جنبش مشروطه
قیام مشروطهخواهان تبریز و دستخط سلطنتی اعلام مشروطیت
شاهنشاهی
۲۱ بهمن ۲۴۶۵
میلادی
۱۰ فوریه ۱۹۰۷
خلاصه
در واکنش به لجاجت محمدعلیشاه در به رسمیت شناختن مشروطیت و بهانه قرار دادن واژههایی چون «مشروعه»، انجمن ایالتی تبریز بازار را تعطیل و شروط هفتگانهای را ابلاغ کرد. پایتخت نیز به شورش کشیده شد و شاه ناگزیر شد دستخط رسمی شناسایی نظام مشروطه را صادر کند.
زمینه
پس از تاجگذاری بیمجلس در ۲۸ دی، تبریز قانون اساسی رسیده را نارسا مییافت و نامههایی از تهران دید که شاه را با مشروطه همراه نمیدانست. سهشنبه ۱۵ بهمن نامهها رسید. چهارشنبه ۱۶ بهمن بازار بست. کسروی این شورش ششروزه را آزمون محمدعلی میخواند: تهران خوشگمان ماند و تبریز هماورد را شناخت. این بحران بهمن ۱۲۸۵ است نه محاصرهٔ بعدی تبریز. عنوان مشروعه اینجا پیشنهاد دربار است تا لفظ مشروطه را بردارد، نه بست عبدالعظیم بعدی شیخ فضلالله.
چه رخ داد
۱. چهارشنبه بازار و تلگراف علما
روز چهارشنبه ۱۶ بهمن مجاهدان به انجمن آمدند و تندی کردند که از دژرفتاری پسر سپهدار در تنکابن، نخواندن نمایندگان به تاجگذاری، پافشاری بر بلژیکیان، و نپذیرفتن پاسخدهی وزیران ناآگاه ماندهاند. میرزا جواد ناطق نامهها را خواند. بازار بسته شد. علما را یکایک آوردند. نهادند فردا در تلگرافخانه گرد آیند. علما به دو سید نوشتند:
«خدمت حضرات آقایان حججالاسلام دامت برکاتهم امروز پاره مکاتیب از طهران بجمعی از اهالی تبریز رسیده و مآل همه آنها اینست که اعضای محترم دارالشورای ملی طهران دل تنگی از عدم پیشرفت امورات مشروطه دارند و اعلیحضرت همایونی را موافق نمیدانند و باین واسطه اهالی تبریز تماماً مشوش و بازار بسته و هنگامه است اهالی دولت را مشروطه دانسته و تمکین تمام داشتند این اخبارات موحشه اسباب هیجان عمومی شده اعضای انجمن تبریز باعضای دار الشورای اطلاع دادهاند که فردا پنجشنبه چهار ساعت از دسته گذشته در تلگرافخانه حاضر شوند تا مخابره حضوری بشود این است که متمنی هستیم که حضرات حجج الاسلام نیز در ساعت مزبوره شرف حضور داشته باشند که دعاگویان نیز حاضر شده مخابره و مشاوره حضوری نماییم (عموم حججالاسلام تبریز)»
پنجشنبه تلگرافخانه پر شد. کودکان سرود ترکی میخواندند. از تهران خونسردی آمد. تقیزاده و حاجی محمد اسماعیل نوشتند اینگونه اقدامات مانع پیشرفت مقصد اصلی است. انجمن پرسید مانع شورای کبری کجاست و سبب ناآگاهی از تاجگذاری و عزل و نصب حکام چیست. طباطبایی پاسخ داد آنچه نوشتهاند کذب صرف است و شاه با مجلس همراه است. بهبهانی همان مضمون را آورد و امتیازنامهٔ بانک را دو روز پیش موشح خواند. کسروی میگوید دو سید هنوز خوشگمان بودند و خواست شاه را درنمییافتند.
