برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

عصر مظفری

استقراض نخست دولت ایران از روسیه (۲۲.۵ میلیون روبل)

هجری شمسی

شاهنشاهی

دی ۲۴۵۸

میلادی

ژانویه ۱۹۰۰

رویداد فرعی و زمینه‌ایاقتصادی

خلاصه

اخذ وام ۲۲.۵ میلیون روبلی از بانک استقراضی روس توسط امین‌السلطان برای سفر اول مظفرالدین‌شاه به فرنگ با رهن گمرکات شمال و تعهد به عدم دریافت وام از دولت‌های ثالث.

زمینه

کسری بودجهٔ دربار مظفری، تسویهٔ غرامت تنباکو و هزینهٔ سفر فرنگ شاه خزانه را تهی کرده بود. بهار ۱۲۷۸ امین‌الدوله از صدارت برخاست و به گیلان رفت. امین‌السلطان از قم آمد؛ کسروی می‌گوید گویا لقب اتابک را همین زمان یافت. شاه بی‌پول و بیمار بود. پزشکان شست‌وشو در آبهای کانی اروپا را پیشنهاد می‌کردند و خودِ سفر هم پول می‌خواست. خادم این گره را به دی ۱۲۷۸ و رهن گمرک شمال می‌بندد. کسروی در گفتار یکم همان وام را با گفتگوی شاه و امین‌الدوله، وعدهٔ بند اهواز، شبنامه و دستگیری شبنامه‌نویسان می‌گشاید.

چه رخ داد

۱. تشنگی شاه و سستی صدراعظم

مظفرالدین شاه جربزهٔ پدر را نداشت. کسروی می‌گوید همدردی می‌نمود و از ناتوانی کشور سخن می‌راند؛ مردم پس از تنباکو به سود و زیان ملک دلبسته شده بودند و از این سخنها خوشدل می‌شدند. امین‌السلطان یک سال ماند. سپس شاه امین‌الدوله را از تبریز خواست و گفت از کسی باک نکند. دبستان رشدیه در تهران با پشتیبانی او پیش رفت. سی و شش هزار تومان گرد آمد که سودش به دبستان رسد. انجمن معارف برای سرکشی برپا شد. قانون و جلوگیری از رشوه و سامان مالیه نتیجه نداد.

حبل‌المتین گفتگویی میان شاه و امین‌الدوله چاپ کرد. شاه گفت:

«سلطنت ایران بر حسب شأن و مقام بمقتضای وقت و زمان بسیار عقب افتاده. خیلی باید جد و جهد و کوشش کرد تا به مسایگان و دول همجوار خود برسیم. لذا تعویق در اجرای اصلاحات و تأمل در کارها ابداً روا نیست. هر قدر زودتر باصلاحات پردازیم دیر است. باید دو اسبه تاخت تا بمنزل رسید.»
«جناب امین‌الدوله ما خود سبب تعلل و تامل شما را در اجرای اصلاحات میدانیم که بملاحظات اختیارات مطلقه ماست. این نکته را خودمان کاملا دانسته‌ایم و هرگاه رضا بمحدودیت خود نبودیم چنین تکلیفی بشما نمی‌نمودیم.»
«شما را با کمال اطمینان امر می‌نماییم که با قوت قلب و استقامت رأی باصلاحات لازمه ولو آنکه منافی با اختیارات مطلقه ما باشد سریعا و آجلا بپردازید از این و بعد هیچ عذری پذیرفته نخواهد شد. ترتیب اصلاحات را بدهید، بحضور آورده امضا نماییم.»

امین‌الدوله پاسخ داد:

«قربان – خیالات اقدس و مقاصد مقدس همایون اعلی بالاصاله حاوی وسائق جمیع ترقیات ملت و دولت تصور و هادی ماست. ولی یک مانع دیگر در پیش هست که تا تدارک آن نشود، کاملا کارها را بر اساس صحیح نتوانیم قائم داشت، و آن اصلاح مالیه دولت است، و مالیه دولت بدون مصارف لازمه اصلاح نمیپذیرد، و از برای آن مصارف فوق‌العاده محتاج بقرض هستیم، و امروز قرض ما از داخله ممکن نیست در صدد هستم که از دولت بیطرفی مانند بلژیک یا امثال آن، استقراض مختصری کرده، با اساس صحیحی و شالوده درستی بتدارک کلیه اصلاحات بپردازیم.»

کسروی این گفتگو را آغاز تخت‌نشینی نمی‌داند، خلاف ظاهر نوشتهٔ حبل‌المتین. دو چیز را شگفت می‌شمارد: با این تشنگی شاه، سستی امین‌الدوله از چه بود؛ و شاه با این دلخواه چگونه امین‌الدوله را برداشت و امین‌السلطان را دوباره آورد. دستهای نهانی را در کار می‌بیند و همسایهٔ شمالی را در تلاش برای دست داشتن در کارهای ایران. امین‌الدوله را نیک می‌شناسد و دلیر و توانا نمی‌داند؛ وگرنه با همداستانی شاه چیره می‌آمد.

