برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

جنبش مشروطه

تخریب عمارت بانک استقراضی بر گورستان وقفی تهران

هجری شمسی

شاهنشاهی

۴ آذر ۲۴۶۴

میلادی

۲۵ نوامبر ۱۹۰۵

رویداد فرعی و زمینه‌ایسیاسی

این ورقه بخشی از فلک کردن تجار قند توسط علاءالدوله در تهران است. تخریب عمارت بانک روس شهر را دو هفته پیش از فلک تجار شوراند و صف شیخ را از دو سید جدا کرد.

خلاصه

شیخ فضل‌الله بیع زمین وقف آشتیانی را برای بانک روس امضا کرد. خاکبرداری اجساد وبایی را نمایاند و جماعت عمارت نیمه‌کاره را خراب کردند.

زمینه

مسجد و گورستان کهنه در محله‌ای از تهران، تولیت قدیم میرزا حسن آشتیانی، سال‌ها مخروبه و انبار زغال. بانک استقراضی روس زمین می‌خواست برای خانهٔ رئیس. فقه تبدیل به احسن راه فروش وقف بایر را باز می‌گذارد. گفتار هجدهم ۴ آذر را بلوای قبر می‌خواند. کسروی فروش وقف از کار افتاده را رسم دیرین برخی علما می‌داند و رقم شیخ را هفتصد و پنجاه تومان می‌نویسد.

چه رخ داد

۱. امضای هفتصد تومانی شیخ

تاجری مدعی بود زمین را در حیات آشتیانی خریده است. طباطبایی و بهبهانی به شبهه امضا نکردند. بانک هفتصد تومان به شیخ فضل‌الله داد. او به عنوان اعلم تهران بیع را امضا کرد. این حرکت او را بالای مجتهد مرده نشاند و کدورت با طباطبایی را تیره کرد.

۲. نبش قبر و تخریب عمارت

در وبا، اهل محله مرده را بی‌اجازه در گورستان متروک خاک کرده بودند. کارگران بانک اجساد تازه را به چاه ریختند. ۲۷ رمضان ۱۳۲۳، برابر ۴ آذر ۱۲۸۴، واعظی از دارودستهٔ دو سید بر منبر فریاد کرد روس کافر جنازهٔ مسلمان را بی‌حرمت کرده و تقصیر از شیخ است که وقف دیگران را فروخته. نزدیک هزار تن ساختمان نیمه‌کاره را با دست خراب کردند. دولت جرأت قوه نداشت. عضدالملک، ریش‌سفید ایل، غائله را خواباند. فروش را همچنان غیرشرعی خواندند. بهبهانی از عضدالملک عزل عین‌الدوله خواست؛ طباطبایی بازگشت اتابک را نخواست.

۳. شب‌نامهٔ فردای فطر

۹ آذر در واقعات اتفاقیه شریف کاشانی ورقه‌ای آمده که جواب شبنامهٔ رمضان است. هواخواهان ملت وزرا را یک‌به‌یک ناسزا گفتند و علما را به مسجد یا زاویهٔ مقدسه خواندند:

«اگر علمای امت می‌گویند که طالب مجلس عدالت هستند، یک دل و یک جهت با طلاب و سادات، کفن به گردن قرآن به دست به مسجدها حاضر شوند یا عزیمت به زاویه مقدسه... مسلماً سرباز و توپچی مسلمان شلیک به شماها و قرآن نخواهند کرد.»

دو هفته بعد علاءالدوله تجار قند را فلک کرد.

۴. کسروی: هفتصد و پنجاه تومان و ویرانی شنبه

کسروی زمین را مدرسهٔ چال و گورستان کهنه پشت بازار کفشدوزان می‌داند. بانک مستشارالتجار را میانجی کرد. نخست نزد طباطبایی آمدند؛ او نخرید. سپس نزد شیخ فضل‌الله رفتند. کسروی بها را هفتصد و پنجاه تومان می‌نویسد. خادم هفتصد تومان.

