برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

جنبش مشروطه

مهاجرت کبری علمای تهران به قم

هجری شمسی

شاهنشاهی

۲۴ تیر ۲۴۶۵

میلادی

۱۵ ژوئیه ۱۹۰۶

رویداد اصلی مشروطیتسیاسی

خلاصه

پس از پایان محاصره سه‌روزه مسجد جامع، سید محمد طباطبایی، سید عبدالله بهبهانی و شیخ فضل‌الله نوری به همراه جمعیتی افزون بر هزار تن از طلاب، علما و تجار از تهران خارج شده و به سوی قم هجرت کردند تا دولت را در خلاء مشروعیت شرعی قرار دهند.

زمینه

سرکوب خونین بازار تهران و تیراندازی به سوی عزاداران سید عبدالحمید، علما را به این نتیجه رساند که ماندن در پایتخت به کشتار بیشتر مردم خواهد انجامید. آنان تصمیم گرفتند با ترک دارالخلافه، حکومت عین‌الدوله را از مشروعیت مذهبی تهی سازند. کسروی می‌نویسد به نام عتبات بیرون رفتند و در قم نشیمن گرفتند.

چه رخ داد

۱. خروج کاروان علمای مهاجر از تهران

بامداد پس از پراکندگی مسجد، بهبهانی و طباطبایی و صدرالعلماء از شهر بیرون شدند و آهنگ ابن‌بابویه کردند تا بازماندگان بپیوندند. ملایان و طلبه‌ها که در مسجد همراهی کرده بودند در این سفر نیز همراهی نمودند. کسروی می‌نویسد رویهمرفته هزار تن کمابیش می‌بودند و چون کم‌کم راه می‌پیمودند روز سی‌ام تیر به قم رسیدند. حاج شیخ فضل‌الله که دیر کرده بود دو روز دیگر روانه گردید و در کهریزک به آنان پیوست. عین‌الدوله بسیار می‌خواست که باری این را نگذارد و نتوانست.

۲. دیپلماسی تلگرافی بهبهانی با سفارت بریتانیا

کسروی از کتاب آبی گزارش می‌کند، نه متن فارسی کامل نامه. نهم ژوئیه، دو روز پیش از کشتن سید، بهبهانی نامه به سفیر نوشت و یاوری خواست. سفیر پاسخ داد دولت انگلیس یاوری به کسانی نتواند کرد که رفتارشان با دولت خود دشمنانه است. شانزدهم ژوئیه، روز خروج از تهران، باز نامه‌ای نوشت بدینسان: ما علما چون نمی‌خواهیم کار به خونریزی کشد از شهر بیرون می‌رویم، ولی همراهی در این کوشش با بیدادگری می‌خواهیم. کسروی خواست بهبهانی را میانجیگری با شاه می‌داند، چنانکه در عبدالعظیم از سفیر عثمانی خواسته بودند. گمان نمی‌رود که بهبهانی یا طباطبایی به پناهیدن مردم به سفارتخانه خرسندی داده باشند. اندیشه از خامان سر زد. پیش از خروج، سید عبدالله بهبهانی در میان بازاریان نیز شایع ساخت که سفارت بریتانیا آماده امان دادن است؛ این تدبیر شاه‌کلید آغاز تحصن اصناف گردید.

۳. استقرار در حرم حضرت معصومه و پیوند با عتبات

کاروان مهاجران در قم مستقر شد و تلگراف‌های متعددی میان قم، نجف، تبریز و اصفهان مبادله گردید. مراجع نجف از جمله آخوند خراسانی با مخابره پیام‌هایی پشتیبانی قاطع خود را از مهاجران اعلام کردند و خواستار عزل فوری عین‌الدوله شدند. فرصت شیرازی، به نقل کسروی، زنی را در تهران دید که مقنعه بر سر چوب کرده بود:

«خود من دیدم زنی مقنعه خود را بر سر چوبی کرده بود و فریاد میکرد که بعد از این دختران شما را مسیو نوز بلجیکی باید عقد نماید و الا دیگر علماء نداریم.»

