جنبش مشروطه
نامه تاریخی سید محمد طباطبایی به مظفرالدینشاه و تبیین مجلس عدالت
شاهنشاهی
۱ خرداد ۲۴۶۵
میلادی
۲۲ مه ۱۹۰۶
این ورقه بخشی از بست شاه عبدالعظیم و خواست عدالتخانه است. نامهٔ طباطبایی همان خواست عدالتخانه را از بست به خط خود شاه برد: مجلس عدالت، رفع ظلم حکام، و یاد دختران قوچان.
خلاصه
سید محمد طباطبایی در نامهای صریح و محتاطانه خطاب به مظفرالدینشاه، ضمن بازخوانی فاجعه فروش دختران قوچان و فرار رعایا از جور حکام، مجلس عدالت را انجمنی متشکل از تمامی اصناف مردم تعریف کرد که در آن مساوات میان شاه و گدا برقرار شده و از تجزیه کشور پیشگیری شود.
زمینه
در بهار سال ۱۲۸۵ خورشیدی (ربیعالثانی ۱۳۲۴ قمری)، به رغم وعدههای مظفرالدینشاه در پی هجرت صغری و تحصن شاهعبدالعظیم، عبدالمجید میرزا عینالدوله صدراعظم با اتکا به ناتوانی جسمانی پادشاه و غیبت نهاد نظارتی، سیاست تعلل و اتلاف وقت را در پیش گرفت. دربار در انزوای کامل قرار داشت و شبنامههای انقلابی معابر پایتخت را فرا گرفته بودند. در این فضا، آیتالله سید محمد طباطبایی با درک خطر اضمحلال حاکمیت ملی و تجزیه کشور، نامهای بنیادین، صریح و در عین حال مؤدبانه به خط خود نگاشت و از طریق درباریان واسطه به حضور پادشاه بیمار ارسال نمود تا حجت را بر دولت تمام کند. کسروی مینویسد نامه در روزهای پس از آشوب نان مشهد نوشته شد و طباطبایی آن را شش نسخه گردانید و از شش راه فرستاد تا باری یکی به شاه برسد.
چه رخ داد
۱. انگیزه نگارش و سد کردن راههای دادخواهی توسط صدراعظم
طباطبایی نامه خود را با یادآوری وعده پیشین شاه مبنی بر امکان دادخواهی مستقیم آغاز کرد و از مسدود شدن مجاری تظلمخواهی به دست عینالدوله شکایت برد. کسروی متن را از گفتار دوم میآورد:
«فریاد دل وطنپرستان – بعرض اعلحضرت اقدس شهریاری خلدالله سلطانه میرساند چون حضوراً فرمودید هر وقت عرضی دارید بلاواسطه بخود من اظهار دارید باین جهت باین عرایض مصدع خاطر مبارک میشود این ایام طرق را بر دعاگویان سد نمودهاند عرایض دعاگویان را نمیگذارند بحضور مبارک مشرف شود»
وی خاطرنشان ساخت که بیاعتنایی دستگاه دیوان به نالههای مردم، مملکت را در آستانه انفجاری مهارناپذیر قرار داده است. پیش از این عریضه، همان هفتهها نامه طباطبایی به عینالدوله رفته بود و کلمهٔ مجلس را به جای عدالتخانه نشانده بود.
۲. بازخوانی فاجعه دختران قوچان و فرار دههزار رعیت ایرانی
طباطبایی در فراز دوم نامه، با جسارتی کمنظیر به افشای ظلم بیحدواندازه حکام ولایات پرداخت و حادثه تکاندهنده اسارت و فروش دختران ایل باخرز و قوچان را به عنوان نماد عریان تعدی حکومت بر جان و مال و ناموس رعیت پیش کشید. بند قوچان در گفتار دوم کسروی چنین است:
«اعلیحضرتا مملکت خراب رعیت پریشان و گدا دست تعدی حکام و مامورین بر مال و عرض و جان رعیت دراز ظلم حکام و مأمورین اندازه ندارد از مال رعیت هر قدر میلشان اقتضا کند میبرند قوه غضب و شهوتشان بهر چه میل و حکم کند از زدن و کشتن و ناقص کردن اطاعت میکنند این عمارت و مبلها وجوهات و املاک در اندک زمان از کجا تحصیل شده تمام مال رعبت بیچاره است این ثروت همان فقرای بیمکنتاند که اعلیحضرت بر حالشان مطلعید در اندک زمان از مال رعیت صاحب مکنت و ثروت شدند پارسال دخترهای قوچانی را در عوض سه ری گندم مالیات که نداشتند بدهند گرفته بترکمانها و ارامنهٔ عشقآباد بقیمت گزاف فروختند ده هزار رعیت قوچانی از ظلم بخاک روس فرار کردند هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مأمورین بممالک خارجه هجرت کرده بحمالی و فعلگی گذران میکنند و در ذلت و خواری میمیرند بیان حال این مردم را از ظلم ظلمه باین مختصر عریضه ممکن نیست»
این بند تاریخی نشان داد که جنبش بیداری چگونه توانست مفاهیم غیرت دینی و ناموسپرستی جامعه سنتی را با مفهوم نوین وطنخواهی و حقوق اساسی ملت پیوند زند.
