برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

عصر مظفری

ابلاغ نظام‌نامه و تعرفه جدید گمرکی ۱۹۰۳

هجری شمسی

شاهنشاهی

۲۳ بهمن ۲۴۶۱

میلادی

۱۲ فوریه ۱۹۰۳

رویداد فرعی و زمینه‌ایاقتصادی

این ورقه بخشی از فلک کردن تجار قند توسط علاءالدوله در تهران است. تعرفهٔ نوز همان خشم بازار را ساخت که سه سال بعد در فلک تجار قند به خیابان آمد.

خلاصه

توشیح تعرفه جدید گمرکی نوز، لغو عوارض راهداری محلی، افزایش تعرفه بر کالاهای تجار ایرانی و غیرروسی، و اعتصابات گسترده بازرگانان در لنگه، شیراز و تبریز.

زمینه

وام‌های روس خزانه را به درآمد گمرک گرو بست. ژوزف نوز بلژیکی گمرک را از اجارهٔ حکام به ادارهٔ دولتی بدل کرد و در ۲۳ بهمن ۱۲۸۱ فرمان تعرفه را به مهر مظفرالدین‌شاه رساند. تجار ایرانی تا آن روز با رشوه و تغییر نام کالا از عوارض می‌گریختند. اجرای دقیق همان ارقام کاغذی، بازار لنگه و شیراز و تبریز را به هم زد و نوز را نوکر روس خواندند. گفتار سیزدهم و چهاردهم همین گره را مبدأ خشم بازار می‌گذارد. کسروی نام نوز را در تاریخ ایران شوم می‌شمارد و پیمان را یکسره به زیان ایران می‌داند.

چه رخ داد

۱. تمرکز گمرک و وزارت نوز

امین‌الدوله سه مستشار بلژیکی آورد: نوز، پریم و تونیس. نوز در ۲۵ اسفند ۱۲۷۶ به تهران رسید. برنامهٔ او معافیت صادرات، بازنگری ترکمانچای، حمایت از تولید داخل و عوارض سنگین بر تجمل بود. امین‌السلطان چون وثیقهٔ وام روس گمرک بود با او همراه شد. پریم در تبریز درآمد یک‌ساله را از یک میلیون و صد هزار تومان به یک میلیون و پانصد هزار رساند، بی‌آنکه هنوز تعرفه عوض شده باشد. در ۱۲۸۰ پست و ضرابخانه هم به بلژیکی‌ها رفت. تابستان ۱۲۸۱، در سفر دوم فرنگ شاه، نوز وزیر گمرکات شد: نخستین غیر ایرانی در کابینهٔ ایران نوین.

کسروی آوردن سه بلژیکی را در زمان امین‌الدوله می‌نویسد و در یک جا سال ۱۲۸۷ را می‌آورد. این رقم با صدارت امین‌الدوله نمی‌خواند. نخست عنوان مدیر کل گمرکات دادند و می‌بایست زیر دست صدراعظم کار کند. سال بعد، هنگامی که شاه آهنگ اروپا داشت، به دستاویز همراهی صدر اعظم او را وزیر کل گمرکات کردند و یکباره خودسر ساختند. کسروی پیشرفت تند نوز را زمینه‌سازی همان پیمان می‌داند.

۲. فرمان ۱۵ ذی‌القعده و لغو راهداری حکام

متن فرمان در منتخب‌التواریخ مظفری مانده است. بند چهارم راهداری و قپان‌داری ولایات را برای همیشه برداشت و حق عوارض جادهٔ شوسه را به فرمان پایتخت سپرد:

«فصل ۴: نظر به ادای حقوق گمرکی مقرره در فصل سابق‌الذکر حقوق راهداری و خانات و میدان و قپان‌داری و یا سایر عوارض دیگر که سابق بر این در جزو گمرکات اجاره داده می‌شد، بکلی موقوف و ابدالدهر احدی از حکام و غیره هرکه باشد حق ایجاد و وصول این قبیل مالیات و عوارض را نخواهد داشت و همینطور راهداریهایی که در داخله مملکت برای حفظ طرق و شوارع وصول و دریافت می‌شد بالمره منسوخ و هیچکس حق اخذ آن را به هیچ اسم و رسم ندارد.»

