران پیروزی دولت آسیایی صاحب قانون و صنعت بر استبداد تزار، باور به برتری ذاتی غرب را شکست. حبل‌المتین کلکته ژاپن را در قطار دول با تربیت و علم نوشت و گفت اگر اهالی ایران اراضی بایر را دایر کنند و علم را به پایه ژاپن برسانند، حساب دیگری می‌شود. ادیب‌الممالک فراهانی سرود: حدیث شوکت ژاپن بگوی و میکادو. طالبوف صنعت و پارلمان ژاپن را در رسائل ستود."},{"title":"۳. کسروی: جنگ در روزنامه‌ها","body":"کسروی جنگ ترانسوال و سپس جنگ ژاپون و روس را در روزنامه‌ها می‌گذارد. بیدارشدگان با خشنودی می‌خواندند. ژاپون تا چندی پیش گمنام بود و در سایهٔ مشروطه به آن جایگاه رسید. نام پورت اتور، مارشال اویاما، و جنرال کروپاتگین زبانزد شد. مثل روز این بود:\n\n«مگر پورت آتور را کشاده‌ای که چنین میبالی؟!..»"}],"aftermath":"جنگ، انقلاب ۱۹۰۵ را شعله‌ور کرد و در ایران این جمله را جا انداخت که قانون و کارخانه ضامن اقتدار است. مشروطه‌خواهان این تکانه را با خبر دوما در یک کفه گذاشتند. کسروی سود روزنامه را آگاهی از همین پیشامدهای بزرگ جهان می‌شمارد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1282,"solarMonth":11,"gregorianYear":1904,"gregorianMonth":2},"title":"آغاز جنگ","text":"حمله ژاپن به پورت آرتور پس از سکوت تزار."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":6,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":9},"title":"صلح پورتسموث","text":"خروج روسیه از کره؛ بازتاب در جراید فارسی."}]},{"id":"roshdiyeh-schools-tabriz","title":"تأسیس مدارس ابتدایی مدرن در تبریز توسط رشدیه","date":{"solarYear":1267,"gregorianYear":1888},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"پایه‌گذاری نخستین مدرسه ابتدایی با متد صوتی آموزش الفبا در تبریز توسط میرزا حسن رشدیه؛ تقلیل زمان سوادآموزی از سه سال به چند ماه و تخریب‌های مکرر مدارس توسط ملایان سنتی.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ دبستان‌ها","text":"کسروی مکتب کهن را درس اعیان و بازرگان می‌داند، با الفبای دشوار و چوب. رشدیه را ملازادهٔ تبریز می‌نویسد که دبستان ششگلان را گشود، ملایان راندندش، و امین‌الدوله دوباره به کارش آورد."}],"personIds":["rushdiyeh","talebov"],"personDeeds":{"rushdiyeh":"ابداع الفبای صوتی و مقاومت در برابر ویرانی پیاپی مدارس تبریز.","talebov":"پشتیبانی مالی و فکری از نظام آموزش نوین رشدیه."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["مدارس رشدیه تبریز","مکتب رشدیه"],"context":"مکتب‌خانه ارگان واحدی نبود: حجره مسجد یا اتاق خانه، بی‌سرفصل و بی‌تقویم مهر. معلم از آخوندهای متوسط بود که وجوهات مجتهد را نداشت و نانش از تدریس کودک می‌آمد. هجا این بود که بچه «سین زبر لام الف» را ده بار بگوید و کلمه را نشناسد. دو سه سال تا ساده‌ترین خواندن. دختر مکتب نداشت. مدارس مبلغ مسیحی از عهد محمدشاه اندک بودند. دارالفنون دانشکده فنون بود نه دبستان، و در سال‌های آخر ناصری بی‌برنامه شده بود.","whatHappened":[{"title":"۱. مکتب کهن به روایت کسروی","body":"کسروی پیش از مشروطه دو گونه درس می‌نویسد: مدرسهٔ طلبه با صرف و نحو و فقه، و مکتب. جز اعیان و توانگر و بازرگان فرزند به مکتب نمی‌فرستادند. تودهٔ انبوه به درس نیاز نمی‌دید. الفبا نزدیک یک سال می‌برد. بچه پس از الفبا جزو عم را از سورهٔ قل اعوذ می‌خواند، سپس قرآن را وارونه، سپس گلستان و جامع عباسی و نصاب و ترسل و ابواب جنان و تاریخ نادر و تاریخ معجم. هر که درس روان پس نداد یا خط نیک ننوشت چوب به دست یا پا می‌خورد."},{"title":"۲. بیروت، ایروان، روش صوتی","body":"میرزا حسن تبریزی در ۱۲۳۹ زاده شد، پسر آخوند معتبر تبریز. به جای عتبات در بیست‌ویک‌سالگی به دارالمعلمین بیروت رفت و مدارس رشدیه عثمانی را دید. در ایروان چهار سال دبستان پسران مسلمان گشود. دستاورد بزرگ او مدرسه نبود؛ شیوه آموزش حرف به حرف و شکل چسبیده و جدا بود، همان بنیانی که بعد در دبستان ایران ماند. حاج زین‌العابدین تقی‌اف و عبدالرحیم طالبوف هزینه را رساندند. مدرسه ایروان به دخالت ناصرالدین‌شاه بسته شد."},{"title":"۳. تبریز ۱۲۶۵ و بازی موش و گربه","body":"در ۱۲۶۵ به تبریز برگشت و مدرسه رشدیه را نام نهاد؛ خودش هم به رشدیه معروف شد. نزدیک یک سال دوام آورد. رئیس‌السادات طلاب را ریخت و ویران کرد. رشدیه گریخت و بازگشت و دوباره ساخت. مخالفت منبر اغلب به الحاد آویخت؛ سفره اقتصادی مکتب در خطر بود. کودک در چند ماه الفبا می‌آموخت و خانواده مکتب سه‌ساله را گران می‌دید.\n\nکسروی آغاز کار را سال ۱۲۶۷ در مسجد ششگلان می‌گذارد: پیش‌تخته، الفبای آسان، درس فارسی از کتابهای آسان، و تابلو «مدرسه رشدیه» بالای در. دانش نوین نمی‌آموخت. ملایان به دستاویز الفبای نو راندند. سپس حیاط مسجد شیخ‌الاسلام را گرفت، نیمکت و تخته سیاه نهاد؛ طلبه‌ها شکستند. رشدیه به قفقاز و مصر رفت."},{"title":"۴. امیرنظام گروسی و امین‌الدوله","body":"رشدیه از راه حسنعلی‌خان امیرنظام گروسی رضایت مظفرالدین میرزا حاکم آذربایجان را گرفت. حملات کم شد. علی‌خان امین‌الدوله کارگزار آذربایجان حمایت را از خاموشی به دفاع علنی برد. کسروی می‌نویسد امین‌الدوله والی آذربایجان او را به تلگراف خواست و دبستان باشکوه ششگلان با رخت و ناهار بنیاد نهاد؛ خرج را امین‌الدوله می‌پرداخت. وقتی امین‌الدوله در بهمن ۱۲۷۵ صدراعظم مظفر شد، رشدیه را به تهران خواند. در ۱۲۷۶ تبریز به برادر بزرگتر سپرده شد."},{"title":"۵. دبستان تهران ۱۲۷۶","body":"مدرسه در ملک صدراعظم گشوده شد. سال اول نزدیک سیصد شاگرد، حدود دویست و پنجاه از اعیان با شهریه، باقی فقیر و رایگان. ناهار روزانه برای همه، خرجی که بعد با احتشام‌السلطنه در انجمن معارف به نزاع رسید. منبع اصلی کمک شخصی امین‌الدوله بود. یک مدرسه پایتخت را عوض نکرد؛ انجمن معارف از روی همین سقف برخاست."},{"title":"۶. کفایة التعلیم و تبعید ۱۲۸۵","body":"رشدیه در متمم کتاب املا معاهده‌ای با اجزای مکتب نوشت و سیاست را به درس کودک برد.\n\n«معاهده‌ایست فیمابین من و اجزای مکتب رشدیه که به حول و قوه الهی انجام دقایق آن را متعهد می‌شوم. اقل خلق‌الله، میرزا حسن رشدیه.»\n\nکتاب به تنهایی کار دستش نداد. در تابستان ۱۲۸۵ با مجدالاسلام و میرزا آقا اصفهانی دستگیر و به کلات فرستاده شد. ایستادگی او پیشاهنگ سواد توده ماند."},{"title":"۷. پس از فرمان، به روایت کسروی","body":"کسروی می‌نویسد پس از مشروطه مردم بیشتر به دبستان رو آوردند و گفتگو از درس دختران به میان آمد، چون هنوز دو تیرگی نرسیده بود و کمتر کسی دشمنی می‌یارست. در تبریز پیش از آن جز دو سه دبستان نمانده بود. پس از فرمان ده دوازده توانگر محله سرمایه می‌گذاشتند و ماهانهٔ آموزگار می‌پرداختند. مرند و مراغه و قاین (به همت شوکت‌الملک) نیز مدرسه گشودند. کسروی امید بی‌جا به درس جوانان را ساده می‌خواند، و پول دادن در جشن را نمونهٔ دلبستگی به نیکی توده: یک نشست که خود در آن بود هزار و دویست تومان در یک ساعت فراهم شد. حاجی شیخ علی‌اکبر اهرابی پیشگام دهش بود.\n\nانگیزهٔ بیروت را کسروی از زبان رشدیه می‌آورد، نه به عنوان متن کامل شمارهٔ اختر: در اروپا از هزار تن ده تن بی‌سوادند، ولی در ایران از هزار تن تنها ده تن باسواد می‌باشند، و انگیزه بدی شیوهٔ آموزش و دشواری الفباست."}],"aftermath":"مدارس رشدیه تبریز بارها خراب شد و برخاست. حمایت امیرنظام و امین‌الدوله تجربه را به تهران برد. شاگردان اعیان پس از چند سال تکفیر دبستان را بی‌اثر کردند: پسر وزیر و تاجر در همان نیمکت نشسته بود.","chronology":[{"date":{"solarYear":1265,"gregorianYear":1886},"title":"اولین رشدیه تبریز","text":"بازگشت از ایروان و نام‌گذاری مدرسه و لقب."},{"date":{"solarYear":1267,"gregorianYear":1888},"title":"مسجد ششگلان","text":"کسروی تابلو مدرسه رشدیه و الفبای آسان را در این سال می‌گذارد."},{"date":{"solarYear":1276,"gregorianYear":1897},"title":"مدرسه تهران","text":"سیصد شاگرد در ملک صدراعظم."}]},{"id":"anjoman-maaref","title":"تشکیل انجمن معارف در تهران","date":{"solarYear":1276,"solarMonth":12,"gregorianYear":1898,"gregorianMonth":3},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"تأسیس انجمن معارف توسط احتشام‌السلطنه و یحیی دولت‌آبادی جهت گسترش مدارس ملی (علمیه، شرف و سادات)، کتابخانه عمومی و شرکت طبع کتب درسی با اعانات ملی.","citations":[{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"حیات یحیی","text":"دولت‌آبادی انجمن معارف را کانون تمرکز سرمایه فرهنگی برای بیداری طبقات شهری می‌داند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ امین الدوله","text":"کسروی می‌نویسد امین‌الدوله در تهران دبستان نهاد و انجمن معارف را برای سرکشی گذاشت. پس از برافتادن او انجمن از سرپرستی رشدیه بازایستاد."}],"personIds":["ehtesham-al-saltaneh","yahya-dowlatabadi","rushdiyeh","amin-al-dowleh"],"personDeeds":{"ehtesham-al-saltaneh":"ریاست و تأمین اعانات برای مدارس ملی انجمن معارف.","yahya-dowlatabadi":"تأسیس مدرسه سادات و ساماندهی برنامه درسی کتب.","rushdiyeh":"مدیریت مدرسه رشدیه تهران به عنوان کانون نخستین جلسات.","amin-al-dowleh":"حمایت دولتی در دوران صدارت از تأسیس مدارس جدید."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["انجمن معارف","نهضت مدرسه‌سازی"],"context":"صدارت امین‌الدوله در ۱۲۷۶ نشان داد دربار مانع مدرسه‌سازی را برداشته است. ایده دبستان نوین دو سه دهه در حد آرزو مانده بود. میرزا کریم‌خان فیروزکوهی سردار مکرم در آذر ۱۲۷۶ مجلس خصوصی دارالایتام گرفت و از همانجا انجمن معارف زاده شد. پسر رشدیه بعدها ابتکار را به پدر نسبت داد؛ جرقه از رجال تهران بود و رشدیه عضو شد نه مؤسس.","whatHappened":[{"title":"۱. امین‌الدوله، سی و شش هزار تومان، انجمن","body":"کسروی می‌نویسد امین‌الدوله در تهران با دست رشدیه دبستان نهاد و شاه را آنجا برد. از خود و از شاه و از دیگران سی و شش هزار تومان گرد آورد که سودش به دبستان رسد، و برای سرکشی «انجمن معارف» برپا کرد. پس از برافتادن امین‌الدوله انجمن از سرپرستی رشدیه و پرداخت پول بازایستاد و دبستانهای دیگری بنیاد نهاد؛ گفته می‌شد دست به پول دراز می‌شود. رشدیه زیر نگهداری امین‌الدوله ماند؛ در نبود او شیخ هادی نجم‌آبادی سرکشی می‌کرد.\n\nدر حبل‌المتین گفتگویی میان مظفرالدین شاه و امین‌الدوله آمده است. کسروی می‌نویسد این گفتگو در آغاز تخت‌نشینی شاه نبوده، هر چند ظاهر نوشتهٔ حبل‌المتین چنان می‌نماید.\n\n«سلطنت ایران بر حسب شأن و مقام بمقتضای وقت و زمان بسیار عقب افتاده. خیلی باید جد و جهد و کوشش کرد تا به مسایگان و دول همجوار خود برسیم. لذا تعویق در اجرای اصلاحات و تأمل در کارها ابداً روا نیست. هر قدر زودتر باصلاحات پردازیم دیر است. باید دو اسبه تاخت تا بمنزل رسید. جناب امین‌الدوله ما خود سبب تعلل و تامل شما را در اجرای اصلاحات میدانیم که بملاحظات اختیارات مطلقه ماست. این نکته را خودمان کاملا دانسته‌ایم و هرگاه رضا بمحدودیت خود نبودیم چنین تکلیفی بشما نمی‌نمودیم. شما را با کمال اطمینان امر می‌نماییم که با قوت قلب و استقامت رأی باصلاحات لازمه ولو آنکه منافی با اختیارات مطلقه ما باشد سریعا و آجلا بپردازید از این و بعد هیچ عذری پذیرفته نخواهد شد. ترتیب اصلاحات را بدهید، بحضور آورده امضا نماییم.»\n\n«قربان – خیالات اقدس و مقاصد مقدس همایون اعلی بالاصاله حاوی وسائق جمیع ترقیات ملت و دولت تصور و هادی ماست. ولی یک مانع دیگر در پیش هست که تا تدارک آن نشود، کاملا کارها را بر اساس صحیح نتوانیم قائم داشت، و آن اصلاح مالیه دولت است، و مالیه دولت بدون مصارف لازمه اصلاح نمیپذیرد، و از برای آن مصارف فوق‌العاده محتاج بقرض هستیم، و امروز قرض ما از داخله ممکن نیست در صدد هستم که از دولت بیطرفی مانند بلژیک یا امثال آن، استقراض مختصری کرده، با اساس صحیحی و شالوده درستی بتدارک کلیه اصلاحات بپردازیم، حسب الامر همایون، از امروز بمقدمات عمل پرداخته بر حسب حکم مبارک هر امری را بمجرای حقیقی خود قرار میدهیم.»\n\nکسروی دو شگفتی می‌بیند: سستی امین‌الدوله با این تشنگی شاه؛ بازآوردن امین‌السلطان. دستهای نهانی و همسایهٔ شمالی را در میان می‌داند. امین‌الدوله را نیک می‌شناسد و دلیر و توانا نمی‌خواند."},{"title":"۲. صندوق اعانه و مدرسه علمیه","body":"انجمن در اسفند ۱۲۷۶ در مدرسه رشدیه نشست. از هفت نفر به شانزده رسید. محمود احتشام‌السلطنه، از خاندان علاءالدوله، نام شاه را سر دفتر اعانه نوشت تا اعیان رودربایستی کنند. اولین مدرسه انجمن علمیه نام گرفت. یحیی دولت‌آبادی، فرزند حاج سید هادی دولت‌آبادی اصفهان، مدرسه سادات را برای اطفال فقیر سادات ساخت. پدر در ظاهر عالم محترم اصفهان بود و از صبح ازل لقب اسم الله الودود داشت. خود یحیی در سامرا درس میرزای شیرازی را دیده بود و یکی از منابع جعلی بودن فتوای اولیه تنباکو خاطرات اوست."},{"title":"۳. ناهار رشدیه و اخراج از انجمن","body":"رشدیه کمک امین‌الدوله را مال مدرسه خود می‌دانست و ناهار فقیران را واجب. احتشام‌السلطنه می‌خواست همان پول چند مدرسه بسازد. پس از چند ماه رشدیه را از انجمن بیرون کرد. مفتاح‌الملک مدرسه افتتاحیه را با عددسازی در حساب پیش برد و دعوای وزارت خارجه را به انجمن کشاند."},{"title":"۴. سه هزار شاگرد و سودای شرکت ملی","body":"مدرسه شرف در شهریور ۱۲۷۷ فقط برای فقیران گشوده شد. مظفریه و سادات همان سال آمدند. احتشام‌السلطنه نوشت در سال اول نزدیک سه هزار شاگرد در تهران نام نوشتند. طرح شرکت عمومی با سهام ده تومانی، کتابخانه و چاپخانه را سرمایه ملت می‌کرد.\n\n«هر روز تلگراف و مکاتیب متعدد از ولایات به انجمن می‌رسید و درخواست الحاق و قبول عضویت انجمن و تاسیس مدارس می‌نمودند. اسهام شرکت به طبع رسید و برای فروش آماده بود. خوشحال بودم که چند سال نمی‌گذرد که ملت با مشارکت در اداره شرکت ملی معارف طعم و لذت دخالت در تعیین سرنوشت خود را خواهند چشید، و با یک جهش عمومی نظام پوسیده و فاسد حکومت فعلی را سرنگون خواهند ساخت. این افکار و آرزوهای طلایی مربوط به هشت تا نه سال قبل از صدور فرمان مشروطیت بود.»\n\nشرکت ملی هرگز ننشست."},{"title":"۵. بازگشت امین‌السلطان و احیای ۱۲۸۰","body":"با عزل امین‌الدوله در تیر ۱۲۷۷ امین‌السلطان احتشام‌السلطنه را به حکومت کردستان فرستاد. برنامه‌های کتابخانه ملی و طبع کتب خوابید. تا ۱۲۸۰ انجمن در احتضار بود. دولت‌آبادی مهدیقلی مخبرالسلطنه هدایت و نصرالله مشیرالدوله نایینی و پسرش حسن پیرنیا را آورد که با صدراعظم سرشاخ نباشند. یازده دبستان تهران را به دولتی و ملی بخش کردند و کوشیدند بودجه را یکجا کنند. مدرسه اسلام سید محمد طباطبایی زیر بار انجمن نرفت. کدورت طباطبایی و دولت‌آبادی از مدرسه سادات ماند و در مذاکرات مشروطه سر باز کرد."}],"aftermath":"انجمن معارف دارالفنون دوم نشد. چند هزار باسواد شهری و کادر نسل مشروطه ساخت. مدرسه‌سازی پس از چند سال مشتری اعیان یافت و دیگر به راحتی برچیده نشد. عین‌الدوله انجمن را نلرزاند چون دیگر فقط نگهبان همان دبستان‌های محدود بود. کسروی جدایی انجمن از رشدیه را پس از برافتادن امین‌الدوله می‌نویسد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1276,"solarMonth":12,"gregorianYear":1898,"gregorianMonth":3},"title":"تأسیس انجمن","text":"نخستین جلسه در مدرسه رشدیه تهران."},{"date":{"solarYear":1280,"solarMonth":2,"gregorianYear":1901,"gregorianMonth":5},"title":"احیا","text":"دولت‌آبادی با رجال غیردشمن امین‌السلطان انجمن را دوباره نشاند."}]},{"id":"hossein-qoli-khan-murder","title":"قتل حسینقلی خان ایلخانی بختیاری به دست ظل‌السلطان","date":{"solarYear":1261,"solarMonth":3,"solarDay":24,"gregorianYear":1882,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":14},"tier":"secondary","category":"tribal","summary":"قتل ایلخان مقتدر بختیاری در دارالحکومه اصفهان به فرمان ناصرالدین‌شاه و حبس فرزندانش اسفندیار خان و علیقلی خان سردار اسعد؛ ایجاد کینه تاریخی که به فتح تهران در ۱۲۸۸ ش انجامید.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار یازدهم","text":"قتل ایلخان شکاف تاریخی میان بختیاری‌ها و قاجار را پدید آورد و زمینه فتح تهران در ۱۲۸۸ را ساخت."}],"personIds":["hossein-qoli-bakhtiari","sardar-asad","samsam","zell-e-soltan"],"personDeeds":{"hossein-qoli-bakhtiari":"یکپارچه‌سازی کنفدراسیون بختیاری و قتل در اصفهان.","sardar-asad":"تحمل اسارت در اصفهان و عروج بعدی به رهبری فاتحان مشروطه.","samsam":"تحمل فشار پس از قتل پدر در میان طوایف بختیاری.","zell-e-soltan":"اجرای نقشه فریب و قتل ایلخان در دارالحکومه اصفهان."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["قتل ایلخانی","کشتن حسینقلی خان"],"context":"از سلجوقی تا قاجار سلسله‌های مدعی کل ایران از ایل برخاسته بودند. ایل در کاربرد دقیق اتحاد چند طایفه است، نه لزوماً یک خون. صفوی ایلات را چون مهره جابه‌جا کرد: شاهسون شمال زاگرس، بختیاری میان، قشقایی جنوب. ناصرالدین‌شاه ایل خمسه فارس را از پنج طایفه ترک و فارس و عرب ساخت تا قشقایی را مهار کند، و ریاست را به قوام‌الملک شهری شیراز داد. بختیاری نیروی جنگی دولت بود و اگر رام نمی‌ماند طغیان. حسینقلی‌خان هفت‌لنگ از حدود ۱۲۵۰ ایلخان رسمی شد: مالیات می‌رساند و سرکشی بزرگ را می‌خواباند. راهزنی جاده‌های زاگرس تا حدی ماند.","whatHappened":[{"title":"۱. توازن ده ساله و دو بدگمانی","body":"پس از یک دهه، همان ایلخان که مایه سکون بود زیاد قدرتمند شد. ظل‌السلطان حاکم اصفهان با بختیاری دوست شد؛ فرهاد میرزا معتمدالدوله حاکم فارس قشقایی را علم کرد. غارت نیابتی در مرز اصفهان و فارس به تهران گزارش‌های ضد شد. همزمان تجار انگلیسی پیش از امتیاز کارون برای کاروانسرا و پل زاگرس با خان‌های بختیاری حرف می‌زدند تا راه شوشتر به اصفهان امن باشد. دربار این را پادشاهی خودمختار دید."},{"title":"۲. سفرنامه خوزستان نجم‌الملک","body":"در آبان ۱۲۶۰ عبدالغفار نجم‌الملک به ظاهر به حج رفت و به دستور شاه خوزستان را دید. نوشت ایلخان پنج ماه ایلات را از دزفول تا رامهرمز و اهواز می‌پراکند و خاک هیچ‌گاه از بختیاری خالی نیست.\n\n«حکومت خوزستان سه شاخه است. اسم و مترس با نواب احتشام السلطنه است. مداخل ولایتی داخل شوشتر و دزفول با آقا محمدرضا پیشکار و میرزا بزرگ مستوفی. مداخل ایالات اعراب و امر و نهی و عزل و نصب شیوخ با ایلخان بختیاری حسینقلی خان و پسرش اسفندیار خان سرتیپ. خوزستان خانه ایلخانی است و اعراب کارون ترس و اطاعت دارند. احدی بدون میل خاطر ایلخانی نمی‌تواند در خاک خوزستان گذر کند.»\n\nاحتشام‌السلطنه این صفحه با محمود احتشام‌السلطنه انجمن معارف یکی نیست. مترس یعنی مترسک: حاکم رسمی اسم بود."},{"title":"۳. خفه در دارالحکومه اصفهان ۲۴ خرداد ۱۲۶۱","body":"حسینقلی با اسفندیار چهل‌ساله و علیقلی بیست‌وپنج‌ساله برای تقدیم مالیات اصفهان رفت. پس از تعارف، ظل‌السلطان به دستور پدر پسران را جدا کرد و نوکران ایلخان را خفه کردند. دو پسر را حبس کردند. شاه ایلخان جدید معرفی نکرد تا اتحاد نگیرد."},{"title":"۴. سه شاخه مدعی و سرنوشت پسران","body":"بیش از یک دهه سه گروه پسرعمو ماندند: ایلخانی پسران حسینقلی؛ حاجی‌ایلخانی پسران امامقلی برادر؛ ایل‌بیگی پسران رضاقلی برادر ناتنی. امین‌السلطان علیقلی را پس از یک سال به تهران آورد، سرتیپ سواره صد نفره صدراعظم. اسفندیار تا برکناری ظل‌السلطان از اصفهان در ۱۲۶۷ در بند ماند، سپس لقب سردار اسعد و ایل‌بیگی گرفت و پس از مرگ عمو امامقلی ریاست را برداشت. در ۱۲۸۲ به مرگ طبیعی مرد. لقب سردار اسعد به علیقلی رسید، همان که مشروطه می‌شناسد."},{"title":"۵. علیقلی، پاریس و کینه بیست‌وهفت‌ساله","body":"علیقلی تا سقوط امین‌السلطان در تهران ماند، فرانسه آموخت، به لژ پاریس پیوست. در استبداد صغیر از پاریس با وزارت خارجه انگلیس حرف زد که اگر سواره بختیاری بر شاه بشورند لندن راه نبندد. برادر نجفقلی صمصام‌السلطنه را به تسخیر اصفهان خواند. لطفعلی امیرمفخم از شاخه حاجی‌ایلخانی در جبهه محمدعلی‌شاه ایستاد. فتح تهران ۲۲ تیر ۱۲۸۸ میوه همان قتل ۱۲۶۱ بود: پسر خفه‌شده، سردار مشروطه شد."}],"aftermath":"قتل ایلخان بختیاری را نشکست؛ رهبری را چندپاره کرد تا دولت آسوده باشد. پاره ایلخانی در ۱۲۸۸ پایتخت را گشود. کینه با قاجار شخصی ماند و سیاسی شد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1250,"gregorianYear":1871},"title":"ایلخانی حسینقلی","text":"ریاست رسمی هفت‌لنگ از جانب ناصرالدین‌شاه."},{"date":{"solarYear":1260,"solarMonth":8,"gregorianYear":1881,"gregorianMonth":11},"title":"گزارش نجم‌الملک","text":"خوزستان خانه ایلخان نوشته شد."},{"date":{"solarYear":1261,"solarMonth":3,"solarDay":24,"gregorianYear":1882,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":14},"title":"قتل در اصفهان","text":"خفه در کاخ ظل‌السلطان و حبس اسفندیار و علیقلی."}]},{"id":"zarrabkhaneh-modern","title":"افتتاح و تمرکز ضرابخانه دولتی تهران با ماشین‌آلات مدرن","date":{"solarYear":1256,"solarMonth":3,"gregorianYear":1877,"gregorianMonth":6},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"راه‌اندازی نخستین کارخانه مکانیزه ضرب مسکوکات در پایتخت با ادوات اتریشی؛ واگذاری استیجاری دارالضرب به امین‌الضرب و بحران تقلب در عیار پول سیاه مسی در دهه ۱۲۷۰ ش.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار دوازدهم","text":"تمرکز ضرب سکه آغاز نوسازی پولی بود، اما اجاره دادن آن به بخش خصوصی بحران پول سیاه را آفرید."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ روزنامه و دبستان","text":"کسروی ضرابخانه را در ردیف تلگراف و پستخانه و دارالفنون می‌گذارد: چیزهایی که در پادشاهی ناصری از اروپا گرفته شد."}],"personIds":["amin-al-zarb","amin-al-dowleh"],"personDeeds":{"amin-al-zarb":"تصدی و اجاره ضرابخانه دولتی و ضرب مسکوکات جدید.","amin-al-dowleh":"پیگیری واردات ماشین‌آلات مکانیزه از اتریش."},"periodId":"naseri","monarchId":"naser-al-din","aliases":["ضرابخانه دولتی","دارالضرب تهران"],"context":"تصمیم ناصرالدین‌شاه برای تمرکز ضرب سکه با ماشین‌آلات مکانیزه اتریشی در خرداد ۱۲۵۶ ش.","whatHappened":[{"title":"۱. بحران پول سیاه و تقلب امین‌الضرب","body":"دارالضرب به امین‌الضرب اجاره داده شد. او عیار مسکوکات مسی شاهی را کاهش داد و پول سیاه انبوهی وارد بازار کرد که تورم شدید دهه ۱۲۷۰ ش را آفرید."},{"title":"۲. کسروی: ضرابخانه در شمار واردات اروپا","body":"کسروی در شمار چیزهایی که در پنجاه سال پادشاهی ناصرالدین‌شاه از اروپاییان گرفته شد تلگراف، تلفون، پستخانه، ضرابخانه، چراغ گاز و ادارهٔ پولیس را می‌آورد. وزارتخانه‌ها به شیوهٔ اروپا برپا شد و دارالفنون در تهران و تبریز بنیاد یافت."}],"aftermath":"دستور توقف ضرب مسکوکات مسی توسط شاه در ۱۲۷۵ ش و تداوم بحران معیشتی تا عهد مظفری. کسروی ضرابخانه را در فهرست واردات اروپا از زمان ناصرالدین‌شاه می‌گذارد."},{"id":"first-russian-loan","title":"استقراض نخست دولت ایران از روسیه (۲۲.۵ میلیون روبل)","date":{"solarYear":1278,"solarMonth":10,"gregorianYear":1900,"gregorianMonth":1},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"اخذ وام ۲۲.۵ میلیون روبلی از بانک استقراضی روس توسط امین‌السلطان برای سفر اول مظفرالدین‌شاه به فرنگ با رهن گمرکات شمال و تعهد به عدم دریافت وام از دولت‌های ثالث.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار دوازدهم","text":"وام اول روس ایران را متعهد کرد بدون اجازه تزار از هیچ دولت ثالثی وام نگیرد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ وامهای ایران","text":"کسروی وام نخست روس را بیست و دو میلیون و نیم منات می‌نویسد، با گرو گمرک شمال و شرط آنکه تاوان تنباکو به بانک شاهنشاهی پرداخته شود و تا بازپرداخت از دولت دیگر وام نگیرند. دنبالهٔ همان ناخشنودی را تا شبنامه و دستگیری مهر ۱۲۸۰ می‌برد."}],"personIds":["amin-al-soltan","joseph-naus","mozaffar-person"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"مذاکره و امضای قرارداد وام ۲۲.۵ میلیون روبلی با بانک روس.","joseph-naus":"تنظیم عواید گمرکی شمال به عنوان وثیقه استهلاک وام.","mozaffar-person":"توشیح استقراض خارجی برای تأمین سفر اول فرنگ."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["قرضه اول روس","وام ۲۲.۵ میلیون روبلی"],"context":"کسری بودجهٔ دربار مظفری، تسویهٔ غرامت تنباکو و هزینهٔ سفر فرنگ شاه خزانه را تهی کرده بود. بهار ۱۲۷۸ امین‌الدوله از صدارت برخاست و به گیلان رفت. امین‌السلطان از قم آمد؛ کسروی می‌گوید گویا لقب اتابک را همین زمان یافت. شاه بی‌پول و بیمار بود. پزشکان شست‌وشو در آبهای کانی اروپا را پیشنهاد می‌کردند و خودِ سفر هم پول می‌خواست. خادم این گره را به دی ۱۲۷۸ و رهن گمرک شمال می‌بندد. کسروی در گفتار یکم همان وام را با گفتگوی شاه و امین‌الدوله، وعدهٔ بند اهواز، شبنامه و دستگیری شبنامه‌نویسان می‌گشاید.","whatHappened":[{"title":"۱. تشنگی شاه و سستی صدراعظم","body":"مظفرالدین شاه جربزهٔ پدر را نداشت. کسروی می‌گوید همدردی می‌نمود و از ناتوانی کشور سخن می‌راند؛ مردم پس از تنباکو به سود و زیان ملک دلبسته شده بودند و از این سخنها خوشدل می‌شدند. امین‌السلطان یک سال ماند. سپس شاه امین‌الدوله را از تبریز خواست و گفت از کسی باک نکند. دبستان رشدیه در تهران با پشتیبانی او پیش رفت. سی و شش هزار تومان گرد آمد که سودش به دبستان رسد. انجمن معارف برای سرکشی برپا شد. قانون و جلوگیری از رشوه و سامان مالیه نتیجه نداد.\n\nحبل‌المتین گفتگویی میان شاه و امین‌الدوله چاپ کرد. شاه گفت:\n\n«سلطنت ایران بر حسب شأن و مقام بمقتضای وقت و زمان بسیار عقب افتاده. خیلی باید جد و جهد و کوشش کرد تا به مسایگان و دول همجوار خود برسیم. لذا تعویق در اجرای اصلاحات و تأمل در کارها ابداً روا نیست. هر قدر زودتر باصلاحات پردازیم دیر است. باید دو اسبه تاخت تا بمنزل رسید.»\n\n«جناب امین‌الدوله ما خود سبب تعلل و تامل شما را در اجرای اصلاحات میدانیم که بملاحظات اختیارات مطلقه ماست. این نکته را خودمان کاملا دانسته‌ایم و هرگاه رضا بمحدودیت خود نبودیم چنین تکلیفی بشما نمی‌نمودیم.»\n\n«شما را با کمال اطمینان امر می‌نماییم که با قوت قلب و استقامت رأی باصلاحات لازمه ولو آنکه منافی با اختیارات مطلقه ما باشد سریعا و آجلا بپردازید از این و بعد هیچ عذری پذیرفته نخواهد شد. ترتیب اصلاحات را بدهید، بحضور آورده امضا نماییم.»\n\nامین‌الدوله پاسخ داد:\n\n«قربان – خیالات اقدس و مقاصد مقدس همایون اعلی بالاصاله حاوی وسائق جمیع ترقیات ملت و دولت تصور و هادی ماست. ولی یک مانع دیگر در پیش هست که تا تدارک آن نشود، کاملا کارها را بر اساس صحیح نتوانیم قائم داشت، و آن اصلاح مالیه دولت است، و مالیه دولت بدون مصارف لازمه اصلاح نمیپذیرد، و از برای آن مصارف فوق‌العاده محتاج بقرض هستیم، و امروز قرض ما از داخله ممکن نیست در صدد هستم که از دولت بیطرفی مانند بلژیک یا امثال آن، استقراض مختصری کرده، با اساس صحیحی و شالوده درستی بتدارک کلیه اصلاحات بپردازیم.»\n\nکسروی این گفتگو را آغاز تخت‌نشینی نمی‌داند، خلاف ظاهر نوشتهٔ حبل‌المتین. دو چیز را شگفت می‌شمارد: با این تشنگی شاه، سستی امین‌الدوله از چه بود؛ و شاه با این دلخواه چگونه امین‌الدوله را برداشت و امین‌السلطان را دوباره آورد. دستهای نهانی را در کار می‌بیند و همسایهٔ شمالی را در تلاش برای دست داشتن در کارهای ایران. امین‌الدوله را نیک می‌شناسد و دلیر و توانا نمی‌داند؛ وگرنه با همداستانی شاه چیره می‌آمد."},{"title":"۲. گرو گمرک شمال و بیست و دو میلیون و نیم منات","body":"امین‌الدوله می‌خواست از بلژیک یا دولتی بی‌یکسو وام گیرد. گفتگو با انگلیس به یک میلیون و دویست هزار لیره رسید، با گرو گمرک جنوب. آنان دیر پاسخ دادند. اتابک رو به روس گردانید. میانجی میرزا رضاخان ارفع‌الدوله بود، سفیر پطرزبورغ. روسیان گمرک شمال را گرو گرفتند. بیست و دو میلیون و نیم منات دادند، سود صدی پنج، مدت هفتاد و پنج سال. شرط این بود که وام بانک شاهنشاهی پرداخته شود: پانصد هزار لیره تاوان امتیاز توتون و تنباکو. تا این وام بازنگردد ایران از هیچ دولت دیگری وام نگیرد. خادم همین بند را به زبان روبل و بانک استقراضی می‌نویسد: ایران متعهد شد بدون اذن تزار از هیچ دولتی وام نگیرد.\n\nسال ۱۹۰۰ میلادی بود، ۱۲۷۸ شمسی و ۱۳۱۷ قمری. روزنامهٔ رسمی نوشت وام بانک پرداخته می‌شود، بند اهواز بسته می‌شود، برای شهر بی‌آب قزوین آب می‌آورند. تنها وام بانک پرداخته شد. تابستان همان سال شاه و اتابک به گردش روسستان و فرانسه و عثمانی رفتند و با کیسهٔ تهی بازگشتند.\n\nمردم همهٔ بدیها را از اتابک شمردند و او را افزار سیاست همسایهٔ شمالی دانستند. گرجی‌نژاد بود؛ ارمنی‌نژادش پنداشتند و همان را گواه بدخواهی گرفتند. پس از برافتادن امین‌الدوله انجمن معارف از سرپرستی دبستان رشدیه و پرداخت پول بازایستاد و دبستانهای دیگری بنیاد نهاد. گفته می‌شد دست به پول دراز می‌شود. مردم این را هم از اتابک دانستند."},{"title":"۳. دستگیری شبنامه‌نویسان و قصیدهٔ فخرالواعظین","body":"شیخ یحیی کاشانی دربارهٔ نادرستی انجمن معارف و بدخواهی اتابک برای حبل‌المتین نوشت. انجمن نهانی او را خواند. ثریا نیز به زبان آمد. اتابک ورود روزنامه‌های فارسی را بست. کوشندگان شبنامه نوشتند و در پاکت پخش کردند. چند تن از نزدیکان شاه پاکتها را روی میز می‌نهادند. دبستان رشدیه زیر نگهداری امین‌الدوله مانده بود و در نبود او شیخ هادی نجم‌آبادی سرکشی می‌کرد. آنجا کانون بدگویی شد. ناهار شاگردان و آموزگاران را می‌دادند. شیخ یحیی آموزگار بود. سید حسن برادر دارندهٔ حبل‌المتین و مثمرالملک نیز می‌آمدند.\n\nشبنامه‌ای وام روس را نواخت و قصیدهٔ فخرالواعظین کاشانی را در خود گنجاند:\n\n«ارمنی‌زاده میازار مسلمانان را / بکف کفر مده سلطنت ایمان را»\n\n«عاقبت خانهٔ ظلم تو کند شاه خراب / پس چه حاجت که بافلاک کشی ایوانرا»\n\n«داس غیرت چو شود در کف ملت ظاهر / پاک از لوث وجود تو کند بستانرا»\n\n«کاسه‌لیسی تو ازروس ندارد ثمری / کاین سیه کاسه در آخر بکشد مهمانرا»\n\nشاه در نیاوران بود. موقرالسلطنه پاکت را روی میز می‌نهاد. شاه در برابر آینه ایستاده بود و کار او را در آینه دید. چوب به پاهایش زدند. فهرست را شمرد. آقابالاخان به دستور شاه دستگیر کرد: شیخ یحیی کاشانی، سید حسن برادر حبل‌المتین، میرزا مهدیخان وزیر همایون، میرزا محمدعلی خان قوام‌الدوله، ناصر خاقان، موقرالسلطنه داماد شاه، مثمرالملک قفقازی، میرزا سید محمد مؤتمن لشکر نوری، میرزا محمدعلیخان نوری. نوری شب از بام افتاد و در شهربانی مرد. شیخ یحیی را دست‌بسته به اردبیل فرستادند. سید حسن به میانجیگری عین‌الدوله، حکمران تهران، به مبارک‌آباد رفت. حاج میرزا حسن رشدیه به خانهٔ شیخ هادی نجم‌آبادی پناهید. کسروی می‌نویسد اگر نرمدلی مظفرالدین شاه نبود کمتر یکی از اینان زنده ماندی. روزنامه‌های روسستان پیشامد را «یک بدخواهی بشاه» بزرگ کردند. مهر ۱۲۸۰ بود، جمادی‌الآخری ۱۳۱۹."},{"title":"۴. سان پطرزبورغ و دودستگی در فرنگ","body":"آنچه زشتی سفرها را بیشتر می‌کرد داستانهایی بود که از گزافه‌دهی شاه و نادانی همراهان به زبانها افتاده بود. می‌گفتند شاه خاک گلخانه از اروپا سپارش داده است. میرزا علیمحمدخان کاشانی، نویسندهٔ ثریا و پرورش، از زبان یکی از ایرانیان چنین آورد؛ کسروی گوینده را امیر بهادر جنگ می‌داند:\n\n«شنیدم در پطرزبوغ دولت روس محض خودنمایی بیست هزار قشون از نمره اول قشون روس در جلو اعلیحضرت همایونی سان داده بود و اعلیحضرت همایونی تمجید کرده بودند یکی از ملتزمین که نزدیک بوده بترکی گفته بود من با پانصد سوار ابوابجمعی خودم همهٔ این بیست هزار نفر را شکست میدهم»\n\nشاه و صدر اعظم و وزیران چند ماه در اروپا می‌گشتند و پولی را که با گرو ملک گرفته بودند به دست گشاده خرج می‌کردند و چیزی به سود کشور بازنمی‌آوردند. در فرنگ دودستگی افتاد: دسته‌ای به پیشوایی میرزا محمود خان حکیم‌الملک انگلیس‌خواهی نمودند و دسته‌ای به پیشروی اتابک روس‌خواهی. خامهٔ فرنگی ریشخند نوشت. ارج دولت نزد توده کاست. مردم از شاه و دربار نومید شدند. اندکی پس از دستگیری شبنامه‌نویسان وام دوم روس بسته شد."}],"aftermath":"گمرک شمال گروگان ماند و تا بازپرداخت راه وام از دولت دیگر بسته شد. انجمن معارف از رشدیه برید. شبنامه و قصیدهٔ فخرالواعظین ناخشنودی را به میز شاه رساند. وام دوم همان رشته را تکمیل کرد. تعرفهٔ نوز روی همین وثیقه نشست.","chronology":[{"date":{"solarYear":1278,"solarMonth":1,"gregorianYear":1899,"gregorianMonth":3},"title":"برخاستن امین‌الدوله","text":"بهار ۱۲۷۸؛ عزیمت به گیلان و آمدن امین‌السلطان از قم."},{"date":{"solarYear":1278,"solarMonth":10,"gregorianYear":1900,"gregorianMonth":1},"title":"وام ۲۲٫۵ میلیون منات","text":"گرو گمرک شمال، سود صدی پنج، مدت هفتاد و پنج سال؛ پرداخت تاوان تنباکو به بانک شاهنشاهی."},{"date":{"solarYear":1280,"solarMonth":7,"gregorianYear":1901,"gregorianMonth":9},"title":"دستگیری شبنامه‌نویسان","text":"مهر ۱۲۸۰ در نیاوران؛ موقرالسلطنه در آینه؛ رشدیه به خانهٔ شیخ هادی پناهید."}]},{"id":"shabnameh-arrests-1319","title":"دستگیری شبنامه‌نویسان و قصیدهٔ فخرالواعظین","date":{"solarYear":1280,"solarMonth":7,"gregorianYear":1901,"gregorianMonth":10},"tier":"secondary","category":"political","summary":"شبنامه‌ها وام روس و اتابک را نواختند. مظفر در نیاوران موقرالسلطنه را در آینه دید؛ مهر ۱۲۸۰ آقابالاخان به دستور شاه دستگیر کرد. کسروی می‌گوید اگر نرمدلی شاه نبود کمتر یکی زنده می‌ماند.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ وامهای ایران","text":"کسروی می‌نویسد شبنامه‌ای وام روس را نواخت و قصیدهٔ فخرالواعظین را در خود گنجاند. شاه آورندهٔ پاکت را در آینهٔ نیاوران دید. فهرست دستگیرشدگان را می‌آورد و مرگ میرزا محمدعلیخان نوری را از افتادن از بام شهربانی می‌نویسد. زنده‌ماندن بیشتر آنان را از نرمدلی مظفرالدین‌شاه می‌داند."}],"personIds":["amin-al-soltan","rushdiyeh","sheikh-hadi-najmabadi","mozaffar-person"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"جستجوی کوشندگان با دست آقابالاخان؛ خواندن برادر کوچک رشدیه به قلهک برای آگاهی از دبستان.","rushdiyeh":"دبستان او کانون بدگویی از اتابک شد؛ به خانهٔ شیخ هادی پناهید و از گزند جست.","sheikh-hadi-najmabadi":"سرکشی دبستان در نبود امین‌الدوله؛ پناه دادن به رشدیه پس از دستگیری‌ها.","mozaffar-person":"دیدن آورندهٔ پاکت در آینهٔ نیاوران؛ دستور دستگیری؛ کسروی زنده‌ماندن بیشتر آنان را از نرمدلی او می‌داند."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["دستگیری شبنامه‌نویسان","قصیده فخرالواعظین"],"context":"پس از وام نخست روس، مردم بدیها را از اتابک می‌شمردند و او را افزار همسایهٔ شمالی می‌دانستند. انجمن معارف پس از برافتادن امین‌الدوله از سرپرستی دبستان رشدیه برید. کسروی می‌نویسد دبستان، که هنوز زیر نگهداری امین‌الدوله بود و در نبود او شیخ هادی نجم‌آبادی سرکشی می‌کرد، از رنجیدگی کارکنان کانون بدگویی از صدر شد. شبنامه پاسخ کوشندگانی است که ورود روزنامه‌های فارسی بسته شده بود.","whatHappened":[{"title":"۱. شبنامه و قصیدهٔ فخرالواعظین","body":"کسروی می‌گوید اتابک آمدن روزنامه‌های فارسی را بست. کوشندگان پاکت شبنامه به اینجا و آنجا انداختند. چند تن از نزدیکان شاه پاکتها را روی میز او می‌نهادند و شاه می‌خواند بی‌آنکه آورنده را بشناسد. شیخ یحیی کاشانی آموزگار دبستان بود. سید حسن برادر دارندهٔ حبل‌المتین و مثمرالملک نیز به ناهار دبستان می‌آمدند و آموزگاران را در میان درس به بدگویی از اتابک وامی‌داشتند.\n\nناظم دبستان، محمد امین، آگاهی به کارکنان صدر داد. به میانجیگری او میرزا حسین برادر کوچک رشدیه را به نام گردش به قلهک خواندند و نزد اتابک بردند تا چگونگی دبستان را از او بکشند. در همان روزها شبنامه‌ای نوشتند که نکوهش وام روس را با قصیدهٔ فخرالواعظین کاشانی درآمیخت. کسروی چند بیت را می‌آورد:\n\n«ارمنی‌زاده میازار مسلمانان را / بکف کفر مده سلطنت ایمان را»\n\n«عاقبت خانهٔ ظلم تو کند شاه خراب / پس چه حاجت که بافلاک کشی ایوانرا»\n\n«داس غیرت چو شود در کف ملت ظاهر / پاک از لوث وجود تو کند بستانرا»\n\n«کاسه‌لیسی تو ازروس ندارد ثمری / کاین سیه کاسه در آخر بکشد مهمانرا»"},{"title":"۲. آینهٔ نیاوران و فهرست دستگیرشدگان","body":"شاه در نیاوران بود. کسروی می‌نویسد به هنگامی که موقرالسلطنه پاکت را روی میز می‌نهاد، شاه در برابر آینه ایستاده بود و کار او را در آینه دید. آورنده شناخته شد. به فشار و چوب به پا نامهای انجمن را یکایک شمرد. به دستور شاه آقابالاخان همه را گرفت.\n\nکسروی نامها را چنین می‌آورد: شیخ یحیی کاشانی نویسندهٔ گفتارها؛ سید حسن برادر دارندهٔ حبل‌المتین؛ میرزا مهدیخان وزیر همایون که وزیر پست بود و در سفر اروپا همراه شاه؛ میرزا محمدعلی خان قوام‌الدوله از درباریان توانگر و دشمن سخت اتابک؛ ناصر خاقان پیشخدمت شاه و همراه سفر اروپا؛ موقرالسلطنه داماد شاه؛ مثمرالملک قفقازی که از میوه کنسرو می‌ساخت و ماهانه از شاه می‌گرفت؛ میرزا سید محمد مؤتمن لشکر نوری؛ میرزا محمدعلیخان نوری.\n\nمیرزا محمدعلیخان را شب از پشت‌بام خوابیده برکندند؛ از سراسیمگی از بام افتاد و پس از چند ساعت در ادارهٔ شهربانی درگذشت. شیخ یحیی را دست‌بسته بر اسب نشاندند و به اردبیل فرستادند. سید حسن را به پاس برادر و به میانجیگری عین‌الدوله که حکمران تهران بود به ده او مبارک‌آباد روانه کردند. دیگران را هر یک به جایی فرستادند. حاجی میرزا حسن رشدیه به خانهٔ شیخ هادی نجم‌آبادی پناهید و از گزند جست.\n\nاین پیش‌آمد مهر ۱۲۸۰ بود، جمادی‌الآخره ۱۳۱۹. روزنامه‌های روسستان آن را «یک بدخواهی بشاه» بزرگ کردند. کسروی می‌گوید اگر نرمدلی مظفر نبود کمتر یکی از اینان زنده می‌ماند. اندکی پس از آن ده میلیون منات دیگر از روس گرفتند و امتیاز راه شوسهٔ جلفا تا تهران را دادند."}],"aftermath":"دستگیری پرده از ناخشنودی وام برداشت و کسی را از راه وام بازنداشت. سفر دوم اروپا در تابستان ۱۲۸۱ از همین کیسه رفت. کسروی می‌نویسد این پیش‌آمدها در شاه و اتابک نهنایید.","chronology":[{"date":{"solarYear":1280,"solarMonth":7,"gregorianYear":1901,"gregorianMonth":10},"title":"دستگیری مهر ۱۲۸۰","text":"آینهٔ نیاوران؛ فهرست موقرالسلطنه؛ مرگ نوری از بام."}]},{"id":"darcy-oil-concession","title":"امضای امتیازنامه انحصاری نفت ویلیام ناکس دارسی","date":{"solarYear":1280,"solarMonth":3,"solarDay":7,"gregorianYear":1901,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":28},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"واگذاری انحصار ۶۰ ساله نفت در سراسر ایران (به جز ۵ ولایت شمالی) به ویلیام ناکس دارسی در ازای ۲۰ هزار پوند نقد و ۱۶ درصد سود خالص سالانه.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار دوازدهم","text":"امتیاز دارسی شالوده بزرگ‌ترین کارتل نفتی خاورمیانه را در جنوب غربی ایران ریخت."}],"personIds":["amin-al-soltan","mozaffar-person"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"امضا و پیشبرد قرارداد ۱۸ ماده‌ای نفت دارسی.","mozaffar-person":"صدور دستخط همایونی برای امتیاز نفت."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["امتیاز دارسی","قرارداد نفت ۱۹۰۱"],"context":"نیاز دربار مظفری به منابع مالی جدید و وساطت آنتوان کتابچی‌خان و سر هنری ولف در لندن.","whatHappened":[{"title":"۱. قرارداد ۶۰ ساله نفت در ۷ خرداد ۱۲۸۰","body":"امتیاز انحصاری نفت در سراسر ایران (به جز ۵ ولایت شمالی) به ویلیام ناکس دارسی واگذار شد با ۲۰ هزار پوند نقد و ۱۶ درصد سود خالص سالانه."}],"aftermath":"پایه‌گذاری صنایع عظیم نفت خاورمیانه و نفوذ اقتصادی بریتانیا در جنوب غربی ایران."},{"id":"second-russian-loan","title":"استقراض دوم از روسیه و امتیاز راه جلفا–تبریز","date":{"solarYear":1280,"solarMonth":12,"gregorianYear":1902,"gregorianMonth":3},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"اخذ ۱۰ میلیون روبل وام تکمیلی از بانک استقراضی روس برای تأمین سفر دوم مظفرالدین‌شاه و واگذاری امتیاز جاده شوسه جلفا–تبریز–تهران.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار دوازدهم","text":"وام دوم انزوای سیاسی اتابک را تشدید کرد و مخالفت بهبهانی با دربار را آغاز نمود."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ وامهای ایران","text":"کسروی می‌نویسد اندکی پس از دستگیری شبنامه‌نویسان ده میلیون منات دیگر از روس گرفتند و امتیاز راه شوسه از جلفا و تبریز تا قزوین و تهران را دادند. تابستان ۱۲۸۱ شاه به اروپا و لندن رفت و با کیسهٔ تهی بازگشت."}],"personIds":["amin-al-soltan","behbahani","mozaffar-person"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"انعقاد دومین وام ۱۰ میلیون روبلی از مسکو.","behbahani":"آغاز مخالفت و تماس‌های محرمانه با سفارت بریتانیا علیه وام روس.","mozaffar-person":"استفاده از وام برای سفر دوم فرنگستان."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["قرضه دوم روس","وام ۱۰ میلیون روبلی"],"context":"اتمام وجوه وام اول و اصرار شاه بر گردش دوبارهٔ اروپا خزانه را باز تهی کرد. خادم این را به اسفند ۱۲۸۰ می‌بندد. کسروی می‌گوید اندکی پس از دستگیری شبنامه‌نویسان در مهر ۱۲۸۰ دوباره به آرزوی وام و گردش اروپا افتادند.","whatHappened":[{"title":"۱. ده میلیون منات و راه شوسهٔ جلفا","body":"امین‌السلطان وام دوم روسی را با امتیاز جادهٔ شوسه جلفا–تبریز–تهران امضا کرد. کسروی رقم را ده میلیون منات می‌نویسد و می‌گوید گذشته از چیزهای دیگر امتیاز کشیدن یک راه شوسه از جلفا و تبریز تا قزوین و تهران را به آن دولت دادند. تابستان ۱۲۸۱ شاه و وزیر و همراهان روانهٔ اروپا شدند و این بار به لندن نیز رفتند. پس از چند ماه باز با کیسهٔ تهی بازگشتند. همان ریشخند سفر پیشین تکرار شد: پول گرو ملک در فرنگ رفت و بندی به سود کشور نیامد."}],"aftermath":"انزوای اتابک ژرف‌تر شد. خادم آغاز تماس بهبهانی با سفارت انگلیس را از همین رنجش می‌نویسد. تعرفهٔ گمرکی که نوز برای استهلاک همین وامها آماده کرده بود هنوز در راه بود.","chronology":[{"date":{"solarYear":1280,"solarMonth":12,"gregorianYear":1902,"gregorianMonth":3},"title":"وام ده میلیون منات","text":"امتیاز راه شوسهٔ جلفا تا قزوین و تهران در کنار قرضه."},{"date":{"solarYear":1281,"solarMonth":4,"gregorianYear":1902,"gregorianMonth":6},"title":"گردش اروپا از جمله لندن","text":"تابستان ۱۲۸۱؛ بازگشت با کیسهٔ تهی."}]},{"id":"customs-tariff-1903","title":"ابلاغ نظام‌نامه و تعرفه جدید گمرکی ۱۹۰۳","date":{"solarYear":1281,"solarMonth":11,"solarDay":23,"gregorianYear":1903,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":12},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"توشیح تعرفه جدید گمرکی نوز، لغو عوارض راهداری محلی، افزایش تعرفه بر کالاهای تجار ایرانی و غیرروسی، و اعتصابات گسترده بازرگانان در لنگه، شیراز و تبریز.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ پیمان گمرکی با روسیان","text":"کسروی تعرفهٔ نوز را یکسره به زیان ایران می‌داند. بدهی کالای روس را کم و بدهی صدور ایران و کالای هند و فرانسه را بسیار می‌نویسد. از صفی‌نیا می‌آورد که امضای این قرارداد پس از ترکمانچای ضربتی به استقلال بود."}],"personIds":["joseph-naus","amin-al-soltan","mozaffar-person"],"personDeeds":{"joseph-naus":"تدوین و اجرای تعرفه جدید گمرکی متمرکز.","amin-al-soltan":"امضای قرارداد گمرکی با روسیه تزاری.","mozaffar-person":"توشیح فرمان نظام‌نامه گمرکی ۱۵ ذی‌القعده ۱۳۲۰ ق."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["تعرفه گمرکی ۱۹۰۳","فرمان گمرکی ۱۳۲۰"],"context":"وام‌های روس خزانه را به درآمد گمرک گرو بست. ژوزف نوز بلژیکی گمرک را از اجارهٔ حکام به ادارهٔ دولتی بدل کرد و در ۲۳ بهمن ۱۲۸۱ فرمان تعرفه را به مهر مظفرالدین‌شاه رساند. تجار ایرانی تا آن روز با رشوه و تغییر نام کالا از عوارض می‌گریختند. اجرای دقیق همان ارقام کاغذی، بازار لنگه و شیراز و تبریز را به هم زد و نوز را نوکر روس خواندند. گفتار سیزدهم و چهاردهم همین گره را مبدأ خشم بازار می‌گذارد. کسروی نام نوز را در تاریخ ایران شوم می‌شمارد و پیمان را یکسره به زیان ایران می‌داند.","whatHappened":[{"title":"۱. تمرکز گمرک و وزارت نوز","body":"امین‌الدوله سه مستشار بلژیکی آورد: نوز، پریم و تونیس. نوز در ۲۵ اسفند ۱۲۷۶ به تهران رسید. برنامهٔ او معافیت صادرات، بازنگری ترکمانچای، حمایت از تولید داخل و عوارض سنگین بر تجمل بود. امین‌السلطان چون وثیقهٔ وام روس گمرک بود با او همراه شد. پریم در تبریز درآمد یک‌ساله را از یک میلیون و صد هزار تومان به یک میلیون و پانصد هزار رساند، بی‌آنکه هنوز تعرفه عوض شده باشد. در ۱۲۸۰ پست و ضرابخانه هم به بلژیکی‌ها رفت. تابستان ۱۲۸۱، در سفر دوم فرنگ شاه، نوز وزیر گمرکات شد: نخستین غیر ایرانی در کابینهٔ ایران نوین.\n\nکسروی آوردن سه بلژیکی را در زمان امین‌الدوله می‌نویسد و در یک جا سال ۱۲۸۷ را می‌آورد. این رقم با صدارت امین‌الدوله نمی‌خواند. نخست عنوان مدیر کل گمرکات دادند و می‌بایست زیر دست صدراعظم کار کند. سال بعد، هنگامی که شاه آهنگ اروپا داشت، به دستاویز همراهی صدر اعظم او را وزیر کل گمرکات کردند و یکباره خودسر ساختند. کسروی پیشرفت تند نوز را زمینه‌سازی همان پیمان می‌داند."},{"title":"۲. فرمان ۱۵ ذی‌القعده و لغو راهداری حکام","body":"متن فرمان در منتخب‌التواریخ مظفری مانده است. بند چهارم راهداری و قپان‌داری ولایات را برای همیشه برداشت و حق عوارض جادهٔ شوسه را به فرمان پایتخت سپرد:\n\n«فصل ۴: نظر به ادای حقوق گمرکی مقرره در فصل سابق‌الذکر حقوق راهداری و خانات و میدان و قپان‌داری و یا سایر عوارض دیگر که سابق بر این در جزو گمرکات اجاره داده می‌شد، بکلی موقوف و ابدالدهر احدی از حکام و غیره هرکه باشد حق ایجاد و وصول این قبیل مالیات و عوارض را نخواهد داشت و همینطور راهداریهایی که در داخله مملکت برای حفظ طرق و شوارع وصول و دریافت می‌شد بالمره منسوخ و هیچکس حق اخذ آن را به هیچ اسم و رسم ندارد.»\n\nتجار می‌بایست از این بند شاد شوند. شاد نشدند. شفافیت مسیر فرار را بست. لمبرت مولیتور در بندر لنگه فرمان را خواند و فردای آن اعتصاب دید. سیدی با عمامهٔ سبز گفت قانون را نمی‌شناسند. در شیراز تجار به تهران و بوشهر تلگراف زدند. علاءالدوله، حاکم فارس، سید محمد فال‌اسیری را ترساند و شورش را در نطفه کشت. در تبریز اعتراض به پریم با خشم از وام روس در هم آمیخت و به خشونت خیابان رسید. تیر ۱۲۸۲ شورش تبریز بر پریم بازار و طلبه را به مسجد شاهزاده برد؛ شهریور همان سال نوشتهٔ ساختگی تکفیر اتابک پراکنده شد.\n\nکسروی فرمان شاه را چنین خلاصه می‌کند: راهداری و قپانداری و حقوق خانات برداشته شود و همچون بازرگان بیگانه تنها حقوق گمرکی مرز گرفته شود. با این همه در بوشهر و شیراز و یزد و اصفهان و تهران بازرگان و ملا ناخشنودی نمودند. دستاویز دو چیز بود: بودن بیگانه بر سر کار کشور، و تعرفه به زیان خود. کسروی می‌نویسد در سال ۱۲۸۹ که مظفرالدین شاه در سفر اروپا بود بازرگانان در آن شهرها شوریدند. این رقم شمسی با سفرهای مظفر در ۱۲۷۸ و ۱۲۸۱ نمی‌خواند."},{"title":"۳. پیمان روس و تعرفه به زیان ایران","body":"پیمان با دست نوز آماده شد. پس از بازگشت شاه از سفر دوم اروپا، در ۱۲۸۰ دستینه نهادند. در ۱۲۸۱ پیمان‌نامه‌ها را به یکدیگر دادند. به کار بستن از بهمن ۱۲۸۲ آغاز شد. کسروی نتیجه را یکسره به زیان ایران می‌داند: اندک افزارسازی و پارچه‌بافی از میان رود، داد و ستد از رونق افتد، کشاورزی آسیب بیند، مردم به قفقاز کوچند یا در ملک خود به همسایه گرایند. تعرفه برای کالایی که از روسستان می‌آمد بدهی کم بست و برای صدور ایران و کالای هند و فرانسه بدهی بسیار. انگلیسیان آزرده شدند. دولت چند ماه نگذشته با آنان پیمان جدا بست. زیان ایرانی ماند.\n\nکسروی می‌گوید گفتگو از زمان امین‌الدوله آغاز شده و ناهمداستانی او یکی از انگیزه‌های افتادنش توانستی بود. واگذاری چنین کاری را به بیگانهٔ ناآزموده ننگ می‌شمارد، حتی اگر پیمان به سود ایران می‌بود. سست‌نهادی شاه و ناپاکی امین‌السلطان و ناآگاهی توده را فرصت همسایهٔ شمالی می‌داند که خواست خود را با دست بلژیکی پیش برد. شوستر به روایت کسروی نوز را افزار دست روس و نگه داشتهٔ بنام او می‌شمارد. صفی‌نیا نوشت:\n\n«امضای این قرارداد ضربت سختی بود که پس از عهدنامهٔ ترکمان‌چایی باستقلال ایران وارد شد»"},{"title":"۴. شورش تبریز بر پریم و دستخط ولیعهد","body":"بلژیکیان میانهٔ بازرگان ایرانی و بیگانه، بلکه میانهٔ مسیحی ایرانی و مسلمان، جدایی می‌گذاشتند. رنجش گمرک با ناخشنودی وام و گردش اروپا توأم شد. مردم شاه را ساده‌دل شناختند و بدیها را از اتابک دانستند.\n\nدر تبریز میرزا علی‌اکبر از جلو میخانه‌ای در محلهٔ ارمنستان می‌گذشت. مستی جام پیش آورد. طلبه‌ها به خانهٔ حاج میرزا حسن مجتهد ریختند و او را به مسجد شاهزاده آوردند. بازرگانان بازار بستند. ملایان دلتنگی از دبستان را فراموش نکرده بودند. خواست مسجد شاهزاده این بود که مسیو پریم برود و میخانه‌ها و مهمانخانه‌ها و مدرسه‌ها بسته شود. پریم سر گمرک آذربایجان بود. دو روز بازار بسته ماند. محمدعلی میرزا، ولیعهد، دستخط فرستاد:\n\n«مجتمعین مسجد شاهزاده، الساعه مسیو پریم را روانه گردانیدم و دستور دادم میخانه‌ها، و مهمانخانه ها، و مدرسه‌ها را ببندند، شما متفرق شوید»\n\nطلبه‌ها میخانه و مهمانخانه و دبستان را تاراج کردند، از جمله دبستان کمال. پریم در باسمنج نشست. ده بیست روز بعد کالسکه آمد و او را بازگرداندند. حاج میرزا حسن مجتهد ناگزیر به تهران شد. کسروی این پیشامد را تیر ۱۲۸۲ می‌نویسد."}],"aftermath":"تعرفه نوز را به هدف شمارهٔ یک بازار بدل کرد. عکس بالماسکه و فلک تجار قند همان نفرت را به منبر و مسجد شاه برد. سقوط امین‌السلطان در شهریور ۱۲۸۲ این گره را نبُرید؛ عین‌الدوله نوز را نگه داشت. کسروی زیان ایرانی را ماندگار می‌داند: انگلیسیان پیمان جدا گرفتند و تاجر ایرانی همچنان سوخت.","chronology":[{"date":{"solarYear":1276,"solarMonth":12,"solarDay":25,"gregorianYear":1898,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":16},"title":"ورود نوز به تهران","text":"آغاز اصلاح بایگانی گمرک و گزارش سه‌ماهه به صدراعظم."},{"date":{"solarYear":1280,"gregorianYear":1901},"title":"دستینهٔ پیمان گمرکی با روس","text":"پس از بازگشت سفر دوم اروپا؛ کسروی سال ۱۲۸۰ را می‌نویسد."},{"date":{"solarYear":1281,"solarMonth":11,"solarDay":23,"gregorianYear":1903,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":12},"title":"ابلاغ فرمان تعرفه","text":"توشیح ۱۵ ذی‌القعده ۱۳۲۰ و لغو راهداری حکام ولایات."},{"date":{"solarYear":1282,"solarMonth":11,"gregorianYear":1904,"gregorianMonth":2},"title":"آغاز اجرای تعرفه","text":"کسروی به کار بستن را از بهمن ۱۲۸۲ می‌نویسد."},{"date":{"solarYear":1282,"solarMonth":4,"gregorianYear":1903,"gregorianMonth":7},"title":"شورش تبریز بر پریم","text":"خواست مسجد شاهزاده؛ دستخط ولیعهد؛ بازگشت پریم از باسمنج."}]},{"id":"tabriz-prim-riot-1282","title":"شورش تبریز بر مسیو پریم و بستن دبستانها","date":{"solarYear":1282,"solarMonth":4,"gregorianYear":1903,"gregorianMonth":7},"tier":"secondary","category":"political","summary":"تیر ۱۲۸۲ طلبه‌ها و بازار مسجد شاهزاده را گرفتند و خواستند پریم برود و میخانه و مهمانخانه و دبستان بسته شود. ولیعهد دستخط داد؛ پس از فروکش کالسکه فرستاد و حاجی میرزا حسن مجتهد را به تهران راند.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ داستان تبریز","text":"کسروی داستان تبریز را از توهین به میرزا علی‌اکبر در محلهٔ ارمنستان می‌آغازد. خواست مسجد شاهزاده رفتن پریم و بستن میخانه و مهمانخانه و دبستان بود. دستخط ولیعهد را می‌آورد، تاراج دبستان کمال را می‌نویسد، و بازگشت پریم را از باسمنج با کالسکه."}],"personIds":["mohammad-ali-person","haj-mirza-hasan-mojtahed-tabriz","joseph-naus"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"دستخط راندن پریم و بستن میخانه و مهمانخانه و مدرسه؛ سپس کالسکه برای بازگشت پریم و بیرون کردن مجتهد.","haj-mirza-hasan-mojtahed-tabriz":"طلبه‌ها او را به مسجد کشیدند؛ پس از فروکش ناگزیر به تهران شد. با شیخ فضل‌الله یکی نیست.","joseph-naus":"ریاست بلژیکیان گمرک؛ مسیو پریم سر گمرک آذربایجان در همین دستگاه بود."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["شورش مسیو پریم","دستخط پریم"],"context":"کسروی رنجش گمرک و بلژیکیان را در تبریز با سه رشته یکی می‌کند: توهین به میرزا علی‌اکبر از ملایان در گذر میخانهٔ محلهٔ ارمنستان؛ ناخشنودی بازرگانان از تعرفه و نوز؛ دلتنگی ملایان از دبستانهای نو. مسیو پریم سر گمرک آذربایجان بود. مهمانخانه‌ها را ارمنیان و قفقازیان گشوده بودند و در آنها باده می‌فروختند. مدرسه‌ها در این خواست همان دبستانهاست. حاجی میرزا حسن مجتهد تبریز با شیخ فضل‌الله نوری یکی نیست.","whatHappened":[{"title":"۱. میخانه و مسجد شاهزاده","body":"کسروی می‌نویسد میرزا علی‌اکبر، که از همان زمان نام مجاهد گرفت، از جلو میخانه‌ای می‌گذشت. مستی جام باده پیش او گرفت. به گفتهٔ عامیان تعارف کرد. میرزا تند و زودخشم بود. خشمناک به مدرسه بازگشت. طلبه‌ها به عنوان توهین به علما به خانهٔ حاجی میرزا حسن مجتهد رفتند و او را کشیده به مسجد شاهزاده آوردند. بازرگانان بازار را بستند و به مسجد آمدند. ملایان دلتنگی دبستان را فراموش نکرده بودند. همه را روی هم ریختند و گفتند:\n\n«میباید مسیو پریم برود، و میخانه‌ها و مهمانخانه‌ها و مدرسه‌ها بسته شود»"},{"title":"۲. دستخط ولیعهد و تاراج دبستان کمال","body":"دو روز بازار بسته ماند. محمدعلی‌میرزا ولیعهد و سررشتهٔ آذربایجان بود. ناگزیر دستخط فرستاد:\n\n«مجتمعین مسجد شاهزاده، الساعه مسیو پریم را روانه گردانیدم و دستور دادم میخانه‌ها، و مهمانخانه ها، و مدرسه‌ها را ببندند، شما متفرق شوید»\n\nهمین که نوشته خوانده شد طلبه‌ها بیرون ریختند و میخانه و مهمانخانه و دبستان را تاراج کردند. یکی از دبستانها کمال بود که راهبرش میرزا حسینخان بود و روزنامه‌ای به همان نام می‌نوشت. پس از این پیش‌آمد در تبریز نماند و به قفقاز و مصر رفت.\n\nپریم را ولیعهد بیرون فرستاد. در باسمنج نشست. پس از ده و بیست روز که آشوب فرو نشست، محمدعلی‌میرزا کالسکه فرستاد و او را به شهر بازگرداند. به جای او حاجی میرزا حسن مجتهد را ناگزیر کرد در شهر نماند. مجتهد روانهٔ تهران شد. کسروی این پیش‌آمد را تیر ۱۲۸۲ می‌نویسد، ربیع‌الثانی ۱۳۲۱."}],"aftermath":"بازگشت پریم با کالسکه نشان داد دستخط برای فروکش غوغا بود نه تغییر دستگاه گمرک. تعرفه از بهمن ۱۲۸۲ اجرا شد. کسروی چند ماه بعد برافتادن اتابک را در آخر شهریور همان سال می‌گذارد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1282,"solarMonth":4,"gregorianYear":1903,"gregorianMonth":7},"title":"تیر ۱۲۸۲","text":"مسجد شاهزاده؛ دستخط؛ تاراج دبستان کمال؛ پریم در باسمنج."}]},{"id":"forged-najaf-takfir-atabak","title":"نوشتهٔ ساختگی تکفیر اتابک به نام علمای نجف","date":{"solarYear":1282,"solarMonth":6,"gregorianYear":1903,"gregorianMonth":9},"tier":"secondary","category":"political","summary":"پس از برافتادن اتابک در آخر شهریور ۱۲۸۲ نوشته‌ای با مهر علمای نجف پراکنده شد که صدر را کافر می‌خواند. تاریخ روی ورقه ۲۱ جمادی‌الثانی ۱۳۲۱ است. کسروی سازنده‌اش را سید محمدعلی برادر حبل‌المتین می‌داند و آن را فتوای نجف نمی‌شمارد.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ بر افتادن اتابک","text":"کسروی متن تکفیر را که به نام علمای نجف پراکنده شد نقل می‌کند و آن را ساختگی می‌داند. سازنده‌اش را سید محمدعلی، برادر صاحب حبل‌المتین، می‌شمارد. تاریخ روی نوشته را چند روز پیش از برافتادن اتابک می‌بیند و رسیدن آن به تهران را پس از رفتن او ممکن می‌داند."}],"personIds":["amin-al-soltan","akhund-khorasani","mozaffar-person"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"آماج نوشته؛ آخر شهریور از کار افتاد و به اروپا رفت. کسروی تکفیر را پس از رفتن او در تهران می‌بیند.","akhund-khorasani":"نام و مهر او روی ورقه است؛ کسروی مهر را حجت صدور از نجف نمی‌گیرد. رنجیدگی واقعی او از اتابک را جدا می‌نویسد.","mozaffar-person":"اتابک را برداشت؛ به روایت تاریخ بیداری در کسروی گفته بود از برداشتن باک ندارد جز گسستن رشتهٔ کار."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["تکفیر ساختگی اتابک","نوشته ساختگی تکفیر اتابک"],"context":"کسروی این نوشته را فتوای نجف نمی‌خواند. می‌گوید پس از رفتن اتابک در تهران پراکنده شد و سازنده‌اش سید محمدعلی برادر دارندهٔ حبل‌المتین است که در نجف می‌بود. از خود نوشته ساختگی پیداست. پیکره‌ها گویا در استانبول برداشته شد. تاریخ روی ورقه ۲۱ جمادی‌الثانی ۱۳۲۱ است، چند روز پیش از برافتادن صدر در آخر شهریور ۱۲۸۲. کسروی رسیدن به تهران را پیش از رفتن اتابک نشدنی می‌داند.","whatHappened":[{"title":"۱. برافتادن صدر و شایعهٔ تکفیر","body":"افزار اتابک خوشرویی و پول به ملایان کند شده بود. کسانی پول نمی‌گرفتند. در تهران طباطبایی دشمنی می‌کرد؛ حاجی شیخ فضل‌الله نوری تازه از مکه بازگشته با او همراه شد. در نجف آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و حاجی میرزا حسین تهرانی نجل خلیل نامه به ایران می‌نوشتند و رنجیدگی از صدر نشان می‌دادند. حبل‌المتین از اتابک زیان دیده بود. شایعه پراکنده شد که علمای نجف میرزا علی‌اصغر خان را تکفیر کرده‌اند و این به دلیری افزود.\n\nکسروی از تاریخ بیداری می‌آورد که مظفر با درباریان به سکالش نشست و گفت از برداشتن امین‌السلطان باک ندارد جز آنکه می‌ترسد رشتهٔ کارها از هم بگسلد. عین‌الدوله و برادرش سپهسالار زبان دادند که نگذارند رشته بگسلد. آخر شهریور ۱۲۸۲، دههٔ سوم جمادی‌الثانیه ۱۳۲۱، اتابک از کار افتاد و عین‌الدوله به نام وزیر اعظم نشست. صدر در ایران نماند و روانهٔ اروپا شد."},{"title":"۲. متن ساخته؛ کسروی جعل می‌داند","body":"در همان روزها نوشته‌ای با مهر و دستینهٔ علمای نجف پراکنده گردید که اتابک را کافر می‌خواند. کسروی سازنده را سید محمدعلی برادر حبل‌المتین می‌داند. نامهای پای ورقه در چاپ او محمد الشربیانی، محمد کاظم الخراسانی، محمد حسن الماماقانی و نجل میرزا خلیل است. این را سند صدور از حوزه مگیرید.\n\n«باسمه تبارک و تعالی بر قاطبه اهل اسلام سیما ساکنین ایران مخفی نماند که تسلیط کفر واستیلاء اجانب بر نفوس محترمه اسلامیه و بخشیدن حریت بفرقه ضاله بابیه خذلهم الله و اشاعه منکرات و اباحه بیع مسکرات در ایران بحدی رسیده که جای توقف و مجال تأمل باقی نمانده و یوما فیوما در تزاید و آنچه در مقام تدبیر و دفع این غوایل هائله شده اثری ندیدیم و این نیز بر ما ثابت و محقق گردید که تمام این مفاسد مستند بشخص اول دولت علیه ایران میرزا علی اصغر خان صدر اعظم است و پادشاه اسلام اعلیحضرت مظفرالدین شاهنشاه ایران خلدالله ملکه در نهایت دین داری و رعیت پروری و غایت اهتمام را در حفظ حدود مسلمین داشته و دارد و تمام این مفاسد را این شخص خاین دولت و ملت اسلام بران ذات اقدس اغفال نموده چاره جز اظهار ما فی الضمیر ندیدیم – لهذا بر حسب تکلیف شرعی و حفظ نوامیس اسلامی که بر افراد مسلمین فرض عین است به خباثت ذاتی و کفر باطنی و ارتداد ملی او حکم نمودیم تا قاطبه مسلمین و عامه مؤمنین بدانند که از این و بعد مس با رطوبت میرزا علی اصغر خان جایز نیست و اوامر و نواهی او مثل اوامر و نواهی جبت و طاغوت است و در زمرهٔ انصار یزید بن معاویه محشور خواهد بود»\n\nتاریخ نوشته ۲۱ جمادی‌الثانی ۱۳۲۱ است. کسروی می‌گوید یک نوشته در چند روز در نجف فراهم آید، در استانبول یا شهری دیگر پیکره بردارد، به تهران برسد و نتیجه دهد نشدنی است. بی‌گمان پس از رفتن اتابک به تهران رسیده. گفتگوی تکفیر را دشمنان از پیش پراکنده بودند و علمای نجف نیز بیزاری می‌نمودند؛ از این رو در برابر نوشتهٔ ساخته خاموشی گزیدند."}],"aftermath":"کسروی این ورقه را از انگیزه‌های برافتادن می‌شمارد و همزمان زمان رسیدنش را پس از عزل می‌گذارد. عین‌الدوله شیخ یحیی را از اردبیل بازگرداند و ورود حبل‌المتین را آزاد کرد. کسروی می‌گوید روزنامه خود را به صدر جدید فروخت. چوب طلبه‌ها در مهر همان سال داستان جداست و اینجا گسترده نمی‌شود.","chronology":[{"date":{"solarYear":1282,"solarMonth":6,"gregorianYear":1903,"gregorianMonth":9},"title":"شهریور ۱۲۸۲","text":"عزل اتابک؛ پراکندن نوشتهٔ ۲۱ جمادی‌الثانی؛ کسروی جعل می‌داند."}]},{"id":"bagh-mikadeh","title":"تأسیس مجمع سرّی باغ میکده و تشکیل کمیته انقلاب","date":{"solarYear":1283,"solarMonth":3,"solarDay":6,"gregorianYear":1904,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":28},"tier":"secondary","category":"political","summary":"گردهمایی بیش از ۵۰ تن از آزادی‌خواهان و بابیان ازلی در باغ سلیمان خان میکده و تشکیل کمیته ۹ نفره برای هدایت مبارزه مخفی، سوگند وفاداری و هماهنگی با علما.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار چهاردهم","text":"کمیته باغ میکده اتاق فکر پشت‌پرده مشروطه بود که تقاضاها را به سمت قانون و مجلس هدایت کرد."}],"personIds":["malek-al-motekallemin","yahya-dowlatabadi","arbab-jamshid","jahangir-khan"],"personDeeds":{"malek-al-motekallemin":"عضویت در کمیته انقلاب و تنظیم خط‌مشی‌های تبلیغاتی.","yahya-dowlatabadi":"هدایت دیپلماسی مخفی و پیوند با احتشام‌السلطنه.","arbab-jamshid":"تأمین مالی و مشارکت زرتشتیان در کمیته.","jahangir-khan":"همکاری در شبکه تبلیغات و ارتباطات زیرزمینی."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["باغ میکده","کمیته انقلاب ۱۲۸۳"],"context":"عین‌الدوله سانسور اتابک را شل کرد و گفتگوی قانون در جراید علنی شد. جامع آدمیت و انجمن اخوت از شاه مجوز داشتند و انقلابی نبودند. در ۶ خرداد ۱۲۸۳ بیش از پنجاه تن در باغ سلیمان‌خان میکده گرد آمدند بی‌آنکه برای خود نام رسمی بگذارند. تاریخ‌نگاری متأخر این جمع را باغ میکده خواند. اکثر اعضا بابی ازلی بودند یا با ازلیان نشست‌وبرخاست داشتند؛ برنامه اما تبلیغ باب نبود، برانداختن استبداد به سود مشروطه بود. گفتار پانزدهم هستهٔ این انجمن را می‌گشاید.","whatHappened":[{"title":"۱. کمیتهٔ نه‌نفره","body":"سلیمان میکده مستوفی وزارت لشکر و میزبان باغ بود. در جمع یحیی و علی‌محمد دولت‌آبادی، شیخ مهدی شریف کاشانی، ملک‌المتکلمین، سید جمال واعظ، مجدالاسلام کرمانی، جهانگیرخان صور اسرافیل و ظن قوی به رشدیه بود. کمیتهٔ مرکزی نُه تن شد: ملک‌المتکلمین، سید جمال، سید محمدرضا که بعد مساوات شد، سید اسدالله خرقانی، ابوالحسن میرزا شیخ‌الرئیس، آقا محسن برادر صدرالعلما، سلیمان میکده، یحیی دولت‌آبادی و محمدعلی‌خان نصرة‌السلطان. هفت تن معمم بودند. شیخ‌الرئیس بهایی و مجتهد و قاجاری بود؛ استثنا در جامعه‌ای که بهاییان را از سیاست دور می‌داشت."