جنبش مشروطه
بستنشینی گسترده اصناف و تجار در باغ سفارت بریتانیا
شاهنشاهی
۲۸ تیر ۲۴۶۵ تا ۱۸ مرداد ۲۴۶۵
میلادی
۲۰ ژوئیه ۱۹۰۶ تا ۹ اوت ۱۹۰۶
خلاصه
به ابتکار تجار تهران و هدایت اعضای انجمنهای مخفی، تجمعی که با گروهی کوچک آغاز شد به حضور بیش از چهارده هزار نفر در باغ سفارت انگلیس در قلهک بدل گشت. این تحصن با سازماندهی صنفی، طبخ غذا و جلسات آموزش حقوق اساسی، مطالبه عدالتخانه را به تأسیس مجلس شورای ملی و قانون اساسی ارتقا داد.
زمینه
با خروج علما به سوی قم، تجار و اصناف تهران از بیم انتقامجویی قزاقان عینالدوله در صدد پناهگاهی امن برآمدند. بهرهگیری از مصونیت دیپلماتیک باغ سفارت بریتانیا در قلهک، بزرگترین تحصن مدنی تاریخ معاصر ایران را رقم زد. کسروی اندیشه را از دو سید نمیداند و خرسندی ایشان را بعید میشمارد.
چه رخ داد
۱. شمار بستیان از پنجاه تا بیش از چهارده هزار
کسروی مینویسد دو روز پس از رفتن علما کسانی به قلهک رفتند و از کارکنان سفارت پرسیدند اگر پناهیم راه داده خواهد شد یا نه. سفارتیان گفتند راه داده نخواهد شد، ولی سخت نگرفتند. پسین پنجشنبه بیست و هفتم تیر نخست پنجاه تن کمابیش از بازرگانان و طلبهها به سرای سفارت در شهر رفتند. دولت که مسجد را گرد فرو میگرفت، دور سفارت سرباز نگماشت. از روز دوشنبه سی و یکم تیر شماره تا ۸۵۸ تن میبود؛ سه روز دیگر تا پنج هزار رسید؛ چهار روز دیگر تا سیزده هزار بالا رفت و بازارها یکبار بسته گردید. سپس شماره بیش از چهارده هزار شد. در نامهای که کسروی دیده مینویسد:
«قریب پانصد خیمه بلکه بیشتر زده شده تمام اصناف حتی پینهدوز و گردوفروش و کاسه بند زن که اضعف اصنافند در آنجا خیمه زدهاند...»
حاج محمدتقی بنکدار سررشتهدار آشپزخانه بود. بیش از ده دیگ بزرگ آبگوشت و پلو میپختند. هزینه را بازرگانان و پیشهوران از کیسهٔ خود میدادند.
۲. تأمین مالی کلان توسط تجار ملی
هزینههای هنگفت طبخ روزانه خروارها برنج، گوشت و تأمین چادرها و روشنایی توسط پنج کلانتاجر مشروطهخواه (حاج محمدحسین امینالضرب، حاج محمدتقی معینالتجار بوشهری، حاج محمداسماعیل مغازه، میرزا محمود اصفهانی و ارباب جمشید جمشیدیان زرتشتی) ضمانت و پرداخت گردید. کسروی انتظام را از کتاب آبی میستاید: رفتارشان بسیار ستوده و بسامان میبود و کسانی که گمان آشوبطلبی میرفت به میان راه نداده بودند.
۳. دو فهرست خواست
روزهای نخست، از ترس جان، خواستها از راه گرانت داف چنین باز نموده شد:
«اول – معاودت علمای مهاجرین بطهران. دوم – اطمینان بر اینکه احدی را بهانه نخواهند گرفت و شکنجه نخواهند کرد. سوم – امنیت مملکت، چه امروز کسی دارای مال و جان خود نیست. چهارم – افتتاح عدالتخانه که از طبقه علماء و تجار و سایر اصناف برای رسیدگی در مرافعات شرکت در او داشته باشند. پنجم – قاتل دو سید بزرگوار را قصاص نمایند.»
پاسخ دولت سر بالا بود: آقایان به اختیار خود عازم عتبات شدهاند؛ مملکت در کمال امنیت است؛ سالهاست عدالتخانه باز است و شعاعالسلطنه رئیس دیوانخانه است؛ کسی کشته نشده که قصاصش لازم آید. تا این پاسخ رسد حال دیگر شده بود. زبانها به خواستن مشروطه باز شده بود. خواست دوم:
«اول – بازگشت علمای اعلام دوم – عزل شاهزاده اتابک سوم – افتتاح دارالشوری چهارم – قصاص قاتلین شهدای وطن پنجم – عودت مطرودین (رشدیه و دیگران)»
۴. باغ سفارت به مثابه آموزش حقوق اساسی
تحصیلکردگان فرنگ، دیپلماتهای اصلاحطلب نظیر صنیعالدوله و منشیان ایرانی سفارتخانه نظیر حسینقلیخان نواب شبها برای سران اصناف و طلاب جلسات آموزش سیاسی برگزار میکردند. کسروی میگوید در آن چند روزه کسانی به مردم معنی آزادی و مشروطه و پارلمان را تا یک اندازه فهمانیده بودند. گزارش وکیلالدوله به دربار گواه این دگرگونی است:
«حکایت ازدحام مردم در سفارت ساعت به ساعت در تزاید و رسوایی و افتضاح بالا گرفته است و هر شب درس قانون میخوانند و همه اهل پلتیک و قانون شدهاند و حرفها میزنند که انسان مات میماند. مثلاً میگویند معنی تحتاللفظ شاه این است: نماینده ملت، و در صورتی که ملت کسی را نخواسته باشد، آن شخص را در هیچ دولتی نماینده نخواهند شناخت.»