۲. هفت بند انجمن
تبریزیان هفت چیز خواستند که به دستیاری مجلس از شاه گرفته شود. کسروی همان نوشته را میآورد. پنج بند نخست برای استواری قانون؛ دو بند پایان عزل اشخاص. بند یکم جلوگیری از اندیشهای بود که مجلس تنها برای قانونگزاری باشد. بند چهارم انجمن محلی در هر ولایت، همان کاری که تبریز خود کرده بود. نوز و پریم را ننگ ماندن پس از آنهمه بدخواهی میشمردند. لاورس را متهم به دزدی و آهنگ گریختن میدانستند. ساعدالملک را انجمن از حکمرانی انداخته بود و در تهران وزیر مخزن شده بود.
«۱) شخص همایونی باید دستخطی برای اسکات عامه صادر نمایند که دولت ایران مشروطه تامه است. ۲) عدد وزرای مسئول فعلا از هشت عدد متجاوز نیست و هر گاه بعدها تشکیل یک وزارتخانه لازم گردد بامضای مجلس تشکیل داده خواهد شد. ۳) از این و بعد از خارجه وزیر نباید معین و مقرر شود. ۴) در هر ولایات و ایالات باطلاع مجلس شورای ملی انجمن محلی برقرار باشد. ۵) وزرای افتخاری ابداً نباید باشند. یعنی اسم وزارت بجز بر هشت وزیر مسئول در دایره دولت نباید برده شود. ۶) عزل مسیو نوز و پریم و توقیف لاورس رییس گمرکخانه تبریز فوری لازم است. ۷) عزل ساعدالملک»
۳. ورود وکلا و نشست خانهٔ مشیرالدوله
جمعه نمایندگان هفتگانهٔ آذربایجان پس از برف گیلان و یک ماه راه از قزوین به تهران رسیدند. پیشهوران تا دروازه رده بستند. گاوی زیر پایشان سر بریدند. حاجی صادق دو پسر نورس آورد که قربانی کند. میرزا فضلعلی گفت:
«ما میباید قربانی این نورسان باشیم. از ما گذشته و همه کوششهای ما از بهر اینان است»
حاجی محمد اسماعیل همه را خانه برد. همان روز به تلگرافخانه رفتند. ثقةالاسلام و مجتهد به خود شاه تلگراف کردند.
شب در خانهٔ مشیرالدوله صدر اعظم نشستند. صنیعالدوله و سعدالدوله و معینالتجار و مرتضوی و امینالضرب و حاجی محمد اسماعیل و وکلای تازه. مشیرالدوله گفت دولت میخواهد هزار وزیر داشته باشد؛ شما با وزرایی که معرفی میکند طرفید. سعدالدوله پرسید مگر دولت مشروطه نداده. صدر اعظم گفت:
«خیر ما دولت مشروطه نیستیم و دولت بشما مشروطه نداده. مجلسی که دارید جهت وضع قوانین است»
سعدالدوله گفت بودن در این مجلس زیاد است. حاجی امینالضرب برخاست:
«دولت نمیتواند بگوید من بشما مشروطه ندادهام. اگر ما مشروطه نیستیم چرا از ولایات مبعوث میفرستند؟! ما خودمانرا رسماً مشروطه میدانیم و حقوقی که داریم هیچکس نمیتواند از ما پس گیرد مگر با خون ملت ...»
مستشارالدوله گفت دولت نکول میکند؛ باید به ملت در تلگرافخانه اطلاع داد. مشیرالدوله دربارهٔ نوز گفت دولت ناگزیر است او را نگه دارد. سعدالدوله پاسخ داد توده ناگزیر نیست بدخواهان را بپذیرد. کسروی جملههای صدر را اندیشهٔ شاه میداند. ناگزیری نگاهداشت نوز را از گرو گمرک نزد روس مینویسد.
۴. شنبه تا دوشنبه: بازار تهران، مشروعه، آزادی ادیان
شنبه ۱۹ بهمن مجلس نهانی بر پا شد. تقیزاده و امینالضرب نوشتههایی دربارهٔ کمی قانون اساسی داشتند. فرصت تنگ بود. به همان فهرست تبریز بس کردند و به دست مخبرالسلطنه نزد صدر اعظم فرستادند. پاسخ نرسید. هفت تن نزد صدر رفتند. شاه ایستادگی مینمود. تهرانیان حیاط مجلس را پر کردند و خواستند بازار ببندند؛ مجلس جلو گرفت. در تبریز گفتگو از گرفتن پست و تلگراف و تذکره و صندوق و قورخانه رفت. دوراندیشان فقط تلگرافخانه را نگاه داشتند. علما تلگراف نجف را از آن سوی ارس با سیم قفقاز فرستادند.