},{"title":"۲. منبر و کاغذ زیرزمینی","body":"ملک‌المتکلمین و سید جمال از اصفهان آمده بودند، هر دو ازلی، هر دو منبر گرم. کتاب رؤیای صادقه که این دو با مجدالاسلام نوشتند طنز عامیانهٔ سیاسی بود، سال‌ها پیش از فرمان، دست‌نویس. اردشیر ریپورتر و حاج سیاح نیز در جمع پنجاه‌و‌اندی بودند. کار اجرایی انجمن در گفتارهای بعد پیدا می‌شود: راپرت رشدیه به فلک تجار، پول سالارالدوله برای بست، جملهٔ ملک‌المتکلمین در تعریف عدالتخانه، و لوایح بی‌نام در صحن عبدالعظیم."}],"aftermath":"باغ میکده اتاق فکر پشت‌پردهٔ فلک قند و هجرت صغری شد. عدالتخانه را از فهرست عسکر گاریچی بیرون کشید و به خط مشورت‌خانهٔ ملی برد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1283,"solarMonth":3,"solarDay":6,"gregorianYear":1904,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":28},"title":"شب باغ میکده","text":"۱۲ ربیع‌الاول ۱۳۲۲؛ تشکیل جمع و کمیتهٔ نه‌نفره."}]},{"id":"anjoman-makhfi","title":"تشکیل انجمن مخفی در تهران","date":{"solarYear":1283,"solarMonth":12,"solarDay":4,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":23},"tier":"secondary","category":"political","summary":"تأسیس تشکل سیاسی زیرزمینی توسط ناظم‌الاسلام کرمانی با رهنمودهای آیت‌الله سید محمد طباطبایی جهت ترویج قانون‌خواهی و تأسیس عدالتخانه.","citations":[{"sourceId":"nazem","locus":"تاریخ بیداری ایرانیان","text":"ناظم‌الاسلام جلسات منظم انجمن مخفی را کانون پیوند روشنفکران و بیوتات علما می‌نویسد."}],"personIds":["tabatabai","behbahani"],"personDeeds":{"tabatabai":"ارائه مانیفست لزوم مشروطیت و حمایت از انجمن مخفی.","behbahani":"پیوستن به ائتلاف عملیاتی انجمن."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["انجمن مخفی","انجمن مخفی ناظم‌الاسلام"],"context":"شب ۷ فوریه ۱۹۰۵ ناظم‌الاسلام کرمانی بر سید محمد طباطبایی وارد شد. سخن از مدارس دخترانه بود. پسر طباطبایی، سید محمدصادق، گفت تا نظمیه نباشد دختر را به اشرار کوچه نمی‌سپارند. پدر گفت تا دولت مشروطه و قانون اساسی نباشد اصلاحی نیست. آن شب کتاب سیاحت‌نامهٔ ابراهیم‌بیگ را به ناظم داد و گفت انجمن در خفا ببندید. طباطبایی خود عضو نشد؛ شأن مرجع را بالاتر از حجرهٔ سری می‌دانست. گفتار شانزدهم این شب را مبدأ انجمن مخفی می‌گذارد.","whatHappened":[{"title":"۱. حجرهٔ ناظم و قرائت ابراهیم‌بیگ","body":"نخستین جلسه در ۴ اسفند ۱۲۸۳ در خانهٔ ناظم بود، شش هفت نفر. سه جلسه اول درددل و خواندن بلند رمان بود؛ ناظم می‌خواست ببیند کی جان می‌گذارد. از جلسهٔ چهارم راه تنباکو را گرفتند: علما را باید با خود کرد. طباطبایی از پیش همراه بود. میرزا مصطفی آشتیانی را متحد کردند. به بهبهانی بهانه دادند که صدایش بلند شود؛ کینهٔ او با عین‌الدوله از دستگیری طلاب کهنه بود."},{"title":"۲. دو انجمن، یک استراتژی","body":"مجدالاسلام از جلسهٔ هفتم در هر دو انجمن نشست. در جلسهٔ ششم عضوی بی‌نام گفت بابیان زخم‌خوردهٔ محکمهٔ شرع را می‌گیرند؛ ما زخم‌خوردهٔ دیوان را بگیریم. ناظم نگفت ما بابی‌ایم. طباطبایی مدارس ملی و انجمن بیداری را برخلاف هم‌صنفانش می‌خواست. انجمن مخفی عکس نوز را به منبر تاسوعا رساند، برای مجتهد کرمان به درِ شیخ فضل‌الله رفت، و در مسجد شاه بازار را به دو سید دوخت."}],"aftermath":"انجمن مخفی منبر طباطبایی را به شبکهٔ بازار وصل کرد. بی‌این حجره عکس نوز و غائلهٔ کرمان در حد شکایت صنفی می‌ماند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1283,"solarMonth":12,"solarDay":4,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":23},"title":"اولین جلسه در خانهٔ ناظم","text":"هستهٔ انجمن مخفی پس از دیدار ذی‌الحجه با طباطبایی."}]},{"id":"naus-masquerade-scandal","title":"غائله عکس بالماسکه مسیو نوز","date":{"solarYear":1283,"solarMonth":12,"solarDay":25,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":16},"tier":"secondary","category":"political","summary":"افشای عکس رئیس بلژیکی گمرکات در لباس روحانیت در مهمانی بالماسکه و نطق تاریخی تاسوعای آیت‌الله بهبهانی در مطالبه عزل و اخراج وی.","citations":[{"sourceId":"nazem","locus":"نطق بهبهانی در محرم","text":"ناظم‌الاسلام نطق بهبهانی در تاسوعا را آغاز خیزش علنی روحانیت علیه نوز می‌نویسد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ پایان گفتار","text":"کسروی می‌نویسد در پایان ۱۲۸۳ پیکره‌ای از نوز با عمامه و عبا در بزم بال به دست آمد. بهبهانی و چند تن دیگر در محرم بر منبر از آن سخن گفتند. شاه و عین‌الدوله پروا نکردند. کسروی همدستی بهبهانی و طباطبایی و آغاز جنبش آزادیخواهی را از همین هفته‌ها می‌شمارد."}],"personIds":["behbahani","joseph-naus","ain-al-dowleh","sheikh-fazlollah"],"personDeeds":{"behbahani":"نطق آتشین در منبر تاسوعا و تقاضای عزل نوز.","joseph-naus":"حضور در بالماسکه با لباس مذهبی.","ain-al-dowleh":"دفاع سرسختانه از نوز و رد مطالبات علما.","sheikh-fazlollah":"امتناع از همراهی با بهبهانی در غائله عکس نوز."},"periodId":"mozaffari","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["عکس بالماسکه نوز","نطق تاسوعای بهبهانی"],"context":"عکس بالماسکه دست‌کم دو سال کهنه بود. اروپاییان تهران لباس مبدل پوشیده بودند؛ نوز عبا و عمامه. انجمن مخفی نسخه را به بهبهانی رساند و در محرم ۱۳۲۳ ق در شهر پخش کرد. برنامه این بود که توهین به لباس آخوند را به عزل وزیر بلژیکی بدل کنند. گفتار هفدهم تاسوعا را می‌خواند. کسروی پایان ۱۲۸۳ را مبدأ همین غائله می‌گذارد و از آن همدستی بهبهانی و طباطبایی را می‌آغازد.","whatHappened":[{"title":"۱. خطبهٔ تاسوعای بهبهانی","body":"در ۲۵ اسفند ۱۲۸۳ بهبهانی در مسجد خود بر منبر رفت. ناظم‌الاسلام خطبه را چنین ضبط کرده است:\n\n«ای مردم در چندی قبل تجار اطراف متظلم و شاکی بودند که پادشاه ما اعلیحضرت مظفرالدین شاه، گمرک را واگذار فرموده به مسیو نوز، مستخدم بلژیکی. او هم تعرفه بر گمرک بست و کتابچه طبع کرده و نشر داد که گمرک اجناس را از صادر و وارد بر طبق آن کتابچه بگیرند. لیکن در این مدت بر طبق آن کتابچه احدی از عمال او عمل ننموده‌اند. هرکس هرچه توانسته است از مردم و مال‌التجاره گرفته‌اند... لکن این ایام امری تازه اتفاق افتاده است که کمر اسلام و مسلمانان را شکسته است... و آن این است که عکسی از نوز منتشر شده است و در حالتی عکس برداشته است که لباس مذهبی یا رسمی ما را پوشیده است. یعنی عمامه به سر گذاشته و عبا بدوش افکنده است... باید از اعلیحضرت پادشاه استدعا نماییم که نوز را به واسطه این اهانتی که وارد آورده است... از کار خلع بلکه او را اخراج نمایند.»\n\nگزارش سفارت انگلیس تکه‌ای دارد که ناظم نیاورده: بهبهانی گفت برای قتل نوز فتوا نخواسته‌اند، اما این اهانت بی‌فتوا هم خونش را مباح می‌کند."},{"title":"۲. شکاف علما و تردید انجمن","body":"همهٔ مجتهدان همراه نشدند. پوشیدن عبا برای غیرآخوند در عرف آن روز همیشه توهین شمرده نمی‌شد. شاه دستخط مبهم به بهبهانی داد که شخصاً پیگیری می‌کند؛ سفر سوم فرنگ نباید به شورش اتباع اروپایی بخورد. عین‌الدوله به چند عالم هدیه داد. در انجمن مخفی برخی گفتند هدف مشروطه است نه شخص نوز؛ اگر نوز برود دیوان می‌ماند. برخی بهبهانی را متهم کردند که عین‌الدوله را می‌اندازد تا اتابک برگردد. ناظم گفت بهبهانی محکم ایستاده است. غائله به بست تجار در بهار ۱۲۸۴ رسید و با قول دولت خوابید. نوز در مهر همان سال به بهانهٔ مذاکره با عثمانی از ایران بیرون رفت."},{"title":"۳. پیکرهٔ کهنه و سرچشمهٔ همدستی دو سید","body":"کسروی سال ۱۲۸۳ را در سایهٔ چیرگی عین‌الدوله آسوده می‌نویسد تا پایان آن. پیکره‌ای از نوز و دیگر بلژیکیان به دست آمد: بزم بال، هر مردی رخت دیگری از رختهای ایران بر تن، نوز عمامه بر سر و عبا بر دوش همچون ملایان. بزم دو سال پیش بود. این زمان مردم از گمرک و بلژیکیان آزرده بودند، بهبهانی از عین‌الدوله رنجیده بود، و کارکنان اتابک از عین‌الدوله کارشکنی می‌کردند. پیکره را در محرم به ملایان دادند. دستاویز این بود که نوز به اسلام استهزا کرده و به علما توهین.\n\nبهبهانی نخست در خانهٔ خود بالای منبر از بدرفتاری نوز گفت و در پایان پیکره را آورد: باید از مظفرالدین شاه برداشتن نوز را خواست. سپس صدرالعلماء، حاجی شیخ مرتضی پسر میرزای آشتیانی، شیخ محمدرضای قمی، و سید احمد طباطبایی برادر طباطبایی پیروی کردند. تا نشستهای محرم به پایان رسید هیاهو بر پا بود و سال ۱۲۸۴ که کسروی جنبش آزادیخواهی را از آن می‌آغازد فرا رسید.\n\nعین‌الدوله به هیاهو ارجی ننهاد. شاه نیز پروا نکرد. نتیجه‌ای در بیرون از ناخشنودی و بدگویی دیده نشد. محرم که تمام شد هیاهو فرو نشست. کسروی می‌گوید دنباله بریده نشد. از همین زمان بود که پیمان همدستی میانهٔ بهبهانی و طباطبایی بسته گردید و جنبش آزادیخواهی سرچشمه گرفت. این داوری کسروی است؛ دنباله را به گفتار دوم می‌سپارد."}],"aftermath":"عکس نوز اتحاد بهبهانی و طباطبایی را آزمود و شیخ فضل‌الله را کنار گذاشت. بازار هنوز به علما نپیوسته بود. فلک قند همان پیوند را ساخت. کسروی سرچشمهٔ جنبش آزادیخواهی را همین همدستی می‌داند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1283,"solarMonth":12,"solarDay":25,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":16},"title":"نطق تاسوعا","text":"افشای عکس بالماسکه و مطالبهٔ خلع نوز."}]},{"id":"dokhtaran-quchan","title":"فاجعه اسارت و فروش دختران قوچان","date":{"solarYear":1284,"solarMonth":4,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":7},"tier":"secondary","category":"political","summary":"تعدیات مالیاتی غلامرضا خان آصف‌الدوله در قوچان پس از آفت ملخ، که دهقانان را وادار به فروش ۲۵۰ دختر خردسال به ترکمن‌ها کرد و در حبل‌المتین افشا شد.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هفدهم","text":"گزارش حبل‌المتین از فروش دختران قوچان، این فاجعه را به مسئله ناموسی و وجدانی ملی بدل کرد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ نامهٔ طباطبایی بمظفرالدینشاه","text":"کسروی در نامهٔ طباطبایی به شاه می‌آورد که دختران قوچان را به جای مالیات فروختند و ده هزار رعیت به خاک روس گریختند."}],"personIds":["ain-al-dowleh"],"personDeeds":{"ain-al-dowleh":"حمایت از والیان فاسد و عدم رسیدگی به مظالم خراسان."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["دختران قوچان","تراژدی قوچان"],"context":"دو واقعهٔ جدا به فاصلهٔ پنج ماه در شمال خراسان، در اذهان یکی شد. بهار و تابستان ۱۲۸۴ وبا و ملخ محصول قوچان را خورد. آصف‌الدوله والی خراسان با شجاع‌الدوله زعفرانلو، حاکم موروثی قوچان، در جنگ قدرت بود. روستاییان بخشودگی خواستند؛ آصف‌الدوله شجاع‌الدوله را برداشت و پسر خود امیرحسین را نشاند. مالیات سخت‌تر شد. جماعتی دختران را به ترکمن فروختند تا خراج بدهند. در ۱۶ آبان سالار مفخم، سردار بجنورد و خویشاوند شجاع‌الدوله، با سران ترکمن هماهنگ کرد تا روستاهای قوچان و بجنورد را غارت کنند و آصف‌الدوله را بی‌لیاقت نشان دهند. دوازده کشته و بیش از شصت اسیر، اغلب زن و دختر. گفتار هفدهم هر دو را می‌گشاید و حبل‌المتین را به سطح ملی می‌برد. کسروی در گفتار دوم متن کامل نامهٔ طباطبایی به شاه را می‌آورد و همین فروش را یکی از حجت‌های مجلس عدالت می‌سازد.","whatHappened":[{"title":"۱. مکتوب خراسان در حبل‌المتین","body":"شمارهٔ ۴۱ سال دوازدهم، ۲۶ تیر ۱۲۸۴، مکتوبی بی‌نام از خراسان چاپ شد:\n\n«دو سال است حاصل خاک آخال و قوچان را ملخ خورده و بین این دو خاک فقط یک کوه بیش نیست... آیا حکومت قوچان شجاع‌الدوله هم در رفع این بلا کوشید و تخفیفی به قوچانی‌های بیچاره داد؟ بلی، اعانه داد که تا قیامت رعیت فراموش نمی‌کنند... اول مامورین را پراکنده کرد به اطراف جهت اخذ مالیات، به جان زارعینی که دو سال است حاصلشان را ملخ خورده... پنجاه شصت نفر را با گلوله تفنگ کشته و چند نفر هم از ترس خود را به چاه و قنات خرابه‌ها انداخته... مابقی پراگنده هجرت به خاک آخال نمودند و تا به حال به قدر دویست و پنجاه نفر دخترهای عزیز خود را به ترکمانها فروختند از پانزده الی چهل تومان که وجه را جهت مالیات به سرکار شجاع‌الدوله بدهند.»\n\nنویسنده حکومت آخال روس را با قوچان قیاس کرد، نامهٔ مالک اشتر را خواند، و میکادوی ژاپن را عادل نامید. جنگ روس و ژاپن همان هفته‌ها ستون حبل‌المتین بود."},{"title":"۲. از فاجعهٔ محلی به شعار عدالتخانه","body":"خود فروش دختران در ولایات قاجار نمونهٔ یگانه نبود. زمانش با انجمن‌های مخفی تهران یکی شد. شب‌نامه‌ها و نامهٔ بعد طباطبایی به شاه همین فقره را دلیل مجلس عدالت کردند: شاه و گدا برابر، تا حکام ولایت دختر رعیت را خراج نکنند. مجلس اول پرونده را دوباره گشود. ورقهٔ تحقیق جدا است."},{"title":"۳. ذکر قوچان در نامهٔ طباطبایی به شاه","body":"کسروی نامهٔ طباطبایی به شاه را در روزهای پس از آشوب مشهد می‌گذارد: شش نسخه از شش راه. متن کامل در نامهٔ طباطبایی به شاه است. در همین گفتار دوم، طباطبایی فروش دختران را به شاه چنین می‌نویسد:\n\n«پارسال دخترهای قوچانی را در عوض سه ری گندم مالیات که نداشتند بدهند گرفته بترکمانها و ارامنهٔ عشق‌آباد بقیمت گزاف فروختند ده هزار رعیت قوچانی از ظلم بخاک روس فرار کردند»\n\nاین بند حجت ناموس است، نه شرح ولایتی. کسروی می‌گوید شاه فلج بود و عین‌الدوله آزادتر؛ پاسخ کوتاهی که به طباطبایی رسید را نزدیک به سخن صدر اعظم می‌داند نه سخن شخص همایون."}],"aftermath":"دختران قوچان ناموس را به وطن دوخت. در بست عدالتخانه و در نامهٔ طباطبایی به شاه این اسم ماند؛ عین‌الدوله والی را نستاند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":4,"solarDay":26,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":17},"title":"انتشار مکتوب خراسان","text":"حبل‌المتین فروش دختران را به خبر ملی بدل کرد."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":8,"solarDay":16,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":7},"title":"غارت هماهنگ سالار مفخم","text":"چپاول روستاهای قوچان و بجنورد و ربودن زنان برای بازار عشق‌آباد."}]},{"id":"sugar-merchants-bastinado","title":"فلک کردن تجار قند توسط علاءالدوله در تهران","date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":21,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":12},"tier":"primary","category":"political","summary":"تنبیه بدنی و چوب‌زدن بازرگانان محترم شکر (سید هاشم قندی) در دارالحکومه تهران با تحریک رشدیه، که به تعطیلی بازار و آغاز مهاجرت صغری انجامید.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ چوب زدن علاءالدوله بپای بازرگانان","text":"کسروی فلک تجار قند را آزار بازار می‌داند که بهبهانی و طباطبایی را به دکانداران نزدیک کرد. مبدأ جنبش را این همدستی می‌گذارد."}],"personIds":["ala-al-dowleh","rushdiyeh","tabatabai","behbahani","seyyed-jamal-vaez"],"personDeeds":{"ala-al-dowleh":"چوب‌زدن تجار قند در دارالحکومه تهران.","rushdiyeh":"تحریک حاکم تهران به تنبیه تجار جهت اتصال بازار به علما.","tabatabai":"حضور در مسجد شاه و تصمیم به خروج به سوی شاه عبدالعظیم.","behbahani":"همراهی در رهبری تظاهرات بازار.","seyyed-jamal-vaez":"منبر مسجد شاه فردای فلک؛ امام‌جمعه او را بابی خواند."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["چوب زدن تجار","فلک تجار قند"],"context":"قند ایران از روس می‌آمد. جنگ ژاپن واردات را کم کرد و بها را برد. در عرف قاجار حاکم محتکر را می‌ترساند تا انبار باز شود. آذر ۱۲۸۴ تهران از عکس نوز، قبرستان بانک و مجتهد کرمان پر بود. احمدخان علاءالدوله حاکم تهران بود، برادر احتشام‌السلطنه، همان که در فارس موج بهایی‌کشی را گرفته بود. کارنامهٔ او سفاک شهره نبود. معمای فلک این است که چرا این مرد در این هفته تجار آبرومند را به چوب بست. گفتار هجدهم راپرت رشدیه را می‌خواند و مسجد شاه را تا دروازهٔ عبدالعظیم می‌برد. کسروی تاریخ را دوشنبه ۲۰ آذر می‌گذارد و انگیزهٔ گرانی را جنگ روس و ژاپن و آشوب روسیه می‌نویسد.","whatHappened":[{"title":"۱. کرمان: بهانهٔ رمضان","body":"ظفرالسلطنه حاج میرزا محمدرضای کرمانی را فلک کرد و به رفسنجان فرستاد. ناظم و مجدالاسلام برای همراهی به درِ شیخ فضل‌الله رفتند و خلعت شنیدند. طباطبایی و بهبهانی عزل ظفرالسلطنه و دلجویی مجتهد را خواستند. امام جمعه با شیخ در صف عین‌الدوله ماند. این ورقه را جدا آورده‌ایم. در فهرست بست، همین فقره ماند."},{"title":"۲. گورستان بانک استقراضی","body":"شیخ فضل‌الله بیع وقف آشتیانی را برای بانک روس امضا کرد. خاکبرداری اجساد وبایی را نمایاند. ۴ آذر عمارت را خراب کردند. عضدالملک فتنه را خواباند. بهبهانی عزل صدراعظم خواست. شب‌نامهٔ فطر علما را به زاویهٔ مقدسه خواند. شهر دو هفته بعد برای چوب قند آماده بود."},{"title":"۳. راپرت رشدیه به شریف کاشانی","body":"ناظم‌الاسلام علاءالدوله را خونخوار خواند و مثال سنگ به کالسکه آورد. همان کتاب می‌گوید اگر چشم از حکومت تهران بپوشیم او را از مؤسسین مشروطه می‌دانیم: رشوه نمی‌گرفت، فاحشه‌خانه می‌بست. انگیزه در نامهٔ رشدیه به عضو باغ میکده روشن‌تر است. واقعات اتفاقیه نوشته است:\n\n«چون تجار و کسبه را دیدم که از آقایان کناره‌گیری دارند، صلاحاً امروز رفتم جناب علاءالدوله حاکم را ملاقات کردم. گفتم: هرچه در اخلال امور صدراعظم اقدامات کردید، اثری ندارد. ولی امروزه می‌توانند به یک اقدام تمام مقاصد خود را نایل شوند. یعنی عین‌الدوله به کلی معزول شود... گفتم: شما حاکم هستید. فردا دو سه نفر از تجار را به یک مستمسکی چوب بزنید تا تجار به علما بگروند. تجار که به علما مع بشوند، صدراعظم معزول می‌شود و مقاصد شما حاصل می‌گردد. فرمود: عاقبت من به کجا می‌رسد؟ گفتم: از حکومت معزول و به صدارت یا وزارت منصوب می‌شوید. قبول کرده، قول داد که فردا اقدام خواهد شد.»\n\nرشدیه کارهای محرمانهٔ حاکم علیه عین‌الدوله را برشمرد تا بداند بی‌خبر نیست. آیا علاءالدوله فقط بازی دربار می‌کرد یا شعلهٔ مشروطه می‌خواست، سند قطع نمی‌کند. هر دو می‌دانستند عین‌الدوله راه هر تغییری را بسته است."},{"title":"۴. خانهٔ حاکم و چوب پدر و پسر","body":"علاءالدوله چند تاجر قند را به خانه خواند. پیری آبرومند چانه زد که خریدش گران شده و حاضر است انبار را رایگان بدهد. حاکم دستور فلک داد. پسر به پای پدر افتاد که به جای او بزنند. هر دو خوردند. چند تاجر دیگر همان روز چوب دیدند. تاریخ ۲۱ آذر ۱۲۸۴ است."},{"title":"۵. مسجد شاه و چماق امام جمعه","body":"فردا بازار به مسجد شاه رفت که تولیتش با ابوالقاسم امام جمعه بود. خواست عزل حاکم بود. طباطبایی و بهبهانی آمدند. شیخ نیامد. کسروی منبر سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی را چنین می‌آورد؛ این مرد اسدآبادی نیست.\n\n«اعلیحضرت شاهنشاه اگر مسلمان است با علمای اعلام همراهی خواهد فرمود و عرایض بیغرضانه علماء را خواهد شنید... و الا اگر...»\n\nامام‌جمعه برآشفت:\n\n«ای سید بیدین، ای لامذهب، بی‌احترامی بشاه کردی. ای کافر، ای بابی، چرا بشاه بد میگویی؟...»\n\nدو سید به کسان خود گفتند دستی درنیاورند. طباطبایی همان شب از جنگ حیدری و نعمتی ترسید و کوچ به عبدالعظیم را گذاشت. متن کامل این هنگامه را در ورقهٔ مسجد شاه آورده‌ایم."},{"title":"۶. هماهنگی شبانه و خروج ۲۳ آذر","body":"همان شب میان خانه‌های بهبهانی و طباطبایی پیک رفت. قرار شد فردا جداگانه از شهر به حرم عبدالعظیم بروند. بازاریان خواستند دکان ببندند؛ دولت تهدید کرد هر که باز نکند تنبیه می‌شود. امام جمعه دم دروازه کشیک گذاشت که آخوند درجه پایین نرود. نرفتند گوش نکردند. تجار دیگ به صحن بردند. شمار متحصنین دست‌کم دو هزار تن شد. عین‌الدوله تولیت مدارس معترضان را به یاران خود داد تا زهرچشم بگیرد. بست صغری از اینجا آغاز شد."},{"title":"۷. کسروی: حاج سیدهاشم قندی و پاسخ عین‌الدوله","body":"کسروی رمضان را تمام‌شده می‌نویسد و مسجدها را تهی، تا علاءالدوله دوباره میدان باز کرد. بها از پنج قرآن به هفت رفته بود. انگیزه را جنگ روس و ژاپن و آشوب روسیه می‌داند، چون قند از روسیه می‌آمد. می‌گوید عین‌الدوله از بست گمرکی تجار در اردیبهشت دل‌آزرده بود، کینه می‌جست و چشم علما را هم می‌ترساند.\n\nدوشنبه ۲۰ آذر، چهاردهم شوال، هفده تن به دارالحکومه خوانده شدند. کسانی که قندفروش نبودند نیز فلک شدند. حاج سیدهاشم قندی، بازرگان سالخورده و بانی سه مسجد، گفت قرارداد نبسته و صد صندوق پیشکش می‌کند. منشی سعدالدوله آمد که پاسدارانه رفتار شود. علاءالدوله برآشفت. حاج سید اسماعیل‌خان سرهنگ توپخانه تعظیم نکرد. هر دو را فلک کردند. پسر حاج سیدهاشم خود را روی پای پدر انداخت؛ پانصد چوب به پای پسر زدند. چوب‌خوردگان را سر سفره نشاندند.\n\nسعدالدوله نزد عین‌الدوله رفت که حاکم به کار بازرگانان درآمده. کسروی پاسخ صدر را چنین می‌آورد: کار با پرگویی خود او بوده.\n\nبازار پسین همان روز به مسجد شاه ریخت. هنگامهٔ مسجد شاه همان پل را تا خروج می‌برد. خادم راپرت رشدیه را انگیزهٔ دربار می‌خواند؛ کسروی دستور عین‌الدوله را."}],"aftermath":"چوب قند بازار را به دو سید دوخت. کرمان و قبرستان بانک سوخت این چوب بودند. هجرت صغری فردای مسجد شاه است. کسروی گرانی را از جنگ روس و ژاپن می‌نویسد و فلک را دستور عین‌الدوله پس از پرگویی سعدالدوله.","chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":4,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":25},"title":"بلوای گورستان بانک","text":"تخریب عمارت استقراضی دو هفته پیش از فلک تجار."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":21,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":12},"title":"فلک تجار قند","text":"خادم: ۲۱ آذر. کسروی: دوشنبه ۲۰ آذر؛ حاج سیدهاشم و پانصد چوب پسر."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":22,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":13},"title":"غوغای مسجد شاه","text":"خطبهٔ سید جمال و هجوم دارودستهٔ امام جمعه."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":23,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":14},"title":"عزیمت به عبدالعظیم","text":"آغاز هجرت صغری."}]},{"id":"masjid-shah-1323","title":"هنگامهٔ مسجد شاه و منبر سید جمال واعظ","date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":22,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":13},"tier":"secondary","category":"political","summary":"فردای فلک تجار قند، بازار به مسجد شاه رفت. سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی بر منبر شرط مسلمانی شاه را گفت و حاج میرزا ابوالقاسم امام‌جمعه او را بابی خواند. دو سید همان شب کوچ به عبدالعظیم را گذاشتند.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ پیش آمد مسجد شاه","text":"کسروی منبر سید جمال واعظ اصفهانی را در مسجد شاه می‌آورد، و فریاد امام‌جمعه را که او را بی‌دین و بابی خواند. نامه‌ای را که هوادار شیخ فضل‌الله کتک دو سید را بزرگ نموده دروغ می‌شمارد."}],"personIds":["tabatabai","behbahani","seyyed-jamal-vaez"],"personDeeds":{"tabatabai":"از جنگ حیدری و نعمتی ترسید و کوچ به عبدالعظیم را جلو انداخت.","behbahani":"با طباطبایی همراهان را از دست برداشتن بازداشت.","seyyed-jamal-vaez":"بر منبر گفت اگر شاه مسلمان است با علما همراهی خواهد کرد."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["مسجد شاه ۱۳۲۳","غوغای مسجد شاه","منبر سید جمال واعظ"],"context":"فردای فلک تجار قند، بازار به مسجد شاه رفت. تولیت با حاج میرزا ابوالقاسم امام‌جمعه بود، داماد شاه. کسروی این هنگامه را پل میان چوب و خروج به عبدالعظیم می‌نویسد.","whatHappened":[{"title":"۱. منبر سید جمال واعظ و فریاد امام‌جمعه","body":"سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی، که با سید جمال اسدآبادی یکی نیست، بر منبر رفت و گفت:\n\n«اعلیحضرت شاهنشاه اگر مسلمان است با علمای اعلام همراهی خواهد فرمود و عرایض بیغرضانه علماء را خواهد شنید... و الا اگر...»\n\nامام‌جمعه برآشفت:\n\n«ای سید بیدین، ای لامذهب، بی‌احترامی بشاه کردی. ای کافر، ای بابی، چرا بشاه بد میگویی؟...»\n\nسید جمال پاسخ داد که بی‌احترامی نکرده و کلمهٔ «اگر» معنا دارد. امام‌جمعه کسان خود را خواند که بزنند. دو سید به همراهان گفتند دستی درنیاورند."},{"title":"۲. تصمیم کوچ","body":"طباطبایی همان شب گفت اگر در شهر بمانند عین‌الدوله امام‌جمعه را به جنگ حیدری و نعمتی برانگیزد، و اگر به تجار نپیوندند خواهند گفت ملایان قند را گران کردند. پس بهتر است چند روزی در شهر نباشند و به عبدالعظیم بروند."}],"aftermath":"خروج فردا بست صغری شد. کسروی نامهٔ هوادار شیخ فضل‌الله را که کتک دو سید را بزرگ می‌نماید دروغ می‌شمارد."},{"id":"kerman-ulama-protest","title":"فلک حاج میرزا محمدرضای کرمانی و اعتراض علمای تهران","date":{"solarYear":1284,"solarMonth":7,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":10},"tier":"secondary","category":"political","summary":"ظفرالسلطنه مجتهد کرمان را فلک کرد و به رفسنجان تبعید نمود. طباطبایی و بهبهانی اعتراض کردند؛ شیخ فضل‌الله خلعت وعده داد و همراهی نکرد.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هجدهم","text":"خادم آشوب شیخی و بالاسری کرمان را بهانهٔ موج تازه در رمضان تهران می‌داند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ آشوب کرمان","text":"کسروی مردم کرمان را شیخی و متشرع می‌داند و کار ظفرالسلطنه را درست می‌شمارد. می‌گوید داستان چنان‌که رخ داده بود به تهران نرسید و منبر رمضان دو سید را یکصدا کرد. شیخ فضل‌الله همراهی نکرد."},{"sourceId":"nazem","locus":"دیدار با شیخ فضل‌الله نوری","text":"ناظم گفتگوی رد مدارس و ضرورت چوب و فلک را از زبان شیخ ثبت کرده است."}],"personIds":["tabatabai","behbahani","sheikh-fazlollah"],"personDeeds":{"tabatabai":"عزل ظفرالسلطنه و دلجویی از مجتهد کرمان را وعده داد و ناظم را نزد شیخ فرستاد.","behbahani":"به اعتراض رمضان پیوست و بعد دلجویی میرزا محمدرضا را در فهرست بست نشاند.","sheikh-fazlollah":"همراهی را به خلعت فروکاست و گفت برای یک آخوند چوب‌خورده مملکت را به هم نیندازید."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["فلک حاج میرزا محمدرضا","مجتهد کرمان"],"context":"آشوب کرمان دعوای شیخی و بالاسری بود، نه برنامهٔ مشروطه. پس‌لرزه‌اش در تهران بهانهٔ موج تازه شد، چون عکس نوز خوابیده بود. گفتار هجدهم این حلقه را به فلک تجار می‌دوزد. کسروی در گفتار دوم همان آشوب را دستاویز رمضان دو سید می‌نویسد و داوری خود را از روایت تهران جدا می‌کند.","whatHappened":[{"title":"۱. فلک حاج میرزا محمدرضا","body":"رکن‌الدوله مالیات کرمان را سر موعد به صندوق جدید دولت نداد. مباشری شیخی گماشت. بالاسری‌ها مسجد موقوفهٔ شیخی را گرفتند. دولت در غیاب شاه، به دست محمدعلی میرزا ولیعهد، رکن‌الدوله را برداشت و ظفرالسلطنه را فرستاد. حاکم جدید آخوندهای فتنه را فلک کرد و حاج میرزا محمدرضا را، مجتهد برگشته از نجف و شاگرد آخوند خراسانی، به رفسنجان تبعید نمود. تلگراف به تهران در رمضان رسید."},{"title":"۲. رد شیخ فضل‌الله","body":"ناظم‌الاسلام و مجدالاسلام به امر طباطبایی نزد شیخ فضل‌الله رفتند. ناظم گفت:\n\n«حاج میرزا محمدرضا باعث فتنه و شرارت بود، او را تنبیه نمودند. شما هم اگر اقدامی بر ضد دولت کنید تبعید و منفی خواهید گردید.»\n\nمجدالاسلام ریاست کرمان را از ریاست شیخ در تهران بالاتر خواند و گفت امروز ظفرالسلطنه او را چوب زد، فردا عین‌الدوله شما را طناب می‌اندازد. شیخ خلعت وعده داد. مجدالاسلام گفت طباطبایی عزل ظفرالسلطنه را وعده کرده است. شیخ گفت:\n\n«ما اهالی ایران شاه لازم داریم، عین‌الدوله لازم داریم. چوب و فلک و میرغضب لازم داریم. ملا و غیرملا، سید و غیرسید، باید در اطاعت حاکم و شاه باشند. برای یک نفر آخوند که چوب خورده است نمی‌توان مملکتی را به هم انداخت... ناظم‌الاسلام تو را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟»\n\nمجدالاسلام مشروطه را مشروعه خواند. شیخ ابراهیم عینکی گفت امشب آمدند بپرسند همراهی هست یا نه. شیخ گفت مزاح بود. همراهی نکرد. امام جمعه با او در صف عین‌الدوله ماند؛ خطبهٔ عقد دختر مطلقهٔ شاه را شیخ خواند و امام جمعه داماد شد."},{"title":"۳. کسروی: شیخی و متشرع، چوب ظفرالسلطنه، منبر رمضان","body":"کسروی مردم کرمان را دو دسته می‌داند: شیخیان کریمخانی و متشرعان بالاسری. شیخ برینی به شهر آمد و در منبر به شیخیان تاخت. رکن‌الدوله او را بیرون کرد. مردم بازگشتش را خواستند و حکمران ناچار پذیرفت. حاج میرزا محمدرضا، مجتهد برگشته از نجف، با او همدست شد تا مسجد موقوفهٔ شیخیان را بگیرند. پیروان به خانه‌های یهودیان ریختند و خمره‌ها را شکستند.\n\nمحمدعلی‌میرزا در غیاب شاه نیابت داشت. رکن‌الدوله را برداشت و ظفرالسلطنه را فرستاد. کسروی می‌گوید مجتهد به بهانهٔ زیارت مشهد آتش را تیزتر کرد. سرباز به خانه‌اش رفت؛ دو تن تیر خوردند. حاج میرزا محمدرضا و سه ملا را فلک کردند و به رفسنجان تبعید کردند.\n\nکسروی کار ظفرالسلطنه را درست می‌داند. می‌گوید در تهران گناه بزرگ شمرده شد، چون داستان چنان‌که رخ داده بود نرسید و خویشان مجتهد نامه را به دلخواه خود نوشتند. چهارشنبه ۲۴ آبان، هفدهم رمضان، منبرهای تهران گرم شد. طباطبایی خود به منبر رفت و مردم را گریاند. صدرالعلماء نیز. در مسجد کهنهٔ سپهسالار، به دستور بهبهانی، واعظی همان ماجرا را گفت. شیخ فضل‌الله و علمایی که با دو سید همدست نبودند همراهی نکردند. دولت ظفرالسلطنه را بازخواند. شب بیست‌وپنجم رمضان بهبهانی به خانهٔ طباطبایی آمد و پیمان همدستی استوارتر شد. بازگرداندن حاج میرزا محمدرضا سپس یکی از هشت خواست هجرت صغری شد."}],"aftermath":"طباطبایی و بهبهانی بر سر مجتهد کرمان یکصدا شدند. دلجویی از میرزا محمدرضا یکی از خواست‌های بست عدالتخانه شد. کسروی کار ظفرالسلطنه را درست می‌داند و بهره‌برداری رمضان را کار دو سید می‌شمارد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":7,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":10},"title":"فلک و تبعید مجتهد کرمان","text":"ظفرالسلطنه حاج میرزا محمدرضا را از شهر بیرون کرد؛ اعتراض دو سید در رمضان تهران."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":8,"solarDay":24,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":15},"title":"منبرهای تهران","text":"کسروی: چهارشنبه ۲۴ آبان، ۱۷ رمضان؛ طباطبایی خود منبر رفت. شیخ فضل‌الله پروا نکرد."}]},{"id":"esteqrazi-bank-cemetery","title":"تخریب عمارت بانک استقراضی بر گورستان وقفی تهران","date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":4,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":25},"tier":"secondary","category":"political","summary":"شیخ فضل‌الله بیع زمین وقف آشتیانی را برای بانک روس امضا کرد. خاکبرداری اجساد وبایی را نمایاند و جماعت عمارت نیمه‌کاره را خراب کردند.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار هجدهم","text":"خادم بلوای ۴ آذر را پس‌لرزهٔ امضای هفتصد تومانی شیخ و مقدمهٔ فلک تجار می‌خواند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ ویرانی سرای بانک","text":"کسروی بها را هفتصد و پنجاه تومان می‌نویسد و ویران کردن ساختمان نو را ستودنی نمی‌داند. بهره‌برداری دو سید را می‌ستاید، چون از قدر شیخ فضل‌الله کاست."}],"personIds":["tabatabai","behbahani","sheikh-fazlollah","ain-al-dowleh"],"personDeeds":{"tabatabai":"از امضای بیع شبهه‌ناک سر باز زد و غائله را با وساطت عضدالملک خواباند.","behbahani":"از عضدالملک عزل عین‌الدوله خواست.","sheikh-fazlollah":"در برابر هفتصد تومان فروش وقف را امضا کرد و هدف منبر ۴ آذر شد.","ain-al-dowleh":"جرأت قوهٔ قهریه نداشت؛ غائله تا فطر کشید."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["گورستان بانک استقراضی","تخریب عمارت بانک روس"],"context":"مسجد و گورستان کهنه در محله‌ای از تهران، تولیت قدیم میرزا حسن آشتیانی، سال‌ها مخروبه و انبار زغال. بانک استقراضی روس زمین می‌خواست برای خانهٔ رئیس. فقه تبدیل به احسن راه فروش وقف بایر را باز می‌گذارد. گفتار هجدهم ۴ آذر را بلوای قبر می‌خواند. کسروی فروش وقف از کار افتاده را رسم دیرین برخی علما می‌داند و رقم شیخ را هفتصد و پنجاه تومان می‌نویسد.","whatHappened":[{"title":"۱. امضای هفتصد تومانی شیخ","body":"تاجری مدعی بود زمین را در حیات آشتیانی خریده است. طباطبایی و بهبهانی به شبهه امضا نکردند. بانک هفتصد تومان به شیخ فضل‌الله داد. او به عنوان اعلم تهران بیع را امضا کرد. این حرکت او را بالای مجتهد مرده نشاند و کدورت با طباطبایی را تیره کرد."},{"title":"۲. نبش قبر و تخریب عمارت","body":"در وبا، اهل محله مرده را بی‌اجازه در گورستان متروک خاک کرده بودند. کارگران بانک اجساد تازه را به چاه ریختند. ۲۷ رمضان ۱۳۲۳، برابر ۴ آذر ۱۲۸۴، واعظی از دارودستهٔ دو سید بر منبر فریاد کرد روس کافر جنازهٔ مسلمان را بی‌حرمت کرده و تقصیر از شیخ است که وقف دیگران را فروخته. نزدیک هزار تن ساختمان نیمه‌کاره را با دست خراب کردند. دولت جرأت قوه نداشت. عضدالملک، ریش‌سفید ایل، غائله را خواباند. فروش را همچنان غیرشرعی خواندند. بهبهانی از عضدالملک عزل عین‌الدوله خواست؛ طباطبایی بازگشت اتابک را نخواست."},{"title":"۳. شب‌نامهٔ فردای فطر","body":"۹ آذر در واقعات اتفاقیه شریف کاشانی ورقه‌ای آمده که جواب شبنامهٔ رمضان است. هواخواهان ملت وزرا را یک‌به‌یک ناسزا گفتند و علما را به مسجد یا زاویهٔ مقدسه خواندند:\n\n«اگر علمای امت می‌گویند که طالب مجلس عدالت هستند، یک دل و یک جهت با طلاب و سادات، کفن به گردن قرآن به دست به مسجدها حاضر شوند یا عزیمت به زاویه مقدسه... مسلماً سرباز و توپچی مسلمان شلیک به شماها و قرآن نخواهند کرد.»\n\nدو هفته بعد علاءالدوله تجار قند را فلک کرد."},{"title":"۴. کسروی: هفتصد و پنجاه تومان و ویرانی شنبه","body":"کسروی زمین را مدرسهٔ چال و گورستان کهنه پشت بازار کفشدوزان می‌داند. بانک مستشارالتجار را میانجی کرد. نخست نزد طباطبایی آمدند؛ او نخرید. سپس نزد شیخ فضل‌الله رفتند. کسروی بها را هفتصد و پنجاه تومان می‌نویسد. خادم هفتصد تومان.\n\nاز تاریخ بیداری، کسروی پیام طباطبایی به رئیس بانک را چنین می‌آورد:\n\n«زمین قبرستان و مدرسه را خراب کردن بهیچ قانونی مشروع نیست. نخواهم گزاشت که این زمین در تصرف شما بماند و عمارت بنا کردن در این مکان تضییع پول خودتانست.»\n\nپاسخ رئیس بانک:\n\n«من از مستشارالتجار خریدم، و او نوشتجات معتبر در دست دارد.»\n\nطباطبایی به مشیرالدوله و مشیرالسلطنه نامه نوشت. رونویس قبالهٔ شیخ را فرستادند. استخوان زن تازه‌مدفون به چاه رفت. میرزا مصطفی آشتیانی ویرانی را به گردن گرفت. شنبه ۴ آذر، ۲۷ رمضان، در مسجد خازن‌الملک حاج شیخ محمد واعظ منبر رفت و گفت:\n\n«فعلا کاریکه از ما ساخته است اینست که زحمت دو قدم راه را بر خود گزارده زیارتی از اموات و اجداد خود بکنید، بلکه یک وداع آخرین از قبور و استخوانهای آنان بنمایید، و فاتحه بر آنها بخوانید، و ارواح آنها را شاد کنید...»\n\nدو ساعت نکشید که سرای نیمه‌ساز فروریخت. گفته‌اند چهل مرد و بیست زن هر یک سه تومان مزد گرفتند. کسروی ویران کردن ساختمان نو را ستودنی نمی‌داند. بهره‌برداری سیاسی دو سید را می‌ستاید، چون نیرو افزود و از قدر شیخ فضل‌الله کاست. شاه دستور داد زیان بانک پرداخته شود و به علما کاری نباشد."}],"aftermath":"قبرستان بانک شهر را پیش از چوب قند گرم کرد. صف شیخ و امام جمعه از دو سید جدا ماند. کسروی فروش وقف بایر را رسم کهنه می‌داند. ویرانی ساختمان را نمی‌ستاید، مگر از آن جهت که در نبرد دو سید با شیخ نیرو افزود.","chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":4,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":25},"title":"تخریب عمارت بانک","text":"شورش بر سر نبش قبر و امضای شیخ فضل‌الله. کسروی: دو ساعت؛ شنبه ۴ آذر."}]},{"id":"bast-soghra-abdolazim","title":"هجرت صغری و تحصن در حرم شاه عبدالعظیم","date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":23,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":14},"endDate":{"solarYear":1284,"solarMonth":10,"solarDay":22,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":12},"tier":"primary","category":"political","summary":"خروج بیش از دو هزار تن از علما، طلاب و سران اصناف از تهران به شهرری و اقامت یک‌ماهه تا اخذ دستخط تأسیس عدالتخانه دولتی.","citations":[{"sourceId":"nazem","locus":"بست عبدالعظیم","text":"ناظم‌الاسلام روزشمار بست‌نشینی و فرآیند تغییر تقاضاها به سمت عدالتخانه را ثبت کرده است."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ رفتن علما به عبدالعظیم","text":"کسروی هجرت صغری و بست عدالتخانه را یک ماه می‌داند. کوچ را پس از مسجد شاه می‌نویسد و نخستین شعار زنده باد ملت ایران را از بازگشت ۲۲ دی می‌آورد."}],"personIds":["tabatabai","behbahani","ain-al-dowleh","malek-al-motekallemin","yahya-dowlatabadi","mozaffar-person"],"personDeeds":{"tabatabai":"رهبری معنوی مهاجران در زاویه مقدسه.","behbahani":"مذاکره و ایستادگی بر مطالبات در برابر دربار.","malek-al-motekallemin":"تأمین مالی و تدوین تعریف عدالتخانه به مثابه مجلس ملی.","yahya-dowlatabadi":"اصلاح عریضه و وارد کردن بند قانون در تقاضاها.","ain-al-dowleh":"مقاومت و تلاش برای شکستن تحصن.","mozaffar-person":"صدور دستخط تأسیس عدالتخانه دولتی."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["هجرت صغری","بست شاه عبدالعظیم","بست صغری"],"context":"در ۲۳ آذر ۱۲۸۴ دو سید با طلاب و تجار به زاویهٔ عبدالعظیم رفتند. هویت بست هنوز مشروطه نبود. تقاضاها خرد بود: عزل علاءالدوله، دلجویی مجتهد کرمان، عزل نوز، بازگرداندن تولیت مدارس، تنبیه عسکر گاریچی، لغو مالیات تمبر بر مستمری علما. انجمن‌های مخفی آمدند که این فهرست را به حکومت قانون بکشند. گفتار نوزدهم یک ماه بست، دستخط، بازگشت و شکست عدالتخانه را تا جلسهٔ ۸ اردیبهشت می‌برد. کسروی هجرت صغری و بست عدالتخانه را دو نام برای یک ماه می‌داند.","whatHappened":[{"title":"۱. تقاضاهای صنفی و ورود انجمن‌ها","body":"عین‌الدوله تولیت مدرسهٔ خان مروی را از خاندان آشتیانی گرفت. عسکر گاریچی امتیاز کالسکهٔ جادهٔ تهران قم داشت و شایعهٔ دست‌درازی به زن مسافر به نامش بود. مالیات ده درصدی نوز بر حقوق دیوانی به علما هم می‌خورد. تا باغ میکده و انجمن مخفی داخل صحن نشدند، سخن از مجلس نبود. ملک‌المتکلمین از سالارالدوله، پسر سوم شاه و حاکم غرب، پول غذا گرفت؛ هوس تاج، نه مشروطه. شیخ مهدی، پسر شیخ فضل‌الله، برخلاف پدر به متحصنین پیوست."},{"title":"۲. لوایح بی‌نام به دو سید","body":"۵ دی در صحن عریضه‌ای به بهبهانی پخش شد؛ ۸ دی عریضه‌ای به طباطبایی. هر دو در واقعات اتفاقیه است. متن کامل را در ورقهٔ لوایح آورده‌ایم. مضمون اول تهدید محترمانه است: در سرما آمدید، چرا عرایض را اعلام نمی‌کنید؛ صبر ما حد دارد. مضمون دوم این است که سواد مستدعیات را از دست سید عبدالحسین روضه‌خوان و عضدالدوله خوانده‌اند و می‌گویند تعدی حکام و مواجب سرباز در عریضه نیست. دولت‌آبادی‌ها نامهٔ علما برای سفیر عثمانی را دیدند و مأیوس شدند. یحیی پیش از تحویل، سطر «قراردادی در اصلاح کلیه امور با رعایت حقوق علما» را افزود. ملک‌المتکلمین شرح نوشت:\n\n«مراد از قرارداد در اصلاح کلیه امور، تاسیس دیوان عدالتی است بر طبق شرع مقدس اسلام از روی کتاب و تشکیل یک مجلس مشورتخانه ملی برای اجرای قانون مساوات در تمام بلاد ایران که فرق فیمابین وضیع و شریف گذارده نشود و هر ذیحق به حق خود برسد.»"},{"title":"۳. شام ۲۰ دی و دستخط عدالتخانه","body":"عین‌الدوله امیرخان سردار، برادرزاده، را حاکم عبدالعظیم کرد. ۲۰ دی ابوالقاسم طباطبایی، میرزا مصطفی آشتیانی، میرزا محسن و اعتمادالاسلام دامادهای بهبهانی به شام رفتند و با صدراعظم روبه‌رو شدند. علاءالدوله از پیش استعفا داده بود. عین‌الدوله تنبیه گاریچی و لغو مالیات درآمد را وعده داد و گفت دستخط عدالتخانه می‌گیرد. چهار نفر باغ میکده به طباطبایی پیغام دادند به قول قانع نشوید تا متن برسد. دستخط دو پاره است: نامه به علما و فرمان به اتابک. هر دو را در ورقهٔ دستخط جدا آورده‌ایم. ۲۲ دی تحصن تمام شد و مهاجران به شهر برگشتند."},{"title":"۴. ابهام عدالتخانه و تهدید خشونت","body":"شاه گفت عدالتخانه در تمام ممالک محروسه دایر شود و کتابچه را خود دولت بنویسد. اگر معنی‌اش عدلیهٔ ولایتی باشد، آن صندوق از قدیم تعارفی بود. انقلابیون حکومت قانون می‌خواستند. خادم می‌گوید بخشی از ابهام از خود بدنه است، بخشی از دربار که نمی‌دانست چه می‌فروشد. در بست خونی نریخت. مساوات و چند تن باغ میکده تهدید کردند اگر دو سید بی‌دستاورد برگردند آن‌ها را می‌کشند؛ ناظم این را نوشته است. روز آخر زنی عریضه به کالسکهٔ شاه داد و در دالان وزیر دربار نامهٔ دوم رسید. ناظم هر دو را تهدید قتل می‌داند: یکی از انجمن مخفی، یکی از ابراهیم صحاف‌باشی باغ میکده. متن نامه‌ها نمانده است."},{"title":"۵. بازگشت، تبعید سعدالدوله، تبعید سید جمال","body":"مردم چراغانی کردند. عین‌الدوله جواد سعدالدوله وزیر تجارت را که طرف تجار چوب‌خورده بود به یزد فرستاد. سید جمال را خواست به مشهد بفرستد؛ طباطبایی وساطت کرد. سرانجام ۲ اسفند، پیش از محرم، واعظ به قم رفت تا منبر محرم تهران خاموش بماند. محرم و صفر جز منبر شیخ‌الرئیس در اسناد انگلیس جنجال تازه نداشت. علما منتظر عدالتخانه ماندند."},{"title":"۶. کمیسیون نظامنامه که به جایی نرسید","body":"شاه کمیسیونی برای کتابچهٔ عدالتخانه گذاشت. دولت‌آبادی‌ها آن را بازی وقت می‌دانستند. احتشام‌السلطنه از برلین اواسط دی رسید، درست وقتی برادرش استعفا می‌داد. با صنیع‌الدوله، مخبرالسلطنه، مشیرالملک و موتمن‌الملک هستهٔ جدی کمیسیون شدند. آدمیت از طرح دو مجلس تحقیق و اجرا سخن گفته؛ فرمانش منتشر نشده. شاه ایراد گرفت و طرح مرد. همان چهار تن چند ماه بعد نظامنامهٔ انتخابات مجلس را نوشتند."},{"title":"۷. جلسهٔ ۸ اردیبهشت در دربار","body":"احتشام طباطبایی را با متن تمرین‌شده نزد عین‌الدوله برد تا عدالتخانه فراموش نشود. صدراعظم دعوت علما را پس گرفت و ۸ اردیبهشت رجال را خواند که بگویند عدالتخانه به مصلحت هست یا نه. امیربهادر گفت حکم آخر با شاه است و گوشمال بی‌چون‌وچرا. احتشام مشروطه را به نام خواند. حاجب‌الدوله گفت زیر بار مشروطیت نمی‌رویم. ناصرالملک گفت هنوز زود است. متن خاطرات در ورقهٔ کمیسیون است. فردا شاه احتشام را رئیس کمیتهٔ مرز عثمانی کرد: تبعید محترمانه. ۲۴ اردیبهشت شاه سکته کرد و نیمهٔ چپ فلج شد."},{"title":"۸. کسروی: همدستی دو سید و خروج پس از مسجد شاه","body":"کسروی آغاز جنبش را همدستی دو سید در آغاز ۱۲۸۴ می‌داند، نه چوب قند تنها. از تاریخ بیداری می‌آورد که طباطبایی به معتمدالاسلام رشتی گفت:\n\n«اگر جناب آقا سید عبدالله مقصود را تبدیل کنند و غرض شخصی در کار نباشد من همراه خواهم بود.»\n\nبهبهانی پاسخ داد:\n\n«همان آقای طباطبایی با من باشد مرا کافی است، شیخ عبدالنبی که قابل و داخل آدمی نیست. حاجی میرزا ابوطالب هم اگر مخالفت نکند مرا بس است. اما حاجی شیخ فضل الله این ایام گرم عین‌الدوله است چند روز دیگر او هم مأیوس خواهد شد.»\n\nکسروی کسانی را که می‌گویند دو سید معنی مشروطه را نمی‌دانستند و در عبدالعظیم یا سفارت این لفظ را به دهانشان انداختند خوار می‌شمارد. می‌گوید تودهٔ بازاری نمی‌دانست؛ پیشروان می‌دانستند.\n\nشب هنگامهٔ مسجد شاه، طباطبایی به حاضران خانه‌اش گفت کار را یکسره کنند و کوچ را جلو اندازند:\n\n«اکنون که باینجا رسید کار را یکسره گردانیم، و آن را که میخواستیم سه ماه دیگر کنیم جلو اندازیم. ما اگر فردا در شهر بمانیم عین‌الدوله، امامجمعه و مردم را بکار برانگیزد، و باشد که میانه کسان ما با کسان امامجمعه زد و خورد پیش آید، و آنگاه هنگامهٔ حیدری و نعمتی و جنگ دو کوی برپا گردد، و خواست ما از میان رود. از آنسوی پای بازرگانان در میانست. ما اگر بآنان پشتیبانی ننماییم، که شاینده نخواهد بود، و اگر نماییم خواهند گفت ما میخواستیم قند ارزان گردد و ملایان نگزاردند، و باین بهانه بهای خوردنیها را بالا خواهند برد، و ببهانه ایمنی شهر و جلوگیری از آشوب، بسیاری را گرفته و از شهر بیرون خواهند گردانید. پس بهتر است چند روزی در شهر نباشیم و بعبدالعظیم برویم»\n\nکسروی خروج را چهارشنبه ۲۲ آذر، ۱۶ شوال، می‌نویسد. خادم ۲۳ آذر آورده است."},{"title":"۹. کسروی: کوچندگان، بنکدار، سفیر عثمانی، هشت خواست","body":"کسروی نام کوچندگان را چنین می‌آورد: بهبهانی با خاندان، طباطبایی با خاندان، حاج شیخ مرتضی، صدرالعلماء، سید جمال‌الدین افجه‌ای، میرزا مصطفی، شیخ محمد صادق کاشانی، شیخ محمد رضای قمی. سپس طلبه‌های صدر و دارالشفا پیوستند. روی‌هم دو هزار تن. از بازرگانان جز چند تن نبودند. هزینه با حاج محمدتقی بنکدار و برادرش حاج حسن، از پول بازرگانان. براون سی هزار تومان از هواخواهان امین‌السلطان گفته؛ کسروی نقل می‌کند. چهارصد تومان از سالارالدوله به طباطبایی رسید. پول محمدعلی را براون گفته و کسروی آگاه نیست. شیخ مهدی پسر شیخ فضل‌الله از پدر برید و پیوست.\n\nامیر بهادر با دویست سوار آمد که علما را به بهانهٔ دیدار شاه ببرد. پرده دریدند و مردم صحن را گرفتند. سید احمد طباطبایی را امین فرستادند و سپس بدگمان شدند. راه میانجی سفیر عثمانی بود. هشت خواست کسروی این است: نبودن عسکر گاریچی در راه قم؛ بازگرداندن حاج میرزا محمدرضا از رفسنجان به کرمان؛ بازگرداندن تولیت مدرسهٔ خان مروی به حاج شیخ مرتضی؛ بنیاد عدالتخانه در همه جای ایران؛ روان گردانیدن قانون اسلام به همگی مردم کشور؛ برداشتن مسیو نوز از سر گمرک و مالیه؛ برداشتن علاءالدوله از حکمرانی تهران؛ کم نکردن تومانی ده‌شاهی از مواجب و مستمری. کتاب آبی از چاپ دادخواهی یاد می‌کند؛ کسروی از آن چاپ آگاه نیست.\n\nعین‌الدوله به شاه گفت:\n\n«اطاعت میکنم لیکن عودت آنان موقوف است بر مقدماتیکه همین دو سه روزه بعمل خواهد آمد.»\n\nعریضهٔ او تمبر و گاریچی را پیش انداخت و عدالتخانه را بند چهارم کرد. متن دستخط در دستخط عدالتخانه است."},{"title":"۱۰. کسروی: بازداشت چهار نماینده، زنان، بازگشت ۲۲ دی","body":"شب ۲۰ دی چهار نماینده در خانهٔ عین‌الدوله ماندند: میرزا ابوالقاسم پسر طباطبایی، میرزا مصطفی آشتیانی، میرزا محسن، سید علاءالدین داماد بهبهانی. بازار بست. زنان گرد کالسکهٔ شاه فریاد زدند:\n\n«ما آقایان و پیشوایان دین را میخواهیم... عقد ما را آقایان بسته‌اند، خانه‌های ما را آقایان اجاره میدهند... ای شاه مسلمان بفرما رؤسای مسلمانان را احترام کنند... ای پادشاه اسلام اگر وقتی روس و انگلیس با تو طرف شوند شصت کرور ملت ایران، بحکم این آقایان جهاد میکنند...»\n\nعلاءالدوله به سید حسن صاحب‌الزمانی گفت:\n\n«ای سید مفسد آخر کار خودت را کردی!»\n\nشاه به عین‌الدوله گفت:\n\n«البته مقاصد آقایان را اجرا دارید و آنها را تا فردا بیاورید بشهر، و الا من خودم میروم و آنها را میآورم،»\n\nآدینه ۲۲ دی، ۱۹ ذی‌قعده، کالسکهٔ شش‌اسبه. حاج شیخ محمد واعظ دستخط را خواند. مردم گفتند زنده باد پادشاه اسلام و زنده باد ملت ایران. کسروی از تاریخ بیداری می‌آورد که این نخستین بار شعار «زنده باد ملت ایران» بود. در گلستان شاه گفت خود پیش از درخواست علما عدالتخانه می‌خواست. طباطبایی پاسخ داد مشیرالدوله و مشیرالسلطنه هر دو آنجایند و او بارها گفته و نامه نوشته. اروپا عدالتخانه را پارلمان خواند. علاءالسلطنه در لندن شورش را دروغ خواند. یک ماه بود. همین روایت در بست عدالتخانه آمده است."}],"aftermath":"دستخط آمد و نهاد نیامد. بست صغری عدالتخانه را بر کاغذ نشاند. نامهٔ طباطبایی به شاه، تبعید رشدیه و هجرت کبری ادامهٔ همین شکست است. کسروی این ماه را با بست عدالتخانه یکی می‌داند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"solarDay":23,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":14},"title":"شروع بست","text":"خروج علما و اصناف به شاه‌عبدالعظیم."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":10,"solarDay":5,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":26},"title":"لایحه به بهبهانی","text":"اعلامیهٔ بی‌نام در صحن حرم."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":10,"solarDay":22,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":12},"title":"دستخط و بازگشت","text":"پایان هجرت صغری پس از صدور فرمان عدالتخانه. کسروی: آدینه ۲۲ دی؛ نخستین «زنده باد ملت ایران»."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":2,"solarDay":8,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":28},"title":"نطق احتشام در دربار","text":"نامیدن مشروطه در جمع رجال."}]},{"id":"anonymous-lawaieh-to-ulama","title":"لوایح بی‌نام خطاب به بهبهانی و طباطبایی در صحن عبدالعظیم","date":{"solarYear":1284,"solarMonth":10,"solarDay":5,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":26},"tier":"secondary","category":"political","summary":"دو عریضهٔ گمنام در ۵ و ۸ دی در حرم پخش شد که دو سید را به اعلام عرایض حقه و ذکر تعدی حکام خواند و به خشونت تهدید کرد.","citations":[{"sourceId":"sharif-kashani","locus":"واقعات اتفاقیه؛ دی ۱۲۸۴","text":"شریف کاشانی هر دو لایحه را کامل نقل کرده است."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار نوزدهم","text":"خادم این کاغذها را فشار انجمن‌های مخفی بر رهبران اسمی بست می‌داند."}],"personIds":["tabatabai","behbahani"],"personDeeds":{"tabatabai":"مخاطب عریضهٔ ۸ دی شد که فهرست خرد مستدعیات را سرزنش می‌کرد.","behbahani":"مخاطب عریضهٔ ۵ دی شد که از اعلام نشدن عرایض در سرمای زمستان شکایت داشت."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["لوایح بی‌نام به دو سید","عریضه به بهبهانی در عبدالعظیم"],"context":"هفتهٔ سوم بست، انجمن‌های بی‌نام از کوتاه آمدن دو سید ترسیدند. شریف کاشانی هر دو عریضه را در واقعات اتفاقیه نگاه داشت. گفتار نوزدهم این دو کاغذ را نمونهٔ فشار از پایین بر رهبران اسمی می‌خواند.","whatHappened":[{"title":"۱. ۵ دی، خطاب به بهبهانی","body":"کاغذ در خود حرم پخش شد.\n\n«له الحمد و له الشکر که امروزه علمای حقه‌ی اسلام به جهت رفع ظلم و طریقه حقه، عدالتخواهی را موفق شده‌اند که به تکالیف خود رفتار نمایند. و از شئونات ظاهری خود صرفنظر کرده با علیلی مزاج و پیری و شکستگی در این هوای سرد زمستان از خانه و عیال و آسایش خود کناره کرده... خودشان لیلاً به زاویه مقدسه متحصن شده، حرمت امامزاده محترم را در پیش شاه شفیع کرده که عرایض حقه آنها را بشنوند. و تاکنون معلوم نشده که عرایض این آقایان چیست. هرکس به خیال خود کلامی می‌گوید... از اول دولت قاجاریه تا آخر سلطنت شاه شهید که مالیات ایران نصف حالیه نبود، دولت سرباز و سوار و توپ داشته... در عصر این پادشاه مالیات ایران دو مقابل متجاوز است. کارخانجاتی یا راه‌آهنی یا شهری یا سدی یا امور خیری احداث شده؟ نشده. این قروض چندین ساله پی‌درپی برای چه بود؟ چون مالیات حقوق رعیت است که به جهت ثروت دولت و آسایش خود و آبادی مملکت می‌دهد، پس حق دارند که بفهمند این پولها به کجا خرج می‌شود. ما که از حیوان پست‌تر نیستیم... منتهی ما مسلمانها هم به جهت خونریزی تاکنون ملاحظه کرده‌ایم، هم به ملاحظه شاهدوستی. و الا از هیچ قومی ضعیفتر نیستیم.»"},{"title":"۲. ۸ دی، خطاب به طباطبایی","body":"انجمنی گمنام، به گمان باغ میکده، سواد مستدعیات را دیده بود.\n\n«خدمت ذی‌سعادت حضرت شریعتمدار، ناصر ملت و حامی شریعت آقای آقا میرزا سید محمد، دامت برکاته. امروز مجلس منعقد و انجمن مرتب بود. جمعی از مسلمانان گمنام و هواخواهان شریعت اسلام دور هم نشسته... یک نفر وارد شد، سواد مستدعیات از دولت را که به تدبیرات سیدعبدالحسین روضه‌خوان به توسط عضدالدوله فرستاده شده بود به جهت دولت، ارائه داد... شهدالله و کفی بالله که ما مسلمانان به جهت هجرت آقایان آسایش نداریم. یک غذای گوارا نمی‌خوریم. یک خواب راحت نداشته‌ایم. و از بذل مال و جان هم مضایقه نداریم... ولی خوب بود در عریضه مستدعیات ذکر تعدیات حکام می‌شد. ذکر ندادن مواجب سرباز می‌شد. ذکر رفع احتکار گندم می‌شد. قدغن نبردن برنج و روغن به خارجه می‌شد. ذکر جلوگیری از تعدیات قونسولها و وزیر مختارهای در خارجه از این رعایای بیچاره می‌شد. نه به آن نحوی که نوشته شده است... و نیز استدعای ما مسلمانان این است که هر عریضه از شهر به حضور مبارکتان فرستاده می‌شود، مقرر دارند که حاجی شیخ محمد واعظ در منبر بخواند تا مطلب واضح باشد که خرابی در چه هست و جهت تحصن در چه.»"}],"aftermath":"لوایح دو سید را ترساند که اگر عدالتخانه را رها کنند پایگاه ملت را از دست می‌دهند. جملهٔ مشورت‌خانهٔ ملی از همین فشار برخاست.","chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":10,"solarDay":5,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":26},"title":"عریضه به بهبهانی","text":"پخش در صحن شاه‌عبدالعظیم."},{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":10,"solarDay":8,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":29},"title":"عریضه به طباطبایی","text":"اعتراض به فهرست خرد مستدعیات."}]},{"id":"mozaffar-adalatkhaneh-dastkhat","title":"دستخط مظفرالدین‌شاه در تأسیس عدالتخانهٔ دولتی","date":{"solarYear":1284,"solarMonth":10,"solarDay":22,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":12},"tier":"secondary","category":"court","summary":"شاه به علما نامه نوشت که به شهر آیند و به عین‌الدوله فرمان داد عدالتخانه برای اجرای شرع در همهٔ ولایات عاجلاً دایر شود.","citations":[{"sourceId":"nazem","locus":"تاریخ بیداری ایرانیان؛ دستخط عدالتخانه","text":"ناظم هر دو پارهٔ دستخط، نامه به علما و فرمان به اتابک، را ثبت کرده است."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار نوزدهم","text":"خادم متن را پاسخ گنگ به خواست گنگ متحصنین می‌خواند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ دستخط عدالتخانه","text":"کسروی عدالتخانه را همان عدلیه می‌داند: گامی به سوی حکومت قانون، هنوز نه مجلس. عین‌الدوله عدالتخانه را بند چهارم عریضه کرد."}],"personIds":["mozaffar-person","ain-al-dowleh","tabatabai","behbahani"],"personDeeds":{"mozaffar-person":"دستخط تأسیس عدالتخانهٔ دولتی را صادر کرد و مهاجران را به شهر خواند.","ain-al-dowleh":"قول دستخط را در شام ۲۰ دی گرفت و فرمان را به علما رساند.","tabatabai":"به پیغام باغ میکده یک روز دیگر ماند تا متن دستخط برسد.","behbahani":"نزدیکانش در شام امیرخان سردار مذاکره کردند و با صدور دستخط بست را تمام کردند."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["دستخط عدالتخانه مظفر","فرمان عدالتخانه دولتی"],"context":"۲۰ دی نزدیکان دو سید با عین‌الدوله شام خوردند. صدراعظم قول دستخط گرفت. باغ میکده گفت تا متن نرسد بست نشکند. ناظم‌الاسلام هر دو پاره را در تاریخ بیداری نگاه داشته است. گفتار نوزدهم این خط را پاسخ گنگ به خواست گنگ می‌خواند. کسروی عدالتخانه را همان عدلیه می‌داند، گامی به قانونی شدن کشور، نه هنوز مجلس.","whatHappened":[{"title":"۱. نامه به علمای متحصن","body":"ضمیمهٔ دستخط خطاب به اتابک است.\n\n«جنابان مستطابان شریعتمداران، علمای عظام سلمهم الله تعالی. جنابان آقا میرزا مصطفی و آقا میرزا ابوالقاسم و آقا میرزا محسن و اعتمادالاسلام را که برای اظهار مطالب خودتان نزد جناب اشرف اتابک اعظم فرستاده بودید، از شرح پیغامات شما مطلع شدیم. این مسئله را باید عموم علمای عظام بدانند که رأفت و معدلت ما همیشه به افراد رعیت شامل بوده، خصوصاً نسبت به علمای اعلام که دعاگوی دولت و خیرخواه شخص سلطنت هستند کمال اعتقاد و التفات داشته، در مقاصد حقه آنها همیشه نهایت توجه کرده‌ایم. حالا هم که شرح اظهارات شما را جناب اشرف اتابک اعظم عرض کرد، در صدر عریضه او دستخطی صادر شده است که برای شما خواهند فرستاد. با کمال امیدواری به شهر آمده، به اتفاق جناب اشرف اتابک اعظم شرفیاب شوید که حسن ظن و کمال رأفت و عقیدت خودمان را مشافهتاً نیز به آن جنابان انحاء و اظهار کنیم و با نهایت آسودگی و امیدواری به دعای دولت و مزید تأییدات و توفیقات ما اشتغال ورزید.»"},{"title":"۲. فرمان به عین‌الدوله","body":"این پاره همان است که به ولایات ابلاغ شد.\n\n«جناب اشرف اتابک اعظم، چنانکه مکرر این نیت خودمان را اظهار فرموده‌ایم، ترتیب و تاسیس عدالتخانه دولتی برای اجرای احکام شرع مطاع و آسایش رعیت از هر مقصود مهمی واجبتر است و این است بالصراحه مقرر می‌فرماییم برای اجرای این نیت مقدس قانون معدلت اسلامیه که عبارت از تعیین حدود و اجرای احکام شریعت مطهره است، باید در تمام ممالک محروسه ایران عاجلاً دایر شود، بر وجهی که میان هیچ یک از طبقات رعیت مطلقاً فرقی گذاشته نشود و در اجرای عدل و سیاسات به طوری که در نظامنامه این قانون اشاره خواهیم کرد، ملاحظه اشخاص و طرفداریهای بی‌وجه قطعاً جداً ممنوع باشد. البته به همین ترتیب کتابچه نوشته مطابق قوانین شرع مطاع فصول آن را مرتب و به عرض برسانید، تا در تمام ولایات دائر و ترتیبات مجلس آن هم بر وجه صحیح داده شود و البته این قبیل مستدعیات علمای اعلام که باعث مزید دعاگویی ما است همه وقت مقبول خواهد بود. همین دستخط ما را هم به عموم ولایات ابلاغ کنید.»"},{"title":"۳. کسروی: عدالتخانه همان عدلیه است","body":"کسروی پس از آوردن دستخط می‌پرسد عدالتخانه چیست و علما چرا برای آن کوچیدند. پاسخ او این است که عدالتخانه همان عدلیه است: اداره‌ای که داور به دادخواهی برسد. وزارت عدلیه به نام بود و کار از روی خودکامگی. بیشتر دعواها با ملا و ریش‌سفید تمام می‌شد و دادگاه بی‌طرف برای غصب درباری نبود. دولت اگر عدلیه‌ای می‌خواست که علما می‌گفتند، ناچار باید قانون می‌گذاشت. کسروی این را گامی به سوی حکومت قانون می‌داند، هنوز نه مجلس. دو سید می‌دانستند بیش از این در عبدالعظیم نمی‌توان ماند. همراهان خانه و پیشه داشتند و جانفشانی هنوز جا نیفتاده بود.\n\nعین‌الدوله در عریضهٔ خود تمبر و گاریچی را پیش انداخت و عدالتخانه را بند چهارم کرد:\n\n«قربان خاکپای جواهرآسای بندگان اعلیحضرت قوی‌شوکت اقدس همایونت شوم بر خاطر مهر مظاهر همایون اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاهی روحنا فداه پوشیده نیست که این غلام خانه‌زاد از بدو افتخار جاروب‌کشی اقدس اعلی تا کنون چهل سال است همه وقت در هر مأموریت طالب ازدیاد دعاگویی ذات عدیم‌المثال مبارک بوده و در هیچ مورد از این مقصود غفلت نداشته است ولی در این مقدمه حضرات علماء که قصدی جز دعا و ثنا نداشته‌اند و همه وقت بوظیفه دعاگویی خودشان مشغول بوده‌اند بطوری پیش‌آمد کار شده که اصل مقصود از میان رفته و حالا این غلام خانه‌زاد بیمقدار را در آستان اعلی شفیع انگیخته‌اند که نظر توجهی از طرف قرین الشرف همایون در انجاح عرایض آنها معطوف و با امیدواری بمراحم شاهانه بدعاگویی ذات با برکات همایون مشغول شوند و چون عرایض آنها از روی دعاگویی محض است این است که بعرض آستان مبارک میرساند و امیدوار است که بشمول مراحم ملوکانه افتخار حاصل نماید.»\n\nصورت مقاصد به قلم او چهار بند است، نه هشت بند علما. بند چهارم:\n\n«۴– برای رسیدگی بعرایض کلیه رعایا و مظلومین از جانب سنی‌الجوانب همایونی ترتیبی در امر عدالتخانه دولتی داده شود که رفع ظلم از مظلوم حقاً و عدلا بعمل آید و در اجراء عدل ملاحظه از احدی نشود.»"}],"aftermath":"۲۲ دی مهاجران برگشتند. عدالتخانه در فرمان عدلیهٔ شرعی ولایات است، نه دارالشورای منتخب. کسروی همین را گام قانون می‌داند و مجلس را خواست بعدی. کمیسیون کتابچه را کشت.","chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":10,"solarDay":22,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":12},"title":"صدور دستخط","text":"نامه به علما و فرمان تأسیس عدالتخانهٔ دولتی."}]},{"id":"bast-abdolazim","title":"بست شاه عبدالعظیم و خواست عدالتخانه","date":{"solarYear":1284,"solarMonth":9,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":12},"tier":"primary","category":"political","summary":"علاءالدوله به پای بازرگانان قند چوب زد. دو سید و جمعی به شاه عبدالعظیم رفتند. خواست عدالتخانه بر زبان آمد. شاه پذیرفت و کوچندگان برگشتند. عین‌الدوله کارشکنی کرد و آتش خاموش نشد.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ چوب علاءالدوله و رفتن به عبدالعظیم","text":"کسروی آغاز جنبش را آزار بازار و همدستی بهبهانی و طباطبایی می‌داند."},{"sourceId":"nazem","locus":"روزشمار بست عبدالعظیم","text":"ناظم‌الاسلام نام‌ها و درخواست‌ها را جزبه‌جز نوشته. عدالتخانه در این روایت هنوز مجلس نیست."}],"personIds":["tabatabai","behbahani","ain-al-dowleh","mozaffar-person"],"personDeeds":{"tabatabai":"با بهبهانی به شاه عبدالعظیم رفت و خواست عدالتخانه را بر زبان آورد.","behbahani":"بست را کشاند و دربار را به گفتگو واداشت.","ain-al-dowleh":"صدراعظم بود؛ وعدهٔ شاه را خواباند و آتش را خاموش نکرد.","mozaffar-person":"عدالتخانه را پذیرفت و کوچندگان را بازگرداند؛ عمل نکرد."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["خواست عدالتخانه","بست عدالتخانه","عدالتخانه مظفری"],"context":"چوب تجار قند، عکس نوز، فروش دختران قوچان و وام‌های روس بازار تهران را به این نتیجه رساند که تظلم فردی به حاکم ولایت بی‌ثمر است. سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی خواست را از عزل یک وزیر به تأسیس عدالتخانه بردند. بست شاه‌عبدالعظیم هجرت صغری است: علما از شهر بیرون رفتند تا شاه را ناچار به دستخط کنند. دستخط آمد و عین‌الدوله آن را نکشت، اما اجرا نکرد. از همان نقطه نامهٔ طباطبایی به شاه نوشته شد، رشدیه تبعید شد، و راه هجرت کبری به قم باز گردید. گفتار سیزدهم تا نوزدهم همین زنجیر را از تعرفهٔ نوز تا نطق احتشام می‌کشد. کسروی این ماه را با هجرت صغری یکی می‌داند.","whatHappened":[{"title":"۱. تحصن یک‌ماهه و دستخط عدالتخانه","body":"دو سید با همراهی تجار و طلاب به حرم شاه‌عبدالعظیم رفتند. خواست نخست خرد بود: علاءالدوله، ظفرالسلطنه، نوز، تولیت، گاریچی، تمبر. باغ میکده سطر مشورت‌خانهٔ ملی را به فهرست دوخت. مظفرالدین‌شاه دستخط عدالتخانه داد. مهاجران به شهر بازگشتند. مردم چراغانی کردند. عین‌الدوله کمیسیونی از درباریان گذاشت تا عدالتخانه را به اداره‌ای بی‌دندان بدل کند. نطق احتشام‌السلطنه در همان مجمع، که مشروطه را به نام خواند، در دربار پیچید و کمیسیون را ترساند. وعده ماند و نهاد نیامد."