۳. تعریف جامع مجلس عدالت و کارکرد آن در صیانت از تمامیت ارضی
طباطبایی در بخش سوم نامه، برای نخستین بار تعریفی روشن و ساختارمند از «مجلس عدالت» ارائه داد و آن را مجمعی متشکل از نمایندگان تمام اصناف و طبقات مردم دانست که در آن مساوات کامل میان سلطان و گدا حکمفرما باشد:
«اعلیحضرتا تمام این مفاسد را مجلس عدالت یعنی انجمنی مرکب از تمام اصناف مردم که در آن انجمن بداد عامه مردم برسند شاه و گدا در آن مساوی باشند فواید این مجلس را اعلیحضرت همایونی بهتر از همه میدانند مجلس اگر باشد این ظلمها رفع خواهد شد خرابیها آباد خواهد شد خارجه طمع به مملکت نخواهد کرد سیستان و بلوچستان را انگلیس نخواهد برد فلان محل را روس نخواهد برد عثمانی تعدی بایران نمیتواند بکند»
او با این استدلال اثبات کرد که برپایی پارلمان نه تنها موجب تضعیف سلطنت نمیشود، بلکه تنها سنگر بقای ایران در برابر دستاندازیهای امپراتوریهای همسایه است. کسروی همان نامه را میآورد که سلطنت بیمجلس را در معرض زوال میخواند:
«نميدانند سلطنت صحیح بیزوال با بودن مجلس است بیمجلس سلطنت بیمعنی و در معرض زوال است.»
۴. پاسخ کوتاه؛ کسروی میگوید از عینالدوله است نه از شاه
به این نامه پاسخی رسید. کسروی مینویسد نزدیک به این بود:
«جناب آقا سید محمد مجتهد، نامهٔ شما را خواندیم، باتابک میسپاریم که خواستهای شما را بانجام رساند. شما هم در بایندهٔ خود کوتاهی ننمایید و بدعاگویی پردازید، و هر آیینه «اشرار و الواد» را باندرز خاموش گردانید، و شورش و آشوب را فرو نشانید و چنان نکنید که خشم ما همگی را فرا گیرد.»
علما دانستند که پاسخ از خود عینالدوله است و نامه به شاه نرسیده. کسروی میگوید این زمان شاه دچار افلیجی شده بود و جز به خود نتوانستی پرداخت؛ عینالدوله آزادتر گردیده بود. اندیشهٔ عوض کردن ولیعهد به سود شعاعالسلطنه نیز در همین روزها پیچیده بود. کسروی انگیزه را از سیاست میداند. آنچه در بیرون فهمیده میشد این بود که صدراعظم میخواست شاهزادگان را به خود کشد تا همیشه صدر اعظم بماند. نتیجه، به حکم او، دو چیز بود: محمدعلیمیرزا با عینالدوله دشمن شد و به سوی کوشندگان گرایید؛ برخی شاهزادگان که به کوشندگان گرایش داشتند کنار کشیدند.
۵. مشی محافظهکارانه در منابر و خطابه مسجد در تیرماه ۱۲۸۵
با وجود صراحت این نامه، طباطبایی در مواضع علنی و منبری خویش رویکردی محتاطانه در پیش میگرفت تا بهانه تکفیر و اتهام الحاد به دست درباریان نیفتد. وی در سخنرانی سالروز وفات حضرت فاطمه در تیر ۱۲۸۵ در مسجد خود گفت:
«امروز کفار و ملل اجانب طریق عدل را مسلوک داشتهاند. ما مسلمانان از طریق عدل منحرف شدهایم. یا ظالم و ستمکاریم و یا معاون ظلمه میباشیم. هشت ماه بلکه زیادتر میباشد که به جز این یک کلمه عدل دیگر چیزی نگفتهایم. در خلوت و جلوت، در بالای منبر، در مسجد و خانه واضح و آشکار صراحتاً و علناً این کلمه را گفتیم و از دولت تاکنون جز عدل چیزی نخواستهایم. حالا بعضی میگویند ما مشروطهطلب و یا جمهوریطلب میباشیم. به خدای عالمیان و به اجداد طاهرینم قسم است که این حرفها را مردم به ما میبندند. اگر گفتیم معدلت میخواهیم غرض این بود که مجلسی تشکیل شود و مجلس و انجمنی داشته باشیم که در آن مجلس به داد مردم برسند.»
