برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

جنبش مشروطه

شورش مسلحانه سالارالدوله در غرب کشور و ادعای سلطنت

هجری شمسی

شاهنشاهی

۲۷ اردیبهشت ۲۴۶۶ تا ۹ تیر ۲۴۶۶

میلادی

۱۸ مه ۱۹۰۷ تا ۳۰ ژوئن ۱۹۰۷

رویداد اصلی مشروطیتدربار و ساختار قدرت

خلاصه

طغیان ابوالفتح میرزا سالارالدوله با سواران کرد و لر در برابر تاج مشروطهٔ برادرش. نامه به نام مجلس، افشای نامه در کنسولگری انگلیس کرمانشاه، شکست نزدیک نهاوند، بست در همان کنسولگری، سپس پارک اتابک و اروپا.

زمینه

در بهار ۱۲۸۶ ابوالفتح میرزا سالارالدوله، برادر محمدعلی‌شاه و حکمران پیشین کردستان و ولایات زاگرس، با سواران کرد و لر بر تخت برادرش چشم دوخت. این شورش ایلی یک شاهزاده بود در برابر تاج‌وتخت مشروطه، نه نبرد مردم با نهاد پادشاهی. کسروی می‌نویسد سالار از کشاکش دربار و مجلس امید تازه گرفت، به بروجرد تاخت و مردم را از خود بیزار کرد. حاجی میرزا نصرالله ملک‌المتکلمین پیشتر کارکن او در کردستان بود و سپس به آزادیخواهان پیوست.

چه رخ داد

۱. طغیان شاهزاده و نامه به نام مجلس

با انتصاب حاکم تازهٔ لرستان در فروردین ۱۲۸۶، سالارالدوله از تحویل ولایت سر باز زد و با آقا محمدمهدی، سردستهٔ آزادیخواهان کرمانشاهان، پیوند گرفت. شاهزاده گردآوری سواران ایلات لر را ادعا کرد. محمدعلی‌شاه در ۲۷ اردیبهشت امان‌نامه‌ای فرستاد؛ سالار آن را رد کرد و به سوی نهاوند تاخت.

کسروی افزار کار او را دروغ به نام مجلس می‌داند. به سران ایل نامه می‌فرستاد که دارالشوری او را به یاری مشروطه خوانده و او به خواهش آزادیخواهان روانهٔ تهران است:

«یکی از افزارهای کار او دروغهایی بود که از زبان مجلس و مشروطه خواهان میساخت و می‌پراکند. به بسیاری از سران ایل و سرکردگان سوار نامه فرستاده چنین می‌نوشت که از سوی مجلس او را بیاری مشروطه خوانده‌اند و او بخواهش آزادیخواهان روانه تهران می‌باشد.»

۲. کنسولگری کرمانشاه، پشتیبانی مجلس از تاج مشروطه، نبرد نهاوند

در کرمانشاهان دو دسته با هم زدند. از تهران آقا محمدمهدی را خواستند؛ او نرفت و با پیروانش در کنسولگری انگلیس بست نشست. نامه‌ای از سالار به دست کنسول افتاد و به تهران رسید. کسروی مضمون را چنین می‌آورد که چند تن از نمایندگان پارلمان را در تهران کشته‌اند، تهران آشفته است، از آذربایجان دسته‌ای روانه‌اند؛ اگر «حس اسلامیت» دارید همراهی کنید؛ من نیز همین روزها روانه خواهم گردید. از نامه دانسته شد میان آقا محمدمهدی و سالار همدستی هست و شاهزاده می‌خواهد به نام هواداری از مشروطه مردم را به سوی خود کشد.

مجلس با آنکه با محمدعلی‌شاه در کشاکش بود، در چنین وقتی پشتیبانی از پادشاه مشروطه را بایسته دید و تلگراف نکوهش به سالار فرستاد. قشون دولتی به فرماندهی محتشم‌السلطنه به غرب رفت. شب یکشنبه هجدهم خرداد آگاهی آمد که روز گذشته نزدیک نهاوند جنگ سختی رفته، سالار پس از اندک جنگ گریخته و سپاهش از میدان دررفته است.

۳. بست کنسولگری، پارک اتابک، سپس اروپا

سالار پس از شکست به کرمانشاه رفت و به کنسولگری انگلیس پناهید و دولت انگلیس را به میانجیگری برانگیخت. علی‌خان ظهیرالدوله، حاکم همدان، از جانب دولت مذاکره کرد و در ۹ تیر ۱۲۸۶ با ضمانت جان او را از کنسولگری بیرون آورد. کسروی می‌نویسد محمدعلی‌میرزا ناگزیر بود از گناه برادر درگذرد. شاهزاده را با دسته‌ای قزاق به تهران آوردند و در پارک اتابک جا دادند؛ این باغ صدر اعظم است، نه واقعهٔ پارک اتابک در ۱۲۸۹. پس از چندی به اروپا رفت.