},{"title":"۲. نامه به شاه، تبعید و بن‌بست منبر","body":"طباطبایی چون دید دستخط به دیوان نمی‌رسد، نامه نوشت. متن نامه را در ورقهٔ جدا آورده‌ایم. جان نامه این است که ظلم حکام اندازه ندارد، دختران قوچان فروخته شده‌اند، و تنها مجلس عدالت که شاه و گدا در آن برابر باشند مملکت را از طمع روس و انگلیس نگاه می‌دارد. عین‌الدوله نامه را توقیف کرد. همزمان سپهدار تنکابنی حکومت نظامی گذاشت و رشدیه و مجدالاسلام را به کلات فرستاد. ناصرالملک از فرنگ به طباطبایی نامه نوشت که ملت را برای مشروطه ناآماده می‌بیند. منبر پاسخ این نامه‌ها بود. شیخ محمد واعظ را خواستند بگیرند. مسجد جامع پر شد. سید عبدالحمید تیر خورد. فردای خون، علما به قم رفتند."},{"title":"۳. زنجیرهٔ پیش از بست: تعرفه، عکس، قوچان، کرمان، قبر، قند","body":"فرمان گمرکی ۲۳ بهمن ۱۲۸۱ بازار را به نوز شناساند. عکس بالماسکه منبر تاسوعا را گرم کرد و خوابید. مکتوب حبل‌المتین دختران قوچان را ناموس ملی کرد. فلک مجتهد کرمان دو سید را یکصدا کرد و شیخ فضل‌الله را جدا. گورستان بانک استقراضی شهر را دو هفته پیش از چوب قند شوراند. راپرت رشدیه علاءالدوله را به فلک تجار خواند تا بازار به علما برگردد. مسجد شاه و چماق امام جمعه همان شب را به خروج ۲۳ آذر رساند. این‌ها شاخه‌های جدا نیستند؛ همه به زاویهٔ عبدالعظیم می‌ریزند."},{"title":"۴. کاغذهای صحن و ابهام فرمان","body":"لوایح ۵ و ۸ دی به بهبهانی و طباطبایی، از شریف کاشانی، رهبران اسمی را تهدید کرد که عرایض خرد بس است. دستخط شاه عدالتخانهٔ دولتی را برای اجرای شرع در همهٔ ولایات خواست و کتابچه را به خود دیوان سپرد. اگر متحصنین مجلس شورای ملی می‌خواستند، پاسخ ناچار روشن می‌شد. خواست گنگ، فرمان گنگ آورد. تهدید قتل دو سید از سوی مساوات، و دو عریضهٔ تهدید به کالسکهٔ شاه، نشان داد بست مستعد خون بود ولو در این نوبت خونی نریخت."},{"title":"۵. از شکست عدالتخانه تا هجرت کبری","body":"کمیسیون نظامنامه و جلسهٔ ۸ اردیبهشت آخرین کوشش درون دربار بود. احتشام گفت امروز به رضا بدهید آنچه را فردا به زور می‌گیرند. شاه او را به مرز عثمانی فرستاد و خود در ۲۴ اردیبهشت سکته کرد. بست عبدالعظیم اینجا تمام نمی‌شود. نامه، تبعید، نامهٔ ناصرالملک و شهادت سید عبدالحمید حلقه‌های همان زنجیرند. هجرت کبری و بست سفارت انگلیس ادامهٔ همین شکست وعده است."},{"title":"۶. کسروی: همدستی، کوچ یک‌ماهه، هشت خواست","body":"کسروی بست عدالتخانه و هجرت صغری را یک داستان می‌داند. آغاز را همدستی دو سید می‌شمارد. طباطبایی گفت:\n\n«اگر جناب آقا سید عبدالله مقصود را تبدیل کنند و غرض شخصی در کار نباشد من همراه خواهم بود.»\n\nبهبهانی پاسخ داد:\n\n«همان آقای طباطبایی با من باشد مرا کافی است، شیخ عبدالنبی که قابل و داخل آدمی نیست. حاجی میرزا ابوطالب هم اگر مخالفت نکند مرا بس است. اما حاجی شیخ فضل الله این ایام گرم عین‌الدوله است چند روز دیگر او هم مأیوس خواهد شد.»\n\nکسروی کسانی را که مشروطه را به دهان علما می‌اندازند خوار می‌شمارد.\n\nکوچندگان را چنین می‌آورد: بهبهانی، طباطبایی، حاج شیخ مرتضی، صدرالعلماء، سید جمال‌الدین افجه‌ای، میرزا مصطفی، شیخ محمد صادق کاشانی، شیخ محمد رضای قمی، سپس طلبه‌های صدر و دارالشفا. دو هزار تن. هزینه با حاج محمدتقی بنکدار و حاج حسن. براون سی هزار تومان؛ چهارصد تومان سالارالدوله به طباطبایی. شیخ مهدی از پدر برید. سفیر عثمانی میانجی هشت خواست شد: گاریچی، حاج میرزا محمدرضا، تولیت خان مروی، عدالتخانه، قانون اسلام، نوز، علاءالدوله، تومانی ده‌شاهی. عین‌الدوله گفت بازگشت موقوف به مقدمات دو سه روزه است."},{"title":"۷. کسروی: زنان، بازگشت ۲۲ دی، زنده باد ملت ایران","body":"شب ۲۰ دی چهار نماینده در خانهٔ صدر ماندند. زنان گرد کالسکه فریاد زدند:\n\n«ما آقایان و پیشوایان دین را میخواهیم... عقد ما را آقایان بسته‌اند، خانه‌های ما را آقایان اجاره میدهند... ای شاه مسلمان بفرما رؤسای مسلمانان را احترام کنند... ای پادشاه اسلام اگر وقتی روس و انگلیس با تو طرف شوند شصت کرور ملت ایران، بحکم این آقایان جهاد میکنند...»\n\nشاه گفت علما را تا فردا به شهر آورند وگرنه خود می‌رود. آدینه ۲۲ دی کالسکهٔ شش‌اسبه. مردم «زنده باد ملت ایران» گفتند؛ کسروی از تاریخ بیداری این را نخستین بار می‌داند. شاه در گلستان عدالتخانه را آرزوی خود خواند و از سرای بانک گله کرد. طباطبایی گفت به مشیرالدوله و مشیرالسلطنه نامه نوشته. یک ماه. جزئیات روزشمار در هجرت صغری همان است."}],"aftermath":"بست عبدالعظیم عدالتخانه را بر کاغذ نشاند و در عمل نکشت. نامهٔ طباطبایی به شاه، تبعید، نامهٔ ناصرالملک و شهادت سید عبدالحمید حلقه‌های همان زنجیرند. هجرت کبری و بست سفارت انگلیس ادامهٔ همین شکست وعده است. کسروی این ماه را با هجرت صغری یکی می‌داند."},{"id":"edalatkhaneh-commission","title":"مجمع درباریان و نطق تاریخی احتشام‌السلطنه برای مشروطیت","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":2,"solarDay":8,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":28},"tier":"secondary","category":"court","summary":"نشست وزرا و رجال دربار به دعوت عین‌الدوله پیرامون عدالتخانه، که با نطق ساختارشکنانه احتشام‌السلطنه در دفاع از تفکیک قوا و سلطنت مشروطه به تشنج کشیده شد.","citations":[{"sourceId":"ehtesham-memoirs","locus":"جلسهٔ ۸ اردیبهشت ۱۲۸۵","text":"احتشام شرح کامل مجلس رجال و نزاع با امیربهادر را نوشته است."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار نوزدهم","text":"خادم این جلسه را نخستین نامیدن صریح مشروطه درون دربار می‌داند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ نشست باغشاه","text":"کسروی سوگند شبانهٔ عین‌الدوله را دروغ می‌داند. نشست را سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت در باغشاه می‌نویسد. امیر بهادر گفت اگر عدالتخانه برپا شود راه دخل حکمران بسته می‌شود."}],"personIds":["ehtesham-al-saltaneh","ain-al-dowleh","amir-bahador"],"personDeeds":{"ehtesham-al-saltaneh":"ایراد نطق دفاع از مشروطیت و حاکمیت قانون در برابر مستبدان.","ain-al-dowleh":"تلاش برای رد عدالتخانه و تبعید احتشام‌السلطنه به مرز عثمانی.","amir-bahador":"دفاع سرسختانه از استبداد نظامی و سرکوب قهرآمیز."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["جلسه ۸ اردیبهشت ۱۲۸۵","کمیسیون عدالتخانه"],"context":"پس از بازگشت از عبدالعظیم، شاه کمیسیون نظامنامه گذاشت و عین‌الدوله آن را به اتلاف وقت برد. ۸ اردیبهشت ۱۲۸۵ رجال را خواند تا عدالتخانه را به مصلحت ملک رد کنند. احتشام‌السلطنه رشته را از دست امیربهادر گرفت. گفتار نوزدهم این مجلس را از خاطرات خود او می‌خواند؛ دولت‌آبادی، شریف کاشانی، ناظم و گزارش انگلیس همان محتوا را تأیید می‌کنند. کسروی نشست را سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت در باغشاه می‌گذارد.","whatHappened":[{"title":"۱. پرسش صدراعظم و دفاع امیربهادر","body":"احتشام نوشته است:\n\n«در آن جلسه حضرت والا صدراعظم همان ورقه سابق‌الذکر را از جیب خود درآورده و قرائت کردند و سپس مطالبی را به تفصیل بیان داشتند و در خاتمه گفتند: در موقع تحصن علما و بازاریان در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم ذات مبارک ملوکانه به متحصنین وعده دادند که عدلیه و عدالتخانه به مردم بدهند و اکنون شما که رجال برگزیده و معتمد شاه و دولت هستید به این مجلس دعوت شده‌اید تا عقاید و نظرات خودتان را در این زمینه بیان کنید. که آیا چنانچه به علما و تجار و طلاب و غیره وعده شده باید در تشکیل عدالتخانه اقدام کرد؟ و اصولاً تشکیل این عدالتخانه به مصلحت ملک و ملت و شاه و دولت هست یا خیر؟»\n\nامیربهادر برخاست که حکم قطعی محکمه با شخص پادشاه باشد و برای گوشمال احدی حق چون‌وچرا نداشته باشد."},{"title":"۲. پاسخ احتشام و نام مشروطه","body":"احتشام به امیربهادر گفت:\n\n«آقا ایجاد عدالتخانه یا اصلاح عدلیه برای آن است که دیگر احکام دلخواه و کیفی و خارج از مجرای قانون و عدالت از میان برود. چه مناسبتی دارد که شاه در احکام عدلیه و مسائل حقوقی که فقط قضات صالح و مستقل باید حکومت کنند، مداخله بنماید. ابداً چنین امتیازی در هیچ مملکتی به هیچ یک از سلاطین نداده‌اند و نمی‌دهند... تمام این شکایات و هیاهو برای این است که اینگونه احکام کیفی و خودخواهانه دیگر صادر نشود.»\n\nچون گفتند قاجار باید اقتدار شاه را نگاه دارد، پاسخ داد اساس سلطنت بر آب است و می‌خواهد پادشاه ایران امیر بخارا نباشد، امپراتور آلمان باشد، و این نمی‌شود مگر حکومت قانون. حاجب‌الدوله گفت:\n\n«نه نه، این مشروطیت است و ما زیر بار آن نمی‌رویم.»\n\nناصرالملک در خلوت هم گفته بود هنوز زود است. امیربهادر و حاجب‌الدوله با تغیر بیرون رفتند."},{"title":"۳. هشدار به عین‌الدوله و تبعید مرزی","body":"عین‌الدوله گفت احتشام خیلی درست و درشت می‌گویی. احتشام پرسید فردا که از هر گوشه پنجاه هزار تن با چوب و چماق همین را بخواهند چه می‌کنید؛ بهتر است امروز به رضا بدهید آنچه را فردا به زور می‌گیرند. شب باغ شاه شایع شد کار او خراب است. شاه او را رئیس کمیتهٔ تعیین مرز با عثمانی کرد. از پاییز ۱۲۸۴ قشون عثمانی در ساوجبلاغ مکری نشسته بود. احتشام تا پس از فرمان مشروطه در مرز ماند. بهبهانی در همین هفته‌ها به استفتای مبهم سفارت عثمانی دربارهٔ تحریک کفار فتوا داد؛ دولت‌آبادی و احتشام جنجال کردند؛ بهبهانی به سفارت رفت و کاغذ را پاره کرد."},{"title":"۴. کسروی: سوگند دروغ و نشست باغشاه","body":"کسروی می‌گوید طباطبایی به عین‌الدوله گفت عدالتخانه نخست زیانش به خود علماست:\n\n«این عدالتخانه که میخواهیم نخست زیانش بخود ماست، چه مردم آسوده باشند و ستم نبینند و دیگر از ما بینیاز گردند و درهای خانه‌های ما بسته شود. ولی چون عمر من و تو گذشته کاری کنید که نام نیکی از شما در جهان بماند، و در تاریخ بنویسند بنیاد گزار مجلس و عدالتخانه عین‌الدوله بوده، و از تو این یادگار در ایران بماند.»\n\nعین‌الدوله پاسخی نگفت و از شنیدن نام مجلس ابروها در هم کشید. سپس به میانجی احتشام شبانه قرآن خواست و سوگند خورد:\n\n«من با مقصود شما حاضرم و قول میدهم که بهمین زودی مجلس تشکیل گردد. من خیال شما را مقدس میدانم، و تا کنون که مسامحه کردم خواستم موانع را از جلو بردارم. اینک بشما قول میدهم که همین چند روزه عدالتخانه صحیح بر پا شود...»\n\nکسروی سوگند را دروغ می‌داند. سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت در باغشاه عین‌الدوله وزیران را شریک نپذیرفتن دستخط خواست:\n\n«همه میدانید که اعلیحضرت پادشاه دستخط عدالتخانه را بیرون داده. من اگر چه دستور داده‌ام نظامنامهٔ آن را نوشته‌اند و اینک بپایان میرسانند، ولی خود ایستادگی نشان داده‌ام، و کنون چون ملایان دست بر نمیدارند و شبنامه‌ها مینویسند، شما ببینید آیا بهتر است که دستخط را بکار بندیم، یا ملایان را نومید گردانیم و با نیروی دولتی پاسخ دهیم؟..»\n\nاحتشام‌السلطنه تنها مدافع اجرا بود:\n\n«بهتر است دستخط را روان گردانید. زیرا اگر روان نگردانید دولت را بنزد مردم ارجی نماند. از آنسوی بنیاد عدالتخانه زیانی بدولت نخواهد داشت.»\n\nامیر بهادر گفت:\n\n«چنین نیست. برای دولت آن بهتر است که دستخط بکار بسته نشود. چه اگر عدالتخانه بر پا گردد باید پسر پادشاه با پسر یک میوه‌فروش یکسان گردد. آنگاه هیچ حکمرانی نتواند «دخل» کند و راه «دخل» بسته شود.»\n\nناصرالملک گفت هنوز هنگام مجلس نرسیده و عدالتخانه با این دولت سازش نخواهد داشت. سپس احتشام را به بهانهٔ مرز عثمانی به کردستان فرستادند. خادم تاریخ جلسه را ۸ اردیبهشت از خاطرات احتشام می‌آورد؛ کسروی ۱۰ اردیبهشت."}],"aftermath":"تابوی واژهٔ مشروطه در دربار شکست. عدالتخانه همچنان بر کاغذ ماند. راه هجرت کبری از همین بن‌بست باز شد. کسروی عین‌الدوله را دشمن قانون می‌خواند و خواهان نیک کردن ایران از راه خودکامگی.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":2,"solarDay":8,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":28},"title":"جلسهٔ رجال","text":"نطق احتشام‌السلطنه و خروج امیربهادر از مجلس. کسروی: سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت در باغشاه."}]},{"id":"tabatabai-letter-to-shah","title":"نامه تاریخی سید محمد طباطبایی به مظفرالدین‌شاه و تبیین مجلس عدالت","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":3,"solarDay":1,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":22},"tier":"secondary","category":"political","summary":"سید محمد طباطبایی در نامه‌ای صریح و محتاطانه خطاب به مظفرالدین‌شاه، ضمن بازخوانی فاجعه فروش دختران قوچان و فرار رعایا از جور حکام، مجلس عدالت را انجمنی متشکل از تمامی اصناف مردم تعریف کرد که در آن مساوات میان شاه و گدا برقرار شده و از تجزیه کشور پیشگیری شود.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیستم","text":"طباطبایی در این نامه مجلس عدالت را انجمنی مرکب از تمام اصناف مردم تعریف کرد که شاه و گدا در آن برابر باشند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ نامهٔ طباطبایی بمظفرالدینشاه","text":"کسروی می‌نویسد طباطبایی نامه را شش نسخه گردانید و از شش راه فرستاد. پاسخ کوتاه را علما از عین‌الدوله دانستند نه از شاه."},{"sourceId":"nazem","locus":"رویدادهای ربیع‌الثانی ۱۳۲۴","text":"ناظم‌الاسلام متن کامل عریضه تظلم‌خواهی طباطبایی به مظفرالدین‌شاه را ثبت کرده است."}],"personIds":["tabatabai","mozaffar-person","ain-al-dowleh"],"personDeeds":{"tabatabai":"نگارش عریضه مفصل به شاه و استناد به ستم بر دختران قوچان جهت اثبات ضرورت تشکیل مجلس عدالت.","mozaffar-person":"دریافت عریضه از طریق واسطه‌های درباری در بستر بیماری.","ain-al-dowleh":"کسروی می‌گوید پاسخ کوتاه از او بود نه از شاه؛ نامه را به حضور نرساند."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["نامه طباطبایی به شاه","نامه طباطبایی به شاه قاجار","عریضه مجلس عدالت","نامه خرداد ۱۲۸۵"],"context":"در بهار سال ۱۲۸۵ خورشیدی (ربیع‌الثانی ۱۳۲۴ قمری)، به رغم وعده‌های مظفرالدین‌شاه در پی هجرت صغری و تحصن شاه‌عبدالعظیم، عبدالمجید میرزا عین‌الدوله صدراعظم با اتکا به ناتوانی جسمانی پادشاه و غیبت نهاد نظارتی، سیاست تعلل و اتلاف وقت را در پیش گرفت. دربار در انزوای کامل قرار داشت و شب‌نامه‌های انقلابی معابر پایتخت را فرا گرفته بودند. در این فضا، آیت‌الله سید محمد طباطبایی با درک خطر اضمحلال حاکمیت ملی و تجزیه کشور، نامه‌ای بنیادین، صریح و در عین حال مؤدبانه به خط خود نگاشت و از طریق درباریان واسطه به حضور پادشاه بیمار ارسال نمود تا حجت را بر دولت تمام کند. کسروی می‌نویسد نامه در روزهای پس از آشوب نان مشهد نوشته شد و طباطبایی آن را شش نسخه گردانید و از شش راه فرستاد تا باری یکی به شاه برسد.","whatHappened":[{"title":"۱. انگیزه نگارش و سد کردن راه‌های دادخواهی توسط صدراعظم","body":"طباطبایی نامه خود را با یادآوری وعده پیشین شاه مبنی بر امکان دادخواهی مستقیم آغاز کرد و از مسدود شدن مجاری تظلم‌خواهی به دست عین‌الدوله شکایت برد. کسروی متن را از گفتار دوم می‌آورد:\n\n«فریاد دل وطن‌پرستان – بعرض اعلحضرت اقدس شهریاری خلدالله سلطانه میرساند چون حضوراً فرمودید هر وقت عرضی دارید بلاواسطه بخود من اظهار دارید باین جهت باین عرایض مصدع خاطر مبارک میشود این ایام طرق را بر دعاگویان سد نموده‌اند عرایض دعاگویان را نمیگذارند بحضور مبارک مشرف شود»\n\nوی خاطرنشان ساخت که بی‌اعتنایی دستگاه دیوان به ناله‌های مردم، مملکت را در آستانه انفجاری مهارناپذیر قرار داده است. پیش از این عریضه، همان هفته‌ها [[e:tabatabai-letter-to-ayn-al-dowleh|نامه طباطبایی به عین‌الدوله]] رفته بود و کلمهٔ مجلس را به جای عدالتخانه نشانده بود."},{"title":"۲. بازخوانی فاجعه دختران قوچان و فرار ده‌هزار رعیت ایرانی","body":"طباطبایی در فراز دوم نامه، با جسارتی کم‌نظیر به افشای ظلم بی‌حدواندازه حکام ولایات پرداخت و حادثه تکان‌دهنده اسارت و فروش دختران ایل باخرز و قوچان را به عنوان نماد عریان تعدی حکومت بر جان و مال و ناموس رعیت پیش کشید. بند قوچان در گفتار دوم کسروی چنین است:\n\n«اعلیحضرتا مملکت خراب رعیت پریشان و گدا دست تعدی حکام و مامورین بر مال و عرض و جان رعیت دراز ظلم حکام و مأمورین اندازه ندارد از مال رعیت هر قدر میلشان اقتضا کند میبرند قوه غضب و شهوتشان بهر چه میل و حکم کند از زدن و کشتن و ناقص کردن اطاعت میکنند این عمارت و مبلها وجوهات و املاک در اندک زمان از کجا تحصیل شده تمام مال رعبت بیچاره است این ثروت همان فقرای بی‌مکنت‌اند که اعلیحضرت بر حالشان مطلعید در اندک زمان از مال رعیت صاحب مکنت و ثروت شدند پارسال دخترهای قوچانی را در عوض سه ری گندم مالیات که نداشتند بدهند گرفته بترکمانها و ارامنهٔ عشق‌آباد بقیمت گزاف فروختند ده هزار رعیت قوچانی از ظلم بخاک روس فرار کردند هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مأمورین بممالک خارجه هجرت کرده بحمالی و فعلگی گذران میکنند و در ذلت و خواری میمیرند بیان حال این مردم را از ظلم ظلمه باین مختصر عریضه ممکن نیست»\n\nاین بند تاریخی نشان داد که جنبش بیداری چگونه توانست مفاهیم غیرت دینی و ناموس‌پرستی جامعه سنتی را با مفهوم نوین وطن‌خواهی و حقوق اساسی ملت پیوند زند."},{"title":"۳. تعریف جامع مجلس عدالت و کارکرد آن در صیانت از تمامیت ارضی","body":"طباطبایی در بخش سوم نامه، برای نخستین بار تعریفی روشن و ساختارمند از «مجلس عدالت» ارائه داد و آن را مجمعی متشکل از نمایندگان تمام اصناف و طبقات مردم دانست که در آن مساوات کامل میان سلطان و گدا حکم‌فرما باشد:\n\n«اعلیحضرتا تمام این مفاسد را مجلس عدالت یعنی انجمنی مرکب از تمام اصناف مردم که در آن انجمن بداد عامه مردم برسند شاه و گدا در آن مساوی باشند فواید این مجلس را اعلیحضرت همایونی بهتر از همه میدانند مجلس اگر باشد این ظلمها رفع خواهد شد خرابیها آباد خواهد شد خارجه طمع به مملکت نخواهد کرد سیستان و بلوچستان را انگلیس نخواهد برد فلان محل را روس نخواهد برد عثمانی تعدی بایران نمیتواند بکند»\n\nاو با این استدلال اثبات کرد که برپایی پارلمان نه تنها موجب تضعیف سلطنت نمی‌شود، بلکه تنها سنگر بقای ایران در برابر دست‌اندازی‌های امپراتوری‌های همسایه است. کسروی همان نامه را می‌آورد که سلطنت بی‌مجلس را در معرض زوال می‌خواند:\n\n«نميدانند سلطنت صحیح بی‌زوال با بودن مجلس است بی‌مجلس سلطنت بی‌معنی و در معرض زوال است.»"},{"title":"۴. پاسخ کوتاه؛ کسروی می‌گوید از عین‌الدوله است نه از شاه","body":"به این نامه پاسخی رسید. کسروی می‌نویسد نزدیک به این بود:\n\n«جناب آقا سید محمد مجتهد، نامهٔ شما را خواندیم، باتابک میسپاریم که خواستهای شما را بانجام رساند. شما هم در بایندهٔ خود کوتاهی ننمایید و بدعاگویی پردازید، و هر آیینه «اشرار و الواد» را باندرز خاموش گردانید، و شورش و آشوب را فرو نشانید و چنان نکنید که خشم ما همگی را فرا گیرد.»\n\nعلما دانستند که پاسخ از خود عین‌الدوله است و نامه به شاه نرسیده. کسروی می‌گوید این زمان شاه دچار افلیجی شده بود و جز به خود نتوانستی پرداخت؛ عین‌الدوله آزادتر گردیده بود. اندیشهٔ عوض کردن ولیعهد به سود شعاع‌السلطنه نیز در همین روزها پیچیده بود. کسروی انگیزه را از سیاست می‌داند. آنچه در بیرون فهمیده می‌شد این بود که صدراعظم می‌خواست شاهزادگان را به خود کشد تا همیشه صدر اعظم بماند. نتیجه، به حکم او، دو چیز بود: محمدعلی‌میرزا با عین‌الدوله دشمن شد و به سوی کوشندگان گرایید؛ برخی شاهزادگان که به کوشندگان گرایش داشتند کنار کشیدند."},{"title":"۵. مشی محافظه‌کارانه در منابر و خطابه مسجد در تیرماه ۱۲۸۵","body":"با وجود صراحت این نامه، طباطبایی در مواضع علنی و منبری خویش رویکردی محتاطانه در پیش می‌گرفت تا بهانه تکفیر و اتهام الحاد به دست درباریان نیفتد. وی در سخنرانی سالروز وفات حضرت فاطمه در تیر ۱۲۸۵ در مسجد خود گفت:\n\n«امروز کفار و ملل اجانب طریق عدل را مسلوک داشته‌اند. ما مسلمانان از طریق عدل منحرف شده‌ایم. یا ظالم و ستمکاریم و یا معاون ظلمه می‌باشیم. هشت ماه بلکه زیادتر می‌باشد که به جز این یک کلمه عدل دیگر چیزی نگفته‌ایم. در خلوت و جلوت، در بالای منبر، در مسجد و خانه واضح و آشکار صراحتاً و علناً این کلمه را گفتیم و از دولت تاکنون جز عدل چیزی نخواسته‌ایم. حالا بعضی می‌گویند ما مشروطه‌طلب و یا جمهوری‌طلب می‌باشیم. به خدای عالمیان و به اجداد طاهرینم قسم است که این حرف‌ها را مردم به ما می‌بندند. اگر گفتیم معدلت می‌خواهیم غرض این بود که مجلسی تشکیل شود و مجلس و انجمنی داشته باشیم که در آن مجلس به داد مردم برسند.»\n\nکسروی منبر خرداد را جدا می‌آورد: شبنامه‌نویسان از جهاد بر شاه مسلمان سخن می‌راندند و طباطبایی جلو تندروی را گرفت:\n\n«از گوشه و کنار می‌شنوم که میگویند ملاها خیال جهاد دارند. این شایعه دروغ و خلاف واقع است. ما نه جنگی داریم و نه نزاعی، پادشاه ما مسلمانست. با پادشاه مسلمان جهاد متصور نیست...»\n\nاین دوگانگی زبانی ناشی از ضرورت حفظ پیوند با توده‌های مذهبی و احتراز از برچسب‌های سیاسی بود که دربار برای سرکوب نهضت به کار می‌برد. پادشاه مسلمان هدف جهاد نیست؛ سد کار عین‌الدوله است."}],"aftermath":"عین‌الدوله نامه را توقیف کرد و پاسخی صوری و بی‌اثر صادر نمود؛ اما بازتولید متن این عریضه در شب‌نامه‌ها و جلسات مخفی، بستر فکری لازم را برای مطالبه مستقیم مجلس شورای ملی در جریان هجرت کبری فراهم ساخت. پیش از این نامه، طباطبایی به خود عین‌الدوله نوشته و کلمهٔ مجلس را نشاند؛ آن ورقه را جدا آورده‌ایم.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":2,"solarDay":20,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":10},"title":"نامه به عین‌الدوله","text":"طباطبایی نخست به صدر اعظم نوشت و کلمهٔ مجلس را به جای عدالتخانه نشاند."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":3,"solarDay":1,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":22},"title":"نگارش عریضه تاریخی","text":"ارسال نامه تظلم‌خواهی طباطبایی خطاب به مظفرالدین‌شاه و تعریف مجلس عدالت. کسروی: شش نسخه از شش راه."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":3,"solarDay":8,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":29},"title":"توقیف نامه توسط عین‌الدوله","text":"علما دانستند پاسخ کوتاه از عین‌الدوله است نه از شاه بیمار."}]},{"id":"tabatabai-letter-to-ayn-al-dowleh","title":"نامه طباطبایی به عین‌الدوله و برداشتن پرده از مجلس","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":2,"solarDay":20,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":10},"tier":"secondary","category":"political","summary":"سید محمد طباطبایی پس از بدعهدی عدالتخانه نخست به عین‌الدوله نوشت و کلمهٔ مجلس را به جای عدالتخانه نشاند. خواست کار به دست شاه و اتابک باشد نه به دست روس و انگلیس و عثمانی.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ نامهٔ طباطبایی به عین‌الدوله","text":"کسروی نامه را از تاریخ بیداری با اندکی کوتاهانیدن آورده است. طباطبایی در آن کلمهٔ مجلس را به جای عدالتخانه نشاند. کسروی از ناظم‌الاسلام می‌آورد که عین‌الدوله «یکتنه» را «یکشنبه» خواند و سرباز به شهر آورد."}],"personIds":["tabatabai","ain-al-dowleh"],"personDeeds":{"tabatabai":"نگارش نامه به صدر اعظم و نشاندن کلمهٔ مجلس به جای عدالتخانه.","ain-al-dowleh":"پاسخ نداد؛ کسروی می‌گوید سرباز به شهر آورد."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["نامه طباطبایی به عین‌الدوله","عریضه مجلس به صدر اعظم"],"context":"پس از بدعهدی عدالتخانه، طباطبایی نخست به عین‌الدوله نوشت و کلمهٔ مجلس را به جای عدالتخانه نشاند. سپس به شاه نوشت. کسروی این نامه را از تاریخ بیداری با اندکی کوتاهانیدن آورده است.","whatHappened":[{"title":"۱. متن نامه","body":"طباطبایی نوشت مرض را شناخته‌اند و علاج را نمی‌کنند، و خواست کار به دست شاه و اتابک باشد نه به دست روس و انگلیس و عثمانی:\n\n«کو آنهمه راز و عهد و پیمان – مسلم است از خرابی این مملکت و استیصال این مردم و خطراتی که این صفحه را احاطه نموده است خوب مطلعید و هم بدیهی است و میدانید اصلاح تمام اینها منحصر است بتأسیس مجلس و اتحاد دولت و ملت و رجال دولت با علماء عجب در این است که مرض را شناخته و طریق علاج هم معلوم و اقدام نمیفرمایید این اصلاحات عماً قریب واقع خواهد شد لیکن ما میخواهیم بدست پادشاه و اتابک خودمان باشد نه بدست روس و انگلیس و عثمانی ما نمیخواهیم در صفحات تاریخ بنویسند دولت بمظفرالدین شاه منقرض و ایران در عهد آن پادشاه بر باد رفته...»\n\nعهد را برای تأسیس مجلس یاد کرد و نوشت اگر لازم باشد در خانهٔ صدر اعظم کفش‌برداری کند. کسروی از ناظم‌الاسلام می‌آورد که عین‌الدوله «یکتنه» را «یکشنبه» خواند و سرباز به شهر آورد."}],"aftermath":"پاسخ نگرفت. نامه به شاه همان هفته‌ها رفت تا حجت بر شخص همایون تمام شود."},{"id":"exile-roshdiyeh-majdoleslam","title":"حکومت نظامی در تهران و تبعید رشدیه و مجدالاسلام به کلات","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":3,"solarDay":25,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":15},"tier":"secondary","category":"political","summary":"به دستور عین‌الدوله و اجرای محمدولی‌خان سپهدار تنکابنی، حکومت نظامی شبانه در تهران مستقر شد و فعالان برجسته انجمن‌های مخفی (میرزا حسن رشدیه، مجدالاسلام کرمانی و میرزا آقا اصفهانی) پس از جلسه شبانه دستگیر و به کلات نادری در خراسان تبعید شدند.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیستم","text":"عین‌الدوله با برقراری حکومت نظامی و تبعید سران آزادی‌خواه به کلات، کوشید کانون‌های شب‌نامه‌نگاری پایتخت را سرکوب کند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ بیرون کردن رشدیه و دیگران","text":"شب شنبه ۲۵ خرداد رشدیه و همراهان را به کهریزک سپس به کلات بردند. کسروی می‌گوید هیچ‌یک از دستهٔ کوشندگان اصلی نبودند و عین‌الدوله پراکند که بابی‌اند."},{"sourceId":"nazem","locus":"دستگیری آزادی‌خواهان","text":"ناظم‌الاسلام ماجرای جلسه شبانه، دستگیری یارانش و رهایی خود به سبب قرابت با طباطبایی را شرح داده است."}],"personIds":["ain-al-dowleh","sepehdar","rushdiyeh","majd-al-islam"],"personDeeds":{"ain-al-dowleh":"صدور فرمان حکومت نظامی و دستگیری فعالان شبکه‌های مخفی آزادی‌خواه.","sepehdar":"فرماندهی نیروهای نظامی در برقراری مقررات منع آمدوشد شبانه و اجرای بازداشت‌ها.","rushdiyeh":"دستگیری در پی نشست شبانه و تبعید اجباری به دژ کلات نادری.","majd-al-islam":"بازداشت و تبعید به خراسان به دلیل فعالیت‌های انتشاراتی و نگارش مقالات تند."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["تبعید رشدیه و مجدالاسلام به کلات","تبعید به کلات","حکومت نظامی عین‌الدوله","دستگیری رشدیه و مجدالاسلام"],"context":"در پی شکست کمیسیون درباری عدالتخانه و سخنرانی‌های اعتراضی در منابر، عبدالمجید میرزا عین‌الدوله برای ایجاد ارعاب عمومی و قطع شریان‌های اطلاع‌رسانی انقلابیون، محمدولی‌خان تنکابنی (نصرالسلطنه / سپهدار اعظم) را به عنوان حاکم نظامی پایتخت منصوب کرد تا مقررات منع آمدوشد شبانه را برقرار سازد. کسروی آگهی را چنین می‌نویسد: پس از سه ساعت از شب کسی در بیرون نباشد؛ شیپور می‌کشیدند و هر که را می‌یافتند می‌گرفتند.","whatHappened":[{"title":"۱. برقراری حکومت نظامی و گشت‌های شبانه قزاقان","body":"در خرداد ۱۲۸۵ فضای دارالخلافه تهران به شدت امنیتی شد. عبور و مرور شبانه گروه‌های بیش از دو نفر غدغن گردید و بریگاد قزاق در تمامی چهارراه‌ها و میادین مستقر شدند. سپهدار اعظم با اختیارات تام مأمور شناسایی و بازداشت عناصر مشکوک و نویسندگان شب‌نامه‌ها گردید."},{"title":"۲. یورش شبانه ۲۵ خرداد و بازداشت سه تن","body":"در شامگاه ۲۵ خرداد ۱۲۸۵ (۲۴ ربیع‌الثانی)، مأموران نظامی به خانه‌ها ریختند. کسروی می‌نویسد شب شنبه سه تن را از خانه‌هاشان دستگیر کردند: حاج میرزا حسن رشدیه، مجدالاسلام کرمانی و میرزا آقا اصفهانی. هر یکی را به دستهٔ دیگری از سواران کشیکخانه سپردند و به کهریزک فرستادند، و از آنجا هر سه را به درشکه نشانده با سوار رو به سوی کلات نادری روانه گردانیدند. ناظم‌الاسلام کرمانی نیز در آن جلسه حضور داشت اما مأموران از بیم خشم آیت‌الله طباطبایی از بازداشت او چشم‌پوشی کردند."},{"title":"۳. کسروی: اینان از دستهٔ کوشندگان اصلی نبودند","body":"کسروی حکم می‌کند که هیچ‌یک از دستهٔ کوشندگان نمی‌بودند. رشدیه بنیادگزار دبستان بود، زباندار و بی‌پروا، و از بدگویی به عین‌الدوله باز نمی‌ایستاد. مجدالاسلام یکی از کارکنان عین‌الدوله و به گفتهٔ آن زمان راپورتچی او می‌بود و از دستگاه او نان می‌خورد؛ این هنگام چون کار کوشندگان را در پیشرفت می‌دید دوراندیشانه جایی برای خود می‌جست. میرزا آقا از استانبول تازه آمده بود و نزد عین‌الدوله خود را قانون‌دان نشان داده بود.\n\nعین‌الدوله چون اینان را گرفت چنین پراکند که بابی (بهایی) می‌بودند، و به طباطبایی که میانجیگری دربارهٔ مجدالاسلام می‌کرد همین را پیام فرستاد. برای فریب مردم دستور داد سه تن از بازرگانان را که به بهاییگری شناخته می‌بودند گرفتند و بند کردند و سپس از هر کدام یکصد و پنجاه تومان گرفته رها گردانیدند. تهمت بابی برای ترساندن طباطبایی بود، نه گزارش بی‌طرف از عقیدهٔ تبعیدیان."},{"title":"۴. اعزام در غل‌وزنجیر به دژ کلات نادری","body":"دستگیرشدگان بدون محاکمه و در شرایطی تحقیرآمیز، شبانه از کهریزک رو به دژ کلات نادری در مرزهای شمال شرقی خراسان تبعید شدند. عین‌الدوله می‌پنداشت با حذف این سه چهره، موتور محرکه تبلیغاتی آزادی‌خواهان خاموش خواهد شد. کسروی می‌گوید نتیجه دوگانه بود: یک دسته سخت ترسیدند و کنار کشیدند؛ یک دسته به خشم افزودند و در راه کوشش پافشارتر گردیدند."}],"aftermath":"تبعید این نخبگان نه تنها اعتراضات را فرو ننشاند، بلکه بهانه لازم را برای خیزش طلاب در واقعه مسجد جامع و شهادت سید عبدالحمید در کمتر از یک ماه بعد فراهم کرد. خواست دوم بستیان سفارت بعدها عودت مطرودین را جدا نشاند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":3,"solarDay":25,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":15},"title":"دستگیری شبانه","text":"شب شنبه ۲۵ خرداد: رشدیه، مجدالاسلام و میرزا آقا اصفهانی به کهریزک، سپس کلات."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":3,"solarDay":28,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":18},"title":"حرکت کاروان تبعیدیان به کلات","text":"اعزام دستگیرشدگان در زنجیر به قلعه نادری کلات در خراسان."}]},{"id":"naser-al-molk-letter-to-tabatabai","title":"نامه انذارآمیز ناصرالملک به طباطبایی در نفی آمادگی برای مشروطه","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":10,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":1},"tier":"secondary","category":"political","summary":"ابوالقاسم خان ناصرالملک، دولتمرد دانش‌آموخته آکسفورد، به وساطت عین‌الدوله نامه‌ای مفصل به طباطبایی نگاشت و با تمثیل تازیانه زدن به بیمار مشرف به موت، ادعا کرد ایران فاقد رجال دانا و جامعه پذیرای حریت است و مشروطه‌خواهی شتاب‌زده سبب هرج‌ومرج خواهد شد.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیستم","text":"ناصرالملک به طباطبایی نوشت که تقاضای مشروطه در جامعه بی‌سواد، مانند تازیانه زدن بر تن بیماری مشرف به مرگ است."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ نامهٔ ناصرالملک بطباطبایی","text":"کسروی نامه را بهانهٔ بدخواهان با رخت دوراندیشی می‌خواند و بخش ژاپون را کوتاهانیده است. طباطبایی فریب نخورد."},{"sourceId":"nazem","locus":"مکاتبات ناصرالملک و طباطبایی","text":"ناظم‌الاسلام متن رساله انذاری ناصرالملک و پافشاری طباطبایی بر ضرورت مهار استبداد را آورده است."}],"personIds":["naser-al-molk","tabatabai","ain-al-dowleh"],"personDeeds":{"naser-al-molk":"نگارش رساله‌گونه‌ای بدبینانه علیه دموکراسی فوری و درخواست توقف مطالبات رادیکال.","tabatabai":"رد استدلال‌های بدبینانه ناصرالملک و تأکید بر اینکه تنها درمان بی‌قانونی، خود قانون است.","ain-al-dowleh":"استفاده از ناصرالملک به عنوان واسطه برای منصرف ساختن مجتهد تهران از پافشاری بر عدالتخانه."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["نامه ناصرالملک به طباطبایی","انذارنامه ناصرالملک","تمثیل تازیانه و بیمار"],"context":"ابوالقاسم خان قراگوزلو (ناصرالملک)، دولتمرد تحصیل‌کرده آکسفورد و از چهره‌های سرشناس جناح اصلاح‌طلب محافظه‌کار، به خواهش عین‌الدوله و برای جلوگیری از رویارویی خونین میان دولت و مراجع، نامه‌ای مفصل، استدلالی و سرشار از بدبینی فلسفی به آیت‌الله سید محمد طباطبایی نگاشت. کسروی می‌گوید عین‌الدوله او را واداشت پس از منبر چهاردهم جمادی‌الاولی، که طباطبایی آشکاره از خودکامگی بد گفته بود.","whatHappened":[{"title":"۱. کالبدشکافی وضعیت جامعه و تمثیل تازیانه و ران شتر","body":"ناصرالملک در این نامه طولانی با ستایش از حسن نیت طباطبایی، با زبانی تمثیلی هشدار داد که مطالبه آزادی و پارلمان برای جامعه‌ای که از سواد عمومی و درک قانون بی‌بهره است، جز هرج‌ومرج حاصلی نخواهد داشت. کسروی نامه را می‌آورد و می‌گوید بسیار دراز است و سخنان بیهوده بسیار می‌دارد؛ از برخی بخشها چشم پوشیده است. تمثیل بیمار در گفتار دوم چنین است:\n\n«این بیچاره مریض که قادر بحرکت نیست مدتهاست غذایی بمعده‌اش داخل نشده و بدل ما یتحللی ببدنش نرسیده رمق حرکت و قدرت تکلم ندارد تازیانه برداشته کتکش میزنید که بدود و از خندق جست و خیز نماید و این بدبختی که بواسطه مرض و نخوردن غذا همه روده‌هایش خشکیده و امعاء و احشایش از کار افتاده یک ران شتر نیم پخته بدهانش فرو میکنید که ببلعد.»\n\nجملهٔ بار نامه:\n\n«امروز تقاضای مجلس مبعوثان و اصرار در ایجاد قانون مساوات و دم زدن از حریت و عدالت کامله (آنطوریکه در تمام ملل متمدنه سعادتمند وجود دارد) در ایران همان حکایت تازیانه زدن و ران شتر طپانیدن است.»"},{"title":"۲. عالم لازم داریم؛ کسروی بخش ژاپون را کوتاهانیده","body":"کسروی حکم می‌کند این بهانه‌ای می‌بود که بدخواهان همیشه پیش آوردندی و به بدخواهی خود رخت دوراندیشی و نیکخواهی پوشیدندی. نامه سوگندهای پیاپی می‌آورد:\n\n«والله عالم لازم داریم. بالله عالم لازم داریم. بقرآن عالم لازم داریم. به پیغمبر عالم لازم داریم. بمرتضی علی عالم لازم داریم. به اسلام به کعبه به دین بمذهب عالم لازم داریم. عالم لازم داریم عالم لازم داریم!!!!»\n\nکسروی در پرانتز نوشته است که در اینجا سخن درازی از ژاپون و مشروطهٔ آن می‌رانده و آن دراز را نیاورده. پس از آن، ناصرالملک مدارس ملی وقفی را آماده می‌خواند و می‌گوید با فهرست درس و علوم عصر جدید، دوازده سال دیگر آدم عالم بیرون خواهد آمد. امضا در چاپ کسروی: «بنده دولتخواه وطن‌پرست ملت‌دوست..... گم نامت»."},{"title":"۳. پاسخ طباطبایی و پافشاری بر ضرورت فوری مهار استبداد","body":"طباطبایی در پاسخ شفاهی و مکتوب خویش استدلال ناصرالملک را رد کرد و خاطرنشان ساخت که در غیاب قانون، دربار حتی اجازه تأسیس همان مدارس نوین را نیز نخواهد داد و تنها راه جلوگیری از تباهی ایران، مقید ساختن اراده شاه به مجلس مبعوثان ملت است، حتی اگر این نهاد در آغاز با نقص و آزمون‌وخطا همراه باشد. کسروی بزرگی طباطبایی را از اینجا می‌داند که فریب چنین نامه‌ای را نخورده و سستی به خود راه نداده."}],"aftermath":"طباطبایی فریب نامه را نخورد. کسروی نامه را بهانهٔ بدخواهان می‌داند که رخت دوراندیشی پوشیده‌اند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":10,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":1},"title":"ارسال نامه انذاری ناصرالملک","text":"پس از منبر چهاردهم جمادی‌الاولی؛ کسروی عین‌الدوله را وادارنده می‌نویسد."}]},{"id":"martyrdom-of-seyyed-abdolhamid","title":"واقعه مسجد جامع تهران و شهادت سید عبدالحمید","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":20,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":11},"tier":"primary","category":"religious","summary":"در پی اقدام قزاقان در بازداشت شیخ محمد واعظ، طلاب به قراول‌خانه هجوم بردند. با تیراندازی نیروهای نظامی، طلبه جوانی به نام سید عبدالحمید به شهادت رسید و با انتقال پیکر خونین او به مسجد جامع و محاصره سه‌روزه مسجد توسط قزاقان، قیام تیرماه ۱۲۸۵ شعله‌ور گشت.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ کشته شدن سید عبدالحمید","text":"کسروی می‌نویسد گرفتن شیخ محمد واعظ به شلیک انجامید و تیر به سینهٔ سید عبدالحمید نشست. بست مسجد آدینه از همان خون برخاست. شمار کشتگان چهارسو را میان دوازده و بیش از صد اختلاف می‌نویسد و خود رقم قطع نمی‌کند."},{"sourceId":"nazem","locus":"واقعه مسجد جامع","text":"ناظم‌الاسلام جزئیات شلیک به طلاب و برافراشتن پیراهن خونین عبدالحمید در بازار را ثبت کرده است."}],"personIds":["sheikh-mohammad-vaez","seyyed-abdolhamid","tabatabai","behbahani","sheikh-fazlollah","sepehdar"],"personDeeds":{"sheikh-mohammad-vaez":"مقاومت در برابر بازداشت و برانگیختن خیزش طلاب جهت رهایی خویش.","seyyed-abdolhamid":"شهادت در جریان درگیری با قوای دولتی و تبدیل شدن به نماد مظلومیت نهضت.","tabatabai":"حضور در مسجد جامع و هدایت تحصن مردمی در محاصره نظامی قزاقان.","behbahani":"پایداری در صحن مسجد و فراخواندن اصناف به همبستگی در برابر خشونت دولتی.","sheikh-fazlollah":"پیوستن به بهبهانی و طباطبایی در مسجد جامع در پی ارزیابی سقوط حتمی عین‌الدوله.","sepehdar":"فرماندهی محاصره نظامی مسجد جامع و مذاکره با علما برای تخلیه پایتخت."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["واقعه مسجد جامع تهران","شهادت سید عبدالحمید","تیراندازی بازار تهران"],"context":"در اوایل تیرماه ۱۲۸۵ خورشیدی، در شرایطی که تهران زیر چکمه‌های حکومت نظامی سپهدار تنکابنی قرار داشت، وعاظ مشروطه‌خواه منابر ماه جمادی‌الاول را به کانون روشنگری علیه صدارت عین‌الدوله بدل ساختند. کسروی روز چهارشنبه نوزدهم تیر (۱۸ جمادی‌الاولی) را روز گرفتن حاج شیخ محمد واعظ و کشتن سید عبدالحمید می‌نویسد.","whatHappened":[{"title":"۱. گرفتن شیخ محمد واعظ در سرپولک","body":"کسروی می‌نویسد دو ساعت از روز گذشته حاج شیخ محمد سوار خر خود بود که احمدخان یاور با سربازان از پشت سر رسید. گفت بسم‌الله برویم. شیخ پرسید من کیستم و کجا برویم. پاسخ آمد که باید به خانهٔ عین‌الدوله بروند. نزدیک مسجد و مدرسهٔ حاج ابوالحسن معمار طلبه‌ها جلو را گرفتند. احمدخان شیخ را در قراولخانه بند کرد. بهبهانی پسر خود سید احمد را برای رهانیدن فرستاد. ادیب‌الذاکرین کرمانی مردم را شورانید و به قراولخانه تاختند. احمدخان فرمان شلیک داد. سربازان شلیک هوایی کردند و تنها یک تیر بر ران ادیب‌الذاکرین خورد."},{"title":"۲. شلیک و شهادت سید عبدالحمید؛ بست مسجد آدینه","body":"سید عبدالحمید نامی از طلبه از درس بازمی‌گشت و در جلو احمدخان ایستاد:\n\n«تو مگر مسلمان نیستی؟! چرا فرمان شلیک دادی؟!..»\n\nاحمدخان تفنگ یکی از سربازان را گرفت. تیر از پستان چپ سید خورد و از پشت سر به در رفت. شیخ محمد خون او را به سر و رو مالید. سیف‌الدین میرزا با قزاقان جنازه را بردند تا در دست مردم نباشد. علی کوهی با کسانی از دنبال رسید و کشته را بازستاند. صدرالعلماء دستور داد جنازه را به مسجد آدینه برند. بازارها بسته شد. نخست بهبهانی، سپس شیخ محمد رضای قمی، سپس طباطبایی آمدند. حاج شیخ فضل‌الله نیز این بار با دسته‌ای به مسجد درآمد. جز امام‌جمعه که در شهر نمی‌بود، همهٔ علمای بزرگ، خواه و ناخواه، همراهی نمودند. طباطبایی گفت:\n\n«اگر عدالتخانه را بر پا نمودیم دیگر عین‌الدوله داخل آدمی نیست.»\n\nشعر سوگواری را کسروی به نمونه می‌آورد:\n\n«از نو حسین کشته ز جور یزید شد / عبدالحمید کشتهٔ عبدالمجید شد»\n\nپانویس او: عبدالمجید نام عین‌الدوله بود."},{"title":"۳. شلیک چهارسو؛ کشتگان دوازده یا بیش از صد","body":"روز آدینه دستهٔ سینه‌زنی از پیراهن و دستار سید دو بیرق ساخت و رو به چهارسو رفت. بهبهانی خرسندی نمی‌داد. سربازان جلوشان را گرفتند. سرکرده فرمان شلیک داد؛ بار نخست سر به بالا. بار دوم کسان بسیاری تیر خوردند. از کشتگان دو تن را بیرون آوردند: سید مصطفی پیشنماز و حاج سید حسین. کسروی می‌گوید شمارهٔ کشتگان را کسی نیک ندانست. سربازان افتادگان را به انبار کشیدند و شبانه چند گاری پر از کشتگان به بیرون شهر فرستادند. هواخواهان دولت شماره را دوازده تن نوشته‌اند؛ دیگران از صد تن بیشتر گفته‌اند. کسروی میان این دو رقم داوری نمی‌کند.\n\nآب مسجد را بریدند. نصرالسلطنه سررشته‌دار کار از سوی دولت بود. چند ساعت پس از شلیک، از میان مردم آواز تپانچه برخاست. مردم پنداشتند سربازان به مسجد ریخته‌اند. بهبهانی بر بلندی رفت:\n\n«ایمردم نترسید، واهمه نکنید، اینها کاری داشته باشند با من دارند، این سینهٔ من، کجاست آنکه بزند؟!.. شهادت و کشته شدن ارث ماست.»\n\nکسروی کار سید محمدرضا شیرازی را که با تپانچه به قزاقی تیر زد و قزاق مرد، همیشه زیان‌بار می‌خواند. خادم همین را شلیک مساوات می‌نویسد. عباسقلی‌خان آدمیت نیز به میان صفوف نظامیان رفت و آنان را از ریختن خون هم‌وطنان برحذر داشت."},{"title":"۴. سه پیشنهاد و پذیرفتن خروج از شهر","body":"علما به نصرالسلطنه پاسخ دادند تا سرباز نیاید از مسجد بیرون نخواهند رفت. پیشنهاد فرجام این بود:\n\n«یا عدالتخانه را بر پا کنید، یا ما را بکشید و بدیگران کاری ندارید، و یا بما راه دهید از شهر بیرون رویم»\n\nدولت سومین را پذیرفت. شاه دستخطی بیرون داد که آقایان آزادانه به هر کجا که می‌خواهند بروند. آنان گفتند به عتبات خواهند رفت و به این نام از شاه اجازه خواستند. شب دوشنبه یک ساعت از شب رفته از مسجد پراکنده شدند. کسروی جنگ مسلحانه در مسجد را نابخردی می‌داند: جماعت جنگ‌ندیده پس از یکی دو شلیک می‌گریخت و عین‌الدوله بهانهٔ تبعید سران می‌یافت. ایستادگی آرام را درست‌تر می‌خواند."}],"aftermath":"محاصره نظامی مسجد جامع و قطع آب و آذوقه بر متحصنان، علما را به خروج از پایتخت و اعلام هجرت کبری به قم رهنمون ساخت.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":19,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":10},"title":"گرفتن شیخ محمد واعظ و شهادت سید عبدالحمید","text":"کسروی: چهارشنبه ۱۹ تیر، سرپولک، شلیک احمدخان یاور، بست مسجد آدینه. شیخ فضل‌الله این بار پیوست."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":21,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":12},"title":"شلیک چهارسو","text":"هواخواهان دولت کشتگان چهارسو را دوازده تن نوشته‌اند و دیگران از صد بیشتر. کسروی می‌گوید شماره را کسی نیک ندانست."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":23,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":14},"title":"پیشنهاد خروج از شهر","text":"سه پیشنهاد؛ دولت خروج را پذیرفت. به نام عتبات اجازه خواستند."}]},{"id":"qom-migration","title":"مهاجرت کبری علمای تهران به قم","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":24,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":15},"tier":"primary","category":"political","summary":"پس از پایان محاصره سه‌روزه مسجد جامع، سید محمد طباطبایی، سید عبدالله بهبهانی و شیخ فضل‌الله نوری به همراه جمعیتی افزون بر هزار تن از طلاب، علما و تجار از تهران خارج شده و به سوی قم هجرت کردند تا دولت را در خلاء مشروعیت شرعی قرار دهند.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ کوچیدن علما بقم","text":"کسروی کوچ علما به قم را پس از شلیک چهارسو می‌نویسد. به نام عتبات از شهر بیرون رفتند و در قم نشستند. شیخ فضل‌الله در کهریزک به آنان پیوست."},{"sourceId":"nazem","locus":"مهاجرت کبری","text":"ناظم‌الاسلام فهرست همراهان و پیام‌های تلگرافی مهاجران از قم را آورده است."}],"personIds":["tabatabai","behbahani","sheikh-fazlollah","ain-al-dowleh","mozaffar-person"],"personDeeds":{"tabatabai":"رهبری فکری کاروان مهاجران و استقرار در قم به عنوان کانون فشار معنوی بر دربار.","behbahani":"پیشبرد مهاجرت کبری و شایعه‌پراکنی هوشمندانه برای هموار کردن بست‌نشینی بازاریان در سفارت انگلیس.","sheikh-fazlollah":"همراهی با مهاجران در هجرت به قم در این مقطع از نهضت.","ain-al-dowleh":"ایستادگی سرسختانه در برابر بازگشت علما که به انزوای سیاسی کامل او انجامید.","mozaffar-person":"تسلیم در برابر مطالبات مهاجران و صدور دستخط بازگشت علما."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["مهاجرت قم","هجرت کبری","خروج علما به قم"],"context":"سرکوب خونین بازار تهران و تیراندازی به سوی عزاداران سید عبدالحمید، علما را به این نتیجه رساند که ماندن در پایتخت به کشتار بیشتر مردم خواهد انجامید. آنان تصمیم گرفتند با ترک دارالخلافه، حکومت عین‌الدوله را از مشروعیت مذهبی تهی سازند. کسروی می‌نویسد به نام عتبات بیرون رفتند و در قم نشیمن گرفتند.","whatHappened":[{"title":"۱. خروج کاروان علمای مهاجر از تهران","body":"بامداد پس از پراکندگی مسجد، بهبهانی و طباطبایی و صدرالعلماء از شهر بیرون شدند و آهنگ ابن‌بابویه کردند تا بازماندگان بپیوندند. ملایان و طلبه‌ها که در مسجد همراهی کرده بودند در این سفر نیز همراهی نمودند. کسروی می‌نویسد رویهمرفته هزار تن کمابیش می‌بودند و چون کم‌کم راه می‌پیمودند روز سی‌ام تیر به قم رسیدند. حاج شیخ فضل‌الله که دیر کرده بود دو روز دیگر روانه گردید و در کهریزک به آنان پیوست. عین‌الدوله بسیار می‌خواست که باری این را نگذارد و نتوانست."},{"title":"۲. دیپلماسی تلگرافی بهبهانی با سفارت بریتانیا","body":"کسروی از کتاب آبی گزارش می‌کند، نه متن فارسی کامل نامه. نهم ژوئیه، دو روز پیش از کشتن سید، بهبهانی نامه به سفیر نوشت و یاوری خواست. سفیر پاسخ داد دولت انگلیس یاوری به کسانی نتواند کرد که رفتارشان با دولت خود دشمنانه است. شانزدهم ژوئیه، روز خروج از تهران، باز نامه‌ای نوشت بدینسان: ما علما چون نمی‌خواهیم کار به خونریزی کشد از شهر بیرون می‌رویم، ولی همراهی در این کوشش با بیدادگری می‌خواهیم. کسروی خواست بهبهانی را میانجیگری با شاه می‌داند، چنانکه در عبدالعظیم از سفیر عثمانی خواسته بودند. گمان نمی‌رود که بهبهانی یا طباطبایی به پناهیدن مردم به سفارتخانه خرسندی داده باشند. اندیشه از خامان سر زد. پیش از خروج، سید عبدالله بهبهانی در میان بازاریان نیز شایع ساخت که سفارت بریتانیا آماده امان دادن است؛ این تدبیر شاه‌کلید آغاز تحصن اصناف گردید."},{"title":"۳. استقرار در حرم حضرت معصومه و پیوند با عتبات","body":"کاروان مهاجران در قم مستقر شد و تلگراف‌های متعددی میان قم، نجف، تبریز و اصفهان مبادله گردید. مراجع نجف از جمله آخوند خراسانی با مخابره پیام‌هایی پشتیبانی قاطع خود را از مهاجران اعلام کردند و خواستار عزل فوری عین‌الدوله شدند. فرصت شیرازی، به نقل کسروی، زنی را در تهران دید که مقنعه بر سر چوب کرده بود:\n\n«خود من دیدم زنی مقنعه خود را بر سر چوبی کرده بود و فریاد میکرد که بعد از این دختران شما را مسیو نوز بلجیکی باید عقد نماید و الا دیگر علماء نداریم.»"},{"title":"۴. آنچه این هجرت را ساخت","body":"هجرت کبری از آسمان نیامد. نامه طباطبایی به شاه حجت را تمام کرده بود و عین‌الدوله آن را نگاه داشته بود. نامه طباطبایی به عین‌الدوله کلمهٔ مجلس را پیش‌تر نشانده بود. تبعید رشدیه و مجدالاسلام به کلات زبان مدرسه و روزنامه را بریده بود. نامه ناصرالملک به طباطبایی علما را از سمت رجال فرنگ‌دیده تنها گذاشته بود. شهادت سید عبدالحمید در مسجد آدینه نشان داد ماندن در تهران یعنی کشتن طلاب. خروج به قم پاسخ این ضرب‌هاست. همزمان بست سفارت انگلیس همان شایعهٔ امان را به تحصن چهارده‌هزار نفری بدل کرد و فرمان مشروطه را گرفت."}],"aftermath":"هجرت کبری پایتخت را از مرجعیت دینی تهی ساخت و مستقیماً به گشوده شدن درهای باغ سفارت انگلیس و تسلیم کامل دربار قاجار انجامید. کسروی بست سفارت را لکه بر پاکیزگی این هجرت می‌شمارد و نظم بستیان را می‌ستاید.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":24,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":15},"title":"حرکت کاروان مهاجران","text":"خروج به ابن‌بابویه پس از بست مسجد آدینه؛ به نام عتبات."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":30,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":21},"title":"ورود به قم","text":"کسروی: هزار تن کمابیش؛ شیخ فضل‌الله در کهریزک پیوست."}]},{"id":"bast-in-british-embassy","title":"بست‌نشینی گسترده اصناف و تجار در باغ سفارت بریتانیا","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":28,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":20},"endDate":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":18,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":9},"tier":"primary","category":"political","summary":"به ابتکار تجار تهران و هدایت اعضای انجمن‌های مخفی، تجمعی که با گروهی کوچک آغاز شد به حضور بیش از چهارده هزار نفر در باغ سفارت انگلیس در قلهک بدل گشت. این تحصن با سازماندهی صنفی، طبخ غذا و جلسات آموزش حقوق اساسی، مطالبه عدالتخانه را به تأسیس مجلس شورای ملی و قانون اساسی ارتقا داد.","citations":[{"sourceId":"browne","locus":"The Persian Revolution; The Bast at the British Legation","text":"براون تحصن ۱۴ هزار نفری در باغ سفارت را نمونه‌ای شگفت‌انگیز از انتظام مدنی، پاکیزگی و بلوغ سیاسی اصناف توصیف می‌کند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ بست سفارت","text":"کسروی اندیشهٔ رفتن به سفارت را از خامان می‌داند نه از دو سید. بست از حدود پنجاه تن در ۲۷ تیر به بیش از چهارده هزار رسید. دو فهرست خواست تنظیم شد."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیستم","text":"باغ سفارت به دانشگاهی برای آموزش حقوق اساسی بدل شد و خواست مردم را از عدالتخانه مبهم به مجلس قانون‌گذاری کشاند."}],"personIds":["amin-al-zarb","moin-al-tojjar","arbab-jamshid","ehtesham-al-saltaneh","sani-al-dowleh"],"personDeeds":{"amin-al-zarb":"تأمین بخش عمده هزینه‌های کلان مالی و تدارکاتی بست‌نشینان در باغ سفارت.","moin-al-tojjar":"مشارکت در تأمین مالی و هماهنگی شبکه تجار حامی تحصن.","arbab-jamshid":"تسویه چک‌های مالی و پشتیبانی لجستیکی از بست‌نشینان اصناف.","ehtesham-al-saltaneh":"حمایت سیاسی و انتقال مطالبات تحصن به رجال دربار.","sani-al-dowleh":"ارتباط با سران اصناف و کمک به تدوین حقوقی خواسته‌های ملی."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["بست سفارت انگلیس","تحصن قلهک","بست اصناف در سفارت"],"context":"با خروج علما به سوی قم، تجار و اصناف تهران از بیم انتقام‌جویی قزاقان عین‌الدوله در صدد پناهگاهی امن برآمدند. بهره‌گیری از مصونیت دیپلماتیک باغ سفارت بریتانیا در قلهک، بزرگ‌ترین تحصن مدنی تاریخ معاصر ایران را رقم زد. کسروی اندیشه را از دو سید نمی‌داند و خرسندی ایشان را بعید می‌شمارد.","whatHappened":[{"title":"۱. شمار بستیان از پنجاه تا بیش از چهارده هزار","body":"کسروی می‌نویسد دو روز پس از رفتن علما کسانی به قلهک رفتند و از کارکنان سفارت پرسیدند اگر پناهیم راه داده خواهد شد یا نه. سفارتیان گفتند راه داده نخواهد شد، ولی سخت نگرفتند. پسین پنجشنبه بیست و هفتم تیر نخست پنجاه تن کمابیش از بازرگانان و طلبه‌ها به سرای سفارت در شهر رفتند. دولت که مسجد را گرد فرو می‌گرفت، دور سفارت سرباز نگماشت. از روز دوشنبه سی و یکم تیر شماره تا ۸۵۸ تن می‌بود؛ سه روز دیگر تا پنج هزار رسید؛ چهار روز دیگر تا سیزده هزار بالا رفت و بازارها یکبار بسته گردید. سپس شماره بیش از چهارده هزار شد. در نامه‌ای که کسروی دیده می‌نویسد:\n\n«قریب پانصد خیمه بلکه بیشتر زده شده تمام اصناف حتی پینه‌دوز و گردوفروش و کاسه بند زن که اضعف اصنافند در آنجا خیمه زده‌اند...»\n\nحاج محمدتقی بنکدار سررشته‌دار آشپزخانه بود. بیش از ده دیگ بزرگ آبگوشت و پلو می‌پختند. هزینه را بازرگانان و پیشه‌وران از کیسهٔ خود می‌دادند."},{"title":"۲. تأمین مالی کلان توسط تجار ملی","body":"هزینه‌های هنگفت طبخ روزانه خروارها برنج، گوشت و تأمین چادرها و روشنایی توسط پنج کلان‌تاجر مشروطه‌خواه (حاج محمدحسین امین‌الضرب، حاج محمدتقی معین‌التجار بوشهری، حاج محمداسماعیل مغازه، میرزا محمود اصفهانی و ارباب جمشید جمشیدیان زرتشتی) ضمانت و پرداخت گردید. کسروی انتظام را از کتاب آبی می‌ستاید: رفتارشان بسیار ستوده و بسامان می‌بود و کسانی که گمان آشوب‌طلبی می‌رفت به میان راه نداده بودند."},{"title":"۳. دو فهرست خواست","body":"روزهای نخست، از ترس جان، خواست‌ها از راه گرانت داف چنین باز نموده شد:\n\n«اول – معاودت علمای مهاجرین بطهران. دوم – اطمینان بر اینکه احدی را بهانه نخواهند گرفت و شکنجه نخواهند کرد. سوم – امنیت مملکت، چه امروز کسی دارای مال و جان خود نیست. چهارم – افتتاح عدالتخانه که از طبقه علماء و تجار و سایر اصناف برای رسیدگی در مرافعات شرکت در او داشته باشند. پنجم – قاتل دو سید بزرگوار را قصاص نمایند.»\n\nپاسخ دولت سر بالا بود: آقایان به اختیار خود عازم عتبات شده‌اند؛ مملکت در کمال امنیت است؛ سالهاست عدالتخانه باز است و شعاع‌السلطنه رئیس دیوانخانه است؛ کسی کشته نشده که قصاصش لازم آید. تا این پاسخ رسد حال دیگر شده بود. زبان‌ها به خواستن مشروطه باز شده بود. خواست دوم:\n\n«اول – بازگشت علمای اعلام دوم – عزل شاهزاده اتابک سوم – افتتاح دارالشوری چهارم – قصاص قاتلین شهدای وطن پنجم – عودت مطرودین (رشدیه و دیگران)»"},{"title":"۴. باغ سفارت به مثابه آموزش حقوق اساسی","body":"تحصیل‌کردگان فرنگ، دیپلمات‌های اصلاح‌طلب نظیر صنیع‌الدوله و منشیان ایرانی سفارتخانه نظیر حسینقلی‌خان نواب شب‌ها برای سران اصناف و طلاب جلسات آموزش سیاسی برگزار می‌کردند. کسروی می‌گوید در آن چند روزه کسانی به مردم معنی آزادی و مشروطه و پارلمان را تا یک اندازه فهمانیده بودند. گزارش وکیل‌الدوله به دربار گواه این دگرگونی است:\n\n«حکایت ازدحام مردم در سفارت ساعت به ساعت در تزاید و رسوایی و افتضاح بالا گرفته است و هر شب درس قانون می‌خوانند و همه اهل پلتیک و قانون شده‌اند و حرف‌ها می‌زنند که انسان مات می‌ماند. مثلاً می‌گویند معنی تحت‌اللفظ شاه این است: نماینده ملت، و در صورتی که ملت کسی را نخواسته باشد، آن شخص را در هیچ دولتی نماینده نخواهند شناخت.»\n\nعین‌الدوله برای شکستن تحصن، میرزا اسماعیل‌خان ممتازالدوله را مأمور تدوین آیین‌نامه عدالتخانه کرد. این متن که در روزنامه ایران چاپ شد صرفاً ساختار اداری وزارت عدلیه را تغییر می‌داد. متحصنان با خشم نسخه‌های روزنامه را پاره کردند و اعلام نمودند که دوران فریب با عدالتخانه سپری شده و تنها به تأسیس مجلس شورای ملی رضایت خواهند داد."}],"aftermath":"ایستادگی بی‌همتای متحصنان سفارت و پیوند تلگرافی آنان با علمای قم، دربار مظفرالدین‌شاه را به زانو درآورد و به صدور فرمان مشروطیت انجامید. کسروی بست را کار خامان می‌داند نه دو سید؛ گمان می‌برد کسانی خواستند نام دو سید از پیروزی نهایی بیفتد. نظم بستیان را می‌ستاید.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":27,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":19},"title":"آغاز بست‌نشینی","text":"کسروی: پنجشنبه ۲۷ تیر، نخست حدود پنجاه تن بازرگان و طلبه."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":4,"solarDay":31,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":23},"title":"هشتصد و پنجاه و هشت تن","text":"دوشنبه ۳۱ تیر ۸۵۸؛ سپس پنج هزار؛ سپس سیزده هزار؛ سپس بیش از چهارده هزار."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":18,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":9},"title":"پایان تحصن و خروج اصناف","text":"پس از فرمان تکمیل؛ مردم از سفارت پراکنده شدند."}]},{"id":"dismissal-of-ayn-al-dowleh","title":"عزل عین‌الدوله و انتصاب مشیرالدوله به صدارت عظما","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":7,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":29},"tier":"primary","category":"court","summary":"در پی فلج شدن کامل امور کشور، تعطیلی بازار و تداوم بست‌نشینی هزاران بازاری در سفارت بریتانیا، مظفرالدین‌شاه استعفای عین‌الدوله را پذیرفت و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله نایینی را به صدارت برگزید تا راه مصالحه با ملت هموار شود.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ برافتادن عین‌الدوله","text":"کسروی عزل عین‌الدوله را نتیجهٔ بست سفارت و کوچ قم می‌نویسد. نخستین عقب‌نشینی دربار در برابر خواست متحصنان است، نه پایان کار."}],"personIds":["ain-al-dowleh","moshir-al-dowleh","mozaffar-person"],"personDeeds":{"ain-al-dowleh":"تسلیم استعفانامه به شاه پس از شکست راهبرد سرکوب و انزوای مطلق سیاسی.","moshir-al-dowleh":"پذیرش مسند صدارت عظما و آغاز مذاکرات مستقیم با بست‌نشینان و علمای قم.","mozaffar-person":"پذیرش عزل صدراعظم مستبد و امضای فرمان صدارت مشیرالدوله."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["سقوط عین‌الدوله","عزل عین‌الدوله","صدارت مشیرالدوله نایینی"],"context":"فلج شدن کامل امور بازرگانی و اداری کشور، اعتصاب سراسری بازار تهران و ناتوانی قوای قزاق در سرکوب تحصن سفارت و هجرت قم. کسروی می‌نویسد شاه روز ششم مرداد (هفتم جمادی‌الثانیه) عین‌الدوله را برداشت و جای او را به مشیرالدوله سپرد.","whatHappened":[{"title":"۱. استعفای اجباری عین‌الدوله","body":"مظفرالدین‌شاه پس از مشورت با رجال دربار دریافت که با حضور عین‌الدوله امکان مصالحه وجود ندارد. شاه استعفای صدراعظم را پذیرفت و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله نایینی، وزیر امور خارجه را به صدارت عظما برگزید. کسروی کناره‌جویی را رویه‌کاری می‌داند نه تسلیم کامل دربار. اندیشه آن بود که عضدالملک و حاج نظام‌الدوله به قم روند، علما را بازگردانند، و به دیگر درخواست‌ها گردن نگذارند. مردم دست برنداشتند."},{"title":"۲. تلگراف تبریز و کینهٔ ولیعهد با عین‌الدوله","body":"کسروی می‌گوید محمدعلی‌میرزا با کوشندگان همآوازی نمود نه از درد مشروطه: چون عین‌الدوله خواسته بود او را از ولیعهدی بردارد، کینه داشت و فرصت جسته برانداختن صدراعظم را می‌خواست. علما را به تلگرافخانه فرستاد. تلگراف تبریز به شاه، وعده‌های پوچ پس از عبدالعظیم و شلیک به طلاب را پیش کشید:\n\n«طلاب علم وذریهٔ رسول را هدف گلوله سرباز کردند مسجد و معبد اسلام و خانه خدا را مثل قلاع اشرار و متمردین محاصره نمودند ببام مساجد سرباز و قراول گذاشتند نان و آب بروی علماء اسلام بستند»\n\nشاه همان روز به علمای تبریز و به ولیعهد پاسخ داد که مشیرالدوله برای معاودت علما روانه شده. کسروی می‌نویسد چون خواست محمدعلی همین بود دیگر خاموش گردید."},{"title":"۳. آغاز مذاکرات دولت جدید با نمایندگان ملت","body":"مشیرالدوله بلافاصله باب گفتگو با متحصنان سفارت و علمای قم را گشود و تضمین‌های لازم را برای حفظ امنیت مهاجران و تدوین فرمان مجلس ارائه داد. بستیان به این دو کار بس ننمودند و از بهبهانی در قم پاسخ گرفتند که سخن فرستادگان دربار را نپذیرند."}],"aftermath":"برکناری عین‌الدوله بزرگ‌ترین مانع اجرایی مشروطیت را از میان برداشت و صدور فرمان را تسریع نمود. کسروی می‌گوید دربار در نگه داشتن خودکامگی هنوز پافشاری نشان می‌داد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":6,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":28},"title":"عزل عین‌الدوله و صدارت مشیرالدوله","text":"کسروی: ۶ مرداد / ۷ جمادی‌الثانیه. خادم روز بعد را نیز ثبت کرده است."}]},{"id":"farman","title":"صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین‌شاه","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":14,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":5},"tier":"primary","category":"political","summary":"مظفرالدین‌شاه در سالروز ولادت خود فرمان تأسیس مجلس شورای ملی را امضا کرد. پس از اعتراض متحصنان به عبارات مبهم اولیه، دستخط تکمیلی در ۱۸ مرداد صادر و عنوان «مجلس شورای ملی» تصریح گردید و بست‌نشینی با شادمانی همگانی خاتمه یافت.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ فرمان مشروطه","text":"کسروی دو فرمان صاحبقرانیه را جدا می‌آورد. فرمان نخست تاریخ ۱۴ جمادی‌الثانیه ۱۳۲۴ است. فرمان تکمیل «منتخبین ملت» را تصریح کرد تا جای ابهام نماند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار سوم؛ صدور دستخط مشروطه","text":"کسروی شادمانی روز فرمان را می‌پذیرد و می‌نویسد مردم پنداشتند همهٔ دردها درمان شد. در گفتار پنجم می‌پرسد چرا پس از آن آموزگاری نشد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ جستجویی از حال مردم","text":"کسروی کار دو سید را کوچک نمی‌شمارد. می‌گوید مردم را تا فرمان و دارالشوری شورانیدند، سپس ایستادند و راه ننمودند. لغزش را در همان ایستادن می‌گذارد."},{"sourceId":"nazem","locus":"متن فرمان و شرط‌ها","text":"ناظم‌الاسلام متن فرمان و تصحیح عنوان مجلس شورای اسلامی به ملی را با دقت ثبت کرده است."}],"personIds":["mozaffar-person","tabatabai","behbahani","moshir-al-dowleh","hassan-pirnia"],"personDeeds":{"mozaffar-person":"امضای دستخط تاریخی تأسیس دارالشورای ملی ایران.","tabatabai":"پیروزی نهضت را به نام ملت گرفت و با کاروان مهاجران پیروزمندانه به تهران بازگشت.","behbahani":"مهاجران را از قم به پایتخت آورد و بر اجرای بی کم‌وکاست فرمان نظارت کرد.","moshir-al-dowleh":"تنظیم و ابلاغ متن نهایی فرمان مشروطه و صدور دستورات اجرایی.","hassan-pirnia":"قرائت دستخط نهایی مشروطیت و عفو عمومی در جمع متحصنان سفارت."