از تاریخ بیداری، کسروی پیام طباطبایی به رئیس بانک را چنین می‌آورد:

«زمین قبرستان و مدرسه را خراب کردن بهیچ قانونی مشروع نیست. نخواهم گزاشت که این زمین در تصرف شما بماند و عمارت بنا کردن در این مکان تضییع پول خودتانست.»

پاسخ رئیس بانک:

«من از مستشارالتجار خریدم، و او نوشتجات معتبر در دست دارد.»

طباطبایی به مشیرالدوله و مشیرالسلطنه نامه نوشت. رونویس قبالهٔ شیخ را فرستادند. استخوان زن تازه‌مدفون به چاه رفت. میرزا مصطفی آشتیانی ویرانی را به گردن گرفت. شنبه ۴ آذر، ۲۷ رمضان، در مسجد خازن‌الملک حاج شیخ محمد واعظ منبر رفت و گفت:

«فعلا کاریکه از ما ساخته است اینست که زحمت دو قدم راه را بر خود گزارده زیارتی از اموات و اجداد خود بکنید، بلکه یک وداع آخرین از قبور و استخوانهای آنان بنمایید، و فاتحه بر آنها بخوانید، و ارواح آنها را شاد کنید...»

دو ساعت نکشید که سرای نیمه‌ساز فروریخت. گفته‌اند چهل مرد و بیست زن هر یک سه تومان مزد گرفتند. کسروی ویران کردن ساختمان نو را ستودنی نمی‌داند. بهره‌برداری سیاسی دو سید را می‌ستاید، چون نیرو افزود و از قدر شیخ فضل‌الله کاست. شاه دستور داد زیان بانک پرداخته شود و به علما کاری نباشد.

پیامد

قبرستان بانک شهر را پیش از چوب قند گرم کرد. صف شیخ و امام جمعه از دو سید جدا ماند. کسروی فروش وقف بایر را رسم کهنه می‌داند. ویرانی ساختمان را نمی‌ستاید، مگر از آن جهت که در نبرد دو سید با شیخ نیرو افزود.

سال‌شمار

  1. ۴ آذر ۱۲۸۴

    شاهنشاهی ۴ آذر ۲۴۶۴

    میلادی ۲۵ نوامبر ۱۹۰۵

    تخریب عمارت بانک

    شورش بر سر نبش قبر و امضای شیخ فضل‌الله. کسروی: دو ساعت؛ شنبه ۴ آذر.

داوری منابع

امیر خادم — ماجرای مشروطه
ماجرای مشروطه؛ گفتار هجدهم

خادم بلوای ۴ آذر را پس‌لرزهٔ امضای هفتصد تومانی شیخ و مقدمهٔ فلک تجار می‌خواند.

احمد کسروی — تاریخ مشروطهٔ ایران
گفتار دوم؛ ویرانی سرای بانک

کسروی بها را هفتصد و پنجاه تومان می‌نویسد و ویران کردن ساختمان نو را ستودنی نمی‌داند. بهره‌برداری دو سید را می‌ستاید، چون از قدر شیخ فضل‌الله کاست.

دوره

پادشاه

کسان

  • سید محمد طباطباییپیشوای روحانی مشروطه در تهران

    از امضای بیع شبهه‌ناک سر باز زد و غائله را با وساطت عضدالملک خواباند.

  • سید عبدالله بهبهانیپیشوای سیاسی‌تر روحانیان مشروطه‌خواه تهران

    از عضدالملک عزل عین‌الدوله خواست.

  • شیخ فضل‌الله نوریپیشوای شرعی مخالف مشروطهٔ عرفی

    در برابر هفتصد تومان فروش وقف را امضا کرد و هدف منبر ۴ آذر شد.

  • عبدالمجید میرزا عین‌الدولهصدراعظم آغاز جنبش؛ سپس فرماندهٔ سپاه دولتی بر تبریز

    جرأت قوهٔ قهریه نداشت؛ غائله تا فطر کشید.