برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

جنبش مشروطه

فاجعه اسارت و فروش دختران قوچان

هجری شمسی

شاهنشاهی

تیر ۲۴۶۴

میلادی

ژوئیه ۱۹۰۵

رویداد فرعی و زمینه‌ایسیاسی

این ورقه بخشی از بست شاه عبدالعظیم و خواست عدالتخانه است. فروش دختران قوچان همان فاجعه‌ای است که طباطبایی در نامه به شاه نوشت و در بست عبدالعظیم فریاد عدالتخانه شد.

خلاصه

تعدیات مالیاتی غلامرضا خان آصف‌الدوله در قوچان پس از آفت ملخ، که دهقانان را وادار به فروش ۲۵۰ دختر خردسال به ترکمن‌ها کرد و در حبل‌المتین افشا شد.

زمینه

دو واقعهٔ جدا به فاصلهٔ پنج ماه در شمال خراسان، در اذهان یکی شد. بهار و تابستان ۱۲۸۴ وبا و ملخ محصول قوچان را خورد. آصف‌الدوله والی خراسان با شجاع‌الدوله زعفرانلو، حاکم موروثی قوچان، در جنگ قدرت بود. روستاییان بخشودگی خواستند؛ آصف‌الدوله شجاع‌الدوله را برداشت و پسر خود امیرحسین را نشاند. مالیات سخت‌تر شد. جماعتی دختران را به ترکمن فروختند تا خراج بدهند. در ۱۶ آبان سالار مفخم، سردار بجنورد و خویشاوند شجاع‌الدوله، با سران ترکمن هماهنگ کرد تا روستاهای قوچان و بجنورد را غارت کنند و آصف‌الدوله را بی‌لیاقت نشان دهند. دوازده کشته و بیش از شصت اسیر، اغلب زن و دختر. گفتار هفدهم هر دو را می‌گشاید و حبل‌المتین را به سطح ملی می‌برد. کسروی در گفتار دوم متن کامل نامهٔ طباطبایی به شاه را می‌آورد و همین فروش را یکی از حجت‌های مجلس عدالت می‌سازد.

چه رخ داد

۱. مکتوب خراسان در حبل‌المتین

شمارهٔ ۴۱ سال دوازدهم، ۲۶ تیر ۱۲۸۴، مکتوبی بی‌نام از خراسان چاپ شد:

«دو سال است حاصل خاک آخال و قوچان را ملخ خورده و بین این دو خاک فقط یک کوه بیش نیست... آیا حکومت قوچان شجاع‌الدوله هم در رفع این بلا کوشید و تخفیفی به قوچانی‌های بیچاره داد؟ بلی، اعانه داد که تا قیامت رعیت فراموش نمی‌کنند... اول مامورین را پراکنده کرد به اطراف جهت اخذ مالیات، به جان زارعینی که دو سال است حاصلشان را ملخ خورده... پنجاه شصت نفر را با گلوله تفنگ کشته و چند نفر هم از ترس خود را به چاه و قنات خرابه‌ها انداخته... مابقی پراگنده هجرت به خاک آخال نمودند و تا به حال به قدر دویست و پنجاه نفر دخترهای عزیز خود را به ترکمانها فروختند از پانزده الی چهل تومان که وجه را جهت مالیات به سرکار شجاع‌الدوله بدهند.»

نویسنده حکومت آخال روس را با قوچان قیاس کرد، نامهٔ مالک اشتر را خواند، و میکادوی ژاپن را عادل نامید. جنگ روس و ژاپن همان هفته‌ها ستون حبل‌المتین بود.

۲. از فاجعهٔ محلی به شعار عدالتخانه

خود فروش دختران در ولایات قاجار نمونهٔ یگانه نبود. زمانش با انجمن‌های مخفی تهران یکی شد. شب‌نامه‌ها و نامهٔ بعد طباطبایی به شاه همین فقره را دلیل مجلس عدالت کردند: شاه و گدا برابر، تا حکام ولایت دختر رعیت را خراج نکنند. مجلس اول پرونده را دوباره گشود. ورقهٔ تحقیق جدا است.

۳. ذکر قوچان در نامهٔ طباطبایی به شاه

کسروی نامهٔ طباطبایی به شاه را در روزهای پس از آشوب مشهد می‌گذارد: شش نسخه از شش راه. متن کامل در نامهٔ طباطبایی به شاه است. در همین گفتار دوم، طباطبایی فروش دختران را به شاه چنین می‌نویسد:

«پارسال دخترهای قوچانی را در عوض سه ری گندم مالیات که نداشتند بدهند گرفته بترکمانها و ارامنهٔ عشق‌آباد بقیمت گزاف فروختند ده هزار رعیت قوچانی از ظلم بخاک روس فرار کردند»

این بند حجت ناموس است، نه شرح ولایتی. کسروی می‌گوید شاه فلج بود و عین‌الدوله آزادتر؛ پاسخ کوتاهی که به طباطبایی رسید را نزدیک به سخن صدر اعظم می‌داند نه سخن شخص همایون.

پیامد

دختران قوچان ناموس را به وطن دوخت. در بست عدالتخانه و در نامهٔ طباطبایی به شاه این اسم ماند؛ عین‌الدوله والی را نستاند.

سال‌شمار

  1. ۲۶ تیر ۱۲۸۴

    شاهنشاهی ۲۶ تیر ۲۴۶۴

    میلادی ۱۷ ژوئیه ۱۹۰۵

    انتشار مکتوب خراسان

    حبل‌المتین فروش دختران را به خبر ملی بدل کرد.

  2. ۱۶ آبان ۱۲۸۴

    شاهنشاهی ۱۶ آبان ۲۴۶۴

    میلادی ۷ نوامبر ۱۹۰۵

    غارت هماهنگ سالار مفخم

    چپاول روستاهای قوچان و بجنورد و ربودن زنان برای بازار عشق‌آباد.

داوری منابع

امیر خادم — ماجرای مشروطه
ماجرای مشروطه؛ گفتار هفدهم

گزارش حبل‌المتین از فروش دختران قوچان، این فاجعه را به مسئله ناموسی و وجدانی ملی بدل کرد.

احمد کسروی — تاریخ مشروطهٔ ایران
گفتار دوم؛ نامهٔ طباطبایی بمظفرالدینشاه

کسروی در نامهٔ طباطبایی به شاه می‌آورد که دختران قوچان را به جای مالیات فروختند و ده هزار رعیت به خاک روس گریختند.

دوره

پادشاه

کسان