برو به محتوا
شیر و خورشید، نشان تاریخی ایران

گاهنامهٔ مشروطه

عصر مظفری

تشکیل انجمن معارف در تهران

هجری شمسی

شاهنشاهی

اسفند ۲۴۵۶

میلادی

مارس ۱۸۹۸

رویداد فرعی و زمینه‌ایفرهنگی و آموزشی

این ورقه بخشی از تأسیس مدارس ابتدایی مدرن در تبریز توسط رشدیه است. انجمن معارف تهران همان روش رشدیه را از تبریز به مدارس ملی پایتخت برد.

خلاصه

تأسیس انجمن معارف توسط احتشام‌السلطنه و یحیی دولت‌آبادی جهت گسترش مدارس ملی (علمیه، شرف و سادات)، کتابخانه عمومی و شرکت طبع کتب درسی با اعانات ملی.

زمینه

صدارت امین‌الدوله در ۱۲۷۶ نشان داد دربار مانع مدرسه‌سازی را برداشته است. ایده دبستان نوین دو سه دهه در حد آرزو مانده بود. میرزا کریم‌خان فیروزکوهی سردار مکرم در آذر ۱۲۷۶ مجلس خصوصی دارالایتام گرفت و از همانجا انجمن معارف زاده شد. پسر رشدیه بعدها ابتکار را به پدر نسبت داد؛ جرقه از رجال تهران بود و رشدیه عضو شد نه مؤسس.

چه رخ داد

۱. امین‌الدوله، سی و شش هزار تومان، انجمن

کسروی می‌نویسد امین‌الدوله در تهران با دست رشدیه دبستان نهاد و شاه را آنجا برد. از خود و از شاه و از دیگران سی و شش هزار تومان گرد آورد که سودش به دبستان رسد، و برای سرکشی «انجمن معارف» برپا کرد. پس از برافتادن امین‌الدوله انجمن از سرپرستی رشدیه و پرداخت پول بازایستاد و دبستانهای دیگری بنیاد نهاد؛ گفته می‌شد دست به پول دراز می‌شود. رشدیه زیر نگهداری امین‌الدوله ماند؛ در نبود او شیخ هادی نجم‌آبادی سرکشی می‌کرد.

در حبل‌المتین گفتگویی میان مظفرالدین شاه و امین‌الدوله آمده است. کسروی می‌نویسد این گفتگو در آغاز تخت‌نشینی شاه نبوده، هر چند ظاهر نوشتهٔ حبل‌المتین چنان می‌نماید.

«سلطنت ایران بر حسب شأن و مقام بمقتضای وقت و زمان بسیار عقب افتاده. خیلی باید جد و جهد و کوشش کرد تا به مسایگان و دول همجوار خود برسیم. لذا تعویق در اجرای اصلاحات و تأمل در کارها ابداً روا نیست. هر قدر زودتر باصلاحات پردازیم دیر است. باید دو اسبه تاخت تا بمنزل رسید. جناب امین‌الدوله ما خود سبب تعلل و تامل شما را در اجرای اصلاحات میدانیم که بملاحظات اختیارات مطلقه ماست. این نکته را خودمان کاملا دانسته‌ایم و هرگاه رضا بمحدودیت خود نبودیم چنین تکلیفی بشما نمی‌نمودیم. شما را با کمال اطمینان امر می‌نماییم که با قوت قلب و استقامت رأی باصلاحات لازمه ولو آنکه منافی با اختیارات مطلقه ما باشد سریعا و آجلا بپردازید از این و بعد هیچ عذری پذیرفته نخواهد شد. ترتیب اصلاحات را بدهید، بحضور آورده امضا نماییم.»
«قربان – خیالات اقدس و مقاصد مقدس همایون اعلی بالاصاله حاوی وسائق جمیع ترقیات ملت و دولت تصور و هادی ماست. ولی یک مانع دیگر در پیش هست که تا تدارک آن نشود، کاملا کارها را بر اساس صحیح نتوانیم قائم داشت، و آن اصلاح مالیه دولت است، و مالیه دولت بدون مصارف لازمه اصلاح نمیپذیرد، و از برای آن مصارف فوق‌العاده محتاج بقرض هستیم، و امروز قرض ما از داخله ممکن نیست در صدد هستم که از دولت بیطرفی مانند بلژیک یا امثال آن، استقراض مختصری کرده، با اساس صحیحی و شالوده درستی بتدارک کلیه اصلاحات بپردازیم، حسب الامر همایون، از امروز بمقدمات عمل پرداخته بر حسب حکم مبارک هر امری را بمجرای حقیقی خود قرار میدهیم.»

کسروی دو شگفتی می‌بیند: سستی امین‌الدوله با این تشنگی شاه؛ بازآوردن امین‌السلطان. دستهای نهانی و همسایهٔ شمالی را در میان می‌داند. امین‌الدوله را نیک می‌شناسد و دلیر و توانا نمی‌خواند.