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["فرمان مشروطه","فرمان مشروطیت","دستخط مشروطه","۱۴ مرداد ۱۲۸۵","1906 constitutional farman"],"context":"تسلیم نهایی دربار قاجار در برابر اراده ملی متحصنان سفارت و علمای مهاجر در قم در سالروز تولد مظفرالدین‌شاه. کسروی می‌گوید تا این هنگام شاه در صاحبقرانیه از پیشامدها آگاهی درستی نمی‌داشت؛ درباریان گردش را گرفته بودند.","whatHappened":[{"title":"۱. صدور دستخط اولیه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ (۱۴ جمادی‌الثانی ۱۳۲۴)","body":"مظفرالدین‌شاه در بستر بیماری فرمان تأسیس مجلس را امضا کرد. کسروی روز یکشنبه سیزدهم مرداد را برابر چهاردهم جمادی‌الثانیه می‌نویسد، روز زایش شاه. بستیان به نام دلبستگی به شاه در سفارت چراغان کردند. چون فرمان را چاپ کرده به دیوارها چسبانیدند، کوشندگان آن را نپسندیدند و چاپ‌شده‌ها را از دیوارها کندند: نام توده روشن نبود و جمله‌ها دوپهلو می‌نمود. هجرت کبری علما به قم هنوز برقرار بود. دربار می‌خواست با عبارتی دوپهلو هم سفارت را خالی کند هم قم را. متحصنان این را فهمیدند.\n\n«جناب اشرف صدر اعظم از آنجا که حضرت باریتعالی جل شانه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی ایران و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که رأی و ارادهٔ همایون ما بدان تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید و تأیید مبانی دولت اصلاحات مقتضیه بمرور در دوائر دولتی و مملکتی بموقع اجراء گذارده شود چنان مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان و علماء و قاجاریه و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف بانتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه طهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازم را بعمل آورده و بهیئت وزرای دولتخواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت بتوسط شخص اول دولت بعرض برساند که بصحه همایونی موشح و بموقع اجراء گذارده شود بدیهی است که بموجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ مرتب و مهیا خواهد نمود که بصحهٔ ملوکانه رسیده و بعون الله تعالی مجلس شورای مرقوم که نگهبان عدل ماست افتتاح و باصلاحات لازمه امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر میداریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایید تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع بترقی دولت و ملت ایران است کما ینبغی مطلع و مرفه‌الحال مشغول دعاگویی دوام این دولت و این نعمت بی زوال باشند. در قصر صاحبقرانیه بتاریخ چهاردهم شهر جمادی‌الثانی ۱۳۲۴ هجری در سال یازدهم سلطنت ما»"},{"title":"۲. فرمان تکمیل پس از نشست قلهک","body":"کسروی می‌نویسد شب شانزدهم مرداد (۱۷ جمادی‌الثانیه) نشستی از سران کوشندگان در خانهٔ مشیرالدوله در قلهک برپا شد. در نتیجهٔ آن نشست شاه فرمان پایین را بیرون داد. مردم پذیرفتند و همان روز از سفارت رو به پراکندگی آوردند. خادم دستخط تکمیلی را در ۱۸ مرداد ثبت کرده است. هر دو روایت یک تکمیل‌اند: تصریح منتخبین ملت، و نظام مجلس شورای اسلامی به تصویب منتخبین.\n\n«جناب اشرف صدر اعظم در تکمیل دستخط سابق خودمان مورخه ۱۴ جمادی‌الثانیه ۱۳۲۴ که امر و فرمان صریحاً در تأسیس مجلس منتخبین ملت فرموده بودیم مجدداً برای آنکه عموم اهالی و افراد ملت از توجهات کامله همیون ما واقف باشند امر و مقرر میداریم که مجلس مزبور را بشرح دستخط سابق صریحاً دایر نموده بعد از انتخاب اجزاء مجلس فصول و شرایط نظام مجلس شورای اسلامی را موافق تصویب و امضای منتخبین بطوریکه شایسته ملت و مملکت و قوانین شرع مقدس باشد مرتب نمایند که بشرف عرض و امضای همایونی ما موشح و مطابق نظام‌نامه مزبور این مقصود مقدس صورت و انجام پذیرد.»\n\nمیرزا حسن خان مشیرالملک (پیرنیا) متن فرمان و عفو عمومی را در جمع متحصنان قرائت کرد و شهر تهران غرق در چراغانی و پایکوبی شد."},{"title":"۳. بازگشت کاروان علمای قم","body":"علما در قم سخن عضدالملک را نپذیرفته بودند. به آگاهی از فرمان آماده بازگشت شدند و در کهریزک گرد آمدند و روز بیست و سوم مرداد به عبدالعظیم درآمدند که فردا روانه شهر گردند. مردم پیشواز بسیار بزرگی کردند و شاه کالسکه‌های دولتی را برای سواری آنان فرستاد. طباطبایی و بهبهانی در میان استقبال ده‌ها هزار نفری مردم وارد تهران شدند."},{"title":"۴. کسروی: فرمان پایان آموزگاری نبود","body":"کسروی در گفتار پنجم می‌ایستد تا بگوید فرمان و گشایش دارالشوری پایان کار نبود. دو سید مردم را شورانیدند و فرمان و مجلس و قانون اساسی را بس دانستند. کارشان را ارجدار می‌خواند و لغزش را در نیاموختن می‌گذارد. تا دیرگاهی روضه در نشست‌ها خوانده می‌شد و انبوه مردم جنبش را رواج شریعت می‌پنداشتند. نواندیشان شعار می‌دادند بی‌آنکه راه را نشان دهند:\n\n«باید میهن خود را دوست داریم، باید در راه آن جانفشانی کنیم، باید با یکدیگر همدست شویم، باید دانش آموزیم ...»\n\nکسروی می‌گوید اینها را می‌گفتند و مردم را به تکان می‌آوردند، بی‌آنکه معنی درست میهن و همدستی را یاد دهند. اگر در آن نه ماه در تهران راهنمایی پیدا می‌شد آینده جز آن می‌گردید که گردید."}],"aftermath":"تثبیت رسمی مشروطیت در ایران و آغاز مأموریت تاریخی تدوین نظام‌نامه انتخابات و قانون اساسی. کسروی شادمانی آن روز را می‌پذیرد و می‌پرسد چرا پس از آن آموزگاری نشد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":14,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":5},"title":"امضای فرمان اولیه مشروطیت","text":"دستخط ۱۴ جمادی‌الثانیه ۱۳۲۴ در کاخ صاحبقرانیه؛ بستیان چاپ را از دیوار کندند."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":18,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":9},"title":"توشیح دستخط تکمیلی مجلس شورای ملی","text":"پس از نشست قلهک؛ تصریح منتخبین ملت و پایان بست سفارت."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":23,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":14},"title":"ورود علما به تهران","text":"گردآمدن در کهریزک و عبدالعظیم؛ پیشواز با کالسکهٔ دولتی."}]},{"id":"emergence-ejtemaiyyun-amiyyun","title":"تکوین فرقه اجتماعیون عامیون در باکو و تهران","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":15,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":6},"tier":"primary","category":"political","summary":"شبکهٔ اجتماعیون عامیون در باکو، از مهاجران ایرانی قفقاز و حلقهٔ حزب همت، در تهران و تبریز جای پا گرفت. شب‌نامه‌هایی چون انتباه‌نامه پخش کرد و فداییانی به مجلس و شهر فرستاد. کسروی این دسته را از مجاهدان تبریز جدا می‌نویسد و داوری‌اش تند است.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌ویکم","text":"حزب اجتماعیون عامیون در باکو گفتمان سوسیال‌دموکراسی قفقاز را با مذهب شیعه تلفیق کرد و بازوی مسلحانه مشروطه را ساخت."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ یوسف خزدوز","text":"کسروی این دسته را از مجاهدان تبریز جدا می‌نویسد. کشتن یوسف خزدوز را فرمان مرکز غیبی می‌داند و متن روزنامهٔ انجمن را آورده است."}],"personIds":["haydar-khan","ali-monsieur","taqizadeh"],"personDeeds":{"haydar-khan":"سازماندهی شاخه رزمنده و فداییان حزب در تهران و هدایت عملیات‌های استراتژیک.","ali-monsieur":"پایه‌گذاری مرکز غیبی تبریز و برقراری ارتباط مستمر با اجتماعیون عامیون باکو.","taqizadeh":"در مجلس و جراید با برنامهٔ تند انجمن‌های قفقازی فاصله می‌گرفت؛ پیوند سازمانی او با فرقه محل اختلاف منابع است."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["فرقه اجتماعیون عامیون","سوسیال دموکرات‌های ایران","حزب همت و کارگران باکو"],"context":"شبکهٔ اجتماعیون عامیون از مهاجران ایرانی قفقاز و حلقهٔ حزب همت در باکو برخاست و در تهران و تبریز جای پا گرفت. کسروی این دسته را از مجاهدان تبریز جدا می‌نویسد.","whatHappened":[{"title":"۱. فرقه در باکو و برنامهٔ دو مرحله","body":"فرقهٔ اجتماعیون عامیون در باکو اعلام موجودیت کرد. نریمان نریمانوف و فعالان قفقازی می‌گفتند ایران پیش از هر برنامهٔ اقتصادی تند باید از سلطنت بی‌مهار به مجلس و قانون برسد. این سخن خود آنان است، نه برنامهٔ تمام جنبش تبریز."},{"title":"۲. انتشار انتباه‌نامه در تهران و ادبیات انقلابی","body":"در مرداد ۱۲۸۵ شب‌نامه‌ای تحت عنوان «انتباه‌نامه فرقه اجتماعیون عامیون» در تهران توزیع شد که امیربهادر جنگ را «ابن‌زیاد ثانی» و طباطبایی و بهبهانی را پیشوایان نجات امت خواند و کارگران و دهقانان را به قیام قهرآمیز فراخواند:\n\n«ای فقرای ایران، جمع شوید! ای اهالی کاسبه ایران، ای زراعتکاران... خودتان را از ظلم این ظالمان خوش خط و خال استبدادمذهب خلاص نموده، رهایی یابید... مگر الحال میدان تهران کم از میدان کربلاست؟»"},{"title":"۳. پایه‌گذاری شاخه‌های مسلح فداییان","body":"حیدرخان عمواوغلی در تهران و علی مسیو در تبریز (مرکز غیبی) شاخه‌های نظامی را پایه‌گذاری کردند."},{"title":"۴. کشتن یوسف خزدوز","body":"کسروی می‌نویسد پس از فیروزی علی مسیو بر قفقازیان، مرکز غیبی فرمان کشتن چند مجاهد داد. یوسف خزدوز چهارشنبه ۱۹ شهریور در میدان هفت‌کچل کشته شد. روزنامهٔ انجمن متنی چاپ کرد که کسروی آن را نوشتهٔ خود مرکز غیبی می‌داند:\n\n«مشهدی یوسف خزدوز تبریزی که از چندی باینطرف کسوت فداکاری را محض پیشرفت خیالات خود در بر کرده بود نقشه افعال او هر دقیقه با دست مفتشین مخفی در دایرهٔ قضاوت فرقه مجاهدین فی‌سبیل‌الله مکشوف و هر روز صفر عصیان را در نامه اعمال او میگذاشتند تا اینکه حدود قانونی این سلسله نجیبه بآخر رسیده خط اعدام بنام وی کشیده شد.. مقارن روز چهارشنبه دوم ماه در حینی که مشارالیه از میدان معروف «هفت کچل» عبور می نموده است یک نفر از مجاهدین مانند هیکل غضب راست در مقابل حریف ایستاده و خبردار کرده است: ملتفت باش تیر اجل را که قرعه فنا به نامت کشیده شده و رفتنی هستی... گنه‌کار تا میرود چیزی بگوید یا جنبشی کند گلوله از ضلع چهارم و قلبش گذشته از پشتش بدر میرود و متعاقب آن یک گلوله دیگر خورده جان بجهان‌آفرین تسلیم می‌کند. دیگر یوسف خز دوز نیست...»"}],"aftermath":"اجتماعیون عامیون فدایی به تهران و تبریز فرستادند. کسروی سهم آنان را در ترور و شب‌نامه می‌نویسد، نه آنکه تمام مشروطه را کار این فرقه بخواند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1284,"solarMonth":3,"gregorianYear":1905,"gregorianMonth":6},"title":"شکل‌گیری هسته همت در باکو","text":"جذب کارگران مهاجر ایرانی در تشکیلات سوسیال‌دموکراسی قفقاز."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":15,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":6},"title":"انتشار انتباه‌نامه در تهران","text":"ورود مانیفست رسمی اجتماعیون عامیون به صحنه سیاسی پایتخت."}]},{"id":"provisional-council-at-military-school","title":"تشکیل مجلس موقت در مدرسه نظامی تهران","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":26,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":17},"tier":"secondary","category":"political","summary":"دولت مشیرالدوله جهت تمهید مقدمات تدوین نظام‌نامه انتخابات، مجلسی موقت با حضور اعیان، علما، تجار و وزرا در حیاط مدرسه نظامی برپا داشت که طی آن مشیرالدوله سخنرانی کرد و برای نخستین بار در تاریخ نوین ایران سنت کف زدن توسط آزادی‌خواهان متداول شد.","citations":[{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"حیات یحیی؛ جلد دوم","text":"دولت‌آبادی واکنش شگفتی‌آمیز و استنکاف روحانیان سنتی از اقدام حضار در کف زدن در مدرسه نظامی را ثبت کرده است."}],"personIds":["moshir-al-dowleh","tabatabai","sani-al-dowleh","yahya-dowlatabadi"],"personDeeds":{"moshir-al-dowleh":"ایراد خطابه رسمی پیرامون تعهد دولت به تأسیس نهادهای انتخابی.","tabatabai":"حضور در صدر مجلس موقت و تأکید بر سرعت‌بخشی به نگارش قانون انتخابات.","sani-al-dowleh":"مشارکت در هیئت گردانندگان جلسه موقت در جایگاه نخبگان تجددخواه.","yahya-dowlatabadi":"ثبت مشاهدات دست‌اول از رفتار درباریان و علما در نخستین گردهمایی رسمی مشروطه."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["مجلس موقت مشروطه","جلسه مدرسه نظامی"],"context":"دولت مشیرالدوله پس از بازگشت علما و پایان تحصن سفارت، نیازمند صحنه‌ای برای نمایش وحدت ملی و آغاز روند تدوین قوانین انتخاباتی بود.","whatHappened":[{"title":"۱. گردهمایی ۲۶ مرداد در مدرسه نظامی","body":"مجلس موقتی با حضور اعیان، علما، شاهزادگان، تجار و اصناف در حیاط مدرسه نظامی تهران تشکیل شد. مشیرالدوله نطق رسمی ایراد کرد و بر تعهد دولت به تأسیس نهادهای انتخابی پای فشرد."},{"title":"۲. نخستین کف زدن در تاریخ معاصر ایران","body":"در پایان سخنان مشیرالدوله، روشنفکران و فرنگ‌رفتگان حاضر در جلسه به سبک پارلمان‌های اروپایی دست زدند (کف زدند). یحیی دولت‌آبادی در خاطرات خود ثبت کرده است که این رفتار جدید موجب شگفتی و استنکاف روحانیان سنتی مجلس شد اما به سرعت به نماد تأیید در محافل مدرن بدل گردید."}],"aftermath":"تشکیل رسمی کمیسیون نخبگان برای تدوین نظام‌نامه انتخابات مجلس شورای ملی.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":5,"solarDay":26,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":17},"title":"جلسه تاریخی مدرسه نظامی","text":"سخنرانی مشیرالدوله و آغاز تدارک انتخابات پارلمانی."}]},{"id":"electoral-law-ratification","title":"تصویب و توشیح نظام‌نامه انتخابات صنفی و طبقاتی مجلس اول","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":6,"solarDay":17,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":8},"tier":"primary","category":"political","summary":"نظام‌نامه انتخابات توسط کمیته‌ای از حقوق‌دانان بر پایه مدل‌های پارلمانی اروپایی در قالب شش طبقه (شاهزادگان، علما و طلاب، اعیان، تجار، ملاکین و اصناف) تدوین شد و پس از رفع کارشکنی‌های جناح درباری استبداد به توشیح مظفرالدین‌شاه رسید.","citations":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"ایدئولوژی نهضت مشروطیت","text":"آدمیت نظام‌نامه انتخابات مجلس اول را برآمده از تلفیق تقسیم‌بندی سنتی اصناف با اصول دموکراسی طبقاتی ارزیابی می‌کند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ کارشکنی‌های درباریان","text":"شاه نخست از دستینه بازایستاد؛ شایعهٔ بازگشت عین‌الدوله به مبارک‌آباد. ۱۷ شهریور دستینه نهاد. تکان تبریز را به گفتار بعد می‌سپارد."}],"personIds":["hassan-pirnia","hossein-pirnia","sani-al-dowleh","amir-bahador","mozaffar-person"],"personDeeds":{"hassan-pirnia":"نگارش و انطباق حقوقی مواد نظام‌نامه بر پایه قوانین اساسی بلژیک و فرانسه.","hossein-pirnia":"همکاری در تنظیم حقوقی اصول و ضوابط برگزاری انتخابات.","sani-al-dowleh":"ریاست کمیسیون نهایی‌سازی متن نظام‌نامه انتخابات.","amir-bahador":"ایجاد کارشکنی و تلاش برای حذف برخی مواد با همکاری درباریان مستبد.","mozaffar-person":"امضای رسمی نظام‌نامه انتخابات ۵۱ ماده‌ای مجلس شورای ملی."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["نظام‌نامه انتخابات مجلس اول","قانون انتخابات صنفی"],"context":"ضرورت تدوین نظام‌نامه‌ای مدرن اما متناسب با ساختار سنتی و طبقاتی جامعه ایران در اواخر دوره قاجار. کسروی در گفتار دوم متن نظامنامه را نمی‌آورد؛ کارشکنی دستینه و شایعهٔ بازگشت عین‌الدوله را می‌آورد.","whatHappened":[{"title":"۱. تدوین نظام‌نامه توسط نخبگان حقوق‌دان","body":"حسن پیرنیا (مشیرالملک)، حسین پیرنیا (مؤتمن‌الملک)، صنیع‌الدوله، مخبرالسلطنه و صدیق حضرت نظام‌نامه را در ۵۱ ماده بر پایه قوانین فرانسه و بلژیک تدوین کردند. انتخابات در شش طبقه (شاهزادگان، علما، اعیان، تجار، ملاکین و اصناف) سامان یافت. شرط سنی رای‌دهندگان ۲۵ سال و داوطلبان ۳۰ سال تعیین شد. کسروی می‌گوید نظامنامه چند گونه نوشته شد و از رویهمرفتهٔ آنها یک نظامنامهٔ بهتری پدید آوردند؛ چنین نهاده شد که روز پنجشنبه چهاردهم شهریور (۱۶ رجب) به دستینهٔ شاه رسد."},{"title":"۲. بند مناقشه‌برانگیز فساد عقیده و محرومیت بابیان","body":"بندی مبنی بر منع افراد «معروف به فساد عقیده و متظاهر به فسق» درج شد تا از ورود دگراندیشان و ازلیان سرشناس به مجلس جلوگیری شود. زنان و نظامیان نیز از حق رأی محروم ماندند."},{"title":"۳. کارشکنی دربار و دستینهٔ ۱۷ شهریور","body":"به دلیل پیش‌بینی کارشکنی حکام ولایات و تاخیر نمایندگان ایالات، ۶۰ کرسی به تهران اختصاص یافت تا مجلس بدون معطلی کار خود را آغاز کند. کسروی می‌نویسد هواداران خودکامگی شاه را پشیمان گردانیدند و او از دستینه نهادن بازایستاد. شنیده شد عین‌الدوله که به اوشان رفته بود به مبارک‌آباد آمده و گفته می‌شود به شهر خواهد آمد. مردم شوریدند و کسانی می‌کوشیدند فتوا از علما برای بیرون کردن امیر بهادر و نصرالسلطنه و حاجب‌الدوله بگیرند. پس از تحصن تجار، شاه در هفدهم شهریور (۱۹ رجب) به نظامنامه دستینه نهاد و دستور داد عین‌الدوله آهنگ خراسان کند. در تهران به برگزیدن نمایندگان شصت‌گانه آغاز کردند.\n\nکسروی می‌گوید پس از دستینه هم چگونگی را به شهرها آگاهی نمی‌دادند. جلوگیری از تلگراف به حال خود می‌بود. مشیرالدوله جانشین عین‌الدوله شده و همان رفتار را می‌کرد. حکم پایان گفتار دوم: تکان تبریز آخرین امید دربار را خواهد برد. انجمن ایالتی تبریز و بست کنسولگری را گفتار بعد می‌نویسد؛ اینجا همان اشاره بس است."}],"aftermath":"آغاز فوری انتخابات اصناف در تهران و گشایش مجلس اول در مهرماه ۱۲۸۵. ولایات تا تکان تبریز از فرمان آگاه نمی‌شدند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":6,"solarDay":13,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":4},"title":"تحصن تجار علیه کارشکنی امیربهادر","text":"اعتراض سران بازار؛ شایعهٔ بازگشت عین‌الدوله به مبارک‌آباد."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":6,"solarDay":17,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":8},"title":"توشیح ملوکانه نظام‌نامه انتخابات","text":"کسروی: ۱۷ شهریور / ۱۹ رجب. عین‌الدوله به خراسان فرستاده شد."}]},{"id":"rasht-and-tabriz-bast-elections","title":"بست‌نشینی در رشت و تبریز برای تضمین اجرای نظام‌نامه انتخابات","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":6,"solarDay":26,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":17},"tier":"secondary","category":"political","summary":"در پی نگرانی ولایات از تمرکز امور در پایتخت و بیم از کارشکنی محمدعلی میرزای ولیعهد در تبریز، فعالان در رشت و تبریز در کنسولگری‌های انگلیس بست نشستند و خواستار ابلاغ فوری نظام‌نامه شدند که با تعهد مکتوب ولیعهد پایان یافت.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار سوم؛ بست کنسولگری تبریز","text":"کسروی می‌گوید جنبش را تهران پدید آورد و سنگینی پیشرفت را تبریز به دوش گرفت. بست ده روزهٔ کنسولگری انگلیس ولیعهد را ناگزیر کرد دستخط انتخابات و انجمن بدهد."}],"personIds":["mohammad-ali-person","mozaffar-person","seqat-al-islam","ali-monsieur","haj-mirza-hasan-mojtahed-tabriz"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"دستخط چهاربندی هشتم شعبان و نامه به راتسلاو؛ سپس دستخط ۱۷ رمضان بقای انجمن.","mozaffar-person":"از تهران تلگراف برقراری مجلس رسید؛ راتسلاو رونویس را با دستخط ولیعهد نزد سران بست برد.","seqat-al-islam":"پیوستن به بست؛ کسروی او را یگانه مجتهد بیدار تبریز در این ماه‌ها می‌خواند.","ali-monsieur":"شبنامه و سرکشی صندوق؛ رشتهٔ مرکز غیبی جدا از ملایان روی صحنه.","haj-mirza-hasan-mojtahed-tabriz":"پیام که تا قانون اساسی انجمنی نباید؛ مردم نپذیرفتند."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["تحصن کنسولگری تبریز","بست‌نشینی رشت"],"context":"کسروی می‌گوید جنبش را تهران پدید آورد و سنگینی پیشرفت را تبریز به دوش گرفت. تا فرمان و نظامنامه و انتخاب وکلای تهران، کار عمدتاً پایتخت بود. از بست کنسولگری انگلیس در تبریز مرکز ثقل به آذربایجان افتاد. به روایت او کانون خودکامگی تبریز بود: محمدعلی‌میرزا ولیعهد، با گرایش به روسیه، هم جلو تبریز را می‌گرفت هم برای خفه کردن جنبش تهران می‌کوشید. گفتار سوم از رشت جز یک جمله پس از ابلاغ نظامنامه ندارد. ده روز بست، راتسلاو، مسجد صمصام‌خان، صندوق اعانه و اسناد هشتم شعبان همه تبریز است. این بست محاصرهٔ سال بعد تبریز نیست.","whatHappened":[{"title":"۱. فشار ولیعهد و رفتن به کنسولگری","body":"در تهران فرمان داده شده بود و مجلس چندگاهه نظامنامه می‌نوشت. در تبریز نشانی دیده نمی‌شد. پیش‌آمدها نهان گرفته می‌شد. آگاهی از نامه‌هایی می‌رسید که نهانی خوانده می‌شد. کسروی می‌نویسد حاجی سید احمد خسروشاهی را به نجف فرستاده بودند که علما را به دشمنی مشروطه برانگیزد. علمای تبریز را به تلگرافخانه برد تا عین‌الدوله برافتد؛ چون شاه میانجیگری ولیعهد را پذیرفت دستگاه را به هم زد بی‌آنکه کسی بپرسد علمای کوچنده بازگشتند یا نه.\n\nآخر شهریور ۱۲۸۵ نامه‌ها رسید که شاه از دستینهٔ نظامنامه خودداری می‌کند و بازار تهران دوباره بسته است. سادات ارزل دوچی، رنجیده از وام‌های ولیعهد به حاجی میرمناف، پیشگام شدند. میرهاشم برادرش میرستار را از بانک انگلیسی به کنسولگری فرستاد. کنسول پاسخ روشنی نداد:\n\n«در تهران سفارتخانهٔ ما مردم را پذیرفت. در اینجا هم خواهیم دید چه میشود»\n\nشب چهارشنبه ۲۷ شهریور، ۲۹ رجب، در خانهٔ میرجلیل نشستند. میرزا علی‌اکبر مجاهد نخست به رفتن کنسولخانه خشنودی نمی‌نمود؛ پس از گفتگو گردن نهاد. بامداد چهارده پانزده تن رسیدند. کنسول خواب بود. بیدار که شد گفت:\n\n«ما نتوانیم بکارهای درونی ایران در آییم، و شما را با این اندکی، نتوانیم پذیرفت. ولی اگر بازار بندد و علماء و دیگران نیز بیایند چون بنام توده است توانیم پذیرفت»\n\nمیرجلیل تهیدست از مدرسهٔ صادقیه بازگشت. نیمروز شیخ سلیم و حاجی میرزا ابوالحسن چایکناری آمدند. راپورتچیان ولیعهد دور خانه ایستاده بودند."},{"title":"۲. ناصح‌زاده، صندوق، و ده روز بازار بسته","body":"مفاخرالدوله از سوی محمدعلی‌میرزا گله آورد که اگر فرمایشی داشتند به خود ولیعهد می‌گفتند. حاجی میرزا ابوالحسن از دیر کردن حوالهٔ مستمری گله کرد. مفاخرالدوله خشنود شد و گفت حواله صادر می‌کند و نان را نیز ارزان می‌کنند. میرزا جواد ناصح‌زاده از پایین تالار برید:\n\n«آقا چه میفرمایید؟!... چه مستمری؟!. چه نان؟!.. ما برای این چیزها باینجا نیامده‌ایم. ما آزادی میخواهیم، عدالت میخواهیم، پس از این باید در مملکت قانون جاری شود...»\n\nمفاخرالدوله یکه خورد و گفت این را باید به عرض برساند. پسین میریعقوب و سید علی و میرصمد و محمدباقر در بازار شیشه‌گرخانه تیر زدند. بازار بسته شد. ناصح‌زاده روی پله‌ها ایستاد و آمدگان را آگاه کرد. همان روز نام مشروطه در میان نبود؛ سخن از عدالت‌طلبی و آزادیخواهی می‌رفت. شب کنسول که از تهران آگاه بود نام مشروطه را به میان آورد.\n\nپنجشنبه علما پیوستند: حاجی میرزا حسن مجتهد، امام‌جمعه، میرزا صادق، حاجی میرزا محسن، ثقةالاسلام، حاجی سید محمد قره‌باغی. مسجد صمصام‌خان را فرش کردند. حاجی مهدی‌آقا کوزه‌کنانی رو به ملایان کرد:\n\n«در این راه که بخرسندی و سرفرازی ایرانیان خواهد انجامید من جان و داراک دریغ نخواهم داشت و همه در رفت را خود از کیسه خواهم پرداخت.»\n\nدیگران خرسندی ندادند که یک تن همه را بپردازد. صندوق «مصارف انجمن عدالت‌طلبان و مشروطه‌خواهان اسلام» نهادند. صندوقدار آقا میر باقر؛ سرکشی حاجی محمد صادق قازانچایی و کربلایی علی مسیو.\n\nولیعهد در نانوایی‌ها چراغ روشن کرد و بها را کاست. کوشندگان چراغ‌ها را خاموش کردند:\n\n«درخواست ما ارزانی نان نیست. ما مشروطه میخواهیم»\n\nپاسخ ولیعهد این بود که از تهران دستور خواهد خواست. ده روز بازار بسته ماند. هر روز مسجد صمصام‌خان و کنسولگری پر بود. کسروی می‌گوید این ده روز تبریز را دیگر کرد: شیخی و متشرع و کریمخانی زانو به زانو نشستند. حاجی سید محمد قره‌باغی گفت دسته‌بندی‌ها برای جلب مرده و آواز نعلین بوده و این زمان باید دوش به دوش گام برداشت. ارمنیان نهانی همدست شدند. فوج شاطرانلو خواست به مسجد آید؛ پاسخ دادند همانجا بمانند. ناطقان ناصح‌زاده، میرزا حسین، شیخ سلیم، گاه مجاهد و میرهاشم. میرربیع رخت درید و مردم راهش ندادند. میرهاشم از همان روز با تپانچهٔ دوچی برتری می‌فروخت.\n\nکسروی شانزده‌ساله در ویجویه شنید:\n\n«نان را ارزان گردانیده بودند فرستادند و چراغها را خاموش گردانیدند.»\n\n«ارزانی نان را نمیخواهند پس چه میخواهند؟..»\n\n«مشروطه میخواهند.»\n\n«مشروطه؟!.. مشروطه چیست؟!..»\n\n«تو هم برو تا بدانی مشروطه چیست.»"},{"title":"۳. نامه به راتسلاو و دستخط چهاربندی ۸ شعبان","body":"شاه یک ماه و نیم پیش فرمان داده بود و در تهران نمایندگان شصت‌گانه برگزیده می‌شدند. پاسخ تبریز دیر رسید. کسروی ایستادگی را بیشتر از سوی محمدعلی‌میرزا می‌داند و می‌گوید کارهای دربار آن روز چندان درهم بوده که هنوز همهٔ پرده را ندانسته‌اند. پنجشنبه ۴ مهر، هشتم شعبان ۱۳۲۴، از تهران به ولیعهد پاسخ رسید. او دستخط خود و نامه را نزد مستر راتسلاو فرستاد. راتسلاو رونویس را با تلگراف شاه به نام انجمن عدالت‌طلبان تبریز نزد حاجی مهدی‌آقا و دیگر سران برد.\n\nنامه به جنرال‌قونسول:\n\n«مسیو راتسلاو جنرال قونسول چهار فقره را که اهالی استدعا کرده بودند بر طبق مقررات علیه همایونی مهر و امضا نموده دادم دستخط تلگرافی را هم که الان از طرف قرین الشرف ملوکانه در بر قراری مجلس و اجرای نظامنامه رسیده فرستادم که باهالی داده همگی مطلع و شکرگزار باشند و بطوریکه آنها تعهد کرده‌اند مطمئناً بروند بازار را باز کرده مشغول کسب و کار خود باشند ۸ شعبان المعظم ۱۳۲۴»\n\nدستخط چهاربندی:\n\n«اولا از طرف قرین‌الشرف بندگان اعلیحضرت اقدس ارواحنا فداه و از طرف خودم باشخاصیکه در قونسولخانه و مسجد متحصن هستند اطمنیان میدهم که دربارهٔ آنها عفو عمومی خواهد شد و مطلقاً در ازای اقدامات آنها مزاحمتی از طرف حکومت و غیره نخواهد شد.\nدویم مجلس شورای ملی را بطوریکه بندگان اعلیحضرت اقدس همایونی بملت اعطا و مرحمت کرده من هم تصدیق دارم و اجرا خواهم نمود و بولایات جزء هم اعلام خواهد شد.\nسوم برای اعطاء مجلس شورای ملی که اساس آبادانی و ثروت و ترقی دولت و ملت است عموم رعیت چه در شهر تبریز و چه در ولایات مملکت آذربایجان چراغان بکنند.\nچهارم در تعیین و انتخاب وکلاء بزودی قراری بدهند که وکلای تبریز و سایر ولایات معین شده روانه طهران بشوند.»\n\nتلگراف سفارت انگلیس در تهران به کنسول:\n\n«صدر اعظم باینجانب اطلاع داد نسخه‌های چابی دستخط اعلیحضرت همایونی در اعطاء مشروطیت و ترتیبات مجلس بامنای آذربایجان و حکام ولایات فرستاده شد و انتخاب وکلا هم در موقع اجراست شما هم باید پناهندگان و بستی‌ها را اطلاع بدهید و توضیح نمایید اجرای وعده‌های اعلیحضرت شهریاری فقط مربوط بدولت ایران است ضمانت دول در آن باب جایز نیست بگویید مسلم و آشکار است ترتیب مجلس ملی نیست مگر بمرور.»\n\nکسروی این را حد انگلیس می‌داند: پناه می‌دهند و ضامن مشروطه نمی‌شوند. بازار باز شد. چراغان. دسته‌ای به باغ شمال رفتند. ولیعهد گفت من بیش از شما خواستار قانونی بودن کشور هستم و داستان تاوان پنجاه‌هزار تومانی کشیش انگلیسی را پیش کشید تا بگوید اگر قانون بود پاسخ می‌دادیم آن کشیش خود را به کشتن داده."},{"title":"۴. رشت یک جمله؛ انجمن در خانهٔ میرزا مهدی‌خان","body":"پس از این مشروطه در همه جا آشکار شد. از تهران نظامنامه و دستور برگزیدن نمایندگان به همه جا رفت. در برخی شهرها حکمرانان گردنکشی کردند. همهٔ داستان رشت در این گفتار همین است:\n\n«ولی در تبریز و رشت مردم آزادی یافته می‌جنبیدند»\n\nتبریزیان منتظر کاغذ تهران نماندند. توانگران از دادن خانه بیم داشتند. میرزا مهدی‌خان خانه‌های خود را در آغاز ارمنستان و نزدیک بازار واگذاشت و ناظمی را به گردن گرفت؛ از همان زمان میرزا مهدی‌خان انجمن خوانده شد. بیست سر به همدستی علما نشستند. دارندگان هر پیشه‌ای نماینده فرستادند: چیت‌فروشان، زین‌دوزان، میوه‌فروشان، توتونچیان، قندفروشان و دیگران.\n\nپس از بست، کربلایی علی مسیو و حاجی رسول صدقیانی و حاجی علی دوافروش با سید حسن شریف‌زاده و میرزا محمدعلی‌خان تربیت و جعفرآقا گنجه‌ای و آقا میر باقر و میرزا علی‌اصغر خویی و آقا نقی شجاعی و آقا محمد صادق خامنه و سید رضا نشست نهانی مرکز غیبی بر پا کردند تا دستهٔ مجاهد پدید آورند. کسروی رشتهٔ ایستادگی را در دست اینان می‌داند نه ملایان روی صحنه."},{"title":"۵. میرهاشم و امام‌جمعه؛ دستخط ۱۷ رمضان","body":"نظامنامه که رسید شش ناظر برگزیدند. محمدعلی اجلال‌الملک را از سوی خود گماشت. رمضان شب‌ها انجمن باز بود. شمارهٔ یکم روزنامهٔ انجمن شنبه ۲۷ مهر، یکم رمضان، بیرون آمد.\n\n۲۳ مهر میرزا حسین واعظ بی‌نام از میرهاشم بد گفت. کسان میرهاشم او را زدند. فردا بازار بستند و میرهاشم آهنگ تهران کرد. کسروی این را نخستین آسیب می‌داند: دوچیان کنار کشیدند و کم‌کم دشمن شدند. گفتهٔ زبان‌ها که میرهاشم از ولیعهد پول گرفته سند نیست؛ کسروی آن را شایعه می‌نویسد.\n\nامام‌جمعه سیصد تومان به ناصح‌زاده داد که واعظان را بخرد. ناطق پول را به صندوق انجمن داد. شب ۲ رمضان خواستار بیرون کردنش شدند؛ ولیعهد دستور داد. ۱۴ آبان دوباره شور؛ نیرالسلطان او را به قزلجه‌میدان راند.\n\nشب ۱۷ رمضان پیام آمد انجمن نظارت کارش تمام است و انجمن آزادیخواهان بنیاد قانونی ندارد. انجمن‌نشینان در خانهٔ حاجی میرزا حسن برای افطار بودند. مجاهدان آمدند. مجتهد گفت تا قانون اساسی نباید انجمن باشد. نیرالسلطان تلفن کرد. ولیعهد همان را گفت. یکی از مجاهدان در حیاط ایستاد که اگر تهرانیان هم رها کنند ما خود به تنهایی این دستگاه را نگاه می‌داریم. هیاهو. سپس ولیعهد کوتاه آمد:\n\n«ما خواستیم تا آمدن قانون اساسی انجمن نباشد. کنون که نمی پذیرند چنانکه میخواهند رفتار کنند»\n\nدستخط بقای انجمن:\n\n«انجمن ملی تبریز کمافی‌السابق بر قرار بوده و یک نفر مأمور بتصدیق اجزاء انجمن از جانب حضرت اقدس معین و در انجمن حاضر خواهد شد که اعضاء انجمن در امورات جزئی و کلی ملت هر چه حکم نموده‌اند بموقع اجراء گذارد و کارگذاران حضرت والا در اجراء تمام احکامات انجمن ملی تقویت خواهند نمود.هفدهم رمضان المبارک ۱۳۲۴»\n\nکسروی این را نخستین نبرد محمدعلی و آزادیخواهان تبریز می‌نامد. نتیجه به قول او کارهای آذربایجان به آزادیخواهان افتاد و ولیعهد به کارشکنی نهانی پرداخت."}],"aftermath":"انجمن ایالتی تبریز از همین بست برخاست. انتخاب وکلا در رمضان شبانه در حیاط انجمن پیش رفت. اولتیماتوم هفت‌گانهٔ بهمن ۱۲۸۵ و دستخط محمدعلی‌شاه در گفتار چهارم است، نه در این بست. محاصرهٔ تبریز هنوز نرسیده.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":6,"solarDay":26,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":17},"title":"نشست خانهٔ میرجلیل و بست کنسولگری","text":"شب چهارشنبه ۲۷ شهریور؛ بامداد رفتن به راتسلاو؛ بازار از پنجشنبه."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":7,"solarDay":4,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":26},"title":"دستخط هشتم شعبان","text":"چهار بند ولیعهد، نامه به راتسلاو، تلگراف سفارت؛ گشودن بست."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":7,"solarDay":23,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":15},"title":"بیرون رفتن میرهاشم","text":"زد و خورد در انجمن؛ بازار بسته؛ کسروی نخستین آسیب."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":8,"solarDay":13,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":4},"title":"دستخط ۱۷ رمضان","text":"بقای انجمن ملی تبریز؛ مأمور تصدیق اجزاء از سوی ولیعهد."}]},{"id":"majlis-opened","title":"گشایش دارالشورای ملی و آغاز به کار مجلس شورای ملی دوره نخست","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":7,"solarDay":14,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":7},"tier":"primary","category":"political","summary":"نخستین دوره مجلس شورای ملی با حضور منتخبان تهران در کاخ گلستان افتتاح و جلسات به کاخ بهارستان منتقل شد. مرتضی‌قلی‌خان صنیع‌الدوله به ریاست، وثوق‌الدوله به نایب‌رئیسی اول و امین‌الضرب به نایب‌رئیسی دوم برگزیده شدند و آیین‌نامه داخلی پارلمان پی‌ریزی گردید.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار سوم؛ باز شدن دارالشوری","text":"کسروی گشایش مجلس را در ۱۴ مهر با سلام گلستان و شلیک توپ می‌نویسد. جنبش را خام می‌داند و می‌گوید درباریان با جامهٔ دیگر به صحن آمدند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ جستجویی از حال مردم","text":"کسروی تهران را پدیدآورندهٔ جنبش می‌خواند که آن را نپرورد. شبنامه و انجمن نمایشی و روزنامهٔ بی‌سرمایه را می‌شمارد. صور اسرافیل را جدا می‌کند، چون به فهم مردم نزدیک شد."},{"sourceId":"browne","locus":"The First National Assembly","text":"براون نطق‌های مجلس را با ستایش ترجمه می‌کند و شوق آزادیخواهی نمایندگان را می‌ستاید."}],"personIds":["sani-al-dowleh","tabatabai","behbahani","talebov","ehtesham-al-saltaneh","arbab-jamshid","amin-al-zarb","taqizadeh"],"personDeeds":{"sani-al-dowleh":"احراز کرسی نخستین ریاست دارالشورای ملی و تدوین ساختار آیین‌نامه داخلی.","tabatabai":"به عنوان پیشوای روحانی در گشایش مجلس حاضر بود و از استقلال آن دفاع کرد.","behbahani":"حامی پرنفوذ مجلس و رابط میان وکلای اصناف و علما در جلسات بهارستان.","talebov":"به عنوان وکیل تبریز برگزیده شد.","ehtesham-al-saltaneh":"به ریاست مجلس اول پس از صنیع‌الدوله رسید.","arbab-jamshid":"به عنوان تنها نماینده زرتشتیان و اقلیت‌های دینی در مجلس اول حضور یافت.","amin-al-zarb":"احراز نیابت ریاست دوم مجلس و سازماندهی اداری و مالی بهارستان.","taqizadeh":"ایراد نطق پرشور ۳۰ آذر در اخطار به رئیس مجلس درباره ضرورت انضباط پارلمانی و حضور وزرا."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["مجلس اول","افتتاح دارالشورای ملی","بهارستان"],"context":"در پی صدور فرمان مشروطیت و توشیح نظام‌نامه انتخابات صنفی، هیجان سراسر پایتخت را فراگرفت. اگرچه انتخابات در ایالات به کندی پیش می‌رفت، رهبران نهضت دریافتند که تعلل در تشکیل مجلس، خطر بازگشت استبداد را در پی دارد. از این رو مقرر شد پیش از رسیدن وکلای ایالات، مجلس با حضور شصت تن از منتخبان تهران کار خود را آغاز کند. گزینش روز ۱۸ شعبان ۱۳۲۴ قمری (۱۴ مهر ۱۲۸۵) به جای نیمه شعبان بدین جهت بود که هویت مستقل پارلمان زیر سایه اعیاد سنتی مذهبی قرار نگیرد.","whatHappened":[{"title":"۱. تشریفات گشایش در کاخ گلستان و استقرار در بهارستان","body":"مراسم افتتاحیه با حضور مظفرالدین‌شاه فرتوت و بیمار، شاهزادگان قاجار، هیئت وزرا و نمایندگان طبقات در تالار برلیان کاخ گلستان برگزار شد. شاه با صدایی ضعیف خطابه کوتاهی قرائت کرد و نمایندگان به کاخ بهارستان (عمارت اهدایی میرزا حسین‌خان سپهسالار) نقل مکان کردند.\n\nدر بهارستان، جلسات نخستین بر روی فرش و به شکل سنتی نیم‌دایره‌ای تشکیل می‌شد. در صدر اتاق، رئیس مجلس بر سکویی اندکی مرتفع‌تر می‌نشست و در دو سوی او دو مجتهد نامدار، سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، به رسم احترامات سنتی جای می‌گرفتند. مرتضی‌قلی‌خان صنیع‌الدوله به ریاست، حسن وثوق‌الدوله به نایب‌رئیسی اول و حاج محمدحسین امین‌الضرب به نایب‌رئیسی دوم برگزیده شدند."},{"title":"۲. سلام گلستان به روایت کسروی: صد و ده توپ و خام بودن جنبش","body":"کسروی گشایش را یکشنبه ۱۴ مهر، هجدهم شعبان، در کاخ گلستان می‌نویسد. شاه درد پا داشت و با صندلی چرخدار آمد. نظام‌الملک نطق را به نام شاه خواند. موسیقی نواخته شد و از میدان توپخانه یکصد و ده توپ شلیک شد. نمایندگان به مدرسهٔ نظام بازگشتند. آن شب تهران و شهرهای دیگر چراغانی کردند. فردا دوشنبه صنیع‌الدوله رئیس شد، وثوق‌الدوله نایب‌رئیس یکم و امین‌الضرب نایب‌رئیس دوم. چند نشست در همان مدرسه ماند تا بهارستان جایگاه نشست شد. مجلس چندی سرد بود و از نان و گوشت تهران سخن می‌رفت.\n\nکسروی فهرست وکلای تهران را به طبقه می‌آورد و می‌پرسد وثوق‌الدوله و مخبرالملک در روزهای سخت دو سید کجا بودند که اکنون نمایندگی پذیرفتند. نام مشهدی باقر بقال و حاجی علی‌اکبر پلوپز را در کنار لقب‌داران می‌گذارد. داوری او این است که جنبش خام بود. سخن ناصرالملک را که مشروطه برای ایران زود است رد می‌کند: اگر کشور زیر خودکامگی می‌ماند، مشروطه همیشه زود می‌بود. عیب را نبود پیشوای کاردان می‌داند. دو سید جنبش را پیش آورده بودند و ادارهٔ مجلس از ایشان برنمی‌آمد. همان درباریان با جامهٔ دیگر پیش آمدند و راه به میان مجلس یافتند.\n\nروزنامهٔ ملانصرالدین، به روایت کسروی، دربارهٔ مجلس ایران نوشت:\n\n«بیشتر نمایندگان مجلس ایران از ملایان هستند. زیرا در قانون ایشان برای نماینده دانش را شرط ندانسته اند»"},{"title":"۳. تکوین ساختار پارلمانی، انضباط جلسات و آموزش شبانه وکلا","body":"مجلس در هفته‌های آغازین با رفتارهای ناآشنا به سنت‌های پارلمانی غرب دست‌به‌گریبان بود. تریبون نطق وجود نداشت و ورود دیرهنگام طباطبایی و بهبهانی تمام وکلا را به قیام و تعارفات طولانی وامی‌داشت. علاوه بر این، هجوم تماشاچیان بی‌شمار که گاه به دخالت کلامی در صحن می‌انجامید، صنیع‌الدوله را واداشت که با صدور دو فقره بلیط رسمی به ازای هر نماینده، ورود تماشاچیان را مهار کند.\n\nوکلای اصناف نظیر سید محمدتقی هراتی (صنف ریخته‌گر و مسگر) و ملاحسن (صنف کفاش) برای جبران کمبود دانش حقوقی خویش، شب‌ها در منزل میرزا محمدخان صدیق حضرت، مدرس مدرسه علوم سیاسی، حاضر می‌شدند و مبانی حقوق عمومی و سیاست مدرن را فرا می‌گرفتند."},{"title":"۴. نطق تاریخی تقی‌زاده در ۳۰ آذر ۱۲۸۵","body":"در جلسه ۶ ذی‌القعده ۱۳۲۴ (۳۰ آذر ۱۲۸۵)، سید حسن تقی‌زاده، وکیل ۲۸ ساله تبریز، با خطابه پرشوری سکوت صحن را شکست و گفت:\n\n«مجلس ما خیلی ناقص است و بدتر آنکه در راه ترقی و تکمیل هم نیست... اگر دول و ملل عالم را مقیاس قرار دهیم... چون این دولت را معکوس کنیم دولت و ملت ما خواهد شد، همان‌طور که از قلب مناره چاه پدید آید. برخلاف کلمه منحوسه \"حالا زود است\" که در لسان ما معمول است، وقت ما پرقیمت و گرانبهاست؛ به حدی که با کمال جرأت می‌توانم بگویم که وقت مجلس مبعوثان، گرانبهاترین اوقات دنیاست و هر دقیقه‌اش معادل دو سال وقت پارلمان‌های فرانسه و انگلیس است. برای آنکه ما اول مجلس خودمان را مجلس بکنیم از چهار فقره ناچاریم: اولاً اجراء نظام‌نامه داخله مجلس؛ ثانیاً اخطار وکلاء ولایات و فرستادن مأمور برای تسریع حرکت آنان؛ ثالثاً حضور وزراء و مقابله هیئت قانون با هیئت اجرا؛ و رابعاً مطالبه قانون اساسی از دولت بدون کمترین تأخیر.»"},{"title":"۵. روزنامه‌ها و انجمن‌سازی در نه ماه نخست، به روایت کسروی","body":"کسروی دارالشوری را مرکز زندگی پایتخت می‌خواند و می‌گوید تهران جنبش را پدید آورد و نپرورد. نخست شبنامه رواج بی‌اندازه داشت؛ سپس هوس به روزنامه‌نویسی برگشت. روزنامهٔ مجلس با کاغذ و حروف خوب درآمد؛ امتیاز به نام آقا میرزا محسن بود و راهبرد با میرزا محمدصادق طباطبایی. نام وکلا را برداشتند تا تبریز و جاهای دیگر نامه نوشتند و ناگزیر بازگشتند. در بهار و تابستان ۱۲۸۶ انبوه نام‌ها آمد: وطن، ندای وطن، تمدن، بلدیه، روح‌القدس و ده‌ها عنوان دیگر. بیشتر بی‌سرمایه بودند و فلسفه و مثنوی را به جای مرز مردم و دولت ریختند. جز ندای وطن و تمدن و صبح صادق دیری نپاییدند. در پایان آن نه ماه حبل‌المتین تهران، نخستین روزانهٔ ایران، و صور اسرافیل رسید. صور به فهم مردم نزدیک شد؛ چرند و پرند از کمیابی نان و خاک در آرد نوشت. رویه از آغاز میهن‌پرستی بود نه شریعت‌طلبی، تا آنجا که طباطبایی یک‌بار آزردگی نمود.\n\nتبریز روزنامهٔ انجمن را داشت که وقایع آذربایجان را به زبان ساده روی سنگ چاپ می‌کرد. آذربایجان به شیوهٔ ملانصرالدین با کاریکاتور یک سال دوام آورد؛ چاپخانه‌اش را حاجی میرزا آقا بلوری از محمدعلی‌میرزا خریده بود. شیراز و همدان و مشهد و رشت را کسروی در این بازه بی‌روزنامه می‌داند."},{"title":"۶. دو پارهٔ مشروطهٔ کوچک","body":"کسروی از فرمان تا بمباران را مشروطهٔ کوچک می‌نامد و نه ماه نخست را از چهارده ماه بازمانده جدا می‌کند. در نه ماه نخست جنبش همگانی بود؛ ملایان همدست بودند چون مشروطه را رواج شریعت می‌پنداشتند. پس از صدارت اتابک روستا و شهر کوچک خاموش شد و مجلس ارج باخت. آزمون مسلحانهٔ تهران در [[e:ashub-meydan-tupkhaneh|آشوب میدان توپخانه]] است."},{"title":"۷. بدرقهٔ وکلای آذربایجان در ۱۷ دی","body":"کسروی می‌نویسد مجلس تا رسیدن وکلای ولایات بیشتر تهرانی بود. انجمن تبریز دوازده تن شناخت؛ تقی‌زاده پیش از جنبش عزم مصر کرده بود و یکسره به تهران رفت. طالبوف در ولادیقفقاز ماند. سه‌شنبه ۱۷ دی هفت تن آماده بودند. مردم بازار را باز نکردند. از در انجمن تا پل آجی کوچه را گرفتند. میرزا حسین اعتبارنامه‌ها را خواند. مردم گفتند:\n\n«بروید در پناه خدا، با جان و داراک به پشتیبانی شما خواهیم کوشید»\n\nدر جلو مسجد راه پل آجی شیخ سلیم قرآن به دست پیمان گرفت. سپس از مردم پرسید در نگهداری اینان تا چه اندازه آماده‌اند. همگی پاسخ دادند:\n\n«با داراک و جان تا آخرین قطره خون خود در یاری و نگه‌داری آنان آماده‌ایم و قران را باین گفتهٔ خود گواه میگیریم»\n\nراه جلفا و قفقاز و گیلان بود. در باکو تقیوف مهمانی کرد. همان شب در تهران مظفرالدین‌شاه مرد؛ داستان مرگ در [[e:mozaffar-al-din-death|درگذشت مظفرالدین‌شاه]] است."}],"aftermath":"افتتاح مجلس اول ساختار سیاسی ایران را از تمرکز استبدادی به پاسخگویی پارلمانی وارد کرد و آیین‌نامه داخلی ۸۸ ماده‌ای را مستقر ساخت. کسروی سلام گلستان را می‌نویسد و می‌گوید جنبش خام بود و درباریان با جامهٔ دیگر به صحن آمدند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":7,"solarDay":14,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":7},"title":"گشایش رسمی دارالشورای ملی","text":"قرائت نطق شاه در کاخ گلستان و استقرار وکلای تهران در بهارستان."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":7,"solarDay":25,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":17},"title":"انتخاب هیئت رئیسه","text":"انتخاب صنیع‌الدوله به ریاست، وثوق‌الدوله و امین‌الضرب به نیابت ریاست مجلس."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":9,"solarDay":30,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":21},"title":"نطق تاریخی تقی‌زاده","text":"اخطار چهارگانه تقی‌زاده در باب انضباط مجلس و مطالبه فوری قانون اساسی."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":17,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":7},"title":"بدرقهٔ وکلای آذربایجان","text":"پیمان قرآن در مسجد امیرخیز؛ هفت تن روانهٔ تهران."}]},{"id":"national-bank-initiative","title":"رد استقراض خارجی و طرح تأسیس بانک ملی ایران","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":8,"solarDay":15,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":6},"tier":"primary","category":"economic","summary":"ایستادگی صریح نمایندگان مجلس اول در برابر پیشنهاد وام ۱۰ میلیون تومانی روسیه تزاری و انگلستان. معین‌التجار بوشهری و امین‌الضرب با افشای حساب‌های پیشین دولت، طرح تأسیس بانک ملی با سرمایه مردمی ۱۵ میلیون تومانی را تصویب کردند که به موجی از اهدای طلا و جهیزیه زنان انجامید.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار سوم؛ بانک ملی","text":"کسروی ایستادگی معین‌التجار را می‌آورد. تبریز تلگراف کرد که بانک ملی را می‌پذیرد و وام پنج‌کروری دولت را نه."},{"sourceId":"adamiyat","locus":"ایدئولوژی نهضت مشروطیت","text":"آدمیت ایستادگی مجلس بر سر رد وام خارجی را نخستین زورآزمایی موفق نمایندگان ملت با استبداد و دیپلماسی استعماری می‌داند."}],"personIds":["amin-al-zarb","moin-al-tojjar","naser-al-molk","moshir-al-dowleh","sani-al-dowleh"],"personDeeds":{"moin-al-tojjar":"ایراد خطابه تاریخی در مجلس در رد دعاوی کسری بودجه و پیشنهاد تشکیل بانک ملی.","amin-al-zarb":"پذیرش عاملیت تأسیس بانک ملی و تعهد سرمایه‌گذاری سنگین در دفاتر پذیره‌نویسی.","naser-al-molk":"حضور در مجلس به عنوان وزیر مالیه برای دفاع از ضرورت اخذ استقراض خارجی.","moshir-al-dowleh":"تسلیم لایحه استقراض به مجلس و تمکین در برابر تصمیم نمایندگان در رد وام.","sani-al-dowleh":"هدایت پارلمانی جلسات بررسی لایحه و حمایت از تشکیل بانک ملت."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["رد وام روس و انگلیس","تأسیس بانک ملی","بانک ملت"],"context":"دولت مشیرالدوله در پاییز ۱۲۸۵ با بحران کسری بودجه، معوق ماندن حقوق سربازان و کارمندان و ناتوانی در پرداخت اقساط وام‌های پیشین روسیه روبرو شد. به دنبال سفر مسیو نوز به برلین برای استقراض از بانک‌های آلمان، دو دولت روس و انگلیس احساس خطر کرده و برای جلوگیری از ورود قدرت سوم، پیشنهاد وام مشترک ۱۰ میلیون تومانی (دو میلیون پوند استرلینگ) را به دولت ایران دادند. وثیقه این وام، گمرکات شمال به نفع روسیه و گمرکات جنوب، پست و تلگراف به نفع بریتانیا بود. مشیرالدوله لایحه استقراض را به مجلس فرستاد.","whatHappened":[{"title":"۱. دفاع ناصرالملک و افشاگری تاریخی معین‌التجار بوشهری","body":"ابوالقاسم خان ناصرالملک، وزیر مالیه، با حضور در مجلس استدلال کرد که کسری بودجه میراث گذشته است و چاره‌ای جز استقراض فوری وجود ندارد. در پاسخ به او، حاج محمدتقی معین‌التجار بوشهری، وکیل اول تجار، نطق کوبنده‌ای ایراد کرد و گفت:\n\n«عقیده من این است که زمینه خالی دولت که بیست کرور است صحت ندارد. ابداً دولت مقروض نیست؛ زیرا که شاهزاده اتابک [عین‌الدوله] بارها فخریه می‌نمود که \"من جمع خرج دولت را موازنه نمودم و ششصد هزار تومان هم فعلاً اضافه دارم که در نزد تومانیانس گذاشته‌ایم.\" ما تا این درجه اتابک را دروغگو و بی‌اطلاع و یاوه‌سرا نمی‌دانیم. باید دولت صورت جمع سه ساله و مخارج آن را به مجلس بفرستد تا از روی دقت رسیدگی نماییم. اگر در شکم‌ها مانده باشد، آن وقت بیرون می‌آوریم، نه محتاج استقراض از خارجه و نه محتاج به قرض داخله شویم. اگر هم محتاج شویم، قرض را ملتی قرار دهیم؛ یعنی تشکیل بانکی به اسم ملت نموده و اسناد آن را در خارجه منتشر نماییم و خود را از این ننگ و عار و نار برهانیم.»"},{"title":"۲. صدور اعلان تأسیس بانک ملی و خیزش ایثار ملی","body":"دارالشورای ملی با رد قاطع استقراض خارجی، اعلان تأسیس «بانک ملی» را با سرمایه اولیه ۳۰ کرور تومان (۱۵ میلیون تومان) منتشر کرد. صد تن از تجار متعهد به پرداخت نفری ۵ تا ۵۰ هزار تومان شدند.\n\nدر سراسر کشور شوری بی‌سابقه پدید آمد؛ خطیبان بر منابر از شرافت استقلال اقتصادی سخن راندند، اصناف روزمزدی‌های خود را پیشکش کردند و زنان در شهرهای گوناگون گوشواره‌ها، دستبندها و طلاهای جهیزیه خویش را به صندوق وکلای مجلس سپردند. حتی امام جمعه تهران نیز به ناچار ۵ هزار تومان سهام خرید."},{"title":"۳. موانع ساختاری شکست طرح: بحران نقره و انحصار بانک شاهنشاهی","body":"با وجود شور ملی، دو مانع ساختاری پولی مانع تحقق بانک گردید: نخست آنکه نظام پولی ایران بر پایه فلز نقره (قران) بود، در حالی که اقتصادهای جهانی به استاندارد طلا پیوسته بودند و نوسان شدید بهای جهانی نقره موجب آب شدن و قاچاق شمش‌ها به خارج می‌شد. دوم آنکه تنها ابزار مهار این نوسانات، انتشار اسکناس بود که طبق قرارداد رویتر، انحصار نشر آن تا دهه‌ها به بانک شاهنشاهی بریتانیا تعلق داشت. بانک ملی جدید بدون حق نشر اسکناس توان مقابله با شبکه مسلط بانک استعماری بریتانیا را نیافت و طرح در این مقطع ابتر ماند."},{"title":"۴. کسروی: معین‌التجار، گنه‌گنهٔ ناصرالملک، تلگراف تبریز","body":"کسروی می‌نویسد شنبه ۱۸ آبان مخبرالسلطنه از سوی مشیرالدوله آمد: بیست کرور وام روس و انگلیس، سود صدی هفت، گرو گمرک شمال نزد روس و تلگراف و پست نزد انگلیس. هنوز بیشتر نمایندگان ولایات نرسیده بودند. معین‌التجار بندهای پیمان را یکایک خواند و گفت:\n\n«باور من اینست که این بیست کرور بدهی که دولت میگوید راست نیست. زیرا شاهزاده اتابک (عین‌الدوله) همیشه خودستایی نمودی که درآمد و دررفت دولت را باندازهٔ هم گردانیده‌ام و ششصد هزار تومان هم فزونی میداریم که در نزد تومانیانس است. ما او را تا این اندازه دروغگو و یاوه سرا نشناخته‌ایم. دولت رویهٔ درآمد و دررفت سه سال باز پسین را بمجلس فرستد تا رسیدگی کنیم. اگر براستی دولت بدهکار است بگردن توده خواهد بود که آن را راه بیندازد. ولی نه از راه وام گرفتن از روس و انگلیس، و آن هم با این شرط‌های سنگین، که برای چهار کرور پول کشور را بدست آنان سپاریم.»\n\nمجلس نپذیرفت. فردا دو کرور فوری خواستند. سرانجام اگر دولت تن دهد بازرگانان بانک بر پا کنند. پنجشنبه ۲۳ آبان گفتگوی بانک ملی: معین‌التجار، امین‌الضرب، حاجی محمد اسماعیل، ارباب جمشید. سرمایه سی کرور؛ سهم از پنج تومان تا پنجاه هزار. شیخ فضل‌الله دویست تومان به گردن گرفت. امام‌جمعهٔ تهران پس از بدنامی پنج هزار نوشت.\n\nناصرالملک وزیر مالیه بار دیگر وام را پیش کشید. معین گفت در پی بانک‌اند. ناصرالملک گفت تا پنج سال سامان نمی‌گیرد:\n\n«فعلا مریض ما گنه گنه لازم دارد تا رفع تب بشود. بعد از قطع تب بتقویت مزاج باید پرداخت»\n\nکسروی این را ریشخند اروپادیده می‌خواند که کیسهٔ درباریان را می‌خواست پر کند. روزی در پای منبر سید جمال واعظ در مسجد میرزا موسی زنی برخاست:\n\n«دولت ایران چرا از خارجه قرض میکند. مگر ما مرده‌ایم؟! من یک زن رخت شوری هستم به سهم خود یک تومان میدهم. دیگر زنها نیز حاضرند»\n\nتبریز بانک را پذیرفت و پنج کرور به دولت را به امنای متمول دربار حواله داد. نشست جمعه در خانهٔ حاجی مهدی‌آقا. تلگراف تجار:\n\n«حضور محترم آقایان اعضاء مجلس مقدس شورای ملی و عموم آقایان تجار محترم دام اجلالهم در خصوص استقراض و تأسیس بانک ملی قرار بود مذاکره عمومی شده جواب داده شود اینست که عرض میشود روز جمعه سیزدهم ماه در محضر علماء اعلام و حجج اسلام و جمعی از رجال دولت و تجار این مسئله مطرح شده مذاکره شد تمامی طبقات محترمه با کمال طیب خاطر در تأسیس این بانک ملی که اسباب استخلاص دولت و ملت است حاضرند ولی آنچه در این باب میخواهند تأمینات است میفرمایند از قرار مذکور بودجه مملکت فوق الغایة جاخالی دارد اولا باید بودجه مملکت اصلاح شود تا در آتیه حاجتی باستقراض جدید نشود و تا قانون اساسی باستحضار وکلاء اطراف محکم و بودجه اصلاح نشود امکان تأسیس بانک نخواهد بود.\nخواهید فرمود که قانون اساسی اول سال نو بموقع اجرا گذاشته خواهد شد و دولت فعلا محتاج پنج کرور است و تا اول سال جدید این وجه را اشد احتیاج هست جواب میفرمایند که امناء دولت بحمدالله متمول‌ترین اهالی ایران هستند و جمعی از ایشان را مخصوصاً ممکن است که در ازاء ثروت فوق‌العاده که از سایهٔ دولت از ممرهای مخصوص تحصیل کرده اند پنج کرور سهل است اضعاف آنرا مجاناً تقدیم نمایند تا چه رسد بعنوان قرض اما استقراض از خارجه را بهیچ وجه تصویب نمی نمایند و رضایت ندارند.»"}],"aftermath":"رد استقراض خارجی به استقلال عمل مجلس مشروعیت تاریخی بخشید و انحصار دخل‌وخرج دربار را در برابر نظارت بودجه‌ای پارلمان به زانو درآورد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":8,"solarDay":15,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":6},"title":"نطق معین‌التجار و رد استقراض خارجی","text":"حضور ناصرالملک در مجلس و مخالفت قاطع وکلا با پذیرش شروط استعماری وام."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":8,"solarDay":23,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":14},"title":"فراخوان تأسیس بانک ملی","text":"انتشار اعلان رسمی دارالشورای ملی برای پذیره‌نویسی عمومی سهام بانک ملت."}]},{"id":"anzali-fishermen-strike","title":"اعتصاب صیادان بندر انزلی علیه کمپانی شیلات لیانازوف","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":9,"solarDay":10,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":1},"endDate":{"solarYear":1285,"solarMonth":12,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":3},"tier":"secondary","category":"economic","summary":"نخستین اعتصاب سازمان‌یافته کارگری در تاریخ معاصر ایران با خیزش سه هزار صیاد بندر انزلی علیه انحصار شیلات لیانازوف روسی رقم خورد. صیادان با هدایت فرقه اجتماعیون عامیون دست به اعتصاب و تحصن در تلگراف‌خانه زدند و صدور خاویار را متوقف ساختند.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وچهارم","text":"اعتصاب صیادان انزلی نشان داد که توده‌های فرودست مجلس را پناهگاهی برای احقاق حقوق خود در برابر کمپانی‌های بیگانه می‌دانستند."}],"personIds":["tabatabai","behbahani"],"personDeeds":{"tabatabai":"طرح مطالبات صیادان انزلی در صحن مجلس و دفاع فقهی از حق مالکیت بر صید حلال.","behbahani":"پاسخ به دادخواست صیادان و پیگیری لغو قراردادهای ظالمانه از وزارت خارجه."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["اعتصاب صیادان انزلی","اعتصاب شیلات شمال","امتیاز لیانازوف"],"context":"از دوران صدارت میرزا حسین‌خان سپهسالار، امتیاز انحصاری صید ماهیان خاویاری دریای مازندران به استپان لیانازوف روسی واگذار شده بود. در آستانه مشروطیت، دولت قاجار این امتیاز را تمدید کرد و دایره آن را به ماهیان حلال بومی نظیر ماهی سوف گسترش داد. صیادان گیلان که پیش‌تر مازاد صید را آزادانه در بازار می‌فروختند، به کارگران روزمزد با دستمزدی ناچیز برای کمپانی روسی بدل شدند.","whatHappened":[{"title":"۱. خیزش صیادان و سازمان‌دهی حزب اجتماعیون عامیون","body":"در آذرماه ۱۲۸۵، قریب به سه هزار صیاد در بندر انزلی دست از کار کشیدند و صادرات خاویار و عرضه ماهی به شیلات لیانازوف را متوقف ساختند. حضور فعال شاخه گیلان حزب اجتماعیون عامیون موجب شد این حرکت به نخستین اعتصاب صنفی و سازمان‌یافته کارگری در تاریخ مدرن ایران بدل شود. صیادان در تلگراف‌خانه انزلی بست نشستند و خواستار رسیدگی مجلس شدند. در جلسه ۱۰ آذر ۱۲۸۵، تلگراف صیادان در مجلس خوانده شد و سید محمد طباطبایی تصریح کرد: «بحسب شرع انور، احدی حق ندارد صیاد را مجبور سازد صید حلال خود را به خریداری خاص و با قیمتی تحمیلی بفروشد.»"},{"title":"۲. تقابل تلگراف‌های ساختگی و ایستادگی کارگری","body":"اعیان محلی وابسته به منافع شیلات کوشیدند با ارسال تلگراف‌های دروغین به تهران، اعتصاب را توطئه گروهی اشرار معرفی کنند. با این حال صیادان متحصن در تلگرافی قاطع به طباطبایی پاسخ دادند:\n\n«ما جماعت صیادان حسب‌الامر از تلگراف‌خانه بیرون آمده، رجال اعیانی انزلی که همه صاحب شیلات و مستأجر لیانازوف هستند، ما را تنگ کرده‌اند که سوف را به لیانازوف بدهیم. تاکنون نداده، منتظر امر مبارک مجلس مقدس هستیم. از تلگراف رضایت مصنوعی به جماعت فقرا ابداً اطلاع نداریم. سوف را نمی‌دهیم تا حکم مجلس مقدس برسد.»"}],"aftermath":"اعتصاب انزلی تا اسفند ۱۲۸۵ تداوم یافت و سرانجام با افزایش نرخ خرید ماهی سوف به پیروزی رسید و جایگاه مجلس را در میان طبقات فرودست مستحکم ساخت.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":9,"solarDay":10,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":1},"title":"طرح دادخواست انزلی در بهارستان","text":"حمایت طباطبایی از حقوق صیادان و الزام دولت به بررسی امتیازنامه لیانازوف."}]},{"id":"fundamental-law-struggle","title":"بحران تدوین و مشاجرات تصویب قانون اساسی ۵۱ ماده‌ای","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":9,"solarDay":24,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":15},"endDate":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":5,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":26},"tier":"primary","category":"political","summary":"مناقشه سنگین میان دربار، ولیعهد محمدعلی میرزا و نمایندگان مجلس بر سر پیش‌نویس قانون اساسی. دربار خواستار مجلس سنای تمام‌انتصابی و حق نامحدود انحلال مجلس بود؛ اما با پایداری وکلای اصناف نظیر ملاحسن کفاش، دربار به سنای نیمه‌انتخابی و انحصار بودجه به مجلس شورا تن داد.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌ودوم","text":"ملاحسن کفاش در صحن مجلس با جسارت گفت نظام‌نامه نباید وابسته به نوشته خارج باشد و انحلال مجلس را ناممکن ساخت."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار سوم؛ داده شدن قانون اساسی","text":"کسروی می‌نویسد دربار نسخه را نگه داشت و بر سر سنا چانه زد تا دارالشوری زیر دست آن باشد. شادی را می‌پذیرد و ساده‌دلی را سرزنش می‌کند که گمان بردند با رسیدن کاغذ همهٔ دردها تمام است."}],"personIds":["hassan-pirnia","hossein-pirnia","mohammad-ali-person","sani-al-dowleh","saad-al-dowleh","behbahani","tabatabai"],"personDeeds":{"hassan-pirnia":"ترجمه و تطبیق قوانین اساسی بلژیک و فرانسه و انشای اصول ۵۱ گانه.","hossein-pirnia":"مشارکت در نگارش حقوقی پیش‌نویس و تنظیم چارچوب مناسبات قوا.","mohammad-ali-person":"اعمال فشار بر مجلس برای کسب حق انحلال و وتوی مصوبات پارلمان.","sani-al-dowleh":"مدیریت جلسات پرتنش بهارستان و مهار مطالبات خودکامه دربار.","saad-al-dowleh":"هدایت مذاکرات صحن علنی پیرامون مجلس سنا و سازوکار حل اختلاف با دربار.","behbahani":"وساطت در جریان چانه‌زنی‌های نهایی با ولیعهد.","tabatabai":"پشتیبانی از استقلال انحصاری مجلس در امور مالیه و مالیات‌ها."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["بحران تصویب قانون اساسی","جدال مجلس سنا","کشمکش انحلال مجلس"],"context":"با وخامت روزافزون حال مظفرالدین‌شاه در آذر ۱۲۸۵ بر اثر بیماری نفریت و سکته‌های پیاپی، محمدعلی میرزای ولیعهد از تبریز به تهران فراخوانده شد و در ۲۴ آذر به عنوان نایب‌السلطنه زمام امور دربار را در دست گرفت. درباریان مستبد ولیعهد را برانگیختند تا پیش‌نویس ۵۱ ماده‌ای قانون اساسی را که توسط برادران پیرنیا و صنیع‌الدوله از روی قانون اساسی ۱۸۳۱ بلژیک تنظیم شده بود، به نفع اختیارات مطلقه شاهنشاهی بازنویسی کند.","whatHappened":[{"title":"۱. مناقشه بر سر ماهیت مجلس سنا و جایگاه وکلای اصناف","body":"دربار در پیش‌نویس ارسالی خود خواستار آن شد که مجلس سنا متشکل از ۶۰ عضو دست‌نشانده شاه، بر تمام مصوبات مجلس شورا حق وتو و نظارت عالیه داشته باشد. در جلسه ۳ دی ۱۲۸۵ مجلس، موجی از خشم پدید آمد. حاجی محمد اسماعیل آقا هشدار داد که با این وضع، مجلس خاصیتی نخواهد داشت. آقا سید محمدتقی هراتی (وکیل مسگرها) گفت اگر قرار بر لوایح مشورتی باشد، روزنامه‌نگاران بهتر می‌نویسند. حاجی محمدابراهیم (وکیل بزازها) فریاد زد که هرچه می‌خواستند در گذشته می‌کردند، اکنون هم بکنند و دیگر از ما سند نخواهند.\n\nسرانجام مصالحه تاریخی حاصل شد: سنا تشکیل شود اما نیمی از اعضای آن (۳۰ نفر) انتخابی از سوی ملت و نیمی دیگر انتصابی از سوی شاه باشند؛ و طبق اصول ۱۸ و ۴۶، کلیه امور مالیه و بودجه کشور منحصراً در اختیار دارالشورای ملی قرار گیرد و نیازی به تصویب سنا نداشته باشد."},{"title":"۲. ایستادگی ملاحسن کفاش در برابر دستخط جداگانه انحلال","body":"ولیعهد خواستار حق قانونی انحلال مجلس شد و در برابر اصرار نمایندگان به مستثنا شدن دوره اول، پیشنهاد داد که استثنا در متن قانون نیاید بلکه دستخطی جداگانه در این باب صادر کند. بهبهانی با این دستخط خارج موافقت کرد، اما آقا ملاحسن (وکیل صنف کفاشان) با بینش حقوقی درخشان برخاست و گفت:\n\n«به این طریق اصل نظام‌نامه از اعتبار می‌افتد؛ زیرا که نظام‌نامه سبب اعتبار همه چیز باید باشد. در اینجا مایه اعتبار نظام‌نامه نوشته خارج می‌خواهد بشود، پس این نظام‌نامه نخواهد بود.»\n\nسعدالدوله پیشنهاد رأی‌گیری با ورقه داد و مجلس با اکثریت قاطع رأی به رد سند جداگانه داد و طبق اصل ۴۸ انحلال مجلس منوط به تصویب دوسوم آرای سنا گردید."},{"title":"۳. تغییر ساختار سوگندنامه به یک قرارداد دوطرفه","body":"در متن اولیه اصل یازدهم، سوگندنامه وکلا صرفاً بر وفاداری مطلق به ذات شاهنشاهی استوار بود. وکلای مجلس این متن را رد کرده و عبارت شرطی حقوقی بی‌نظیری را جایگزین کردند:\n\n«ما خداوند را گواه و شاهد گرفته و به قرآن قسم یاد می‌کنیم که مادام که دولت علیه و پادشاه عادل متبوع ما با مقتضیات این نظام‌نامه همراهی و مساعدت داشته و از اساس مجلس ما تقویت فرمایند، ما نیز نسبت به سلطنت اعلیحضرت خیانت ننموده و نسبت به متبوع معظم خود صادق و راستگو باشیم.»\n\nاین تغییر بنیادین، مشروعیت پادشاه را مشروط و مقید به پایبندی او به قانون اساسی ساخت."},{"title":"۴. کسروی: گفتگو بر سر سنا و ساده‌دلی کاغذ","body":"کسروی می‌نویسد نسخه نزد دربار مانده بود. خواست درباریان آن بود که سنا دارالشوری را زیر دست کند. ولیعهد ۲۵ آذر رسید و محتشم‌السلطنه و مشیرالملک بیشتر بر سر سنا گفتگو کردند. ارج قانون را انکار نمی‌کند. ایراد او این است که گمان بردند با رسیدن کاغذ همهٔ دردها تمام است. اگر کسی از ناایمنی یا بدخواهی درباریان می‌نالید شنونده می‌گفت:\n\n«بگزار قانون اساسی برسد همه اینها درست خواهد شد، و این بدخواهان در جای خود خواهند نشست»"}],"aftermath":"پافشاری نمایندگان سنا را نیمه‌انتخابی کرد و بودجه را به مجلس سپرد. کسروی شادی را می‌پذیرد و می‌گوید ساده‌دلی کاغذ را چارهٔ همهٔ دردها شمردند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":3,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":24},"title":"جلسه تاریخی ۳ دی ماه","text":"مشاجره بر سر سنا، نطق ملاحسن کفاش در رد سند خارجی انحلال و تصویب اصول بودجه."}]},{"id":"constitution-signed","title":"توشیح قانون اساسی ۵۱ ماده‌ای مشروطه توسط مظفرالدین‌شاه","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":8,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":30},"tier":"primary","category":"political","summary":"پنجاه و یک اصل قانون اساسی در واپسین روزهای زندگی مظفرالدین‌شاه به امضای او و محمدعلی میرزا ولیعهد رسید. صدراعظم مشیرالدوله در ۱۰ دی دستخط شاه را به مجلس تسلیم کرد و ایران رسماً دارای قانون اساسی مدون گردید.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار سوم؛ داده شدن قانون اساسی","text":"کسروی امضای هشتم دی را می‌نویسد. کسانی را می‌نکوهد که گمان بردند با رسیدن قانون همهٔ دردها تمام است. تبریز سپس متن را نارسا یافت."},{"sourceId":"adamiyat","locus":"تدوین نظام‌نامه و قانون اساسی","text":"آدمیت متن را برآمده از ترجمهٔ قوانین بلژیک و فرانسه با تعدیل‌های شتابزده می‌داند."}],"personIds":["mozaffar-person","mohammad-ali-person","sani-al-dowleh","hassan-pirnia","moshir-al-dowleh"],"personDeeds":{"mozaffar-person":"در آخرین روزهای حیات قانون اساسی ۵۱ ماده‌ای را در بستر بیماری توشیح کرد.","mohammad-ali-person":"به عنوان ولیعهد و نایب‌السلطنه سند قانون اساسی را امضا و مهر کرد.","sani-al-dowleh":"متن تدوین‌شده در مجلس را دریافت و رسمیت قانون اساسی را اعلام نمود.","hassan-pirnia":"در تدوین و انشای اصول حقوقی قانون اساسی نقش محوری داشت.","moshir-al-dowleh":"ابلاغ رسمی دستخط شاهنشاهی و حمل متن قانون اساسی به صحن بهارستان در ۱۰ دی ۱۲۸۵."