۴. آنچه این هجرت را ساخت

هجرت کبری از آسمان نیامد. نامه طباطبایی به شاه حجت را تمام کرده بود و عین‌الدوله آن را نگاه داشته بود. نامه طباطبایی به عین‌الدوله کلمهٔ مجلس را پیش‌تر نشانده بود. تبعید رشدیه و مجدالاسلام به کلات زبان مدرسه و روزنامه را بریده بود. نامه ناصرالملک به طباطبایی علما را از سمت رجال فرنگ‌دیده تنها گذاشته بود. شهادت سید عبدالحمید در مسجد آدینه نشان داد ماندن در تهران یعنی کشتن طلاب. خروج به قم پاسخ این ضرب‌هاست. همزمان بست سفارت انگلیس همان شایعهٔ امان را به تحصن چهارده‌هزار نفری بدل کرد و فرمان مشروطه را گرفت.

ورقهٔ وابسته

نامه انذارآمیز ناصرالملک به طباطبایی در نفی آمادگی برای مشروطه

نامهٔ ناصرالملک به طباطبایی همان هشدار رجال فرنگ‌دیده است که ملت را برای مشروطه ناآماده می‌دید؛ هجرت کبری پاسخ عملی علما به این تردید بود.

«این بیچاره مریض که قادر بحرکت نیست مدتهاست غذایی بمعده‌اش داخل نشده و بدل ما یتحللی ببدنش نرسیده رمق حرکت و قدرت تکلم ندارد تازیانه برداشته کتکش میزنید که بدود و از خندق جست و خیز نماید و این بدبختی که بواسطه مرض و نخوردن غذا همه روده‌هایش خشکیده و امعاء و احشایش از کار افتاده یک ران شتر نیم پخته بدهانش فرو میکنید که ببلعد.»
متن کامل این ورقه

پیامد

هجرت کبری پایتخت را از مرجعیت دینی تهی ساخت و مستقیماً به گشوده شدن درهای باغ سفارت انگلیس و تسلیم کامل دربار قاجار انجامید. کسروی بست سفارت را لکه بر پاکیزگی این هجرت می‌شمارد و نظم بستیان را می‌ستاید.

سال‌شمار

  1. ۲۴ تیر ۱۲۸۵

    شاهنشاهی ۲۴ تیر ۲۴۶۵

    میلادی ۱۵ ژوئیه ۱۹۰۶

    حرکت کاروان مهاجران

    خروج به ابن‌بابویه پس از بست مسجد آدینه؛ به نام عتبات.

  2. ۳۰ تیر ۱۲۸۵

    شاهنشاهی ۳۰ تیر ۲۴۶۵

    میلادی ۲۱ ژوئیه ۱۹۰۶

    ورود به قم

    کسروی: هزار تن کمابیش؛ شیخ فضل‌الله در کهریزک پیوست.

داوری منابع

احمد کسروی — تاریخ مشروطهٔ ایران
گفتار دوم؛ کوچیدن علما بقم

کسروی کوچ علما به قم را پس از شلیک چهارسو می‌نویسد. به نام عتبات از شهر بیرون رفتند و در قم نشستند. شیخ فضل‌الله در کهریزک به آنان پیوست.

ناظم‌الاسلام کرمانی — تاریخ بیداری ایرانیان
مهاجرت کبری

ناظم‌الاسلام فهرست همراهان و پیام‌های تلگرافی مهاجران از قم را آورده است.

دوره

پادشاه

کسان

  • سید محمد طباطباییپیشوای روحانی مشروطه در تهران

    رهبری فکری کاروان مهاجران و استقرار در قم به عنوان کانون فشار معنوی بر دربار.

  • سید عبدالله بهبهانیپیشوای سیاسی‌تر روحانیان مشروطه‌خواه تهران

    پیشبرد مهاجرت کبری و شایعه‌پراکنی هوشمندانه برای هموار کردن بست‌نشینی بازاریان در سفارت انگلیس.

  • شیخ فضل‌الله نوریپیشوای شرعی مخالف مشروطهٔ عرفی

    همراهی با مهاجران در هجرت به قم در این مقطع از نهضت.

  • عبدالمجید میرزا عین‌الدولهصدراعظم آغاز جنبش؛ سپس فرماندهٔ سپاه دولتی بر تبریز

    ایستادگی سرسختانه در برابر بازگشت علما که به انزوای سیاسی کامل او انجامید.

  • مظفرالدین‌شاهشاه فرمان و قانون اساسی

    تسلیم در برابر مطالبات مهاجران و صدور دستخط بازگشت علما.