برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

جنبش مشروطه

بحران اصل هشتم متمم قانون اساسی و مناقشه مساوات حقوقی اقلیت‌ها

هجری شمسی

شاهنشاهی

۲۸ اردیبهشت ۲۴۶۶

میلادی

۱۹ مه ۱۹۰۷

رویداد اصلی مشروطیتمذهبی و فکری

این ورقه بخشی از امضای متمم قانون اساسی است. بحران اصل هشتم و مساوات حقوقی همان گره متمم است: زرتشتی و ارمنی و مسلمان در برابر قانون.

خلاصه

تنش شدید در مجلس اول بر سر اصل هشتم متمم قانون اساسی (برابری اهالی مملکت در پیشگاه قانون)؛ مخالفت فقهای محافظه‌کار به بهانه تمایز حقوق شرعی؛ قرائت دادخواست جامعه زرتشتیان ایران در صحن علنی؛ و مصالحه تاریخی با افزودن واژه «قانون دولتی».

زمینه

در اردیبهشت ۱۲۸۶ پیش‌نویس متمم قانون اساسی به نشست علما و نمایندگان رسید. کسروی سه ایراد شریعت‌خواهان را بر اصول حقوق ملت می‌گذارد: اصل هشتم تساوی اهالی در برابر قانون دولتی، اصل نوزدهم تحصیل اجباری، اصل بیستم آزادی مطبوعات. سید عبدالله بهبهانی در اعتراض به اطلاق مساوات چند روز از صحن علنی کناره گرفت. تبریز در تلگرافخانه ایستاده بود که قانون سیاسی دولتهای مشروطه را می‌خواهد، نه مباحثهٔ عبادات.

چه رخ داد

۱. ایراد علما به اصول هشتم و نوزدهم و بیستم

کسروی می‌نویسد پس از تلگرافهای تبریز و شهرهای دیگر، علمای شریعت‌خواه در چند اصل ناهمداستان شدند. سید عبدالله بهبهانی در اعتراض به اطلاق مساوات چند روز از جلسات علنی کناره گرفت. اصل هشتم می‌گفت اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی خواهند بود. ایراد آنان این بود:

«مسلم و کافر در دیه و حدود متساوی نتواند بود، اگر مسلمانی یک یهودی یا یک زردشتی یا یک کافر دیگری را کشت او را بکیفر نتوان کشتن و باید «دیه» گرفت»

در اصل نوزدهم تأسیس مدارس به مخارج دولتی و ملتی و تحصیل اجباری را مطابق قانون وزارت علوم می‌خواستند. خرده می‌گرفتند که تحصیل اجباری مخالف شریعت است. اصل بیستم عامهٔ مطبوعات را جز کتب ضلال و مواد مضر به دین آزاد می‌کرد و ممیزی را ممنوع می‌شمرد. می‌گفتند باید تحت نظر علما باشد.

۲. نامهٔ زرتشتیان و دادخواست ۲۸ اردیبهشت

کسروی می‌گوید گفتگو به بیرون رسید و زردشتیان نامه‌هایی به مجلس نوشتند و برای خود برابری خواستند. در جلسهٔ ۲۸ اردیبهشت دادخواست جامعهٔ زرتشتیان در صحن خوانده شد که قتل ارباب پرویز شاهجهان در یزد و حال پارسیان هند را یاد می‌کرد. ارباب جمشید نمایندگان را به ثبت وعدهٔ تساوی در صورت‌جلسه کشاند:

«آیا به موجب نظامنامه اساسی رعایت و حفظ حقوق این گروه به مساوات شده یا نه؟... اگر ما را ظالم می‌دانید از زمان اضمحلال تا کنون هزار و دویست و پنجاه و شش سال می‌گذرد، چه شقاوت و خیانتی از این ملت دیده شده؟ و اگر مظلومیم چرا نباید حفظ فرمایید؟ در خارجه از حفظ و مساوات حقوق انسان گذشته برای حقوق دواب ترتیبات داده‌اند. آیا بیچاره ملل خارجه در تحت لوای اسلام از جانور هم کمتر هستند؟ امید ما بیچارگان بر آن بود مهاجرین ما که در تحت دولت بهیه انگلیس به ایرانی بودن خود افتخار می‌نمایند به امیدواری قانون مساوات به مرزبوم خود بازگردند؛ نتیجه به عکس بخشید.»