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["قانون اساسی ۵۱ اصل","توشیح قانون اساسی","نظام‌نامه اساسی","Persian Constitution of 1906"],"context":"تا اوایل دی‌ماه ۱۲۸۵، پزشکان خارجی دربار از زنده ماندن مظفرالدین‌شاه قطع امید کرده بودند. نمایندگان مجلس می‌دانستند که با مرگ شاه و بر تخت نشستن ولیعهد بدون وجود قانون اساسی مصوب، استبداد قاجار طومار جنبش نوپا را در هم خواهد پیچید.","whatHappened":[{"title":"۱. توشیح در بستر احتضار و امضای ولیعهد","body":"در ۸ دی‌ماه ۱۲۸۵ (۱۴ ذی‌القعده ۱۳۲۴)، مظفرالدین‌شاه در حالی که رمقی در تن نداشت، حاشیه نظام‌نامه اساسی را صحه گذارد و ذیل آن نوشت: «قانون اساسی صحیح است؛ مقرر است در موقع خود معمول دارند.» محمدعلی میرزای ولیعهد نیز به عنوان نایب‌السلطنه سند را امضا و مهر کرد."},{"title":"۲. ابلاغ رسمی به مجلس در ۱۰ دی ۱۲۸۵","body":"در روز ۱۰ دی‌ماه، میرزا نصرالله خان مشیرالدوله، صدراعظم، شخصاً در صحن بهارستان حضور یافت و نسخه ممهور به دستخط همایونی را تقدیم رئیس مجلس کرد. تالار غرق در هلهله و فریادهای زنده باد مشروطه شد."},{"title":"۳. کسروی: امضا، جشن، ساده‌دلی؛ تبریز سپس نارسا یافت","body":"کسروی می‌نویسد نسخه نزد دربار مانده بود و درباریان ناخوشی شاه را بهانه می‌کردند. ولیعهد دوشنبه ۲۵ آذر رسید. محتشم‌السلطنه و مشیرالملک بیشتر بر سر سنا گفتگو کردند. خواست دربار آن بود که سنا دارالشوری را زیر دست کند.\n\nیکشنبه ۸ دی مظفرالدین‌شاه که واپسین روزهای زندگی را می‌گذراند سند را امضا کرد و ولیعهد پیروی کرد. در چاپ کسروی رقم قمری ۱۶ ذی‌القعده آمده؛ تاریخ خورشیدی همین رویداد ۸ دی است. مردم سه‌شنبه را برای آوردن سند به مجلس برگزیدند. مشیرالدوله و ناصرالملک و محتشم‌السلطنه و مشیرالملک آوردند. سید محمدتقی هراتی خطابه خواند. آن شب جشن مدرسهٔ مروی؛ فردا شب مدرسهٔ سپهسالار. بهبهانی به انجمن تبریز آگاهی داد.\n\nکسروی ارج قانون را انکار نمی‌کند. ایراد او ساده‌دلی است که گمان بردند با رسیدن کاغذ همهٔ دردها تمام است. اگر کسی از ناایمنی یا بدخواهی درباریان می‌نالید شنونده می‌گفت:\n\n«بگزار قانون اساسی برسد همه اینها درست خواهد شد، و این بدخواهان در جای خود خواهند نشست»\n\nپس از تاج‌گذاری، تبریز قانون رسیده را نارسا یافت و خرده‌ها گرفت. هفت بند بهمن و دستخط مشروطه در [[e:tabriz-ultimatum-royal-firman|قیام بهمن تبریز]] است."}],"aftermath":"توشیح این سند تاریخی ایران را رسماً به نخستین کشور صاحب قانون اساسی مدون در خاورمیانه بدل ساخت، هرچند غیبت فصل حقوق ملت تدوین متمم قانون اساسی را ضروری نمود. کسروی شادی را می‌پذیرد و می‌گوید تبریز سپس نارسایی متن را دید.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":8,"gregorianYear":1906,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":30},"title":"توشیح قانون اساسی","text":"امضای ۵۱ اصل نظام‌نامه اساسی توسط مظفرالدین‌شاه و ولیعهد در کاخ صاحبقرانیه."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":31},"title":"تسلیم سند به دارالشورای ملی","text":"تحویل دستخط ممهور شاه توسط مشیرالدوله به صنیع‌الدوله در بهارستان."}]},{"id":"mozaffar-al-din-death","title":"درگذشت مظفرالدین‌شاه قاجار و انتقال سلطنت","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":18,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":8},"tier":"secondary","category":"court","summary":"مرگ پنجمین پادشاه سلسله قاجار ده روز پس از امضای قانون اساسی بر اثر بیماری کلیوی در سن ۵۴ سالگی. با وفات او دوران کوتاه مدارای دربار با نهضت پایان یافت و زمینه برآمدن استبداد محمدعلی‌شاه فراهم گردید.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ مرگ مظفرالدین‌شاه","text":"کسروی تنها نیکی مظفرالدین‌شاه را همراهی با مشروطه می‌داند. مرگ او را در شب هجدهم دی قطع همان همراهی می‌نویسد."},{"sourceId":"nazem","locus":"تاریخ بیداری ایرانیان؛ جلد دوم","text":"ناظم‌الاسلام شاه متوفی را پادشاهی رقیق‌القلب می‌خواند که نامش با بنیاد مشروطیت پیوند جاودان یافت."}],"personIds":["mozaffar-person","mohammad-ali-person","moshir-al-dowleh"],"personDeeds":{"mozaffar-person":"وفات در کاخ صاحبقرانیه و پایان دوره ده ساله سلطنت مظفری.","mohammad-ali-person":"جلوس بر اریکه پادشاهی به عنوان ششمین شاه قاجار.","moshir-al-dowleh":"اداره امور کشور در ایام انتقال سلطنت و برگزاری مراسم سوگواری."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mozaffar-al-din","aliases":["مرگ مظفرالدین‌شاه","وفات شاه مشروطه"],"context":"نارسایی شدید کلیوی (نفریت)، نقرس و آسیب‌های ناشی از سکته‌های مغزی پنجمین پادشاه سلسله قاجار.","whatHappened":[{"title":"۱. وفات در ۱۸ دی ۱۲۸۵ و داوری تاریخی","body":"در شامگاه ۱۸ دی ۱۲۸۵ (۲۴ ذی‌القعده ۱۳۲۴)، مظفرالدین‌شاه در سن ۵۴ سالگی چشم از جهان فروبست و در کربلا به خاک سپرده شد. مظفرالدین‌شاه به رغم ضعف مفرط اراده و بذل‌وبخشش‌های مالی، به سبب طبع صلح‌جویانه و امتناع از خونریزی، نام خود را به عنوان «شاه مشروطه» در تاریخ ثبت کرد."},{"title":"۲. کسروی: شش ساعت از شب رفته؛ قطع همراهی همین پادشاه","body":"کسروی صحنه را همزمان می‌چیند: سه‌شنبه ۱۷ دی تبریز نمایندگان را با پیمان جانفشانی راه انداخت؛ شب چهارشنبه ۱۸ دی، شش ساعت از شب رفته، مظفرالدین‌شاه در تهران بدرود گفت. همان شب شستند و کفن کردند. فردا برداشتند. از پنجشنبه سه روز ختم در تکیهٔ دولت، سپس مسجد آدینه و سپهسالار. مجلس تا سه نشست برپا نکرد و تور سیاه بر سر در کشید.\n\nکسروی تنها نیکی این پادشاه را همراهی با مشروطه می‌داند: تا می‌توانست جلو درباریان را می‌گرفت. مرگ او مشروطه‌خواهان را از همان همراهی بی‌بهره کرد. سخن او دربارهٔ همکاری دیرهنگام همین شاه است با مجلسی که خود امضا کرده بود.\n\nپیش از آمدن ولیعهد به تهران، محمدعلی‌میرزا به بهبهانی نامه نوشت که در روزنامهٔ مجلس چاپ شد. کسروی نامه را سراپا دروغ می‌شمارد و مدیر حبل‌المتین را از چاپلوسان «یگانه حامی» خواندن ولیعهد می‌داند:\n\n«از قراریکه شنیدم از تبریز کاغذی بجنابعالی نوشته‌اند که ولیعهد مخالف با عقاید ملت است و مجلس را که بندگان اقدس همایونی ارواحنا فداه داده است ولیعهد قبول ندارد اولا بذات مقدس پروردگار قسم است که این مطلب بکلی خلاف و بی اصل است و من از خدا میخواهم که انشاءالله این دولت و ملت ترقی کرده و رفع این مذلتها بشود ثانیاً بسر جدت قسم که اگر آدمی بعتبات فرستاده باشم اگر من آدم بعتبات فرستاده باشم در پرده نخواهد ماند و آشکار خواهد شد برای چه چرا باید من مخالف این عقیده و منکر آبادی مملکت باشم؟ ثالثاً از شخص شما تعجب دارم چرا این خیال و تصور را نسبت بمن نموده‌اید و چرا این کاغذ را باور کرده اید مگر خودتان آن اشخاص مغرض را نمیدانید این سهل است هزار از این اقدامات در علیه من مینمایند شما چرا باید باور کنید خواهش دارم سایرین را هم خودتان اطلاع بدهید که بدانند این تهمت است و منتظر جواب کاغذ هستم زیاده زحمت ندارم.»"}],"aftermath":"با وفات او همراهی شخص مظفر با مجلس قطع شد و محمدعلی‌میرزا بر تخت نشست. نبرد او با بهارستان از تاج‌گذاری بی‌مجلس آغاز شد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":18,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":8},"title":"درگذشت مظفرالدین‌شاه","text":"وفات پادشاه قاجار و انتقال سلطنت به محمدعلی‌شاه."}]},{"id":"mohammad-ali-coronation-boycott","title":"تاج‌گذاری محمدعلی‌شاه و بی‌اعتنایی به نمایندگان مجلس","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":28,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":18},"tier":"primary","category":"court","summary":"برگزاری آیین رسمی تاج‌گذاری محمدعلی‌شاه در کاخ گلستان با حضور درباریان و سفرای خارجی، بدون ارسال دعوت‌نامه برای وکلای دارالشورای ملی. این دهن‌کجی عامدانه نخستین اعلان جنگ رسمی دربار به ارکان حاکمیت ملی به شمار می‌رفت.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ تاجگزاری محمدعلی‌میرزا","text":"کسروی می‌نویسد نمایندگان مجلس به تاج‌گذاری خوانده نشدند. صنیع‌الدوله و سعدالدوله را به نام اعیان خواستند، نه به نام وکالت. کتاب آبی تاج را بزرگ و سنگین توصیف کرده است."}],"personIds":["mohammad-ali-person","moshir-al-dowleh","sani-al-dowleh","amir-bahador"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"تاج‌گذاری رسمی و خودداری لجوجانه از دعوت نمایندگان مجلس به آیین کاخ گلستان.","moshir-al-dowleh":"حضور در مراسم در جایگاه صدراعظم و تلاش برای کاستن از تنش میان شاه و مجلس.","sani-al-dowleh":"حفظ متانت دیپلماتیک مجلس و ارسال تلگراف تبریک مشروط به صیانت از قانون اساسی.","amir-bahador":"سازماندهی تشریفات درباری ضد مجلس و تحکیم حلقه قزاقان و مرتجعان پیرامون شاه."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["تاج‌گذاری محمدعلی‌شاه","تحریم مجلس در تاج‌گذاری","جلوس شاه قاجار"],"context":"محمدعلی‌شاه که در سال‌های ولایتعهدی در تبریز با خوی خودکامه، سرکوب مخالفان و هم‌پیمانی با کنسولگری روسیه خو گرفته بود، جلوس بر تخت طاووس را فرصتی برای اعاده استبداد ناصری می‌پنداشت.","whatHappened":[{"title":"۱. تشریفات دربار و غیبت تعمدی وکلای ملت","body":"در ۲۸ دی‌ماه ۱۲۸۵ (۴ ذی‌الحجه ۱۳۲۴)، مراسم تاج‌گذاری محمدعلی‌شاه در کاخ گلستان برگزار گردید. در حالی که سفرای روس و انگلیس، شاهزادگان و وزرا دعوت‌نامه دریافت کرده بودند، دربار از فرستادن دعوت‌نامه برای وکلای دارالشورای ملی خودداری ورزید تا پیام دشمنی با حاکمیت ملی را آشکار سازد."},{"title":"۲. کسروی: اعیان نه وکیل؛ کتاب آبی؛ گله از انجمن تبریز","body":"کسروی تاج‌گذاری را شنبه ۲۸ دی می‌نویسد. وزیران و اعیان و علما و سفیران را خوانده بودند. مشیرالدوله به آیین باستان تاج نهاد. موسیقی و شلیک توپ. سه روز چراغان تهران؛ پنج روز تبریز. نمایندگان مجلس نبودند. صنیع‌الدوله و سعدالدوله را به نام اعیان خواندند نه به نام نمایندگی. کسروی این را نمودار نگرش محمدعلی‌میرزا به مجلس می‌داند. کسی که در نامه به بهبهانی سوگند خورده بود، این بی‌پروایی را نمود.\n\nکتاب آبی می‌نویسد:\n\n«تاج چون بزرگ و سنگین میبود سر وی تاب نگهداری آن را نداشت. این بود ناگزیر شد که بهر دو دست آن را نگه دارد و پس از چند دقیقه تاج را برداشت و بجای آن کلاه رسمی ایرانی که جقه نادری را می‌داشت بسر گزاشت»\n\nهمان روز در مجلس گله شد. میرزا طاهر گفت:\n\n«سلطان سلطان ملت است. باید از طرف ملت تاج گزارند و مجلس نمایندهٔ ملت است»\n\nمیرزا محمود کتابفروش گفت:\n\n«حالا که اول مجلس است اگر میتواند مطالبه حق خودشرا بکند و الا بعدها نمی‌تواند کاری از پیش برد»\n\nپیش از تاج، طباطبایی سخن انجمن تبریز را پیش کشید. گفت:\n\n«خیلی شکایت از مجلس تبریز دارند. اگر این طور باشد مملکت هرج و مرج خواهد شد مجلس شوری یکی بیشتر نیست آنها نمیدانم چه میگویند این وضع تبریز اسباب اغتشاش شده»\n\nسعدالدوله خواست صبر کنند تا وکلای آذربایجان بیایند. تقی‌زاده و حاجی محمد اسماعیل گفتند آنجا مجلس نیست، انجمن ایالتی است برای دادخواهی. بهبهانی گفت شاه خیلی شکایت کرده. طباطبایی پس از تاج گفت:\n\n«اگر آنها این مجلس را نخواهند بر ماست که بگوییم سلطنت با مجلس توام است و این پادشاه پادشاه مجلس است»\n\nحاجی سید نصرالله گفت اطراف شاه کسانی هستند که راضی به پیشرفت مجلس نیستند. استاد حسن معمار گفت سالهاست به الدرم و اشتلم مردم را چاپیدند. کسروی می‌نویسد گناه را به گردن وزیران می‌انداختند و وانمود می‌کردند که خود شاه همراه است. نقشهٔ او را چنین می‌خواند: مجلس را بیکاره کردن؛ حکمرانان ضد انجمن در شهرها؛ عنوان مشروعه. وزیر داخله دربارهٔ آصف‌الدوله گفت شاید انجمن می‌خواست هرزگی کند. صدر اعظم به طباطبایی دربارهٔ تنکابن نوشت شیخ محمد هرزه بود و امیر اسعد تنبیه‌اش کرده."}],"aftermath":"تحقیر مجلس در روز تاج‌گذاری شکاف میان ملت و سلطنت را به نقطه‌ای بی‌بازگشت رساند و به قیام بهمن‌ماه تبریز انجامید.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":28,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":18},"title":"جشن تاج‌گذاری بدون حضور مجلس","text":"جلوس رسمی شاه قاجار و تحریم وکلای دارالشورای ملی."}]},{"id":"national-bank-charter","title":"تصویب امتیازنامه دوازده‌گانه تأسیس بانک ملی ایران","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":28,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":18},"tier":"primary","category":"economic","summary":"امتیازنامه تأسیس بانک ملی مشتمل بر دوازده فصل در مجلس تصویب شد. این چارتر با اعطای حق انحصاری ورود نقره به ضرابخانه دولتی، احداث راه‌آهن و استخراج معادن، سازوکاری برای استقلال مالی کشور و مهار نفوذ بانک شاهنشاهی بریتانیا تدوین نمود.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ کوشش مجلس به برانداختن نوز","text":"بهبهانی در تلگرافی آرام‌کننده نوشت که امتیازنامهٔ بانک دو روز پیش به مهر شاه رسیده است. کسروی گمان درباریان را این می‌داند که بازرگانان را به بانک فشار آورند تا سرمایه بسوزد."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وچهارم","text":"بنیان‌گذاران بانک ملی با گنجاندن انحصار ورود نقره در چارتر، نبض نقدینگی و ارزش پول ملی را در دست گرفتند."}],"personIds":["amin-al-zarb","tabatabai","saad-al-dowleh","taqizadeh"],"personDeeds":{"amin-al-zarb":"طراحی ساختار تجاری بانک ملی و تعهد به جذب سرمایه‌های مردمی.","tabatabai":"بررسی فقهی مفهوم انفال در بند صید مروارید و پیشنهاد اعطای تسهیلات عمومی.","saad-al-dowleh":"دفاع حقوقی از اختیارات مجلس در اداره اموال عمومی و معادن.","taqizadeh":"پشتیبانی از تقدم منافع ملی بر مناقشات فقهی جهت تحقق استقلال مالی کشور."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["امتیازنامه بانک ملی","چارتر بانک ملی","قانون تأسیس بانک ملی"],"context":"مجلس شورای ملی برای تحقق استقلال اقتصادی و مهار سلطه مالی بانک شاهنشاهی بریتانیا، نیازمند تصویب چارتر قانونی بانک ملی بود.","whatHappened":[{"title":"۱. تصویب امتیازنامه دوازده‌گانه بانک ملی","body":"امتیازنامه تأسیس بانک ملی مشتمل بر دوازده فصل در مجلس تصویب شد. این چارتر با اعطای حق انحصاری ورود شمش نقره به ضرابخانه دولتی، احداث راه‌آهن و استخراج معادن، سازوکاری نبوغ‌آمیز برای مهار استبداد مالی بانک شاهنشاهی تدوین نمود."},{"title":"۲. کسروی: بودجه پیش از وام؛ تلگراف بهبهانی","body":"کسروی می‌نویسد تبریز پیش‌تر گفته بود اول بودجه را درست کنند وگرنه وام بانک ملی تهی می‌ماند: درآمد پانزده کرور و نیم، هزینه بیست و یک کرور و نیم، کسری شش کرور. گمان درباریان را کینه‌جویی می‌داند: بازرگانان را به بانک فشار آورند تا سرمایه بسوزد.\n\nدر بحران بهمن، بهبهانی تبریز را آرام کرد و امتیازنامه را دو روز پیش موشح شاه خواند:\n\n«بطوریکه تلگراف کرده بودید اقل‌العلماء باتفاق جنابان حاجی امین الضرب و حاجی معین‌التجار و سایرین در تلگرافخانه حاضر هستیم و همان قسمی که حضرت مستطاب حجةالاسلام آقا سیدمحمد مجتهد الطباطبائی سلمه‌الله تعالی مرقوم فرموده‌اند آنچه شنیده‌اید خلاف محض و دروغ صرف است بندگان اعلیحضرت همایونی با کمال مراقبت و نصفت در انتظام امور کافه مردم مملکت نهایت مساعدت و مرحمت را دارند و مخصوصاً با فرط مساعدت در پیشرفت امور مجلس ملی توجهات کامله مبذول میفرمایند چنانچه امتیازنامه بانک ملی را دو روز قبل بشرف امضای مبارک موشح فرمودند که بر حسب خواهش عامه تجار و اهالی این منظور عمده هم صورت وقوع حاصل گشت در این صورت ابداً جای این تصورات نیست و بلکه باید عامه مردم متشکر بوده و امروز در مساعدت با وظایف بانگ ملی کمک نمایند پس بهتر اینست که فوراً با کمال آسایش خیال بر کسب و کار خود رفته منتظر ظهور توجهات کامله ملوکانه و نظم امور عامه باشید (داعی عبدالله الموسوی بهبهانی)»\n\nکسروی دو سید را هنوز خوش‌گمان می‌داند. سعدالدوله امتیاز بانک را سرپیچاندن خواند: فردا بیایند و بگویند دو کرور قرض داریم باید بدهید."}],"aftermath":"کارشکنی‌های دیپلماتیک بریتانیا برای ناکام ساختن تأسیس بانک ملی ایران آغاز شد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":28,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":18},"title":"تصویب امتیازنامه بانک ملی","text":"تصویب ۱۲ فصل چارتر تأسیس بانک ملی در مجلس شورای ملی."}]},{"id":"ministerial-responsibility-dispute","title":"بحران مسئولیت وزرا در برابر مجلس و سقوط کابینه مشیرالدوله","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":13,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":2},"tier":"primary","category":"political","summary":"تلاش مجلس برای نظارت بر عایدات دیوانی به مناقشه‌ای عمیق پیرامون مسئولیت پارلمانی وزرا کشیده شد. وزرای دربار اعلام کردند تنها در برابر شاه مسئولند؛ اما پایداری نمایندگان مرزهای تفکیک قوا و لزوم پاسخگویی کابینه به پارلمان را تثبیت کرد و میرزا نصرالله مشیرالدوله را به استعفا کشاند.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وچهارم","text":"سعدالدوله در صحن مجلس به وزیر مالیه گفت آنطور که شما می‌فرمایید وزیر نیستید، دفتردارید؛ اسم با شماست و رسم با دیگری است."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ شناسانیدن وزیران","text":"کسروی نامهٔ ۱۳ بهمن صدر اعظم را می‌آورد که وزیران مسئول ذات اقدس همایونی‌اند. تقی‌زاده خواست کلمهٔ لاغیر افزوده شود و محتشم‌السلطنه نپذیرفت. کسروی این را پس گرفتن آنچه پدر داده بود می‌داند."}],"personIds":["saad-al-dowleh","taqizadeh","naser-al-molk","sani-al-dowleh"],"personDeeds":{"saad-al-dowleh":"هدایت چالش‌های پارلمانی علیه وزرای سنتی و تبیین حقوقی مسئولیت هیئت دولت در برابر نمایندگان ملت.","taqizadeh":"ارائه پیشنهاد الزام کابینه به درج عبارت هشت وزارتخانه رسمی و تفویض مسئولیت قانونی به بهارستان.","naser-al-molk":"توجیه سازوکار سنتی جمع و خرج با اتکا به دستخط‌های شاهانه به جای ارائه ترازنامه مدرن بودجه.","sani-al-dowleh":"مدیریت جلسات پرتنش استنطاق وزرا در جایگاه ریاست مجلس."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["مسئولیت وزرا","استنطاق ناصرالملک","بحران کابینه مشیرالدوله"],"context":"پس از گشایش مجلس، درآمد سالانهٔ دولت پانزده کرور و نیم و هزینه بیست‌ویک کرور و نیم بود؛ کسری شش کرور را با وام می‌پوشاندند. تبریز گفت اول بودجه را راست کنید بعد بانک ملی. وزیران به مجلس نمی‌آمدند و خود را پاسخگوی نمایندگان نمی‌شناختند. در قانون اساسی ۵۱ ماده‌ای چیزی در این باره ننوشته بودند. رشتهٔ گمرک و پست و تلگراف و صندوق مالیه در دست [[p:joseph-naus|نوز]] بود.","whatHappened":[{"title":"۱. گمرک جدا از مالیه؛ نامه به صدر اعظم","body":"[[p:saad-al-dowleh|سعدالدوله]] بارها [[p:naser-al-molk|ناصرالملک]] وزیر مالیه و وزیر خارجه را به مجلس خواست. صنیع‌الدوله به دربار نوشت؛ نتیجه ندید. ناصرالملک ۲۶ دی، دو روز پیش از تاج‌گذاری، آمد. میرزا ابوالحسن‌خان نمایندهٔ فارس پرسید عایدات گمرک چقدر است. ناصرالملک گفت گمرک وزیر علیحده دارد. نماینده گفت چرا گمرک زیر مالیه نیست. سعدالدوله در صحن گفت:\n\n«آنطور که شما می‌فرمایید وزیر نیستید، دفتردارید. اسم با شماست و رسم با دیگری است. در نظام مشروطه وزیر باید به نمایندگان ملت پاسخ دهد و گرنه شایسته این مسند نیست.»\n\nمجلس به صدر اعظم نوشت وزیران را بشناساند و اندازهٔ پاسخدهی هر یک را روشن کند. دو نتیجه می‌خواستند: نوز را که نمی‌توانستند به مجلس بشناسانند از وزارت بیندازند؛ وزیران خود را در برابر مجلس پاسخگو بشناسند."},{"title":"۲. نامهٔ ۱۳ بهمن: مسئول ذات اقدس","body":"پنجشنبه ۱۰ بهمن هشت وزیر آمدند. پاسخدهی در برابر مجلس را به نبودن قانون حواله دادند. سه‌شنبه ۱۳ بهمن حاجی محتشم‌السلطنه از سوی صدر اعظم نظامنامهٔ سنا و امتیازنامهٔ بانک ملی آورد و نامهٔ شناساندن وزیران را خواند: مشیرالسلطنه عدلیه، ناصرالملک مالیه، علاءالسلطنه خارجه، وزیر افخم داخله، علاءالملک علوم، فخرالملک تجارت، دبیرالدوله لشکر، مهندس‌الممالک معادن و طرق. کامران‌میرزا وزیر جنگ را نمی‌شناساندند؛ به‌جای او «وزیر لشکر». نامه چنین می‌گفت:\n\n«آنها مسئول ذات اقدس همایونی هستند و هر وقت وجود آنها لازم باشد در مجلس خودشان با معاون ایشان حاضر خواهند شد»\n\nمحتشم‌السلطنه وزرا را دو قسم خواند: لقبی و شغلی. تقی‌زاده خواست در آنجا که می‌گوید وزرا اینها هستند کلمهٔ «لاغیر» افزوده شود. محتشم‌السلطنه نپذیرفت:\n\n«این مطلبی که شما می‌گویید در اینجا توضیح واضحات خواهد بود»\n\nسعدالدوله امتیاز بانک را سرپیچاندن خواند: این سند را دادید سر ما را بپیچانید و فردا بگویید دو کرور قرض داریم باید بدهید. کسروی معنی نامه را پس گرفتن آنچه پدر داده بود می‌داند: مجلسی فقط برای قانون‌گزاری، بی‌نیرو. شورش بهمن تبریز همان نقشه را به هم زد؛ دنباله در [[e:tabriz-ultimatum-royal-firman|دستخط بهمن]] است."}],"aftermath":"شناساندن وزیران به مجلس اصل پاسخگویی را روی کاغذ آورد و دربار آن را به مسئولیت در برابر شاه برگرداند. استعفای مشیرالدوله و کابینه‌های بعد از دل همین کشاکش برخاست.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"solarDay":26,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":16},"title":"ناصرالملک در مجلس","text":"دو روز پیش از تاج‌گذاری؛ گمرک را از مالیه جدا خواند."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1,"gregorianDay":30},"title":"آمدن هشت وزیر","text":"پاسخدهی را به نبودن قانون حواله دادند."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":13,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":2},"title":"نامهٔ مسئول ذات اقدس","text":"محتشم‌السلطنه نامهٔ صدر را خواند؛ تقی‌زاده «لاغیر» خواست."}]},{"id":"dismissal-of-naus-prioux","title":"عزل جوزف نوز و پایان تصدی بلژیکی‌ها بر گمرکات ایران","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":20,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":9},"tier":"primary","category":"political","summary":"با پیگیری قاطع وکلای مجلس و در پی اولتیماتوم انجمن ایالتی تبریز، جوزف نوز وزیر کل گمرکات و پست به همراه دستیارش پریو برکنار شدند. خشم عمومی تجار از تعرفه‌های ناعادلانه به سود روسیه و تحقیر بازرگانان، دولت و دربار را ناگزیر به الغای وزارت گمرکات و اخراج وی ساخت.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وچهارم","text":"نوز با تبدیل گمرکات به وثیقه استقراض روسیه، نماد تسلط بیگانه بر اقتصاد ملی بود و اخراج او پیروزی بزرگ مجلس شد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ گردن گزاردن محمدعلی‌میرزا / نوز و پریم","text":"کسروی عزل نوز و پریم را از شش روز شورش بهمن تبریز می‌نویسد. به‌جای نوز بلژیکی دیگری به نام کینه نشست. گفته شد نوز پاره‌ای نوشته را سوزاند؛ لاورس بند نشد و از ایران رفت."}],"personIds":["joseph-naus","saad-al-dowleh","mohammad-ali-person"],"personDeeds":{"joseph-naus":"برکناری از مسند وزارت گمرکات و ترک اجباری کرسی‌های مدیریتی پس از سال‌ها حکمرانی مالی.","saad-al-dowleh":"افشاگری علیه تخلفات مالی نوز در صحن مجلس و مخالفت بنیادین با اعطای سمت وزارت به اتباع بیگانه.","mohammad-ali-person":"صدور حکم عزل نوز برای فرونشاندن شورش تبریز و جلوگیری از انسداد خطوط تجاری."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["اخراج مسیو نوز","عزل نوز و پریو","برکناری مستشاران بلژیکی"],"context":"جوزف نوز بلژیکی، مدیر کل گمرکات و پست، با تبدیل عواید گمرک به وثیقه وام‌های روسیه و اعمال تعرفه‌های تبعیض‌آمیز ۱۹۰۳، صنایع داخلی و بازرگانان ایرانی را فلج ساخته بود. انتشار عکس بالماسکه او نیز خشم روحانیان را برانگیخته بود. کسروی می‌نویسد گمرک و پست و تلگراف و صندوق مالیه در چنگ او بود و بلژیکیان را کارگزار همسایهٔ شمالی می‌داند. نگهداری نوز را ناگزیری دربار از گرو گمرک نزد روس می‌خواند.","whatHappened":[{"title":"۱. اولتیماتوم انجمن تبریز و عزل نوز","body":"انجمن ایالتی تبریز با تعطیلی بازار و تهدید به بستن مرزهای تجاری، اخراج فوری نوز و دستیارش پریو را شرط بازگشایی بازار اعلام کرد. وکلای مجلس نیز در صحن بهارستان پرده از تخلفات مالی او برداشتند. محمدعلی‌شاه در ۲۰ بهمن ۱۲۸۵ تسلیم شد و فرمان عزل نوز را صادر کرد و تصدی گمرکات به وزارت مالیه واگذار گردید.\n\nکسروی عزل را محصول شش روز شورش بهمن تبریز می‌نویسد. درخواست ششم انجمن این بود:\n\n«عزل مسیو نوز و پریم و توقیف لاورس رییس گمرکخانه تبریز فوری لازم است.»\n\nماندنشان پس از آن همه بدخواهی را مایهٔ ننگ می‌شمارد. لاورس را دزد و در آهنگ گریختن می‌داند. سعدالدوله از زمان وزارت تجارت کینهٔ کهنه از بلژیکیان داشت."},{"title":"۲. مشروعه در برابر مشروطه؛ تلگراف شام دوشنبه","body":"یکشنبه پس از نیمروز مخبرالسلطنه گفت کلمهٔ مشروطه غلط است. شام پیام آورد:\n\n«شاه میفرماید با همه محذورات عزل مسیو نوز و پریم آنها را معزول کردیم. لفظ مشروطه را هم «مشروعه» میکنیم. ما دولت اسلام هستیم و سلطنت مشروعه باشد»\n\nمجلسیان جز مشروطه نپذیرفتند. پنج ساعت از شب دوشنبه تلگراف عزل نوز و پریم به تبریز رسید و مردم اندک آرام شدند. دستخط مشروطه شب سه‌شنبه آمد. کسروی یکی از چهار نتیجهٔ شورش را برداشتن نوز می‌داند و می‌گوید شاه دانست هماورد او تبریز است نه تهران."},{"title":"۳. کینه به جای نوز؛ شایعهٔ سوختن نوشته؛ فرار لاورس","body":"کسروی می‌نویسد نوز و پریم باور نمی‌کردند ایران نیرویی یافته که بدخواه را برنتابد. به‌جای نوز بلژیکی دیگری به نام «کینه» نشست، مدیر گمرک زیر دست او، با همان رفتار. نوز از دادن حساب خودداری کرد. گفته شد پاره‌ای نوشته‌های اداره را که به زیان خود دیده بود درآورد و آتش زد. این را کسروی به‌عنوان شایعه می‌آورد نه به‌عنوان دیدهٔ خود. لاورس که تبریز بند کردنش را خواسته بود و شاه پذیرفته بود بند نشد و از ایران رفت. انجمن دوباره تلگراف سخت به دارالشوری فرستاد. کارکنان گمرک و پست تبریز دست از کار کشیدند تا اداره‌ها از دست اروپاییان گرفته شود. مجتهد و ثقةالاسلام و حاجی میرزا محسن به شاه نوشتند. نتیجه در تبریز فقط دلجویی از کارکنان شوریده بود."}],"aftermath":"برکناری مستشاران بلژیکی نخستین پیروزی قاطع مجلس در قطع دست بیگانگان از شریان‌های مالی کشور بود. کسروی دربار قاجار را در گماشتن چند بیگانه بر درآمدها بیدرد می‌خواند. جانشین «کینه» و فرار لاورس نشان داد عزل نام کافی نبود.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":20,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":9},"title":"عزل رسمی جوزف نوز","text":"صدور دستخط شاه مبنی بر اخراج نوز و پریو از اداره گمرکات ایران. کسروی پیام مشروعه و تلگراف شام دوشنبه را در همین بن‌بست می‌گذارد."}]},{"id":"tabriz-ultimatum-royal-firman","title":"قیام مشروطه‌خواهان تبریز و دستخط سلطنتی اعلام مشروطیت","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":21,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":10},"tier":"primary","category":"political","summary":"در واکنش به لجاجت محمدعلی‌شاه در به رسمیت شناختن مشروطیت و بهانه قرار دادن واژه‌هایی چون «مشروعه»، انجمن ایالتی تبریز بازار را تعطیل و شروط هفت‌گانه‌ای را ابلاغ کرد. پایتخت نیز به شورش کشیده شد و شاه ناگزیر شد دستخط رسمی شناسایی نظام مشروطه را صادر کند.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وچهارم","text":"شاه گفت مشروطه چه لزوم دارد، مشروعه باشد؛ مخبرالسلطنه پاسخ داد مشروعه اختیار را به دست آخوندها می‌دهد و شاه تسلیم مجلس شد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ شورش بهمنماه در تبریز","text":"کسروی درخواستهای هفتگانهٔ انجمن تبریز را می‌آورد. مشیرالدوله در نشست شبانه گفت دولت مشروطه نداده و مجلس فقط برای وضع قوانین است. کسروی این سخن را معنی پس گرفتن آنچه پدر داده بود می‌خواند."}],"personIds":["mohammad-ali-person","taqizadeh","saad-al-dowleh"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"عقب‌نشینی در برابر اولتیماتوم تبریز و صدور دستخط رسمی مبنی بر استقرار نظام مشروطیت در ایران.","taqizadeh":"ارسال مخفیانه گزارش کارشکنی‌های دربار به تبریز و تدوین ساختار شروط هفت‌گانه معترضان.","saad-al-dowleh":"ریاست کمیسیون تنظیم پیش‌نویس متمم قانون اساسی هم‌زمان با آرام‌سازی فضای عمومی."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["دستخط مشروطه محمدعلی‌شاه","اولتیماتوم تبریز","بحران بهمن ۱۲۸۵"],"context":"پس از تاج‌گذاری بی‌مجلس در ۲۸ دی، تبریز قانون اساسی رسیده را نارسا می‌یافت و نامه‌هایی از تهران دید که شاه را با مشروطه همراه نمی‌دانست. سه‌شنبه ۱۵ بهمن نامه‌ها رسید. چهارشنبه ۱۶ بهمن بازار بست. کسروی این شورش شش‌روزه را آزمون محمدعلی می‌خواند: تهران خوش‌گمان ماند و تبریز هماورد را شناخت. این بحران بهمن ۱۲۸۵ است نه محاصرهٔ بعدی تبریز. عنوان مشروعه اینجا پیشنهاد دربار است تا لفظ مشروطه را بردارد، نه بست عبدالعظیم بعدی شیخ فضل‌الله.","whatHappened":[{"title":"۱. چهارشنبه بازار و تلگراف علما","body":"روز چهارشنبه ۱۶ بهمن مجاهدان به انجمن آمدند و تندی کردند که از دژرفتاری پسر سپهدار در تنکابن، نخواندن نمایندگان به تاج‌گذاری، پافشاری بر بلژیکیان، و نپذیرفتن پاسخدهی وزیران ناآگاه مانده‌اند. میرزا جواد ناطق نامه‌ها را خواند. بازار بسته شد. علما را یکایک آوردند. نهادند فردا در تلگرافخانه گرد آیند. علما به دو سید نوشتند:\n\n«خدمت حضرات آقایان حجج‌الاسلام دامت برکاتهم امروز پاره مکاتیب از طهران بجمعی از اهالی تبریز رسیده و مآل همه آنها اینست که اعضای محترم دارالشورای ملی طهران دل تنگی از عدم پیشرفت امورات مشروطه دارند و اعلیحضرت همایونی را موافق نمیدانند و باین واسطه اهالی تبریز تماماً مشوش و بازار بسته و هنگامه است اهالی دولت را مشروطه دانسته و تمکین تمام داشتند این اخبارات موحشه اسباب هیجان عمومی شده اعضای انجمن تبریز باعضای دار الشورای اطلاع داده‌اند که فردا پنجشنبه چهار ساعت از دسته گذشته در تلگرافخانه حاضر شوند تا مخابره حضوری بشود این است که متمنی هستیم که حضرات حجج الاسلام نیز در ساعت مزبوره شرف حضور داشته باشند که دعاگویان نیز حاضر شده مخابره و مشاوره حضوری نماییم (عموم حجج‌الاسلام تبریز)»\n\nپنجشنبه تلگرافخانه پر شد. کودکان سرود ترکی می‌خواندند. از تهران خونسردی آمد. تقی‌زاده و حاجی محمد اسماعیل نوشتند اینگونه اقدامات مانع پیشرفت مقصد اصلی است. انجمن پرسید مانع شورای کبری کجاست و سبب ناآگاهی از تاج‌گذاری و عزل و نصب حکام چیست. طباطبایی پاسخ داد آنچه نوشته‌اند کذب صرف است و شاه با مجلس همراه است. بهبهانی همان مضمون را آورد و امتیازنامهٔ بانک را دو روز پیش موشح خواند. کسروی می‌گوید دو سید هنوز خوش‌گمان بودند و خواست شاه را درنمی‌یافتند."},{"title":"۲. هفت بند انجمن","body":"تبریزیان هفت چیز خواستند که به دستیاری مجلس از شاه گرفته شود. کسروی همان نوشته را می‌آورد. پنج بند نخست برای استواری قانون؛ دو بند پایان عزل اشخاص. بند یکم جلوگیری از اندیشه‌ای بود که مجلس تنها برای قانونگزاری باشد. بند چهارم انجمن محلی در هر ولایت، همان کاری که تبریز خود کرده بود. نوز و پریم را ننگ ماندن پس از آن‌همه بدخواهی می‌شمردند. لاورس را متهم به دزدی و آهنگ گریختن می‌دانستند. ساعدالملک را انجمن از حکمرانی انداخته بود و در تهران وزیر مخزن شده بود.\n\n«۱) شخص همایونی باید دستخطی برای اسکات عامه صادر نمایند که دولت ایران مشروطه تامه است. ۲) عدد وزرای مسئول فعلا از هشت عدد متجاوز نیست و هر گاه بعدها تشکیل یک وزارتخانه لازم گردد بامضای مجلس تشکیل داده خواهد شد. ۳) از این و بعد از خارجه وزیر نباید معین و مقرر شود. ۴) در هر ولایات و ایالات باطلاع مجلس شورای ملی انجمن محلی برقرار باشد. ۵) وزرای افتخاری ابداً نباید باشند. یعنی اسم وزارت بجز بر هشت وزیر مسئول در دایره دولت نباید برده شود. ۶) عزل مسیو نوز و پریم و توقیف لاورس رییس گمرکخانه تبریز فوری لازم است. ۷) عزل ساعدالملک»"},{"title":"۳. ورود وکلا و نشست خانهٔ مشیرالدوله","body":"جمعه نمایندگان هفتگانهٔ آذربایجان پس از برف گیلان و یک ماه راه از قزوین به تهران رسیدند. پیشه‌وران تا دروازه رده بستند. گاوی زیر پایشان سر بریدند. حاجی صادق دو پسر نورس آورد که قربانی کند. میرزا فضلعلی گفت:\n\n«ما میباید قربانی این نورسان باشیم. از ما گذشته و همه کوششهای ما از بهر اینان است»\n\nحاجی محمد اسماعیل همه را خانه برد. همان روز به تلگرافخانه رفتند. ثقةالاسلام و مجتهد به خود شاه تلگراف کردند.\n\nشب در خانهٔ مشیرالدوله صدر اعظم نشستند. صنیع‌الدوله و سعدالدوله و معین‌التجار و مرتضوی و امین‌الضرب و حاجی محمد اسماعیل و وکلای تازه. مشیرالدوله گفت دولت می‌خواهد هزار وزیر داشته باشد؛ شما با وزرایی که معرفی می‌کند طرفید. سعدالدوله پرسید مگر دولت مشروطه نداده. صدر اعظم گفت:\n\n«خیر ما دولت مشروطه نیستیم و دولت بشما مشروطه نداده. مجلسی که دارید جهت وضع قوانین است»\n\nسعدالدوله گفت بودن در این مجلس زیاد است. حاجی امین‌الضرب برخاست:\n\n«دولت نمیتواند بگوید من بشما مشروطه نداده‌ام. اگر ما مشروطه نیستیم چرا از ولایات مبعوث می‌فرستند؟! ما خودمانرا رسماً مشروطه میدانیم و حقوقی که داریم هیچکس نمی‌تواند از ما پس گیرد مگر با خون ملت ...»\n\nمستشارالدوله گفت دولت نکول می‌کند؛ باید به ملت در تلگرافخانه اطلاع داد. مشیرالدوله دربارهٔ نوز گفت دولت ناگزیر است او را نگه دارد. سعدالدوله پاسخ داد توده ناگزیر نیست بدخواهان را بپذیرد. کسروی جمله‌های صدر را اندیشهٔ شاه می‌داند. ناگزیری نگاهداشت نوز را از گرو گمرک نزد روس می‌نویسد."},{"title":"۴. شنبه تا دوشنبه: بازار تهران، مشروعه، آزادی ادیان","body":"شنبه ۱۹ بهمن مجلس نهانی بر پا شد. تقی‌زاده و امین‌الضرب نوشته‌هایی دربارهٔ کمی قانون اساسی داشتند. فرصت تنگ بود. به همان فهرست تبریز بس کردند و به دست مخبرالسلطنه نزد صدر اعظم فرستادند. پاسخ نرسید. هفت تن نزد صدر رفتند. شاه ایستادگی می‌نمود. تهرانیان حیاط مجلس را پر کردند و خواستند بازار ببندند؛ مجلس جلو گرفت. در تبریز گفتگو از گرفتن پست و تلگراف و تذکره و صندوق و قورخانه رفت. دوراندیشان فقط تلگرافخانه را نگاه داشتند. علما تلگراف نجف را از آن سوی ارس با سیم قفقاز فرستادند.\n\nیکشنبه مخبرالسلطنه از سوی مشیرالدوله آمد و گفت کلمهٔ مشروطه غلط است؛ چیز دیگری بخواهید. شام پیام آورد:\n\n«شاه میفرماید با همه محذورات عزل مسیو نوز و پریم آنها را معزول کردیم. لفظ مشروطه را هم «مشروعه» میکنیم. ما دولت اسلام هستیم و سلطنت مشروعه باشد»\n\nمجلس جز مشروطه نپذیرفت. پنج ساعت از شب دوشنبه تلگراف عزل نوز و پریم به تبریز رسید. مردم اندک آرام شدند. در تبریز دفترهای مالیه را مهر کردند و تذکره‌خانه را از کار بازداشتند. نظام‌الملک والی از ترس به تلگرافخانه آمد. شیخ سلیم از پنجره گفت ان‌شاءالله تا فردا جواب می‌رسد؛ اگر نشد کلمه‌ای را که می‌دانیم خواهیم گفت.\n\nدوشنبه مخبرالسلطنه گفت دیروز مأمور گفتن بودم امروز مأمور شنیدن هستم، و به عنوان خیرخواهی افزود:\n\n«دیروز مأمور بگفتن بودم امروز مأمور به شنیدن هستم. ولی من باب خیرخواهی عرض میکنم که مشروطه بودن دولت ایران صلاح نیست. جهت اینکه در دولت مشروطه آزادی همه چیز هست در این صورت آزادی ادیان هم لابد باید بشود. آنهایی که در میان ما عددشان کم نیست ما آنها را نمیشناسیم آنوقت دستاویز میکنند که ما را آزادی باید و در هیچ مواقع مانع نباید شد و ضرر این بر اسلام است»\n\nکسروی می‌گوید این را سپرده بودند تا دوتیرگی در مجلس افتد. دو سید و علما هم رد کردند. عضدالملک رئیس ایل قاجار با مخبرالسلطنه میانجی شد.\n\nخادم گفتگوی دیگری از مخبرالسلطنه را در تالار برلیان می‌آورد؛ در گفتار چهارم کسروی نیست:\n\n«شاه فرمودند مشروطه چه لزوم دارد، مشروعه باشد. عرض کردم مشروعه اختیار را به دست آخوندها می‌دهد. فرمودند کنستیتوسیون باشد. عرض کردم لفظ فرنگی است و شرایطی دارد که اسباب زحمت خواهد شد. فرمودند پس چه باید کرد؟ عرض کردم دستخط بفرمایید همان روز که فرمان شاه مرحوم صادر شد مملکت ایران در عداد ممالک مشروطه درآمد.»"},{"title":"۵. دستخط ۲۷ ذی‌حجه","body":"یک ساعت و نیم از شب سه‌شنبه گذشته مخبرالسلطنه دستخط را به مجلس آورد. چند هزار تن در صحن بهارستان زنده باد مشروطه گفتند. همان شب دارالشوری به تبریز آگاهی فرستاد. فردا برخی در تبریز هنوز بازار را نمی‌گشودند؛ سردستگان همه را به بازار فرستادند.\n\nپوشش مجلس به تبریز تکمیل نواقص قانون اساسی و استحکام مشروطیت لفظاً و معناً را توفیق خواند و نوشت جا دارد بگویند الیوم اکملت لکم دینکم. عین دستخط به صدر اعظم در چاپ کسروی سال ۱۳۲۹ دارد؛ رویداد ۲۷ ذی‌حجه ۱۳۲۴ است، خطای حروفچینی. معنی دستخط این است که از روز فرمان پدر، دولت ایران در عداد دول مشروطهٔ صاحب کنستیتوسیون به شمار می‌آید و قوانین وزارتخانه‌ها می‌باید مطابق شرع نوشته شود سپس به اجرا رسد:\n\n«جناب اشرف صدر اعظم سابق هم دستخط فرموده بودیم که نیات مقدسه ما در توجه باجراء اصول قوانین اساسی که امضاء آنرا خودمان از شاهنشاه مرحوم انارالله برهانه گرفتیم بیش از آن است که ملت بتواند تصور کنند و این بدیهی است از همان روز که فرمان شاهنشاه مبرور انارالله برهانه شرف صدور یافت امر بتأسیس مجلس شورای ملی شد دولت ایران در عداد دول مشروطه صاحب کنستیتوسیون بشمار میآید منتهی ملاحظه که دولت داشته این بوده است که قوانین لازم برای انتظام وزارتخانها و دوایر حکومتی و مجالس بلدی مطابق شرع محمدی صلی‌الله علیه و آله نوشته آنوقت بموقع اجراء گذارده شود عین این دستخط ما را برای جنابان مستطابان حجج‌الاسلام سلهم الله تعالی و مجلس شورای علی ابلاغ نمایند (۲۷) ذیحجةالحرام ۱۳۲۹ (شورای ملی)»\n\nکسروی نتیجه را چهار می‌داند: لفظ مشروطه استوار شد؛ کاستی قانون اساسی دانسته شد و نوشتن دنباله آغاز گردید؛ نوز برداشته شد؛ شاه دانست هماورد او تبریز است نه تهران. برای دنباله سعدالدوله، تقی‌زاده، مشارالملک، حاجی امین‌الضرب، حاجی سید نصرالله و مستشارالدوله برگزیده شدند. به جای نوز بلژیکی دیگری به نام کینه نشست. گفته شد نوز پاره‌ای نوشته‌ها را سوزاند. لاورس بند نشد و از ایران رفت. انجمن تبریز دوباره تلگراف سخت فرستاد."}],"aftermath":"شورش پس از شش روز تمام شد. محاصره و جنگ خیابان‌های تبریز در سال بعد است. کسروی می‌نویسد شاه فهمید اگر برانداختن مشروطه را می‌خواهد باید نخست چارهٔ تبریز کند. بست سید اکبر شاه در عبدالعظیم پس از این بحران آمد و هنوز دستاویز ارجداری نداشت.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":15,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":4},"title":"نامه‌های تهران","text":"سه‌شنبه ۱۵ بهمن؛ آگاهی از تاج‌گذاری بی‌مجلس و نگاهداشت بلژیکیان."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":16,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":5},"title":"بازار تبریز","text":"چهارشنبه؛ خواندن نامه‌ها؛ تلگراف علما به دو سید."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":18,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":7},"title":"ورود وکلا و خانهٔ مشیرالدوله","text":"جمعه؛ قربانی تهران؛ جملهٔ صدر که دولت مشروطه نداده."},{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":21,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":10},"title":"دستخط مشروطه","text":"۲۷ ذی‌حجه ۱۳۲۴؛ عزل نوز در همان بحران؛ چاپ ویکی سال ۱۳۲۹ دارد."}]},{"id":"talebov-critique-izahat","title":"رساله «ایضاحات در خصوص آزادی» و نقد طالبوف بر قانون اساسی","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":25,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":14},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"انتشار رساله انتقادی عبدالرحیم طالبوف تبریزی در نقد نقایص قانون اساسی ۵۱ ماده‌ای. طالبوف اثبات کرد که نظام‌نامه اول تنها آیین‌نامه مجلس است نه قانون اساسی؛ زیرا تفکیک قوا، حقوق اساسی شهروندان و حدود اختیارات سلطنت در آن مسکوت مانده و امکان شکل‌گیری استبداد دوباره را پدید آورده است.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وسوم","text":"طالبوف نوشت در یک مملکت دو حکومت نمی‌شود؛ سلطنت مشروطه و استقلال مطلق شاه مایه خنده است و حقوق ملت باید تصریح شود."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ نخستین کابینه قانونی","text":"کسروی می‌نویسد شیخ فضل‌الله به دستاویز مسالک‌المحسنین طالبوف را بی‌دین خواند و سخن به حبل‌المتین افتاد. گمان می‌برد یکی از بهانه‌های نیامدن او به تهران همین بود."},{"sourceId":"adamiyat","locus":"اندیشه‌های طالبوف تبریزی","text":"آدمیت نشان می‌دهد که رساله طالبوف الهام‌بخش تدوین متمم قانون اساسی و گنجاندن فصل حقوق ملت گردید."}],"personIds":["talebov","taqizadeh","sani-al-dowleh","hassan-pirnia"],"personDeeds":{"talebov":"نگارش رساله فلسفی-حقوقی ایضاحات در خصوص آزادی در داغستان و نقد ساختاری نقایص قانون اساسی ۵۱ ماده‌ای.","taqizadeh":"بهره‌گیری از آرای حقوقی طالبوف در مذاکرات کمیسیون متمم قانون اساسی بهارستان.","sani-al-dowleh":"مطالعه و بررسی نقدهای وارده به متن ۵۱ اصل جهت آماده‌سازی متمم.","hassan-pirnia":"همکاری در تدوین متمم قانون اساسی بر پایه رفع نقایص مطرح‌شده."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["رساله ایضاحات طالبوف","نقد قانون اساسی اول","طالبوف و حقوق ملت"],"context":"عبدالرحیم طالبوف تبریزی، متفکر برجسته مقیم داغستان، در انتخابات دوره اول مجلس به عنوان وکیل آذربایجان برگزیده شد اما به سبب کهولت و هجمه تکفیر روحانیان مرتجع به خاطر کتاب احمد، از سفر به تهران انصراف داد و در زمستان ۱۲۸۵ رساله انتقادی «ایضاحات در خصوص آزادی» را نگاشت.","whatHappened":[{"title":"۱. نقد ماهیت قانون اساسی اول و غیبت حقوق ملت","body":"طالبوف در رساله خود با صراحتی بی‌باکانه نوشت:\n\n«قانون عبارت از احکام اداره دولتی است؛ اما قانون اساسی عبارت از آن قوانین است که در او حقوق پادشاه و رعیت معین است. این نظام‌نامه که الان در دست ماست، قانون اساسی نیست؛ فقط سندی است که ملت حق دارد به توسط وکلای خود در مصالح امور خودشان وضع قانون و مطالبه اجرای او را بکنند. سلّمنا، حقوق ملت تا یک درجه معین گشته، ولی حقوق دولت یا شخص پادشاه به قرار سابق مبهم مانده... منظور این است که در یک مملکت دو حکومت نمی‌شود. کوسه و ریش‌پهن در عالم نیست. سلطنت مشروطه و استقلال [مطلقه شاه] داعی خنده داخله و خارجه است. ما باید قانون اساسی داشته باشیم که در آن اصول حق پادشاه، تعیین مخارج درباری، حق مجلس وکلا، حق سناتور، حق وزرا، و حق استقلال دستگاه عدلیه واضح و معین و مشخص باشد.»"},{"title":"۲. تحلیل فلسفی عدل واقعی و پیشگیری از جرم","body":"طالبوف در فصلی بدیع به کالبدشکافی مفهوم عدالت مدرن پرداخت و استدلال کرد که مجازات سنتی، تکرار ستم اول است: «معنی لغوی عدل میانه‌روی است؛ اما معنی حقیقی عدل استقرار حالتی است که اگر شخص بخواهد از میانه‌روی انحراف نماید نتواند. روح عدل سلب امکان تقصیر از مقصرین است... اگر کسی دزدی کرد شرعاً دست او را بریدند، تحصیل مال به صاحبش ممکن و تصحیح ید به سارق محال است؛ پس این عدل نیست، ظلم است. عدل حقیقی آن است که پیشگیری از امکان تقصیر بشود که نه تقصیر ممکن باشد و نه تنبیه او لازم گردد.»"},{"title":"۳. تکفیر شیخ فضل‌الله و نیامدن به تهران","body":"کسروی می‌نویسد در همان روزهای نخستین کابینهٔ قانونی، حاجی شیخ فضل‌الله به دستاویز پاره‌ای نوشته‌های کتاب مسالک‌المحسنین طالبوف را بی‌دین خواند. سخن به روزنامه‌ها افتاد و در حبل‌المتین گفتار نوشتند. کسروی گمان می‌برد یکی از بهانه‌های نیامدن طالبوف به تهران همین بود. سپس اتابک از او نیز برای سعدالدوله سفارشنامه گرفت."}],"aftermath":"انتقادات طالبوف زمینهٔ نوشتن متمم را برای روشنفکران باز کرد. کسروی تکفیر شیخ را در همان زمستان کنار شناساندن کابینه می‌گذارد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":11,"solarDay":25,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":14},"title":"نگارش رساله ایضاحات در خصوص آزادی","text":"تدوین نقد حقوقی نقایص قانون اساسی ۵۱ ماده‌ای در تمیرخان‌شورا."}]},{"id":"dokhtaran-e-quchan-inquiry","title":"استنطاق مجلس در فاجعه دختران قوچان و عزل آصف‌الدوله","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":12,"solarDay":6,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":25},"tier":"secondary","category":"political","summary":"مجلس شورای ملی تحقیقات گسترده‌ای پیرامون فروش زنان و دختران قوچان به ترکمانان بر اثر ستم مالیاتی غلامرضا خان آصف‌الدوله به راه انداخت. وکلای ملت خواهان اختصاص بودجه برای استرداد اسرا و محاکمه جنایی مسببان شدند که به عزل حاکم خراسان انجامید.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وچهارم","text":"مجلس شورای ملی با احضار مسببان فاجعه قوچان، حاکمیت ملی را در دفاع از فرودست‌ترین اقشار جامعه به نمایش گذاشت."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ کارهای ارجدار دارالشوری","text":"کسروی تلگراف عشق‌آباد و دو داستان میرزا محمود کتابفروش را در نشست ۶ اسفند می‌آورد و پافشاری مجلس بر بازپرس آصف‌الدوله را می‌نویسد."}],"personIds":["sani-al-dowleh","saad-al-dowleh","ain-al-dowleh"],"personDeeds":{"sani-al-dowleh":"جمع‌بندی مطالبات نمایندگان در الزام عدلیه به استرداد اسرا و مجازات حکام متعدی.","saad-al-dowleh":"تأکید بر ریشه‌کنی ستم ساختاری حکام ولایات بر دهقانان بی‌پناه.","ain-al-dowleh":"پاسخگویی پیرامون حمایت‌های پیشین دربار از والیان خراسان."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["پرونده دختران قوچان","استنطاق آصف‌الدوله","محاکمه حکام خراسان"],"context":"در سال ۱۲۸۴ خورشیدی، غلامرضا خان آصف‌الدوله حاکم خراسان برای وصول مالیات معوقه گندم در سال ملخ‌زدگی، ۲۵۰ دختر خردسال ایل باخرز و قوچان را از خانواده‌ها ربود و به ترکمانان و بازارهای عشق‌آباد فروخت.","whatHappened":[{"title":"۱. استنطاق مسببان در بهارستان و خروش نمایندگان","body":"مجلس شورای ملی پرونده را بازگشود و وکلای ملت با احضار حاکم معزول، به تحقیق پرداختند. میرزا محمود تاجر در صحن علنی فریاد زد:\n\n«ما اسرای ملت و مملکت را از وزیر داخله می‌خواهیم؛ باید از همان پول‌هایی که حیف‌ومیل کرده‌اند بدهند و اسرا را بخرند و به وطن بازگردانند.»\n\nمجلس بودجه‌ای برای استرداد اسرا تصویب کرد و پرونده جنایی آصف‌الدوله را به عدلیه سپرد. کسروی می‌نویسد صور اسرافیل در همین داستان گفتاری به رویهٔ نمایشنامه نوشت و از زبان دخترها شعر ساده ساخت:\n\n«هفده و هجده و نوزده و بیست\nای خدا کسی فکر ما نیست»"},{"title":"۲. دو داستان میرزا محمود؛ تلگراف عشق‌آباد","body":"کسروی در گفتار چهارم می‌نویسد آصف‌الدوله را از والیگری خراسان برداشتند و او خوار به تهران آمد. مجلس به فروش دختران قوچان بس نکرد. ایرانیان عشق‌آباد تلگراف فرستادند:\n\n«ما بچشم خود دیدیم که اطفال قوچانی‌ها را در عشق‌آباد مثل گوسفند و سایر حیوانات بترکمانان میفروختند و کسی نبود دادرسی نماید»\n\nچون در مجلس خوانده شد بسیاری گریستند. نشست ۶ اسفند (۱۳ محرم) میرزا محمود کتابفروش دو رشته گفت. یکی ملخ‌خواری سال پیش: نامه به شاه، عین‌الدوله گوش نداد، مالیات، فروش دختران به ترکمان. دیگری سالار مفخم بجنوردی که پول جلوگیری از تاراج را از آصف‌الدوله نمی‌گرفت؛ ترکمان به قوچان ریخت و حدود شصت زن و دختر برد و در عشق‌آباد فروخت. مجلس پافشاری کرد آصف‌الدوله به بازپرس کشیده شود."}],"aftermath":"نمایش بی‌سابقه اقتدار مجلس در دفاع از حقوق ستمدیدگان ایلیاتی و محاکمه والیان مستبد قاجار. کسروی این را از کارهای ارجدار دارالشوری در ولایات می‌شمارد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":12,"solarDay":6,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":25},"title":"استنطاق پرونده دختران قوچان","text":"بررسی جنایت فروش دختران قوچان در مجلس و الزام دولت به بازخرید اسرا."}]},{"id":"anti-bribery-law-shabnameh","title":"تصویب قانون مجازات ارتشاء و انتشار شب‌نامه‌های انقلابی","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":12,"solarDay":13,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":4},"tier":"secondary","category":"political","summary":"طرح ماده واحده مجازات رشوه‌خواری دیوانی به قلم تقی‌زاده در مجلس مطرح شد و مشاجره‌ای تند بر سر حدود تقنین پارلمانی در احکام شرعی درگرفت. هم‌زمان انتشار شب‌نامه‌های تند مجامع مخفی انقلابی، مداخله بی‌ضابطه درباریان و برخی مجتهدان در امور اجرایی را آماج حمله قرار داد.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وپنجم","text":"شب‌نامه‌های انقلابی هشدار دادند که دوران رشوه‌خواری و صدور احکام ناحق سپری شده و مجلس باید دست مفسدان را قطع کند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ جستجویی از حال مردم","text":"کسروی می‌نویسد پس از فرمان، شبنامه‌نویسی در تهران رواج بی‌اندازه داشت و صدها کس خشک و تر می‌پراکندند. سپس شبنامه کهنه شد و هوس به روزنامه‌نویسی برگشت."}],"personIds":["taqizadeh","behbahani","tabatabai","malek-al-motekallemin"],"personDeeds":{"taqizadeh":"انشا و ارائه متن قانون مجازات راشی و مرتشی و اصرار بر ضرورت رأی‌گیری پارلمانی.","behbahani":"مخالفت با رأی‌گیری در امور شرعی و تشر زدن به وکلای تندرو در صحن علنی.","tabatabai":"تلاش برای تعدیل مناقشات میان جناح تندرو و بدنه روحانیت سنتی.","malek-al-motekallemin":"همکاری با شبکه‌های مخفی انقلابی در نشر بیانیه‌های ضدفساد."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["قانون منع رشوه","شب‌نامه‌های تهران","مجازات راشی و مرتشی"],"context":"در اسفند ۱۲۸۵ تقی‌زاده مادهٔ واحدهٔ مجازات راشی و مرتشی را به مجلس آورد. هم‌زمان تهران پر از شبنامه بود. کسروی این شبنامه‌نویسی را از ماه‌های نخست پس از فرمان می‌شمارد: صدها کس خشک و تر می‌پراکندند، سپس هوس به روزنامه برگشت.","whatHappened":[{"title":"۱. قانون ارتشاء در بهارستان","body":"تقی‌زاده متن قانون مجازات راشی و مرتشی را به صحن آورد. سید عبدالله بهبهانی با رأی‌گیری در امور شرعی مخالفت کرد. وکلای آذربایجان و همراهانشان بر قانون مدون ایستادند. شب‌نامه‌ها درباریان و رشوه‌خواران را آماج کردند:\n\n«شما که سمت وکالت و وزارت ندارید، حق مداخله در هیچ امری را ندارید؛ اگر مشروطه‌خواه راستین هستید، رشوه‌خواری و صدور احکام ناحق را موقوف دارید.»"},{"title":"۲. سیل شبنامه، سپس روزنامه","body":"کسروی می‌گوید تازه فرمان داده شده بود که در تهران شبنامه‌نویسی رواج بی‌اندازه داشت. بسیاری به دو سید رشک می‌بردند. مشروطه از اروپا آمده بود و هر کس می‌بایست معنی آن را بیاموزد؛ آنان به جای آموختن، از پیش خود معنی می‌دادند:\n\n«در آغاز جنبش که تازه فرمان مشروطه داده شده بود در اینجا شبنامه نویسی رواج بی اندازه میداشت که صدها کسان بآن می پرداختند و آنچه از خشک و تر میدانستند بروی کاغذ آورده پراکنده میساختند.»\n\nسپس شبنامه کهنه شد و نوبت به انجمن‌سازی رسید. در بهار و تابستان ۱۲۸۶ هوس به روزنامه‌نویسی برگشت. کسروی می‌نویسد روزنامه برای بیدار کردن مردم بود، اما بسیاری دانسته‌های کهن خود را می‌نوشتند و جز گله از دربار آزادیخواهی نمی‌شناختند:\n\n«شبنامه‌نویسی کهنه شده و از میان رفته، و اینبار هوسها بروزنامه ‌نویسی برگشته بود.»"}],"aftermath":"قانون منع رشوه در مجلس ماند. کسروی شبنامه را شیوهٔ کوتاه ماه‌های نخست می‌داند که جای خود را به روزنامه داد؛ بیشتر آن روزنامه‌ها دیری نپاییدند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":12,"solarDay":13,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":4},"title":"طرح قانون مجازات ارتشاء","text":"پیشنهاد تقی‌زاده برای جرم‌انگاری رشوه‌خواری در صحن بهارستان."}]},{"id":"zell-e-soltan-dismissal-isfahan","title":"خیزش انجمن اصفهان، تحصن کنسولگری و برکناری ظل‌السلطان","date":{"solarYear":1285,"solarMonth":12,"solarDay":24,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":15},"tier":"primary","category":"political","summary":"در پی خطابه آتشین آقا نورالله نجفی و همراهی انجمن ولایتی، شش هزار تن از اصناف و مردم اصفهان در کنسولگری بریتانیا بست نشستند. ظل‌السلطان از شهر گریخت و به اروپا رفت و محمدعلی‌شاه تحت فشار مجلس و انجمن، حکم عزل حاکم سی‌ساله اصفهان را صادر نمود.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وپنجم","text":"عزل مسعود میرزا ظل‌السلطان نشان داد که انجمن‌های ولایتی قادرند دیرپاترین کانون‌های استبداد قاجاری را ساقط سازند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ کارهای ارجدار دارالشوری","text":"کسروی انگیزش آقانجفی و بستن بازار اصفهان را می‌نویسد و مجلس را همراه برافتادن فرمانروای ریشه‌دار می‌داند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ نقل بلدیه دربارهٔ سده","text":"کسروی نقل روزنامهٔ بلدیه را می‌آورد که ثقةالاسلام اصفهان و حاج آقا نورالله به سده رفتند و از خواب حجت سخن گفتند. هفتصد تن نام نوشتند تا نشان سرباز فدوی مجلس بپوشند. کسروی این را هوسبازی ملایان می‌خواند و از بست کنسولگری تبریز جدا می‌کند."}],"personIds":["zell-e-soltan","aqa-najafi","aqa-nurullah-isfahani","mohammad-ali-person","saad-al-dowleh"],"personDeeds":{"zell-e-soltan":"فرار پنهانی از اصفهان به سوی پایتخت و عزیمت به اروپا در پی محاصره کاخ حکومتی.","aqa-najafi":"صدور فتوای همراهی با متحصنان اصفهان علیه قدرت استبدادی حاکم.","aqa-nurullah-isfahani":"نطق مسجد دروازه نو و نام روی نشان سربازان نمایشی سده در نقل بلدیه.","mohammad-ali-person":"صدور حکم رسمی عزل عموی خود از حکومت اصفهان به دلیل وحشت از سقوط ولایات مرکزی.","saad-al-dowleh":"استدلال در مجلس پیرامون ضرورت سلب اقتدار خودکامه از حکام ولایات."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["سقوط ظل‌السلطان","تحصن اصفهان","عزل حاکم اصفهان"],"context":"مسعود میرزا ظل‌السلطان، فرزند ارشد ناصرالدین‌شاه، نزدیک به سه دهه با استبدادی خونین بر اصفهان و ولایات مرکزی حکومت می‌کرد و با احتکار غله و ستم مالیاتی خشم همگانی را برانگیخته بود.","whatHappened":[{"title":"۱. قیام عمومی و تحصن در کنسولگری بریتانیا","body":"در اسفند ۱۲۸۵، در پی نطق آتشین حاج آقا نورالله نجفی در مسجد دروازه نو و همراهی انجمن ولایتی، شش هزار تن از اصناف و مردم اصفهان در کنسولگری بریتانیا بست نشستند. ظل‌السلطان کاخ خود را در محاصره دید و شبانه به تهران گریخت و عازم اروپا شد. محمدعلی‌شاه زیر فشار مجلس و تحصن‌کنندگان، در ۲۴ اسفند ۱۲۸۵ حکم عزل عموی مقتدر خود را صادر نمود.\n\nکسروی در گفتار چهارم انگیزش را به آقانجفی و دیگران می‌دهد. اصفهانیان بازار بستند و برداشتن ظل‌السلطان را خواستند. چون تهران نمی‌پذیرفت پافشاری کردند. مجلس برافتادن فرمانروایان ریشه‌دار را سود مشروطه دید و همراهی کرد. ظل‌السلطان از آنجا برداشته شد.\n\nکسروی رویهٔ دیگری از همان ماه‌ها را از روزنامهٔ بلدیه می‌آورد. ثقةالاسلام اصفهان، که با میرزا علی ثقةالاسلام تبریزی یکی نیست، و حاج آقا نورالله به سده رفتند. شخصی خواب حضرت حجت را نقل کرد که مجلس را یاری کنید. هفتصد جوان نام نوشتند تا لباس و نشان «سرباز فدوی مجلس مقدس» بپوشند و روی نشان رئیس‌ها این بیت آمد:\n\n«فدای مجلس ملی و حکم نورالله\nاقول اشهد ان لا اله الا الله»\n\nکسروی این را هوسبازی ملایان می‌خواند، نه فتح نظامی اصفهان."}],"aftermath":"سرنگونی مقتدرترین حاکم قاجار نشان داد که انجمن‌های ولایتی قدرت براندازی پایگاه‌های سنتی استبداد را دارا هستند. کسروی عزل را سود مشروطه در برابر فرمانروای ریشه‌دار می‌نویسد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":12,"solarDay":24,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":15},"title":"عزل ظل‌السلطان از حکومت اصفهان","text":"صدور فرمان برکناری حاکم ستمگر اصفهان در پی تحصن ۶۰۰۰ نفری مردم."}]},{"id":"provincial-councils-law","title":"تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":1,"solarDay":24,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":14},"tier":"primary","category":"political","summary":"مجلس شورای ملی قانون جامع ۱۲۲ ماده‌ای انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به تصویب رساند. این قانون به شوراهای برآمده از آرای محلی در ایالات اختیارات گسترده‌ای در ممیزی مالیاتی، نظارت بر رفتار حکام دیوانی و عمران منطقه‌ای اعطا کرد و ساختار دموکراسی غیرمتمرکز را بنا نهاد.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وپنجم","text":"قانون انجمن‌های ولایتی ساختار عدم تمرکز قدرت را در سراسر ایران نهادینه کرد و به مردم محلات حق نظارت داد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ درخواستهای هفتگانه / ولایات","text":"کسروی درخواست چهارم تبریز را انجمن محلی در هر ولایت می‌داند تا حکمران به دستور دربار کارشکنی نکند. در رشت دو انجمن بود؛ در قزوین و کرمانشاهان بر سر برپا کردن انجمن آشوب رفت."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار پنجم؛ جستجویی از حال مردم","text":"کسروی انجمن تبریز را کاری می‌داند و انجمن‌سازی تهران را نمایش. در تهران انجمن امر به معروف برپا شد، لایحه به مجلس رفت، و تفنگ کهنه برای عکس به دوش افتاد."}],"personIds":["taqizadeh","sani-al-dowleh","mostashar-al-dowleh","seqat-al-islam","sheikh-mohammad-khiabani","mirza-esmail-nubari"],"personDeeds":{"taqizadeh":"پشتیبانی از حقوق نظارتی انجمن‌ها و ایجاد پیوند میان شوراهای تبریز و بهارستان.","sani-al-dowleh":"هدایت فرآیند قانون‌گذاری و ایجاد موازنه میان اقتدار دولت مرکزی و اختیارات شوراها.","mostashar-al-dowleh":"مشارکت در نگارش و انشای اصول حقوقی تمرکززدایی بر مبنای قوانین اروپایی.","seqat-al-islam":"تنها مجتهد بزرگ تبریز که کسروی می‌گوید از مشروطه رو نگرداند؛ انجمن ایالتی در سایهٔ همین جدایی ملای بزرگ و ملای خرد برپا ماند.","sheikh-mohammad-khiabani":"از واعظان پایدار تبریز در نه ماه نخست؛ کسروی او را در تیرهٔ ملای خرد می‌گذارد نه در تیرهٔ مجتهدان دشمن.","mirza-esmail-nubari":"همراه خیابانی در شمار ملایان خردی که تا پایان با انجمن ماندند."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["قانون انجمن‌های ولایتی","قانون شوراها","قانون تمرکززدایی مشروطه"],"context":"ضرورت ساماندهی حقوقی انجمن‌های خودجوش مردمی در ایالات و تفویض اختیارات حکمرانی محلی به شوراهای منتخب.","whatHappened":[{"title":"۱. تصویب قانون جامع ۱۲۲ ماده‌ای شوراها","body":"مجلس شورای ملی در ۲۴ فروردین ۱۲۸۶ قانون جامع انجمن‌های ایالتی و ولایتی را در ۱۲۲ ماده تصویب کرد. این قانون به شوراهای برآمده از آرای محلی اختیارات گسترده‌ای در ممیزی مالیاتی، نظارت بر رفتار حکام دیوانی و عمران منطقه‌ای اعطا کرد.\n\nکسروی در گفتار چهارم درخواست چهارم تبریز را همین می‌داند: در هر ولایت انجمن محلی با اطلاع مجلس، تا حکمران به دستور دربار کارشکنی نکند. تبریز خود آن را به کار بسته بود.\n\nکسروی قانون را با خوی شهرها می‌خواند. در تبریز انجمن کار می‌کرد و روزنامه‌اش وقایع آذربایجان را به زبان ساده چاپ می‌کرد. در تهران نخست انجمن همت‌آبادی برای امر به معروف برپا شد تا مجلس بستنش را گفت؛ سپس انجمن شیرازیان و قاجاریه و عراق عجم و فاطمیه. ده تن گرد هم می‌نشستند و لایحهٔ اتحاد به مجلس می‌فرستادند. تفنگ خریدن سخت بود؛ به جایش ده تفنگ کهنه به دوش می‌انداختند و پیکره برمی‌داشتند. شهرهای دیگر تلگراف‌خانه را از بایاهای مشروطه پنداشتند تا دارالشوری آزرده شد. مشروطه برای ستردن دسته‌بندی بود؛ اینان همان را دستاویز کردند."},{"title":"۲. یکصد و هشتاد انجمن تهران","body":"کسروی در گفتار دهم شمارهٔ انجمن‌های تهران را در روزهای آخر یکصد و هشتاد می‌نویسد:\n\n«چنانکه خواهیم دید در روزهای آخر شماره انجمنهای تهران بیکصد و هشتاد رسیده بود. نیک اندیشید که در یکشهر یکصد و هشتاد انجمن چه معنی تواند داد؟!.. بجای آنکه همیگشان یک انجمن باشند، و آنگاه بآمادگیهایی کوشند، هر گروهی برای خود انجمنی می ساختند، و از کوشش بهایهوی بس میکردند.»\n\nپس از توپخانه تهرانیان فیروزی را از آنِ هیاهوی خود شمردند. ارشدالدوله سرور انجمن‌های تهران بود. کسروی می‌گوید نام‌نویسی در انجمن کافی بود که آزادیخواه شمرده شوی؛ پس سودجو چرا مشروطه‌خواهی ننماید."},{"title":"۳. رشت و قزوین و کرمانشاهان","body":"کسروی در همان گفتار چهارم می‌نویسد در رشت دو انجمن بود و سپهدار حکمران از انجمن بدخواهان پشتیبانی کرد. تبریز و دارالشوری با تلگراف یاوری کردند تا آزادیخواهان فیروز شدند. در قزوین دو نماینده، شیخ حسین شهیدی و میرزا حسین طبیب، برگزیده شدند؛ دستهٔ دیگر در شاهزاده‌حسین آشوب کرد. مجلس تلگراف فرستاد و آشوب فرو نشست. در کرمانشاهان بر سر برپا کردن انجمن کینه‌های کهن جوشید و کشتار رفت؛ مجلس نتوانست دیری ناایمنی را بردارد. صنیع‌الدوله گله کرد:\n\n«غیر از اهالی آذربایجان که بترتیب صحیح انتخاب وکلای خود را نموده و با احترام روانه کردند سایر ولایات نفهمیدند و اغراض سابقه خودشان را در این مورد بروز دادند، مثل قزوین و کرمانشاه و غیره.»"}],"aftermath":"تثبیت جایگاه قانونی شوراها و تبدیل انجمن تبریز و اصفهان به سنگرهای اصلی مقاومت در برابر کودتای دربار. کسروی درخواست انجمن محلی را جلوگیری از خودسری حکمران می‌داند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":1,"solarDay":24,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":14},"title":"تصویب قانون انجمن‌های ولایتی","text":"تصویب ۱۲۲ ماده قانون شوراها در مجلس اول شورای ملی."}]},{"id":"tabriz-resistance-rahim-khan-1286","title":"بحران آذربایجان: اخراج مجتهد، توطئه ترور و قیام ۴ خرداد بهارستان","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":1,"solarDay":23,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":13},"endDate":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":5,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":26},"tier":"primary","category":"political","summary":"رویارویی انقلابیون تبریز با زمین‌داران در پی لغو تیول، ظهور نخستین دسته‌های مسلح فداییان در خیابان‌ها، افشای طرح ترور سران انجمن توسط اکرام‌السلطان و رزم‌نمایی ستارخان؛ و تحصن تاریخی ۴ خرداد در بهارستان که به بازداشت و زنجیر شدن رحیم‌خان چلبیانلو انجامید.