تجار می‌بایست از این بند شاد شوند. شاد نشدند. شفافیت مسیر فرار را بست. لمبرت مولیتور در بندر لنگه فرمان را خواند و فردای آن اعتصاب دید. سیدی با عمامهٔ سبز گفت قانون را نمی‌شناسند. در شیراز تجار به تهران و بوشهر تلگراف زدند. علاءالدوله، حاکم فارس، سید محمد فال‌اسیری را ترساند و شورش را در نطفه کشت. در تبریز اعتراض به پریم با خشم از وام روس در هم آمیخت و به خشونت خیابان رسید. تیر ۱۲۸۲ شورش تبریز بر پریم بازار و طلبه را به مسجد شاهزاده برد؛ شهریور همان سال نوشتهٔ ساختگی تکفیر اتابک پراکنده شد.

کسروی فرمان شاه را چنین خلاصه می‌کند: راهداری و قپانداری و حقوق خانات برداشته شود و همچون بازرگان بیگانه تنها حقوق گمرکی مرز گرفته شود. با این همه در بوشهر و شیراز و یزد و اصفهان و تهران بازرگان و ملا ناخشنودی نمودند. دستاویز دو چیز بود: بودن بیگانه بر سر کار کشور، و تعرفه به زیان خود. کسروی می‌نویسد در سال ۱۲۸۹ که مظفرالدین شاه در سفر اروپا بود بازرگانان در آن شهرها شوریدند. این رقم شمسی با سفرهای مظفر در ۱۲۷۸ و ۱۲۸۱ نمی‌خواند.

۳. پیمان روس و تعرفه به زیان ایران

پیمان با دست نوز آماده شد. پس از بازگشت شاه از سفر دوم اروپا، در ۱۲۸۰ دستینه نهادند. در ۱۲۸۱ پیمان‌نامه‌ها را به یکدیگر دادند. به کار بستن از بهمن ۱۲۸۲ آغاز شد. کسروی نتیجه را یکسره به زیان ایران می‌داند: اندک افزارسازی و پارچه‌بافی از میان رود، داد و ستد از رونق افتد، کشاورزی آسیب بیند، مردم به قفقاز کوچند یا در ملک خود به همسایه گرایند. تعرفه برای کالایی که از روسستان می‌آمد بدهی کم بست و برای صدور ایران و کالای هند و فرانسه بدهی بسیار. انگلیسیان آزرده شدند. دولت چند ماه نگذشته با آنان پیمان جدا بست. زیان ایرانی ماند.

کسروی می‌گوید گفتگو از زمان امین‌الدوله آغاز شده و ناهمداستانی او یکی از انگیزه‌های افتادنش توانستی بود. واگذاری چنین کاری را به بیگانهٔ ناآزموده ننگ می‌شمارد، حتی اگر پیمان به سود ایران می‌بود. سست‌نهادی شاه و ناپاکی امین‌السلطان و ناآگاهی توده را فرصت همسایهٔ شمالی می‌داند که خواست خود را با دست بلژیکی پیش برد. شوستر به روایت کسروی نوز را افزار دست روس و نگه داشتهٔ بنام او می‌شمارد. صفی‌نیا نوشت:

«امضای این قرارداد ضربت سختی بود که پس از عهدنامهٔ ترکمان‌چایی باستقلال ایران وارد شد»

۴. شورش تبریز بر پریم و دستخط ولیعهد

بلژیکیان میانهٔ بازرگان ایرانی و بیگانه، بلکه میانهٔ مسیحی ایرانی و مسلمان، جدایی می‌گذاشتند. رنجش گمرک با ناخشنودی وام و گردش اروپا توأم شد. مردم شاه را ساده‌دل شناختند و بدیها را از اتابک دانستند.

در تبریز میرزا علی‌اکبر از جلو میخانه‌ای در محلهٔ ارمنستان می‌گذشت. مستی جام پیش آورد. طلبه‌ها به خانهٔ حاج میرزا حسن مجتهد ریختند و او را به مسجد شاهزاده آوردند. بازرگانان بازار بستند. ملایان دلتنگی از دبستان را فراموش نکرده بودند. خواست مسجد شاهزاده این بود که مسیو پریم برود و میخانه‌ها و مهمانخانه‌ها و مدرسه‌ها بسته شود. پریم سر گمرک آذربایجان بود. دو روز بازار بسته ماند. محمدعلی میرزا، ولیعهد، دستخط فرستاد:

«مجتمعین مسجد شاهزاده، الساعه مسیو پریم را روانه گردانیدم و دستور دادم میخانه‌ها، و مهمانخانه ها، و مدرسه‌ها را ببندند، شما متفرق شوید»

طلبه‌ها میخانه و مهمانخانه و دبستان را تاراج کردند، از جمله دبستان کمال. پریم در باسمنج نشست. ده بیست روز بعد کالسکه آمد و او را بازگرداندند. حاج میرزا حسن مجتهد ناگزیر به تهران شد. کسروی این پیشامد را تیر ۱۲۸۲ می‌نویسد.