۲. صندوق اعانه و مدرسه علمیه

انجمن در اسفند ۱۲۷۶ در مدرسه رشدیه نشست. از هفت نفر به شانزده رسید. محمود احتشام‌السلطنه، از خاندان علاءالدوله، نام شاه را سر دفتر اعانه نوشت تا اعیان رودربایستی کنند. اولین مدرسه انجمن علمیه نام گرفت. یحیی دولت‌آبادی، فرزند حاج سید هادی دولت‌آبادی اصفهان، مدرسه سادات را برای اطفال فقیر سادات ساخت. پدر در ظاهر عالم محترم اصفهان بود و از صبح ازل لقب اسم الله الودود داشت. خود یحیی در سامرا درس میرزای شیرازی را دیده بود و یکی از منابع جعلی بودن فتوای اولیه تنباکو خاطرات اوست.

۳. ناهار رشدیه و اخراج از انجمن

رشدیه کمک امین‌الدوله را مال مدرسه خود می‌دانست و ناهار فقیران را واجب. احتشام‌السلطنه می‌خواست همان پول چند مدرسه بسازد. پس از چند ماه رشدیه را از انجمن بیرون کرد. مفتاح‌الملک مدرسه افتتاحیه را با عددسازی در حساب پیش برد و دعوای وزارت خارجه را به انجمن کشاند.

۴. سه هزار شاگرد و سودای شرکت ملی

مدرسه شرف در شهریور ۱۲۷۷ فقط برای فقیران گشوده شد. مظفریه و سادات همان سال آمدند. احتشام‌السلطنه نوشت در سال اول نزدیک سه هزار شاگرد در تهران نام نوشتند. طرح شرکت عمومی با سهام ده تومانی، کتابخانه و چاپخانه را سرمایه ملت می‌کرد.

«هر روز تلگراف و مکاتیب متعدد از ولایات به انجمن می‌رسید و درخواست الحاق و قبول عضویت انجمن و تاسیس مدارس می‌نمودند. اسهام شرکت به طبع رسید و برای فروش آماده بود. خوشحال بودم که چند سال نمی‌گذرد که ملت با مشارکت در اداره شرکت ملی معارف طعم و لذت دخالت در تعیین سرنوشت خود را خواهند چشید، و با یک جهش عمومی نظام پوسیده و فاسد حکومت فعلی را سرنگون خواهند ساخت. این افکار و آرزوهای طلایی مربوط به هشت تا نه سال قبل از صدور فرمان مشروطیت بود.»

شرکت ملی هرگز ننشست.

۵. بازگشت امین‌السلطان و احیای ۱۲۸۰

با عزل امین‌الدوله در تیر ۱۲۷۷ امین‌السلطان احتشام‌السلطنه را به حکومت کردستان فرستاد. برنامه‌های کتابخانه ملی و طبع کتب خوابید. تا ۱۲۸۰ انجمن در احتضار بود. دولت‌آبادی مهدیقلی مخبرالسلطنه هدایت و نصرالله مشیرالدوله نایینی و پسرش حسن پیرنیا را آورد که با صدراعظم سرشاخ نباشند. یازده دبستان تهران را به دولتی و ملی بخش کردند و کوشیدند بودجه را یکجا کنند. مدرسه اسلام سید محمد طباطبایی زیر بار انجمن نرفت. کدورت طباطبایی و دولت‌آبادی از مدرسه سادات ماند و در مذاکرات مشروطه سر باز کرد.

پیامد

انجمن معارف دارالفنون دوم نشد. چند هزار باسواد شهری و کادر نسل مشروطه ساخت. مدرسه‌سازی پس از چند سال مشتری اعیان یافت و دیگر به راحتی برچیده نشد. عین‌الدوله انجمن را نلرزاند چون دیگر فقط نگهبان همان دبستان‌های محدود بود. کسروی جدایی انجمن از رشدیه را پس از برافتادن امین‌الدوله می‌نویسد.

سال‌شمار

  1. اسفند ۱۲۷۶

    شاهنشاهی اسفند ۲۴۵۶

    میلادی مارس ۱۸۹۸

    تأسیس انجمن

    نخستین جلسه در مدرسه رشدیه تهران.

  2. اردیبهشت ۱۲۸۰

    شاهنشاهی اردیبهشت ۲۴۶۰

    میلادی مه ۱۹۰۱

    احیا

    دولت‌آبادی با رجال غیردشمن امین‌السلطان انجمن را دوباره نشاند.

داوری منابع

یحیی دولت‌آبادی — حیات یحیی
حیات یحیی

دولت‌آبادی انجمن معارف را کانون تمرکز سرمایه فرهنگی برای بیداری طبقات شهری می‌داند.

احمد کسروی — تاریخ مشروطهٔ ایران
گفتار یکم؛ امین الدوله

کسروی می‌نویسد امین‌الدوله در تهران دبستان نهاد و انجمن معارف را برای سرکشی گذاشت. پس از برافتادن او انجمن از سرپرستی رشدیه بازایستاد.

دوره

پادشاه

کسان