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ دشمنی مجتهد / آغاز داستان ماکو","text":"کسروی اخراج مجتهد تبریز را با وکالت‌نامهٔ غله، تاراج قراچمن، کمیابی نان و لاف تفنگچی ماکو در یک داستان می‌نویسد. دو سید از تهران بازگرداندن مجتهد را خواستند و مجاهدان نپذیرفتند."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وششم","text":"تحصن ۴ خرداد در بهارستان پیوند ناگسستنی سرنوشت پایتخت و آذربایجان را نشان داد و شاه را ناچار به دستگیری رحیم‌خان ساخت."}],"personIds":["rahim-khan","sattar-khan","mohammad-ali-person","tabatabai","behbahani","taqizadeh","seqat-al-islam","sheikh-mohammad-khiabani","eqbal-al-saltaneh-maku","haj-mirza-hasan-mojtahed-tabriz"],"personDeeds":{"rahim-khan":"سازمان‌دهی تحریکات عشایر قره‌داغ برای تهاجم به تبریز، که منجر به حبس وی در عدلیه گردید.","sattar-khan":"پیشگامی میدانی در رأس دسته‌ای از مجاهدان مسلح تبریز برای محاصره و دستگیری عاملان ترور.","mohammad-ali-person":"حمایت پنهان از اشرار و سرانجام تسلیم در برابر فشار بهارستان با صدور دستخط بازداشت رحیم‌خان.","tabatabai":"حضور در تلگراف‌خانه تهران در ۴ خرداد و پشتیبانی از مطالبات وکلای آذربایجان.","behbahani":"همراهی با متحصنان بهارستان و وساطت در مدیریت بحران امنیتی میان دولت و انجمن ایالتی.","taqizadeh":"ارتباط پیوسته با انجمن تبریز و هدایت پارلمانی اعتراضات در صحن مجلس علیه عوامل استبداد.","seqat-al-islam":"کسروی او را تنها ملای بزرگ تبریز می‌خواند که در این ماه‌ها از مشروطه رو نگرداند.","sheikh-mohammad-khiabani":"از واعظان پایدار شهر در همان تیره که روزنامهٔ انجمن و دستهٔ مجاهدان را نگاه داشت.","eqbal-al-saltaneh-maku":"جنگ خوی و سکمن‌آباد در دنبالهٔ همین کشاکش آذربایجان؛ تلگراف دفاعی به فرمانفرما.","haj-mirza-hasan-mojtahed-tabriz":"خروج از تبریز در همین بحران؛ کسروی اخراج او را سرآغاز مرحلهٔ سلاح در شهر می‌داند."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["اخراج میرزا حسن مجتهد","توطئه اکرام‌السلطان","تحصن ۴ خرداد بهارستان","توقیف رحیم‌خان چلبیانلو"],"context":"مقاومت ملاکان بزرگ و میرزا حسن مجتهد در برابر الغای نظام تیول‌داری در آذربایجان، و گسیل سواران قره‌داغی رحیم‌خان چلبیانلو برای سرکوب انجمن ایالتی تبریز.","whatHappened":[{"title":"۱. رژه مسلحانه مجاهدان و اخراج میرزا حسن مجتهد","body":"میرزا حسن مجتهد در منازعه میان روستاییان و یک تیول‌دار از ملاکان حمایت کرد. بازار تبریز در ۲۳ فروردین ۱۲۸۶ تعطیل شد و نیروهای مسلح مرکز غیبی با تفنگ در خیابان‌ها رژه رفتند و مجتهد بزرگ را در ۳۰ فروردین ناچار به ترک شهر ساختند.\n\nکسروی پیش از قراچمن وکالت‌نامهٔ غلهٔ ۴ ذی‌قعده ۱۳۲۴ را می‌آورد. مجتهد غلهٔ دهات را به انجمن سپرد تا تهمت انبارداری و ضدمشروطه را بردارد. انگیزه را بیش از همه ترس می‌داند نه دلسوزی. نوشته این است:\n\n«داعی بجهت صلاح ملت و تنزل قیمت اختیار غله تمام دهات و علاقجات خود را باجزای محترمین انجمن مقدس داده و ایشان را وکیل مطلق بلاعزل نمودم که تمام غله دهات مرا ضبط و تصرف نموده هر وقت بهر قیمت که دانند بفروش رسانند. در خصوص اجرت عمله و کرایه و سایر مخارج هر قراری گذارند قبول دارم. بالکلیه اختیار با ایشانست حتی در وصولی هر چه گویند بکمال اعتماد و اطمینان تصدیق خواهم داشت بتاریخ چهارم ذیقعده الحرام ۱۳۲۴»\n\nحاجی میرزا محمود تاجر باشی تا هشتاد خروار فروخت سپس کناره‌جویی کرد. داستان اجبار را کسروی دروغ نظام‌الملک می‌داند.\n\nدر قراچمن نصرالسلطان میانج به سپارش مجتهد و دستور نظام‌الملک تاراج کرد. گفته شد کودکان از ترس مردند. روزنامه‌های تهران خبر بازگشت تیول و تسعیر آوردند و دیه‌داران انجمن، نظام‌الدوله و بصیرالسلطنه و ملک‌التجار، دلتنگ شدند. در خانهٔ مجتهد اسماعیل‌خان تفنگچی لاف شریعت زد. فرمان تبعید واعظان به مهر انجمن نوشته شد؛ مردم نوشته را پس خواستند. بامداد با تفنگ آمدند. مجتهد از ششکلان نیز تکان داده شد. تلگراف به وکلای آذربایجان:\n\n«طهران خدمت آقایان وکلای محترم آذربایجان أدام‌الله بقائهم خودتان اطلاعات کامله دارید که بعضیها بملاحظه اغراض شخصانی اسباب چینی مینمودند که مقصود از دست رفته قوانین عدلیه مشروطیت متروک شود و همواره مانع از پیشرفت مقصود بودند. از آنجمله جناب حاجی میرزا حسن آقای مجتهد که در این مدت آنچه توانست اقدامات در تخریب این مقصود مقدس نمود تا اینکه عموم علماء و ملت جمع شده از جهت اسکات فتنه و صلاح عموم ملت ایشان از از شهر تشریف بردند. محض اطلاع جنابانعالی عرض گردید.»\n\nدو سید از تهران خواستند بازگردانند؛ مجاهدان نپذیرفتند. ثقةالاسلام نیز بیرون رفت؛ کسروی همدردی خاندانی می‌داند نه دشمنی با مشروطه. جدایی ملایان و دیه‌داران از توده را نتیجهٔ پیشرفت مشروطه می‌نویسد."},{"title":"۲. توطئه ترور اکرام‌السلطان و رزم‌نمایی ستارخان","body":"بیوک‌خان با سواران قره‌داغی روستاهای شمال تبریز را غارت کرد. اسدالله نامی در تلگراف‌خانه دستگیر شد و اعتراف کرد اکرام‌السلطان او را مأمور ترور ۲۲ عضو انجمن کرده است. ستارخان در رأس دسته‌ای از مجاهدان داوطلبانه باغ اکرام‌السلطان را محاصره کرد که نخستین درخشش تاریخی او در دفاع مسلحانه از مشروطه بود."},{"title":"۳. نان هشت عباسی و استیناف بی‌قانون تهران","body":"کسروی کمیابی نان را گرفتاری پایان سال تبریز می‌نویسد. نان را به هشت عباسی پایین آوردند؛ نانوایان کارشکنی کردند و دیه‌داران از فروش غله خودداری. نظام‌الملک همراهی ظاهری کرد و در نهان کارشکنید. انجمن استیناف بنیاد نهاد بی‌آنکه قانونی از تهران رسیده باشد. بهار ۱۲۸۶ مشق و تیراندازی با واعظان شیخ سلیم و میرزا جواد و میرزا حسین، سپس میرزا علی ویجویه‌ای و حاجی شیخ علی‌اصغر لیلاوایی؛ مرکز غیبی دستهٔ مجاهد را راه می‌برد. کسروی دادن تفنگ به توده را بیم آشوب می‌داند مگر سردستهٔ کاردان."},{"title":"۴. ماکو؛ لاف تفنگچی","body":"کسروی داستان ماکو را از همین ماه‌ها آغاز می‌کند. اقبال‌السلطنه مانع انجمن بود به بهانهٔ مرز سه دولت. میرزا جواد ناطق از خوی به ماکو رفت. عزت‌الله‌خان سالار مکرم هواداری کرد. دیه‌نشینان مشروطه را آشوب پنداشتند. اقبال‌السلطنه را به قفقاز راندند. نامه به روزنامهٔ انجمن لاف چند هزار تفنگچی زد. کسروی لاف «پنجاه هزار قشون ملی» را مسخره می‌کند. دنبالهٔ جنگ خوی در ورقهٔ سکمن‌آباد است."},{"title":"۵. تحصن عظیم ۴ خرداد در بهارستان و به زنجیر کشیدن رحیم‌خان","body":"با پیشروی سواران ایلیاتی به سوی تبریز، در ۴ خرداد ۱۲۸۶ بازار تهران یکپارچه بسته شد و هزاران تن از مردم، علما و شاگردان مدارس با پرچم‌های رنگین صحن بهارستان را تسخیر کردند. مردم شاه را وادار ساختند تا در دستخطی رسمی رحیم‌خان چلبیانلو را در تهران توقیف و در غل‌وزنجیر به زندان عدلیه بیفکند.\n\nکسروی از روزنامهٔ انجمن تبریز نقل می‌کند که پس از قراچمن نمایندگان خواستند ماجرا پرده‌پوشی شود و مدیر نخست گردن نهاد. سپس آزادیخواهان او را به بازخواست آوردند که القاب موهوم ننویسد و ظالم را بشناساند. مدیر از تبعید شیخ سلیم به یک اشاره چشم سخن گفت. فغان او این بود:\n\n«ای قلم تا کی در قید سلاسل و اغلال مقید، و تا کی زبان مبارکت با مهر ستمکاری مختوم خواهد بود؟!»"},{"title":"۶. خوی و سکمن‌آباد","body":"کسروی در گفتار هشتم جنگ خوی با اقبال‌السلطنه و شکست سکمن‌آباد را دنبالهٔ همین کشاکش آذربایجان می‌نویسد. شعار تبریز «مستبدین زنجبیل حاضر است» بود. تلگراف دفاعی اقبال‌السلطنه را در ورقهٔ سکمن‌آباد آورده‌ایم."},{"title":"۷. بست تلگرافخانه برای قانون","body":"در اردیبهشت ۱۲۸۶ تبریز بازار بست و تا قانوننامه نرسد از تلگرافخانه بیرون نرفت. واعظان می‌گفتند قانون مذهبی نمی‌خواهند؛ قانون اساسی دولتهای مشروطه را می‌خواهند. ثقةالاسلام قانون سیاسی و ملکی را از شرع جدا کرد. دو سید بیم استقلال آذربایجان را تلگراف کردند:\n\n«آذربایجان رکن رکین ایرانست هر نیک و بدی از آنجا طلوع نماید در تأمین و تخریب سعادت ایران اثر کلی دارد و بمناسبت اهمیت سرحدی مخصوصاً پاره مذاکره که در افواه آذربایجانی در حقیقت استقلال ایران را سم قاتل است»\n\nتبریز پاسخ داد مقصود مشروطه‌طلبی و قانون‌طلبی است لاغیر، و اقبال‌السلطنه و رحیم‌خان را بهانهٔ مواخذ شمردن ملت دانست."}],"aftermath":"شکست توطئه ترور سران انجمن تبریز و نمایش همبستگی استوار ملی میان مردم تهران و مجاهدان آذربایجان. کسروی اخراج مجتهد را رخنهٔ نخست در همدستی توده می‌داند و دو سید را در تلگراف بازگرداندن خطا می‌شمارد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":1,"solarDay":30,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":20},"title":"اخراج میرزا حسن مجتهد از تبریز","text":"خروج اجباری مجتهد ملاک از شهر با فشار فداییان مسلح."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":4,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":25},"title":"تحصن ۴ خرداد بهارستان","text":"تسخیر مجلس توسط اهالی تهران و بازداشت رحیم‌خان چلبیانلو."}]},{"id":"amin-al-soltan-atabak-return","title":"بازگشت اتابک اعظم به ایران و تشکیل کابینه رئیس‌الوزرایی","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":1,"solarDay":30,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":20},"endDate":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":12,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":2},"tier":"primary","category":"political","summary":"میرزا علی‌اصغرخان اتابک اعظم پس از جان به در بردن از سوءقصد اجتماعیون عامیون در باکو، از طریق انزلی وارد کشور شد. با میانجی‌گری مجلس به تهران آمد و در ۱۲ اردیبهشت کابینه‌ای با حضور فرمانفرما و کامران میرزا تشکیل داد و عنوان رسمی «رئیس‌الوزرا» را تثبیت کرد.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وپنجم","text":"اتابک اعظم با کشاندن کامران میرزای مستبد به بهارستان، کوشید پلی میان دربار و آرمان‌های مجلس بسازد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ بازگشت اتابک بایران","text":"کسروی می‌نویسد اتابک با زره‌پوش روسی به انزلی آمد و مجاهدان راه بستند. مجلس پاسخ داد در ورود او ردع و منعی نیست. ملکم نوشت این امین‌السلطان آن امین‌السلطان نیست. در تبریز مشهدی اسماعیل میابی داستان میمون و جیب‌بر را گفت."}],"personIds":["amin-al-soltan","mohammad-ali-person","sani-al-dowleh","saad-al-dowleh","haydar-khan","farmanfarma-person"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"ورود به تهران، اخذ رأی اعتماد از بهارستان، استقرار نظم در پاسخگویی وزرا و ایجاد همگرایی موقت میان شاه و مجلس.","mohammad-ali-person":"انتصاب اتابک به ریاست وزرا با هدف مهار تندروی‌ها و بازگرداندن ثبات به کشور.","sani-al-dowleh":"استقبال از صدارت اتابک به عنوان تدبیری برای کاهش تنش‌های دربار و مجلس.","saad-al-dowleh":"حمایت سیاسی از اتابک بر مبنای دوستی دیرین و امید به نظم‌بخشی مالی به کشور.","haydar-khan":"سازمان‌دهی شبکه اطلاعاتی فداییان جهت رصد اقدامات اتابک پس از ترور نافرجام قفقاز.","farmanfarma-person":"پذیرش وزارت عدلیه در کابینه رئیس‌الوزرایی اتابک اعظم."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["بازگشت اتابک اعظم","کابینه امین‌السلطان","ریاست وزرای اتابک"],"context":"استعفای مشیرالدوله و ناکارآمدی کابینه گذار وزیر افخم که محمدعلی‌شاه را واداشت کهنه‌کارترین سیاستمدار قاجار، میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان اتابک اعظم را از تبعید چهارساله اروپایی فرابخواند. کسروی می‌نویسد شاه در نهان با اتابک در اروپا گفتگو داشت که کابینهٔ هشت‌وزیری چندگاهه باشد.","whatHappened":[{"title":"۱. نامهٔ ملکم، سفارش طالبوف، باکو و انزلی","body":"اتابک در باکو از سوءقصد فداییان جان به در برد. کسروی می‌گوید مجاهدان قفقاز میرزا عباس‌خان را به گمان اتابک کشتند. در انزلی مجاهدان مانع ورود او شدند اما با پادرمیانی مجلس وارد کشور شد و در ۳۰ فروردین ۱۲۸۶ به تهران رسید.\n\nکسروی ورود به انزلی را همان ۳۰ فروردین با کشتی زره‌پوش روسی می‌نویسد. جهاز شاهی پیشواز کرد؛ مجاهدان راه بستند؛ قزاق شمشیر کشید نتوانست؛ اتابک به جهاز بازگشت. سپهدار گیلان به دربار تلگراف کرد. انجمن رشت مستشارالدوله و تقی‌زاده و میرزا فضلعلی و وکیل‌التجار را پای تلگراف خواست؛ نرفتند. در دربار شاه و دو سید و شیخ فضل‌الله بودند و سوگند وزیران ناتمام ماند.\n\nاتابک ملکم را فریفت. نامه به سعدالدوله:\n\n«امین‌السلطان آن امین‌السلطان نیست. با تجاربی که حاصل کرده بوجود او خوشبختی ایران را باید تبریک گفت»\n\nاز طالبوف نیز سفارشنامه برای سعدالدوله گرفت. طباطبایی در نشست ۲۳ فروردین گفته بود:\n\n«بعد از اینکه میرزا علی اصغرخان وارد این مملکت شد باید گفت فعلی الایران السلام»\n\nمجلس پس از گفتگو پاسخ رشت را چنین نهاد:\n\n«از طرف مجلس محترم شورای ملی در ورود امین السلطان ردع و منعی نیست. البته اهالی آنجا خاصه انجمن در جلوگیری از اغتشاش مساعی جمیله مبذول دارند»\n\nکسروی بهانه‌های سست را می‌آورد: قصاص قبل از جنایت؛ ده نفر باقی نخواهد ماند. مجلسی که در وام و مسئولیت وزیران ایستاده بود اینجا سستی کرد."},{"title":"۲. تشکیل کابینه رئیس‌الوزرایی و حضور کامران میرزا در مجلس","body":"در ۱۲ اردیبهشت ۱۲۸۶، اتابک با معرفی وزیران جدید رسماً مسند «رئیس‌الوزرا» را به دست گرفت. او کامران میرزا نایب‌السلطنه (وزیر جنگ) و فرمانفرما (وزیر عدلیه) را به صحن مجلس آورد و متعهد شد دولت هفتگی در بهارستان حاضر شده و پاسخگوی نمایندگان باشد.\n\nکسروی می‌نویسد نشست ۹ اردیبهشت به پیشنهاد صنیع‌الدوله رأی به عزل وزیر افخم داد نه وزیر خارجه؛ مجلس سنگینی را از دست داد. پنجشنبه نشست ویژه؛ مخبرالسلطنه اتحادنامه و حاشیهٔ شاه را خواند:\n\n«باید در خاطر داشته باشید روزیکه من دستخط مشروطیت را آوردم چه شادیها کردید.»\n\nسپس گفت این مرد را خداوند فرستاده و شاه از امروز حاضر است با مجلس کار کند. کسروی چرب‌زبانی اتابک را فریب مخبرالسلطنه می‌داند. شنبه اتابک با هفت وزیر آمد.\n\nکسروی می‌نویسد آمدن اتابک و سستکاری مجلس دستاویز شعرهای ملانصرالدین قفقاز شد، از گفتهٔ صابر: ادعاهای انجمن را پوچ خواندند که توپ و وزارت مالیه کجاست اگر نمی‌گذارند اتابک به کشور آید. تبریز پس از کشته شدن اتابک پاسخ ترکی نوشت."},{"title":"۳. میمون و جیب‌بر مشهدی اسماعیل میابی","body":"تبریز رویه‌کاری را باور نکرد. کسروی خود در حیاط انجمن شنید مشهدی اسماعیل میابی گفت این وزیر کهنه‌کار است باید بیم داشت. داستان صراف و میمون و جیب‌بر را گفت: جیب‌بر چشم میمون را با تقلید بست و پول برد. انجام سخن او این بود:\n\n«کنون ما نیز میباید چشمهای خود را هر چه گشاده‌تر گردانیم»\n\nکسروی زمان اتابک را روزگار جدایی می‌نامد: رخنه در آزادیخواهان و قطع سازش با ملایان و توانگران."},{"title":"۴. تلگراف تبریز برای عزل اقبال‌السلطنه","body":"انجمن از راه وکلای آذربایجان نوشت از روز ورود اتابک اطراف آذربایجان دچار مصائب شده و عزل فوری اقبال‌السلطنه را خواست. کسروی تلگراف اتابک به اقبال‌السلطنه را می‌آورد که خدمات او همیشه منظور نظر بوده و از حرکات وحشیانهٔ خوی تعجب کرده است. این را همدستی صدر اعظم با خان ماکو می‌خواند."}],"aftermath":"ایجاد توازن شکننده چهارماهه میان شاه و مجلس تا زمان ترور خونین اتابک در ۸ شهریور ۱۲۸۶. کسروی این ماه‌ها را روزگار جدایی می‌خواند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":1,"solarDay":30,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":20},"title":"ورود اتابک به تهران","text":"پایان تبعید اروپایی و ورود امین‌السلطان به دارالخلافه."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":12,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":2},"title":"معرفی کابینه رئیس‌الوزرا در بهارستان","text":"آغاز رسمی صدارت مشروطه اتابک اعظم و سوگند وفاداری وزرا."}]},{"id":"parliament-internal-schism-sani-saad","title":"بحران داخلی بهارستان و انشقاق میان صنیع‌الدوله و سعدالدوله","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":20,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":10},"tier":"secondary","category":"political","summary":"تنش‌های شخصی و سیاسی میان جواد سعدالدوله و مرتضی‌قلی صنیع‌الدوله به صحن علنی کشیده شد. رفتارهای تند سعدالدوله به ترک جلسات انجامید و صنیع‌الدوله استعفا کرد؛ اما نمایندگان به اتفاق آرا به صنیع‌الدوله رأی اعتماد مجدد دادند تا انسجام مجلس حفظ شود.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وپنجم","text":"انشقاق صنیع‌الدوله و سعدالدوله ضربه‌ای سنگین بر انسجام جناح ترقی‌خواه پارلمان در حساس‌ترین مقطع بود."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار ششم؛ اندیشه‌های اتابک","text":"کسروی کناره‌جویی سعدالدوله را نتیجهٔ رفتن به خانهٔ اتابک می‌داند. نامه‌های ملکم و طالبوف را انگیزه نمی‌شمارد و ناشایستی خود سعد را علت می‌خواند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ بیرون آمدن بست‌نشینان","text":"کسروی می‌نویسد پس از کشته شدن اتابک صنیع‌الدوله از ریاست پا کشید. او را ایران‌خواه می‌داند اما ناتوان از همراهی با معنی مشروطه. احتشام‌السلطنه جای او را گرفت."}],"personIds":["sani-al-dowleh","saad-al-dowleh","amin-al-zarb"],"personDeeds":{"sani-al-dowleh":"ایستادگی در برابر جنجال‌های شخصی، ارائه استعفای انضباطی و بازگشت به مسند ریاست با رأی قاطع وکلای ملت.","saad-al-dowleh":"قهر از جلسات مجلس و کناره‌گیری از هدایت کمیسیون‌های قانون‌گذاری.","amin-al-zarb":"تلاش برای آشتی دادن دو قطب نیرومند پارلمان و حفظ ثبات بهارستان."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["استعفای صنیع‌الدوله","قهر سعدالدوله از مجلس","بحران ریاست بهارستان"],"context":"در بهار ۱۲۸۶ جواد سعدالدوله و مرتضی‌قلی‌خان صنیع‌الدوله هر دو از ارکان بهارستان بودند و هر دو از آن کنار کشیدند. کسروی کنارهٔ سعد را پس از رفتن به خانهٔ اتابک می‌گذارد و کنارهٔ نهایی صنیع را پس از کشته شدن اتابک.","whatHappened":[{"title":"۱. سعدالدوله پس از خانهٔ اتابک","body":"سه‌شنبه شانزدهم اردیبهشت چند هزار دادخواه در حیاط بهارستان جمع شدند. سعدالدوله به گردن گرفت که به خانهٔ اتابک رود و برداشتن قوام‌الملک و حاجی آقا محسن و متولی‌باشی و پولکونیک را بطلبد. کسروی نتیجهٔ آن رفتن را کناره‌جویی سعد از نمایندگی می‌داند. اتابک او را به دربار کشید. مردی که در زمان خودکامگی هوادار قانون بود و به یزد رانده شده و لقب ابوالمله گرفته بود، از مجلس کناره جست. کسروی نامه‌های ملکم و طالبوف را انگیزه نمی‌شمارد؛ ناشایستی خود سعد را علت می‌خواند. مشارالملک و برخی دیگر نیز کنار رفتند.\n\nدر ۲۰ اردیبهشت رفتار تند سعدالدوله در صحن به قهر او از جلسات انجامید و صنیع‌الدوله استعفا داد. نمایندگان برای نگاه داشتن هیئت رئیسه دوباره به صنیع رأی دادند."},{"title":"۲. صنیع‌الدوله: کناره‌جویی اردیبهشت و کناره پس از قتل اتابک","body":"چهارشنبه بیست‌وچهارم اردیبهشت گروهی از زنان برای طلبیدن قانون به مجلس رفتند. مجلس پاسخ داد شما محرک دارید. فردا صنیع‌الدوله همین را بهانه کرد و از ریاست کناره‌جویی خواست. کسروی او را همیشه هوادار دولت می‌نویسد و از جوش شهرها آزرده.\n\nپس از کشته شدن اتابک در شهریور، صنیع از ریاست پا کشید. خاندانش با اتابک بستگی دیرین داشت و برادرش حاجی مخبرالسلطنه در کابینهٔ او وزیر بود. مجلسیان پیشتر چند بار کناره‌جویی‌اش را نپذیرفته بودند. کسروی او را ایران‌خواه و دلسوز می‌داند، اما ناتوان از همراهی با جنبشی که معنی مشروطه را در ایستادگی انبوه مردم می‌دید:\n\n«اینمرد ایران‌خواه و دلسوز میبود ولی چنانکه رفتارش نشانداد، با جنبش توده انبوه که معنی درست مشروطه همینست همراهی نمی توانست، و از اینرو بمشروطه دلخوشی نشان نمیداد و در کشاکش‌ها بسوی دربار گرایش می‌نمود.»\n\nاحتشام‌السلطنه از کمیسیون مرزی به تهران آمد. نمایندگان او را به ریاست برگزیدند و از خانه‌اش به مجلس آوردند. سعدالدوله در کابینهٔ مشیرالسلطنه وزیر خارجه شد؛ کسروی می‌گوید از مجلس بیزاری نموده خود را کنار کشیده بود."}],"aftermath":"شکاف بهارستان از قهر دو مرد فراتر رفت. کسروی کنارهٔ سعد را پیروزی اتابک می‌خواند و کنارهٔ صنیع را پس از قتل صدر نتیجهٔ بستگی خاندانی و ناآشنایی با معنی مشروطه.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":16,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":6},"title":"کناره‌جویی سعدالدوله از نمایندگی","text":"پس از رفتن به خانهٔ اتابک از مجلس کناره جست. کسروی انگیزه را ناشایستی خود او می‌داند."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":20,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":10},"title":"استعفا و ابقای صنیع‌الدوله","text":"نمایندگان دوباره به ریاست صنیع‌الدوله رأی دادند."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":25,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":15},"title":"درخواست کناره‌جویی از ریاست","text":"یک روز پس از آمدن زنان به مجلس، صنیع‌الدوله از ریاست کناره‌جویی خواست."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":9,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":31},"title":"کناره پس از قتل اتابک","text":"صنیع‌الدوله از ریاست پا کشید. احتشام‌السلطنه جای او را گرفت."}]},{"id":"imperial-bank-silver-monopoly","title":"کارشکنی دیپلماتیک بریتانیا و اعطای غیرقانونی امتیاز نقره به بانک شاهنشاهی","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":22,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":12},"tier":"secondary","category":"international","summary":"سسیل اسپرینگ-رایس، وزیرمختار انگلستان، با تهدید دیپلماتیک وزیر مالیه (ناصرالملک)، دولت را واداشت در اقدامی پنهانی و بدون اطلاع مجلس، امتیاز انحصاری ورود نقره برای ضرب سکه را به بانک بریتانیایی واگذار کند تا طرح تأسیس بانک ملی ایران را ناکام گذارد.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وپنجم","text":"اسپرینگ-رایس به ناصرالملک اولتیماتوم داد که اگر مجوز ورود نقره صادر نشود، بریتانیا در روابط دوستانه تجدیدنظر خواهد کرد."}],"personIds":["naser-al-molk","sani-al-dowleh"],"personDeeds":{"naser-al-molk":"تسلیم در برابر اولتیماتوم سفارت انگلستان و امضای مخفیانه قرارداد واردات نقره با بانک شاهنشاهی.","sani-al-dowleh":"ایستادگی در برابر مطالبات مداخله‌جویانه وزیرمختار انگلیس در مذاکرات پارلمانی."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["توطئه واردات نقره","تهدید اسپرینگ-رایس","کارشکنی بانک شاهنشاهی"],"context":"کارشکنی مداخله‌جویانه سفارت بریتانیا برای حفظ موقعیت انحصاری بانک شاهنشاهی و به شکست کشاندن طرح بانک ملی.","whatHappened":[{"title":"۱. تهدید اسپرینگ-رایس و واگذاری غیرقانونی نقره","body":"سسیل اسپرینگ-رایس، وزیرمختار انگلیس، ناصرالملک را تهدید کرد که اگر مجوز واردات نقره ظرف دو روز صادر نشود، بریتانیا در رفتار دوستانه تجدیدنظر خواهد کرد. کابینه تسلیم شد و مخفیانه و بدون تصویب مجلس، امتیاز انحصاری ورود نقره برای ضرب سکه را به بانک بریتانیایی واگذار کرد."}],"aftermath":"تضعیف ساختار پولی بانک ملی و تشدید سلطه ارزی بانک شاهنشاهی بر اقتصاد ایران.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":22,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":12},"title":"اولتیماتوم سفیر انگلیس به وزیر مالیه","text":"تحمیل قرارداد غیرقانونی واردات نقره به نفع بانک شاهنشاهی."}]},{"id":"fiscal-tax-reform-tuyul-abolition","title":"انقلاب مالیاتی بهارستان و قانون الغای تیول‌داری و تسعیر","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":25,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":15},"tier":"primary","category":"economic","summary":"مجلس شورای ملی با هدایت کمیسیون مالیه، نظام چندصدساله تیول‌داری را ملغی و اراضی دولتی را به خزانه مسترد کرد. شیوه ستمگرانه «تسعیر کالا» (تبدیل اجباری غله دیوانی به نقد توسط حکام) باطل و نظارت بر جمع‌آوری مالیات‌ها رسماً به انجمن‌های محلی تفویض گردید.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وپنجم","text":"نمایندگان در صحن بهارستان اعلام کردند با وجود مشروطه، غیرممکن است رعیت بندگی ارباب تیول را بپذیرد و تیولات باید به دولت بازگردد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار چهارم؛ کارهای ارجدار دارالشوری","text":"کسروی سه کار کمیسیون وثوق‌الدوله را می‌نویسد: تفاوت عمل حکمران، برانداختن تیول، و برانداختن تسعیر کهنه. نتیجه را جدا شدن مفتخواران و دیه‌داران از توده می‌داند."}],"personIds":["sani-al-dowleh","taqizadeh","mohammad-ali-person"],"personDeeds":{"sani-al-dowleh":"ریاست جلسات بررسی بودجه و هماهنگی تصویب لوایح نجات مالیه عمومی.","taqizadeh":"ارائه طرح واگذاری نظارت بر مالیات‌ها به انجمن‌های محلی به منظور کوتاه کردن دست حکام نظامی.","mohammad-ali-person":"کارشکنی یک‌ماهه در توشیح و سرانجام امضای ناگزیر قانون الغای تیول در ۲۵ اردیبهشت ۱۲۸۶."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["لغو تیول‌داری","الغای تسعیر","قانون اصلاحات مالیاتی مجلس اول"],"context":"نظام کهن و ستمگرانه تیول‌داری و شیوه ظالمانه تسعیر غله دیوانی که فقر دهقانان و چپاول خزانه دولت را رقم زده بود.","whatHappened":[{"title":"۱. مناظرات آتشین کمیسیون مالیه و الغای تیول‌داری","body":"کمیسیون مالیه به ریاست وثوق‌الدوله طرح لغو تیول را به صحن آورد. احسن‌الدوله در مجلس اعلام کرد:\n\n«با وجود سلطنت مشروطه و آزادی ملت، غیرممکن است رعیت بندگی ارباب تیول را بپذیرد؛ تیولات باید بدون استثنا به دولت بازگردد.»\n\nمجلس تصویب کرد کلیه اراضی تیول به خزانه دولت مسترد شود، تسعیر اجباری کالا ملغی گردد و نظارت بر جمع‌آوری مالیات‌ها به انجمن‌های محلی سپرده شود. شاه در ۲۵ اردیبهشت ۱۲۸۶ قانون را توشیح کرد.\n\nکسروی در گفتار چهارم سه کار کمیسیون وثوق‌الدوله را می‌نویسد. تفاوت عمل: حکمران از مردم به کتابچهٔ خود می‌گرفت و به دولت به کتابچهٔ کهنه می‌پرداخت؛ در کرمان کتابچهٔ دولت ۴۴۰۰۰ تومان و گرفتهٔ حکمران ۱۷۰۰۰۰. تیول: مالیات دیه به‌جای مقرری نقد؛ کمیسیون تیول را برانداخت تا مالیات به صندوق آید و مقرری از صندوق پردازد. تسعیر: بهای کهنهٔ غله در حالی که بها پنج شش برابر شده بود. کسروی نتیجهٔ سیاسی را جدا شدن مفتخواران و دیه‌داران از توده می‌داند؛ همان رنجش سپس در تبریز به مجتهد پیوست."},{"title":"۲. تصویب بودجه در آبان","body":"کسروی می‌گوید کمیسیون مالی پس از شش ماه کار را تمام کرد. درآمد پیشین ۱۵ کرور، خرج ۲۱ کرور و نیم، کسری ۶.۵ کرور. از چهار راه ۸ کرور از خرج کم شد: سالانهٔ شاهزادگان (شعاع‌السلطنه ۱۱۵، ظل‌السلطان ۷۵، نایب‌السلطنه ۲۹ هزار تومان؛ کمیسیون به هر یک ۱۲ هزار)، مالیات واقعی حکمرانان، تیول، و پرداخت جنس به جای تسعیر کهنه. از دریافتی دربار ۳۸۰ هزار تومان کم شد. برای دربار یک کرور که ۳۰ هزار خود شاه. یکشنبه ۱۷ آبان مجلس براست داشت. کسروی می‌نویسد محمدعلی سپس سالانهٔ شترخانه و صندوقخانه را نپرداخت تا خرده‌کارداران را با مجلس دشمن کند."}],"aftermath":"انقلاب در مناسبات ارضی، درهم شکستن شالوده اقتصادی اشرافیت سنتی و احیای درآمدهای خزانه ملی. کسروی اصلاح تیول را کینه‌زا می‌نویسد چون مفتخوار را از توده جدا کرد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":25,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":15},"title":"توشیح قانون الغای تیول‌داری","text":"امضای رسمی قانون لغو تیول و ابطال تسعیر توسط محمدعلی‌شاه."}]},{"id":"salar-al-dowleh-rebellion","title":"شورش مسلحانه سالارالدوله در غرب کشور و ادعای سلطنت","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":27,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":18},"endDate":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"solarDay":9,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":30},"tier":"primary","category":"court","summary":"طغیان ابوالفتح میرزا سالارالدوله با سواران کرد و لر در برابر تاج مشروطهٔ برادرش. نامه به نام مجلس، افشای نامه در کنسولگری انگلیس کرمانشاه، شکست نزدیک نهاوند، بست در همان کنسولگری، سپس پارک اتابک و اروپا.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هفتم؛ داستان سالارالدوله","text":"کسروی می‌نویسد سالار به نام مجلس به سران ایل نامه می‌فرستاد. نامه به آقا محمدمهدی از کنسولگری کرمانشاه به تهران رسید. جنگ نزدیک نهاوند کوتاه بود. شاهزاده را به پارک اتابک آوردند و سپس به اروپا رفت."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وششم","text":"مجلس اول با وجود تعارض با محمدعلی‌شاه، قاطعانه شورش عشایری شاهزاده را محکوم کرد و از تمامیت ارضی کشور دفاع نمود."}],"personIds":["salar-al-dowleh","mohammad-ali-person","amin-al-soltan","zahir-al-dowleh","farmanfarma-person"],"personDeeds":{"salar-al-dowleh":"نامه به نام مجلس، شکست نزدیک نهاوند، بست در کنسولگری کرمانشاه، سپس پارک اتابک و عزیمت به اروپا.","mohammad-ali-person":"صدور امان‌نامه مشروط و فرمان اعزام قوای سرکوب به غرب کشور.","amin-al-soltan":"تجهیز و اعزام قشون دولتی به نهاوند و مدیریت بازگرداندن سالارالدوله از کرمانشاه به پایتخت.","zahir-al-dowleh":"حاکم همدان که با مذاکرات فشرده سالارالدوله را از کنسولگری بریتانیا خارج ساخت و به تهران آورد.","farmanfarma-person":"وزیر عدلیه و فرمانده قشون غرب کشور در دفع تجاوزات مرزی و انقیاد طوایف متمرد."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["شورش سالارالدوله","طغیان ابوالفتح میرزا","نبرد نهاوند ۱۲۸۶"],"context":"در بهار ۱۲۸۶ ابوالفتح میرزا سالارالدوله، برادر محمدعلی‌شاه و حکمران پیشین کردستان و ولایات زاگرس، با سواران کرد و لر بر تخت برادرش چشم دوخت. این شورش ایلی یک شاهزاده بود در برابر تاج‌وتخت مشروطه، نه نبرد مردم با نهاد پادشاهی. کسروی می‌نویسد سالار از کشاکش دربار و مجلس امید تازه گرفت، به بروجرد تاخت و مردم را از خود بیزار کرد. حاجی میرزا نصرالله ملک‌المتکلمین پیشتر کارکن او در کردستان بود و سپس به آزادیخواهان پیوست.","whatHappened":[{"title":"۱. طغیان شاهزاده و نامه به نام مجلس","body":"با انتصاب حاکم تازهٔ لرستان در فروردین ۱۲۸۶، سالارالدوله از تحویل ولایت سر باز زد و با آقا محمدمهدی، سردستهٔ آزادیخواهان کرمانشاهان، پیوند گرفت. شاهزاده گردآوری سواران ایلات لر را ادعا کرد. محمدعلی‌شاه در ۲۷ اردیبهشت امان‌نامه‌ای فرستاد؛ سالار آن را رد کرد و به سوی نهاوند تاخت.\n\nکسروی افزار کار او را دروغ به نام مجلس می‌داند. به سران ایل نامه می‌فرستاد که دارالشوری او را به یاری مشروطه خوانده و او به خواهش آزادیخواهان روانهٔ تهران است:\n\n«یکی از افزارهای کار او دروغهایی بود که از زبان مجلس و مشروطه خواهان میساخت و می‌پراکند. به بسیاری از سران ایل و سرکردگان سوار نامه فرستاده چنین می‌نوشت که از سوی مجلس او را بیاری مشروطه خوانده‌اند و او بخواهش آزادیخواهان روانه تهران می‌باشد.»"},{"title":"۲. کنسولگری کرمانشاه، پشتیبانی مجلس از تاج مشروطه، نبرد نهاوند","body":"در کرمانشاهان دو دسته با هم زدند. از تهران آقا محمدمهدی را خواستند؛ او نرفت و با پیروانش در کنسولگری انگلیس بست نشست. نامه‌ای از سالار به دست کنسول افتاد و به تهران رسید. کسروی مضمون را چنین می‌آورد که چند تن از نمایندگان پارلمان را در تهران کشته‌اند، تهران آشفته است، از آذربایجان دسته‌ای روانه‌اند؛ اگر «حس اسلامیت» دارید همراهی کنید؛ من نیز همین روزها روانه خواهم گردید. از نامه دانسته شد میان آقا محمدمهدی و سالار همدستی هست و شاهزاده می‌خواهد به نام هواداری از مشروطه مردم را به سوی خود کشد.\n\nمجلس با آنکه با محمدعلی‌شاه در کشاکش بود، در چنین وقتی پشتیبانی از پادشاه مشروطه را بایسته دید و تلگراف نکوهش به سالار فرستاد. قشون دولتی به فرماندهی محتشم‌السلطنه به غرب رفت. شب یکشنبه هجدهم خرداد آگاهی آمد که روز گذشته نزدیک نهاوند جنگ سختی رفته، سالار پس از اندک جنگ گریخته و سپاهش از میدان دررفته است."},{"title":"۳. بست کنسولگری، پارک اتابک، سپس اروپا","body":"سالار پس از شکست به کرمانشاه رفت و به کنسولگری انگلیس پناهید و دولت انگلیس را به میانجیگری برانگیخت. علی‌خان ظهیرالدوله، حاکم همدان، از جانب دولت مذاکره کرد و در ۹ تیر ۱۲۸۶ با ضمانت جان او را از کنسولگری بیرون آورد. کسروی می‌نویسد محمدعلی‌میرزا ناگزیر بود از گناه برادر درگذرد. شاهزاده را با دسته‌ای قزاق به تهران آوردند و در پارک اتابک جا دادند؛ این باغ صدر اعظم است، نه [[e:park-atabak|واقعهٔ پارک اتابک]] در ۱۲۸۹. پس از چندی به اروپا رفت.\n\nکسروی این خیزش را یکی از چیزهایی می‌شمارد که محمدعلی‌میرزا را از بستن مجلس بازداشت. چون سستی کار سالار دانسته شد، دربار دوباره دلیر شد."}],"aftermath":"مجلس از تاج مشروطه در برابر شورش ایلی این شاهزاده دفاع کرد. شکست سالار دربار را پس از ترس تاج دلیرتر کرد. شاهزاده از کنسولگری به پارک اتابک آمد و سپس از ایران بیرون رفت.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":27,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":18},"title":"رد امان‌نامهٔ شاه","text":"سالارالدوله امان‌نامه را رد کرد و با سواران ایلی به سوی نهاوند حرکت کرد."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":31},"title":"تلگراف نکوهش مجلس","text":"مجلس از پادشاهی مشروطه در برابر طغیان ایلی پشتیبانی کرد و سالار را نکوهید."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":17,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":7},"title":"جنگ نزدیک نهاوند","text":"کسروی می‌نویسد جنگ سخت با سرکردگان دولتی نزدیک نهاوند رفت و سالار گریخت."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":27,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":18},"title":"پناه به کنسولگری انگلیس","text":"سالار در کنسولگری کرمانشاه بست نشست."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"solarDay":9,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":30},"title":"خروج از کنسولگری و پارک اتابک","text":"ظهیرالدوله او را به تهران آورد. کسروی می‌گوید در پارک اتابک جا دادند و سپس به اروپا رفت."}]},{"id":"motammam-bill-of-rights-mosavat","title":"بحران اصل هشتم متمم قانون اساسی و مناقشه مساوات حقوقی اقلیت‌ها","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":28,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":19},"tier":"primary","category":"religious","summary":"تنش شدید در مجلس اول بر سر اصل هشتم متمم قانون اساسی (برابری اهالی مملکت در پیشگاه قانون)؛ مخالفت فقهای محافظه‌کار به بهانه تمایز حقوق شرعی؛ قرائت دادخواست جامعه زرتشتیان ایران در صحن علنی؛ و مصالحه تاریخی با افزودن واژه «قانون دولتی».","citations":[{"sourceId":"adamiyat","locus":"ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران","text":"آدمیت درج واژه «قانون دولتی» در اصل هشتم را مصالحه‌ای میان مفهوم شهروندی حقوق مدرن و احکام سنتی فقه می‌داند."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وهفتم","text":"دادخواست زرتشتیان در ۲۸ اردیبهشت ۱۲۸۶ صریح‌ترین سند دادخواهی حقوق شهروندی در تاریخ مجلس اول بود."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار ششم؛ دستبرد علما در قانون","text":"کسروی ایراد علما را این می‌داند که مسلمان و نامسلمان در دیه و حدود برابر نیستند، تحصیل اجباری خلاف شرع است، و مطبوعات باید زیر نظر علما باشد. می‌گوید تبریز قانون سیاسی دولتهای مشروطه می‌خواست و حبل‌المتین دیهٔ بیست‌وپنج تومان را با خون‌بهای کشیش ارومی روبه‌رو کرد."}],"personIds":["arbab-jamshid","behbahani","tabatabai","taqizadeh","mostashar-al-dowleh"],"personDeeds":{"arbab-jamshid":"ارائه رسمی عریضه دادخواهی زرتشتیان به هیئت رئیسه مجلس و الزام وکلا به ثبت رسمی وعده تساوی حقوق.","behbahani":"تحریم چندروزه جلسات علنی مجلس در اعتراض به اطلاق مساوات تام میان مسلمان و نامسلمان.","tabatabai":"حفظ مشی اعتدالی در مباحثات حقوقی و تلاش برای جلوگیری از شقاق میان مشروطه‌خواهان و نهاد فقاهت.","taqizadeh":"دفاع سرسختانه از تمامیت اصل هشتم، آموزش اجباری (اصل ۱۹) و آزادی مطبوعات (اصل ۲۰).","mostashar-al-dowleh":"نگارش و انشای اصول حقوق ملت در کمیسیون متمم قانون اساسی با الهام از قوانین اساسی اروپایی."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["اصل هشتم متمم","مناقشه مساوات در مجلس اول","دادخواست زرتشتیان ۲۸ اردیبهشت"],"context":"در اردیبهشت ۱۲۸۶ پیش‌نویس متمم قانون اساسی به نشست علما و نمایندگان رسید. کسروی سه ایراد شریعت‌خواهان را بر اصول حقوق ملت می‌گذارد: اصل هشتم تساوی اهالی در برابر قانون دولتی، اصل نوزدهم تحصیل اجباری، اصل بیستم آزادی مطبوعات. سید عبدالله بهبهانی در اعتراض به اطلاق مساوات چند روز از صحن علنی کناره گرفت. تبریز در تلگرافخانه ایستاده بود که قانون سیاسی دولتهای مشروطه را می‌خواهد، نه مباحثهٔ عبادات.","whatHappened":[{"title":"۱. ایراد علما به اصول هشتم و نوزدهم و بیستم","body":"کسروی می‌نویسد پس از تلگرافهای تبریز و شهرهای دیگر، علمای شریعت‌خواه در چند اصل ناهمداستان شدند. سید عبدالله بهبهانی در اعتراض به اطلاق مساوات چند روز از جلسات علنی کناره گرفت. اصل هشتم می‌گفت اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی خواهند بود. ایراد آنان این بود:\n\n«مسلم و کافر در دیه و حدود متساوی نتواند بود، اگر مسلمانی یک یهودی یا یک زردشتی یا یک کافر دیگری را کشت او را بکیفر نتوان کشتن و باید «دیه» گرفت»\n\nدر اصل نوزدهم تأسیس مدارس به مخارج دولتی و ملتی و تحصیل اجباری را مطابق قانون وزارت علوم می‌خواستند. خرده می‌گرفتند که تحصیل اجباری مخالف شریعت است. اصل بیستم عامهٔ مطبوعات را جز کتب ضلال و مواد مضر به دین آزاد می‌کرد و ممیزی را ممنوع می‌شمرد. می‌گفتند باید تحت نظر علما باشد."},{"title":"۲. نامهٔ زرتشتیان و دادخواست ۲۸ اردیبهشت","body":"کسروی می‌گوید گفتگو به بیرون رسید و زردشتیان نامه‌هایی به مجلس نوشتند و برای خود برابری خواستند. در جلسهٔ ۲۸ اردیبهشت دادخواست جامعهٔ زرتشتیان در صحن خوانده شد که قتل ارباب پرویز شاهجهان در یزد و حال پارسیان هند را یاد می‌کرد. ارباب جمشید نمایندگان را به ثبت وعدهٔ تساوی در صورت‌جلسه کشاند:\n\n«آیا به موجب نظامنامه اساسی رعایت و حفظ حقوق این گروه به مساوات شده یا نه؟... اگر ما را ظالم می‌دانید از زمان اضمحلال تا کنون هزار و دویست و پنجاه و شش سال می‌گذرد، چه شقاوت و خیانتی از این ملت دیده شده؟ و اگر مظلومیم چرا نباید حفظ فرمایید؟ در خارجه از حفظ و مساوات حقوق انسان گذشته برای حقوق دواب ترتیبات داده‌اند. آیا بیچاره ملل خارجه در تحت لوای اسلام از جانور هم کمتر هستند؟ امید ما بیچارگان بر آن بود مهاجرین ما که در تحت دولت بهیه انگلیس به ایرانی بودن خود افتخار می‌نمایند به امیدواری قانون مساوات به مرزبوم خود بازگردند؛ نتیجه به عکس بخشید.»"},{"title":"۳. تلگرافخانهٔ تبریز و حبل‌المتین تهران","body":"تبریز از آن می‌ترسید که قانون به دست علما افتد و تباه شود یا بهانه به دولت دهد. سردستگان در تلگرافخانه چنین می‌گفتند و واعظان به زبان مردم می‌راندند:\n\n«مگر ملت قانون مذهبی و عبادات از دولت میخواهد که محتاج مباحثات علمی باشد. ما قانون اساسی سلطنتی مشروطه‌ای را که در میان تمام دولتهای مشروطه مجریست میخواهیم. قانون شرع را در هزار و سیصد و اند سال پیش پیغمبر ما آورده و در دست داریم...»\n\nکسروی معنایش را کنار نهادن شریعت می‌داند و می‌گوید بسیاری از واعظان این را نمی‌فهمیدند. ثقةالاسلام قانون سیاسی و ملکی را از شرع جدا کرد: حقوق سلطنت، حدود حکام، مالیات، منع تقلب.\n\nنویسنده‌ای در حبل‌المتین تهران دیهٔ بیست‌وپنج تومان را با خون‌بهای کشیش ارومی روبه‌رو کرد. کسروی در پانوشت کشیش را انگلیسی می‌داند نه آلمانی:\n\n«اگر بخواهیم حقوق مساوات را جاری نکنیم بمحذورات بزرگ دچار میشویم. یکی از آن محذورات آنکه مجوس و یهود و ارمنی وقتی قیمت خون خود را معادل بیست و پنجتومان کم یا زیاد در قانون ملاحظه نمایند گمان نمیکنم تابعیت این ملت و این سلطنت و این قانون را بر عهده بگیرد و دست تظلم بنمایندگان دول دیگر بلند ننماید که چه تقصیر کرده‌ام خون من انسان بقدر یک حیوان پستر شده. اگر جواب دهیم که شما اهل کتاب هستید و روح ایمانی ندارید از اینجهت قیمت تو قیمت حیوان است جواب خواهند گفت که یکنفر کشیش آلمانی که در ارومیه کشته شد مگر اهل کتاب نبود که مبلغ شصت و پنج هزار تومان دادید.»\n\nپایداری وکلای آذربایجان به رهبری تقی‌زاده راه را باز کرد. کمیسیون قید «قانون دولتی» را در اصل هشتم نگاه داشت تا احکام شرع بر جای خود بماند و قوانین دولت بر همهٔ اهالی یکسان جاری شود."}],"aftermath":"اصل هشتم با قید قانون دولتی ماند. کسروی این کشاکش را گره حقوق اقلیتها می‌خواند و ایستادگی تبریز را خواست قانون سیاسی مشروطه می‌داند، نه قانون عبادات.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":24,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":15},"title":"زنان تهران در بهارستان","text":"گروهی از زنان برای طلبیدن قانون به مجلس رفتند. مجلس گفت محرک دارید. فردا صنیع‌الدوله از ریاست کناره‌جویی خواست."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":2,"solarDay":28,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":19},"title":"قرائت دادخواست زرتشتیان","text":"تظلم‌نامه در بهارستان خوانده شد. کسروی نامهٔ زردشتیان برای برابری را در همین روزها می‌گذارد."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":31},"title":"اصل هشتم با قید قانون دولتی","text":"مصالحه بر تساوی اهالی در برابر قانون دولتی، جدا از احکام شرع."}]},{"id":"hoqooq-va-vazaef-mellat-book","title":"انتشار رساله «حقوق و وظایف ملت» و بومی‌سازی آموزه آزادی، برابری، برادری","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":1,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":22},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"انتشار کتاب بنیادین «حقوق و وظایف ملت» در تهران با شعار آزادی، برابری، برادری؛ تبیین شالوده نظری دموکراسی، حقوق طبیعی، قرارداد اجتماعی و حاکمیت ملی به زبان ساده برای توده مردم؛ و بازتعریف مفهوم «ملت» بر پایه کار مفید اجتماعی.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وهفتم","text":"رساله حقوق و وظایف ملت نمونه‌ای درخشان از ترجمه مفاهیم انقلاب فرانسه به زبان مردم کوچه و بازار بود."}],"personIds":["taqizadeh","mostashar-al-dowleh"],"personDeeds":{"taqizadeh":"ترویج مفاهیم سوسیال‌دموکراسی معتدل و حقوق مدنی عمومی در مطبوعات و محافل روشنفکری.","mostashar-al-dowleh":"تداوم جریان اندیشه حاکمیت قانون و نقد استبداد در تدوین متمم قانون اساسی."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["کتاب حقوق و وظایف ملت","رساله حقوق و وظایف ملت ۱۲۸۶"],"context":"در گرماگرم مباحثات پیرامون متمم قانون اساسی در بهار ۱۲۸۶، رساله‌ای بدون ذکر نام مؤلف تحت عنوان «حقوق و وظایف ملت» در تهران منتشر شد. این کتاب یکی از درخشان‌ترین متون روشنفکری مشروطه بود که مفاهیم دموکراسی و قرارداد اجتماعی را به زبان ساده به میان مردم کوچه و بازار آورد.","whatHappened":[{"title":"۱. بازتعریف واژه ملت بر مبنای کار مفید اجتماعی","body":"نویسنده رساله اثر خود را با شعار انقلاب فرانسه «آزادی، برابری، برادری» آغاز کرد و مفهوم سنتی «ملت» را دگرگون ساخت:\n\n«شما که ملت هستید، آیا می‌دانید اولاً ملت چیست؟ مردمانیکه در وسط روز لاینقطع جلوی آفتاب و باد و باران مشغول زراعت هستند، کسانیکه در معادن کار می‌نمایند، آهنگران و نساجان و سربازانی که برای حفظ وطن جان بر کف دارند، و کسانی که با قلم خود ملت را تربیت می‌کنند، اینها ملت هستند. فقط معدودی از متمولین مفتخور را استثنا کنیم، باقی مردم جزء ملتند.»"},{"title":"۲. سرچشمه اقتدار سیاسی و ابطال نظریه شبانی شاهان","body":"رساله حقوق و وظایف ملت نظریه الهی بودن سلطنت را به تندی باطل اعلام کرد:\n\n«می‌گویند تو رمه گوسفندی و آنها شبان تو بوده‌اند، پشم و پوست و گوشت تو نصیب آنهاست، و اقتدار سلطنت مثل اقتدار پدر نسبت به اولاد صغیر است. ای ملت گوش به خرافات نده؛ هیچ کس وقت دنیا آمدن حق حکومت را با خود نیاورده است. سلطان و حاکم خودتان هستید؛ قدرتی که به دست حکام جاری می‌شود باید ناشی از ملت باشد. آنها فقط برای اطاعت از میل ملت انتخاب شده‌اند، نه برای فرماندهی. و هرگاه سرپیچی کنند، ملت مثل وکیل خائنی آنها را از شغل خود خلع می‌نماید.»"}],"aftermath":"این کتاب به متنی بنیادین برای قرائت جمعی در قهوه‌خانه‌ها و انجمن‌های ملی بدل شد و سواد سیاسی توده مردم را ارتقا بخشید.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":1,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":22},"title":"انتشار رساله حقوق و وظایف ملت","text":"چاپ کتاب بنیادین حقوق شهروندی در دارالخلافه تهران."}]},{"id":"motammam-article-two-debate","title":"مناقشه بر سر اصل دوم متمم و نظارت پنج مجتهد طراز اول","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":31},"tier":"primary","category":"religious","summary":"پویش شیخ فضل‌الله نوری برای مشروعه ساختن متمم قانون اساسی و پیشنهاد نظارت پنج مجتهد طراز اول؛ نطق فقهی میرزا فضلعلی آقا در تفکیک احکام اولیه و ثانویه و امور مباحه؛ و تصویب نهایی اصل دوم به عنوان تاکتیکی آگاهانه برای خنثی‌سازی حربه تکفیر.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وششم","text":"میرزا فضلعلی آقا با تسلط فقهی اثبات کرد قوانین مجلس در قلمرو احکام ثانویه و مصالح جامعه جای دارد و نیازی به هیئت بازرسی دائمی نیست."},{"sourceId":"browne","locus":"The Persian Revolution","text":"براون نطق نمایندگان آذربایجان به ویژه تقی‌زاده و میرزا فضلعلی آقا را گواهی بر بلوغ پارلمانی ایران ارزیابی می‌کند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار ششم؛ اصل دوم","text":"کسروی متن اصل دوم را تمام می‌آورد. تصویب آن را فیروزی کسانی می‌داند که مشروطه را با نظارت شرع می‌خواستند، نه مصالحه‌ای که دوام آورد."}],"personIds":["sheikh-fazlollah","mirza-fazl-ali-aqa","tabatabai","behbahani","taqizadeh","saad-al-dowleh"],"personDeeds":{"sheikh-fazlollah":"تدوین و تحمیل ماده نظارت پنج مجتهد بر مصوبات مجلس و تهدید به اعلام ارتداد مشروطه‌خواهان.","mirza-fazl-ali-aqa":"ایراد نطق درخشان فقهی در تفکیک احکام شریعت از قوانین عرفی و موضوعه پارلمان.","tabatabai":"پذیرش اصل دوم جهت جلوگیری از تحکیم جبهه ضد مشروطه و مهار تحریکات شیخ فضل‌الله نوری.","behbahani":"حمایت از گنجاندن ماده نظارتی علما به عنوان پلی برای آشتی دادن بدنه سنتی با مجلس.","taqizadeh":"مخالفت مستمر با انحصار نظارت شرعی و روشنگری درباره تفکیک وظایف مقننه از احکام ابدی شریعت.","saad-al-dowleh":"ریاست کمیسیون متمم و مذاکره با علمای متنفذ بر سر صورت‌بندی نهایی اصول قانون اساسی."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["اصل دوم متمم","هیئت علمای طراز اول","نظارت پنج مجتهد","مشروطه مشروعه"],"context":"شیخ فضل‌الله نوری در اعتراض به نادیده گرفته شدن جایگاه فقهی خود، کارزار گسترده‌ای را علیه متمم قانون اساسی آغاز کرد و قانون‌گذاری عرفی را بدعت خواند و تهدید کرد که در صورت عدم گنجاندن ماده نظارت شرعی، حکم به ارتداد مشروطه‌خواهان خواهد داد.","whatHappened":[{"title":"۱. پیشنهاد نظارت پنج مجتهد طراز اول","body":"شیخ فضل‌الله پیشنهاد کرد در هر دوره، بیست مجتهد توسط مراجع نجف معرفی شوند و مجلس پنج تن را به قید قرعه برگزیند تا هر مصوبه‌ای را که با قواعد اسلام مغایر باشد رد کنند و رأی آنان تا زمان ظهور امام غایب مطاع باشد."},{"title":"۲. نطق شاهکار فقهی میرزا فضلعلی آقا","body":"میرزا فضلعلی آقا، وکیل فقیه تبریز، در نطقی درخشان استدلال کرد که قوانین مجلس به دو دسته تفکیک می‌شوند: اموری که شارع بیان داشته و تعیین مصادیق آن بر عهده عقل عرفی است؛ و اموری که شرعاً مباح بوده و مجلس بر اساس مصلحت عمومی برای آنها نظم وضع می‌کند. وی بر پایه قاعده «الضرورات تبیح المحذورات» اثبات کرد احکام ثانویه حکومتی هرگز در تضاد با دین نیست و پارلمان نیازی به شورای بازرسی فرادست ندارد."},{"title":"۳. تصویب تاکتیکی اصل دوم برای خلع سلاح تکفیر","body":"نمایندگان برای جلوگیری از حربه تکفیر به اصل دوم رأی دادند. کسروی متن را چنین آورده است؛ پیشنهاد را از خط شیخ پراکندند:\n\n«مجلس مقدس شورای ملی که بتوجه و تأیید حضرت امام عصر عجل‌الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلدالله سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثرالله امثالهم و عامهٔ ملت ایران تأسیس شده است باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام صلی‌الله علیه وآله و سلم نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده علمای اعلام ادام الله برکات وجودهم بوده و هست لهذا رسماً مقرر است در هر عصری از اعصار هیئتی که کمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطلع از مقتضیات زمان هم باشند باین طریق که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تقلید شیعه اسامی بیست نفر از علما که دارای صفات مذکوره باشند معرفی بمجلس شورای ملی بنمایند پنج نفر از آنها را یا بیشتر بمقتضای عصر اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا بحکم قرعه تعیین نموده بسمت عضویّت بشناسند تا موادیکه در مجلسین عنوان میشود بدقت مذاکره و غور رسی نموده هر یک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد طرح و رد نمایند که عنوان قانونیت پیدا نکند و رأی این هیئت علماء در این باب مطاع و متبع خواهد بود و این ماده تا زمان ظهور حضرت حجة عصر عجل الله فرجه تغییر پذیر نخواهد بود.»\n\nتقی‌زاده اصل ۲۷ را کافی می‌دانست. حاجی میرزا علی تبریزی، نمایندهٔ خراسان، تشخیص موضوع را با عرف دانست نه با علما. کسروی این را فیروزی شریعت‌خواهان می‌خواند."}],"aftermath":"تصویب اصل دوم مانع از تکفیر مجلس شد، اما شیخ فضل‌الله را راضی نکرد و وی در تیرماه ۱۲۸۶ به تحصن شاه‌عبدالعظیم روی آورد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":5,"gregorianDay":31},"title":"تصویب اصل دوم متمم قانون اساسی","text":"رأی موافق مجلس به نظارت پنج مجتهد طراز اول بر مصوبات پارلمان."}]},{"id":"sheikh-fazlollah-bast-shah-abdolazim","title":"بست‌نشینی شیخ فضل‌الله نوری در شاه‌عبدالعظیم و نشر لوایح ضد مجلس","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"solarDay":1,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":22},"endDate":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":25,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":16},"tier":"primary","category":"religious","summary":"خروج اعتراضی شیخ فضل‌الله نوری از پایتخت به همراه جمعی از طلاب و درباریان هوادار استبداد در اعتراض به متمم قانون اساسی و برابری حقوقی. شیخ با دریافت مواجب روزانه از دربار محمدعلی‌شاه و بهره‌گیری از دستگاه چاپ سنگی در حرم شهرری، سلسله لوایحی در تکفیر مجلس و ترویج مشروطه مشروعه منتشر ساخت.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وهشتم","text":"پشتیبانی مالی دربار و مواجب روزانه از جانب شاه، بست‌نشینی شیخ فضل‌الله را به تلاشی فراگیر برای براندازی حکومت قانون ارتقا داد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هفتم؛ نبرد مشروطه و مشروعه","text":"کسروی می‌گوید پس از خیزش تهران، شیخ فضل‌الله با حاجی میرزا حسن مجتهد تبریز و حاجی خمامی پیمان همدستی بست و شایعه بود که هفت هزار تومان از دربار گرفته است. می‌نویسد چادر فاطمیه در مسجد آدینه در بیست‌ونهم خرداد خوابید و همان شب کوچ به شاه‌عبدالعظیم رفت. لایحهٔ شرح مقاصد در ششم مرداد بیرون آمد."}],"personIds":["sheikh-fazlollah","mohammad-ali-person","tabatabai","behbahani","akhund-khorasani","seyyed-kazem-yazdi"],"personDeeds":{"sheikh-fazlollah":"رهبری بست‌نشینی در شهرری، نگارش و چاپ لوایح تند علیه وکلا و متهم ساختن ارکان مجلس به الحاد و بابی‌گری.","mohammad-ali-person":"حمایت مالی پنهانی از تحصن شاه‌عبدالعظیم و بهره‌گیری از شکاف روحانیت برای تضعیف پارلمان.","tabatabai":"دفاع از حاکمیت ملی و تبیین سازگاری مجلس قانون‌گذاری با موازین دیانت در برابر ادعاهای متحصنان.","behbahani":"مقابله مستقیم با فتنه‌انگیزی‌های شیخ و هماهنگی با انجمن‌های پایتخت برای مهار اراذل و اوباش شاه‌عبدالعظیم.","akhund-khorasani":"تلگراف وجوب شرعی مجلس و سپس حرام بودن تصرف نوری.","seyyed-kazem-yazdi":"پاسخ به آملی که حریت موهومه را تجری مبتدعین خواند."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["بست شیخ فضل‌الله","فتنه مشروعه‌خواهان","لوایح شیخ فضل‌الله","تحصن زاویه مقدسه"],"context":"با اتمام مراحل نخستین متمم قانون اساسی در بهار ۱۲۸۶، اصول ناظر بر مساوات حقوقی، آزادی مطبوعات و تحدید محاکم شرع، شکافی ژرف میان دو تلقی از حقوق عمومی پدید آورد. [[e:motammam-article-two-debate|اصل دوم]] همان کشاکش را روی کاغذ نشاند. کسروی می‌گوید پس از خیزش تهران، شیخ فضل‌الله نوری با حاجی میرزا حسن مجتهد تبریز و حاجی خمامی پیمان همدستی بست و دربار این شکاف را برای سست کردن مجلس به کار برد. محمدعلی‌شاه که در پی دستاویزی برای فروپاشی ارکان مجلس بود، این تقابل را کانون پیوند دربار با نیروهای ضدمشروطه قرار داد.","whatHappened":[{"title":"۱. همدستی سه مجتهد و شایعهٔ پول دربار","body":"کسروی می‌گوید «شریعت‌خواهی» شیخ فضل‌الله نوری او را به دربار نزدیک کرد و پس از خیزش تهران این بستگی یکسره شد. در شهر گفته می‌شد هفت هزار تومان از دربار گرفته است تا در همان راه به کار برد. کسروی این شایعه را باورپذیر می‌داند چون روزی نزدیک هشتاد طلبه را به خانه خواند، سفره گسترد، از مشروطه بد گفت و به هر یک دو قرآن داد.\n\nحاجی میرزا حسن مجتهد تبریز را از تبریز بیرون کرده بودند. چون به تهران رسید یکسر به عبدالعظیم رفت. کسروی می‌نویسد چشم داشت مردم دسته‌دسته به دیدنش آیند؛ نیامدند. تنها برخی ملایان رفتند و محمدعلی‌میرزا حاجی سعدالملک را فرستاد. پس از چند روز به شهر آمد. از سوی دارالشوری حاجی محمد اسماعیل و مرتضوی پیام بردند که از بدگویی به مشروطه و تبریزیان خودداری کند. پاسخ او این بود:\n\n«کدام دیوانه بیشعور است که منکر مشروطه باشد. راستی من ازانجمن تبریزخوشم می‌آمد. اما اقوال و حرکاتی از ایشان صادر شد که ماها هرگز متحمل نمی‌توانیم شد. مثلا میگویند دررغایبحلوا نه‌پخته از پول آن معلم خانه بنا کنند، و قربانی نکنند و از پول آن مریضخانه سازند، و روضه‌خوانی موقوف باشد. من ملت را بآن طفل تشبیه کرده‌ام که بدست او یکدانه اشرفی بدهند . طفل نمیداند آن اشرفی را چکند...»\n\nکسروی این را سخن زبانی می‌داند و دل او را پر از خشم مشروطه می‌شمارد. حاجی خمامی نیز از چند ماه پیش از رشت رنجیده به تهران آمده بود. سه مجتهد پیمان همدستی بستند و حاجی شیخ عبدالنبی، ملا محمد آملی، حاجی میرزا لطف‌الله روضه‌خوان و گروهی از طلبه‌ها را با خود یکی کردند. محرر شیخ به پسر در نجف نوشت:\n\n«این اوقات انجمنی از علما تشکیل شده بود که سیار است و حضرت مستطاب حجةالاسلام آقا و مجتهد تبریز و جناب خمامی و جناب آخوند ملا محمد آملی و و و و تشریف فرما تاکنون شده‌اند و در مجالس مخصوصه منعقد یافته است و هر روز منعقد در یکی از منازل اشخاص محترم که داوطلب میشوند میباشد والحق علما و طلاب اجتماع خوب مینمایند و قریب هزار نفر و بیشتر علمای اعلام و طلاب کرام جمع شده و میشوند و بنای اینمجلس بر حفظ بیضهٔ اسلام و صون و صیانت از طرو موجبات مخالفت شرع و احکام موضوعه مجلس مقدس ملی میباشد»"},{"title":"۲. چادر فاطمیه در مسجد آدینه","body":"کسروی می‌نویسد دسته تا چندی نهانی بود. سپس شیخ در درس از مجلس و قانون بد گفت؛ حاجی میرزا لطف‌الله بالای منبر مشروطه‌خواهان را بی‌دین خواند؛ طلبه‌ها در حیاط بهارستان ایستادند تا اگر نمایندگان آذربایجان سخنی «بخلاف شرع» گفتند بریزند و بزنند. پسر شیخ، شیخ مهدی، از پدر بیزاری نشان داد. همسایگان حاجی میرزا حسن پیام دادند که از آن کوی بیرون رود.\n\nپنجشنبه بیست‌ونهم خرداد ۱۲۸۶ (هشتم جمادی‌الاولی) به دستاویز دههٔ مرگ فاطمه، دختر پیامبر، چادر بسیار بزرگی از چادرهای دولتی به مسجد آدینه فرستادند تا آنجا را به نام روضه کانون خود سازند. مشروطه‌طلبان آگاه شدند و چند هزار تن به مسجد شتافتند. حبل‌المتین نوشته است:\n\n«یکی از مستخدمین استبداد بانگ آورد که ما را جز روضه خوانی قصدی نیست. ملت او را گرفته تفتیش کرده چند حربه از ششلول و قمه همراه او دیدند. گفتند: ای غدار شقی هیچ تا کنون در مجلس روضه استعمال اسلحه معمول و متداول بوده؟!..»\n\nکسروی از همان روزنامه می‌آورد که چادر را خواباندند، پاره کردند و به امامزاده زید بردند و توقیف کردند."},{"title":"۳. پیمان خانهٔ طباطبایی و کوچ شبانه","body":"کسروی می‌گوید بیست‌ویکم خرداد در خانهٔ سید محمد طباطبایی، با بودن سید عبدالله بهبهانی، آقا حسین قمی، سید جمال‌الدین افجه‌ای و چند نماینده، نشستی برپا شد. دو سید نوید دادند که قانون‌های مجلس با شرع ناسازگار نخواهد بود. شیخ فضل‌الله نوید داد دشمنی با مجلس نکند، مردم را بر سر خود گرد نیاورد و چادر بلند نکند؛ سوگند خورد و نوشته‌ای به طباطبایی سپرد. شیرینی آوردند. کسروی می‌نویسد کوشش سودی نداشت: شیخ و همدستان از دولت پول می‌گرفتند و از راه برنگشتند.\n\nفردای چادر فاطمیه، هنگام پسین، انجمن‌های تهران در مدرسهٔ صدر گرد آمدند. بهبهانی به درد چشم از شهر بیرون بود. سخن می‌رفت که با همان انبوه به خانه‌های شیخ بریزند و آنان را بیرون کنند. طباطبایی بالای منبر رفت، پیمان چند روز پیش را نشان داد و شور را فرو نشاند. همان‌جا نوشت:\n\n«بسم الله‌الرحمن الرحیم من متعهدم اگر جناب شیخ فضل‌الله بر خلاف معاهده‌ای که کرده است رفتار نماید خود بشخصه او را از تهران بیرون کنم ملا محمد املی و حاجی میرزا لطف الله هم باید بروند شهر جمادی‌الاولی محمد بن محمد صادق الطباطبائی.»\n\nکسروی می‌گوید شریعت‌خواهان میدان را تنگ دیدند. همان شب ملا محمد آملی و حاجی میرزا لطف‌الله رخت دیگر کردند و به عبدالعظیم رفتند. شیخ فضل‌الله، حاجی میرزا حسن و دیگران با پیروان روانه شدند. حاجی خمامی نرفت؛ بهبهانی چند روز پیش در مجلس از او ستایش کرده بود و کسروی همین را مایهٔ جدایی می‌داند. سه ماه پیش شیخ زین‌الدین زنجانی هم به عبدالعظیم رفته بود بی‌آنکه ارجی میان مردم داشته باشد. این دسته ارج داشت و دولت پشتیبانی می‌کرد. نخست پنداشتند از ترس جان پناه برده‌اند و به عراق یا قم خواهند رفت. سپس طلبه‌ها، تیولداران و برخی اوباش پیوستند. کسروی شمار را پانصد تن یا بیشتر می‌نویسد که خرج همه را شیخ می‌داد."},{"title":"۴. خروج از پایتخت و برپایی کانون مقاومت در شهرری","body":"در واپسین روزهای خرداد ۱۲۸۶، شیخ فضل‌الله نوری به همراه جمعی از روحانیان هم‌مسلک، درباریان و لوطیان صاحب‌نام پایتخت (صنیع حضرت و مقتدر نظام)، تهران را ترک گفت و در حرم حضرت عبدالعظیم بست نشست. بر پایه گزارش‌های سسیل اسپرینگ-رایس، وزیرمختار بریتانیا، روزانه مبالغی بالغ بر صد پوند استرلینگ از خزانه شخص شاه برای اطعام متحصنان، اجاره چادرها و تجهیز محافظان مسلح شیخ هزینه می‌شد."},{"title":"۵. تلگراف سوم و هفتم تیر","body":"کسروی می‌نویسد روز سوم تیر (۱۳ جمادی‌الاولی) ملا محمد آملی به علمای نجف و کربلا تلگراف زد:\n\n«بواسطه طغیان زنادقه و دعوت آنها بالحاد و زندقه در منابر و مجالس علناً و جهاراً و عدم رادعی تمام علماء الا دو نفر سه شب است در زاویه حضرت عبدالعظیم مقیم الله الله فی حفظ الاسلام جان محمد آملی»\n\nروز هفتم تیر (۱۷ جمادی‌الاولی) تلگراف دیگری با امضای پیشروان به چهارده شهر بزرگ رفت:\n\n«حضور حجج‌الاسلام دامت برکاتهم فصلی دائر بحفظ قوانین اسلام و هیئت مجتهدین عظام و سایر اصلاحات مردود و مکنون مکشوف عموم متحیر اساس دین متزلزل جهة پیش آمد غیرمعهود اغلب علماء بحکم تکلیف مهاجر بزاویه مقدس عازم عتبات موقع اقدامات لازم (فضل الله نوری) (احمد الحسینی الطباطبائی) (احمدالحسینی عراقی) (علی) (علی‌اکبر)»\n\nکسروی می‌گوید مجلس همان اصل دیده‌بانی علما را پذیرفته و به قانون افزوده بود؛ در این تلگراف آن را «مردود» نمودند. تمدن نوشته است تلگرافخانه به دستور شاه این پیام‌ها را رایگان پذیرفت. بست‌نشینان به شاه نیز نوشتند به قم خواهند رفت. نوشتند:\n\n«مجلس باصول اربعه ما کار نداشته باشد توحید ، نبوت، امامت، معاد»"},{"title":"۶. راه‌اندازی مطبعه سنگی و انتشار لوایح ضد مجلس","body":"شیخ فضل‌الله با خودداری چاپخانه‌های تهران از پذیرش بیانیه‌هایش، با پرداخت ۱۳۰ تومان از طریق کارگزاران عضدالملک، دستگاه چاپ سنگی مستقلی خریداری کرد و به بار سه قاطر به حرم شاه‌عبدالعظیم فرستاد. در لایحه ۱۸ جمادی‌الثانی ۱۳۲۵ (۶ مرداد ۱۲۸۶) نوشت:\n\n«الها که نعمت مجلس شورای ملی اسلامی خصم لامذهبان باد! قرار بود مجلس شورا فقط برای کارهای دولتی و دیوانی قوانینی قرار بدهد که راه تعدی را مسدود نماید. امروز می‌بینیم کتب قانونی پارلمنت فرنگ را آورده و غافل از آنند که شریعت ما نسخ برنمی‌دارد... اگر هزار سحر بابلی بکنید ما تن به تضعیف اسلام و تحریف احکام نخواهیم داد مادام که روح در تن ماست.»"