کسروی منبر خرداد را جدا میآورد: شبنامهنویسان از جهاد بر شاه مسلمان سخن میراندند و طباطبایی جلو تندروی را گرفت:
«از گوشه و کنار میشنوم که میگویند ملاها خیال جهاد دارند. این شایعه دروغ و خلاف واقع است. ما نه جنگی داریم و نه نزاعی، پادشاه ما مسلمانست. با پادشاه مسلمان جهاد متصور نیست...»
این دوگانگی زبانی ناشی از ضرورت حفظ پیوند با تودههای مذهبی و احتراز از برچسبهای سیاسی بود که دربار برای سرکوب نهضت به کار میبرد. پادشاه مسلمان هدف جهاد نیست؛ سد کار عینالدوله است.
ورقهٔ وابسته
نامه طباطبایی به عینالدوله و برداشتن پرده از مجلسطباطبایی نخست به عینالدوله نوشت و کلمهٔ مجلس را نشاند؛ چون پاسخ نگرفت همان هفتهها به شاه نوشت.
«کو آنهمه راز و عهد و پیمان – مسلم است از خرابی این مملکت و استیصال این مردم و خطراتی که این صفحه را احاطه نموده است خوب مطلعید و هم بدیهی است و میدانید اصلاح تمام اینها منحصر است بتأسیس مجلس و اتحاد دولت و ملت و رجال دولت با علماء عجب در این است که مرض را شناخته و طریق علاج هم معلوم و اقدام نمیفرمایید این اصلاحات عماً قریب واقع خواهد شد لیکن ما میخواهیم بدست پادشاه و اتابک خودمان باشد نه بدست روس و انگلیس و عثمانی ما نمیخواهیم در صفحات تاریخ بنویسند دولت بمظفرالدین شاه منقرض و ایران در عهد آن پادشاه بر باد رفته...»متن کامل این ورقه
پیامد
عینالدوله نامه را توقیف کرد و پاسخی صوری و بیاثر صادر نمود؛ اما بازتولید متن این عریضه در شبنامهها و جلسات مخفی، بستر فکری لازم را برای مطالبه مستقیم مجلس شورای ملی در جریان هجرت کبری فراهم ساخت. پیش از این نامه، طباطبایی به خود عینالدوله نوشته و کلمهٔ مجلس را نشاند؛ آن ورقه را جدا آوردهایم.
سالشمار
۲۰ اردیبهشت ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۲۰ اردیبهشت ۲۴۶۵
میلادی ۱۰ مه ۱۹۰۶
نامه به عینالدوله
طباطبایی نخست به صدر اعظم نوشت و کلمهٔ مجلس را به جای عدالتخانه نشاند.
۱ خرداد ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۱ خرداد ۲۴۶۵
میلادی ۲۲ مه ۱۹۰۶
نگارش عریضه تاریخی
ارسال نامه تظلمخواهی طباطبایی خطاب به مظفرالدینشاه و تعریف مجلس عدالت. کسروی: شش نسخه از شش راه.
۸ خرداد ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۸ خرداد ۲۴۶۵
میلادی ۲۹ مه ۱۹۰۶
توقیف نامه توسط عینالدوله
علما دانستند پاسخ کوتاه از عینالدوله است نه از شاه بیمار.
داوری منابع
طباطبایی در این نامه مجلس عدالت را انجمنی مرکب از تمام اصناف مردم تعریف کرد که شاه و گدا در آن برابر باشند.
کسروی مینویسد طباطبایی نامه را شش نسخه گردانید و از شش راه فرستاد. پاسخ کوتاه را علما از عینالدوله دانستند نه از شاه.
ناظمالاسلام متن کامل عریضه تظلمخواهی طباطبایی به مظفرالدینشاه را ثبت کرده است.
دوره
پادشاه
کسان
- سید محمد طباطباییپیشوای روحانی مشروطه در تهران
نگارش عریضه مفصل به شاه و استناد به ستم بر دختران قوچان جهت اثبات ضرورت تشکیل مجلس عدالت.
- مظفرالدینشاهشاه فرمان و قانون اساسی
دریافت عریضه از طریق واسطههای درباری در بستر بیماری.
- عبدالمجید میرزا عینالدولهصدراعظم آغاز جنبش؛ سپس فرماندهٔ سپاه دولتی بر تبریز
کسروی میگوید پاسخ کوتاه از او بود نه از شاه؛ نامه را به حضور نرساند.