یکشنبه مخبرالسلطنه از سوی مشیرالدوله آمد و گفت کلمهٔ مشروطه غلط است؛ چیز دیگری بخواهید. شام پیام آورد:
«شاه میفرماید با همه محذورات عزل مسیو نوز و پریم آنها را معزول کردیم. لفظ مشروطه را هم «مشروعه» میکنیم. ما دولت اسلام هستیم و سلطنت مشروعه باشد»
مجلس جز مشروطه نپذیرفت. پنج ساعت از شب دوشنبه تلگراف عزل نوز و پریم به تبریز رسید. مردم اندک آرام شدند. در تبریز دفترهای مالیه را مهر کردند و تذکرهخانه را از کار بازداشتند. نظامالملک والی از ترس به تلگرافخانه آمد. شیخ سلیم از پنجره گفت انشاءالله تا فردا جواب میرسد؛ اگر نشد کلمهای را که میدانیم خواهیم گفت.
دوشنبه مخبرالسلطنه گفت دیروز مأمور گفتن بودم امروز مأمور شنیدن هستم، و به عنوان خیرخواهی افزود:
«دیروز مأمور بگفتن بودم امروز مأمور به شنیدن هستم. ولی من باب خیرخواهی عرض میکنم که مشروطه بودن دولت ایران صلاح نیست. جهت اینکه در دولت مشروطه آزادی همه چیز هست در این صورت آزادی ادیان هم لابد باید بشود. آنهایی که در میان ما عددشان کم نیست ما آنها را نمیشناسیم آنوقت دستاویز میکنند که ما را آزادی باید و در هیچ مواقع مانع نباید شد و ضرر این بر اسلام است»
کسروی میگوید این را سپرده بودند تا دوتیرگی در مجلس افتد. دو سید و علما هم رد کردند. عضدالملک رئیس ایل قاجار با مخبرالسلطنه میانجی شد.
خادم گفتگوی دیگری از مخبرالسلطنه را در تالار برلیان میآورد؛ در گفتار چهارم کسروی نیست:
«شاه فرمودند مشروطه چه لزوم دارد، مشروعه باشد. عرض کردم مشروعه اختیار را به دست آخوندها میدهد. فرمودند کنستیتوسیون باشد. عرض کردم لفظ فرنگی است و شرایطی دارد که اسباب زحمت خواهد شد. فرمودند پس چه باید کرد؟ عرض کردم دستخط بفرمایید همان روز که فرمان شاه مرحوم صادر شد مملکت ایران در عداد ممالک مشروطه درآمد.»
۵. دستخط ۲۷ ذیحجه
یک ساعت و نیم از شب سهشنبه گذشته مخبرالسلطنه دستخط را به مجلس آورد. چند هزار تن در صحن بهارستان زنده باد مشروطه گفتند. همان شب دارالشوری به تبریز آگاهی فرستاد. فردا برخی در تبریز هنوز بازار را نمیگشودند؛ سردستگان همه را به بازار فرستادند.