۳. تلگرافخانهٔ تبریز و حبل‌المتین تهران

تبریز از آن می‌ترسید که قانون به دست علما افتد و تباه شود یا بهانه به دولت دهد. سردستگان در تلگرافخانه چنین می‌گفتند و واعظان به زبان مردم می‌راندند:

«مگر ملت قانون مذهبی و عبادات از دولت میخواهد که محتاج مباحثات علمی باشد. ما قانون اساسی سلطنتی مشروطه‌ای را که در میان تمام دولتهای مشروطه مجریست میخواهیم. قانون شرع را در هزار و سیصد و اند سال پیش پیغمبر ما آورده و در دست داریم...»

کسروی معنایش را کنار نهادن شریعت می‌داند و می‌گوید بسیاری از واعظان این را نمی‌فهمیدند. ثقةالاسلام قانون سیاسی و ملکی را از شرع جدا کرد: حقوق سلطنت، حدود حکام، مالیات، منع تقلب.

نویسنده‌ای در حبل‌المتین تهران دیهٔ بیست‌وپنج تومان را با خون‌بهای کشیش ارومی روبه‌رو کرد. کسروی در پانوشت کشیش را انگلیسی می‌داند نه آلمانی:

«اگر بخواهیم حقوق مساوات را جاری نکنیم بمحذورات بزرگ دچار میشویم. یکی از آن محذورات آنکه مجوس و یهود و ارمنی وقتی قیمت خون خود را معادل بیست و پنجتومان کم یا زیاد در قانون ملاحظه نمایند گمان نمیکنم تابعیت این ملت و این سلطنت و این قانون را بر عهده بگیرد و دست تظلم بنمایندگان دول دیگر بلند ننماید که چه تقصیر کرده‌ام خون من انسان بقدر یک حیوان پستر شده. اگر جواب دهیم که شما اهل کتاب هستید و روح ایمانی ندارید از اینجهت قیمت تو قیمت حیوان است جواب خواهند گفت که یکنفر کشیش آلمانی که در ارومیه کشته شد مگر اهل کتاب نبود که مبلغ شصت و پنج هزار تومان دادید.»

پایداری وکلای آذربایجان به رهبری تقی‌زاده راه را باز کرد. کمیسیون قید «قانون دولتی» را در اصل هشتم نگاه داشت تا احکام شرع بر جای خود بماند و قوانین دولت بر همهٔ اهالی یکسان جاری شود.

ورقهٔ وابسته

انتشار رساله «حقوق و وظایف ملت» و بومی‌سازی آموزه آزادی، برابری، برادری

رسالهٔ حقوق و وظایف ملت همان واژگان آزادی و برابری را برای بحث اصل هشتم به فارسی نوشت.

«شما که ملت هستید، آیا می‌دانید اولاً ملت چیست؟ مردمانیکه در وسط روز لاینقطع جلوی آفتاب و باد و باران مشغول زراعت هستند، کسانیکه در معادن کار می‌نمایند، آهنگران و نساجان و سربازانی که برای حفظ وطن جان بر کف دارند، و کسانی که با قلم خود ملت را تربیت می‌کنند، اینها ملت هستند. فقط معدودی از متمولین مفتخور را استثنا کنیم، باقی مردم جزء ملتند.»
متن کامل این ورقه

پیامد

اصل هشتم با قید قانون دولتی ماند. کسروی این کشاکش را گره حقوق اقلیتها می‌خواند و ایستادگی تبریز را خواست قانون سیاسی مشروطه می‌داند، نه قانون عبادات.