۲. گرو گمرک شمال و بیست و دو میلیون و نیم منات

امین‌الدوله می‌خواست از بلژیک یا دولتی بی‌یکسو وام گیرد. گفتگو با انگلیس به یک میلیون و دویست هزار لیره رسید، با گرو گمرک جنوب. آنان دیر پاسخ دادند. اتابک رو به روس گردانید. میانجی میرزا رضاخان ارفع‌الدوله بود، سفیر پطرزبورغ. روسیان گمرک شمال را گرو گرفتند. بیست و دو میلیون و نیم منات دادند، سود صدی پنج، مدت هفتاد و پنج سال. شرط این بود که وام بانک شاهنشاهی پرداخته شود: پانصد هزار لیره تاوان امتیاز توتون و تنباکو. تا این وام بازنگردد ایران از هیچ دولت دیگری وام نگیرد. خادم همین بند را به زبان روبل و بانک استقراضی می‌نویسد: ایران متعهد شد بدون اذن تزار از هیچ دولتی وام نگیرد.

سال ۱۹۰۰ میلادی بود، ۱۲۷۸ شمسی و ۱۳۱۷ قمری. روزنامهٔ رسمی نوشت وام بانک پرداخته می‌شود، بند اهواز بسته می‌شود، برای شهر بی‌آب قزوین آب می‌آورند. تنها وام بانک پرداخته شد. تابستان همان سال شاه و اتابک به گردش روسستان و فرانسه و عثمانی رفتند و با کیسهٔ تهی بازگشتند.

مردم همهٔ بدیها را از اتابک شمردند و او را افزار سیاست همسایهٔ شمالی دانستند. گرجی‌نژاد بود؛ ارمنی‌نژادش پنداشتند و همان را گواه بدخواهی گرفتند. پس از برافتادن امین‌الدوله انجمن معارف از سرپرستی دبستان رشدیه و پرداخت پول بازایستاد و دبستانهای دیگری بنیاد نهاد. گفته می‌شد دست به پول دراز می‌شود. مردم این را هم از اتابک دانستند.

۳. دستگیری شبنامه‌نویسان و قصیدهٔ فخرالواعظین

شیخ یحیی کاشانی دربارهٔ نادرستی انجمن معارف و بدخواهی اتابک برای حبل‌المتین نوشت. انجمن نهانی او را خواند. ثریا نیز به زبان آمد. اتابک ورود روزنامه‌های فارسی را بست. کوشندگان شبنامه نوشتند و در پاکت پخش کردند. چند تن از نزدیکان شاه پاکتها را روی میز می‌نهادند. دبستان رشدیه زیر نگهداری امین‌الدوله مانده بود و در نبود او شیخ هادی نجم‌آبادی سرکشی می‌کرد. آنجا کانون بدگویی شد. ناهار شاگردان و آموزگاران را می‌دادند. شیخ یحیی آموزگار بود. سید حسن برادر دارندهٔ حبل‌المتین و مثمرالملک نیز می‌آمدند.

شبنامه‌ای وام روس را نواخت و قصیدهٔ فخرالواعظین کاشانی را در خود گنجاند:

«ارمنی‌زاده میازار مسلمانان را / بکف کفر مده سلطنت ایمان را»
«عاقبت خانهٔ ظلم تو کند شاه خراب / پس چه حاجت که بافلاک کشی ایوانرا»
«داس غیرت چو شود در کف ملت ظاهر / پاک از لوث وجود تو کند بستانرا»
«کاسه‌لیسی تو ازروس ندارد ثمری / کاین سیه کاسه در آخر بکشد مهمانرا»

شاه در نیاوران بود. موقرالسلطنه پاکت را روی میز می‌نهاد. شاه در برابر آینه ایستاده بود و کار او را در آینه دید. چوب به پاهایش زدند. فهرست را شمرد. آقابالاخان به دستور شاه دستگیر کرد: شیخ یحیی کاشانی، سید حسن برادر حبل‌المتین، میرزا مهدیخان وزیر همایون، میرزا محمدعلی خان قوام‌الدوله، ناصر خاقان، موقرالسلطنه داماد شاه، مثمرالملک قفقازی، میرزا سید محمد مؤتمن لشکر نوری، میرزا محمدعلیخان نوری. نوری شب از بام افتاد و در شهربانی مرد. شیخ یحیی را دست‌بسته به اردبیل فرستادند. سید حسن به میانجیگری عین‌الدوله، حکمران تهران، به مبارک‌آباد رفت. حاج میرزا حسن رشدیه به خانهٔ شیخ هادی نجم‌آبادی پناهید. کسروی می‌نویسد اگر نرمدلی مظفرالدین شاه نبود کمتر یکی از اینان زنده ماندی. روزنامه‌های روسستان پیشامد را «یک بدخواهی بشاه» بزرگ کردند. مهر ۱۲۸۰ بود، جمادی‌الآخری ۱۳۱۹.