},{"title":"۷. شرح مقاصد ششم مرداد","body":"کسروی خرید سنگ را از سید مرتضی برغانی به یکصد و سی تومان می‌نویسد؛ شبانه بار استرها کردند و به عبدالعظیم بردند. از آخرهای تیر لایحه‌ها بیرون آمد. ارجدارترین را کسروی لایحهٔ ششم مرداد (۱۸ جمادی‌الثانیه) می‌شمارد، با عنوان شرح مقاصد حضرت حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ فضل‌الله و سایر مهاجرین زاویهٔ مقدسه. آغاز آن چنین است:\n\n«شرح مقاصد حضرت حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ فضل‌الله سلمه‌الله و سایر مهاجرین زاویهٔ مقدسه از علماء عظام و غیر هم آن است که سال گذشته از سمت فرنگستان سخنی به مملکت ما سرایت کرد و آن سخن این بود که هر دولتی که پادشاه و وزراء و حکامش بدلخواه خود با رعیت رفتار میکند آن دولت سرچشمه ظلم و تعدی و تطاول است»\n\nدر همان لایحه نوشتند عنوان سخن بی‌قانونی دوایر دولت بود و حاجت ایران به وضع قانون در وظایف درباری و معاملات دیوانی انحصار داشت. سپس خطابه به آزادی‌خواهان چنین است:\n\n«آلها که نعمت مجلس شورای ملی اسلامی خصم لامذهبان باد از طرف هیئت مهاجرین الی‌الله بجماعت آزادی‌خواه اعلان میشود که اگر هزار از این حقه‌ها بزنید و ساعتی صد سحر بابلی بکنید بهیچ نتیجه نایل نخواهید شد و سحر با معجزه پهلو نخواهد زد و ما تن بتضعیف اسلام و تحریف احکام نخواهیم داد مادام مناالروح فی‌الجثمان»\n\nدرخواست‌ها را چهار فقره شمردند: پس از لفظ مشروطه لفظ مشروعه نوشته شود؛ فصل مراقبت هیئتی از عدول مجتهدین به همان عبارت که نوشته‌اند افزوده شود و مجلس در تعیین آن هیئت حقی نداشته باشد؛ فصلی برای اجرای احکام شرع بر زنادقه، چنان‌که آخوند خراسانی فرموده بود؛ و فصول نظامنامه با تصحیحات علما، از جمله تحدید آزادی مطبوعات، همان‌گونه که گفته‌اند بماند. کسروی این خرده‌گیری‌ها را بهانه می‌خواند و می‌گوید اگر پشتیبانی آخوند خراسانی و شیخ مازندرانی از نجف نبود، این دسته مشروطه را برمی‌انداخت."},{"title":"۸. فتوای قاطع مراجع نجف و انزوای مشروعه‌خواهان","body":"مراجع ثلاث تقلید در نجف اشرف (آخوند ملا محمدکاظم خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی) با ارسال تلگراف‌های شدیداللحن به پایتخت، هرگونه تشکیک در مشروعیت مجلس را حرام و معارضه با امام زمان دانستند. آخوند خراسانی دخالت‌های تفرقه‌افکنانه شیخ فضل‌الله را مصداق فساد فی‌الارض خواند و دستور انزوای وی از امور عمومی را صادر نمود."},{"title":"۹. تلگراف‌ها پس از کوچ","body":"سید کاظم یزدی به آملی پاسخ داد:\n\n«جناب ثقةالاسلام آملی دامت برکاته از تجری مبتدعین و اشاعه کفریات ملحدین که نتیجه حریت موهومه است قرار مسلوب تلگراف مزید تشویش بعون الله متمنیات ایشان شدنی نیست البته دفع کفریات و حفظ عقیده و اجراء قوانین محکمه قرآنیه و شریعت ابدیه محمدیه اهم فرائض ربانیین علماء با ملاحظه جهات موجبات صلاح و صیانت دین و دماء مسلمین منظور اطلاع داده بذل مجهود شود»\n\nآخوند خراسانی و مازندرانی و نجل حاجی میرزا خلیل به مجلس نوشتند مجلسی که برای رفع ظلم است شرعاً واجب است و مخالفش مخالف شرع. پس از آشوب توپخانه نجف کوتاه‌تر نوشت:\n\n«حجة‌الاسلام بهبهانی و طباطبایی تلگراف ثانی واصل نوری چون مخل بآسایش و مفسد است تصرفش در امور حرامست»\n\nهمان خط را شیخ پیشتر در [[e:nuri-letter-to-aqa-najafi-di-1285|نامهٔ دیماه به آقا نجفی]] نوشته بود."},{"title":"۱۰. پایان بست پس از قتل اتابک","body":"کسروی می‌گوید خرج بست را اتابک از کیسهٔ خود می‌داد؛ با مرگ او پول برید. دستاویز بازگشت پرسش صدرالعلماء داماد بهبهانی بود دربارهٔ معنی مشروطه و اینکه مجلس به شرع دست می‌زند یا به عرف بس می‌کند. نشست سه‌شنبه ۱۸ شهریور بی‌نام بردن از شیخ خوانده شد. بازگشت سه‌شنبه ۲۵ شهریور.\n\nمحرر شیخ به پسر در نجف نوشت:\n\n«بعد از اینکه به برکات امام عصر صلوات الله علیه دفعة مقاصد اسلامی حضرت خداوندگار اعظم آقا ارواحنافداه حاصل گردید و حضرت حجج و مجلس امضا نمودند ... بعد از تحصیل این نوشته که هزار مرتبه زحمت تحصیل آن زیادتر بود از تحصیل نوشته و دستخط مشروطه گرفتن از شاه بود دیگر رأی مبارک حضرت آقا ارواحنافداه بر این قرار گرفت که با همه همراهان بشهر تشریف فرما شوند»\n\nکسروی مهربانی دو سید را نابجا می‌شمارد و نتیجه را بردن آبروی بست‌نشینان و باز کردن زبان بدگویان به مجلس می‌داند."}],"aftermath":"کسروی می‌گوید از هنگام کوچ، کشاکش دیگری به نام مشروطه و کیش پدید آمد. بست با خواری تمام شد. پس از [[e:atabak-killed|کشته شدن اتابک]] خرج برید و بازگشت آمد. شاه گزینهٔ کودتا را برای سال بعد نگاه داشت.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":3,"solarDay":29,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":20},"title":"چادر فاطمیه در مسجد آدینه","text":"کسروی: پنجشنبه ۲۹ خرداد؛ چادر دولتی به نام دههٔ فاطمیه؛ همان شب کوچ به عبدالعظیم."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"solarDay":1,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":22},"title":"آغاز بست‌نشینی در شاه‌عبدالعظیم","text":"کوچ اعتراضی شیخ فضل‌الله و قزاقان مخفی به شهرری."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"solarDay":3,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":24},"title":"تلگراف آملی به عتبات","text":"کسروی: سوم تیر؛ علما جز دو نفر سه شب در زاویه مقیم‌اند."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"solarDay":7,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":28},"title":"تلگراف به چهارده شهر","text":"کسروی: هفتم تیر؛ فصل هیئت مجتهدین را مردود خواندند."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":5,"solarDay":6,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":28},"title":"شرح مقاصد و چاپ سنگی","text":"لایحهٔ ششم مرداد با عنوان شرح مقاصد؛ مطبعهٔ سنگی در حرم شهرری."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":25,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":17},"title":"بازگشت بست‌نشینان","text":"پرسش صدرالعلماء و مهر مجلس؛ پایان بست پس از قطع خرج اتابک."}]},{"id":"ottoman-incursion-urmia-1286","title":"تجاوز نظامی عثمانی به سرحدات غربی و بحران ارومیه","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"solarDay":15,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":6},"endDate":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":1},"tier":"secondary","category":"international","summary":"تهاجم بیش از پنج هزار تن از قوای ایلیاتی و نظامی عثمانی به خاک آذربایجان و تصرف مناطق مرگور و ترگور و پیشروی تا دروازه‌های ارومیه. این بحران با غارت روستاهای منطقه، التهاب گسترده در مجلس، اعزام عبدالحسین میرزا فرمانفرما و وساطت مشترک دیپلمات‌های روس و انگلیس مهار گردید.","citations":[{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وهشتم","text":"دولت عثمانی با استفاده از ضعف مفرط بنیه مالی تهران، نوعی جنگ نیابتی ایلیاتی را برای دست‌اندازی به جلگه ارومیه پیش برد."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ تاخت‌وتاز عثمانیان در ارومی","text":"کسروی لشکرکشی عثمانی به مرز آذربایجان را می‌نویسد. آبادی‌های شیعه و مسیحی غارت شد. مجلس نه پول داشت و نه سپاه منظم."}],"personIds":["amin-al-soltan","farmanfarma-person","mostashar-al-dowleh"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"تلاش برای مهار بحران از طریق مذاکره سیاسی با سفرای عظام و انتصاب فرمانفرما به ایالت آذربایجان.","farmanfarma-person":"پذیرش فرماندهی قشون غرب و حرکت با سواران قزوینی و خمسه برای حراست از سرحدات ارومیه.","mostashar-al-dowleh":"هشدار به وکلا و دولت پیرامون لزوم حراست از تمامیت ارضی و تجهیز نیروهای ملی آذربایجان."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["غائله ارومیه","تهاجم عثمانی به مرزهای غرب","اشغال مرگور و ترگور"],"context":"مرزهای غربی ایران در آذربایجان به دلیل آشفتگی مالیه تهران و اشتغال شاه و مجلس به منازعات داخلی دستخوش ناامنی شد. امپراتوری عثمانی با استفاده از ضعف مفرط قشون قاجار، پنج هزار تفنگچی ایلیاتی و نظامی را در قالب جنگی نیابتی روانه خاک ایران ساخت.","whatHappened":[{"title":"۱. شبیخون عثمانی و تصرف دره‌های ارومیه","body":"در تیرماه ۱۲۸۶، قوای عثمانی با شبیخون به اردوی مرزبانی ایران در روستای تولی، مناطق ترگور، مرگور و سیلوانه را اشغال کردند و تا روستای بند در حومه ارومیه پیش راندند. آبادی‌های شیعه، ارمنی و آسوری غارت شدند و دامنه ناامنی تا حاشیه دریاچه ارومیه گسترش یافت."},{"title":"۲. طوفان اعتراض در مجلس و نطق تلخ مخبرالسلطنه","body":"در جلسه ۱۴ مرداد ۱۲۸۶ مجلس، نمایندگان به شدت برآشفتند. مهدی‌قلی‌خان مخبرالسلطنه (وزیر علوم) پرده از فقر مطلق خزانه و بن‌بست تسلیحاتی ارتش برداشت:\n\n«شما چند نفر وزیر مسئول دارید اما معنی مسئولیت را نمی‌دانیم چیست. برای تجهیز قشون پول و باروت لازم است. به رئیس قشون آذربایجان گفته شد افواج حاضر شوند، گفت پول می‌خواهند. در این حالت انقلاب و هیجان مملکت، اتصالاً چماق استعفا را بر سر ما می‌کوبید. اقدام فوری ابزار می‌خواهد؛ کو راه‌آهن ما؟ کو پول؟ کو فشنگ؟»"},{"title":"۳. انتصاب فرمانفرما و مهار بحران با فشار دیپلماتیک","body":"اتابک اعظم شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما را به حکومت آذربایجان و فرماندهی قشون غرب گمارد. همزمان سفرای روس و انگلیس در استانبول بر پایه هماهنگی‌های قرارداد ۱۹۰۷، باب عالی را برای توقف پیشروی زیر فشار دیپلماتیک گذاشتند و کمیسیون مرزی تشکیل گردید."},{"title":"۴. انکار ارفع‌الدوله و کمیسیون بی‌اثر","body":"کسروی می‌نویسد پس از شکست مجدالسلطنه کسی جلوگیری نکرد. انجمن ارومی پیاپی دادخواهی کرد. ارفع‌الدوله سفیر استانبول به روزنامهٔ روس گفت:\n\n«آنچه در این باره نوشته میشود انجمن تبریز ساخته پراکنده میگرداند»\n\nکمیسیون محتشم‌السلطنه و طاهر پاشا با نمایندگان روس و انگلیس در آبان روانه شد؛ عثمانیان همچنان جلو می‌آمدند. حاجی صمدخان از ساوجبلاغ گریخت. کسروی سازش عبدالحمید و محمدعلی را از سکوت دربار در برابر نقل روزنامهٔ فرانسوی مصر نتیجه می‌گیرد."}],"aftermath":"کسروی می‌گوید کمیسیون و نوید پس‌کشیدن سپاه عملی نشد و عثمانیان در آبان همچنان جلو می‌آمدند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"solarDay":15,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":6},"title":"تهاجم نظامی عثمانی به ارومیه","text":"اشغال مناطق مرزی ترگور و مرگور توسط قوای عثمانی."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":5,"solarDay":14,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":5},"title":"مذاکرات پرشور مجلس در باب ارومیه","text":"نطق مخبرالسلطنه درباره بی‌پولی ارتش و اعزام فرمانفرما به غرب."}]},{"id":"atabak-killed","title":"ترور میرزا علی‌اصغرخان اتابک اعظم در بهارستان","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":8,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":31},"tier":"primary","category":"political","summary":"میرزا علی‌اصغرخان اتابک اعظم، صدراعظم و وزیر داخله، پس از پایان جلسه مشترک هیئت وزرا و وکلای مجلس در دالان ورودی بهارستان هدف گلوله‌های عباس‌آقا صراف تبریزی از فداییان کمیته مجری اجتماعیون عامیون قرار گرفت. ضارب در صحنه سوءقصد اقدام به شلیک در دهان خود کرد و جان باخت. این واقعه دربار قاجار را در وحشتی عمیق فرو برد و مانع اصلی امضای متمم قانون اساسی را فروریخت.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ کشته شدن اتابک","text":"کسروی می‌نویسد گلوله دل دربار را از بیم پر کرد. شاه دید کسانی حاضرند سران را بکشند. در گفتار پنجم مبادلهٔ شعر ملانصرالدین قفقاز و روزنامهٔ آذربایجان را پیامد سیاسی همان قتل می‌آورد."},{"sourceId":"nazem","locus":"کشته شدن اتابک اعظم","text":"ناظم‌الاسلام جزئیات شلیک عباس‌آقا و خودکشی او در محل را با دقت ثبت کرده است."}],"personIds":["amin-al-soltan","mohammad-ali-person","haydar-khan","abbas-aqa-tabrizi","behbahani"],"personDeeds":{"amin-al-soltan":"حضور در دارالشورای ملی، تسلیم دستخط حمایت‌آمیز شاه و معرفی وزرای جدید پیش از اصابت گلوله در دالان بهارستان.","mohammad-ali-person":"از دست دادن قدرتمندترین تکیه‌گاه دیوانی خود، وحشت از فداییان و تسلیم ناگزیر در برابر توشیح متمم قانون اساسی.","haydar-khan":"طراحی و هدایت عملیات در هیئت مدهشه شاخه ترور اجتماعیون عامیون و تأمین سلاح رولور.","abbas-aqa-tabrizi":"اجرای عملیات ترور با شلیک گلوله‌های پیاپی به سینه و پهلوی اتابک و خودکشی بی‌درنگ با شلیک به دهان.","behbahani":"همراهی با اتابک تا واپسین لحظات در صحن مجلس و نظاره‌گر صحنه تیراندازی در تاریکی مدخل بهارستان."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["ترور اتابک","قتل امین‌السلطان","عباس‌آقا تبریزی","واقعه بهارستان"],"context":"میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان اتابک اعظم، کهنه‌کارترین سیاستمدار قاجار، با وجود مهارت در مصالحه میان شاه و مجلس و کسب مهلت سه ساله برای بازپرداخت وام بانک شاهنشاهی، هدف سوءظن شدید نیروهای رادیکال قرار داشت. حوزه مخفی اجتماعیون عامیون و مرکز غیبی تبریز اتابک را ستون فقرات استبداد دربار دانسته و حکم به اعدام انقلابی او دادند.","whatHappened":[{"title":"۱. آخرین مانور در صحن بهارستان و دستخط همایونی","body":"عصر شنبه ۸ شهریور ۱۲۸۶ (۲۱ رجب ۱۳۲۵ ق)، اتابک اعظم در جلسه علنی مجلس دستخط جدید محمدعلی‌شاه را در همراهی کامل با مشروطیت قرائت کرد و اطمینان داد که با جلب وفاداری شاه، موانع توشیح متمم قانون اساسی برداشته شده است."},{"title":"۲. شلیک مرگبار در دالان تاریک بهارستان","body":"قریب سه ساعت از شب گذشته، اتابک به همراه سید عبدالله بهبهانی با چراغ‌های لاله عازم خروج از عمارت شدند. در مدخل تاریک دالان، مردی در پوشش دادخواه پیش آمد و توجه بهبهانی را جلب کرد. همزمان عباس‌آقا صراف تبریزی (جوان ۲۲ ساله و فدایی شماره ۴۱) با تپانچه رولور ششلول سه گلوله به سینه و پهلوی اتابک شلیک کرد. اتابک ساعتی بعد در پارک خود جان سپرد و عباس‌آقا هنگام محاصره با شلیک گلوله‌ای در دهان خویش در دم جان باخت."},{"title":"۳. اعترافات تاریخی حیدرخان عمواوغلی","body":"حیدرخان عمواوغلی سال‌ها بعد سازمان‌دهی این عملیات را چنین بازگو کرد:\n\n«حوزه مخفی اجتماعیون عامیون تهران که مرحوم حاجی ملک‌المتکلمین و آقا سید جمال واعظ نیز در آن حوزه عضویت داشتند، اعدام اتابک را رأی داده به کمیته مجری فرستادند. کمیته مجری حکم را به هیئت مدهشه (۱۲ تروریست در سه جوخه) تحت ریاست من فرستاد. در کمیسیون تعیین اسلحه، اسلحه رولور تصویب و قرعه به نام عباس‌آقا افتاد. روز جمعه با عباس‌آقا و برادرش به حمام رفتیم و پاکیزه شدیم و فردا بلیت تماشاچیان پارلمان را برایش گرفتیم.»"},{"title":"۴. ملانصرالدین و روزنامهٔ آذربایجان","body":"کسروی مبادلهٔ شعر ترکی میان ملانصرالدین قفقاز و روزنامهٔ آذربایجان تبریز را در پی آمدن و کشته شدن اتابک می‌آورد. قفقاز سستکاری مجلس را دستاویز کرد که جنبش ایران سرسری است. پس از قتل، آذربایجان نوشت دعا مستجاب شد. ملانصرالدین پاسخ داد که یک گل بهار نمی‌آورد؛ توپ و تفنگ و کشتی جنگ و وزارت مالیه کجاست. آذربایجان گفت یواش یواش. کسروی می‌نویسد این شعرها در تبریز شناخته شد و بچه‌ها در کوچه‌ها می‌خواندند؛ نظیر آن را در روزنامه‌های تهران نمی‌بیند."},{"title":"۵. تلگراف مجلس","body":"کسروی در گفتار هشتم سازمان قتل را به نام حیدرخان نمی‌نویسد؛ کارت فدایی از جیب کشنده درآمد و باور چهل‌ویکم بودن عباس‌آقا دل دربار را پر کرد. فردای قتل دارالشوری به ولایات نوشت.\n\n«تلگرافخانه‌های عموم ولایات بحکام و انجمن‌های ایالتی و ولایتی اطلاع بدهند دیروز (۱۱) ماه اتابک اعظم وزیر داخله برای معرفی وزراء جنک و عدلیه حسب‌الرسم بمجلس شورای ملی حاضر شده بعد از انعقاد مجلس دو ساعت از شب رفته در بیرون بهارستان در موقع درشگه نشستن از طرف دو نفر شخص مجهول‌الحال بگلوله رولور مضروب و بفاصله چند دقیقه برحمت ایزدی پیوست قاتل یا رفیق قاتل بلافاصله خود را کشته مجلس شورای ملی باتفاق امناء دولت بجد تمام مشغول تحقیقات است که منشأ این سوء قصد و مرتکبین اصلی آنرا بدست آورد قتل مرحوم اتابک اعظم از ضایعات عظیمه و موجب تأسف و تحسر کلی است امید است کشف منشاء فساد و جزای قانونی مرتکب و شرکاء او در سایه قدرت و سطوت مجلس شورای ملی بسهولت میسر و از برای ملت ایران تشفی عادلانه حاصل شود.»\n\nکسروی این دلسوزی را نابجا می‌خواند. محقق‌الدوله گفت اشخاص خدمتگزار نباید بدین بلا مبتلا گردند. سید محمدتقی هراتی لایحهٔ بازار را خواند که اتابک را «اول مشروطه‌خواه» خوانده بود:\n\n«اکنون که این واقعه بزرگ که قتل این شخص شخیص محترم که صدر اعظم مملکت و اول مشروطه‌خواه و خدمتگزار بدولت و ملت بوده است بظلم و طغیان واقعشده لهذا با کمال احترام استدعا می‌نماییم که جداً مجلس محترم از هیئت وزراء و حکومت شهر قاتل و محرک این عمل شنیع را خواسته مجازات قانونی دهند والا ما اصناف شما وکلای محترم را آسوده نخواهیم گزاشت»"},{"title":"۶. گور، هفتم، چهلم","body":"جنازه دو روز روی خاک ماند؛ شهربانی شبانه با خواری دفن کرد. شنبه ۱۵ شهریور نزدیک دو هزار تن سر خاک آمدند. در تبریز قلیج‌آقا با شمشیر آخته به بازار رفت. ختم ۲۸ شهریور در مسجد میدان مقصودیه. چهلم یکشنبه ۱۳ مهر؛ حبل‌المتین جمعیت را صد هزار تخمین زد. نمایش درباریان در [[e:anjoman-khedmat|انجمن خدمت]] است."}],"aftermath":"کسروی می‌گوید گلوله دل دربار را از بیم پر کرد و دور نوینی گشود؛ دارالشوری خود را بیگانه گرفت. متمم در مهر به صحه رسید. سوگند شاه در ۱۹ آبان آمد؛ کسروی آن را فریب می‌خواند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":8,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":31},"title":"ترور امین‌السلطان اتابک اعظم","text":"شلیک عباس‌آقا صراف تبریزی به صدراعظم در مدخل دارالشورای ملی."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":2},"title":"تجمع بر سر مزار عباس‌آقا","text":"حضور هزاران تن از مجاهدان بر مزار ضارب اتابک به عنوان شهید آزادی."}]},{"id":"anglo-russian-1907","title":"قرارداد ۱۹۰۷ سن‌پترزبورگ","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":9,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":31},"tier":"secondary","category":"international","summary":"انگلستان و روسیه در غیاب ایران، کشور را به سه منطقه نفوذ شمالی (روس)، جنوبی (انگلیس) و بی‌طرف مرکزی تقسیم کردند. مجلس و مطبوعات اعتراض کردند اما قدرت مهار نداشتند.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ قرارداد ۱۹۰۷","text":"کسروی پیمان ۱۹۰۷ را بخش کردن ایران میان روس و انگلیس می‌داند، بی‌آنکه نماینده‌ای از ایران در پترسبورگ باشد. زیان را چیرگی بیشتر روس، فشار بر مشروطه، و یاوری به محمدعلی‌شاه می‌شمارد."},{"sourceId":"browne","locus":"The Anglo-Russian Convention","text":"براون این معاهده را خیانت لیبرال‌های بریتانیا به نهضت مشروطهٔ ایران توصیف می‌کند."}],"personIds":["mohammad-ali-person","taqizadeh"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"در برابر تقسیم کشور ناتوان ماند و برای سرکوب مجلس به روس‌ها تکیه کرد.","taqizadeh":"در مجلس نطق‌های تند علیه قرارداد ایراد نمود."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["قرارداد ۱۹۰۷","معاهده سن‌پترزبورگ","تقسیم ایران ۱۹۰۷"],"context":"امپراتوری‌های بریتانیا و روسیه در سن‌پترزبورگ برای مقابله با قدرت روزافزون امپراتوری آلمان در اروپا، به دهه‌ها رقابت استعماری موسوم به «بازی بزرگ» پایان دادند و در غیاب ایران، سرنوشت کشور را رقم زدند.","whatHappened":[{"title":"۱. انعقاد قرارداد ۳۱ اوت ۱۹۰۷ (۹ شهریور ۱۲۸۶)","body":"دستینه در پترسبورگ همان روز قتل اتابک بود. آگاهی به وزارت خارجه ایران تازه ۸ مهر رسید. کسروی دیباچه را چنین آورده است:\n\n«نظر باینکه دولتین انگلیس و روس متفقاً متعهدند که انتگریته و استقلال ایران را مراعات نمایند و محض آنکه صمیماً مایل بحفظ نظم در تمام نقاط این مملکت و ترقی صلح‌آمیز آن می‌باشند و مایلند که برای تمام سایر مدل بالسویه حقوق تجارتی و صناعتی همیشه برقرار بوده باشد و چون هریک از دولتین مذکورتین ملاحظه ترتیب جغرافیائی و اکونومی (ثروتی) اهتمام مخصوص در حفظ امنیت و نظم بعضی ایالات متصله و مجاوره ایران بسرحد روس از یکطرف و بسر حد افغانستان و بلوچستان از طرفی دیگر دارند برای احتراز از هرگونه علل و اسباب حدوث اختلاف نسبت بمصالح خودشان در ایالات سابق‌الذکر ایران موجب مدلول فصول ذیل با یکدیگر اتفاق نمودند.»\n\nفصل اول: انگلیس آن سوی خط قصر شیرین، اصفهان، یزد و خلیج تا تقاطع سرحد روس و افغانستان امتیاز نجوید. فصل دوم: روس آن سوی خط قازیک، بیرجند، کرمان تا بندر عباس امتیاز نجوید. فصل سوم: مشورت پیشین؛ امتیازات موجود برقرار."},{"title":"۲. مجلس و نامهٔ سفارت","body":"دوشنبه ۱۰ مهر نامهٔ سفارت انگلیس و متن پیمان در مجلس خوانده شد. پاسخ مجلس این بود که پیمان تنها به آن دو دولت روان است و ایران می‌تواند امتیاز را وارونه دهد. کسروی بیشتر نمایندگان را از اندازهٔ زیان ناآگاه می‌داند. تکهٔ نامهٔ سفارت به وزارت خارجه:\n\nاین پیمان زیانی به آزادی و جداسری کشور ایران نخواهد داشت، و دولت روس «مادامی که بمصالح آنها خلل وارد نیامده از هر گونه مداخله» در کارهای ایران خودداری خواهد نمود.\n\nکسروی زیان را چیرگی بیشتر روس، فشار بر مشروطه، و یاوری به محمدعلی می‌داند و بمباران و التیماتوم را از نتیجه‌های دراز می‌شمارد."}],"aftermath":"دو دولت ایران را بی‌نماینده به نوار امتیاز بخش کردند. کسروی در گفتار یازدهم همان دست باز شمال را تا راپورت لیاخوف، تهدید قطع حمایت، بریگاد به جای سرباز ایرانی، و دستخط تزار «آفرین قزاقها» می‌برد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":9,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":31},"title":"انعقاد قرارداد سن‌پترزبورگ","text":"امضای معاهده تقسیم استعماری ایران میان روسیه و انگلستان."}]},{"id":"supplementary-law","title":"امضای متمم قانون اساسی","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":7,"solarDay":15,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":7},"tier":"primary","category":"political","summary":"صد و هفت اصل متمم قانون اساسی شامل حقوق ملت، تفکیک قوا و اصل دوم (نظارت طراز اول فقها) پس از ماه‌ها کشاکش با شیخ فضل‌الله به امضای محمدعلی‌شاه رسید.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ دنبالهٔ قانون اساسی","text":"کسروی می‌نویسد در این هنگام دنبالهٔ قانون اساسی در مجلس به پایان رسید. تلگراف ۱۵ مهر ضمیمه را حافظ بیضهٔ اسلام خواند و تبریز همان روز شادی کرد. می‌گوید پیشنهاد انجمن تبریز دارالشوری را ناگزیر کرد دنباله بیفزاید."},{"sourceId":"adamiyat","locus":"ایدئولوژی نهضت مشروطیت","text":"آدمیت اصل دوم طراز اول را امتیازی به فقه سنتی می‌داند که تعارض مبنایی با حقوق عرفی داشت."}],"personIds":["mohammad-ali-person","sheikh-fazlollah","tabatabai","behbahani","taqizadeh"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"زیر فشار مجلس و ترور اتابک، متمم را امضا و به وفاداری سوگند یاد کرد.","sheikh-fazlollah":"خواستار مشروعه شدن متمم و گنجاندن اصل نظارت پنج مجتهد شد.","tabatabai":"از شمول حقوق ملت و برابری افراد در برابر قانون دفاع کرد.","behbahani":"با وساطت فقهی، مصالحه بر سر اصل دوم را پیش برد.","taqizadeh":"به عنوان لیدر دموکرات‌ها بر سر اصول آزادی بیان و مطبوعات پافشاری کرد."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["متمم قانون اساسی","اصل دوم","مشروطه مشروعه"],"context":"ضرورت بنیادین تدوین حقوق اساسی ملت، تعریف وظایف قوای سه‌گانه و مهار اختیارات شاه، که پس از ماه‌ها کشاکش و در پی ترور اتابک به ثمر رسید.","whatHappened":[{"title":"۱. توشیح ۱۵ مهر و تلگراف دارالشوری","body":"متمم در ۱۰۷ اصل به صحه رسید. تلگراف ۱۵ مهر (۲۹ شعبان) به شهرها رفت:\n\n«بحمدالله والمنه ضمیمه قانون اساسی که سعادت و سلامت ایرانرا پایه و مایه و حافظ بیضهٔ اسلام و حامی حوزهٔ دین قدیم و مروج احکام شربعت غرای محمدی است و استحصال ترقی مملکت و استحکام استقلال دولت و استقرار حقوق ملت منحصرا در روی این اساس مقدس استوار خواهد شد امروز که بحساب شمسی روز اول سال دوم افتتاح مجلس شورای ملی ایران است بحسن تصادفی که از جمله علایم غیبی است که توجه اعلای این اساس مقدس است به صحهٔ مبارکه اعلی حضرت قوی شوکت اقدس همایون شاهنشاهی خلدالله ملکه و سلطانه موشح گردید جا دارد عموم ملت از صمیم قلب شکرانه این موهبت عظمی و حسن استقبال این مراتب آزادی را در رفع اغراض شخصی و متابعت تامه بقوانین مملکتی قرار داده خود را شایسته و سزاوار این چنین عطیه مقدسه معرفی کنند. (شورای ملی)»\n\nتبریز همان روز شادی کرد. کسروی پیشتر گفته بود پیشنهاد انجمن تبریز دارالشوری را ناگزیر کرد دنباله بیفزاید."},{"title":"۲. سوگند ۱۹ آبان","body":"نخستین آمدن محمدعلی‌میرزا به مجلس پس از تاج‌گذاری دوشنبه ۱۹ آبان بود، نه روز صحه. ناصرالملک سپاسنامه از سوی شاه خواند. کسروی روایت می‌کند شاه سوگند خورد که تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ایران کند و قانون اساسی و مشروطیت را نگهبان باشد. کسروی سوگند را فریب می‌خواند که سپس شکسته شد."}],"aftermath":"حقوق ملت روی کاغذ نشست. اصل دوم و بست شیخ همان کشاکش را باز گذاشت. سوگند آبان دربار را آرام ننمود.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":7,"solarDay":15,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":7},"title":"توشیح متمم","text":"صحهٔ شاه و تلگراف شکرانهٔ دارالشوری."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":8,"solarDay":19,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":11},"title":"سوگند شاه در مجلس","text":"نخستین حضور پس از تاج‌گذاری."}]},{"id":"anjoman-khedmat","title":"انجمن خدمت و سوگند درباریان در بهارستان","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":7,"solarDay":5,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":27},"tier":"secondary","category":"court","summary":"پس از قتل اتابک، درباریان عرضه داشت نوشتند، شاه دستخط همراهی داد، و در ۸ مهر سوگند حمایت از مشروطه خوردند. کسروی این را ترس از عباس‌آقا می‌خواند نه چرخش ایمان.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ گراییدن درباریان بمشروطه","text":"کسروی عرضه داشت و دستخط و سوگند شاه را نمایش می‌داند. می‌گوید همان کسان سپس دشمن آشکار مجلس شدند."}],"personIds":["mohammad-ali-person","amir-bahador","ehtesham-al-saltaneh","ala-al-dowleh"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"دستخط همراهی با مجلس در پاسخ عرضه داشت درباریان.","amir-bahador":"پس از سوگند خطاب به تماشاچیان که دو روز دیگر به ارومیه می‌رود.","ehtesham-al-saltaneh":"ریاست مجلس در نشست پذیرش درباریان.","ala-al-dowleh":"میزبان نشست خانه برای نوشتن عرضه داشت."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["انجمن خدمت","سوگند درباریان مهر ۱۲۸۶"],"context":"پس از گلولهٔ عباس‌آقا، درباریان نمایش مشروطه‌خواهی ساختند. کسروی این را ترس می‌خواند نه ایمان. نشست خانهٔ علاءالدوله، عرضه داشت، دستخط شاه، پانصد تن در بهارستان در ۵ مهر، و سوگند ۸ مهر.","whatHappened":[{"title":"۱. عرضه داشت","body":"بزرگان در خانهٔ علاءالدوله نوشتند که شوکت سلاطین را از اساس مشروطیت می‌بینند، و راه عذر را بستند:\n\n«که امروز قدرت و شوکت سلاطین عظیم‌الشان روی زمین را می‌بینیم که بواسطه این اساس مشروطیت باین عظمت نایل شده‌اند»\n\n«بخدای احد واحد ابواب چاره از هر طرف مسدود است و سلطنت چندین هزارساله در تلف چاکران صحیح است که نمک پروردهٔ دودمان سلطنت و پشت در پشت خانه‌زاد دولت جاوید آیتیم، اما در اینکه زادهٔ این وطن و شریک این آب و خاکیم شکی و حرفی نیست»\n\n«مقرر شود تمام وزرای مسئول در یک مجلس حاضر شوند و از وکلای مجلس محترم شورای ملی هم قدر معتد بیایند، با حضور چاکران تکالیف کلی و جزئی را که دیگر راه عذر و حرفی برای هیچکس نماند معین کنند...»"},{"title":"۲. دستخط شاه","body":"محمدعلی‌میرزا پاسخ داد:\n\n«مجلس و مشروطیت را شاهنشاه مرحوم نورالله مضجعه بملت مرحمت فرمود ما هم امضاء نموده‌ایم و از آنوقت کمال همراهی را داریم و مجلس را اسباب سعادت و ترقی مملکت میدانیم حالا که شما حاضر همراهی و خدمتگذاری شده‌اید چه ضرر دارد ما هم انتهاء درجه مساعدت را می‌نماییم بطوریکه نوشته‌اید وزراء و وکلاء و امراء بنشینید و رفع اختلاف بکنید»"},{"title":"۳. سوگند ۸ مهر و خطاب امیر بهادر","body":"دسته سوگند خوردند که «یداً قلماً قدماً سرا جهرا حامی اساس مشروطیت و مقوی اجرای قوانین آن» باشند، و اگر خلاف کنند «بلعنت خدا و رسول گرفتار» باشند. کسروی نام سوگندخوران را از روزنامهٔ مجلس وعده می‌دهد؛ در متن ویکی این گفتار فهرست نیست.\n\nحبل‌المتین از امیر بهادر پس از سوگند آورده است:\n\n«جناب امیر بهادر جنک چون از یاد کردن قسم فارغ شد پایین آمده بعموم تماشاییان که حیران فتوت آنها شده بودند خطاب کرد که قرعهٔ این فال میمون بنام من بیرون آمده دو روز دیگر بطرف ارومیه حرکت کرده جان و سر بر کف دست بطرف مقصود خواهم شتافت و شاید دیگر خدمت برادران نرسم و با کمال شرف جانبازی کنم شما دعای خود را همراه من سازید که از عهده این خدمت وطن بیرون آیم»\n\nکسروی می‌گوید همین کسان سپس دشمن آشکار شدند."}],"aftermath":"نمایش آرامش دربار بود. کسروی مردم تهران را در این هفته‌ها خام می‌داند که با لابه دربار را مشروطه‌خواه می‌خواستند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":7,"solarDay":5,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":27},"title":"عرضه داشت و حضور در بهارستان","text":"نزدیک پانصد تن؛ تلگراف‌های خوی و ارومیه همان روز خوانده شد."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":7,"solarDay":8,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":30},"title":"سوگند انجمن خدمت","text":"سوگند حمایت از اساس مشروطیت در مجلس."}]},{"id":"ashub-meydan-tupkhaneh","title":"آشوب میدان توپخانه و محاصرهٔ بهارستان","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":9,"solarDay":15,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":6},"tier":"secondary","category":"political","summary":"دربار با اوباش و قزاق میدان توپخانه را گرفت و بهارستان را محاصره کرد. شعار «دین نبی خواهیم» برخاست. انجمن تبریز شاه را خلع خواند. سوگند ۱۷ ذی‌قعده آمد و شاه به مجلس نرفت.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار نهم؛ تاختن به مجلس","text":"کسروی می‌گوید پس از فرونشستن ترس دربار از گلولهٔ عباس‌آقا، سعدالدوله و امیر بهادر برش دریافتی شاه را دستاویز اوباش کردند. یکشنبه ۲۳ آذر از مسجد سپهسالار به میدان توپخانه رفتند؛ قزاق لیاخوف آنجا ماند. انجمن تبریز شاه را خلع خواند تا سوگند ۱۷ ذی‌قعده نوشته شد."}],"personIds":["mohammad-ali-person","sheikh-fazlollah","tabatabai","behbahani","amir-bahador","saad-al-dowleh"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"مهلت به نمایندگان؛ سوگندنامه پس از شکست میدان؛ نیامدن به مجلس.","sheikh-fazlollah":"حضور در میدان؛ کسروی سوگند پیشین او را که نرود شکسته می‌داند.","tabatabai":"تلگراف کوتاه به تبریز: مفسدین اقدام به مخالفت.","behbahani":"همراه تلگراف دو سید؛ گله به نجف پس از رسوایی مروی.","amir-bahador":"سواره و کشیک؛ کسروی او را در تصور غلبه بر مجلس می‌نویسد.","saad-al-dowleh":"نیرنگ دربار؛ پس از شکست به سفارت هلند بست."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["آشوب میدان توپخانه","آشوب توپخانه ۱۲۸۶","محاصره بهارستان آذر"],"context":"سه ماه پس از [[e:atabak-killed|کشته شدن اتابک]] ترس دربار فرو نشست. گلولهٔ دیگری نیامد. [[p:saad-al-dowleh|سعدالدوله]] و [[p:amir-bahador|امیر بهادر جنگ]] و شاپشال شاه را به ایستادگی در برابر مجلس دلیر می‌کردند. کمیسیون بهارستان سیصد و هشتاد هزار تومان از دریافتی سالانهٔ دربار کاسته بود؛ محمدعلی‌میرزا آن را به روی خود نیاورده بود و همان پس سوگند خورده بود. اینک همان برش را دستاویز ساختند و به قاطرچی و شتردار و فراش وانمودند که مجلس سالانهٔ ایشان را بریده است. کسروی می‌گوید آن مبلغ از جاهای دیگر کم شده بود و به مواجب این کارکنان ربطی نداشت. تیولداران که از مشروطه رنجیده بودند دشمنی این کارکنان را تیزتر کردند. آذر ۱۲۸۶ میدان توپخانه کانون این نیرنگ شد؛ خودِ [[e:majlis-bombarded|بمباران مجلس]] هنوز نرسیده بود.","whatHappened":[{"title":"۱. دستخط و مهلت یکشنبه","body":"چهارشنبه ۵ آذر شاه نمایندگان را به دربار خواند. حاجی سید نصرالله از جملهٔ آنان بود. دستخطی خواندند که مجلس از مرز قانون‌گزاری گذشته و به قوهٔ مجریه درآمده، و انجمن‌ها مایهٔ آشوب پایتخت‌اند. رویهٔ قانونی سخن را کسروی از سعدالدوله می‌داند. می‌گوید دولت از کار می‌ایستاد و پروای قانون نمی‌کرد، پس این مجلس نخستین ناچار سخت می‌گرفت. با این همه خواست شاه را نیرنگ می‌خواند. سخن با مهلت تمام شد:\n\n«شما هم بروید در این سه چهار روزه مذاکرات لازمه نموده رأی خودتان را تا روز یکشنبه بیایید و اطلاع دهید»\n\nمجلس پاسخ نوشت که پا از مرز بیرون ننهاده؛ دولت باید مرز خود بشناسد؛ انجمن‌ها از روی قانون اساسی آزادند و اگر بی‌قانونی کنند دولت جلو گیرد. دربار نرم و دورو جواب داد.\n\nنشانه‌ها پیاپی آمد. شاه بی‌آگاهی وزیر جنگ عنوان کشیکچی‌باشی به امیر بهادر داد و او هفتصد سواره از آذربایجان طلبید. قزاق و سواره‌ای را که به فرمانفرما برای ساوجبلاغ نوید داده بودند در تهران نگاه داشتند. خلعت برای شیخ محمود ورامینی رفت. کاغذی به خط شاه، به روایت وزیران، پسران سپهدار را در تنکابن به آشوب می‌خواند. ناصرالملک در نشست نهانی گفت در نهان به زیان مجلس می‌کوشند. انجمن‌های تهران خواستند سعدالدوله و امیر بهادر از دربار بیرون شوند. ملک‌المتکلمین و سید جمال هر روز در مدرسهٔ سپهسالار بدگویی می‌کردند. کسروی مجلس را خام می‌داند که تفنگ نخرید، از شهرها یاری نخواست، و شاه را برنداشت."},{"title":"۲. از سپهسالار به میدان توپخانه","body":"شنبه ۲۲ آذر کابینهٔ ناصرالملک کناره گرفت. یکشنبه ۲۳ آذر (۹ ذی‌قعده) اوباش سنگلج به پیشروی مقتدر نظام و چاله‌میدان به سردستگی صنیع حضرت به مسجد سپهسالار ریختند، به در مجلس گلوله و سنگ زدند، و به میدان توپخانه رفتند. آنجا قاطرچی و زنبورکچی و فراش و سرباز فوج امیر بهادر چادر دولتی می‌افراشتند. روضه‌خوانان سید محمد یزدی و سید اکبر شاه به منبر رفتند. شعار از همان روز بر زبان‌ها افتاد:\n\n«ما دین نبی خواهیم، مشروطه نمی خواهیم»\n\nلیاخوف فرماندهٔ بریگاد قزاق آن روز در دربار بود. قزاقان را به بهانهٔ جلوگیری از آشوب در میان توپخانه گذاشتند. امیر بهادر از پیشروی آن روز شاد بود و سعدالدوله راهنمایی می‌کرد.\n\nدر بهارستان سه تفنگ بی‌فشنگ بود. بهبهانی صنیع حضرت را خیرخواه پنداشت؛ دقایقی بعد هجوم به در مجلس رسید. علاءالدوله را شاه به فلک بست و با معین‌الدوله به مازندران فرستاد. ناصرالملک را چوب زد و در اطاق حاجب‌الدوله بازداشت. شش عالم، از جمله امام‌جمعهٔ خویی، راه به شاه نیافتند. شب را نمایندگان در بهارستان ماندند. حبل‌المتین بیست هزار شام و چهار هزار پاسبان می‌نویسد؛ تفنگ‌ها حدود بیست قبضه بود. ماند شبانه را کسروی درست می‌داند. شاه آن شب دستور هجوم نداد.\n\nدوشنبه شاه نوشت انجمن‌ها برچیده شوند و نمایندگان پراکنده گردند. کمیسیون پذیرفت. مردم نپذیرفتند. برخی وکلا می‌گفتند:\n\n«حسب الامر خوبست اطاعت شود تا فتنه و فساد مرتفع گردد»\n\nپاسخ از جلوخان این بود:\n\n«ما نه خود بخانه‌هامان رویم و نه شمارا گزاریم»"},{"title":"۳. ملایان در میدان","body":"اوباش به خانه‌های [[p:sheikh-fazlollah|شیخ فضل‌الله نوری]] و حاجی میرزا ابوطالب زنجانی و سید علی یزدی و ملامحمد آملی ریختند و آنان را به میدان آوردند. بهبهانی شیخ را به مجلس خواند؛ او سوگند خورد که به میدان نرود. اندکی بعد بردندش. نویسندهٔ شیخ به پسر در نجف نوشت مردم او را به دوش کشیدند. کسروی این پرده را برای شیخ باور نمی‌کند و می‌گوید معنی مشروطه روشن شده بود و انبوه ملایان برانداختن آن را می‌خواستند. ابوطالب را بدخواه اما بافهم می‌شمارد که به دلخواه نرفته. در میدان روضه رفت که زنا و دزدی و قتل آمرزیده است اما نزدیک مجلس مرو. جهودان را به زور آوردند تا شعار را بگویند. صور اسرافیل از سردستهٔ ورامین آورد که قالی بهارستان را پالان الاغ کنند. میرزا عنایت زنجانی تکه‌تکه شد. میدان‌بانان می‌گفتند او تیر انداخت؛ آزادیخواهان بی‌گناهش می‌شمردند. سعدالدوله گفته بود دو توپ بر سر بهارستان بفرستند. شاه خرسندی نداد. در این روزها کسروی شاه را دودل می‌بیند و برای برانداختن آشکار دلیری در او نمی‌یابد."},{"title":"۴. تبریز و سوگند ۱۷ ذی‌قعده","body":"شاه دستور داد تلگرافخانه‌ها آشوب را به شهرها نرسانند. [[p:tabatabai|طباطبایی]] و بهبهانی تلگراف کوتاه فرستادند:\n\n«مفسدین اقدام بمخالفت، دولت در صدد خلف عهد.»\n\nنمایندگان آذربایجان نوشتند امیر بهادر و سعدالدوله در تصور قتل و غلبه بر مجلس‌اند. به گفتهٔ کسروی این تلگراف‌ها نرسید؛ کارکنان تلگرافخانه پنهانی خبر دادند. انجمن تبریز نقض سوگند را خلع شمرد و به صاحب‌منصبان آذربایجانی در تهران نوشت اگر به مشروطه صدمه برسد خانه و زن و فرزند در میان است. کتاب آبی می‌گوید شاه از اندرون بیرون نیامد و به جان خود می‌ترسید. وزرای مختار روس و انگلیس میانجی ماندن او شدند.\n\nشنبه ۲۹ آذر تقی‌زاده مذاکرهٔ تند را فعلاً لازم ندانست. یکشنبه سوگندنامه‌ها خوانده شد. تاریخ هر دو ۱۷ ذی‌قعده ۱۳۲۵ نوشته شد چون گمان می‌بردند شاه شبانه در مجلس حاضر شود. نیامد.\n\n«چون بواسطه انقلابی که این چند روزه در تهران و سایر ولایات ایران واقع شده برای ملت سوء ظن حاصل شده بود که خدای نخواسته ما در مقام نقض و مخالفت از قانون اساسی هستیم لهذا برای رفع این سوء ظن و اطمینان خاطر عموم ملت باین کلام‌الله مجید قسم یاد می‌کنیم که اساس مشروطیت و قوانین اساسی را کلیتاً در کمال مواظبت حمایت و رعایت کرده و اجرای آنرا بهیچوجه غفلت نکنیم هرکسی برخلاف مشروطیت رفتار کرده مجازات سخت بدهیم و هرگاه نقض عهد و مخالفت از ما بروز کند در نزد صاحب قرآن مجید مطابق عهد و شروط و قسمی که از وکلای ملت گرفته‌ایم مسئول خواهیم بود لیله هفده ذی قعده ۱۳۲۵»\n\nوکلا نیز سوگند خوردند تا شاه حامی قوانین باشد خیانت به اساس سلطنت نکنند. کابینه با ریاست نظام‌السلطنه مافی شناسانده شد. تبریز خرسند نشد و بر خلع ایستاد. سعدالدوله به سفارت هلند بست. مجاهدان قزوین به پیشوایی میرزا حسن رئیس‌المجاهدین رسیدند؛ مجلس آنان را بازگرداند. سوگند بی‌حضور شاه را کسروی سستی مجلس می‌شمارد."}],"aftermath":"چون شاه ناگزیر شد با مجلس آشتی کند، ملایان همکار اوباش را کنار گذاشت. از ارک به مدرسهٔ مروی رفتند و به نام شرع تلگراف زدند؛ از شهرها بیزاری رسید. دو سید به نجف گله کردند. آخوند خراسانی و مازندرانی و نجل میرزا خلیل تصرف نوری را حرام خواندند. ۲۳ دی شاه بار سوم به قرآن سوگند خورد. ظفرالسلطنه صنیع حضرت را با چادر زنانه از خانهٔ پدرزن درآورد؛ ۱۳ بهمن چهار سردسته هر یک دو هزار شلاق خوردند و به کلات رفتند. این آشوب بهارستان را نشکست. راه توپ از دل همان دودلی و دخالت سفیران بعدها در [[e:majlis-bombarded|بمباران مجلس]] باز شد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":9,"solarDay":5,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":27},"title":"دستخط دربار","text":"چهارشنبه ۵ آذر؛ مهلت تا یکشنبه."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":9,"solarDay":23,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":15},"title":"هجوم به سپهسالار و توپخانه","text":"یکشنبه ۲۳ آذر؛ شعار دین نبی؛ قزاق لیاخوف در میدان."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":9,"solarDay":29,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":12,"gregorianDay":20},"title":"سوگندنامه‌ها","text":"خواندن یکشنبه؛ تاریخ هر دو ۱۷ ذی‌قعده؛ شاه به مجلس نیامد."}]},{"id":"nuri-letter-to-aqa-najafi-di-1285","title":"نامهٔ شیخ فضل‌الله به آقا نجفی در باب مجلس شرعیه","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":4,"solarDay":2,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":23},"tier":"secondary","category":"religious","summary":"شیخ فضل‌الله در دیماه ۱۲۸۵ به آقا نجفی نوشت عنوان مجلس باید سلطنت جدید بر قوانین شرعیه باشد. همان خط را تیر ۱۲۸۶ در بست عبدالعظیم به میدان آورد.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار ششم؛ نامه به آقا نجفی","text":"کسروی نامهٔ شیخ فضل‌الله به آقا نجفی را نمونهٔ راه او می‌آورد، جدا از راه بهبهانی و طباطبایی و آخوند خراسانی."}],"personIds":["sheikh-fazlollah","aqa-najafi"],"personDeeds":{"sheikh-fazlollah":"نگارش نامه در باب عشر شرعی و عنوان مجلس.","aqa-najafi":"گیرندهٔ نامه در اصفهان."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["نامه نوری به نجفی","عشر مما ینبت"],"context":"دیماه ۱۲۸۵، پیش از بست عبدالعظیم، شیخ فضل‌الله به آقا نجفی اصفهان نوشت که عنوان مجلس باید سلطنت جدید بر قوانین شرعیه باشد. رونوشت به نجف برای پسرش رفت. کسروی این نامه را نمونهٔ راه او می‌آورد، جدا از راه دو سید و آخوند خراسانی.","whatHappened":[{"title":"۱. متن نامه","body":"شیخ فضل‌الله خراج شرعی و عشر زمین را علاج دانست و راه‌های ملل اروپایی را اضمحلال دین خواند:\n\n«چنین بنظر میرسد که اگر وضع مملکت بر گرفتن خراج شرعی بر صدقات لازمه از زکوة و غیرها و بعبارت آخری اخذ العشر مما ینبت من الارض و طرح جمیع عناوین دیگر و صرف در مصارف اصناف ثمانیه من العاملین والغارمین والمولفه و فی سبیل الله الخ بشود بشرحی که محتاج بذکر نیست و جنابعالی محض توجه محیط بتمام آن میشود کارها اصلاح و زاد فی شرف الاسلام و حصل الشرف فوق الشرف و فیه من الفوائد الاسلامیه مالایخفی اگر چه مناقشات علمیه در دقیق نظر بسیار است ولکن مقصود بعد از وقوع عمل بر وجه لابدیه بصحت اسم است و منافع مترتبه بر این اسم و اما طرق دیگر مما علیه ملل الاروبیین فیه اضمحلال الدین و انحطاط الاسلام و اهله و خوف الوقوع و لو بعد حین فی مفاسد کثیره. وبالجمله اگر از اول امر عنوان مجلس عنوان سلطنت جدید بر قوانین شرعیه باشد قائمه اسلام همواره مشید خواهد بود.»"}],"chronology":[{"date":{"solarYear":1285,"solarMonth":10,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":1},"title":"نگارش نامه","text":"دیماه ۱۲۸۵؛ رونوشت به نجف."}],"aftermath":"این نامه بست را نساخت؛ راه مشروعه را نشان داد. اصل دوم همان خط را در بهارستان نشاند."},{"id":"ruh-ol-qods-notq-gheybi","title":"گفتار روح‌القدس: نطق غیبی سلطان‌العلماء","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":8,"solarDay":14,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":6},"tier":"secondary","category":"cultural","summary":"سلطان‌العلماء خراسانی در روح‌القدس شاه را به قصابی متهم کرد و از خون فدایی شماره ۴۱ اتمام حجت ساخت. کسروی گفتار را بی‌سود و بهایش را باغشاه می‌داند.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ گفتار روح‌القدس","text":"کسروی نطق غیبی روح‌القدس را تمام آورده است. نویسنده پس از بمباران مجلس در باغشاه شکنجه شد."}],"personIds":["sultan-ol-ulama","mohammad-ali-person","abbas-aqa-tabrizi"],"personDeeds":{"sultan-ol-ulama":"نگارش نطق غیبی در شمارهٔ ۱۳ روح‌القدس.","mohammad-ali-person":"آماج خطاب؛ کسروی سوگند بعدی او را فریب می‌خواند.","abbas-aqa-tabrizi":"در متن به فدایی نمرهٔ ۴۱ ارجاع داده شد."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["نطق غیبی","روح‌القدس ۱۴ آبان","سلطان‌العلماء"],"context":"سلطان‌العلماء خراسانی در شمارهٔ ۱۳ روح‌القدس، پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۲۸۶، گفتار «نطق غیبی یا اشاره لاریبی» را نوشت. کسروی همهٔ آن را آورده و می‌گوید برای مشروطه‌خواهان بی‌سود بود و بهایش خون نویسنده در باغشاه شد.","whatHappened":[{"title":"۱. سرلوحه و آغاز","body":"بیت سرلوحه:\n\n«مگر بگوش سلیمان ز من رساند باد / نصیحتی که در او خیر سلطنت باشد»\n\n«ایکاش که در این مملکت بک شاه‌پرست پیدا میشد چند کلمه بدخواهی «روح‌القدس» را بشاه دادخواه میرساند – ما را نه هوای سلطنت است نه خیال وزارت در حفظ وطن و حمایت هم وطنان بجان بکوشیم و از حرف حق گفتن چشم نه پوشیم میان رعیت و بنده فرق است اطاعت شهوات نفسانی بر بنده لازمست نه بر رعیت زیرا که رعیت بنده نیست و آزاد است بلکه با خود شاه هم مساویست فقط حقوق پاسبانی سلطان را باید پاداش داشته باشند در صورتیکه شاه هم بوظیفه شبانی و پاسبانی خود عمل کند (گوسفند از برای چوپان نیست) (بلکه چوپان برای خدمت اوست) رقابت سلاطین با یکدیگر جهت توسعه مملکت و رفاهیت رعیت است – رعیت را برای آسایش و زندگانی دو چیز است (یکی مال و دیگر جان) سلاطین سابقه ایران چنانچه تواریخ شاهد است برای حفظ این دو چیز همیشه لواء جهانگیری افراخته داشتند و رعیت را در سایه خود آسوده مید‌اشتند چون ودایع حق را که ملت باشد از شر دشمنان حفظ میکردند ملقب (بظل الله فی‌الارض) شدند – سلاطین لاحقه هم پیروی و تاسی بایشان کردند و از مملکت و رعیت خود بهره‌مند شدند و تمام سلاطین عالم را مطیع و باج ده خود نمودند چنانچه داستان شاپور ذوالاکتاف و دیگر سلاطین بر این گفته گواهست – هر پادشاه که از وظیفه خود کوتاهی کرد عاقبت بکیفر غیبی گرفتار شده مانند خسرو پرویز و شاه سلطان حسین صفوی – پس ملت در همه قرون و ازمنه در بستر امن و امان بکمال راحتی میغنودند پاسبانان با کمال جد و جهد حمایت و حفظ آنها را می‌کردند – این شیوهٔ مرضیه وجههٔ همت تمام سلاطین بود تا عهد سلطنت فتحعلی شاه و محمد شاه در زمان پادشاهی این دو تاجدار هم اگرچه پارهٔ صدمات و لطمات بملت رسید و قطعهٔ از وطن عزیزشان بباد فنا داده شد باز تا اندازهٔ ملت راحت بودند جان و مالشان تا حدی محفوظ بود – دور سلطنت که بناصرالدین شاه رسید ورق برگشت ستارهٔ بدبختی ملت طالع شد جماعت تن‌پرور پست فطرت بی‌شرف معاون قوهٔ باطنی سلطان شدند رذالت ذاتی را ظاهر ساختند دست تعدی بودائع پروردگار گشودند جان و مال ملت مظلومه را قسمت کردند – ابتدا جهت تحصیل پارک و کالسکه و مبل اطاق مثل دزدان اموال ملت را بغارت بردند و قطعه‌قطعه خانمان رعیت را باجانب فروختند تا اواخر سلطنت شاه مظفر عدل پرور تمام اموال ملت بغارت رفت (سک و خرس و خوک) مقوائی خریده شد – عاقبت سلطان‌المستبدین با رئیس الخائنین گرفتار آه ملت مظلومه شده هر دو هدف گلوله وطن پرست غیبی گشتند – شاه نیک فطرت و صدر اعظم نیکو سجیت آثار ملت دوستی و وطن پرستی را بیادگار نهادند (تعرف الاشیاء باضدادها) این دو شاه و دو صدر اعظم آثار خیریه و شریه بسوء خاتمت و حسن عاقبت سرمشق و منشأ تاریخ برای سلاطین آتیه گذاشتند. چون سلطنت به اعلیحضرت رسید مال ملت تمام غارت شده غیر از یک جانی برای ملت باقی نمانده است – در این عهد دست بجان ملت زده شد – یکطرف اقبال‌السلطنه بحکم مرکزی مشغول ریختن خون ملت شد – یک سمت عثمانی تحریک شده اطفال ملت را ذبح و اهل بیت ملت را اسیر و چقدر از ملت را تلف کرد یکجانب وزیر نظام مامور قتال و اغشاش خراسان میشود – از طرف دیگر جهان شاه خان از طهران بزنجان رفته اهل زنجان را قطعه قطعه نمود – تا ملت بخواهد خود را از گرگان داخله نجات بدهد گرفتار سگان و گرگان خارجه میشود. از هر گوشه دردمندی و از هر کناره آه مستمندی بلند است لیلا و نهاراً مشغول دعاگوئی این دورهٔ سلطنت هستند»"},{"title":"۲. قصابی و اتمام حجت","body":"بیت میانی: «آه دل مظلوم بسوهان ماند / گر خود نبرد برنده را تیز کند»\n\n«خوب است قدری از مستی سلطنت بهوش آمده چشم باز کرده نظری بدولت خود و باقی دولتها بنمائی – آیا تمام سلاطین عالم از وظیفه و شغل خود خارج شده مشغول قصابی گشته‌اند – با تمام ملل عالم مثل ملت بخت برگشتهٔ ایران اسیر ظلم و شهوات نفسانی پادشاه خود هستند – ندانم چه باعث شده که تمام ممالک رو بآبادی و وسعت خاک و ازدیاد نفوسند جز ایران که هر سال و ماه قطعهٔ از خاکش قسمت دیگران و نفوسش طعمهٔ گرگان و آبادیش مبدل بخرابی میشود – کدام پادشاه مستبد جهة استبداد و خودسری سر و تاج روی استبداد خود نگذاشت. یا کدام پادشاه مشروطه بواسطه مشروطیت باعلی درجه شاهنشاهی و امپراطوری نرسید – آیا بغیر از وسیله مشروطیت امپراطور ژاپن بر امپراطور مستبد روس غالب شد – یا بجز فائدهٔ مشروطیت دولت انگلیس با دولت دیگر آباد و رشک دول مستبده گردید ندانم اعلیحضرت ما بتصور چه فایده و خیال چه نتیجه از مشروطیت سرپیچان و با رعیت دست در گربیان شده است – مگر ندانسته که رعیت و پادشاه هر دو بندهٔ پادشاه حقیقی هستند (ان اکرمکم عندالله اتقاکم)»\n\n«مگر ممکن نیست که داستان لوی شانزدهم در این مملکت اتفاق بیفتد زیرا که (ان الله عزیز ذو انتقام)»\n\n«مگر یقین نکرده که از خون فدائی نمرهٔ (۴۱) فدائی بزرگتر برای بزرگتر از کار آنفدائی تولید شده و منتظر اتمام حجت است»\n\nرباعی پایان: «ظالم ز ستم همیشه لات آمده است / رخ رفته پیاده با ثبات آمده است / مشروطه‌طلب باسب و پیلست سوار / چون کشته وزیر شاه مات آمده است»"}],"aftermath":"روزنامه را بستند. وزیر علوم به دادگاه رفت. کسروی می‌گوید هیئت منصفه ایراد گرفت و نویسنده پاسخ نداد. پس از بمباران سلطان‌العلماء در باغشاه شکنجه شد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":8,"solarDay":14,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":6},"title":"چاپ نطق غیبی","text":"شمارهٔ ۱۳ روح‌القدس؛ ۲۹ رمضان."}]},{"id":"sokmanabad-khoy-1286","title":"جنگ سکمن‌آباد و تلگراف اقبال‌السلطنه","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":21,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":13},"tier":"secondary","category":"tribal","summary":"بازگشت اقبال‌السلطنه به ماکو، تاخت کردان به لشکرگاه مجاهدان خوی، کشته شدن میرزا جعفر زنجانی، و تلگراف بلند دفاعی خان ماکو به فرمانفرما.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار هشتم؛ جنگهای خوییان","text":"کسروی جنگ خوی با اقبال‌السلطنه و شکست سکمن‌آباد را می‌نویسد. متن تلگراف مرتضی‌قلی‌خان را از همان گفتار می‌آورد."}],"personIds":["eqbal-al-saltaneh-maku","farmanfarma-person"],"personDeeds":{"eqbal-al-saltaneh-maku":"بازگشت به ماکو، جنگ سکمن‌آباد، نگارش تلگراف دفاعی به فرمانفرما.","farmanfarma-person":"ملامت خان ماکو و فشار برای آشتی خوی."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["سکمن‌آباد","جنگ خوی ۱۲۸۶","تلگراف اقبال‌السلطنه"],"context":"پس از بیرون راندن اقبال‌السلطنه، او بازگشت. مجاهدان خوی از جمله میرزا جعفر زنجانی که از باکو آمده بود لشکرگاه ساختند. آدینه ۲۱ شهریور کردان تاختند. کسروی تلگراف دفاعی اقبال‌السلطنه به فرمانفرما را می‌آورد.","whatHappened":[{"title":"۱. جنگ سکمن‌آباد","body":"کسروی نزدیک شصت مجاهد کشته می‌نویسد؛ میرزا جعفر دستگیر شد و چون لابه نکرد کشته شد. فرستادگان تبریز از جستجو ۱۰۸ کرد و حدود ۵۰ مجاهد در سکمن‌آباد شمردند. جنگ را با آشتی چورس بستند."},{"title":"۲. تلگراف اقبال‌السلطنه","body":"مرتضی‌قلی اقبال‌السلطنه به فرمانفرما نوشت. نشانه‌های «؟» از چاپ کسروی است.\n\n«حضور مبارک نواب مستطاب اشرف والا شاهزاده اعظم فرمانفرما سردار کل روحی فداه تلگراف مبارک در سیم ماه شرف صدور یافته بود در نهم ماه زیارت گردید مذمت و ملامت فرموده بودند که چرا تا حال احوالات و وضع این سرحدات را معروض نکرده‌ام اولا چطور میشود مثل نواب مستطاب اشرف والا روحی فداه شخص بزرک و محترم و سردار کل مملکت آذربایجان تشریف فرما بشوند چاکر یک اظهار انسانیتی نکرده احوالات سر حد را عرض نکنم مکرر از هر نقاط تفصیل عرض شده است مخابره را توقیف و پستخانه‌ها را ضبط کرده‌اند دیگر از کجا بحضور مبارک برسد از آنوقت که نواب مستطاب اشرف والا روحی فداه از تهران خیال حرکت مملکت آذربایجان فرموده‌اند تلگرافخانه و پستخانه‌ها توقیف است آنهم محض این است عرایضجات چاکر بجاهای لازمه نرسد الحمدالله از سایهٔ دولت و ملت تردد آدمهای چاکر از همه جا مقطوع و ممنوع بوده استدعا دارم اول حکم این را بفرمایید در هیچ قانون در هیچ طریقه مسدود کردن راه عرایض مردم جایز نیست و ثانیا احوالات این صفحات از روی قاعده نیست که عرض شود و در عریضه تلگرافی هم گنجایش نمیکند همین قدر هست هرقدر از چاکران شکایت کرده اند همه را اهالی خوی کرده اند و شکایت هم مینمایند هیچیک از حرفهای آنان نه اصل دارد و نه فرع در حالیه دنیا با چاکر مدعی شده است جهت آنرا هم نفهمیده ام که چرا مدعی‌گری میکنند و بچه جهت میخواهند ماکو را خراب نمایند اهالی خوی یکسالست بچاکران پیچیدگی دارند دست نمیکشند گاه به نمک خوارگان صد ساله محرک شده انبار غله و تنخواه که داشتیم داغون کرده گاه خود چاکران را بخارجه تبعید نموده‌اند قلعه را محاصره کرده نزدیک بود عمارتهای دویست ساله را خراب و خودمان و اهل و عیالمان را اسیر نمایند کار نوعی فراهم آمده بیاری خدا ممکن نکرده‌اند حالا چهار ماه است که چاکر معاودت بماکو کرده از آن تاریخ تا حالا هی قشون کشی است که بسر ماکو میکنند اگر سکوت نمایم جان و مال و عیال میرود و املاک کلیه مخروبه میشود بمقام دفاع میآیم آنوقت هم طرف سئوال و جواب میشوم آیا دویست سال است خدمت کرده حالا یاغی دولت بوده‌ایم یا اینکه بشهرهای همسایه صدمه و ضرر زده‌ایم بچه سبب سرباز توپ و اهالی را بسر چاکران میآورند چنانکه در آخر وقت یک اردو بمحال سکمن‌آباد یکی را بمحالچایپارهکه علاقجات هر دو محال که تعلق بچاکران هست حرکت داده‌اند آنکه اردوی محال چهارپاره است قتل و غارت نموده اند سهل است یکنفر سید معتبری در ماکو بوده در آن دهات اقامت داشت او را کشته‌اند حالا از طایفه آن پانصد نفر جمع شده میخواهند بخوی رفته انتقام خود را بردارند بیک درجه جلوگیری نموده‌ام تا اینکه مراتب بحضور مبارک عرض شود آنکه احوالات سکمن‌آباد است بآبادیهایایل میلانریخته بعد از قتل و غارت زیاد سی نفر مرد پانزده نفر از زنان اکراد خارج از قاعده مقتول کرده‌اند در صورتیکه اهالی عیال کسی را بآنطورها بکشند بعد ناچار مانده بمقام دفاع برآمده دعوای سخت کرده شکست بآنها داده تمام اهالی اردو را گرفتار نموده آنکه سواره قراجه‌داغ و سرباز است رهائی داده و اهالی را ول نموده محض بجهت نمونه یکصد و سی و پنج نفر از سرباز صاحب منصب پسر حاجی حیدر خان پسر لطفعلی خان از این قبیل‌ها گرفته الان حاضرتر و شاهد معتبرتر از این که نمیشود اگر آنها تخطی باداره ماکو نموده اند آنها مقصرند هرگاه چاکران بخاک خوی تجاوز نموده‌ایم چاکران مقصر است هیئت محترمه که مأمور شده‌اند البته آمده‌اند تحقیقات بحقانیت نمایند آنها هم برأی‌العین دیده که اردوی خوی در کدام خاک بوده‌اند مثل مشهور است خودشان میزنند خودشان گریه میکنند بیاری خدا و از سایه مبارک چاکران از این قبیل آدمها هیچ ملاحظه ندارد در نیمساعت خوی را نیست هم میکنم و ساکت هم مینمایم بالکلیه از یاد فراموش نمایند از یکطرف ملاحظه دولت را دارم از یکطرف هم در نزد ملت چاکران را بدنما میکنند زیاده از این اغتشاش نمی‌شود که ابنها مینمایند چاکران سهل است در داخله خودشان چرا اینطورها می‌نمایند اینها هم خائن دولتند هم خائن ملت خیانت که بدولت نموده‌اند اینست که تمام قورخانه و توپخانه دولت را داغون نموده‌اند تلگرافخانه پستخانه را ضبط کرده‌اند و باین سرحد سه دولت اغتشاش افکنده‌اند خیانت که بملت دارند اینست که مجتهد علماء و سادات و فقراء ملت را بقتل میرسانند مال مردم را مال‌الله نموده نه بدولت نه بمجلس اطاعت ندارند بیقاعدگیهای آنها را باین شکل دولت برأی‌العین دیده باز بآنها تنبیه نکرده مؤاخذه نمیفرمایند در مقابل آنها هیچ مقصود و غرضی ندارم که بچاکر مذمت و ملامت وارد مینمایند البته بخلاف کار باید تنبیه شود و اگر نباشد زیاد میکنند از این حرکتی (؟) دارم دولت با معتبرین ملت چرا از ایران صرف نظر کرده‌اند اجامر و اوباش را ول کرده از بهر صنف (؟) اگر مانع نباشند که بتر از این مینمایند اینها اگر برای مشروطه است مشروطه چنین نمی‌شود و کسی هم بمشروطه مانع نیست والا مقصود مخروبه شدن ماکو این خانواده است هرجا چاکران برود بزرک خودتان (؟) بی‌اطاعتی نمینمائیم دو کلمه دستخط مبارک مرحمت فرمایند چاکران با عموم ولایت بدولت روس و عثمانی کوچ نمائیم آنها هم بیایند از تازه اینجا را آباد نمایند و اگر چاره دیگر نیست استدعا است بزودی تکلیف چاکران را مشخص فرمایند امر مقرر شده بود جهت اصلاح میانهٔ ماکو و خوی معین بوده‌اند اگر چه اهالی خوی مبالغی گزاف بچاکران خسارت زده‌اند و معهذا بر حسب امر مطاعه چاکران حاضر است هیئت محترم شرحی نوشته محل ملاقات را خواسته بودند که معین نموده‌ام که طرفین حاضر شده اصلاح شود همین قدر هست چاکران ببدی هیچوقت راضی نیستیم و طالب خیر هستیم طرف مقابل بدون جهت چاکران را بدنام میکنند. (مرتضی قلی)»"}],"aftermath":"کسروی می‌گوید اگر جنگ ادامه می‌یافت مجاهدان آزموده‌تر می‌شدند؛ دل‌مردگی فرستادگان تبریز آن را ناانجام گذاشت. سال بعد اقبال‌السلطنه سپاه به تبریز فرستاد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":6,"solarDay":21,"gregorianYear":1907,"gregorianMonth":9,"gregorianDay":13},"title":"جنگ سکمن‌آباد","text":"تاخت کردان؛ کشته شدن میرزا جعفر زنجانی."}]},{"id":"shah-assassination-attempt","title":"سوءقصد به کالسکه محمدعلی‌شاه","date":{"solarYear":1286,"solarMonth":12,"solarDay":9,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":28},"tier":"secondary","category":"political","summary":"پرتاب دو بمب دستی به کالسکه شاه در خیابان دوشان‌تپه توسط فداییان حیدرخان عمواوغلی. شاه جان به در برد اما کینهٔ او از مجلس به تصمیم قطعی سرکوب انجامید.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار نهم؛ رخداد هشتم اسفند","text":"کسروی می‌نویسد آدینه ۸ اسفند دو نارنجک در پیچ باغ‌وحش کاروان شاه را زد؛ کالسکهٔ شش‌اسبه گزند ندید و شیشهٔ اتومبیل پیشرو شکست. بازپرس همان روزها روشن نشد؛ او بعدها نقشه را از حیدر عمواوغلی و کمیتهٔ باکو می‌داند."},{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دهم؛ جستجو از حال مردم","text":"کسروی گرفتاری بمب‌اندازان را نمونهٔ فریب انجمن‌های تهران می‌شمارد. پس از میدان توپخانه و این پیشامد، آنان هیاهوی خود را نیرو پنداشتند."}],"personIds":["mohammad-ali-person","haydar-khan"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"از سوءقصد نجات یافت و بدگمانی‌اش به مجلس به کینهٔ خونین بدل شد.","haydar-khan":"طراحی و ساخت بمب دستی و هدایت عملیات سوءقصد به کالسکه شاه."},"periodId":"mashruteh","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["بمب دوشان‌تپه","سوءقصد به محمدعلی‌شاه"],"context":"آغاز اسفند ۱۲۸۶ شاه دستخط خشنودی از قانون انطباعات به مجلس فرستاد. فردای آن، آدینه ۸ اسفند (۲۵ محرم ۱۳۲۶)، دو نارنجک در پیچ باغ‌وحش کاروان گردش دوشان‌تپه را زد. محمدعلی‌میرزا در کالسکهٔ شش‌اسبه گزند ندید. این پیشامد همان روز بهارستان را به توپ نبست؛ [[e:majlis-bombarded|بمباران مجلس]] ماه‌ها بعد آمد.","whatHappened":[{"title":"۱. نارنجک پیچ باغ‌وحش","body":"اتومبیل پیشرو بود و کالسکهٔ پادشاهی از پس، با غلامان کشیکخانه و امیر بهادر در پیرامون. چون خیابان باغ‌وحش را به پایان رساندند و خواستند به خیابان ظل‌السلطان بپیچند، نارنجکی ترکید. دو تن کشته شدند و شیشه‌های اتومبیل خورد شد. نارنجک دوم چند گام دورتر ترکید. شاه از کالسکه پایین آمد و خود را به خانهٔ کالسکه‌چی‌باشی رساند. غلامان تاراج کردند؛ چون شنیدند شاه زنده است بازگشتند. شاه پیاده به دربار رفت و همان روز با تلگراف داستان را به شهرها رساند. تهران چراغان کرد. بهبهانی و احتشام‌السلطنه و نمایندگان آذربایجان به تبریز تلگراف همدردی فرستادند.\n\nمجلس پافشاری داشت کنندگان به دست آیند. کسانی گفتند چنین کاری از ایرانی نمی‌زند. شهربانی خانه‌ای را که نارنجک از آنجا آمده بود بست و سپس گشود؛ افزار ساخت و یک ریش ساختگی یافت. چهار آذربایجانی را که با گاری می‌رفتند از عبدالعظیم آوردند: مشهدی محمد و مشهدی عبدالله و اکبر از اسکو، و زینال از قره‌داغ. چیزی به گردن نگرفتند. انجمن‌های تهران بازپرس آشکار بی‌فشار خواستند؛ هر چهار تن رها شدند.\n\nشاه نامهٔ گله به مجلس نوشت:\n\n«اگر تا چند روز دیگر هم اثری از تعیین محرکین و دستگیری مرتکبین ظاهر نشود لابد بعضی اقدامات مجدانه بعمل خواهد آمد که خیانت مجرمین هویدا و اغراض مغرضین آشکار و پیدا شود.»"},{"title":"۲. نسبت بعدی و انجمن‌ها","body":"کسروی می‌گوید جستجوی شهربانی همان روزها نتیجهٔ روشنی نداد. آنچه در سال‌های دیرتر دانسته شده این است که نقشه را [[p:haydar-khan|حیدر عمواوغلی]] کشیده و بمب را او ساخته، و پرتاب‌کنندگان همان چهار تن بوده‌اند، از جمله مشهدی محمد عمواوغلی؛ کمیتهٔ باکو آنان را به تهران فرستاده. کسروی می‌گوید اگر شاه می‌مرد رنگ جنبش عوض می‌شد.\n\nشب ۱۹ فروردین به خانهٔ چهار تن از کارکنان چراغ گاز ریختند؛ یکی حیدر بود. آنان را به گلستان بردند. انجمن‌ها نقض قانون اساسی شمردند. شاه بی‌وزیر دستور داده بود. بازپرس نتیجه نداد و رهایشان کردند. انجمن‌های تهران این را کامیابی خود شمردند.\n\nپس از [[e:ashub-meydan-tupkhaneh|آشوب میدان توپخانه]] و گرفتاری بمب‌اندازان، کسروی انجمن‌ها را فریب‌خورده می‌خواند: دسته‌بندی سست را نیرو پنداشتند و نمایندگان آن را با تلگراف به شهرها فرستادند."}],"aftermath":"کسروی می‌گوید از همان روزهای رهایی حیدر، شاه با لیاخوف و نمایندگان روس گفتگو کرد و نقشهٔ [[e:majlis-bombarded|بمباران مجلس]] را آغاز نمود. خودِ توپ در این پیشامد شلیک نشد.","chronology":[{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":12,"solarDay":7,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":26},"title":"دستخط انطباعات","text":"نشست ۷ اسفند؛ خشنودی شاه از قانون مطبوعات."},{"date":{"solarYear":1286,"solarMonth":12,"solarDay":8,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":2,"gregorianDay":27},"title":"نارنجک باغ‌وحش","text":"آدینه ۸ اسفند / ۲۵ محرم ۱۳۲۶؛ کالسکهٔ شش‌اسبه گزند ندید."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":1,"solarDay":19,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":8},"title":"دستگیری چراغ گاز","text":"شب ۱۹ فروردین؛ حیدر و سه تن به گلستان، سپس رهایی."}]},{"id":"majlis-bombarded","title":"به توپ بستن مجلس و واقعه باغشاه","date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"solarDay":2,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":23},"tier":"primary","category":"political","summary":"قزاق‌های روسی به فرماندهی کلنل لیاخوف و دستور محمدعلی‌شاه بهارستان را به توپ بستند. مجلس ویران شد، سران مشروطه در باغشاه دستگیر و ملک‌المتکلمین و جهانگیرخان اعدام شدند.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یازدهم؛ به توپ بستن مجلس","text":"کسروی گفتار یازدهم را از خانهٔ عضدالملک و رفتن شاه به باغشاه تا توپ ۲ تیر و خفه کردن ملک‌المتکلمین و جهانگیرخان می‌برد. حاجی میرزا ابراهیم‌آقا را در میان کسانی می‌آورد که جنگ می‌خواستند و روز توپ در بهارستان بودند؛ او را در پارک امین‌الدوله کشتند."