سال‌شمار

  1. ۲۴ اردیبهشت ۱۲۸۶

    شاهنشاهی ۲۴ اردیبهشت ۲۴۶۶

    میلادی ۱۵ مه ۱۹۰۷

    زنان تهران در بهارستان

    گروهی از زنان برای طلبیدن قانون به مجلس رفتند. مجلس گفت محرک دارید. فردا صنیع‌الدوله از ریاست کناره‌جویی خواست.

  2. ۲۸ اردیبهشت ۱۲۸۶

    شاهنشاهی ۲۸ اردیبهشت ۲۴۶۶

    میلادی ۱۹ مه ۱۹۰۷

    قرائت دادخواست زرتشتیان

    تظلم‌نامه در بهارستان خوانده شد. کسروی نامهٔ زردشتیان برای برابری را در همین روزها می‌گذارد.

  3. ۱۰ خرداد ۱۲۸۶

    شاهنشاهی ۱۰ خرداد ۲۴۶۶

    میلادی ۳۱ مه ۱۹۰۷

    اصل هشتم با قید قانون دولتی

    مصالحه بر تساوی اهالی در برابر قانون دولتی، جدا از احکام شرع.

داوری منابع

فریدون آدمیت — ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران
ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران

آدمیت درج واژه «قانون دولتی» در اصل هشتم را مصالحه‌ای میان مفهوم شهروندی حقوق مدرن و احکام سنتی فقه می‌داند.

امیر خادم — ماجرای مشروطه
ماجرای مشروطه؛ گفتار بیست‌وهفتم

دادخواست زرتشتیان در ۲۸ اردیبهشت ۱۲۸۶ صریح‌ترین سند دادخواهی حقوق شهروندی در تاریخ مجلس اول بود.

احمد کسروی — تاریخ مشروطهٔ ایران
گفتار ششم؛ دستبرد علما در قانون

کسروی ایراد علما را این می‌داند که مسلمان و نامسلمان در دیه و حدود برابر نیستند، تحصیل اجباری خلاف شرع است، و مطبوعات باید زیر نظر علما باشد. می‌گوید تبریز قانون سیاسی دولتهای مشروطه می‌خواست و حبل‌المتین دیهٔ بیست‌وپنج تومان را با خون‌بهای کشیش ارومی روبه‌رو کرد.

دوره

پادشاه

کسان

  • ارباب جمشید جمشیدیانبانکدار و حامی مالی مشروطه؛ نماینده زرتشتیان در مجلس اول

    ارائه رسمی عریضه دادخواهی زرتشتیان به هیئت رئیسه مجلس و الزام وکلا به ثبت رسمی وعده تساوی حقوق.

  • سید عبدالله بهبهانیپیشوای سیاسی‌تر روحانیان مشروطه‌خواه تهران

    تحریم چندروزه جلسات علنی مجلس در اعتراض به اطلاق مساوات تام میان مسلمان و نامسلمان.

  • سید محمد طباطباییپیشوای روحانی مشروطه در تهران

    حفظ مشی اعتدالی در مباحثات حقوقی و تلاش برای جلوگیری از شقاق میان مشروطه‌خواهان و نهاد فقاهت.

  • سید حسن تقی‌زادهرادیکال مجلس اول؛ رجل بعدی دولت

    دفاع سرسختانه از تمامیت اصل هشتم، آموزش اجباری (اصل ۱۹) و آزادی مطبوعات (اصل ۲۰).

  • میرزا یوسف‌خان مستشارالدولهنظریه‌پرداز قانون‌خواهی؛ مؤلف رسالهٔ یک کلمه

    نگارش و انشای اصول حقوق ملت در کمیسیون متمم قانون اساسی با الهام از قوانین اساسی اروپایی.