عینالدوله برای شکستن تحصن، میرزا اسماعیلخان ممتازالدوله را مأمور تدوین آییننامه عدالتخانه کرد. این متن که در روزنامه ایران چاپ شد صرفاً ساختار اداری وزارت عدلیه را تغییر میداد. متحصنان با خشم نسخههای روزنامه را پاره کردند و اعلام نمودند که دوران فریب با عدالتخانه سپری شده و تنها به تأسیس مجلس شورای ملی رضایت خواهند داد.
ورقهٔ وابسته
عزل عینالدوله و انتصاب مشیرالدوله به صدارت عظماعزل عینالدوله میوهٔ مستقیم بست سفارت و هجرت قم بود؛ بدون آن فرمان مشروطه صادر نمیشد.
«طلاب علم وذریهٔ رسول را هدف گلوله سرباز کردند مسجد و معبد اسلام و خانه خدا را مثل قلاع اشرار و متمردین محاصره نمودند ببام مساجد سرباز و قراول گذاشتند نان و آب بروی علماء اسلام بستند»متن کامل این ورقه
پیامد
ایستادگی بیهمتای متحصنان سفارت و پیوند تلگرافی آنان با علمای قم، دربار مظفرالدینشاه را به زانو درآورد و به صدور فرمان مشروطیت انجامید. کسروی بست را کار خامان میداند نه دو سید؛ گمان میبرد کسانی خواستند نام دو سید از پیروزی نهایی بیفتد. نظم بستیان را میستاید.
سالشمار
۲۷ تیر ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۲۷ تیر ۲۴۶۵
میلادی ۱۹ ژوئیه ۱۹۰۶
آغاز بستنشینی
کسروی: پنجشنبه ۲۷ تیر، نخست حدود پنجاه تن بازرگان و طلبه.
۳۱ تیر ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۳۱ تیر ۲۴۶۵
میلادی ۲۳ ژوئیه ۱۹۰۶
هشتصد و پنجاه و هشت تن
دوشنبه ۳۱ تیر ۸۵۸؛ سپس پنج هزار؛ سپس سیزده هزار؛ سپس بیش از چهارده هزار.
۱۸ مرداد ۱۲۸۵
شاهنشاهی ۱۸ مرداد ۲۴۶۵
میلادی ۹ اوت ۱۹۰۶
پایان تحصن و خروج اصناف
پس از فرمان تکمیل؛ مردم از سفارت پراکنده شدند.
داوری منابع
براون تحصن ۱۴ هزار نفری در باغ سفارت را نمونهای شگفتانگیز از انتظام مدنی، پاکیزگی و بلوغ سیاسی اصناف توصیف میکند.
کسروی اندیشهٔ رفتن به سفارت را از خامان میداند نه از دو سید. بست از حدود پنجاه تن در ۲۷ تیر به بیش از چهارده هزار رسید. دو فهرست خواست تنظیم شد.
باغ سفارت به دانشگاهی برای آموزش حقوق اساسی بدل شد و خواست مردم را از عدالتخانه مبهم به مجلس قانونگذاری کشاند.
دوره
پادشاه
کسان
- حاج محمدحسن امینالضرببزرگتاجر و رئیس ضرابخانه؛ بانی مجلس وکلای تجار
تأمین بخش عمده هزینههای کلان مالی و تدارکاتی بستنشینان در باغ سفارت.
- حاج محمدتقی معینالتجار بوشهریسخنگوی اقتصادی تجار در مجلس اول و پیشگام تأسیس بانک ملی
مشارکت در تأمین مالی و هماهنگی شبکه تجار حامی تحصن.
- ارباب جمشید جمشیدیانبانکدار و حامی مالی مشروطه؛ نماینده زرتشتیان در مجلس اول
تسویه چکهای مالی و پشتیبانی لجستیکی از بستنشینان اصناف.
- محمودخان احتشامالسلطنهدیپلمات تجددخواه؛ رئیس مجلس اول شورای ملی
حمایت سیاسی و انتقال مطالبات تحصن به رجال دربار.
- مرتضیقلیخان صنیعالدولهنخستین رئیس مجلس شورای ملی
ارتباط با سران اصناف و کمک به تدوین حقوقی خواستههای ملی.