پوشش مجلس به تبریز تکمیل نواقص قانون اساسی و استحکام مشروطیت لفظاً و معناً را توفیق خواند و نوشت جا دارد بگویند الیوم اکملت لکم دینکم. عین دستخط به صدر اعظم در چاپ کسروی سال ۱۳۲۹ دارد؛ رویداد ۲۷ ذیحجه ۱۳۲۴ است، خطای حروفچینی. معنی دستخط این است که از روز فرمان پدر، دولت ایران در عداد دول مشروطهٔ صاحب کنستیتوسیون به شمار میآید و قوانین وزارتخانهها میباید مطابق شرع نوشته شود سپس به اجرا رسد:
«جناب اشرف صدر اعظم سابق هم دستخط فرموده بودیم که نیات مقدسه ما در توجه باجراء اصول قوانین اساسی که امضاء آنرا خودمان از شاهنشاه مرحوم انارالله برهانه گرفتیم بیش از آن است که ملت بتواند تصور کنند و این بدیهی است از همان روز که فرمان شاهنشاه مبرور انارالله برهانه شرف صدور یافت امر بتأسیس مجلس شورای ملی شد دولت ایران در عداد دول مشروطه صاحب کنستیتوسیون بشمار میآید منتهی ملاحظه که دولت داشته این بوده است که قوانین لازم برای انتظام وزارتخانها و دوایر حکومتی و مجالس بلدی مطابق شرع محمدی صلیالله علیه و آله نوشته آنوقت بموقع اجراء گذارده شود عین این دستخط ما را برای جنابان مستطابان حججالاسلام سلهم الله تعالی و مجلس شورای علی ابلاغ نمایند (۲۷) ذیحجةالحرام ۱۳۲۹ (شورای ملی)»
کسروی نتیجه را چهار میداند: لفظ مشروطه استوار شد؛ کاستی قانون اساسی دانسته شد و نوشتن دنباله آغاز گردید؛ نوز برداشته شد؛ شاه دانست هماورد او تبریز است نه تهران. برای دنباله سعدالدوله، تقیزاده، مشارالملک، حاجی امینالضرب، حاجی سید نصرالله و مستشارالدوله برگزیده شدند. به جای نوز بلژیکی دیگری به نام کینه نشست. گفته شد نوز پارهای نوشتهها را سوزاند. لاورس بند نشد و از ایران رفت. انجمن تبریز دوباره تلگراف سخت فرستاد.
پیامد
شورش پس از شش روز تمام شد. محاصره و جنگ خیابانهای تبریز در سال بعد است. کسروی مینویسد شاه فهمید اگر برانداختن مشروطه را میخواهد باید نخست چارهٔ تبریز کند. بست سید اکبر شاه در عبدالعظیم پس از این بحران آمد و هنوز دستاویز ارجداری نداشت.
سالشمار
۱۵ بهمن ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۱۵ بهمن ۲۴۶۵
میلادی ۴ فوریه ۱۹۰۷
نامههای تهران
سهشنبه ۱۵ بهمن؛ آگاهی از تاجگذاری بیمجلس و نگاهداشت بلژیکیان.
۱۶ بهمن ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۱۶ بهمن ۲۴۶۵
میلادی ۵ فوریه ۱۹۰۷
بازار تبریز
چهارشنبه؛ خواندن نامهها؛ تلگراف علما به دو سید.
۱۸ بهمن ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۱۸ بهمن ۲۴۶۵
میلادی ۷ فوریه ۱۹۰۷
ورود وکلا و خانهٔ مشیرالدوله
جمعه؛ قربانی تهران؛ جملهٔ صدر که دولت مشروطه نداده.
۲۱ بهمن ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۲۱ بهمن ۲۴۶۵
میلادی ۱۰ فوریه ۱۹۰۷
دستخط مشروطه
۲۷ ذیحجه ۱۳۲۴؛ عزل نوز در همان بحران؛ چاپ ویکی سال ۱۳۲۹ دارد.
داوری منابع
شاه گفت مشروطه چه لزوم دارد، مشروعه باشد؛ مخبرالسلطنه پاسخ داد مشروعه اختیار را به دست آخوندها میدهد و شاه تسلیم مجلس شد.
کسروی درخواستهای هفتگانهٔ انجمن تبریز را میآورد. مشیرالدوله در نشست شبانه گفت دولت مشروطه نداده و مجلس فقط برای وضع قوانین است. کسروی این سخن را معنی پس گرفتن آنچه پدر داده بود میخواند.
دوره
پادشاه
کسان
- محمدعلیشاهشاه کودتا و استبداد صغیر
عقبنشینی در برابر اولتیماتوم تبریز و صدور دستخط رسمی مبنی بر استقرار نظام مشروطیت در ایران.
- سید حسن تقیزادهرادیکال مجلس اول؛ رجل بعدی دولت
ارسال مخفیانه گزارش کارشکنیهای دربار به تبریز و تدوین ساختار شروط هفتگانه معترضان.
- میرزا جوادخان سعدالدولهدیپلمات و وکیل مجلس اول؛ چهرهٔ میانه
ریاست کمیسیون تنظیم پیشنویس متمم قانون اساسی همزمان با آرامسازی فضای عمومی.