},{"sourceId":"malekzadeh","locus":"فاجعه باغشاه","text":"ملک‌زاده قتل پدرش ملک‌المتکلمین و جهانگیرخان را با جزئیات دردناک گزارش می‌دهد."},{"sourceId":"browne","locus":"The Coup d'État of June 23, 1908","text":"براون نقش مستقیم افسران تزاری را در نابودی پارلمان ایران مستند کرده است."}],"personIds":["mohammad-ali-person","liakhov","shapshal","amir-bahador","malek-al-motekallemin","jahangir-khan","tabatabai","behbahani","taqizadeh","dehkhoda","sultan-ol-ulama"],"personDeeds":{"mohammad-ali-person":"باغشاه، آگهی راه نجات، خواستن هشت تن، دستخط انفصال سه ماه، اصرار به کشتن ملک و جهانگیر.","liakhov":"راپورت ۵۹ و ۶۰؛ فرمان میدان ۲ تیر؛ حکومت نظامی؛ محاصرهٔ سفارت انگلیس.","shapshal":"شمشیر آخته پهلوی کالسکهٔ پنجشنبه؛ شماتت جهانگیرخان در باغشاه.","amir-bahador":"شب ۱۴ خرداد از سفارت روس به باغشاه؛ وزیر جنگ کابینهٔ شب بمباران.","malek-al-motekallemin":"از هشت تن؛ خفه کردن چهارشنبه ۳ تیر؛ شعر دم در.","jahangir-khan":"از هشت تن به گناه صور؛ شوشکه جلو سفارت؛ اعدام با ملک.","tabatabai":"تلگراف قزوین؛ پراکندن آدینه؛ کتک پارک؛ تبعید خراسان.","behbahani":"همان تلگراف؛ نپذیرفتن هشت تن؛ تبعید عتبات.","taqizadeh":"پراکندن مردم؛ کسروی تلگراف دروغ تبریز و غیبت روز جنگ را به او می‌دهد؛ بست انگلیس.","dehkhoda":"گناه صور بر جهانگیر افتاد؛ بست سفارت انگلیس با تقی‌زاده.","sultan-ol-ulama":"در فهرست هشت تن نبود؛ کسروی او را سزاوارتر می‌داند؛ شکنجه و انبار باغشاه."},"periodId":"minor-tyranny","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["بمباران مجلس","کودتای ۲۳ ژوئن","واقعه باغشاه","استبداد صغیر"],"context":"کسروی بازپسین کوشش [[p:mohammad-ali-person|محمدعلی‌شاه]] را از خانهٔ عضدالملک تا توپ سه‌شنبه ۲ تیر ۱۲۸۷ می‌برد. شاه از ایراد اروپا می‌ترسید و از تکرار بیم دادن سرکردگان در [[e:ashub-meydan-tupkhaneh|آشوب توپخانه]]. چارهٔ روس این بود که کار را دستگیری چند تباهکار بنمایانند، وعدهٔ گشودن دوبارهٔ مجلس در سه ماه بدهند، و اجرا را به بریگاد قزاق [[p:liakhov|لیاخوف]] بسپارند. نشست‌های خانهٔ عضدالملک را شاه به انگیزش ظل‌السلطان و برای شاه گردانیدن او می‌شمرد؛ کسروی گمان می‌کند روسیان این بدگمانی را در دل او پدید آوردند.","whatHappened":[{"title":"۱. خانهٔ عضدالملک و بیرون کردن درباریان","body":"قاجاریان و آزادیخواهان بیرون کردن شش تن از دربار را خواستند؛ یکی از آنان امیر بهادر بود. سه‌شنبه ۱۲ خرداد عضدالملک با مشیرالسلطنه نزد شاه رفتند. شاه پنداشت می‌خواهند پیرامونیانش را دور کنند تا تنها بماند، پذیرفت، و فردا نوشته بیرون آمد. آزادیخواهان شادی کردند. همان هنگام با شاپشال و [[p:liakhov|لیاخوف]] نهاد که از شهر به باغشاه رود، سپاه گرد آورد، خود را نگه دارد و نقشهٔ برانداختن مجلس را تمام کند. کسروی این را آغاز دوره‌ای نزدیک سیزده ماه می‌داند که خون بسیار ریخت و سرانجام محمدعلی‌میرزا از پادشاهی کنار کشید."},{"title":"۲. باغشاه و دروغ گرما","body":"پنجشنبه ۱۴ خرداد سیلاخوری‌ها فریاد بگیر ببند کردند. کالسکهٔ شش‌اسبه: شاه درون، [[p:liakhov|لیاخوف]] و شاپشال با شمشیر آخته در چپ و راست. سیم تلگراف را پاره کردند، حتی سیم کمپانی انگلیسی را با وعدهٔ تاوان. شاپشالی که دو روز پیش به خواهش عضدالملک رانده شده بود دوباره پهلوی کالسکه بود. دستخط همان روز:\n\n«جناب اشرف مشیرالسلطنه چون هوای طهران گرم و تحملش بر ما سخت بود از اینرو بباغشاه حرکت فرمودیم پنجشنبه ۴ جمادی‌الاولی عمارت باغشاه»\n\nمجلس همان پسین گفت موکب برای سیاحت رفته و حرکات سیلاخوری مورد اعتنا نیست. کسروی می‌گوید نمایندگان خود را دست می‌انداختند. شب امیر بهادر از سفارت روس به باغشاه شتافت. یکشنبه ۱۷ خرداد قاجاریان با عضدالملک به باغشاه رفتند؛ هنگام خروج قزاقان جلال‌الدوله و علاءالدوله و سردار منصور را گرفتند. عضدالملک نیز ماند."},{"title":"۳. راه نجات و راپورت لیاخوف","body":"دوشنبه ۱۸ خرداد آگهی «راه نجات و امیدواری ملت» پخش شد. مخبرالدوله سیم را بست و متن را به شهرها رساند پیش از تلگراف [[p:tabatabai|طباطبایی]] و [[p:behbahani|بهبهانی]] از راه قزوین. شاه نوشت ایران مشروطه است و مفسدین مخذول خواهند شد:\n\n«صراحتاً بشما میگویم که بهیچوجه من‌الوجوه ممکن نیست بیش از این دولت و ملت خود را دچار حوادث و انقلابات دیده و از اعمال مغرضین صرف نظر فرمایم... ایران بطوریکه دستخط فرموده و بعموم دول اعلان فرموده ایم مشروطه و در عداد دول کنستی‌توسیون محسوب است وکلا و مجلس شورای ملی در کمال امنیت و قدرت بتکالیفی که از برای آنها مقرر است عمل خواهند کرد... مفسدین بی هیچ قبول وساطتی مخذول و منکوب هر کسی از حدود خود تجاوز نماید مورد تنبیه و سیاست سخت خواهد شد»\n\nکسروی این را آگهی جنگ می‌خواند. راپورت ۵۹ [[p:liakhov|لیاخوف]] مجلس را آشیانهٔ دزدان نامید و آزادی تامه خواست. راپورت ۶۰ می‌گوید پترسبورگ پذیرفت و شاه تردید کرد تا تهدید قطع حمایت رسید. ده بند نقشه: رشوه به وکلا، رفتار دوستانه تا دقیقهٔ آخر، بیرون کردن مسلحان، قزاق با قیافهٔ بدل، محاصره با توپ، تاراج خانه‌ها، دار و نفی، اعلان بازگشایی مجلس. لیاخوف مداخلهٔ سرباز ایرانی را رد کرد تا رسوخ قزاقخانه در حیات سیاسی ایران محکم شود."},{"title":"۴. پراکندن انجمن‌ها و هفتهٔ زبونی","body":"آدینه ۲۲ خرداد یکصد و هشتاد انجمن در مدرسهٔ سپهسالار بودند. غلامرضاخان سرهنگ پیام آورد که پراکنده شوند. [[p:behbahani|بهبهانی]] و [[p:tabatabai|طباطبایی]] و تقی‌زاده مردم را پراکندند. روزنامهٔ مجلس این را شکست مفسدین خواند. تقی‌زاده فلسفه می‌سرود:\n\n«ملت مظلومیت خود را بدنیا نشان داد»\n\nکسروی این کار را زبونی می‌داند و راپورت لیاخوف را گواه می‌آورد که شاه و او به این پراکندن ارج می‌دادند. یک هفته از روزهای گرانبها با سست‌نهادی گذشت؛ او آن را هفتهٔ زبونی تهران می‌نامد در برابر جوش تبریز. دنبالهٔ آن ایستادگی در [[e:tabriz-siege|مقاومت تبریز]] است. از آدینه ۲۹ خرداد انجمن‌ها دوباره به مدرسه آمدند با سفارش که افزار جنگ نیاورند."},{"title":"۵. هشت تن","body":"فردای پراکندن، [[p:mohammad-ali-person|محمدعلی‌شاه]] بیرون کردن هشت تن از سران آزادی را خواست: بیرون از ایران یا سپردن به دست او. چهار نام را کسروی قطعی می‌داند: [[p:jahangir-khan|جهانگیرخان]] مدیر صور اسرافیل، سید محمدرضا شیرازی مدیر مساوات، [[p:malek-al-motekallemin|ملک‌المتکلمین]]، و سید جمال واعظ. سپس بهاءالواعظین و میرزا داودخان را می‌آورد؛ دو تن دیگر را نشناخته است. کتاب آبی تقی‌زاده و مستشارالدوله را می‌شمارد؛ مستشار نمی‌پذیرد. کسانی حاجی میرزا ابراهیم‌آقا را نیز در آن فهرست گذاشته‌اند؛ کسروی آن را بی‌انگیزه می‌شمارد.\n\nمجلس گردن ننهاد. گروهی از نمایندگان می‌گفتند این چند تن را بسپارند تا کشاکش پایان یابد. [[p:behbahani|بهبهانی]] ایستاد:\n\n«ما اگر این درخواست دربار را بپذیریم هر زمان درخواست دیگری خواهند کرد»\n\nاگر به جای این‌ها سلطان‌العلماء مدیر روح‌القدس و قاضی ارداقی را می‌شمردند، کسروی می‌گوید به خواست شاه نزدیکتر بود؛ هر دو سپس در باغشاه نابود شدند. گروهی همچنان می‌گفتند آن هشت تن بیرون روند و خشم شاه فرو نشیند. دو سید ایستادگی ستمکشانه می‌خواستند؛ حاجی میرزا ابراهیم‌آقا و تقی‌زاده جنگ می‌خواستند."},{"title":"۶. تلگراف نجف","body":"دو سید و افجه‌ای به نجف نوشتند که شاه بی‌بهانه بیرون دروازه اردو زده است. آخوند خراسانی و مازندرانی به صاحبمنصبان و قزاق و عشایر نوشتند همراهی با مخالفان مشروطه محاربه با امام عصر است:\n\n«تهران توسط آقایان حجج‌الاسلام بهبهانی و طباطبایی و افجه‌ای دامت برکاتهم عموم صاحبمنصبان و امراء و قزاق و نوکرهای نظامی و عشایر و سرحدداران ایران ایدهم‌الله تعالی بسلام وافر مخصوص میداریم همواره حفظ حدود و نفوس و اعراض و اموال مسلمین در عهده آن برادران محترم بوده و هست و همگی بدانند که همراهی با مخالفین اساس مشروطیت هر که باشد ولو با تعرض بر مسلمانان حامیان این اساس قویم محاربه با امام عصر عجل‌الله فرجه است باید تحرز و ابداً بر ضد مشروطیت اقدام ننمایند»\n\nشاه ۲۸ خرداد تلگراف درازی به نجف فرستاد و خود را مؤسس مشروطه خواند و آزادیخواهان را بابی نامید. پاسخ ۲۱ جمادی‌الاولی دو روز پیش از توپ از نجف آمد؛ کسروی نمی‌داند به سه سید رسیده است یا نه."},{"title":"۷. سه‌شنبه ۲ تیر","body":"شب کابینه عوض شد؛ امیر بهادر وزیر جنگ شد. بامداد میرپنجه علی‌آقا مدرسه را گرفت و مجاهدان بیرونش کردند. سپس [[p:liakhov|لیاخوف]] با توپ آمد. سید جمال افجه‌ای از پامنار رسید؛ کسروی از شاهدان می‌آورد که نخست تیر از افسر روسی بود. در مجلس میان دیگران [[p:behbahani|بهبهانی]] و [[p:tabatabai|طباطبایی]] و حاجی میرزا ابراهیم‌آقا بودند. جهانگیرخان و ملک‌المتکلمین از چند روز پیش پناهنده بودند. سفارش این بود که به افسر روسی تیر نزنند، از بیم دخالت دولت روس.\n\nدو سید دیوار پشت مجلس را شکافتند و به پارک امین‌الدوله رفتند. انجمن آذربایجان و خانهٔ وزیر اکرم تا نزدیک نیمروز ایستادند. سپس تاراج بهارستان. در پارک قزاقان دو سید را زدند و ریش کندند. مستشارالدوله می‌گوید حاجی میرزا ابراهیم‌آقا بامداد در خانه‌اش را زد:\n\n«من رفتم شما هم زودتر بیایید.»\n\nهمان روز در همان هنگامه او را در پارک کشتند. گویا ششلول همراه داشت.\n\nچهارشنبه ۳ تیر [[p:malek-al-motekallemin|ملک‌المتکلمین]] و [[p:jahangir-khan|جهانگیرخان]] را بی‌بازپرس خفه کردند. ملک دم در گفت:\n\n«ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما / بر بارگه عدوان آیا چه رسد خذلان»\n\nمامانتوف از شاپشال شنید که شاه پافشاری داشت این دو کیفر بینند."},{"title":"۸. دستخط سه ماه","body":"[[p:liakhov|لیاخوف]] حکومت نظامی اعلام کرد. دستخط انفصال همان بند دهم راپورت ۶۰ را اجرا کرد:\n\n«خواستیم مفسدین را دستگیر نماییم مجلس از آنها حمایت نمود و عده‌ای از اشرار مجلس را پناهگاه قرار داده در مقابل قشون دولتی سنگر بسته بمب و نارنج و آلات ناریه استعمال کردند ما هم از امروز تا سه ماه دیگر مجلس را منفصل نموده پس از این مدت وکلای متدین ملت و دولت دوست منتخب شده با مجلس سنا موافق قانون اساسی پارلمان مفتوح شده مشغول انتظام گردد»\n\nدستخط عفو عمومی در کنار آن آمد. تقی‌زاده و دهخدا به سفارت انگلیس بست. راپورت ۱۲ لیاخوف می‌گوید سفیر روس گفته بود انگلیس بوی کار برده و پناهندگان را می‌پذیرد."},{"title":"۹. مساوات و همان روز تبریز","body":"کسروی در گفتار دهم می‌گوید سید محمدرضا شیرازی در مساوات داستان لویی شانزدهم را نوشت. شاه از عدلیه دادخواهی کرد؛ او نرفت. نمونهٔ ریشخند:\n\n«مگر تصور میشود که بعد از این ایرانی دست از حقوق مشروع خود بردارند و دزدانرا بیمکافات آسوده گذارند. نه والله نه بالله هر کس این خیال محال و تصور باطل را در خاطر مقدس پادشاه ما القا نماید بجمیع انبیاء و اولیاء و ارواح مقدسه دنیا سوگند و بروح عدالت و حقیقت و مساوات قسم است که خیانت صریح بمقام سلطنت نموده و اگر این قسمها را باور ندارند بایران پرستی شاپشال و بدانش امیربهادر و به پاک دامنی سعدالدوله و بدیانت اقبال‌الدوله و بعصمت و عفت آصف افخم و برحم و مروت ظفرالسلطنه و غیرت و عصبیت قوام‌الدوله و بخلق نازنین حاجب الدوله قدیم و برساله عملیه حجةالاسلام آقامیرزا مصطفی و به نیکنامی و تقوای مجتهد تبریزی و بارواح طیبه اعضای انجمن مقدس فتوت قسم یاد میکنم...»\n\nکسروی این تندی را زشت می‌داند. غروب ۲ تیر در تبریز خبر توپ از تلگرافخانه پخش شد. شاه به میرهاشم نوشت:\n\n«جناب مستطاب شریعتمدار آقا میرهاشم‌آقا سلمه‌الله تعالی با کمال قدرت فتح کردم مفسدین را گرفتار کرده سیدعبدالله را بکربلا فرستادم سید محمد را بخراسان ملک المنظمین و میرزاجهانگیر را سیاست کردم مفسدین تماماً محبوس شما هم با کمال قدرت مشغول رفع مفسدین باشید و از من هم هر نوع تقویت بخواهید حاضرم منتظر جواب هستم جنابان حجج‌الاسلام سلمهم‌لله را احوال پرسم همین تلگراف را بایشان نشان دهید. محمدعلیشاه قاجار»\n\nدر چاپ «ملک المنظمین» آمده؛ مراد [[p:malek-al-motekallemin|ملک‌المتکلمین]] است. جنگ شهری را در [[e:tabriz-siege|مقاومت تبریز]] بخوانید."}],"aftermath":"کسروی زبونی تهران را لکهٔ سیاه می‌خواند که ایستادگی تبریز سترد. کسانی که پیش از توپ بستگی دربار ساخته بودند در تهران ماندند بی‌زیان. راپورت ۶۳ دستخط تزار را می‌آورد: آفرین قزاقها. شهرها جز تبریز و رشت انجمن را بستند. دنباله در [[e:tabriz-siege|مقاومت تبریز]] است.","chronology":[{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":3,"solarDay":12,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":2},"title":"خواست بیرون کردن درباریان","text":"عضدالملک و مشیرالسلطنه بیرون کردن شش تن را خواستند؛ شاه پذیرفت و نهاد که به باغشاه رود."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":3,"solarDay":14,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":4},"title":"رفتن به باغشاه","text":"کالسکه با لیاخوف و شاپشال؛ بریدن سیم."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":3,"solarDay":18,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":8},"title":"راه نجات","text":"آگهی جنگ شاه به شهرها رسید؛ سیم را مخبرالدوله دوباره بست."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":3,"solarDay":22,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":12},"title":"پراکندن انجمن‌ها","text":"آدینهٔ سپهسالار؛ کسروی هفتهٔ زبونی می‌نامد."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"solarDay":2,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":23},"title":"توپ بهارستان","text":"همان روز جنگ تبریز."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"solarDay":3,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":24},"title":"باغشاه","text":"خفه کردن ملک و جهانگیر."}]},{"id":"tabriz-siege","title":"مقاومت ۱۱ ماهه تبریز و پایداری ستارخان","date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6},"endDate":{"solarYear":1288,"solarMonth":2,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":4},"tier":"primary","category":"political","summary":"پس از سقوط تهران، تبریز زیر پرچم ستارخان و باقرخان ایستادگی کرد. محاصره و قحطی هولناک یازده‌ماهه با ورود سپاه روس به بهانه آذوقه‌رسانی پایان یافت اما پرچم مشروطه افراشته ماند.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوازدهم تا پانزدهم؛ جنگ تبریز","text":"کسروی ایستادگی تبریز را از همان روز بمباران بهارستان تا گذشتن قشون روس از جلفا در اردیبهشت ۱۲۸۸ می‌نویسد. می‌گوید مشروطه در امیرخیز فشرده شد و ستارخان آن را به شهر بازگرداند؛ دستخط دوباره را کار ناچاری شاه می‌شمارد."},{"sourceId":"browne","locus":"The Defence of Tabriz","text":"براون جان‌فشانی باسکرویل آمریکایی و شجاعت مجاهدان تبریز را برای اروپاییان ثبت کرد."}],"personIds":["sattar-khan","baqer-khan","ali-monsieur","baskerville","rahim-khan","ain-al-dowleh","seqat-al-islam","sepehdar","mohammad-ali-person","eqbal-al-saltaneh-maku","haydar-khan"],"personDeeds":{"sattar-khan":"نگهداری امیرخیز؛ رد بیرق روس؛ فرمان جنگ تا درآمدن قشون از جلفا.","baqer-khan":"سنگر خیابان و نوبر؛ سالار پس از مهر؛ پناه سرخاب.","ali-monsieur":"نگه داشتن رشته پس از پاشیدن انجمن؛ تاراج خانه‌اش در تیر.","baskerville":"فوج نجات؛ کشته شدن در شام‌غازان ۳۰ فروردین ۱۲۸۸.","rahim-khan":"ورود از خیابان؛ گریز از باغ شمال؛ بستن راه آذوقه از قره‌داغ.","ain-al-dowleh":"فرمانفرمای کل از ۲۶ مرداد؛ التیماتوم؛ کناره‌جویی پس از تهی شدن دوچی.","seqat-al-islam":"کناره‌گیری در جنگ‌ها؛ تلگراف اسفند به شاه که سر به مشروطه فرود آورد.","sepehdar":"رئیس نظام کنار عین‌الدوله؛ پس از مهر پیام تنکابن.","mohammad-ali-person":"تلگراف به میرهاشم همان روز بمباران؛ مستثنی کردن تبریز از انتخابات؛ دستخط اردیبهشت.","eqbal-al-saltaneh-maku":"بسیج سپاه کرد و ماکو؛ شکست پل آجی.","haydar-khan":"جعبهٔ بمب مرند که شجاع‌نظام را کشت و راه جلفا را چند روز باز کرد."},"periodId":"minor-tyranny","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["مقاومت تبریز","محاصره تبریز","امیرخیز","ستارخان"],"context":"از سه‌شنبه ۲ تیر ۱۲۸۷، همان روز [[e:majlis-bombarded|بمباران مجلس]] در تهران، تا اردیبهشت ۱۲۸۸ تبریز تنها شهری بود که مشروطه در آن ایستاد. در خرداد، پیش از توپ تهران، انجمن هفتهٔ شور و خروش داشت: اعانه، باسمنج، نام‌نویسی. مهرانرود خط جنگ شهری شد: دوچی و سرخاب و ششگلان هواخواه دربار؛ از کوی‌های شمال تنها امیرخیز با مجاهدان. کسروی می‌گوید مشروطه از ایران برخاست، در تبریز ماند، سپس در یک کوی؛ [[p:sattar-khan|ستارخان]] عامی آن را باز به شهر و به کشور برگرداند.","whatHappened":[{"title":"۱. آغاز جنگ و فروپاشی انجمن","body":"سه‌شنبه ۲ تیر، همان روزی که بهارستان را توپ بستند، دولتیان تبریز به سر مجاهدان تاختند. کسروی یقین دارد دو شهر در یک روز جنگ آغاز کردند، چون سرکردگان تبریز با تهران راه داشتند. مهرانرود از میان شهر می‌گذرد. دوچی و سرخاب و ششگلان و باغمیشه در شمال رود هواخواه دربار بودند؛ از کوی‌های شمال تنها امیرخیز با مشروطه ماند. شجاع‌نظام مرندی از مناره‌های سیدحمزه و صاحب‌الامر گلوله‌باران کرد. [[p:baqer-khan|باقرخان]] خیابان و نوبر را گرفت؛ [[p:sattar-khan|ستارخان]] امیرخیز را.\n\nتا غروب جنگ سخت رفت. سپس خبر توپ تهران از تلگرافخانه پخش شد. انجمن ایالتی بهم خورد. اجلال‌الملک و بصیرالسلطنه به کنسولگری روس بست نشستند؛ میرزا حسین واعظ به کنسولگری فرانسه رفت. علی‌مسیو و حاجی علی دوافروش و حاجی مهدی رشتهٔ پشتیبانی را نگه داشتند. سه روز جنگ کافی بود تا روشن شود کار تبریز کار تهران نیست. روز ششم تیر مجاهدان خانهٔ حاجی میرزا حسن مجتهد را گرفتند و تاراج کردند؛ خویشان امام‌جمعه کشته شدند. کسروی این را سیاهکاری مشروطه‌خواهان می‌خواند."},{"title":"۲. خیابان، اسلامیه، امیرخیز","body":"ملایان اسلامیه نظم شهر را به رحیم‌خان سردار نصرت سپردند:\n\n«هوالله چون شهر تبریز و اطراف خیلی بی‌نظم شده و اشرار در هرزگی طغیان نموده… نظم شهر… مگر جناب… سردار نصرت… داعیان نیز جداً از آنجناب خواستار شدیم که صرف همت کرده… دفع اشرار و قلع و قمع ماده فساد نماید… تحریرأ فی ۱۲ شهر جمادی‌الثانی ۱۳۲۶»\n\nبیرق سفید اسلام پخش شد. فتح‌الله آسیابان آب آسیاب‌ها را بست و نان نایاب شد. کنسول پاخیتانوف نامه نوشت خیابان تسلیم است، توپ را بگیرند، و اتباع روس را یک‌ساعته بیرون نکنند. کسروی همان نامه را گواه فشنگ‌رسانی کنسولگری می‌گیرد. دوشنبه بیست‌ودوم تیر رحیم‌خان و سهام‌الدوله با فوج ملایر از خیابان وارد شهر شدند و در باغ شمال نشستند. خانهٔ علی‌مسیو تاراج شد؛ برادر و پسرش را گرفتند.\n\nآنچه ماند امیرخیز بود، با دستهٔ اندک ستارخان و مجاهدان قفقازی. کنسول به ستارخان بیرق روس و سرقره‌سوری آذربایجان پیشنهاد کرد. ستارخان گفت:\n\n«جنرال کونسول من میخواهم هفت دولت بزبر بیرق ایران بیاید. من زیر بیرق بیگانه نروم»\n\nسپس با یاران بیرون رفت و بیرق روس خانهٔ حاجی محمدرضا شکویی و بیرق‌های سفید را خواباند. آدینه بیست‌وششم تیر انبوه به خیابان رفتند. باغ شمال را گرفتند. دیگ ناهار روی اجاق بود. رحیم‌خان به باغ صاحبدیوان گریخت."},{"title":"۳. دروازهٔ استانبول، هفدهم و هجدهم مرداد","body":"از بیست‌ونهم تیر جنگ سخت برگشت. هیئت بازاریان با قرآن به سنگر دوچی رفتند؛ چهل‌وهشت تن در جلو کشته شدند. انجمن را دوباره برپا کردند. میرزا محمدتقی طباطبایی رئیس شد. کمیسیون اعانه روزانه چهار قران نهاد. حسین باغبان بازار را نگه داشت.\n\nشنبه هفدهم مرداد، با رسیدن قورخانهٔ مراغه و سواران نصرالله یورتچی، بزرگترین تاخت تا آن هنگام بر امیرخیز فرود آمد. یک دسته را به خیابان فرستادند تا [[p:baqer-khan|باقرخان]] به یاری نیاید. توپ ستارخان در دروازهٔ استانبول گرفته شد. بازارچه سوخت. عباس ویجویه‌ای را در دوچی سر بریدند. مشهدی محمدعلی‌خان روایت کرده است:\n\n«در بازار جنگ چندان سخت نبود. ستارخان تلفون کرد سنگرها را استوار گردانیده بیاری امیرخیز شتافتیم. هنگامی رسیدیم که سواران یورتچی دروازه استانبول را گرفته و توپ را نیز برده و از آن سوی سواران مرند و قره‌داغ و دیگران تا دم دیوار انجمن حقیقت رسیده بودند. تا آن روز دولتیان این اندازه پیشرفت نکرده بودند. ما از سمت بازار که رسیدیم دم کوچه قره‌چیلر دسته‌ای تفنگچی ایستاده ولی همگی خود را باخته بودند. حسینخان بی آنکه در جایی بایستد پیش میرفت تا دم کاروان‌سرایی رسید . از آنجا نگذاشتیم جلوتر برود، و در زمان دیوار کاروان‌سرا را شکافته بدرون رفتیم. از این کار ما تفنگچیان دل پیدا کرده آنان هم پیش آمدند و جنگ سختی کردیم. نیم ساعت نکشید که دروازه استانبول را گرفتیم.»\n\nفردا جنگ دوم رفت. بلوای تبریز تا دویست و چهل و دو کشتهٔ دولتی و شش مجاهد می‌نویسد. شب‌ها از خیابان تا هکماوار اذان نابهنگام گفتند تا تهمت بابی فرو ریزد. سرکردگان دانستند باید [[p:ain-al-dowleh|عین‌الدوله]] و [[p:sepehdar|سپهدار]] را چشم بدارند."},{"title":"۴. عین‌الدوله و سپهدار","body":"دوشنبه ۲۶ مرداد [[p:ain-al-dowleh|عین‌الدوله]]، فرمانفرمای کل آذربایجان، و [[p:sepehdar|سپهدار]] محمدولی‌خان تنکابنی، رئیس کل نظام، در سعدآباد به هم رسیدند. سه‌شنبه باسمنج؛ چهارشنبه باغ صاحبدیوان. محمدعلی‌میرزا گمان کرده بود شجاع‌نظام و رحیم‌خان ریشه را بریده‌اند و والی شهر را آرام می‌گیرد. چون ناتوانی آنان دانسته شد سپهدار را از راه تهران پشت سر او گذاشت.\n\nپیشنهاد والی این بود که افزار جنگ بسپارند و از شاه آمرزش خواهند تا او دوباره مشروطه بگیرد. تبریز گفت مشروطه دو سال پیش گرفته شده؛ محمدعلی‌میرزا نافرمانی به قانون اساسی کرده و مجلس را بهم زده؛ تا گشودن دوبارهٔ مجلس می‌ایستند. انجمن خود را جانشین دارالشوری شناساند.\n\nعلمای نجف رفتن سر تبریز را جنگ با امام زمان خواندند و بستن خواربار را بستن فرات:\n\n«بمنزله جنگ با امام زمان»\n\n«در حکم بستن آب فرات بروی اصحاب سیدالشهداء»\n\nکسروی می‌گوید این حکم در گوش سوار و سرباز ننشست؛ سودش دستاویز دینی مجاهدان و بازرگانان اعانه‌دهنده بود. ستارخان بارها گفت حکم علمای نجف را اجرا می‌کند.\n\nشاه به سپهدار نوشت و دفترچهٔ رأفت ملوکانه در شهر پخش شد:\n\n«سپهدار اعظم از تلگراف رمز شما تعجب کردم از روز اول سلطنت دستخطی که در اعطاء مجلس دادم لفظ مشروطه و مشروعه مطابق قانون محمدی بود. بعد لامذهبان بنای خودسری گذاشتند خواستند دین و دولت را از میان ببرند هرچه بدلایل و نصایح خواستم آنها را متقاعد کنم نشد تا اینکه بفضل الله و کمک حضرت حجت عجل‌الله فرجه بطوریکه لازم بود قلع و قمع مفسدین دین و دولت را کردم حالا شما می‌نویسید که قونسول می‌گوید دولت وعده داده است مجلس شوری بآنها بدهد قانون بآنها بدهد عدلیه بدهد همگی صحیح است دولت گفته است بسفرا هم امروز کتباً اعلان شده است دولت مجلس مشروعه که مطابق با مزاج مملکت و مطابق با شریعت نبوی صلوات‌الله باشد خواهد داد و بر سر قول خود استوار هم هست ولی چهار نفر مفسد رجاله اسم خودشان را مشروطه‌طلب گذاشته اند در تبریز علم خودسری افراشته‌اند حالا من بآنها تملقاً و مجبوراً بگویم مشروطه دادم و برای سلطنت خود رفتن دین و آیین مسلمانی را ننگ تاریخی بگذارم معاذالله نخواهد شد عجب از غیرت شما عجب دولتخواهی میکنید همان است که مکرر گفته‌ام تا این اشرار تنبیه نشوند و پدرشان سوخته نشود دست‌بردار نیستم ولو اینکه دو کرور خرج شود بعد از فضل خدا قشون و نوکر و سوار و غیره هست که بتواند این خدمت بزرگ را بدین و دولت انجام بدهد. مخصوصاً در مراسله سفرا قید شده است که اولیای دولت ایران وقتی میتوانند این ترتیب مجلس مرتب کنند که آذربایجان منظم و رفع اشرار شده باشد که بفراغت خاطر مشغول ترتیب مجلس باشند. شما توی اطاق نشسته دست بروی دست گذاشته‌اید چه باید کرد اگر اردوی ماکو را یکنفر مأمور گذاشته بودید میان آنها بود ابدأ مراجعت نمیکردند برنمیگشتند حالا هم با تلگراف اقدامات از طرف من شده است ولی در محل شما هستید باید دست و پا بکنید و بهرشکلیست آنها را مراجعت بدهید امروز هم با آن صورتیکه دیروز سپهسالاراعظم داده فشنگ و تفنگ و گلوله و توپ با صد نفر سوار فرستاده شد باز هم اگر استمداد میخواهید اطلاع بدهید تکلیف آخری است که نوشتم.»"},{"title":"۵. التیماتوم، ماکو، تهی شدن دوچی","body":"چهارشنبه ۱۸ شهریور سپاه ماکو در ساوالان روستاییان را شکست داد و چهار سر به دهانهٔ توپ بست. آدینه ۱۹ شهریور همان سپاه تا پل آجی آمد و با ملااباذر و توپ امیرخیز و رسیدن خود ستارخان سیلی خورد. دوشنبه ۳۰ شهریور عین‌الدوله چهل‌وهشت ساعت مهلت داد: تفنگ بگذارند و ارک بسپارند، وگرنه لشکر درمی‌آید. شهر پاسخ نوشت:\n\n«بنابراین در مقابل اظهارات حضرت والا جز تکرار این فرمایش حضرت فخرالمجاهدین سیدالشهداء علیه افضل الثناء جوابی نداریم:»\n\n«اذا کانت الابدان للموت انشأت»\n«فقتل امرء لله بالسیف اجمل»\n\nسوم مهر چهارده توپ از سه جا شلیک شد و سپس هجوم سراسری. بلوای تبریز حدود سی مجاهد و سیصد دولتی و پانصد و چهل تیر توپ می‌نویسد. از آن پس مجاهدان از جلوگیری به تاخت رفتند. پس از شکست، [[p:sepehdar|سپهدار]] از عین‌الدوله کناره جست و پیام داد به شهر آید و با دولت بجنگد. ستارخان و باقرخان گفتند در شهر نیازی نیست؛ به تنکابن بیرق آزادیخواهی بلند کند.\n\nچهاردهم مهر راه دوچی از باغ صاحبدیوان بریده شد. آدینه ۱۷ مهر ماکو در پل آجی شکست نهایی خورد. یکشنبه ۱۹ مهر ششگلان گرفته شد و حسین باغبان در کاروانسرای خرمایی افتاد. شب سه‌شنبه بیست‌ویکم مهر دوچی تهی شد. مجتهد و امام‌جمعه در تلگرافخانهٔ باسمنج ماندند. رحیم‌خان و شجاع‌نظام گریختند. عمارت اسلامیه آتش گرفت. کسروی این را پایان دورهٔ نخست لشکر می‌داند نه پایان محاصره: صدراعظم رحیم‌خان را به قره‌داغ فرستاد تا راه آذوقه را ببندد، و عین‌الدوله از قزلجه‌میدان دوباره رشته را گرفت."},{"title":"۶. شهرگشایی آذربایجان و بمب مرند","body":"تهی شدن دوچی و سرخاب چهار ماه جنگ را به پیروزی رساند. ستارخان به مردم کوی‌های شکست‌خورده مهربانی کرد. جار یکشنبه ۲۶ مهر که آزادیخواه کسی را نیازارد. بلدیه و عدلیه و نظمیه برپا شد. انجمن از شاه گشودن دارالشوری خواست. فرمان مهر تبریز را از انتخابات مستثنی کرده بود:\n\n«ولی چون اشرار تبریز بقدری هرزگی و شرارت و خونریزی کرده و شهر را مغشوش و منقلب نموده‌اند که دولت نمیتواند از تنبیه اشرار و مفسدین صرفنظر نماید اینست که دستخط می‌شود که تا شهر تبریز منظم و اشرار آن قلع و قمع… نشوند… شهر تبریز از این حکم مستثنی خواهد بود.»\n\nبستگی جلفا قند و نفت را نایاب می‌کرد و بهانهٔ روس بود. شجاع‌نظام در مرند راه را می‌بست. [[p:haydar-khan|حیدر عمواوغلی]] با مهر سیف‌السادات جعبهٔ بمب ساخت و از پست فرستاد. هادی صابر می‌گوید:\n\n«وزن جعبه بروی آن ۶۷۰ مثقال نوشته شده بود»\n\nشجاع‌نظام نامه و جعبه را گرفت و گفت:\n\n«امانتهاییست که خودم بسیف‌السادات سپرده بودم»\n\nسه‌شنبه ۵ آبان در مرند ترکید. شجاع‌نظام همان شب مرد. دو سه روز راه جلفا باز ماند؛ شاه لقب پدر را به موسی‌الرضاخان داد تا مرند گشوده شد. سلماس شب ۲۳ آبان، مرند یکشنبه ۱ آذر، خوی شب ۱۷ آذر گشوده شد."},{"title":"۷. صمدخان و حلقهٔ دوم","body":"عین‌الدوله به باسمنج بازگشت. چهارصد قزاق با شش توپ به فرمان میرپنجه کاظم‌آقا از تهران آمد. شب ۱۶ آذر تاخت به باسمنج شکست خورد؛ حسن دلی و کاظم‌آقا کشته شدند. حاجی صمدخان شجاع‌الدوله از مراغه لشکر آورد. در آنجا میرزا محمدحسن مقدس را شکنجه کردند و به دار نارون میدان ملارستم زدند. جنگ خانیان حدود ۱ دی و سردرود ۱۷ دی حلقه را دوباره بست. قراملک به صمدخان پیوست. سنگر هکماوار و توپ دشگیرداغی برپا شد. راه سردرود و قراملک بسته شد. نان که سه ماه پیش منی هشت عباسی بود کمیاب شد. تنها راه جلفا باز ماند."},{"title":"۸. محاصرهٔ دوم و هکماوار","body":"صمدخان پنجشنبه ۱۷ دی به سردرود رسید. درون شهر آرامش بود: انجمن هفته شش روز می‌نشست، شهربانی چهارصد جوان داشت، عدلیه با ریاست ضیاءالعلما کار می‌کرد. سید محمدرضا شیرازی مساوات را چهارم بهمن از سر گرفت و نوشت:\n\n«تمام مصادر امور از انجمن مقدس و حضرت سردار و حضرت سالار و مجاهدین و سایر مراکز خوشبختانه حس نموده‌اند که اداره نمودن یک مملکت امکان نخواهد داشت مگر بتجزیه امور و تفکیک قوای مقننه و قضائیه و مجریه از همدیگر...»\n\nرحیم‌خان از باسمنج به الوار رفت و راه جلفا را بست. ارشدالدوله به بارنج سنگربندی کرد. آدینه چهاردهم اسفند دولتیان به کاری که در سوم مهر کرده بودند برخاستند. صمدخان از قراملک و شام‌غازان پیش آمد تا نزدیک نیمروز هکماوار و آخونی و خطیب در دست کسان او افتاد؛ خطی به درازای یک فرسنگ و پهنای نیم فرسخ درون شهر. حاجی علی‌عمو توپ گریخته را به سنگر کشید. نخستین گلوله‌ها بالاخانهٔ دروازه را خاموش کردند. صمدخان شتابزده گریخت. استر آبداری و ناهار به دست مجاهدان افتاد.\n\nدرس آن روز این بود که شهر به تاخت گرفته نمی‌شود؛ از این پس راه را می‌بندند تا گرسنگی. پانزدهم اسفند مرند به پسر شجاع‌نظام افتاد. بیست‌وپنجم اسفند جلفا از دست رفت. علمای نجف ۲۴ اسفند از راه انجمن سعادت رشت نوشتند:\n\n«نجف ۲۲ صفر توسط انجمن سعادت رشت جناب اشرف سپهدار اصفهان جناب صمصام‌السلطنه تبریز محصور حمایت فوری دفاع عاجل بر هر مسلم واجب محمدکاظم خراسانی عبدالله مازندرانی»\n\nسپهدار در رشت و صمصام در اصفهان در حالی نبودند که یاری فوری توانند."},{"title":"۹. باسکرویل، جلفا، دستخط اردیبهشت","body":"از دههٔ نخست فروردین ۱۲۸۸ بینوایان یونجه می‌خوردند. حاجی جواد نانوای میدان انگج روزانه نزدیک ده خروار به نرخ کهنه می‌پخت. ستارخان گفت:\n\n«حاجی شما کاری کرده‌اید که نه‌تنها مرا، سراسر مردم ایران را سپاسگزار خود ساخته‌اید»\n\n[[p:baskerville|باسکرویل]]، آموزگار مدرسهٔ مموریال، فوج نجات را در حیاط ارک آراست. ستارخان توپ نداد:\n\n«می‌روید آمریکایی را به کشتن می‌دهید و توپ را به دشمن گذارده می‌گریزید»\n\nدوشنبه ۳۰ فروردین در شام‌غازان باسکرویل تیر خورد:\n\n«حجلی آقا من تیر خوردم»\n\nهمان غروب کنسول‌های روس و انگلیس خبر شش‌روزهٔ ترک جنگ و باز شدن خواربار را آوردند.\n\nشاه به عین‌الدوله نوشت:\n\n«تبریز و آذربایجان خانه منست بیشتر از این گرسنگی و استیصال تبریزی را به هیچ وجه نمی‌توانم تحمل و صبر نمایم به وصول این تلگراف به کلی جنگ را موقوف نمایید و راه آذوقه را باز نمایید»\n\nهمزمان قشون روس از جلفا گذشت. حاضرین تلگرافخانه نوشتند:\n\n«کان الذی خفت ان یکونا بعد از مخابره تلگراف والی الآن خبر بدبختی غیرمتوقع رسید»\n\nکسروی می‌گوید تبریز پس از یازده ماه به دلخواه خود رسید و درآمدن روس دل را پر از اندوه کرد. دستخط دوبارهٔ مشروطه در نیمه‌های اردیبهشت از ناچاری آمد. دنباله در [[e:tehran-opened|فتح تهران]] است."}],"aftermath":"عین‌الدوله را شهر به والیگری راه نداد و اجلال‌الملک نایب‌الایاله ماند. دستخط دوباره در اردیبهشت کاری بود که شاه به هنگام نکرد و از ناچاری کرد. چرخش سپهدار به تنکابن از کنار همین محاصره آغاز شد. گشودن پایتخت را در [[e:tehran-opened|فتح تهران]] بخوانید.","chronology":[{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"solarDay":2,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":6,"gregorianDay":23},"title":"آغاز جنگ تبریز","text":"همان روز بمباران بهارستان دولتیان تبریز نیز به سر مجاهدان تاختند."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"solarDay":22,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":13},"title":"ورود رحیم‌خان از خیابان","text":"سردار نصرت از خیابان تسلیم‌شده به باغ شمال درآمد؛ ستارخان در امیرخیز ماند."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":4,"solarDay":26,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":17},"title":"باغ شمال","text":"بیرون راندن رحیم‌خان پس از خواباندن بیرق روس."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":5,"solarDay":17,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":8},"title":"دروازهٔ استانبول","text":"تاخت یورتچی و پس گرفتن دروازه به دست حسین باغبان."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":7,"solarDay":21,"gregorianYear":1908,"gregorianMonth":10,"gregorianDay":13},"title":"تهی شدن دوچی","text":"پایان دورهٔ نخست لشکر؛ راه آذوقه بسته ماند."},{"date":{"solarYear":1287,"solarMonth":12,"solarDay":14,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":3,"gregorianDay":5},"title":"هکماوار","text":"صمدخان تا یک فرسخ درون شهر آمد و تا غروب رانده شد."},{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":1,"solarDay":30,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":19},"title":"شام‌غازان","text":"کشته شدن باسکرویل؛ شش‌روزهٔ کنسول‌ها."},{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":2,"solarDay":6,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":4,"gregorianDay":26},"title":"گذشتن قشون روس از جلفا","text":"پایان نظامی محاصره؛ عین‌الدوله را شهر به والیگری راه نداد."}]},{"id":"tehran-opened","title":"فتح تهران و اعادهٔ مشروطیت","date":{"solarYear":1288,"solarMonth":4,"solarDay":22,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":13},"tier":"primary","category":"political","summary":"پیوستن سواران بختیاری به رهبری سردار اسعد و مجاهدان شمال به فرماندهی سپهدار تنکابنی و یپرم‌خان، ورود به پایتخت، پناهیدن محمدعلی‌شاه به سفارت روس و احیای مشروطیت.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار سیزدهم و پانزدهم؛ سپهدار و دستخط اردیبهشت","text":"کسروی چرخش سپهدار را پس از شکست سوم مهر می‌نویسد: به تنکابن برود و بیرق آزادیخواهی بلند کند. دستخط اردیبهشت را کار ناچاری می‌داند، زیر فشار گیلان و اصفهان و گذشتن روس از جلفا."},{"sourceId":"khadem","locus":"ماجرای مشروطه؛ فتح تهران","text":"قوای شمال و بختیاری در ۲۲ تیر ۱۲۸۸ وارد تهران شدند. لیاخوف تسلیم شد و محمدعلی‌شاه به سفارت روسیه در زرگنده پناه برد."},{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"حیات یحیی؛ سقوط شاه","text":"دولت‌آبادی پناه بردن شاه مستبد به زرگنده زیر پرچم روس را ثبت کرده است."}],"personIds":["sardar-asad","sepehdar","yeprem","mohammad-ali-person","samsam"],"personDeeds":{"sardar-asad":"فرماندهی عالی سواران بختیاری در فتح تهران و مدیریت انتقال قدرت.","sepehdar":"فرماندهی مجاهدان گیلان و تنکابن در حرکت به سوی پایتخت.","yeprem":"فرمانده نظامی پیشاهنگ قوا در تسخیر مواضع کلیدی تهران و نظمیه.","mohammad-ali-person":"پس از شکست قوا به سفارت روسیه در زرگنده گریخت و خلع شد.","samsam":"بسیج نیروهای پشتیبانی در اصفهان و تأمین لجستیک فتح تهران."},"periodId":"minor-tyranny","monarchId":"mohammad-ali-shah","aliases":["فتح تهران","اعاده مشروطه","خلع محمدعلی‌شاه","۲۲ تیر ۱۲۸۸"],"context":"پس از یازده ماه ایستادگی تبریز، سپهدار از لشکر عین‌الدوله برید و به تنکابن برگشت. نیمه‌های اردیبهشت ۱۲۸۸ محمدعلی‌میرزا، زیر فشار گیلان و اصفهان و گذشتن قشون روس از جلفا، دستخط مشروطه و عفو داد. سواران بختیاری و مجاهدان شمال در ۲۲ تیر همان سال به تهران درآمدند.","whatHappened":[{"title":"۱. سپهدار از لشکر تبریز می‌برد","body":"پس از شکست سوم مهر، سپهدار از عین‌الدوله کناره جست. پیام نهانی داد که به شهر آید و با دولت بجنگد. ستارخان و باقرخان گفتند در شهر نیازی نیست؛ به تنکابن بیرق آزادیخواهی بلند کند. شاه علیخان ارشدالدوله را به جای او به فرماندهی آذربایجان گماشت."},{"title":"۲. دستخط اردیبهشت","body":"در سایهٔ جنبش گیلان و رسیدن خبر صمصام در اصفهان، محمدعلی‌میرزا نیمه‌های اردیبهشت ۱۲۸۸ دستخط مشروطه و عفو عمومی داد و مشروطیت را روی یکصد و پنجاه و هشت اصل قانون اساسی نشاند. کسروی می‌گوید کاری را که به هنگام نکرد از ناچاری کرد."},{"title":"۳. ورود به پایتخت، ۲۲ تیر ۱۲۸۸","body":"سواران بختیاری به فرماندهی [[p:sardar-asad|سردار اسعد]] و مجاهدان شمال به فرماندهی [[p:sepehdar|سپهدار]] و [[p:yeprem|یپرم]] به تهران درآمدند. [[p:liakhov|لیاخوف]] تسلیم شد. محمدعلی‌شاه به سفارت روسیه در زرگنده پناه برد."}],"aftermath":"خلع شاه و پادشاهی احمدشاه در ورقهٔ جداست. اعدام نوری پس از فتح است. سوءقصد کریم دواتگر در دی ۱۲۸۷ در همین جلد کسروی آمده و تا فتح تهران در زندان ماند.","chronology":[{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":2,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":4},"title":"دستخط دوباره","text":"عفو و مشروطه روی ۱۵۸ اصل؛ پس از جلفا. کسروی این را از ناچاری می‌داند."},{"date":{"solarYear":1288,"solarMonth":4,"solarDay":22,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":13},"title":"ورود به تهران","text":"پناه شاه به زرگنده."}]},{"id":"ahmad-enthroned","title":"خلع محمدعلی‌شاه و پادشاهی احمدشاه قاجار","date":{"solarYear":1288,"solarMonth":4,"solarDay":25,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":16},"tier":"primary","category":"court","summary":"مجلس عالی رجال و مجاهدین، محمدعلی‌شاه را خلع و فرزند دوازده‌ساله‌اش احمد میرزا را به سلطنت برگزید. عضدالملک نایب‌السلطنه شد.","citations":[],"personIds":["ahmad-person","mohammad-ali-person","sardar-asad","sepehdar"],"personDeeds":{"ahmad-person":"در سن ۱۲ سالگی به سلطنت مشروطه ایران رسید.","mohammad-ali-person":"رسماً از سلطنت خلع و به روسیه تبعید شد.","sardar-asad":"عضویت در مجلس عالی و گزینش ساختار جدید سلطنت.","sepehdar":"ریاست دولت موقت پس از فتح تهران."},"periodId":"second-majlis","monarchId":"ahmad-shah","aliases":["پادشاهی احمدشاه","مجلس عالی بهارستان","تاج‌گذاری احمدشاه"],"context":"پناهندگی محمدعلی‌شاه به سفارت بیگانه و لزوم پر کردن فوری خلأ حاکمیت ملی.","whatHappened":[{"title":"۱. خلع محمدعلی‌شاه و پادشاهی احمدشاه در ۲۵ تیر ۱۲۸۸","body":"مجلس عالی بهارستان محمدعلی‌شاه را خلع کرد و فرزند دوازده‌ساله‌اش احمدشاه را به پادشاهی برگزید و عضدالملک نایب‌السلطنه شد."}],"aftermath":"تثبیت انتقال قانونی قدرت و تدارک برگزاری انتخابات مجلس دوم."},{"id":"nuri-executed","title":"محاکمه و اعدام شیخ فضل‌الله نوری","date":{"solarYear":1288,"solarMonth":5,"solarDay":11,"gregorianYear":1909,"gregorianMonth":7,"gregorianDay":31},"tier":"primary","category":"political","summary":"محاکمه شیخ فضل‌الله نوری در دادگاه انقلابی به ریاست شیخ ابراهیم زنجانی و دار زدن وی در میدان توپخانه به جرم مخالفت با مشروطه و همدستی با کودتای باغشاه.","citations":[{"sourceId":"browne","locus":"The Execution of Sheikh Fazlullah","text":"براون ابعاد تکان‌دهندهٔ اعدام یک مجتهد طراز اول را در میدان عمومی ثبت کرده است."}],"personIds":["sheikh-fazlollah","sardar-asad","yeprem"],"personDeeds":{"sheikh-fazlollah":"محاکمه در دادگاه انقلابی و اعدام بر فراز دار در میدان توپخانه.","sardar-asad":"فرماندهی ارشد قوای فاتح و تأیید حکم دادگاه انقلابی.","yeprem":"ریاست نظمیه پایتخت و نظارت بر امنیت اجرای حکم اعدام."},"periodId":"second-majlis","monarchId":"ahmad-shah","aliases":["اعدام شیخ فضل‌الله","دار زدن نوری","میدان توپخانه ۱۲۸۸"],"context":"تشکیل دادگاه انقلابی برای محاکمه آمران استبداد صغیر پس از فتح تهران.","whatHappened":[{"title":"۱. محاکمه و دار زدن شیخ فضل‌الله نوری در ۱۱ مرداد ۱۲۸۸","body":"دادگاه انقلابی شیخ فضل‌الله را به جرم همراهی با کودتای باغشاه و تحریم مشروطه به اعدام محکوم کرد و در میدان توپخانه به دار آویخته شد."}],"aftermath":"ایجاد شکاف عمیق و التیام‌ناپذیر تاریخی در درون جامعه مذهبی ایران."},{"id":"park-atabak","title":"واقعه پارک اتابک و خلع سلاح مجاهدین","date":{"solarYear":1289,"solarMonth":5,"solarDay":16,"gregorianYear":1910,"gregorianMonth":8,"gregorianDay":7},"tier":"primary","category":"political","summary":"تصویب قانون خلع سلاح توسط مجلس دوم؛ محاصره پارک اتابک توسط نظمیه یپرم‌خان و بختیاری‌ها، تیر خوردن پای ستارخان و پایان کار مجاهدان مستقل.","citations":[{"sourceId":"kasravi-azarbaijan","locus":"واقعه پارک اتابک","text":"کسروی این واقعه را تراژدی دردناک مشروطه می‌داند که دست دولت نوپا را به خون سرداران خود آلوده ساخت."},{"sourceId":"dowlatabadi","locus":"خلع سلاح مجاهدین","text":"دولت‌آبادی کشاکش حزب اعتدالی و دموکرات را بستر این برخورد خونین می‌نویسد."}],"personIds":["sattar-khan","baqer-khan","yeprem","sardar-asad"],"personDeeds":{"sattar-khan":"امتناع از خلع سلاح در پارک اتابک، اصابت گلوله به پا و خانه‌نشینی تا پایان عمر.","baqer-khan":"تسلیم در محاصره پارک اتابک.","yeprem":"فرماندهی نیروهای دولتی و نظمیه در اجرای حکم خلع سلاح مجلس.","sardar-asad":"وزیر داخله و تصمیم‌گیرنده در اعمال انضباط دولتی."},"periodId":"second-majlis","monarchId":"ahmad-shah","aliases":["پارک اتابک","خلع سلاح مجاهدین","زخمی شدن ستارخان"],"context":"تصویب قانون خلع سلاح مجاهدین توسط مجلس دوم در پی ترورهای سیاسی پایتخت.","whatHappened":[{"title":"۱. نبرد پارک اتابک در ۱۶ مرداد ۱۲۸۹","body":"نظمیه یپرم‌خان و سواران بختیاری پارک را محاصره کردند؛ زانوی ستارخان هدف گلوله قرار گرفت و مجاهدان خلع سلاح شدند."}],"aftermath":"پایان حیات نیروهای چریکی مستقل و خانه‌نشینی ستارخان تا پایان عمر در تهران."},{"id":"russian-ultimatum","title":"اولتیماتوم روسیه و انحلال مجلس دوم","date":{"solarYear":1290,"solarMonth":9,"solarDay":3,"gregorianYear":1911,"gregorianMonth":11,"gregorianDay":24},"tier":"primary","category":"international","summary":"اولتیماتوم ۴۸ ساعته روسیه برای اخراج شوستر آمریکایی و ممنوعیت استخدام مستشار خارجی؛ رد اولتیماتوم توسط مجلس، تعطیلی اجباری پارلمان با کودتای ناصرالملک و اشغال شمال کشور توسط ارتش تزاری.","citations":[{"sourceId":"kasravi-azarbaijan","locus":"اولتیماتوم روس و بستن مجلس","text":"کسروی مقاومت مجلس دوم و ایستادگی وکلایی چون مدرس را می‌ستاید و بسته شدن مجلس به دست ناصرالملک را خیانت می‌خواند."},{"sourceId":"browne","locus":"The Strangling of Persia","text":"براون اشغال تبریز، دار زدن ثقةالاسلام در عاشورا و بستن مجلس را مرگ موقت آزادی در ایران ثبت کرده است."}],"personIds":["shuster","naser-al-molk","seqat-al-islam","taqizadeh"],"personDeeds":{"shuster":"خزانه‌دار کل که ایستادگی‌اش بر قوانین مالی بهانهٔ اولتیماتوم روسیه شد.","naser-al-molk":"نایب‌السلطنه‌ای که با کودتا درهای مجلس دوم را بست و اولتیماتوم روس را پذیرفت.","seqat-al-islam":"در تبریز به دست ارتش اشغالگر روس در روز عاشورا به دار آویخته شد.","taqizadeh":"در برابر نفوذ روس‌ها در مجلس نطق‌های اعتراضی کرد."},"periodId":"second-majlis","monarchId":"ahmad-shah","aliases":["اولتیماتوم روس","اخراج شوستر","بستن مجلس دوم","عاشورای تبریز"],"context":"استخدام مورگان شوستر آمریکایی توسط مجلس دوم برای انضباط مالیه و قطع نفوذ روس و انگلیس.","whatHappened":[{"title":"۱. اولتیماتوم روسیه و کودتای ناصرالملک در آذر ۱۲۹۰","body":"روسیه اولتیماتوم ۴۸ ساعته برای اخراج شوستر داد؛ مجلس رد کرد اما ناصرالملک درهای مجلس را بست و ارتش روس در عاشورای تبریز ثقةالاسلام را به دار آویخت."}],"aftermath":"پایان دوره اول مشروطه پارلمانی و آغاز دوران فترت و اشغال نظامی ایران در جنگ جهانی اول."}],"monarchs":[{"id":"soltan-hoseyn","name":"شاه سلطان حسین","shortName":"سلطان حسین","dynasty":"safavid","throneTitle":"واپسین پادشاه کاردار صفوی","reignStart":1694,"reignEnd":1722,"reignStartSolar":1073,"reignEndSolar":1101,"reignSolar":"۱۰۷۳–۱۱۰۱","summary":"پادشاهی پارسا و سست‌دست. در روزگار او دستگاه صفوی از درون پوسید و محمود هوتکی اصفهان را گرفت. خط گاهنامه از اینجا آغاز می‌شود چون فرجام صفویه همان آغاز بی‌دولتی است که افشار و زند و قاجار از دل آن برآمدند.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم؛ ایران پیش از جنبش مشروطه","text":"کسروی صفویهٔ پسین را در شمار پیش‌زمینه نمی‌آورد؛ ذکر سلطان حسین در این گاهنامه برای بستن رشتهٔ پادشاهی است، نه برای آنکه کتاب او از اینجا آغاز شود."}],"personIds":[],"aliases":["شاه سلطان حسین","سلطان حسین صفوی","حسین صفوی"]},{"id":"tahmasp-ii","name":"طهماسب دوم","shortName":"طهماسب دوم","dynasty":"safavid","throneTitle":"شاه اسمی پس از سقوط اصفهان","reignStart":1722,"reignEnd":1732,"reignStartSolar":1101,"reignEndSolar":1111,"reignSolar":"۱۱۰۱–۱۱۱۱","summary":"پسر سلطان حسین. پس از گرفتن اصفهان به قزوین و سپس مازندران گریخت و شاهی را در تبعید نگاه داشت. نادر قلی این نام صفوی را نردبان کشورگشایی خود کرد و سرانجام او را کنار زد.","citations":[],"personIds":[],"aliases":["طهماسب دوم","شاه طهماسب"]},{"id":"nader-shah","name":"نادرشاه افشار","shortName":"نادرشاه","dynasty":"afshar","throneTitle":"بنیانگذار افشاریه","reignStart":1736,"reignEnd":1747,"reignStartSolar":1114,"reignEndSolar":1126,"reignSolar":"۱۱۱۴–۱۱۲۶","summary":"از ایل افشار خراسان. افغان و عثمانی و گورکانی را شکست داد و تخت را از نام صفوی به نام خود برد. کشور را با شمشیر جمع کرد و با بدگمانی از هم پاشاند. پس از قتل او ایران دوباره پاره پاره شد.","citations":[],"personIds":[],"aliases":["نادرشاه","نادر قلی","نادر شاه افشار","تهماسب‌قلی"]},{"id":"karim-khan","name":"کریم‌خان زند","shortName":"کریم‌خان","dynasty":"zand","throneTitle":"وکیل‌الرعایا؛ شاه نخواند","reignStart":1751,"reignEnd":1779,"reignStartSolar":1130,"reignEndSolar":1158,"reignSolar":"۱۱۳۰–۱۱۵۸","summary":"از ایل زند. عنوان شاه را بر خود نگذاشت و وکیل‌الرعایا خواند. شیراز را تختگاه کرد. در قیاس با نادر، آرام‌تر و کوتاه‌تر حکومت کرد. پس از مرگش جانشینان زند یکدیگر را خوردند.","citations":[],"personIds":[],"aliases":["کریم خان","کریم‌خان زند","وکیل‌الرعایا"]},{"id":"lotf-ali-khan","name":"لطفعلی‌خان زند","shortName":"لطفعلی‌خان","dynasty":"zand","throneTitle":"واپسین فرمانروای زند","reignStart":1789,"reignEnd":1794,"reignStartSolar":1168,"reignEndSolar":1173,"reignSolar":"۱۱۶۸–۱۱۷۳","summary":"جوان و جنگاور. در برابر آقامحمدخان ایستاد و سرانجام در کرمان شکست خورد. روایت عامیانه او را چهرهٔ تراژیک پایان زند کرده است. با مرگ یا کور شدن او راه قاجار به تخت باز شد.","citations":[],"personIds":[],"aliases":["لطفعلی خان","لطفعلی‌خان زند"]},{"id":"agha-mohammad-khan","name":"آقامحمدخان قاجار","shortName":"آقامحمدخان","dynasty":"qajar","throneTitle":"بنیانگذار پادشاهی قاجار","reignStart":1796,"reignEnd":1797,"reignStartSolar":1175,"reignEndSolar":1176,"reignSolar":"۱۱۷۵–۱۱۷۶","summary":"از ایل قاجار استرآباد. ایران پراکنده را دوباره زیر یک تخت آورد، با بی‌رحمیٔ مشهور. تاجگذاری کوتاه بود و در شوشی کشته شد. دولتی که ساخت همان دولتی است که مشروطه صد سال بعد با آن درافتاد.","citations":[],"personIds":[],"aliases":["آقا محمد خان","آقامحمد خان","آغامحمدخان"]},{"id":"fath-ali-shah","name":"فتحعلی‌شاه","shortName":"فتحعلی‌شاه","dynasty":"qajar","throneTitle":"شاه جنگ‌های ایران و روس","reignStart":1797,"reignEnd":1834,"reignStartSolar":1176,"reignEndSolar":1213,"reignSolar":"۱۱۷۶–۱۲۱۳","summary":"برادرزادهٔ آقامحمدخان. در عهد او گلستان و ترکمانچای بسته شد و قفقاز از ایران جدا گردید. دربار بزرگ و پرلقب ساخت. عباس میرزا ولیعهد در تبریز اصلاح سپاه را آزمود و ناکام ماند.","citations":[],"personIds":[],"aliases":["فتحعلی شاه","فتح على شاه"]},{"id":"mohammad-shah","name":"محمدشاه","shortName":"محمدشاه","dynasty":"qajar","throneTitle":"شاه حاج میرزا آقاسی","reignStart":1834,"reignEnd":1848,"reignStartSolar":1213,"reignEndSolar":1227,"reignSolar":"۱۲۱۳–۱۲۲۷","summary":"پسر عباس میرزا. سلطنت او را بیشتر به نام صدر اعظمش حاج میرزا آقاسی می‌شناسند. محاصرهٔ هرات و دخالت انگلیس در همین عهد است. میراث او برای خوانندهٔ مشروطه، ناتمامی اصلاح سپاه عباس میرزاست.","citations":[],"personIds":[],"aliases":["محمد شاه قاجار","محمدشاه قاجار"]},{"id":"naser-al-din","name":"ناصرالدین‌شاه","shortName":"ناصرالدین‌شاه","dynasty":"qajar","throneTitle":"شاه نیم‌قرن ناصری","reignStart":1848,"reignEnd":1896,"reignStartSolar":1227,"reignEndSolar":1275,"reignSolar":"۱۲۲۷–۱۲۷۵","summary":"درازترین سلطنت قاجار. امیرکبیر را آورد و کشت. امتیازها داد و پس گرفت. سفر فرنگ دید و روزنامه و دارالفنون را تاب آورد تا جایی که به تخت آسیب نزند. با گلولهٔ میرزا رضای کرمانی افتاد. کسروی بیداری توده را از همین عهد می‌آغازد.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار یکم","text":"کسروی عهد ناصری را زمینهٔ بیداری می‌نویسد: سپهسالار، ملکم، سید جمال، روزنامه، دبستان، و سپس امتیازها و وام‌ها. شاه را خودکامه می‌بیند اما علت را فقط در شخص او نمی‌گذارد."}],"personIds":["amir-kabir","sepasalar","malkom","asadabadi"],"aliases":["ناصر الدین شاه","ناصرالدین شاه","ناصردین‌شاه"]},{"id":"mozaffar-al-din","name":"مظفرالدین‌شاه","shortName":"مظفرالدین‌شاه","dynasty":"qajar","throneTitle":"شاه فرمان مشروطه","reignStart":1896,"reignEnd":1907,"reignStartSolar":1275,"reignEndSolar":1285,"reignEndMonth":10,"reignEndDay":12,"reignSolar":"۱۲۷۵–۱۲۸۵","summary":"بیمار، خرج‌کننده، و در برابر فشار بست‌نشینان نرم. فرمان مشروطه را امضا کرد و قانون اساسی را در بستر مرگ دستینه نهاد. کسروی با او سر سازگاری دارد، بیشتر از «ساده دلی» تا از کیاست.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار دوم؛ فرمان مشروطه","text":"کسروی مظفرالدین را در قیاس با پسرش کسی می‌داند که با مجلس سر سازگاری داشت. ضعف تن و سستی اراده را پنهان نمی‌کند."},{"sourceId":"nazem","locus":"رویدادهای سال ۱۳۲۴ قمری","text":"ناظم‌الاسلام شاه را تحت تأثیر درباریان و عین‌الدوله می‌بیند؛ صدور فرمان را نتیجهٔ فشار بست سفارت و مهاجرت علما می‌نویسد، نه بخشش شاهانه."}],"personIds":["mozaffar-person","ain-al-dowleh","amin-al-soltan","amin-al-dowleh"],"aliases":["مظفر الدین شاه","مظفرالدین شاه","مظفرالدین‌شاه قاجار"]},{"id":"mohammad-ali-shah","name":"محمدعلی‌شاه","shortName":"محمدعلی‌شاه","dynasty":"qajar","throneTitle":"شاه به توپ بستن مجلس","reignStart":1907,"reignEnd":1909,"reignStartSolar":1285,"reignStartMonth":10,"reignStartDay":12,"reignEndSolar":1288,"reignEndMonth":4,"reignEndDay":25,"reignSolar":"۱۲۸۵–۱۲۸۸","summary":"ولیعهد تبریز و سپس شاه تهران. مشروطه را برنتافت. مجلس را با قزاق روس به توپ بست، استبداد صغیر آورد، و پس از فتح تهران خلع شد. کسروی او را از روز ولیعهدی در تبریز بدخواه آزادی می‌نویسد.","citations":[{"sourceId":"kasravi","locus":"گفتار سوم و یازدهم","text":"کسروی بدیهای محمدعلی میرزای ولیعهد را پیش از تاجگذاری می‌آورد و تاجگذاری را آغاز بی‌پروایی با مجلس می‌داند. روایت رفتن به باغشاه، با شابشال و لیاخوف، از صفحات مشهور کتاب است."},{"sourceId":"browne","locus":"فصول مربوط به کودتای ۱۹۰۸","text":"براون شاه را متکی به سفارت روس و بریگاد قزاق می‌بیند. همدلی او با مجلس آشکار است؛ گزارشش از بمباران، گواه معاصر اروپایی است."}],"personIds":["mohammad-ali-person","liakhov","amir-bahador","shapshal","sheikh-fazlollah"],"aliases":["محمد علی شاه","محمدعليشاه","محمدعلی‌شاه قاجار"]},{"id":"ahmad-shah","name":"احمدشاه","shortName":"احمدشاه","dynasty":"qajar","throneTitle":"واپسین شاه قاجار","reignStart":1909,"reignEnd":1925,"reignStartSolar":1288,"reignStartMonth":4,"reignStartDay":25,"reignEndSolar":1304,"reignSolar":"۱۲۸۸–۱۳۰۴","summary":"سلطنت در خردسالی با نایب‌السلطنه آغاز شد. سال‌های مجلس دوم، اولتیماتوم روس، اشغال ایران در جنگ جهانی اول، قرارداد ۱۹۱۹ و کودتای ۱۲۹۹ در همین دوران گذشت. پس از بی‌علاقگی او به اداره امور کشور، مجلس مؤسسان در آبان ۱۳۰۴ انتقال سلطنت به رضاشاه بزرگ را تصویب کرد.","citations":[{"sourceId":"kasravi-azarbaijan","locus":"سال‌های پس از فتح تهران","text":"کسروی در تاریخ هیجده‌ساله به شرح حوادث آذربایجان و قیام خیابانی می‌پردازد و ضعف ساختار حکمرانی واپسین شاه قاجار را عیان می‌سازد."}],"personIds":["ahmad-person","naser-al-molk","sepehdar","sardar-asad"],"aliases":["احمد شاه","احمدشاه قاجار","سلطان احمدشاه"]},{"id":"reza-shah","name":"رضاشاه بزرگ","shortName":"رضاشاه","dynasty":"pahlavi","throneTitle":"بنیان‌گذار دودمان پهلوی و معمار ایران نوین","reignStart":1925,"reignEnd":1941,"reignStartSolar":1304,"reignEndSolar":1320,"reignSolar":"۱۳۰۴–۱۳۲۰","summary":"بنیان‌گذار دودمان پهلوی و معمار نوسازی بنیادین ایران. برانداختن ملوک‌الطوایفی و ناامنی سراسری، بنیان‌گذاری ارتش نوین ملی، دادگستری نوین و الغای کاپیتولاسیون، تأسیس دانشگاه تهران، احداث راه‌آهن سراسری، تأسیس بانک ملی، ثبت اسناد و شناسنامه و آزادی اجتماعی و ارتقای جایگاه زنان.","citations":[],"personIds":[],"aliases":["رضاشاه","رضاشاه بزرگ","رضاشاه پهلوی","رضا شاه کبیر"]},{"id":"mohammad-reza-shah","name":"محمدرضاشاه پهلوی","shortName":"محمدرضاشاه","dynasty":"pahlavi","throneTitle":"شاهنشاه آریامهر","reignStart":1941,"reignEnd":1979,"reignStartSolar":1320,"reignEndSolar":1357,"reignSolar":"۱۳۲۰–۱۳۵۷","summary":"پادشاهی ۳۷ سالهٔ تحول بنیادین، نوسازی همه‌جانبه و جهش بزرگ صنعتی و اقتصادی ایران؛ خنثی‌سازی کودتای ۲۵ مرداد مصدق علیه قانون اساسی و پادشاهی مشروطه در قیام ملی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ انقلاب شاه و مردم (انقلاب سفید)، سپاه دانش و بهداشت، ملی‌کردن واقعی منابع نفت و گاز، و ارتقای جایگاه ایران به عنوان قدرت طراز اول منطقه‌ای و بین‌المللی.","citations":[],"personIds":[],"aliases":["محمدرضاشاه","محمدرضاشاه پهلوی","شاهنشاه آریامهر","شاهنشاه","محمدرضا شاه"]}],"periods":[{"id":"fall-safavid","title":"فرجام صفویه","start":1694,"startSolar":1073,"end":1736,"endSolar":1114,"weight":"thin","summary":"ناتوانی مالی و نظامی دستگاه صفوی در عهد سلطان حسین، سقوط اصفهان به دست محمود هوتکی، و شاهی اسمی طهماسب دوم زیر سایهٔ نادر.","aliases":["سقوط اصفهان","هجوم افغان","صفویه"]},{"id":"naderi","title":"کشورگشایی نادری","start":1736,"startSolar":1114,"end":1747,"endSolar":1126,"weight":"thin","summary":"بازگرداندن یکپارچگی ایران، شکست افغان و عثمانی، لشکرکشی هند، سپس فروپاشی جانشینی پس از قتل نادرشاه.","aliases":["افشاریه","نادرشاه"]},{"id":"zand","title":"فاصلهٔ زند","start":1751,"startSolar":1130,"end":1794,"endSolar":1173,"weight":"thin","summary":"آرامش نسبی فارس در وکالت کریم‌خان زند، سپس جنگ خانگی جانشینان تا برافتادن لطفعلی‌خان و گشایش راه قاجار.","aliases":["زندیه","کریم‌خان"]},{"id":"qajar-founding","title":"بنیان قاجار","start":1794,"startSolar":1173,"end":1848,"endSolar":1227,"weight":"thin","summary":"یکپارچگی دوبارهٔ ایران زیر تخت قاجار، جنگ‌های ایران و روس، گلستان و ترکمانچای، و ناتمام ماندن اصلاح سپاه عباس میرزا.","aliases":["قاجاریه","ترکمانچای","گلستان","بنیان‌گذاری قاجار","بنیاد قاجار"]},{"id":"naseri","title":"عصر ناصری","start":1848,"startSolar":1227,"end":1896,"endSolar":1275,"weight":"medium","summary":"نیم‌قرن ناصرالدین‌شاه: امیرکبیر، سپهسالار، امتیازها، دارالفنون، روزنامه. کسروی بیداری را از اینجا می‌آغازد.","aliases":["ناصرالدین‌شاه","عهد ناصری","دارالفنون"]},{"id":"tobacco","title":"نهضت تنباکو","start":1890,"startSolar":1269,"end":1892,"endSolar":1271,"weight":"medium","summary":"امتیاز تالبوت، حکم میرزای شیرازی، بست و تحریم. نخستین هماهنگی بزرگ علما و بازار در برابر دربار و امتیاز خارجی.","aliases":["تنباکو","تالبوت","رژی","میرزای شیرازی"]},{"id":"mozaffari","title":"عصر مظفری","start":1896,"startSolar":1275,"end":1905,"endSolar":1284,"weight":"medium","summary":"از قتل ناصرالدین‌شاه تا چوب تجار: وام روس، دارسی، تعرفه نوز، انجمن‌ها، و رسیدن خبر مشروطهٔ روسیه و ژاپن.","aliases":["مظفرالدین‌شاه","عهد مظفری"]},{"id":"mashruteh","title":"جنبش مشروطه","start":1905,"startSolar":1284,"end":1908,"endSolar":1287,"weight":"thick","summary":"چوب تجار، بست شاه عبدالعظیم، مهاجرت قم، بست سفارت، فرمان، مجلس اول، قانون اساسی. قلب کتاب کسروی.","aliases":["مشروطه","مشروطیت","فرمان مشروطه","مجلس اول","Persian Constitutional Revolution","Iranian Constitutional Revolution","Mashruteh"]},{"id":"minor-tyranny","title":"استبداد صغیر","start":1908,"startSolar":1287,"end":1909,"endSolar":1288,"weight":"thick","summary":"به توپ بستن مجلس، باغشاه، ایستادگی تبریز، حرکت بختیاری و گیلان، فتح تهران.","aliases":["استبداد صغیر","بمباران مجلس","محاصره تبریز","فتح تهران"]},{"id":"second-majlis","title":"مجلس دوم و اولتیماتوم","start":1909,"startSolar":1288,"end":1911,"endSolar":1290,"weight":"thick","summary":"خلع محمدعلی‌شاه، اعدام شیخ فضل‌الله، شوستر، اولتیماتوم روس، بستن مجلس. پایان داستان کوتاه مشروطهٔ زنده.","aliases":["مجلس دوم","شوستر","اولتیماتوم"]},{"id":"collapse-qajar","title":"جنگ و برافتادن قاجار","start":1914,"startSolar":1293,"end":1925,"endSolar":1304,"weight":"medium","summary":"اشغال، قرارداد ۱۹۱۹، کودتای ۱۲۹۹، خیابانی، و انتقال تاج به پهلوی.","aliases":["کودتای ۱۲۹۹","قرارداد ۱۹۱۹","خیابانی"]},{"id":"pahlavi-i","title":"پهلوی نخست","start":1925,"startSolar":1304,"end":1941,"endSolar":1320,"weight":"thin","summary":"دوران نوسازی بنیادین ساختار کشور، استقرار امنیت سراسری، ارتش نوین ملی، دادگستری و تأسیس دانشگاه تهران و راه‌آهن سراسری به رهبری رضاشاه بزرگ.","aliases":["رضاشاه","پهلوی اول","رضاشاه بزرگ"]},{"id":"pahlavi-ii","title":"پهلوی دوم","start":1941,"startSolar":1320,"end":1979,"endSolar":1357,"weight":"thin","summary":"دوران توسعه و جهش بزرگ صنعتی، اقتصادی و اجتماعی ایران، تحقق اصول انقلاب سفید و رستاخیز تمدن نوین به رهبری محمدرضاشاه پهلوی آریامهر.","aliases":["محمدرضاشاه","پهلوی دوم","آریامهر","انقلاب سفید"]}],"sources":[{"id":"kasravi","title":"تاریخ مشروطهٔ ایران","author":"احمد کسروی","kind":"primary","note":"چاپ دوم تهران، بهمن ۱۳۱۹، چاپخانهٔ تابان؛ متن کامل پانزده گفتار. روایت تبریزمحور و غالباً داورانه. کسروی خود را مورخ حرفه‌ای نمی‌خواند. داوری‌هایش را باید به نام او آورد، نه به نام واقع."},{"id":"kasravi-azarbaijan","title":"تاریخ هیجده‌سالهٔ آذربایجان","author":"احمد کسروی","kind":"primary","note":"دنبالهٔ تاریخ مشروطه، تا مرگ شیخ محمد خیابانی. برای سال‌های پس از فتح تهران آبشخور اصلی کسروی است."},{"id":"nazem","title":"تاریخ بیداری ایرانیان","author":"ناظم‌الاسلام کرمانی","kind":"participant","note":"روزنوشت تهرانی یک ناظر درگیر. بر انجمن‌های سری و برخی روشنفکران تکیه دارد. کسروی همین را از وجه مورخانهٔ کار او می‌کاهد."},{"id":"dowlatabadi","title":"حیات یحیی","author":"یحیی دولت‌آبادی","kind":"participant","note":"خاطرات یک مشروطه‌خواه حاضر در ماجرا. سودمند است اگر جانب نویسنده را از گزارش جدا نگاه داریم."},{"id":"malekzadeh","title":"تاریخ انقلاب مشروطیت ایران","author":"مهدی ملک‌زاده","kind":"participant","note":"پسر ملک‌المتکلمین. روایت خانوادگی و حزبی است، نه داوری بی‌طرف. برای قتل پدر و روزهای باغشاه گواه نزدیکی است."},{"id":"browne","title":"The Persian Revolution of 1905–1909","author":"ادوارد گرانویل براون","kind":"contemporary","note":"ناظر انگلیسی همدل با مشروطه، نه مورخ مکتب مسکو. نامه‌ها و گزارش‌های همان سال‌ها را نگاه داشته است."},{"id":"hedayat","title":"خاطرات و خطرات","author":"مهدی‌قلی هدایت (مخبرالسلطنه)","kind":"memoir","note":"وزیر و رجل قاجاری. برای خوی دربار و رجال، گواه از درون است؛ برای داوری اخلاقی، جانب خود را دارد."},{"id":"adamiyat","title":"ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران","author":"فریدون آدمیت","kind":"synthesis","note":"تاریخ‌نگاری ساختاری و لیبرال‌ملی. برای تبارشناسی اندیشه‌ها، اصلاحات عثمانی، امتیازات اقتصادی و رساله‌ها آبشخور تراز اول پژوهش است."},{"id":"khadem","title":"ماجرای مشروطه","author":"امیر خادم","kind":"synthesis","note":"روایت تحلیلی، ساختاری و مستند بر پایهٔ تطبیق متون دست‌اول، اسناد دولتی و گزارش‌های دیپلماتیک؛ جامع ابعاد اقتصادی، ایلی، شبکه‌های فکری و پیوندهای فرامنطقه‌ای مشروطیت."},{"id":"etimad","title":"روزنامهٔ خاطرات اعتمادالسلطنه","author":"محمدحسن خان اعتمادالسلطنه","kind":"memoir","note":"ثبت روزانهٔ احوال دربار ناصری، کشمکش‌های اندرونی رجال، اعطای امتیازات و ساختار قدرت قاجار از دیدگاه وزیر انطباعات."},{"id":"mohit","title":"مجموعه آثار و اسناد صدر مشروطه","author":"محمد محیط طباطبایی","kind":"synthesis","note":"بررسی سندشناختی نامه‌ها، شب‌نامه‌ها، جراید برون‌مرزی و رجال فکری جنبش بیداری."},{"id":"sharif-kashani","title":"واقعات اتفاقیه در روزگار","author":"شیخ مهدی شریف کاشانی","kind":"participant","note":"یادداشت عضو باغ میکده؛ لوایح بی‌نام بست عبدالعظیم و راپرت رشدیه به فلک تجار از همین دفتر است."},{"id":"ehtesham-memoirs","title":"خاطرات احتشام‌السلطنه","author":"محمودخان احتشام‌السلطنه","kind":"memoir","note":"شرح جلسه ۸ اردیبهشت ۱۲۸۵ دربار دربارهٔ عدالتخانه، از درون دیوان."}]}