ورقهٔ وابسته

نوشتهٔ ساختگی تکفیر اتابک به نام علمای نجف

در همان فصل تعرفه، نوشته‌ای با مهر علمای نجف اتابک را کافر خواند؛ کسروی آن را ساختگی می‌داند و رسیدن به تهران را پس از رفتن صدر می‌نویسد.

«باسمه تبارک و تعالی بر قاطبه اهل اسلام سیما ساکنین ایران مخفی نماند که تسلیط کفر واستیلاء اجانب بر نفوس محترمه اسلامیه و بخشیدن حریت بفرقه ضاله بابیه خذلهم الله و اشاعه منکرات و اباحه بیع مسکرات در ایران بحدی رسیده که جای توقف و مجال تأمل باقی نمانده و یوما فیوما در تزاید و آنچه در مقام تدبیر و دفع این غوایل هائله شده اثری ندیدیم و این نیز بر ما ثابت و محقق گردید که تمام این مفاسد مستند بشخص اول دولت علیه ایران میرزا علی اصغر خان صدر اعظم است و پادشاه اسلام اعلیحضرت مظفرالدین شاهنشاه ایران خلدالله ملکه در نهایت دین داری و رعیت پروری و غایت اهتمام را در حفظ حدود مسلمین داشته و دارد و تمام این مفاسد را این شخص خاین دولت و ملت اسلام بران ذات اقدس اغفال نموده چاره جز اظهار ما فی الضمیر ندیدیم – لهذا بر حسب تکلیف شرعی و حفظ نوامیس اسلامی که بر افراد مسلمین فرض عین است به خباثت ذاتی و کفر باطنی و ارتداد ملی او حکم نمودیم تا قاطبه مسلمین و عامه مؤمنین بدانند که از این و بعد مس با رطوبت میرزا علی اصغر خان جایز نیست و اوامر و نواهی او مثل اوامر و نواهی جبت و طاغوت است و در زمرهٔ انصار یزید بن معاویه محشور خواهد بود»
متن کامل این ورقه

پیامد

تعرفه نوز را به هدف شمارهٔ یک بازار بدل کرد. عکس بالماسکه و فلک تجار قند همان نفرت را به منبر و مسجد شاه برد. سقوط امین‌السلطان در شهریور ۱۲۸۲ این گره را نبُرید؛ عین‌الدوله نوز را نگه داشت. کسروی زیان ایرانی را ماندگار می‌داند: انگلیسیان پیمان جدا گرفتند و تاجر ایرانی همچنان سوخت.

سال‌شمار

  1. ۲۵ اسفند ۱۲۷۶

    شاهنشاهی ۲۵ اسفند ۲۴۵۶

    میلادی ۱۶ مارس ۱۸۹۸

    ورود نوز به تهران

    آغاز اصلاح بایگانی گمرک و گزارش سه‌ماهه به صدراعظم.

  2. ۱۲۸۰

    شاهنشاهی ۲۴۶۰

    میلادی ۱۹۰۱

    دستینهٔ پیمان گمرکی با روس

    پس از بازگشت سفر دوم اروپا؛ کسروی سال ۱۲۸۰ را می‌نویسد.

  3. ۲۳ بهمن ۱۲۸۱

    شاهنشاهی ۲۳ بهمن ۲۴۶۱

    میلادی ۱۲ فوریه ۱۹۰۳

    ابلاغ فرمان تعرفه

    توشیح ۱۵ ذی‌القعده ۱۳۲۰ و لغو راهداری حکام ولایات.

  4. بهمن ۱۲۸۲

    شاهنشاهی بهمن ۲۴۶۲

    میلادی فوریه ۱۹۰۴

    آغاز اجرای تعرفه

    کسروی به کار بستن را از بهمن ۱۲۸۲ می‌نویسد.

  5. تیر ۱۲۸۲

    شاهنشاهی تیر ۲۴۶۲

    میلادی ژوئیه ۱۹۰۳

    شورش تبریز بر پریم

    خواست مسجد شاهزاده؛ دستخط ولیعهد؛ بازگشت پریم از باسمنج.

داوری منابع

احمد کسروی — تاریخ مشروطهٔ ایران
گفتار یکم؛ پیمان گمرکی با روسیان

کسروی تعرفهٔ نوز را یکسره به زیان ایران می‌داند. بدهی کالای روس را کم و بدهی صدور ایران و کالای هند و فرانسه را بسیار می‌نویسد. از صفی‌نیا می‌آورد که امضای این قرارداد پس از ترکمانچای ضربتی به استقلال بود.

دوره

پادشاه

کسان