کسروی این خیزش را یکی از چیزهایی می‌شمارد که محمدعلی‌میرزا را از بستن مجلس بازداشت. چون سستی کار سالار دانسته شد، دربار دوباره دلیر شد.

پیامد

مجلس از تاج مشروطه در برابر شورش ایلی این شاهزاده دفاع کرد. شکست سالار دربار را پس از ترس تاج دلیرتر کرد. شاهزاده از کنسولگری به پارک اتابک آمد و سپس از ایران بیرون رفت.

سال‌شمار

  1. ۲۷ اردیبهشت ۱۲۸۶

    شاهنشاهی ۲۷ اردیبهشت ۲۴۶۶

    میلادی ۱۸ مه ۱۹۰۷

    رد امان‌نامهٔ شاه

    سالارالدوله امان‌نامه را رد کرد و با سواران ایلی به سوی نهاوند حرکت کرد.

  2. ۱۰ خرداد ۱۲۸۶

    شاهنشاهی ۱۰ خرداد ۲۴۶۶

    میلادی ۳۱ مه ۱۹۰۷

    تلگراف نکوهش مجلس

    مجلس از پادشاهی مشروطه در برابر طغیان ایلی پشتیبانی کرد و سالار را نکوهید.

  3. ۱۷ خرداد ۱۲۸۶

    شاهنشاهی ۱۷ خرداد ۲۴۶۶

    میلادی ۷ ژوئن ۱۹۰۷

    جنگ نزدیک نهاوند

    کسروی می‌نویسد جنگ سخت با سرکردگان دولتی نزدیک نهاوند رفت و سالار گریخت.

  4. ۲۷ خرداد ۱۲۸۶

    شاهنشاهی ۲۷ خرداد ۲۴۶۶

    میلادی ۱۸ ژوئن ۱۹۰۷

    پناه به کنسولگری انگلیس

    سالار در کنسولگری کرمانشاه بست نشست.

  5. ۹ تیر ۱۲۸۶

    شاهنشاهی ۹ تیر ۲۴۶۶

    میلادی ۳۰ ژوئن ۱۹۰۷

    خروج از کنسولگری و پارک اتابک

    ظهیرالدوله او را به تهران آورد. کسروی می‌گوید در پارک اتابک جا دادند و سپس به اروپا رفت.

داوری منابع

احمد کسروی — تاریخ مشروطهٔ ایران
گفتار هفتم؛ داستان سالارالدوله

کسروی می‌نویسد سالار به نام مجلس به سران ایل نامه می‌فرستاد. نامه به آقا محمدمهدی از کنسولگری کرمانشاه به تهران رسید. جنگ نزدیک نهاوند کوتاه بود. شاهزاده را به پارک اتابک آوردند و سپس به اروپا رفت.

امیر خادم — ماجرای مشروطه
ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وششم

مجلس اول با وجود تعارض با محمدعلی‌شاه، قاطعانه شورش عشایری شاهزاده را محکوم کرد و از تمامیت ارضی کشور دفاع نمود.

دوره

پادشاه

کسان

  • ابوالفتح میرزا سالارالدولهشاهزاده مدعی تاج‌وتخت و سرکرده طغیان ایلی غرب کشور

    نامه به نام مجلس، شکست نزدیک نهاوند، بست در کنسولگری کرمانشاه، سپس پارک اتابک و عزیمت به اروپا.

  • محمدعلی‌شاهشاه کودتا و استبداد صغیر

    صدور امان‌نامه مشروط و فرمان اعزام قوای سرکوب به غرب کشور.

  • میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطانصدراعظم سه‌پادشاه قاجار؛ کشتهٔ بهارستان

    تجهیز و اعزام قشون دولتی به نهاوند و مدیریت بازگرداندن سالارالدوله از کرمانشاه به پایتخت.

  • علی‌خان قاجار ظهیرالدولهبنیان‌گذار انجمن اخوت؛ دولتمرد آزادی‌خواه

    حاکم همدان که با مذاکرات فشرده سالارالدوله را از کنسولگری بریتانیا خارج ساخت و به تهران آورد.

  • عبدالحسین میرزا فرمانفرمافرمانده نظامی و دولتمرد ارشد قاجار در ادوار مشروطه

    وزیر عدلیه و فرمانده قشون غرب کشور در دفع تجاوزات مرزی و انقیاد طوایف متمرد.