۴. سان پطرزبورغ و دودستگی در فرنگ

آنچه زشتی سفرها را بیشتر می‌کرد داستانهایی بود که از گزافه‌دهی شاه و نادانی همراهان به زبانها افتاده بود. می‌گفتند شاه خاک گلخانه از اروپا سپارش داده است. میرزا علیمحمدخان کاشانی، نویسندهٔ ثریا و پرورش، از زبان یکی از ایرانیان چنین آورد؛ کسروی گوینده را امیر بهادر جنگ می‌داند:

«شنیدم در پطرزبوغ دولت روس محض خودنمایی بیست هزار قشون از نمره اول قشون روس در جلو اعلیحضرت همایونی سان داده بود و اعلیحضرت همایونی تمجید کرده بودند یکی از ملتزمین که نزدیک بوده بترکی گفته بود من با پانصد سوار ابوابجمعی خودم همهٔ این بیست هزار نفر را شکست میدهم»

شاه و صدر اعظم و وزیران چند ماه در اروپا می‌گشتند و پولی را که با گرو ملک گرفته بودند به دست گشاده خرج می‌کردند و چیزی به سود کشور بازنمی‌آوردند. در فرنگ دودستگی افتاد: دسته‌ای به پیشوایی میرزا محمود خان حکیم‌الملک انگلیس‌خواهی نمودند و دسته‌ای به پیشروی اتابک روس‌خواهی. خامهٔ فرنگی ریشخند نوشت. ارج دولت نزد توده کاست. مردم از شاه و دربار نومید شدند. اندکی پس از دستگیری شبنامه‌نویسان وام دوم روس بسته شد.

پیامد

گمرک شمال گروگان ماند و تا بازپرداخت راه وام از دولت دیگر بسته شد. انجمن معارف از رشدیه برید. شبنامه و قصیدهٔ فخرالواعظین ناخشنودی را به میز شاه رساند. وام دوم همان رشته را تکمیل کرد. تعرفهٔ نوز روی همین وثیقه نشست.

سال‌شمار

  1. فروردین ۱۲۷۸

    شاهنشاهی فروردین ۲۴۵۸

    میلادی مارس ۱۸۹۹

    برخاستن امین‌الدوله

    بهار ۱۲۷۸؛ عزیمت به گیلان و آمدن امین‌السلطان از قم.

  2. دی ۱۲۷۸

    شاهنشاهی دی ۲۴۵۸

    میلادی ژانویه ۱۹۰۰

    وام ۲۲٫۵ میلیون منات

    گرو گمرک شمال، سود صدی پنج، مدت هفتاد و پنج سال؛ پرداخت تاوان تنباکو به بانک شاهنشاهی.

  3. مهر ۱۲۸۰

    شاهنشاهی مهر ۲۴۶۰

    میلادی سپتامبر ۱۹۰۱

    دستگیری شبنامه‌نویسان

    مهر ۱۲۸۰ در نیاوران؛ موقرالسلطنه در آینه؛ رشدیه به خانهٔ شیخ هادی پناهید.

داوری منابع

امیر خادم — ماجرای مشروطه
ماجرای مشروطه؛ گفتار دوازدهم

وام اول روس ایران را متعهد کرد بدون اجازه تزار از هیچ دولت ثالثی وام نگیرد.

احمد کسروی — تاریخ مشروطهٔ ایران
گفتار یکم؛ وامهای ایران

کسروی وام نخست روس را بیست و دو میلیون و نیم منات می‌نویسد، با گرو گمرک شمال و شرط آنکه تاوان تنباکو به بانک شاهنشاهی پرداخته شود و تا بازپرداخت از دولت دیگر وام نگیرند. دنبالهٔ همان ناخشنودی را تا شبنامه و دستگیری مهر ۱۲۸۰ می‌برد.

دوره

پادشاه

کسان

  • میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطانصدراعظم سه‌پادشاه قاجار؛ کشتهٔ بهارستان

    مذاکره و امضای قرارداد وام ۲۲.۵ میلیون روبلی با بانک روس.

  • مسیو ژوزف نوزوزیر بلژیکی گمرکات؛ نماد نفوذ اقتصادی بیگانگان

    تنظیم عواید گمرکی شمال به عنوان وثیقه استهلاک وام.

  • مظفرالدین‌شاهشاه فرمان و قانون اساسی

    توشیح استقراض خارجی برای تأمین سفر اول فرنگ.